توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تحلیل ادوار تفسیری امامان شیعه از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علی و آله تا عصر امام باقر علیه السلام، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل ادوار تفسیری امامان شیعه از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علی و آله تا عصر امام باقر علیه السلام شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل ادوار تفسیری امامان شیعه از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علی و آله تا عصر امام باقر علیه السلام:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل ادوار تفسیری امامان شیعه از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علی و آله تا عصر امام باقر علیه السلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تحلیل ادوار تفسیری امامان شیعه از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علی و آله تا عصر امام باقر علیه السلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل ادوار تفسیری امامان شیعه از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علی و آله تا عصر امام باقر علیه السلام :
مقدمه
گرچه قرآن نزولی تاریخی دارد، لیکن حقیقتی فراتاریخی است و آیاتش با تغییر و تحولات جامعه مصداق های جدیدی پیدا می کند. این پدیده تاریخی آنگاه اهمیتی مضاعف می یابد که در مقطعی طلایی، نقشی سرنوشت ساز ایفا کند؛ همانند عصر حضور امامان معصوم(ع) که به یمن بهره مندی از هدایت های تفسیری ایشان، دوره ای کلیدی و بی بدیل در تاریخ تفسیر شیعه تلقّی می گردد و علاوه بر آن، به سبب حضور صحابه و تابعان، از اهمیت ویژه ای برای سایر مسلمانان برخوردار است و در مجموع، نقش سرنوشت سازی برای ادوار متأخر تا به امروز ایفا می کند. ظهور سیره سنت ستیزانه دستگاه حکومت، که تا عصر حیات امام باقر(ع) استمرار یافت از یک سو، و نوپایی مکاتب فکری (کلامی، فقهی و تفسیری) اسلامی و تأثیرپذیری عمیق آنها از شرایط اجتماعی، سیاست ها و وضعیت فرهنگی مسلمانان از سویی دیگر، و دوران پر فراز و نشیبی که شیعیان این زمان، چه در عرصه ایدئولوژیکی و باورهای دینی، و چه به لحاظ حیات اجتماعی و وضعیت معیشتی تجربه می کردند، نیمه نخست عصر حضور امامان شیعه را به نوبه خود، به مقطعی پر فراز و نشیب، سخت گذر و سرنوشت ساز تبدیل می نمود. با تبیین و تحلیل فرصت ها و چالش ها و نیز نوع سیاست های تفسیری امامان معصوم(ع)، می توانیم به شناختی صحیح از فضای صدور روایات تفسیری ائمّه اطهار(ع) دست یافته، شأن صدور و جهت صدور آنها را کشف کنیم تا شرایط علمی لازم را برای فهم کامل تر کلمات آنها فراهم نماییم.
مفهوم شناسی و پیشینه مطالعات
اصطلاح «تفسیر» از دو زاویه توصیفی و تجویزی (توصیه ای) قابل تبیین و بررسی است. زاویه «نگاه توصیفی» بر پایه ترسیم بی طرفانه واقعیت جاری شکل می گیرد و نگاهی رئالیستی دارد، و حال آنکه در «رویکرد تجویزی»، آرمان ها و ایده آل های ذهنی ما درباره یک دانش و یا پدیده، مطمح نظر قرار می گیرد و به توصیه گری و استفاده از بایدها و نبایدها می پردازد. اصطلاحات علمی آنگاه که از زاویه درون دانشی مورد نظر قرار گیرند، عموماً بر پایه نگاه «تجویزی» تعریف می شوند. همین اصطلاحات آنگاه که موضوع مطالعه یک مورّخ و یا فیلسوف علم قرار گیرند، از زاویه برون دانشی تحلیل می شوند و با رویکردی «توصیفی » تعریف خواهند شد. بر پایه رویکرد «تجویزی»، تفسیر دربردارنده دو مؤلّفه مهم معنایی «کشف ابهام» و «رسیدن به مراد الهی» است و آنچه فارغ از این دو رسالت مهم شکل گرفته باشد، تفسیر نیست. این در حالی است که تفسیر در نگاه یک مورخ، همان واقعیت جاری در میان مفسّران است؛ همان چیزی که در کتب تفسیری به چشم می خورد. در این نگاه، تفسیر مقید به الفاظ و تعابیر مشکل نمی شود، بلکه در عرف مفسّران، به همان شکل که برای کشف ابهام و خفای معنایی به کار می رود، بر «بیان معنای پیدا و ظاهری » نیز اطلاق می گردد (زرکشی، ۱۳۹۱، ج۲، ص۱۴۹). در این نگاه، «کشف مراد الهی از طریق بیان مفهوم و یا مصداق منحصر»، تنها بخشی از آن چیزی است که به نام «تفسیر » خوانده می شود. در واقع، آنچه با نام «میراث روایات تفسیری» شناخته می شود، غالباً جز تطبیقات و بیان مصادیق نیست، و این ذهنیت تجویزی ماست که از اطلاق عنوان «تفسیر» بر آنها اجتناب می کند؛ اما یک مورّخ این روایات را به عنوان بخشی از فعالیت های تفسیری صورت گرفته ذکر می کند. البته برخی نویسندگان با نگاهی موسّع به تعریف روایت تفسیری پرداخته، با تقسیم آنها به «مصطلح» و «غیر مصطلح»، دسته دوم را روایتی می دانند که در پرتو آن، جهتی از جهات معنایی آیه مفهوم گردد، بی آنکه حدیث به طور خاص، ناظر به آیه یا آیاتی خاص یا قاعده ای کلی از قواعد فهم قرآن گردد (احسانی فر، ۱۳۸۴، ص۲۷۱).
نکته دیگر آنکه تفسیر گاه به عنوان یک فرایند (فعالیت تفسیری)، گاه به عنوان یک علم (دانش نظری)، و گاه به عنوان برایند فعالیت های مفسّر در قالب آثار کتبی و یا شفاهی اراده می شود که منظور مطالعات تاریخی است. با این وصف، تفسیر هرچند معنای تجویزی محدودی دارد، اما در مطالعات تاریخی، معنایی به پهنای همه آثار و مکتوبات تفسیری می گیرد و در پژوهش پیش رو نیز به همه آثار پیرامونی قرآن اطلاق می شود.
مطالعات فراوانی در خصوص سیر تاریخ تفسیر اهل بیت(ع) تک نگاری های مرتبط با برخی معصومان(ع)، همچنین تاریخ شیعه به طور عام و تاریخ دانش های شیعی مرتبط با حوزه تفسیر (همچون فقه، کلام و حدیث) صورت گرفته است که می توانند به عنوان پیشینه مطالعات تفسیری و یا مطالعات مرتبط با حوزه تفسیر مطرح گردند. در این خصوص، کتاب هایی همچون سیر تطوّر تفاسیر شیعه، اثر محمدعلی ایازی؛ علم التفسیر کیف نشأ و تطوّر، از عبدالمنعم النمر، تطوّر تفسیر القرآن، اثر محسن عبدالحمید، تاریخ تفسیر قرآن، اثر احمد پاکتچی؛ تاریخ شکل گیری روایات تفسیری، از ولید صالح به زبان انگلیسی؛ سیر تکاملی تفسیر در آغاز اسلام» تألیف بِرگ هربرت، و سیر تکاملی تاریخ قرآن و تفسیر، اثر محمد حیدری و یوسف فضایی در زمره منابعی هستند که ادوار تفسیری شیعه را بررسی کرده اند. کتاب های پژوهشی پیرامون تاریخ تفسیر قرآن، از سهراب مروتی؛ تاریخ تفسیر، اثر سیدعلی کمالی؛ و با همین نام از حبیب الله جلالیان؛ المنهج الأثری فی تفسیر القرآن؛ حقیقته و مصادره، از هدی جاسم ابوطبره؛ و در خصوص تک نگاری ها، کتاب الإمام الباقر و أثره فی التفسیر، اثر حکمت عبید الخفاجی؛ امام علی(ع) و قرآن، از محمد مرادی با بحث حاضر مرتبط هستند.
نقش متغیرهای طبیعی و انسانی در شکل گیری ادوار تفسیری امامیه
یکی از مسائل مهم در فلسفه تاریخ، تبیین محرّک های تحول تاریخ است. انسان موجودی است که در زندگی اجتماعی خود، تغییر و تکامل می پذیرد و این تحوّل یافتگی تا عرصه های ایدئولوژیکی، دانشی، و رفتاری امتداد می یابد. پس باید به جای آنکه با رویکردی تفکیک گرا، به دنبال عوامل و زمینه های مستقل برای رویدادهای تفسیری بگردیم، پدیده های تاریخی عصر نزول را در پیوند با یکدیگر نگریسته، در پی کشف محرّک های فراگیر برای حرکت مجموعی آنها باشیم.
اما چه عاملی در پس تحوّلات تاریخ ایفای نقش می کند یا در آن سهیم می شود و یا استعداد آن را در خود می پرورد؟آیا چنان که برخی پنداشته اند، باید دستِ قدرتی مرموز را در سامان دادن به حوادث دخیل دانست؟ (هگل، ۱۹۸۸، ص۵۷) یا با نگاه ماده گرایانه، به اعجاز اقتصاد ایمان آورد؟ (اریکسون، ۲۰۰۸، ص۴۳ -۴۴؛ کلاوس، ۲۰۱۴، ص۷۳) و یا فرهنگ را عامل اصلی تحوّلات برشمرد؟ (هاگز، ۱۹۹۱، ص۲۷) و یا همچون توین بی اصل «تهاجم و تدافع» را تعیین کننده شکل و نیروی حرکت تاریخ دانست؟(کریستین، ۲۰۱۱، ص۳۰۱-۳۰۳) و یا شاید همچون منتسکیو محیط طبیعی را عامل بروز نیازهای جدید و نیروی محرّک جامعه خواند؟(میلر، ۲۰۰۱، ج۱۸، ص۲۴۲). ممکن بگوییم: همه این عوامل (فرهنگ، محیط طبیعی، غرایز فردی، ثروت، قدرت، و حتی مشیت) در شراکت با یکدیگر عمل می کنند. محیط خشک و عقیم شبه جزیره همّت عرب جاهلی را به تلاش برای بقا مصروف می دارد و او مجبور است از حداقل مواهب، حداکثر بهره را برده و برای مصون ماندن از شرّ رُقبا، خود را به نهاد قدرت (قبیله خویش) و پی روی از مصالح قبیله وابسته نماید. عصبیت عربی او را در درجه نخست، به تعامل در جهت تأمین مصالح قبیله خود، سپس رقابت برای کسب برتری و در نهایت، حذف رقبا از صحنه، و قبضه قدرت و ثروت سوق می دهد. روحیه قبیله گرایی، میانه ای با حکومت مرکزی فراقومیتی ندارد و حکومت قبیله گرا نیز بدون به کارگیری سیاست های سنجیده، دوام نخواهد یافت. ازاین رو، و به منظور تضمین قدرت می بایست به بسط قدرت از طریق جذب حداکثری مردم (به خود، قبیله، سرزمین و یا مدل حکومتی خود) و فرسودن قدرت مخالف روی آورد. جذب حداکثری از مجرای جلب و تأمین منافع چهره های دارای نفوذ، همسو کردن قبایل ذی نفع، تأکید بر عناصر وحدت بخش همچون نژاد، زبان، سنّت و آداب مشترک، و بهره برداری از باورهای دینی مردم برای تحکیم پایه های حکومت شکل می گیرد. فرسودن قدرت مخالفان نیز از طریق تفرقه افکنی میان آنها، سلب آزادی ها، بسط فضای رعب و وحشت، ترور شخصیتی رهبران، خالی کردن اطراف آنها از هم پیمانان، محاصره ایدئولوژیکی، بسیج افکار عمومی علیه آنها، قطع منابع مالی، و در نهایت، از میان برداشتن آنها صورت می گیرد.
مجموعه این سیاست ها همان چیزهایی است که خلفا و حکام وقت علیه اهل بیت پیامبر(ص) به عنوان اصلی ترین جریان رقیب، به راه انداخته بودند. بخشی از این طرح به طور مستقیم با حوزه تفسیر ارتباط می یافت. برای مثال، سیاست «منع تدوین و به واقع نقل حدیث» که به هدف ممانعت از ظهور برتری ایدئولوژیکی جناح رقیب[۱] شکل می گرفت، محدود ساختن حوزه فعالیت اهل بیت(ع) و تشویق مردم به مصادر اسرائیلی[۲] و یا بسط بی قاعده اجتهادگرایی در تفسیر (شرف الدین، ۱۴۰۸ق، ص۸۷-۳۱۷)، همچنین تحریف واقعیات و جعل احادیث در مناقب خود و مثالب رقیب (ابن ابی الحدید، ۱۳۸۳، ج۴، ص۶۳ و ۷۳)، تحریف معنوی قرآن و زدودن ابعاد ولایی از آن،[۳] بخشی از سیاست هایی است که دستگاه حکومت به تدریج و در موقعیت مناسب به کار بست.
در کنار این اهرم ها، که مستقیم و یا غیر مستقیم بر فعالیت تفسیری اهل بیت(ع) تأثیر می گذاشت و واکنش های تدافعی آنها را موجب می گردید، متغیرهای اقتصادی و فرهنگی دیگری نیز در شکل دادن به حرکت تفسیری اهل بیت (ع)سهیم بود؛ مسائلی همچون فتوحات و سرازیر شدن نعمت به بلاد اسلامی، توسعه قلمرو جغرافیایی اسلام و ورود ارباب مذاهب و ملل بیگانه به حوزه اسلام، پیشرفت دانش و ظهور مسائل جدید، تخصصی شدن دانش ها و دانشمندان، ارتقای سطح معلومات توده ها، و تسهیل امر کتابت. با این مقدمه، بحث خود را با بررسی ادوار تفسیری امامیه پی می گیریم:
عصر علوی؛ عصر طلایی تفسیر
با رحلت پیامبر اکرم(ص) تا شهادت امام علی(ع) میراث تفاسیر نبوی دست خوش چند تحول بزرگ گردید:
نخست. در مقطع خلفا که آماج بی مهری شدیدی قرار گرفت و سپس در عصر خلافت حضرت علی(ع) که از حیث محتوا و روش پالایش یافت و به منهج اصیل خود بازگشت. امام علی(ع) در این مدت، جامعه تفسیری را با آسیب های خطرناکی مواجه می دیدند. نخستین آسیب، روی گردانی خلفای سه گانه از اهتمام به تفسیر و نقل میراث نبوی بود که نخست با چاشنی احتیاط در تفسیر (طبری، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۷ و ج۳۰، ص۳۸) و سپس با بهانه پرهیز از آمیختن قرآن با سنّت، و تحت بخشنامه «منع کتابت و در واقع نقل احادیث غیرفقهی» صورت می پذیرفت.[۴]
دوم. نفوذ جریان وازدگی از تفسیر در میان اقشار جامعه، که در درجه اول، میراث ناآگاهی و بی رغبتی موروثی عرب جاهلی است[۵] و در میان خواص نیز زیر نقاب دغدغه های دینی، همچون وجود روایات نهی کننده (نیشابوری، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۱۶)؛ پرهیز از خلط قرآن با سنّت (ابن حنبل، ۱۴۲۱ق، ج۱۷، ص۱۵۶)؛ مهجور ماندن قرآن (غزالی، بی تا، ج۱، ص۷۹)؛ تشدید اختلافات (ذهبی، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۹)؛ و پیدایش کتابی مانند قرآن (ابن سعد، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۱۴۳)[۶] مطرح می شد. از میان هفت شخصیتی که ذهبی از آنها با عنوان «مفسران بزرگ» یاد می کند(ذهبی، بی تا، ج۱، ص۶۳)، تنها امام علی(ع)، ابن مسعود، ابن عباس و ابی بن کعب را می توان یافت که روایات فراوانی به جای گذارده اند.
سوم. نفوذ اسرائیلیات و رهبران دروغین، که به هدف دورنمایی جامعه از رهبران راستین صورت گرفت. مسلمانان با مسدود دیدن درب سنّت نبوی و علوم اهل بیت(ع) به روی خود و خالی یافتن مشت صحابه از معارف قرآنی، به گمان جواز پرسش از اهل کتاب، خود را در معرض انبوهی از خرافاتی قرار دادند که میوه ای جز تشبیه و تجسیم و تلویث دامان عصمت انبیاء به انواع شبهه ها نداشت و به ظهور فرقه های منحرفی همچون «ارجاء»، «تشبیه»، و «تصوّف » انجامید. برای مثال، تمیم داری(۴۰ق) که سابقه ای در مسیحیت و زهدپیشگی داشت، توسط خلیفه دوم برای قصه گویی بر مردم گماشته شد. او هر جمعه دوبار قصه می گفت و در زمان عثمان، یک بار دیگر هم اجازه یافت (ابن جوزی، ۱۴۰۹ق، ص۲۲). خرافه «جَسّاسه»[۷] (مسلم، بی تا، ج۴، ص۲۲۶۲) و روایت بی شرمانه شراب خواری پیامبر اکرم(ص) (سیوطی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۱۸) از اوست. کعب الأحبار(۳۴ق) به دعوت عمر در مدینه ساکن شد، و تا زمان شورش مردم علیه عثمان، به نقل حدیث پرداخت (ابن عساکر، ۱۴۱۹ ق، ج۱، ص۱۲۱). از جمله برساخته های وی، روایاتی است که در قالب تجسیم و تشبیه خداوند می گنجد (طبری، ۱۴۱۲ق، ج۱۶، ص۱۵۵و ج۲۷، ص۳۱) و یا با عصمت فرشتگان ناسازگار است (همان، ج۱، ص۳۶۳).
در چنین شرایطی حضرت علی(ع) که به تصریح روایات، ازویژگی هایی همچون پیش گامی در دریافت معارف قرآن (حسکانی، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۳-۴۴)؛ عصمت تفسیری (کلینی، ۱۳۶۵، ج۱، ص۶۴)؛ جامعیت تفسیری (همان، ج۱، ص۶۱ و ص۲۲۹؛ حسکانی، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۳)؛ و محوریت تفسیری (همان، ج۱، ص۳۹) برخوردار بودند، به مبارزه با دروغ پردازان و جریان های اسرائیلی پرداختند. ایشان کعب الأحبار را شماتت می کردند (ورام، ۱۳۷۶ق، ج۲، ص۵؛ عینی، بی تا، ج۱۵، ص۴۳)؛ روایات تشبیهی او را مردود می شمردند (ورام، ۱۳۷۶ق، ج۲، ص۵) و وی را دروغگو می دانند (مجلسی۱۴۰۴ق، ج۱۴، ص۱۰۳). پس از پذیرش خلافت نیز قصه پردازان را از مسجد اخراج کردند و بازار آنها را تعطیل نمودند (همان) و برای کسانی که داستان ساختگی ازدواج حضرت داود(ع) با اوریا را روایت کنند، مجازات تازیانه تعیین کردند (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۹ق، ج۱، ص۲۴۹).
از دیگر خدمات تفسیری حضرت علی(ع)، تربیت شاگردان برجسته تفسیری بود. سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن اسود، جابر بن عبدالله، و شخصیت های تابعی همچون محمد بن حنفیه، میثم تمار، عبیده بن قیس کوفی، زرّ بن حبیش، زید بن وهب، و سعید بن مسیب افتخار شاگردی آن حضرت را داشتند (بسوی، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۴۴۴؛ صدر، ۱۴۱۳ق، ص۲۶۰). همچنین ابوالأسود دؤلی شیعی، که با رهنمودهای حضرت علی(ع)، علم نحو را پایه گذارد (ذهبی، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۲۷۸) و یا ابوعبدالرحمان سلمی که گرچه گرایش مذهبی او مشخص نیست (ثقفی کوفی، ۱۳۵۳، ج۲، ص۵۶۷؛ قس. بلاذری، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۳۳۸) لیکن از شاگردان حضرت علی(ع) در علم قرائت و استاد عاصم و دیگر قاریان مشهور بوده است. برخی همچون ابن عباس، ابن مسعود و ابی بن کعب نیز زعامت مکاتب تفسیری مکّه، کوفه و مدینه را بر عهده داشتند.
نهضت تفسیری امام علی(ع) در دوران زمام داری خود در کوفه، این مقطع را به عصر طلایی تفسیر تبدیل کرد. آن حضرت اگر تا دیروز تعالیم تفسیری خود را برای معدودی از یاران خویش بازگو می کردند، امروز بر بالای منبر و برای توده ها بانگ می زنند، و اگر شاهد جفای حاکمان به قرآن و تفسیر آن بودند، امروز خود مروّج قرآن و تفسیر می شوند و مردم را به پرسش از قرآن فرا می خوانند؛ و اگر نظاره گر دسیسه ها برای واژگون سازی تعالیم ناب توحیدی، تحریف جایگاه قدسی رسالت، نسخ ولایت و مسخ شریعت بودند، امروز می توانند حقیقت قرآن را آشکار سازند. انبوه روایات تفسیری برجای مانده از این مقطع، خود شاهد گویای این حقیقت است.
آموزه های تفسیری آن حضرت به سه مؤلفه تقسیم پذیر است: الف. تبیین مبانی قرآن نهاد دین؛ ب. تعلیم قواعد و روش تفسیر؛ و ج. تبیین دانش های لازم برای تفسیر. مؤلفه نخست از مراجعه به کلمات آن حضرت که الهام گرفته از قرآن و یا تطبیق گر و شارح آنند روشن می شود. آن حضرت بر این باور بودند که قرآن دربردارنده همه آموزه های هُدایی لازم است (فرات کوفی، ۱۴۱۰ق، ص۶۸) و جویندگان هدایت، در پی چیزی نمی روند، جز آنکه در قرآن آمده باشد (حرّ عاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۱، ص۲۰)، و این تنها حضرت علی(ع) است که به گفته خود، توان به سخن آوردن قرآن را دارند (صبحی صالح، بی تا، ۲۲۳).
تفاسیر حضرت علی(ع) معلّم روش صحیح تفسیر نیز هست. لزوم توجه به ناسخ و منسوخ، عام و خاص، و محکم و متشابه قرآن، تذکّراتی است که به وفور در روایات آن حضرت یافت می شود(ر. ک: کلینی، ۱۳۶۵، ج۱، ص۶۲). ایشان ریشه انحرافات عقیدتی فرقه هایی همچون «خوارج»، «مرجئه» و «قدریه» را در مراجعه به آراء و وانهادن علوم اهل بیت(ع) می دانند و علاج آن را رجوع به مفسّران واقعی قرآن (اهل بیت() می شمرند (حرّ عاملی، ۱۴۰۹ق، ج۲۷، ص۴۴؛ ج۲۸، ص۳۳۵). ایشان همچنین مفسّران را از ظاهرگرایی، که از آسیب های کهنه جامعه اسلامی و میراث فرهنگ جاهلی و روایات اسرائیلی است، برحذر می دارند و بر باطن داشتن قرآن و به تأویل رفتن آیات تأکید می ورزند. سیره عملی ایشان در تفسیر، شاهد بر این مدّعاست (صدوق، ۱۳۹۸ق، ص۲۶۵).
افول تفسیر در عصر حسنین(ع)
حکومت علی(ع) گرچه برای تفسیر، عصری طلایی محسوب می گردد، اما برای جامعه آن زمان چنین نیست. مخاطبان حضرت علی(ع) سال ها تنها با الفاظ قرآن خو گرفته و از معارف والای آن جز اسطوره ها چیزی به یاد نداشتند. خدایشان بر بالای صخره بیت المقدس جا خوش کرده و با آب دهان خود، زمین و آسمان را آفریده بود، و آنگاه پای خود را بر زمین نهاده بود تا کوه ها سر برآورند. همه هفت زمین بر بالای آن صخره قرار داشت و صخره در کف یک فرشته و آن فرشته بر بال ماهی سوار و آن ماهی. . . (سیوطی، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۲۳۹). چنین انسانی که معارف خود را از آبشخور روایات اسرائیلی گرفته، اکنون از خدایی می شنود که به تعبیر حضرت علی(ع): «افکار ژرف اندیشان ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریاهای دانش به او نخواهد رسید » (صبحی صالح، بی تا، ۳۹).
واقعیت آن است که با کشته شدن عثمان، اقبال برخی از مردم به حضرت علی(ع) با انگیزه های دنیوی صورت گرفت و جامعه اسلامی آمادگی چندانی برای پذیرش تحوّلات فرهنگی عمیق نداشت. این گروه، که از آنها با نام «شیعه سیاسی » یاد می شود (فیاض، ۱۳۸۳، ص۳۲؛ سبحانی، بی تا، ج۶، ص۱۴۳)، دریافته بودند که نمی توانند با حذف اهل بیت(ع)، به رفاه و آسایش مطلوب خود، که تنها در سایه عدالت و رفع تبعیض به دست می آید، نایل آیند.
این گروه با عنوان «شیعه علی» شناخته می شدند و در نقطه مقابل «شیعه معاویه» و «شیعیان حامی فتنه جمل» قرار می گرفتند.[۸] شیعیان سیاسی به گفته حضرت علی(ع)، آن حضرت را برای دنیای خود می خواستند (صبحی صالح، بی تا، ص۱۹۴). ازاین رو، با شهادت حضرت علی(ع) و گردش پیاله دنیا به سوی حزب اموی، وضعیت این گروه نیز به سرعت دگرگون شد و جامعه به بدتر از حالت پیشین خود بازگشت. این در حالی بود که شیعیان عقیدتی آن حضرت در وضعیت خفقان به سر می بردند؛ چنان که مطابق بخشنامه سوم معاویه، هر کس جزو شیعیان حضرت علی(ع) به شمار می آمد، نامش از دیوان حذف و حقوق او از بیت المال قطع و خانه اش بر سرش خراب می شد (ابن ابی الحدید، ۱۳۷۸، ج۱۱، ص۴۵).
بسیاری از بدعت های عصر اموی همان هایی بود که در عصر خلفای سه گانه رواج داشت. اصولاً معاویه را «احیاگر سنّت عمر» می دانند (ابن خلال، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۴۴). وی به محض رسیدن به خلافت و اعلام رسمی نقض عهدنامه (بلاذری، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۴۸)، الگوی حکومتی خود را اعلام داشت (ابن ابی الحدید، ۱۳۷۸، ج۱۶، ص۱۵) که ویژگی بارز آن سکولار بودن آن است؛ حکومتی که توجّهی به اقامه شعائر دینی و صیانت از میراث اصیل اسلامی و فرهنگ مسلمانی ندارد و هرچه را به تقویت پایه های سلطنت بینجامد مشروع می داند، حتی اگر در قالب ترویج اکاذیب به عنوان روایت نبوی، و یا تحکیم باورهایی همچون جبرگرایی به عنوان اصول ایمانی باشد. الگوی سکولاریته حکومت معاویه بر پایه ارائه تفسیری دنیوی از شخصیت های دینی، ترویج تفکّر جبرگرایی(ابن شهرآشوب، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۲۲) و دامن زدن به دنیاگرایی و اباحه گری(ارجاء) (معروف الحسنی، ۱۴۰۷ق، ص۱۷۵) شکل می گرفت و با چاشنی ایجاد و یا تقویت فتنه های طایفه ای و مذهبی(عقاد، ۱۳۸۶ق، ص۶۴) استمرار می یافت. در واقع، معاویه درصدد ارائه اسلام اموی به جامعه اسلامی بود؛ الگویی که در حوز عقیده، از جبر و تشبیه؛ در حوزه اخلاق، از اباحه گری؛ در حوزه سیاست، از شخصی سازی دین؛ در حوزه فرهنگ، از ناسیونالیسم عربی؛ و در حوزه تعبّدیات نیز از رأی گرایی و اجتهاد در مقابل نصّ پی روی می کرد. یاوه سرایی های مربوط به عشق پیامبر به زینب بنت جحش (ابوزهره، ۱۴۲۵ق، ج۳، ص۱۱۰۰)، و یا صدور گناه از ایشان (معروف الحسنی، ۱۴۱۲ق، ص۴۵۱-۴۵۲) به این دوره مربوط می شود.
تفاخرهای نژادی با رواج یافتن اشعار و مفاخر جاهلیت از دیگر سیاست های معاویه برای مشغول داشتن مردم به فرهنگ نیاکان و دور ماندن از قرآن و فرهنگ اسلامی به شمار می رود (صبحی صالح، بی تا: ص۴۰۶). علاوه بر این، ترور شخصیتی نیز در دستور کار معاویه قرار گرفت و انبوهی از روایات درباره فضایل امویان و شام و مثالب علویان و کوفه، جعل و یا واژگون گردید(ابن ابی الحدید، ۱۳۷۸، ج۴، ص۶۳). سیاست تخریب چهره اهل بیت(ع) در کنار فشار بر شیعیان و ترور آنها، فضای خفقان آمیزی را موجب شد که مهم ترین دستاورد برای اهل بیت(ع) صیانت از جان، عرض و ایمان جمعیت اندک شیعیان اطراف خود گردد. با وجود این، حسنین (ع)از هر فرصتی برای مقابله با هجمه فرهنگی تفسیری امویان دریغ نمی کردند.
میزان ثمربخشی تلاش تفسیری امام حسن(ع) را از گزارش های پراکنده تاریخی حدس می زنیم. می دانیم که قرار صلح با اصرار معاویه و مکاتبات پی در پی وی صورت گرفت. عجیب است که معاویه از صلح خویش اظهار پشیمانی می کند. علت این امر را می توان در سخنان عمرو بن عاص خطاب به معاویه فهمید؛ زمانی که می گوید: حسن سنّت پدر خود را احیا نمود و کفش ها در پشت سر وی به صدا درآمده اند. . . (طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۷۰). گرچه گزارشی از وجود جلسات تفسیری به ما نرسیده، اما برکات تفسیری امام حسن مجتبی(ع)به یمن مجاهدت های شبانه روزی آن حضرت، به سرعت شکوفا گردید و محدّثان و راویان بسیاری را به جامعه اسلامی تقدیم نمود (حاج حسن، ۱۴۲۸ق، ص۲۹۶). بسیاری همچون اصبغ بن نباته، جابر بن عبدالله، حبیب بن مظاهر، حجر بن عدی، زید بن أرقم، سلیم بن قیس، ظالم بن عمرو، کمیل بن زیاد و میثم تمار، به گفته شیخ، در زمره اصحاب ایشان و برخی از آنها نیز دارای آثار تفسیری اند(طوسی، ۱۴۱۵ ق، ص۹۳-۹۷). روایات باقی مانده از آن حضرت ترسیم گر نوع جهت گیری های تفسیری ایشان است که عبارتند از: الف. تبیین جایگاه قرآن در هدایت گری(دیلمی، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۷۹) و نقش اهل بیت(ع) در تفسیر آن (مفید، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۷)؛ ب. برملاسازی ماهیت حزب اموی از رهیافت آیات؛ ج. مبارزه با بدعت ها و مفاسد اجتماعی؛ همچون مبازره با سبّ حضرت علی(ع) از طریق بازگفتن آیات کرایم ایشان (فرات کوفی، ۱۴۱۰ ق، ص۱۷۰)؛ و د. مبارزه با تفسیر برأی از طریق تبیین روش صحیح تفسیر (دیلمی، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۷۹). مطابق گفته برخی، مجموعه روایات تفسیری منقول از آن حضرت ۵۱ عدد بوده که ۶ عدد ناظر به روش تفسیری آن حضرت است (جلالی، ۱۳۹۳، ص۲۴۱).
عصر امام حسین(ع) با وجود شباهت هایی با شرایط عصر امام حسن مجتبی(ع)، تفاوت هایی نیز با آن داشت. اوضاع اجتماعی این عصر ملتهب تر از گذشته و اعتراضات مردمی به سیاست های اختناق آمیز، ضدّ دین، و ظالمانه امویان بالا گرفته بود. وضع به گونه ای بود که شیعیانی که تا دیروز در برابر امام حسن(ع) فریاد «زندگی! زندگی!» برآورده بودند، امروز مرگ شرافت مندانه را بر زندگی ذلت بار خود ترجیح می دادند (قرشی، ۱۴۲۰ ق، ج۷، ص۱۰۶). در چنین شرایطی، تلاش تفسیری امام حسین(ع)که بخشی از مبارزات کلان فرهنگی ایشان را تشکیل می داد، بیش از پیش رنگ و بوی انقلابی به خود گرفت و آن حضرت با روشنگری های خود، زمینه را برای نهضتی بزرگ و سرنوشت ساز فراهم ساختند. تفاسیر آن حضرت غالباً اجتماعی سیاسی با مضامین تطبیقی (تطبیق آیات بر بنی امیه و آل علی(ع)) است. آن حضرت نیز شاگردان فراوانی تربیت کردند که از میان آنها،
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.