توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت فاطمه (س) در آئینه ادب فارسی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت فاطمه (س) در آئینه ادب فارسی شامل 74 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت فاطمه (س) در آئینه ادب فارسی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت فاطمه (س) در آئینه ادب فارسی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت فاطمه (س) در آئینه ادب فارسی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت فاطمه (س) در آئینه ادب فارسی :
فاطمه، زهرا، ام ابیها، شهادت، حضرت رسول، ائم اطهار«ع»، آئینه ادب، مزار
قال رسول الله (ص): اِنَّ فاطِمه شَجنه منّی یوذینی ما آذاها و یَسرّنی ما سرّها.[۱]
حضرت رسول(ص) فرمودند: همانا فاطمه شاخه ای از من است آنچه او را اذیّت کند مرا اذیّت می کند و آنچه اور مسرور سازد مرا شادمان می سازد.
گل بوت باغ مصطفی زهرا بود
آلال داغ مرتضی زهرا بود
خورشید بلند، در شبستان وجود
سرچشم رحمت خدا زهرا بود
ایزد منّان را در پس پرده های مشیّتش رازها و رمزهای بی شمار است و در نهانخان تقدیر و تربیتش طرفه کاری های بی حدّ و حساب است، گاهی با جلوه گری سحاب رحمتش گلستان زندگی را شاداب می سازد و یک زمانی با قدرت نمائی قهر و غضبش دریا را به جهنّمی سوزان بدل می نماید و گاهی با وزش نسیم کرمش آتش سوزانی را باغ و بوستان خلیلش می کند.
گلستان کند آتشی بر خلیل
گروهی بر آتش برد ز آب نیل[۲]
و آنگاه که دریای رحمتش به جوش و خروش می آید دوست و دشمن را غرق در ناز و نعمت می کند تا جائیکه برای مردمی که جز فساد و تباهی و قتل و غارت هنری نمی شناختند، پیامبری عظیم الشأن مبعوث می نماید و در میان طوایفی که دختران معصوم را زنده به گور می کردند خورشید وجود ریحان باغ نبوّت را به درخشش وا می دارد تا بوستان شخصیّت رو به زوال زن را طراوتی دیگر بخشد.
آری حضرت فاطمه «س» جلو جلال خداوندی و آئینه تمام نمای خصال نبوی و سیر علوی بود. یگانه بانوئی که دید روزگار به علوّ کرامتش خلقی ندیده بود و گوش به فضل و شرافتش مقامی نشینده بود.
بزرگ آیه ای که آیات الهی و روایات نبوی بیانگر شأن و منزلت اوست و احادیث ائم اطهار «علیهم السّلام» نشانگر مقام و مرتبت او .
این بانوی خاندان فضیلت پاسدار مرز آئین و حافظ حوز دین بود، برای پدرش، دختری مهربانتر از مادر بود و در قبال شوهرش بانوئی نمونه، و در تربیت فرزندانش یکّه تاز میدان عشق و مادری بود.
و در عین حال در متن حوادث کمر شکن و رویدادهای ناگوار جامعه حضور فعّال داشته و هرگز از مسئولیت و رسالت خویش غافل نبود.
فاطمه «س» تنها یک شخص نیست بلکه شخصیّتی جاویدان و حقیقتی سیّال است که در بستر زمان جاری می باشد و زلال فضیلت و کمالی است که بر جویبار اندیشه و ذهن طالبان حقیقت و جویندگان فضیلت روان می شود و سرزمین های مستعدّ و شایسته را سیراب کرده و از آنها گل های معرفت و حکمت می رویاند.
او نهال برآمده از بوستان نبوّت و گل شکفته در گلزار امامت و ولایت است غنچه ای که با نسیم وحی شکوفا شده و در فروغ مهر ولایت بالیده است.
این شخصیّت پیامبرگون از دیر باز مدّ نظر ادیبان و سخنوران بوده و هرکدام در توان استعداد خویش نه در خور شأن او بر آن دیوان پاک نبوی شرح ها نوشته و تعلیقات پرداخته اند، امّا چنین خورشید نور افشان معرفت را می توان در قالب الفاظ و محدو واژه ها گنجاند؟
و بدیهی است که انواع هنر، از جمله هنر شعر در ترسیم چهره ها و بیان خصایص شخصیّت ها سهمی بزرگ و تأثیری شگرف دارد و همین هنرمندان هستند که با خلاقیت خویش نام و اثر انسانی را جاودانه ساخته و فضیلت و کمال او را به تفصیل بیان می دارد، هر چند که گاهی شخصیّتی قابل تعریف و تصویر نیست، چرا که از کثرت بلندی مراتب و والائی کمالات، هنر نیز در برابر او از شرح و بیان عاجز می ماند و عظمت بیش از حدّ او را برنمی تابد.
با این وجود عشق و ایمان، و علاقه و اعتقاد دست از دامن پر عاطف شاعران برنمی دارد و آنها را ملزم می سازد تا با هم ناتوانی و عدم بضاعتشان ولی نعمتان خود را بستایند و پرتوی از فروغ تابان آنان را در منظر کمال جویان و شخصیّت شناسان قرار دهند که مهر و محبّت حضرت زهراء ام ابیها یکی از آن دامن گیران شعرای حقّ نعمت شناس است که شعرای شیعه و دیگر شعرای آزاده را بر آن داشته است که هر کدام در حدّ وسع خویش به دخت گرامی حضرت ختمی مرتبت ابراز عشق و اظهار ارادت کرده و هر یک به زبانی مدح و ثنای آن مجمع کمال گویند.
و از آنجا که شعر و ادب آئین افکار و اعتقادات ملّت هاست باورها و علاقمندی های مسلمانان به ویژه شیعه امامیّه در آثار شاعران متعهّد به روشنی انعکاس یافته و از شعر، منبری برای دفاع از اصول دینی و باورهای اعتقادی ساخته اند و در این راستا هر سراینده ای بر حسب نیاز خویش سرنیاز به آستان قدسی پیامبر گرامی اسلام، و مولای متّقیان و حضرت حورای انسیه ساییده و مسائل مربوط به آن بزگواران را از زوایای مختلف در سروده های خویش آورده اند که در این مختصر جهت رعایت حال مجلس به شش موضوع تحت عناوین:
۱- تولّد حضرت فاطمه «س».
۲- عطمت آن بزرگوار.
۳- لقب ام ابیها.
۴- مهر و محبّت فاطمه «س».
۵- شهادت مظلومان آن حضرت.
۶- و مجهول بودن مزار شریف آن بانوی خاندان فضیلت.
از زبان شعرای متعدّد خواهیم پرداخت تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
۱- تولّد حضرت فاطمه از دیدگاه چند شاعر:
یکی از مسائلی که نظر اکثر شعرای فارسی زبان را به خود جلب کرده است میلاد مسعود آن بانوی بزرگوار جهان است که هر شاعری با یاد کرد آن لحظات شادی آفرین سرود شادی سرداده و به پیامبر ختمی مرتبت، و حضرت خدیجه «س» تبریک گفته است، از جمله صابر همدانی در شعری چهل بیتی تحت عنوان (قبل آدم) جهان مرد دل را با قدوم مبارک او زنده می داند:
چه خرّم می وزد باد بهار از دامن صحرا
عبیر انگیز و نکهت بیزو عشرت خیز و بهجت زا
کنار جویباران رسته هر سو نوگلی از گل
سپید و آبی و زرد و بنفش و نیلی و حمرا
چرا از لاله و نرگس نمی پرسند اهل دل
که اندر دستشان آیا که داد این ساغر مینا؟
در آن گلشن چو دیگر بلبلان رطب اللّسان گردم
به پای گلبنی کز آن گل توحید شد بویا
مصفّا گلبن باغ رسالت، دوح عفّت
ضیا افزای افلاک جلالت، زهر زهرا
خدیجه دختر پاک خویلد را جگر گوشه
که شد از یمن مولودش جهان مرده دل احیاء
صفای قلب احمد «ص»، روشنی بخش دل حیدر
شفیع روز محشر فاطمه، صدّیقه کبری
زکیّه، مطمئنّه، راضیه، مرضیه، قدسیه
که حیدرگفت در وصفش، بتول ونخبه و عذرا[۳]
فوْاد کرمانی گوید:
زین دخت نبی که طلعتش نور بهشت
آورد زمانه دختری حور سرشت
چون خطّ جمال او به دیباچ صنع
در نقط حسن کلک قدرت ننوشت
سپیده کاشانی می نویسد:
در شبی ظلمانی و اندوه بار
لحظه ها می آمد از ره سوگوار
سرزمینی بود و شب فرمانروا
دردها بسیار اما بی دوا
غنچه ای چون لب به خنده می گشود
دست خون ریز خزانش می ربود
ناگهان آمد بهاران در حجاز
شد گلی برشاخسار وحی باز
شد زمان گهوار میلاد نور
صبح آمد زرفشان از راه دور
نوگل باغ نبوّت باز شد
مهر با مه هم دل و هم راز شد
در رسید از جان جانان این نوا
سوی آن عاشق که بُد رمز آشنا
کای محمّد(ص) کوثرت بخشیده ایم
مهر و مه در طالع او دیده ایم
کوثرت در قرن ها جاری شود
مظهر عشق و وفاداری شود
عرشیان با حمد و تهلیل و سرور
گرد آن گل آمدند از راه دور
چشم صحرا این عجب کی دیده بود؟
در زمین عطر خدا پیچیده بود
نام او را مصطفی (ص) زهرا نهاد
آن مه از گردون فراتر پا نهاد[۴]
شباب شوشتری نیز میلاد مبارک آن بانو را به جهانیان تبریک گفته و از نسل پدر بزرگوارش برتر می داند و می گوید: اگر مادر گیتی بتواند چنین دخترانی به دنیا بیاورد ای کاش هم پسرها در صلب پدرانشان می خشکیدند:
ای دل از نو ساز عشرت کن که شد فصل بهار
جان نمی کنجد به تن زاین مژده در لیل نهار
سرو را بنگر کز این شادی نمی یابد شکیب
کبک را بنگر کز این بهجت نمی گیرد قرار
بهر مولود بهین بانوی حورا منزلت
بهر ایجاد مهین خاتون ختمی اقتدار
زهر برج حیا زهرای ازهر فاطمه
دخت احمد، جفت حیدر، مظهر پروردگار
آنکه از ایجاد او اسرار دین شد مشتهر
آنکه از دیدار او مقصود حق شد آشکار
مادر گیتی گر اینسان دختر آرد کاشکی
هر کجا نطف پسر از صلب می کرد فرار
کیست غیر از او که بتواند به تقریب نسب
گه نماید بر پدر، گاهی به مادر افتخار
نسل او بر اصل احمد، برتر آمد در حسب
صبر او با فقر حیدر، همسر آمد در عیار
عیسی او را چون حواری بند فرمان پذیر
مریم او را چون جواری برد خدمتگزار
او سبب شد خلقت حوّا و آدم را، بلی
نخل و نی باید که خرما و شکر آید ببار
طائی شمیرانی نیز آن بانوی خاندان عصمت را (مادر هستی) می نامد و عشق پیامبر اکرم (ص) و حبّ بتول را از یک گوهر می داند و ولادت او را تبریک می گوید:
ماه من در پرنیان سرو روان می پرورد
پرنیان از سرو و سرو از پرنیان می پرورد
پرورد گر ضیمران را بوستان این بس شگفت
دلبر من بوستان از ضیمران می پرورد
گویی از یک گوهرند عشق وی و حبّ بتول
کان قرار اندر دل این در تن توان می پرورد
دختر ختم النبیّین زوج حبل المتین
آنکه در یک آشیان، هفت آسمان می پرورد
از خدیجه دور نبود همچو زهرا دختری
این چنین مادر بلی دختر چنان می پرورد
از ازل بین دست قدرت این زن و آن شوی را
آن برای این و این را بهر آن می پرورد
گلشن کردستانی ومشفق کاشانی در مدیحه ای مشترک تولّد آن بانو را درخشش آفتابی از زمین می دانند که ستارگان آسمانی از وجودش نورانی می شوند و آیات متعدّد قرآنی را که در کرامت انسان نازل شده اند از برکت وجودی آن بزرگوار بانو می دانند:
تا نسیم نو بهاری دامن صحرا گرفت
صحن گیتی را فروغ گل ز سر تا پا گرفت
غنچه شد گلشن فریب و لاله شد بستان فروز
شد نواگر بلبل از شور و رهِ آوا گرفت
مژد میلاد دخت مصطفی را چرخ داد
کز فروغش جلوه ها مهر جهان آرا گرفت
آفتابی در زمین تابید کاندر آسمان
پرتو از فیض وجودش زهر زهرا گرفت
دختر پاک پیمبر پای در دنیا نهاد
همسر حیدر به فرّ مردمی دنیا گرفت
آنکه نامش قدسیان را فیض (عَلَّمنا) فزود
آنکه نورش عرشیان را بانگ (کرّمنا) گرفت
با کلام ایزدی شد گوش و دستش آشنا
آیت الکرسی شنید و عرو الوثقی گرفت
آری، آری برتر آمد از زنان روزگار
حضرت زهرا که نام از (علّم الاسماء) گرفت
۲- عظمت حضرت زهرا (س) از دیدگاه شعر فارسی
در شأن و عظمت بزرگ بانوی جهان آفرینش که خالق منّان در آیات شریفه او را کوثر می نامد و پیامبر گرامی او را ام ابیها می داند چه می توان گفت که در خور او باشد با این وجود شعرای دوستدار اهل بیت نیز هرجا که توانستند ابراز عشق و اظهار ارادت کرده اند.
الهی قمشه ای، پیامبر گرامی را تاج او و مولای متّقیان را تاجدار او دانسته و حسنین (علیهم السّلام) را گوشوار او می نامد:
مصطفی تاج است و حیدر تاجدار فاطمه
گوهر سبطین احمد گوشوار فاطمه
ایزد یکتا به ساق عرش اعلی برنگاشت
نام پاک و عزّت و شأن و وقار فاطمه
امّ سبطین است و جفت مرتضی سلطان دین
زهر برج رسالت مه عذار فاطمه
پیش سرو قامتش شرمنده طوبای بهشت
عرشیان تکبیر گویان بر شمار فاطمه
آسمان را دامن از درّ و گهر پرکرده اند
تا شبی از شوق گرداند نثار فاطمه[۵]
آیت اصفهانی نیز آن بزگوار را افتخار عالم انسانی و زیب دامان پیامبر می داند:
آنکه در توصیف و شأنش سور کوثر بود
حضرت زهرای اطهر دخت پیامبر بود
افتخار عالم انسانی و فخر بشر
زیب دامان پیمبر شافع محشر بود
آنکه باشد در همه کون و مکان فخر زمان
همسر مولای مردان، حیدر صفدر بود
از برای حضرت مولا، به حق دخت رسول
در طریق زندگی لایق ترین همسر بود
مادر پاک امامان، فاطمه خیرالنّسا
شافع روز جزا صدّیق اطهر بود
نیست در خلقت زنی زیبنده تر از فاطمه
آنکه بحر قدس و تقوی را مهین گوهر بود
دکتر ناظرزاد کرمانی در سروده ای تحت عنوان «بانوی خاندان فضیلت» او را افتخار عالم هستی می داند و سرافرازی اسلام به ایمان آن بزگوار می داند:
ای افتخار عالم هستی لقای تو
پاینده چون بقای حقیقت، بقای تو
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.