تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل احتجاج امیر المومنین (ع) بر ابوبکر در مورد جانشینی پیامبر (ص)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل احتجاج امیر المومنین (ع) بر ابوبکر در مورد جانشینی پیامبر (ص) شامل 85 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل احتجاج امیر المومنین (ع) بر ابوبکر در مورد جانشینی پیامبر (ص):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل احتجاج امیر المومنین (ع) بر ابوبکر در مورد جانشینی پیامبر (ص) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل احتجاج امیر المومنین (ع) بر ابوبکر در مورد جانشینی پیامبر (ص) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل احتجاج امیر المومنین (ع) بر ابوبکر در مورد جانشینی پیامبر (ص) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل احتجاج امیر المومنین (ع) بر ابوبکر در مورد جانشینی پیامبر (ص) :

بعد از رحلت پیامبر(ص) و در نتیجه توطئه ای که در سقیفه انجام شد، ابوبکر عهده دار خلافت شد و عنان حکومت را به دست گرفت. روشن است که چنین توطئه ای یکباره اتفاق نیفتاد و در نتیجه برنامه ریزی ها و قول و قرار هایی بود که قبل از رحلت پیامبر (ص)، عده ای باهم در میان گذاشته بودند و قصدشان این بود که جانشینی پیامبر (ص) را قبضه کنند. لذا در دست گرفتن حکومت توسط ابوبکر در نتیجه کوشش حزب او و در رأس آن ها همدست ابوبکر یعنی عمر بن خطاب بود؛ که مردم را برای بیعت با او مجبور کرد و در صحنه نقش اساسی را بازی می کرد. و چه بسا اگر او نبود بیعت برای ابوبکر انجام نمی شد. در این میان بنی هاشم از بیعت ابوبکر تخلف ورزیدند و بزرگان اسلام مانند “عمار یاسر”، “زبیر”، “مقداد” و همچنین عده ای از انصار همچون سعد بن عباده، مخالفت کردند. چرا که می دیدند امام (ع) برای خلافت شایسته تر است چون پیامبر(ص) بدان تصریح کرده بود. علاوه بر آن، موهبت هایی که خدا به او عطا کرده بود و قهرمانی های او و سایر ملکات دیگر، وی را شایسته رهبری امت قرار داده بود.

این غصب خلافت و همچنین مخالفت هایی که از جانب بزرگان صحابه با این اقدام صورت گرفت منجر به حوادثی شد که هجوم به خانه دختر پیامبر (ص) و جسارت هایی که در حق اهل خانه روا داشتند از غمبارترین حوادث تاریخ اسلام است. در این میان احتجاج های مختلفی هم از جانب امام علی (ع) و همچنین حضرت فاطمه(س) و حتی برخی اصحاب، با غاصبان خلافت صورت گرفت که در همه آن ها، طرف بازنده احتجاج، غاصبان خلافت بودند. ولی با وجود این، باز هم از ظلمی که کرده بودند دست برنداشتند.

در این مقاله به یکی از این احتجاجات اشاره کرده و برخی از بندهای آن اجمالا توضیح داده می شود. احتجاجی که می تواند پایه و اساس بسیاری از استدلالات دیگر برای اثبات خلافت و امامت حضرت علی (ع) و جایگاه ویژه اهل بیت (ع) باشد.

در طی سخنانی که بین حضرت و ابوبکر رد و بدل شد حضرت در سه مرحله ابوبکر را مجاب کرده و توجیهاتی را که برای به دست گرفتن خلافت مطرح می کند رد می کنند

ابوبکر بعد از به دست گرفتن خلافت، به سراغ امام (ع) آمد تا رضایت او را کسب کرده و حکومت خود را شرعی قلمداد کند و گفت:

«ای ابوالحسن، به خدا سوگند که این جریان روی تبانی، اقدام، رغبت و حرص من صورت نگرفت، در آن هیچ اعتمادی به خود نداشتم که بتوانم از پس این امر برآمده و امور امت را آن طور که باید اداره کنم. من فاقد هرگونه قدرت مالی و کثرت عشیره بودم تا از آن طریق، اساس نقشه خود را استوار کنم؛ پس برای چه از من دلتنگ و ملول بوده و آن چه را که شایسته من نیست، تصور می کنی، و با نظر بغض و عداوت به من می نگری؟»

با کمی دقت مشاهده می شود که ابوبکر در سخنانش، روش سیاسی را در پیش گرفت. بی اعتنایی خودش را به خلافت و عدم تمایل به آن، اظهار کرد. و اعتراف کرد که برای رهبری امت آمادگی و اهلیت نداشته است.

احتجاج اول

امام با منطق قاطع خودش آن را رد کرد و گفت:

«اگر به این امر رغبت و میلی نداشتی، برای چه خود را برای آن حاضر کردی و در این عمل پیش قدم شدی…؟»

سخن امام، سخنی کاملا روشن و دقیق است، زیرا اگر ابوبکر به خلافت، راغب و حریص نبود چرا آن را عهده دار می شد؟

ابوبکر در جواب گفت:

به علت حدیثی بود که از رسول خدا (ص) شنیدم که فرموده:

به راستی که خداوند امت مرا بر گمراهی و خطا جمع نمی کند.

و چون جمع ایشان را دیدم، از همان فرمایش پیروی کرده و هرگز گمان نبردم که اجماع امت خلاف هدایت و از روی گمراهی باشد. به همین علت تن به این تکلیف سپردم، اگر می دانستم حتی یک نفر هم از این امر امتناع خواهد ورزید، به طور مسلم از پذیرش آن خودداری می کردم.

معنی کلام ابوبکر این است که آنچه او را فراخواند، و تشویق کرد که عهده دار خلافت شود. آن حدیث پیامبر (ص) است که امت بر انتخاب و اختیار او اجماع کردند. پس راهی به تخلف از نظریه اجماع پیدا نکرد.

احتجاج دوم

امام به او روی کرد و سئوال دوم را مطرح کرد و فرمود:

در خصوص حدیث مذکور در مورد اجماع امت، از تو می پرسم که آیا من از افراد این امتم یا نه؟

گفت: آری.

فرمود: آن گروهی که از بیعت تو سرباز زدند، مانند “سلمان”، “ابوذر”، “عمار”، “مقداد”، “سعد بن عباده” ودیگران از امت بودند یا نه؟

ابوبکر گفت: آری همه از امت بودند.

امام تعدادی از صحابه پیامبر (ص) را که از بیعت با ابوبکر امتناع کردند، نام برد و ابوبکر به آن اعتراف کرد.

سپس امام سئوال سوم را مطرح کرد و فرمود:

بنابر این چگونه با مخالفت این افراد، به حدیث اجماع احتجاج می کنی؟ حال اینکه تمام آنان از افراد صالح و پرهیزکار و از اصحاب رسول اکرم (ص) هستند…؟

امام با این دو سوال کلام و استدلال ابی بکر را رد کرد و بر ادعای او اقامه حجت کرد.

ابوبکر در جواب گفت: پس از تحقق این امر، تخلف این افراد بر من معلوم شد، وترسیدم اگر از پذیرش آن امتناع ورزیده و خود را کنار بکشم، اوضاع اجتماعی مردم مسلمان به هم بخورد. شاید غالب مردم مرتد شده و از دین خارج شوند؛ پس پذیرش من بر این امر بهتر از آن بود که امت مسلمان به هرج و مرج گراییده و به حالت کفر سابق خودشان عود کنند؛ پس فکر می کردم شما نیز در این باره با من موافق باشید…

در واقع وقتی ابوبکر دید استناد وی به حدیث اجماع، مردود شد، از راه دیگری وارد شد و آن اینکه وی ادعا کرد بعدا متوجه شده که اجماعی در کار نبوده ولی تصورش این بوده که حال اگر وی از قبول خلافت امتناع کند اوضاع مسلمانان دچار هرج و مرج می شود. تا اینجا ابوبکر به دو مساله مهم یعنی عدم اهلیت برای جانشینی پیامبر (ص) و عدم تحقق اجماع برای خلافت وی اعتراف کرده است. و به توجیه سومی متوسل شده است. حال ببینیم که امام (ع) برای این توجیه ابوبکر چه احتجاجی را مطرح می کنند؟

احتجاج سوم

امام رو به ابوبکر کرده و فرمود:

بسیار خوب، ولی پرسش من این است که تو در بار نخست بر چه اساسی و برای چه به این امر روی آوردی؟ و این که یک فرد با چه شرایط، علل و جهاتی شایسته امر خلافت می شود؟

ابی بکر جواب داد: البته روی صفات خیرخواهی، وفای به عهد، صراحت لهجه، استقامت و حسن سیرت، عدالت، علم و آگاهی از کتاب، سنت، حکمت، معرفت، زهد در دنیا، پرهیزکاری، یاری، طرفداری از مظلوم و ستمدیده در دور و نزدیک…

ابوبکر به صفاتی شخصی اشاره کرده که برای عهده داری خلافت باید دارا باشد.

امام به آن، صفات دیگری را اضافه کرد که رهبر عمومی امت واجب است که دارا باشد. و فرمود:

و سابقه و قرابت.

و قصد امام، سابقه در اسلام و قرابت با رسول خدا (ص) بود. و این دو شرط فقط در امام وجود داشت، او اولین کسی بود که به رسول خدا (ص) ایمان آورد. او نزدیک ترین مردم به رسول خدا (ص) بود و ابوبکر بر آن اقرار کرد.

حال امام بر اساس همان صفاتی که ابوبکر بدان ها اشاره کرده و همچنین دو صفت دیگری که خودش بدان ها افزود و ابوبکر هم آن دو را قبول کرد، احتجاج خود را ادامه می دهد تا در نهایت هر بهانه ای را که ابوبکر بدانها استناد کرده باطل کند امام در چندین مورد از ابوبکر اعتراف می گیرد که تنها کسی که واجد این صفات، آن هم در بالاترین مرتبه آن ها بوده، کسی جز امام (ع) نیست.

امام برای ابوبکر به بعضی صفاتی که نزد غیر او یافت نمی شود اشاره کرد و فرمود:

ای ابوبکر، تو را به خدا سوگند می دهم، آیا در وجود خود این خصوصیت را می بینی یا در من؟

ابوبکر گفت: البته در شما می بینم ای ابوالحسن…

امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

تو را به خدا سوگند، آیا این من بودم که پیش از تمام امت به رسول اکرم (ص) جواب مثبت دادم یا تو؟

ابوبکر گفت: البته شما.

امام فرمود:

تو را به خدا سوگند، من از طرف رسول خدا (ص) مأمور به ابلاغ و خواندن سوره برائت برای کفار شدم یا تو؟

ابوبکر گفت: بلکه شما مأمور این کار شدید.

امام (ع) به ابلاغ سوره برائت اشاره می کند که پیامبر (ص) ابتدا ابوبکر را مامور به این کار کرد ولی وحی نازل شد و ابوبکر از این ماموریت عزل، و ابلاغ آن به امام (ع) واگذار شد

امام فرمود:

ای ابوبکر، تو را به خدا سوگند، آیا هنگام خروج پیامبر (ص) از مکه به مدینه (روز غار) من جان فدای او شدم یا تو؟

ابوبکر گفت: البته شما.

امام (ع) به جریانی اشاره می کند که قریش نقشه هجوم به خانه پیامبر (ص) و قتل ایشان را کشیده بودند و امام (ع) در بستر پیامبر (ص) خوابیدند تا قریش متوجه نبود پیامبر (ص) در خانه نشوند.زمانی که قریش به خانه پیامبر (ص) هجوم آوردند که او را بکشند. امام شخصاً خود را فدای او کرد و به جای او خوابید. برای احدی در خاندان نبوت یا صحابه، مانند این کرامت که به امام اختصاص یافت، پیدا نمی شود.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

تو را به خدا سوگند، آیا ولایت من قرین ولایت پروردگار متعال و پیامبر خدا به دلیل انفاق انگشتر در آیه شریفه واقع شده یا تو؟

ابوبکر گفت: البته برای شماست.

اشاره امام به این آیه شریفه است که: (إنَّما وَلِیکم الله ورسوله والَّذین آمنوا الَّذین یقیمون الصَّلاه ویؤتون الزَّکاه وهُم راکعون)[۱].

در این آیه، ولایت عامه بر مسلمانان منحصر به خدا و رسول و آن هایی که ایمان آورده و در حال رکوع زکات می دهند یعنی امام می باشد. و آیه به صیغه جمع برای تعظیم و تکریم امام است. و زمانی این آیه نازل شده که حضرت در رکوع نماز انگشتر خود را به سائل بخشیدند.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

تو را به خدا سوگند، آیا رسول خدا (ص) توسط تو، اولاد و خانواده ات در برابر نصاری مباهله کرد یا با من، فرزندان و خانواده من؟

امام (ع) منقبت دیگری را اشاره می کند که در آن بانوی زنان عالم، و دو فرزندش در مباهله پیامبر (ص) با اهالی نجران داشتند؛ زیرا او برای مباهله، عمویش عباس و نه زنان بنی هاشم، و نه خود را در آن شرکت نداد. و همانا امام، همسرش و دو فرزندانش را شرکت داد. ما این حادثه را به تفصیل در یکی از جزءهای این دانشنامه شرح داده ایم. و ابوبکر به آن اعتراف کرد و گفت:

البته برای شما و خانواده تان نازل شد.

پس امام امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

تو را به خدا سوگند، آیا مقام وزارت رسول خدا، همچنانکه برای هارون بود نسبت به حضرت موسی: (انت منّی بمنزله هارون من موسی) برای تو بود یا برای من؟

امام (ع) دو فضیلت دیگر را بیان می کند، که رسول خدا (ص) برای او در نظر گرفت:

اول اینکه پیامبر (ص)، وزیری برای خود تعیین کرد و به آن تصریح دارد.

دوم اینکه پیامبر (ص) امام را برای خودش به منزله هارون از موسی قرار داد و به او فرمود: (انت منّی بمنزله هارون من موسی…).

ابوبکر به آن اعتراف کرد و گفت: بلکه برای شما بود.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

تو را به خدا سوگند، آیا آیه تطهیر از رجس درباره من، خانواده و فرزندان من نازل شد، یا برای تو و خانواده ات؟

امام (ع) اشاره به آیه (إنَّما یرید الله لیذهب عنکم الرِّجس اهل البیت ویطهّرکم تطهیرا)[۲] دارد که درباره او و بانوی زنان و دو سبط رحمت و امامان هدایت (علیهم السلام) نازل شده است.

ابوبکر گفت: بلکه برای تو و اهل بیت تو نازل شده است.

امام امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

تو را به خدا قسم، آیا رسول خدا (ص) در زیر کساء برای من، خانواده و فرزندانم دعا کرد که خداوند اینان که اهل بیت من اند را به سوی خود و بهشت رضوانت بخوان نه به آتش، یا برای تو و خانواده و فرزندانت؟

امام (ع) حدیث کساء را بیان می کند که امام و بانوی زنان عالم و دو سبط حسن و حسین (علیهما السلام) به حضرت رسول در زیر کساء ضمیمه شدند و حدیث بر عظمت منزلت اهل بیت (علیهم السلام) و علو مقام آن ها نزد خدا و رسولش دلالت دارد.

ابوبکر گفت: برای شما و اهل بیت و فرزندانت، دعا کرد.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

تو را به خدا سوگند، آیا مراد از آیه (یوفون بالنَّذر ویخافون یوماً کان شَرُّه مُستَطیراً)[۳] من هستم یا تو؟

اشاره به نذری است که امام و بانوی زنان عالم و کنیزشان فضه کردند، زمانی که حسنین مریض شدند سه روز، روزه بگیرند، هنگامی که بهبود یافتند به شکرانه بهبودی ازمرض همه روزه را گرفتند، و هنگام افطار فقیری گرسنه، در زد و از گرسنگی شکایت کرد. همه افطاری خود را به او دادند و جز آب، چیز دیگری برای افطار نداشتند.

در روز دوم موقع افطار، یتیمی در را زد و اظهار گرسنگی کرد. پس افطاری خود را به او دادند، و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند.

در روز سوم اسیری، در خانه را زد و از آن ها طلب کمک کرد. افطار خود را به او دادند. در این موقع بدنشان ذوب و ناتوان شده و می لرزیدند. هنگامی که پیامبر (ص) آن ها را دید ناراحت شد. قوای او تحلیل رفت؛ پس سوره هل اتی بر او نازل شد. که در آن قدردانی از خدای متعال برای ایثار و ستودن نیکی و احسان آن ها و مدال افتخار و جاویدی تا ابد برای آن هاست.

ابوبکر گفت: البته شما.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

تو را به خدا سوگند، آیا آفتاب برای نماز تو به دعای پیامبر (ص) رجوع کرد یا برای من؟

حدیث رد شمس برای امام را عامه و خاصه ذکر کرده اند و “علامه محقق امینی” تعداد زیادی روایات که در این باره ذکر شده را بیان کرده است.

ابوبکر گفت: برای تو بود.

امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

تو را به خدا سوگند، آیا تو آن جوانمردی که این ندا از آسمان برایش خوانده شد که “لا سیف الا ذوالفقار و لا فتی الا علی” یا من؟

امام فرموده این ندا از آسمان در جنگ احد، خوانده شد و آن مدال جاویدی بود که به گردن افکند.

ابوبکر گفت: البته تو آن جوانمردی.

امیرالمؤمن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *