تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش مذهب در انقلاب اسلامی ایران، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نقش مذهب در انقلاب اسلامی ایران شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نقش مذهب در انقلاب اسلامی ایران:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نقش مذهب در انقلاب اسلامی ایران را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقش مذهب در انقلاب اسلامی ایران توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش مذهب در انقلاب اسلامی ایران را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش مذهب در انقلاب اسلامی ایران :

مقدمه

همواره در طول تاریخ، تغییر و تحولاتی در جوامع بشری اتفاق افتاده که منجر به تحولات بنیادین در زندگی بشر شده است. تغییراتی که به دست خود انسان های جامعه رقم خورده و گاهی حتی فراتر از یک جامعه بروز و ظهور کرده است. در این بین، انقلاب ها مهم ترین تحولات را در مسیر زندگی بشری ایجاد کرده اند و چنانچه از نام انقلاب پیداست، در آن نوعی دگرگونی و عوض شدن مستتر است. همان طور که انگور تغییر بنیادین یافته و تبدیل به سرکه می شود، انقلاب نیز جامعه ای را کاملاً تغییر داده و جامعه ای کاملا متمایز با جامعه اولی به وجود می آورد. اندیشمندان نیز به صرافت به این پدیده مهم در جوامع پرداخته و به کنکاش علل و عوامل این تغییرات اشاره نموده اند که نظریه های انقلاب نام گرفته اند. هر یک از اندیشمندان به علت یا علل انقلاب، اشاره کرده و علت این تغییر را منوط به آن شرایط و علل نموده اند. در همین راستا، در اواخر قرن بیستم بود که اتفاقی عجیب و دور از تصور به نام انقلاب اسلامی ایران، این بار نه در مغرب زمین که مهد انقلاب است؛ بلکه در مشرق زمین اتفاق افتاد و دوست و دشمن را به حیرت و اعجاب واداشت و به اذعان همه، منجر به بازنگری در نظریه های انقلاب شد. انقلابی که یکی از مهم ترین حادثه های قرن بیستم تلقی شد و در کنار جنگ های جهانی اول و دوم، به پدیده های مهم قرن بیستم قلمداد شد و اینک پس از گذشت سه دهه از این انقلاب، آثار برون مرزی آن در قالب بیداری اسلامی بروز و ظهور یافت و البته بدخواهان این انقلاب، برای این که این تأثیرپذیری را انکار کنند، آن را بهار عربی نامیدند. در حالی که محتوا و مطالبات این انقلاب ها مشابه انقلاب اسلامی ایران بود و مهم ترین نقطه اشتراک آن مطالبه اسلام و اسلام خواهی در این انقلاب ها است. در این نوشتار برآنیم تا به همین نکته بپردازیم که مذهب و دین در انقلاب اسلامی ایران چه جایگاهی داشته و دارد. به عبارت بهتر چرا انقلاب سال ۵۷ را انقلاب اسلامی می دانیم در حالی که نمی توان مطالبات اجتماعی و سیاسی مردم در انقلاب را نادیده گرفت. چرا بیشتر تاکید بر اسلامیت انقلاب می کنیم و سایر مطالبات و دستاوردهای انقلاب را کمرنگ تر جلوه می دهیم. از این رو در این نوشتار ابتدا به تعریف انقلاب اشاره ای نموده، سپس به طور تفصیلی تر به نقش و جایگاه مذهب در انقلاب اسلامی ایران خواهیم پرداخت.

تعریف انقلاب

معنای لفظی انقلاب به معنای تحول، زیر و رو شدن و تغییر و تحول است (معین، ۱۳۶۰، ج۱). در اصطلاح سیاسی تعریف های مختلف و متفاوتی از انقلاب ارائه شده است، شاید به تعداد اندیشمندانی که درباره آن به بحث پرداخته اند، از انقلاب تعریف ارائه شده است. تعاریفی که از انقلاب ارائه شده است را می توان در سه دسته جای داد: گروهی از تعاریف، انقلاب را بر اساس نیّات انقلابیون تعریف کرده اند. گروه دوم، انقلاب را بر اساس نتایج و پیامدهای آن شناسایی کرده اند و از نظر گروه سوم، انقلاب به عنوان یک فرایند، مورد بررسی و تعریف قرار می گرفته است (مشیرزاده، ۱۳۷۴، ص۱۵). ولی در یک تعرف جامع می توان انقلاب را این گونه تعریف کرد: «انقلاب عبارت است از حرکت مردمی توام با خشونت در جهت تغییر سریع و بنیادین در ارزش ها و باورهای مسلط نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، رهبری، روش ها و فعالیت های یک جامعه و جایگزینی نظم جدید بجای نظم پیشین» لذا در یک انقلاب باید به مولفه هایی چون مردمی بودن، خشونت، تغییرهای بنیادی در ارزش ها و باورها و نیز نیل به این اهداف اشاره داشت. و با هر یک از این قیود نوعی از تغییرات خارج می شود مثلا با قید مردمی بودن، کودتا خارج خواهد شد چرا که کودتا توسط فرماندهان و روسای ارتش رخ می دهد و تغییرات سریع و بنیادین رفرم و اصلاح، زیرا اصلاح اولا از طرف حاکمیت اعمال می شود و ثانیاً آرام و به دور از خشونت محقق می گردد و با نیل به اهداف انقلاب های ناموفق که به اهداف مطلوب نرسیده و در حد یک جنبش اعتراضی باقی خواهد ماند.

تحلیل های متفاوت از انقلاب ایران

اندیشمندان و متفکران سه نوع رویکرد در تحلیل انقلاب اسلامی ایران بکار برده اند و هر یک بر مبانی و نظریه های مشهور و معروف نسبت به واکاوی انقلاب ایران پرداخته اند. رویکردهایی که علاوه بر انقلاب ایران، می توان گفت بطور عمده بیشتر نظریه های انقلاب براساس همین نظریه ها تحلیل می شوند. این نظریه ها را می توان در سه رویکرد سیاسی، اقتصادی و مذهبی تقسیم نمود. رویکردهای سیاسی بیشتر تاکید بر جنبه های سیاسی انقلاب دارند و انقلاب را با رویکرد سیاسی تحلیل می کنند. برنامه های سیاسی شاه در بعد از انقلاب سفید و رفراندوم آن، تا اواخر سال های ۵۴ و ۵۵، فراز و نشیب هایی پیدا کرد. در این مدت سیاست خارجی امریکا در مورد شاه دچار نوسان بود، که برخی این مسئله را حتی به زمان کندی و اصطکاک هایی که میان دولت او و رژیم شاه در خصوص سیاست های شاه وجود داشت، مربوط می کنند. بر همین اساس، سیاست فضای باز سیاسی و به اصطلاح، طرح کارتریسم در ایران مطرح شد. در این تحلیل، بیشترین توجه به بعد سیاسی مسئله است و بیشتر به اشتباهات سیاسی شاه و سیاست فضای باز سیاسی، که از طرف شاه تحت فشار امریکایی ها انجام شد، توجه می شود. در واقع، این تحلیل بیشتر عامل سیاسی و به ویژه سیاست خارجی امریکا را در انقلاب اسلامی مؤثر می داند و در واقع به عامل برون زا بیشتر توجه می کند. نظریه های سیاسی انقلاب ایران را می توان برگرفته از نظریه توسعه ناهمگون یا توسعه نامتوازن ساموئل هانتینگتون دانست (ملکوتیان، ۱۳۷۲، ص۱۳۵ به بعد).

رویکرد دیگر در تحلیل انقلاب اسلامی ایران، تحلیل اقتصادی از انقلاب ایران است. چنین معتقد است که از سال ۵۳ که شاه در نتیجه درآمد عظیم نفت به سمت اجرای مجموعه ای از پروژه های وسیع اقتصادی رفت و با آن درآمد هنگفت و ناگهانی، یک سری طرح های اقتصادی بلند پروازانه همراه با به اصطلاح مدرنیزاسیون را در پیش گرفت که این مدرنیزاسیون و اجرای طرح های نوسازی، نه با موقعیت سیاسی خارجی ایران هماهنگ بود و نه با شرایط و ظرفیت های داخلی ایران. بعلاوه در این سال ها شاه و رژیم سلطنتی به خاطر اجرای این برنامه ها و همراه با اجرای آن ها، دست به یک سری حرکات روشنفکرمآبانه و ضددینی ز، فشار بر علما زیادتر شد، ترویج مظاهر فحشا قوّت یافت، آزادسازی فرهنگی (به معنی بی بندوباری) فزون تر شد و… از آن سو، پول فراوانی هم به داخل مملکت سرازیر شده بود و به اصطلاح اصلاحات شروع شده بود. البته اگر قدری جلوتر برویم از رفراندوم سال ۴۲ می توان آغاز نمود که در راستای همان اصلاحات یاد شده، مبارزه با روحانیت شروع شد.

به هر حال، تضاد سیاست های مدرنیزاسیون و طرح های بلند پروازانه شاه و عدم تطابق آن با ظرفیت های اقتصادی و اجتماعی و روانی جامعه ایران، منجر به این شد که طرح های اقتصادی مزبور که همراه با یک سری ابزارها و پشتوانه های سیاسی بود، توان اجرایی اش را در داخل ایران از دست داد و در سال های ۵۵ ۵۶ بحران اقتصادی را آشکار ساخت. بدین صورت طرح ها روی دست رژیم شاه ماند و بحران اقتصادی مملکت را فرا گرفت و در نتیجه، ناتوانی شاه در حل بحرانِ شدت یافته اقتصادی، زمینه های تزلزل و سقوطش را فراهم ساخت.

به همین ترتیب وجهه خارجی سیاست شاه نیز با یک سری دست اندازهای خارجی مواجه شد که علاوه بر این که ریشه در همان برنامه های اقتصادی داشت و ماهیّتاً اقتصادی بود، جنبه سیاسی نیز پیدا کرد. این نظریه ها بیشتر متأثر از نظریه افزایش انتظارات الکسی توکویل و منحنی جی جیمز دیویس هستند (همان، ص۸۷ و ۹۶).

اما تحلیل دیگر از انقلاب ایران، تحلیل مذهبی و اسلامی از انقلاب اسلامی ایران است. انقلاب ریشه های صددرصد اسلامی و مذهبی داشته و دستمایه ها، انگیزه ها و ریشه های پدید آمدن آن، اسلام و قرآن و تعلیمات ضدظلم، ضدستم و عدالت خواهانه اسلامی بوده است. چنان که عنصر مقّوم آن نیز رهبری روحانیت شیعه است که از دیرباز، مروج و مبلغ اسلام و تشیع بوده اند و در این راه، به شهادت تاریخ، زحمات زیادی را متحمل شده اند و تا پای جان در اقامه عدل و قسط و ترویج آیین تشیع، ایستادگی نموده اند. مخصوصاً مبارزاتی که در سده اخیر به وسیله رهبران شیعه به وجود آمد و به طور مشخص از زمان سیدجمال الدین اسدآبادی و در دنباله نهضت تنباکو، در نهضت مشروطیت، انقلاب عراق و… بسط یافت، گواه این تحلیل است. بر این پایه، چنین تحلیل می شود که نقش اول و شاید نقش منحصر به فرد را انگیزه های اسلامی و دینی ایفا نموده اند.

هر یک از رویکردهای فوق در بررسی علل و انگیزه های انقلاب، اصالت و اهمیت را به رویکرد و برداشت خود داده و سایر عوامل را دلایل فرعی و غیر اصلی طرح می کنند. برای مثال کسانی که تحلیل سیاسی از انقلاب ایران دارند؛ عامل اصلی و بنیادین انقلاب ایران را عوامل سیاسی قلمداد کرده و سایر عوامل را دلایل فرعی و غیر مهم تر انقلاب برمی شمارند. در مثال فوق عوامل انقلاب ایران را فضای باز سیاسی ایجاد شده توسط شاه دانسته و مهم ترین خواسته انقلابیون را نیز اهداف سیاسی می دانند.

اشاره به این نکته ضروریست که در هر انقلابی، نمی توان گفت که مثلا یک هدف تنها عامل انقلاب بوده و دیگر عوامل اصلاً دخالتی نداشته اند. بلکه در نهایت می توان به این موضوع اشاره کرد که عامل اصلی، مثلا فلان عامل بوده و سایر عوامل در مرتبه و درجه بعدی بوده اند، نه این که اصلا وجود نداشته اند. شاهد بر مدعای ما شعارها و خواست های متفاوت انقلابیون است که این خواسته ها در قالب شعار بروز و ظهور نموده اند. این نوشتار نیز در بررسی خود هر چند عامل مهم در انقلاب ایران را مذهبی و اسلامی می داند، ولی منکر وجود سایر عوامل و درخواست های انقلابیون نیست. به هر صورت انقلابیون با نفی وضع موجود، خواستار وضعیت اقتصادی بهتر نیز بوده اند و البته اهداف سیاسی همچون استقلال و آزادی را نیز مطالبه می کردند. لذا تاکید بر عوامل دینی و مذهبی، دال بر فراموشی سایر انگیزه ها و مطالبات نیست.

اسلام و انقلاب

چنانچه پیشتر گفتیم تحلیل های اقتصادی سیاسی و مذهبی از انقلاب ایران وجود دارد و ما در این نوشتار در پی بررسی عامل مذهب و دین و نقش آن در انقلاب ایران هستیم و قبل از ورود در بحث، باید به این نکته اشاره کنیم که رابطه آموز های دینی با انقلاب چیست؟ و آیا اسلام دینی است که انقلاب را بر می تابد یا نه و آیا در آموزه های دینی، انقلاب بعنوان راهکاری برای نیل به اهداف مورد توجه و امعان نظر، قرار گرفته است یا خیر؟ در این بخش از نوشتار به این موضوع خواهیم پرداخت.

ماهیت دین اسلام با سرشت انقلاب به گونه ای درهم آمیخته که تصور وجود اسلام را جدا از وصف انقلابی آن ناممکن می سازد. انقلاب و شورش علیه ظلم و استبداد برای نخستین بار در دینِ اسلام، با ظهور رسالت رسول اکرم(ص) آغاز شد. انقلاب و شورش علیه حکومت یزید به رهبری امام حسین(ع) و سپس قیام علیه حکام بنی عباس در تحت لوای اسلام و حضور اهل بیت پیامبر، همه نمونه هایی از انقلاب اسلامی، با خصلت اسلام انقلابی در صدر اسلام است. بررسی تحلیلی تاریخ اسلام روشن می کند که این دین خود به عنوان انقلاب علیه جهل، ظلم، استبداد و علیه تمام ناهنجاری ها و به منظور استقرار حکومت عدل الهی، ظهور کرد. حضرت علی(ع) در نخستین خطبه، پس از انتخاب به امر حکومت به وضوح، محتوای خصوصیات و اهداف انقلاب را بررسی و روحیه انقلابی یک حکومت اسلامی را مورد تذکر قرار می دهد (نهج البلاغه، خطبه ۱۶) و به عبارتی آن را به عنوان دیباچه و برنامه کاری حکومت انقلابی خود معرفی می نماید.

تشیع به عنوان یک حرکت انقلابی از صدر اسلام تا کنون، همواره در طول تاریخ اسلام به وصف انقلابی گری بر علیه ظلم و بی عدالتی مشهور بوده است. بر این اساس انقلاب اسلامی ایران، یک پدیده مستقل و مجزا از کل حرکت و ماهیت انقلابی اسلام نیست بلکه بخشی از انقلاب مداوم، مستمر و جهانی نهفته در خود اسلام است و در واقع معلول دین اسلام است که ۱۴ قرن پیش ظهور کرده و همواره در طول تاریخ اسلام به صورت مستمر تداوم یافته است.

به طور کلی، می توان گفت هر انقلابی که برای تحقق عدالت اجتماعی، تضعیف فاصله طبقاتی، رفع تبعیضات ظالمانه، حمایت از محرومان و رهایی آنان از سلطه مستکبران و فقرستیزی بوقوع بپیوندد، انقلابی است که اسلام با دید مثبت به آن نگریسته و به هر میزان که آن انقلاب مصادیق بیشتری از آرمان های فوق را پوشش دهد به همان میزان از ارزش بیشتری در دیدگاه اسلام برخوردار خواهد بود.

قرآن کریم با صراحت می فرماید که هدف از ارسال رسل، برای اقامه عدل در میان مردم بوده است (حدید، ۲۵) و یا در جای دیگر مبارزه برای نجات مستضعفان را از جمله وظایف انسان ها می داند (نساء، ۷۵). البته این به آن معنا نیست که در انقلاب اسلامی اهداف اقتصادی، اجتماعی، آزادی و استقلال، پیشرفت و توسعه دنبال نگردد، بلکه مقصود آن است که منظور کردن این اهداف در رتبه نخست و بی توجهی به ارزش های دینی و معنوی انقلاب را غیر اسلامی ساخته و اهداف مورد نظر اسلام را تأمین نخواهد کرد.

آیت الله محمدباقر صدر در خصوص اسلام و انقلاب، قائل به این هستند که منشأ تغییر و تحول در جامعه نشأت گرفته از تغییر در محتوای درونی انسان است و مطابق با آیه شریفه «ان الله ما یغیر بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (رعد، ۱۱) تا وقتی انسان نخواهد و اراده نکند، هیچ تغییری رخ نداده و اتفاقی نخواهد افتاد و از این روست که انسان با قوه اختیار خود می تواند برای اصلاح خود و جامعه خود، در جامعه تغییر ایجاد کرده و سعادت را برای خود و جامعه رقم بزند و سنت الهی بر این است که با خواست و اراده انسانی تغییر و تحول در مناسبات بشری اتفاق بیفتد (ملکوتیان، ۱۳۷۲، ص۱۵۳).

مذهب تشیع به عنوان ایدئولوژی انقلاب ایران

در هر انقلابی برای دستیابی به هدف نهایی و وضعیت بهتر قالباً نوعی تفکر و اندیشه به عنوان راهکار و مبنا مورد استفاده قرار می گیرد که از آن با عنوان ایدئولوژی انقلاب نام می برند. انقلاب های بزرگ دنیا نیز هر یک بر مبانی و ایدئولوژی، سازمان یافته و پرورش یافته اند. برای مثال انقلاب روسیه مبتنی بر مارکسیسم شکل گرفت و بر مبنای آن حرکت کرد و توانست نیمی از جهان را فرا گیرد. از این رو ایدئولوژی از اجزاء لاینفک انقلاب بوده و نقش بسزایی در شکل گیری انقلاب و پیش برد آن دارند. انقلاب اسلامی ایران نیز فارق از یک ایدئولوژی نبوده است.

مذهب تشیع که از عصر صفوی بعنوان مذهب رسمی ایران بوده است دارای خصیصه ها و ویژگی هایی است که می تواند بعنوان یک ایدئولوژی مبنای یک انقلاب باشد. مذهب تشیع ایدئولوژی دایمی انقلاب و مهم ترین منبع تجهیز جنبش اجتماعی مردم است و در واقع همین عامل است که موجب تمایز انقلاب ایران از سایر انقلاب های جهان می شود (شجاعیان، ۱۳۸۳، ص۱۷۴). حمید عنایت نیز با توجه به این نکته، وجه قالب در انقلاب ایران را وجه فرهنگی آن و نقش مذهب در کل فرایند انقلاب را مهم ارزیابی می کند. در واقع فرهنگ سیاسی شیعه، مهم ترین عامل ایجاد وضعیت انقلابی محسوب می شود (فارسی، ۱۳۶۸؛ به نقل از عنایت، ۱۳۷۷، ص۴۷).

تحول در اندیشه های شیعی و آغاز انقلاب

اندیشه ها و آموزه های شیعی از دوره صفویه بر ایران حاکم بود ولی چرا در این مدت طولانی باعث بروز انقلاب و دگرگونی در کشور نشد؟ به عبارت بهتر چه اتفاقی در آموز های شیعی افتاد که تا پیش از سال ۱۳۴۲ نتوانست یک موج انقلابی بیافریند و حتی در عصر مشروطه نیز چنین موفقیتی بدست نداد و آن تحول اساسی، چه بود که از سال ۴۲ جرقه های انقلاب را زده و باعث تحولی این چنینی در اندیشه های شیعی می شود.

نویسنده کتاب انقلاب اسلامی و رهیافت فرهنگی، به دنبال این سوال است که مذهب تشیع چه ویژگی هایی دارد که باعث می شود بعنوان ایدئولوژی انقلاب بکار رود. وی در این باره می گوید:

«در این خصوص ابتدا باید به وفاداری و اعتقاد تودمردم به اسلام و فرهنگ شیعی اشاره کرد که منابع اجتماعی لازم را برای روحانیت و رهبران دینی، به منظور بسیج توده های مردم فراهم می کرد. اما عامل مهم و اصلی که موجب شد تا در دوران معاصر و در نهایت در دوران انقلاب اسلامی، اندیشه شیعی به عنوان ایدئولوژی اصلی انقلاب مطرح شود، تحولاتی است که از نظر سیاسی در مفاهیم فکری شیعه در دوران معاصر و در واقع در صد سال اخیر به وجود آمده است. بدون تحولاتی که در تفکر سیاسی شیعی حاصل شد، اندیشه شیعی نمی توانست موجب تحرک سیاسی و ظلم ستیزی باشد و نمی توانست نقش اساسی را در انقلاب بر عهده گیرد» (شجاعیان، ۱۳۸۳، ص۱۷۵).

وی سپس از حمید عنایت نقل می کند که این تغییر اساسی و مهم همان روحیه احیای مذهب تشیع است. وی معتقد است مفاهیم موجود در تفکر شیعی، منابع لازم را برای علما و روحانیون مبارز فراهم آورد، تا بتوانند با به چالش کشیدن رژیم سلطنتی، مجوز مبارزه سیاسی با شاه و انقلاب را صادر بنمایند. دو اصل مهم غیبت و انتظار و واقعه شهادت امام حسین(ع) وجود دارند که باز تفسیر این مفاهیم در دوران معاصر توسط علمای شیعه موجب شکل گیری و ادامه حرکت انقلابی مردم شد. براساس اصل غیبت، امام دوازدهم شیعیان غایب بوده و در آخرالزمان روزی بازخواهد گشت و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. بر این اساس هر حکومتی در عصر غیبت حکومت ظلم و جور و غاصبانه تلقی شده که علما از آن به سلطان جائر نام می برند و برای چنین حکومتی مشروعیتی قائل نیستند. تغییر و تحولی که در این اندیشه به وجود آمد بنا بر ادعای عنایت این است که از وجه غالب تسلیم و صبر و رضا به مدل مبارزه جویانه، نفی و طرد ظلم مبدل گشت (عنایت، ۱۳۷۷، ص۴۷).

انتظار فرج از دیگر مفاهیم شیعی است که نقشی مهم در شکل گیری انقلاب داشته است. امام خمینی(ره) انقلاب ایران را مقدمه ای برای انقلاب جهانی مهدوی قلمداد می کردند و در این باره می گوید: «مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم داری حضرت حجت است… مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. مردم عزیز ایران باید سعی کنند که سختی ها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسئولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادری و صمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمین در نظر بگیرند» (امام خمینی، ۱۳۶۲، ج۲۱، ص۳۲۷).

حمید عنایت در این باره قائل است: در یکصد سال اخیر برداشت علما و روحانیون به تدریج متحول شد. بخشی از این تحول مرتبط با آگاهی فکری مردم و بخشی از آن مربوط به تحولات سیاسی اجتماعی در جامعه بود و بخشی از آن نیز به نقش اجتهاد، که ابزار قطعی مذهب تشیع برای انطباق با تحولات جدید مربوط می شد. به نظر عنایت مرحله بنیادین در تحول تفکر سیاسی روحانیون شیعه، آغاز روند فکری جدیدی که تلاش می کرد تا مبارزه و عمل سیاسی را ترویج کند، به صورت تدریجی از اوایل دهه ۴۰ آغاز شد و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی به اوج خود رسید. زیر بنای اصلی این جریان فکری جدید را می توان در آثار متفکران و نویسندگان مذهبی که در مراکز اصلی شیعه یعنی در ایران و عراق پرورش یافته بودند، مشاهده کرد. (شجاعیان، ۱۳۸۳، ص۱۷۹؛ به نقل از عنایت، ۱۳۷۷).

وی سپس برای مدعای خود به آثار شهید مطهری استناد می کند که در آن شهید مطهری دو نوع مفهوم از انتظار طرح می کند که نوعی از آن منطبق با انقلاب و پیش برنده انقلاب است و مدل دیگر رخوت و سستی به دنبال دارد. تحولی که در این رویکرد حادث شد، تقویت نوع اول از انتظار بر نوع دیگر آن بود.

عاشورا را می توان از سومین مفاهیم بنیادین در اندیشه شیعی دانست که توانست تأتیر بسزایی در انقلاب ایران ایفا کند. عاشورا حادثه ایست که هر شیعی با روح و جان خود آن را در آمیخته و با برپایی عزا در آن، هر ساله بقای خود را باز آفریده است. طبیعی است که عاشورا و فرهنگ سرخ شهادت حسینی بر انقلاب ایران نیز، تاثیرگذار باشد.

شروع انقلاب اسلامی را باید از ایام محرم و عزاداری امام حسین(ع) و با الهام از آموزه های نهضت عاشورا دانست. قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ -که نقطه عطفی در تاریخ انقلاب شمرده می شود- به دنبال سخنرانی شدید اللحن امام خمینی(ره) در بعد از ظهر عاشورا ( ۱۳ خرداد ۱۳۴۲) به وقوع پیوست. و در حقیقت نطفه انقلاب را همان فریاد عاشورایی امام منعقد کرد. شعارهایی هم که در طول این قیام و ایام پیروزی انقلاب، علیه رژیم پهلوی از طرف مردم سر داده می شد، اشاره به نهضت عاشورا ی حسینی داشت، شعارهایی چون «خمینی بت شکن… خمینی، تو فرزند حسینی»، «خمینی، خمینی تو وارث حسینی» و «نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه». قتل عام ۱۵ خرداد، گرچه به ظاهر سرکوب نهضت امام بود؛ اما خون های شهدا و افشاگری ها و مبارزات بعدی، اذهان را برای یک انقلاب فراهم ساخت.

عاشورای حسینی هم در ظاهر با شهادت امام حسین(ع) و یارانش به پایان رسید ولی همان حادثه، بذر تحرک ها و بیدادگری های عظیمی را افشاند و به بار نشست. امام خمینی(ره) در مورد قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ فرمودند:

«آن روز یزیدیان با دست جنایتکاران گور خود را کندند و تا ابد هلاکت خویش و رژیم ستمگر جنایتکار خویش را به ثبت رساندند و در ۱۵ خرداد ۴۲ پهلویان و هواداران و سرمداران جنایتکارشان با دست ستم شاهی خود گور خود را کندند و سقوط و ننگ ابدی را برای خویش به جا گذاشتند که ملت عظیم الشان ایران به حمدالله تعالی با قدرت و پیروزی بر گور آتشبار آنان لعنت می فرستد» (امام خمینی، ۱۳۶۲، ج۱۶، ص۲۹۰).

به نظر حمید عنایت، تحولی که در تفکر فرهنگ عاشورا حادث شد و مقدمه ای برای انقلاب را فراهم نمود سیاسی شدن این واقعه غم انگیز بود. به نظر وی امام خمینی واقعکربلا و مفهوم شهادت را با ضرورت های سیاسی حاد جامعه آن روز، پیوند داد و برای مدعای خود به برخی فراز ها از کتاب ولایت فقیه اشاره می کند که امام می گوید امام حسین برای این شهید شد که از موروثی شدن حکومت توسط یزید جلوگیری کند. وی می گوید فرهنگ عاشورا به شیعیان آموخت که در مبارزات خود می توانند برای شکل گیری حکومت اسلامی واقعه ای چون حادثه کربلا بیافرینند (عنایت، ۱۳۷۷، ص۳۳۰).

حمید عنایت در جمع بندی خود درباره نقش مذهب تشیع در انقلاب ایران چنین می گوید:

«خلاصه کلام آن که اسلام شیعی، منبع اصلی اسطوره ای و زمینه ساز انقلاب بوده است و عامل تشیع را می توان همان عنصری دانست که انقلاب ایران را از سایر انقلابات عصر ما متمایز می کند و به همین علت، باید ویژگی های آن را در همین امر، جست وجو کرد؛ یعنی عواملی هم چون رهبری فردی انقلاب که در حالت کاریزمایی آیت الله خمینی(ره) متجلی است، قابلیت نسبی آن برای جلوگیری از توسل به خشونت های وسیع و غیرضروری در طول ماه های قبل از سقوط شاه، شکل بخشیدن به بسیاری از گروه های اجتماعی مانند بازرگانان، کارمندان و بخش اعظم طبقه متوسط که در عین استفاده از قبل از انقلاب، صرف نارضایتی سیاسی یا مادی آنها از رژیم سابق برای بسیج و به حرکت درآوردن آنها کفایت نمی کرد و بالاخره، اینکه انقلاب به راحتی توانست حمایت اکثریت مردم را با چند شعار کلی و ساده همچون استقلال، آزادی جمهوری اسلامی جمع کند» (همان، ص۵۱).

نقش روحانیت و رهبری امام خمینی در انقلاب ایران

روحانیت و علما از شکل گیری صفویه در ایران کم کم در جامعه ایرانی بسط و نفوذ یافتند. پس از شکل گیری حکومت صفوی در ایران، حاکمان صفوی به این نکته رسیدند که برای کل دهی یک حکومت منسجم و جدای از حکومت عثمانی، نیاز به سروسامان دادن به مذهب و حکومت خود هستند از این رو به علما روی خوش نشان داده و به علما احساس نیاز می کردند. خصوصاً اینکه شیعیان تمامی حکومت ها در عصر غیبت را نامشروع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *