تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معمای آزمون حضرت زهرا قبل از آفرینش ایشان؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل معمای آزمون حضرت زهرا قبل از آفرینش ایشان انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل معمای آزمون حضرت زهرا قبل از آفرینش ایشان:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل معمای آزمون حضرت زهرا قبل از آفرینش ایشان آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل معمای آزمون حضرت زهرا قبل از آفرینش ایشان با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل معمای آزمون حضرت زهرا قبل از آفرینش ایشان از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل معمای آزمون حضرت زهرا قبل از آفرینش ایشان، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معمای آزمون حضرت زهرا قبل از آفرینش ایشان :

طرح مسئله

در آغاز یکی از زیارت نامه های حضرت زهرا(ع) می خوانیم: «یا مُمتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللهُ الذی خَلَقَکِ قبلَ أن یخلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِما امتَحَنَکِ صابرهً؛ (ترجمه آزاد): ای آزموده ای که آفریدگارت تو را قبل از آفریدنت آزمود و تو را شکیبا یافت». (حر عاملی، : / ) کسانی که با زندگی نامه آن حضرت آشنا هستند، به خوبی می دانند که زندگی ای پر از آزمون های سخت داشت و به شهادت خدا، پیامبر، اهل بیت و تاریخ، امتیاز ایشان در همه آن آزمون ها کامل بوده است؛ اما گویا این عبارت به آزمون یا آزمون های دیگری اشاره می کند؛ آزمون قبل از آفریده شدن.

اگر بخواهیم شاعرانه حرف بزنیم و در فضای خیال و مجاز و ذوق سیر کنیم، چنین معنایی جای توقف نیست؛ به به می گوییم و حظی می بریم و می گذریم؛ ولی اگر بخواهیم با نگاه عقلی به این گزاره بنگریم و با دقت منطقی آن را ارزیابی کنیم، باید توقف کنیم و تأمل کنیم که آزمودن قبل از آفریدن و آزموده شدن قبل از آفریده شدن یعنی چه و آیا اصلاً چنین چیزی امکان دارد؟

در این عبارت، سه مسئله محل بحث است:

. ظرف «قبل ان یخلقک» متعلق به «امتحنک» است یا «خلقک»؟

. وجود داشتن قبل از خلقت چه معنای محصّلی می تواند داشته باشد؟

. آزمون پیش از قدم گذاشتن به این دنیا چه معنای قابل قبولی می تواند داشته باشد؟

پیش از پرداختن به این سه مسئله، ابتدا شایسته است این زیارت نامه را از لحاظ سندی ارزیابی کنیم. این زیارت که در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده، در کتاب التهذیب (طوسی، : ۶ / ۹) آمده است و بحارالأنوار (مجلسی، : ۹۷ / ۱۹۴) و وسائل الشیعه (حر عاملی، : ۱۴ / ۳۶۷) نیز آن را از التهذیب نقل کرده اند. همچنین در اغلب کتاب های معتبر ادعیه و زیارت، ازجمله: المزار مفید، (مفید، : ۱۷۸) مصباح المتهجد، (طوسی، : ۲ / ۷۱۱) المزار الکبیر، (ابن مشهدی، : ۷۹) جمال الاسبوع، (ابن طاووس، ق: ۳۱) المزار شهید اول، (شهید اول، : ۲۱) الوافی (فیض کاشانی، : ۱۴ / ۱۳۶۹) و مفاتیح الجنان (قمی، بی تا: ) آمده است؛ هرچند از نظر سندی، سه نفر از راویانش (الحسن بن محمد بن الحسن السیرافی، العباس بن الولید بن العباس المنصوری و ابراهیم بن محمد بن عیسی العریضی) مجهول هستند و از این نظر، روایتی ضعیف به شمار می آید. البته ارزیابی سندی، تنها راه اعتبارسنجی روایات نیست و این ضعف سندی اشکالی در کار ما ایجاد نمی کند؛ زیرا این روایت، مستند و تکیه گاه بحث ما نیست تا اعتبار سخن ما به اعتبار سندی روایت گره بخورد؛ بلکه ما درصدد تبیین و تحلیل عقلی آموزه مطرح شده در این روایت هستیم و حضور پررنگ این روایت در کتب زیارتی شیعیان برای پرداختن به تفسیر و تبیین آن کافی است. به عبارت دیگر، در این مقاله درپی معنا، تفسیر و تحلیل آموزه مطرح شده در این زیارت، فارغ از قوت یا ضعف سندی و صدوری آن هستیم.

پیشینه مسئله

درباره مسئله آزمون حضرت زهرا(ع) پیش از آفرینش ایشان، پیشینه ای ثبت شده به صورت کتاب یا مقاله یافت نشد؛ اما ریشه های این مسئله را می توان در چند جا سراغ گرفت:

. کتب تفسیری ذیل آیاتی که به حیات پیش از تولد همه یا برخی انسان ها دلالت دارند، تحلیل هایی در این باره ارائه داده اند. در ادامه به برخی از این آیات و تفاسیر اشاره خواهد شد.

. کتب روایی که به موضوع خلقت پیش از دنیای اهل بیت پرداخته اند و روایاتی را در این باب گرد آورده اند. در این باره می توان به دو کتاب بحارالأنوار و الکافی اشاره کرد. علامه مجلسی در جلد بحارالأنوار، چهار باب مستقل زیر عنوان «أبواب خلقهم و طینتهم و أرواحهم صلوات الله علیهم» سامان داده است که در باب اول از آنها روایت درباره آفرینش نوری رسول خدا و اهل بیت او نقل کرده است. کلینی نیز در جلد اول کافی بابی با عنوان «خلق ابدان الائمه و ارواحهم و قلوبهم علیهم السلام» باز نموده و احادیث مربوط به خلقت پیشین اهل بیت را در آنجا نقل کرده است.

. کتب فلسفی نیز به علم النفس فلسفی و مبحث امکان وجود نفس پیش از تعلق به بدن عنصری پرداخته اند. در این میان، سهم اساسی متعلق به حکمت متعالیه و آثار صدرالمتألهین شیرازی است که اولین بار تشکیک در حقیقت وجود را اثبات نمود و امکان تحقق وجودهای طولی متعدد را برای ماهیت واحد تبیین کرد. در ادامه به این مطالب استناد خواهد شد.

در بین آثار معاصر می توان به رساله «الانسان قبل الدنیا» از علامه طباطبایی اشاره کرد. این رساله که با رویکرد کلامی نگاشته شده است، با دو رساله دیگر با نام های «الانسان فی الدنیا» و «الانسان بعد الدنیا» به فارسی ترجمه شده و تحت عنوان انسان از آغاز تا انجام منتشر شده است.

متعلق ظرف «قبل ان یخلقک»

در عبارت مورد بحث «یا مُمتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللهُ الذی خَلَقَکِ قبلَ أن یخلُقَکِ فوَجَدَکِ لِما امتَحَنَکِ صابرهً» ظرف زمانی «قبل ان یخلقک»، متعلق به فعل «امتحنک» است؛ در نتیجه معنا چنین می شود: ای آزموده ای که آفریدگارت تو را قبل از آفریدنت آزمود. ممکن است گفته شود این قید، متعلق به فعل «خلقک» است؛ یعنی: ای آزموده ای که خدایی که تو را قبل از آفریدنت آفرید، تو را آزمود. این احتمال هرچند طرف دارانی دارد (وب سایت پرسمان دانشجویی)، درست نیست. برای اثبات نادرستی آن چند نشانه وجود دارد:

. تعلق ظرف به «امتحنک» ظهور بیشتری دارد و آسان تر از حالت دیگر به ذهن تبادر می کند. می توان حدس زد دلیل کسانی که از این ظهور دست کشیده اند و متعلق ظرف را فعل «خلقک» گرفته اند، این باشد که آنان امتحان را منحصر در حیات دنیوی می دانند و برای امتحان و آزمون در نشئه های قبل و بعد از دنیا جایگاهی قائل نیستند و توجیه مناسبی برای امتحان قبل از ورود به دنیا سراغ ندارند؛ به همین دلیل، تعلیق ظرف «قبل ان یخلقک» به فعل «خلقک» را راه گریزی از این بن بست انگاشته اند. اگر بتوانیم توجیه مناسبی برای آزمون قبل از خلقت دنیوی ارائه نماییم، دیگر دلیلی برای این رفتار خلاف ظاهر و تبادر نخواهیم داشت. در بخش پایانی مقاله به این مهم خواهیم پرداخت.

. موضوع اصلی و محوری در این جمله، امتحان حضرت زهرا(ع) است، نه خلقت ایشان و اصل این است که قیود جمله به موضوع اصلی مربوط باشند؛ مگر قیودی که نشانه واضحی برای عدم تعلق آنها به موضوع اصلی وجود داشته باشد. بنابراین ظرف «قبل ان یخلقک» به موضوع اصلی (امتحان) تعلق دارد. به همین دلیل، پس از بیان این قید (ظرف)، موضوع اصلی (امتحان) با عبارت: «فوجدک لما امتحنک صابره» پی گرفته می شود.

. اگر ظرف «قبل ان یخلقک» متعلق به فعل «خلقک» باشد، عبارت «الذی خلقک قبل أن یخلقک» یک عبارت معترضه خواهد بود و کاربرد جمله معترضه از نظر فصاحت و بلاغت در صورتی پسندیده است که ارتباطی با مفهوم اصلی کلام داشته باشد و باعث تأکید یا زیادتی در معنا شود؛ درحالی که در این فرض، عبارت «الذی خلقک قبل ان یخلقک» که وصف «الله» است، هیچ ارتباط مهمی با قبل و بعدش و با مفهوم اصلی کلام نخواهد داشت. اما برعکس، اگر ظرف متعلق به فعل «امتحنک» باشد، عبارت «الذی خلقک قبل ان یخلقک» بخشی از مفهوم اصلی کلام خواهد بود. قاعده این است که در سخنان حکیمانه، هیچ کلمه و حرفی را زائد و کم اهمیت نپنداریم.

برای فهم بهتر این تفاوت کافی است «الذی خلقک قبل ان یخلقک» را از عبارت حذف کنیم. با این حذف، در فرض اول (تعلق ظرف به «خلقک») هیچ تغییر قابل توجهی در معنا ایجاد نمی شود (یا ممتحنه امتحنک الله فوجدک لما امتحنک صابره)، که این خود، نشانه کم اهمیت بودن بخش محذوف است؛ اما در فرض دوم، حذف این عبارت، معنا را به کلی تغییر می دهد و این، نشانه اهمیت بالای این فقره از جمله است.

وجود داشتن قبل از خلقت

چه ظرف «قبل» متعلق به فعل «خلقک» باشد و چه متعلق به «امتحنک»، در هر دو صورت، این عبارت بر وجود حضرت زهرا(ع) قبل از خلقت ایشان دلالت دارد. از آنجا که آزمودن، فرع بر آفریده شدن است، پس آن حضرت قبل از آفریده شدنش، باید آفرینش دیگری داشته باشد تا در آن آزموده شود؛ وگرنه آزمودن انسان معدوم غیرممکن است.

معنای خلق کردن و آفریدن در یک ذهن عادی عبارت است از «به وجود آوردن»؛ یعنی چیزی یا کسی که خلق می شود، قبل از خلق شدن وجود ندارد و با خلق شدن، وجود پیدا می کند. حال با توجه به این معنا، چگونه می شود کسی را که هنوز خلق نشده، آزمود؟

با تتبّع در منابع دینی، مسئله خلقت نوری ایشان قبل از خلقت صُلبی (دنیوی) یافت می شود. به این روایت توجه نمایید: جابر بن عبدالله می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: چرا فاطمه، زهرا نامیده شده است. آن حضرت فرمود: زیرا خداوند او را از نور عظمت خود آفرید و هنگامی که طلوع کرد، آسمان ها و زمین با نور او روشن شد و نور او چشمان فرشتگان را پر کرد و آنها برای خدا به سجده افتادند و گفتند: خداوندا! این نور چیست. خدا فرمود این نوری از نور من است که آن را در آسمانم جا داده ام و آن را از عظمتم آفریده ام. او را از صلب پیامبری از پیامبرانم که برترین پیامبران است، بیرون خواهم آورد و از آن نور، پیشوایانی خواهم آفرید که امر مرا برپا خواهند کرد. (مجلسی، : ۴۳ / ۱۲)

این روایت و روایات مشابه آن به روشنی بر تحقق وجود نوری حضرت زهرا(ع) و خلقت نوری ایشان، قبل از وجود مادی و خلقت صلبی ایشان دلالت دارند؛ یعنی آن چیزی که قبل از خلقت ایشان آزموده شده، نور حضرت بوده است که قبل از آفرینش خود او بوده است.

برخی (فخار، وب سایت معارف اهل بیت) با تمسک به این روایات و با عنوان کردن خلقت نوری حضرت زهرا(ع) دست می کشند و گمان می کنند معما حل شد و راه به پایان رسید؛ غافل از اینکه تا ارتباط وجود نوری و وجود صلبی بیان نشود، نتیجه قابل توجهی به دست نیامده و سؤال هم چنان باقی است. در ادامه به تبیین ارتباط وجود نوری و وجود صلبی می پردازیم.

ارتباط وجود نوری و وجود صُلبی

احتمالاً درک حقیقت نور حضرت زهرا(ع) فراتر از ظرفیت ما است؛ اما بی شک می توان درباره برخی صفات و ویژگی های آن اندیشید.

نور آن حضرت را که قبل از آفرینش ایشان، به محک آزمون الهی سپرده شده است، در مقایسه با خود حضرت که در سال پنجم بعثت آفریده شده است، به سه صورت می توان تصور کرد:

الف) نور ایشان یک امر اعتباری است که حقیقتی عینی و واقعی ندارد؛ مثل یاد و خاطره؛ مانند اینکه کسی به کسی می گوید: با اینکه من تو را سالی یک بار می بینم، یاد و خاطره تو همیشه با من است. این یاد و خاطره، یک موجود عینی و واقعی نیست و زاده ذهن و اعتبار آن شخص است.

ب) نور حضرت زهرا(ع) یک امر اعتباری نیست؛ بلکه یک امر عینی و واقعی است؛ اما از خود حضرت که در سال پنجم بعثت آفریده شده، جدا است و ارتباط عینی و واقعی بین آنها وجود ندارد؛ مانند اینکه یک مجسمه گچی یا فلزی از کسی درست کنند و در جایی نصب کنند، که در عین حال که شبیه اوست، از او جدا است و هیچ ارتباط واقعی با او ندارد.

ج) نور ایشان یک امر اعتباری نیست؛ بلکه عینی و واقعی است؛ اما از خود حضرت که در سال پنجم بعثت آفریده شده، نیز جدا نیست؛ بلکه با او اتحاد دارد و واقعاً خودِ اوست.

با تحلیل عقلی عبارت «یا ممتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللهُ الذی خَلَقَکِ قبلَ أن یخلُقَکِ» به چند نکته می رسیم:

. نور حضرت که قبل از خلقت صُلبی آفریده شده، یک حقیقت عینی است، نه اعتباری و ذهنی؛ زیرا یاد و خاطره و امور اعتباری از این دست را نمی توان آزمود؛ پس صورت «الف» از سه صورت بالا رد می شود.

. نور آن حضرت نمی تواند جدا از خود او باشد؛ بلکه باید یا عیناً خود او باشد یا یک ارتباط حقیقی وجودی و واقعی بین خود او و نورش برقرار باشد؛ وگرنه آزمودن نور ایشان نباید هیچ ربطی به خود حضرت داشته باشد؛ درحالی که در این عبارت می خوانیم: «اِمتَحَنَکِ»؛ یعنی: خدا تو را آزمود، نه چیز دیگر یا کس دیگر را؛ پس وقتی خدا نور حضرت زهرا(ع) را قبل از خلقت صلبی اش می آزماید، در واقع خود او را آزموده است و این معنا با فرض جدایی نور حضرت از خود ایشان منافات دارد؛ پس صورت «ب» نیز رد می شود و تنها صورت «ج» باقی می ماند.

. نور حضرت زهرا(ع) غیر از خود ایشان است که در سال پنجم بعثت آفریده شد. به عبارت دیگر، وجود نوری اش غیر از وجود صلبی اوست؛ زیرا در عبارت پیش گفته، وجود حضرت به دو مقطع قبل از خلقت و بعد از خلقت تقسیم می شود و روشن است که اگر وجود نوری و صلبی ایشان عیناً یک حقیقت باشند، این تقسیم نادرست خواهد بود. همچنین از بررسی این عبارت به دست می آید که حضرت زهرا(ع) دست کم دو خلقت داشته و دو بار آفریده شده است.

نتیجه آنکه، حضرت دو حقیقت دارد که در دو مرتبه آفریده شده است و این دو حقیقت در عین اینکه با یکدیگر متحد و یگانه اند، غیر از هم هستند؛ ولی آیا چنین چیزی امکان دارد؟ با چه تبیین و توجیه منطقی می توان چنین مطلبی را پذیرفت؟

برای تبیین عقلی و توجیه منطقی این امر از اصول فلسفه اسلامی بهره می گیریم. به نظر می رسد بدون تمسک به اصول شامخ و فاخر حکمت متعالیه، هیچ تبیین و توجیه درستی را نمی توان برای این عبارت و آموزه ارائه داد.

یکی از دستاوردهای حکمت متعالیه این است که «وجود» که عالم هستی را پر کرده است و چیزی غیر از وجود تحقق ندارد یک امر واحد است که حقیقتی مُشَکِّک و ذومراتب دارد؛ یعنی در عالم هستی، دو یا چند موجود نداریم که حقیقتاً از هم متباین و جدا باشند؛ بلکه یک موجود هست که البته درجات و مراتب مختلفی دارد و هر درجه و مرتبه، تعین و ماهیت خاص خود را دارد. هر گاه به ماهیت های خاص توجه می کنیم، آنها را جدا از هم می بینیم؛ ولی آنگاه که به حقیقت وجود بدون لحاظ تعینات و ماهیات نگاه می کنیم، آن مرتبه یگانه و یک پارچه آن را می توانیم درک کنیم. این اصل فلسفی که «وحدت تشکیکی وجود» نام دارد، می تواند ما را در حل این معما یاری کند.

وحدت تشکیکی وجود

وحدت تشکیکی وجود یعنی اینکه هستی، حقیقتی یگانه است که در عین وحدت و یگانگی، دارای درجات و مراتب مختلفی است. (طباطبایی، : / )

افراد مفهوم وجود، حقایقی متباین نیستند؛ بلکه وجود حقیقتی یگانه است که اشتراک موجودات در برخورداری از حقیقت وجود، مانند اشتراک افراد کلی طبیعی در بین افرادش نیست… در مبحث تشکیک بیان می شود که مراتب مختلف یک حقیقت واحد و تمایز آنها با یکدیگر، ممکن است برآمده از همان حقیقت باشد. حقیقت وجود به گونه ای است که تعین ها و تشخص های مختلف، تقدم و تأخر، وجوب و امکان، جوهریت و عرضیت و تمام و نقص را در ذات خود پذیرا است و برای ملحق شدن این مراتب به وجود، نیازی به وساطت امری عرضی و زائد بر حقیقت وجود نیست. (صدرالمتألهین، : / )

در اصل فلسفی «وحدت تشکیکی وجود» تبیین می شود که حقیقت خارجی وجود، در عین وحدت، مراتبی دارد که تمایز آنها به شدت و ضعف و کمال و نقص و در یک کلام، به «تفاضل» است. هر مرتبه ای کامل تر از مرتبه مادون خود و ناقص تر از مرتبه مافوق خود است. مرتبه ای وجودِ ضعیف است، مرتبه دیگر متوسط، مرتبه بالاتر قوی و مرتبه بالاتر قوی تر، تا برسد به مرتبه بی نهایت. حقیقت همه این مراتب یکی است و همه حقیقت وجودند؛ ولی به علت شدت و ضعف و کمال و نقص، این حقیقت دارای گونه ای تمایز و به تبع آن، نوعی کثرت است که «کثرت تشکیکی» نام دارد و چون از مختصات وجود است، مشابه و نظیر واقعی ندارد تا به منزله مثال و نمونه مطرح شود؛ ولی برای رفع استیحاش، از باب تشبیه معقول به محسوس، از مثال «نور» می توان استفاده کرد که اگرچه دقیق نیست و اشکالاتی دارد، هضم مطلب را برای اذهان ناورزیده آسان تر می کند.

نور قوی و ضعیف در اصل حقیقت نوریت با هم شریک هستند و در عین حال، نور قوی و ضعیف با هم فرق دارند و از یکدیگر متمایزند. این تمایز به شدت و ضعف است؛ ولی شدت و ضعف نور از حقیقت آن نیست. نه این است که نور بر اثر اختلاطش با غیر نور، شدت یا ضعف یافته باشد و نور شدید، مرکب از نور و غیر نور یا اینکه نور ضعیف، مرکب از نور و غیر نور باشد. پس مابه الاشتراک نور قوی و ضعیف همانا خود نوریت است و مابه الامتیاز آنها نیز شدت و عدم شدت نور است. شدت نور نیز امری خارج از نور نیست تا با نور مخلوط شده باشد.

برای تصور بهتر، نور خورشید را در نظر بگیرید که همه جای دنیا یا حداقل منظومه شمسی را دربر گرفته است. این نور یک سرچشمه دارد که درون خود خورشید است و شدت نور و گرما در آنجا از هرجا بیشتر است. هرچه پرتوهای نوری از خورشید فاصله می گیرند، شدت نور و گرمای آن کاهش پیدا می کند. ما می توانیم نور خورشید را که دنیا را پر کرده است، یک جا ببینیم و آن را یک حقیقت واحد تلقی کنیم؛ همان طور که می توانیم به مراتب و درجات آن با تفکیک از هم نگاه کنیم و بین آنها فرق بگذاریم؛ مثلاً شدت نور و گرمای سطح خورشید را با شدت نور و گرمای سطح زمین که نور خورشید به آن می تابد، مقایسه کنیم و شدت نور و گرمای آن قسمت از زمین را که نور خورشید به صورت مستقیم به آن می تابد، با شدت نور و گرمای آن قسمت دیگر که نور غیرمستقیم به آن می تابد و به اصطلاح می گوییم «سایه» است مقایسه کنیم. در چنین مقایسه هایی، با مراتب و درجات مختلفی از نور مواجه می شویم که با یکدیگر تفاوت دارند و عین هم نیستند. این مراتب و درجات مختلف نور در اینکه همه از یک حقیقت به نام نور تشکیل یافته اند، با یکدیگر متحد و مشترک اند؛ ولی در اینکه هر کدام دارای شدت و حِدّت مخصوص به خود هستند، با یکدیگر متمایزند. پس نور هم حقیقتی یگانه است که در ذات خود، کثرت و چندگانگی دارد؛ بدون اینکه این کثرت، وحدتش را از بین ببرد. (مطهری، : ۵۱۶ )

وقتی اصل تشکیک در وجود را پذیرفتیم، یکی از پیامدهای آن، «اثبات انحای وجود برای ماهیت واحد» است. بر این اساس، یک ماهیت واحد، وجودهای مختلف و نشئات متعددی دارد؛ وجود مادی، مثالی، عقلی و الهی. هرچه مرتبه وجود اشرف و اعلا باشد، معانی و ماهیات بیشتری را در خود جمع خواهد کرد و بر موجودات بیشتری احاطه خواهد داشت. (صدرالمتألهین، : / ) یک ماهیت، گاه با وجود خاص خود تحقق پیدا می کند و گاه با وجود جمعی، که علاوه بر وجود خاص، مراتب دیگر وجود آن ماهیت را نیز دارا است. (همان: )

با اثبات انحای وجود برای ماهیت واحد باید گفت: هر ماهیتی افزون بر وجود خاص خود، وجود یا وجوداتی جمعی نیز دارد؛ به گونه ای که هر یک از این وجودها در مرتبه خاصی از مراتب تشکیکی وجود جای دارد و هیچ دو وجودی از آنها در عرض هم و در یک مرتبه نیستند. مقصود از وجود خاص ماهیت، هر واقعیتی است که مصداق ماهیت «بشرط لا» (نسبت به ماهیت های دیگر) است؛ مثلاً هر یک از ما وجود خاص انسانیم. در مقابل، مقصود از وجود جمعی ماهیت، هر واقعیتی است که افزون بر دارا بودن همه کمالات جنسی و فصلی مأخوذ در حد تام ماهیت، واجد کمالات دیگری نیز هست؛ به گونه ای که ماهیت فقط هنگامی که «لابشرط» در نظر گرفته شود، بر آن قابل حمل است؛ مثلاً وجود خاص هر عددی، وجود جمعی همه اعداد کوچک تر نیز هست و به همین اعتبار می گوییم: «چون که صد آمد، نود هم پیش ماست». همچنین وجود خاص هر امتدادی، وجود جمعی هر امتداد کوچک تری است. وجود جمعی ماهیت، ضرورتاً از وجود خاص آن کامل تر است و در سلسله تشکیکی وجود در مرتبه بالاتری جای دارد. به بیان دیگر، وجود جمعی ماهیت، وجود آن به نحو اعلا و اشرف است. به بیان سوم، «وجودِ برتر ماهیت» است؛ یعنی آثار و کمالاتی که در وجود خاص ماهیت یافت می شوند، به همان نحو در وجود جمعی آن یافت نمی شوند؛ بلکه به نحو اعلا و اشرف و برتر در آن وجود دارد.

انواع ممکن الوجود تنها در صورتی با یکدیگر تباین و تخالف دارند که تک تک آنها با وجود خاص خود موجود شوند؛ به گونه ای که احکام خاص شان بر آنها صادق و آثار خاص شان بر آنها مترتب باشد؛ اما قبل از آن، وجود جمعی دارند که گونه ای دیگر از وجود و برتر و شریف تر است. (صدرالمتألهین، : / ) هر موجودِ نازل، در صقع موجود مجرد عالی حضور دارد و همه موجودهای طبیعی، مثالی و عقلی در مراحل برتر، وجود جمعی دارند. (جوادی آملی، : ) ماهیت حیوان اگر در مرتبه وجود انسانی تحقق یابد، به حیوان بودن سزاوارتر است. انسان عقلی نیز از انسان حسی به انسانیت سزاوارتر است؛ زیرا تمام تر و کامل تر است. همچنین انسان الهی، یعنی انسان مشهود در نشئه الهی و نیز سایر اشیا در نشئه الهی در مقایسه با حالتی که در مرتبه بالاتر وجود نباشند، به ماهیت خود سزاوارتر هستند. (صدرالمتألهین، : / )

با توجه به این دستاورد فلسفی، ماجرای فهم عبارت مورد بحث چنین می شود: حضرت زهرا(ع) یک ماهیت است که یک وجود چنددرجه و ذومراتب دارد. به عبارت دیگر، یک ماهیت است که چند وجود طولی دارد که جدا و مستقل از یکدیگر نیستند؛ بلکه مراتب مختلفی از یک حقیقت واحد هستند که در عین وحدت، کثرت دارد و در عین کثرت، دارای وحدت است.

حقیقت حضرت زهرا(ع) که با عبارت «خود حضرت زهرا» از آن یاد می کردیم، منحصر در خلقت صلبی و جسمانی او نیست که در سال پنجم بعثت آغاز شده باشد؛ بلکه یک حقیقت مشکک و ذومراتب است که پیش از خلقت صلبی وجود داشته است. وجود جسمانی حضرت، تنها مرتبه ای از آن حقیقت متعالی است که از جهتی همان و از جهتی، غیر از آن است. مطابق مثال نور خورشید باید گفت: حضرت زهرا(ع) خورشیدی است که یک حقیقت واحد و یگانه دارد؛ اما در عین حال، وجود او یک گستردگی و وسعتی دارد که درجات و مراتب مختلفی را می توان در آن دید. آن مرتبه و درجه ای که در سال پنجم بعثت تعین پیدا کرد، پرتوی کم رنگ از آن خورشید پرتلألؤ بود که در ادامه تابش خود، در سال پنجم بعثت به زمین رسید و انسان های خاکی فقط آن را دیدند؛ اما خدایی که او را آفریده است، همه وجود حضرت را می بیند و تحت ولایت خود می پروراند و می آزماید.

بدین ترتیب، معنای نهایی عبارت چنین می شود: «ای آزموده ای که خداوند تو را قبل از اینکه به این دنیای خاکی نازل کند، در عالم نور امتحان کرده است و تو امتحان خود را پیش از اینکه به این دنیا قدم بگذاری، پس داده ای».

در ادامه درباره معنای آزمودن و هدف از آزمودن قبل از خلقتِ این دنیایی سخن گفته می شود.

امتحان پیش از حیات دنیوی

امتحان و آزمون یک پدیده آشنایی است که در زندگی انسان ها هم حضور پررنگ و پراهمیتی دارد. هدف از آزمودن و امتحان کردن، یکی از این دو امر است:

. کشف شایستگی یا عدم شایستگی فرد، برای اعطا یا سلب یک امتیاز؛ مانند آزمون کنکور که برای کشف شایستگی دانش آموزان جهت ادامه تحصیل در دانشگاه برگزار می شود.

. تربیت و تقویت و بالا بردن توانایی های فرد؛ مانند ارزیابی های تمرینی در ورزش و امتحان های میان دوره ای در مدارس و مراکز آموزشی که منجر به کشف نقاط قوت و ضعف و برطرف کردن ضعف ها و تقویت قوت ها می شود.

در امتحان های الهی نیز هر دو هدف جریان دارد؛ آیه سوره محمد| به هدف اول اشاره دارد: «و لَنَبلُوَنَّکم حتّی نَعلَمَ المجاهدین منکم و الصابرین و نَبلُوَ اخبارَکم؛ و البته شما را می آزماییم تا مجاهدان و صابرانتان را بشناسیم و گزارش های مربوط به شما را بررسی کنیم». همچنین آیه سوره ملک: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیاهَ لِیبْلُوَکمْ أَیکمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛ [همان] کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام تان نیکوکارتر است».

آیه سوره آل عمران نیز ناظر به هدف دوم است: «وَلِیبْتَلِی اللَّهُ مَا فِی صُدُورِکمْ وَلِیمَحِّصَ مَا فِی قُلُوبِکمْ؛ و [اینها] برای آن است که خدا آنچه را در سینه های شماست، بیازماید و به خاطر آنکه آنچه را در دل های شماست، خالص [و پاک] گرداند». امیرالمؤمنین(ع) نیز در این باره می فرماید:

خداوند بندگانش را با انواع سختی ها می آزماید و با رنج و کوشش های گوناگون به بندگی وادارشان می کند و با انواع ناخوشایندها امتحانشان می کند تا خودبزرگ بینی را از دل هایشان بیرون کند و فروتنی را در جان هایشان جای دهد.[۱] (ابن ابی الحدید، : / )

در اینجا باید متذکر شد که هدف اول (کشف شایستگی یا عدم شایستگی) درباره انسان ها، اغلب همراه با جهل و نادانی است و بعد از انجام آزمون است که امتحان کننده به شایستگی و عدم شایستگی افراد مورد امتحان آگاهی پیدا می کند؛ اما وقتی این هدف درباره امتحان های الهی مطرح می شود، باید همراه با تنزیه متناسب با مقام الهی باشد. امیرالمؤمنین(ع) در این باره می فرماید:

خداوند متعال درون مردمان را [با آزمودن] آشکار ساخت، نه اینکه از رازهای نهفته و درون های پوشیده شان آگاه نبود؛ بلکه تا آنان را بیازماید که کدام یک بهتر عمل می کنند؛ تا اینکه ثواب، پاداش کار نیک باشد و عقاب، کیفر کار بد.[۲] (ابن ابی الحدید، : / )

یعنی اینکه اگر خداوند می خواهد شایستگی ها و عدم شایستگی ها از طریق امتحان آشکار شود، به این معنا نیست که خود به این شایستگی ها و ناشایستگی ها جهل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *