توضیحات
فایل پاورپوینت کامل «حوزه مستقل» حافظ اسلام، نظام و انقلاب؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل «حوزه مستقل» حافظ اسلام، نظام و انقلاب، محتوای خود را در قالب 93 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل «حوزه مستقل» حافظ اسلام، نظام و انقلاب با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل «حوزه مستقل» حافظ اسلام، نظام و انقلاب آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل «حوزه مستقل» حافظ اسلام، نظام و انقلاب بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل «حوزه مستقل» حافظ اسلام، نظام و انقلاب ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل «حوزه مستقل» حافظ اسلام، نظام و انقلاب، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل «حوزه مستقل» حافظ اسلام، نظام و انقلاب :
دو محور «حوزه انقلابی و حوزه سکولار» و دغدغه ها و مشکلات حوزه علمیه مورد توجه عموم طلاب بوده است…مقام معظم رهبری بحث حوزه سکولار و در جمع نمایندگان طلاب، بحث حوزه غیر انقلابی را مطرح کردند…اصل تشکیل نشست دورهای اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه، آن در ابتدا صرفاً دغدغههای حوزوی بوده است؛ اکنون هم پیگیری همان دغدغههاست درحد امکان. از همان روز اول، کلیات مسائل مربوط به نظام و انقلاب در اساسنامهی نشست مورد توجه قرار گرفت و در آن گنجانده شد. شاید بند اول یا بند دوم اساسنامهی نشست، التزام به نظام جمهوری اسلامی، رهبری، ولایت فقیه و… است. برخی اعضای نشست اساتید نیز افرادی هستند که هم در این تشکل حضور دارند و هم در جاهایی مانند جامعهی مدرسین؛ معنی ندارد فردی در جامعهی مدرسین، انقلابی باشد و در نشست اساتید، ضدانقلاب! اگر هم کسانی مخاطب حوزهی غیرانقلابی را نشست اساتید میدانند، شاید ناخودآگاه در حال لطمه زدن به حوزه هستند. حدود هزار نفر در جلسهی اخیر نشست اساتید شرکت داشتند و این حضور پس از همهی هجمههایی بوده که به نشست اساتید شده است و شما در جریان هستید. اساتید میدانند که ممکن است هنگامی که در این جلسه شرکت میکنند…نشست اساتید یک جای کاملاً انتخابی است؛ تمامی اساتیدی که سال سابقهی تدریس داشته که سال آن سطوح عالی یا خارج بوده باشند در اینجا دعوت هستند. خود این اشخاص بدون هیچگونه ممیزی عدهای را بین خود انتخاب میکنند؛ یعنی نهادی کاملاً برآمده از دل اساتید است. آیا هنر مهمی است که ما آنها را غیرانقلابی بنامیم؟ آیا این کار درستی است؟ آن هم کسانی که همه در انقلاب سوابق دارند؛ بزرگ و کوچک؛ عدهای که سنشان میرسیده است، اهل جبهه و جنگ و گاهی عدهای از آنها در مجلس خبرگان بودهاند؛ ممکن است برخی از آنها اکنون هم باشند. عدهای نیز در نهادی از نهادهای نظام بودهاند. راندن آنها با تهمت غیرانقلابیبودن کار صحیحی نیست. این موضوع وجود دارد که نشست اساتید وارد مسائل جناحی نمیشود؛ به چند دلیل؛ اول نگرشی است که خود ما داریم؛ باید یک جمع صنفی باشد که همه با انواع و اقسام نظرات سیاسی که دارند جمع شوند و راجع به حوزه با همدیگر صحبت کنند؛ دوم اینکه واقعاً ما از روز اول به تأکید اکید مراجع عظام (دامت برکاتهم) نمیخواستیم نهادی درست کنیم مقابل نهادهای دیگر. برخی نهادهای حوزوی متکفل بیان مواضع سیاسی بوده است؛ افرادی هم که در نشست اساتید هستند همه صاحبنظرند؛ ما اگر بخواهیم در ریز مسائلی که آقایان وارد میشوند، وارد شویم، چهبسا گاهی مخالفت باشد؛ یعنی یک نظر مقابل نظر دیگر. ما دنبال ایجاد چنین انشقاقی در حوزه نبوده و نیستیم.
بنابراین بهطور طبیعی ما به آن بخشی که دیگران متکفلش هستند، احترام میگذاریم. ما سراغ بخشهای مغفول رفتیم. میتوانم چند مثال بزنم؛ طلبگی دیر نتیجه میدهد؛ کسانی که چندسال در حوزه بودهاند این را بهصورت ملموس درک میکنند. بههمیندلیل طلبهها پس از مدتی احساس یأس میکنند و – بنابراین – باید این احساس به آنها تزریق شود که مشغول پیشرفت هستند. راهکار این مسأله چیست؟ راهکار، همان است که ما در حوزهی سنتی داشتیم؛ اینکه هرطلبه هر زمان که احساس میکرد آمادگی تدریس دارد، شروع به تدریس میکرد و به مقدار لیاقت و توانش رشد میکرد. اگر امسال جامعالمقدمات میگفت سال بعد سیوطی میگفت؛ اگر امسال پنجشاگرد داشت، سال بعد دهشاگرد و سال بعدش بیستشاگرد داشت و به تدریج کرسیهای بزرگ تدریس تشکیل میداد و پیشرفت میکرد. این سیستم، نوعی پمپاژ حیات بود داخل حوزه؛ آنهم بدون هیچ هزینهای. ما این را از حوزه گرفتیم. خود شما اکنون اگر بخواهید از ابتدا تدریس کنید، آیا راحت میتوانید و زمینه برای شما هست؟ شاید بهصورت انفرادی ممکن باشد. منظورم تدریسی است که در آن بتوانید رشد کنید. خیر؛ مقدور نیست. ما بهدنبال این مسأله رفتیم و گفتیم که درست است حوزهی سنتی اشکالاتی داشته است، اما نباید خوبیهای آن را پاک کنیم. زمینهی تدریس آزاد باید برای همه فراهم باشد؛ اگر نقایصی هم دارد، باید جبران کنیم؛ اگر طلبهها بهصورت درست سر درس نمیآیند، باید با همفکری آن را جبران کنیم؛ چرا صورتمسأله را پاک کنیم؟ نشست اساتید از همینجا شروع شد؛ چون میخواستند دروس را تحت برنامه مدارس ببرند. ما آفتهای آن را دیده بودیم (اکنون برای بسیاری از طلبههای قوی، زمینهی تدریس نیست) لذا با این مسأله مخالفت کردیم و گفتیم شما تا شرح لمعه را در مدارس انجام دادید که آن هم ناقص و اشتباه بود؛ بالاتر از آن را ادامه ندهید. این از فعالیتهای نشست اساتید بوده است. غیر از آنکه در اساسنامهمان نوشته و همه امضا کردند که نظام، رهبری و ولایت فقیه خط قرمز است، چه کار دیگری باید میکردیم؟ بسیاری از افراد نشست، صاحبنظر هستند و میتوانند نظر بدهند و چهبسا بهتر از برخی دیگر نظر دهند؛ اما به احترام نهادهایی که از سابق بودهاند و به توصیه و امر مراجع عظام، این مسأله را واگذار کردیم. بنده از روز اول شاهد بودم که مرحوم آیهاللهالعظمی فاضل و مرحوم آیهالله مشکینی بسیار تأکید داشتند که شما در این جهت وارد نشوید. ما دیگر برای دفع این تهمت چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟ گاهی اوقات، یک حرکت خودش ایجاد تهمت میکند؛ گاهی حرکت سالم است، اما دیگران دوست دارند تهمت بزنند؛ ما از این کار نمیتوانیم جلوگیری کنیم. بنابراین لازم است شما همان انتظاری که از سایر تشکلات صنفی دارید را از اینجا داشته باشید. با این توضیح فکر نمیکنم اساتید حوزه، غیرانقلابی باشند. شاید در حوزه انتظار این باشد که حوزویان در مسائل سیاسی – اجتماعی اظهار نظر کنند…عدهای از اعضا در جامعه مدرسین هستند، عدهای در مجمع عمومی جامعه مدرسین، عدهای در تشکلهای دیگر و عدهای نیز شخصیت حقیقی دارند و دخالت میکنند. ما میخواهیم یک جایی هم برای مسائل صنفی باشد؛ این چه اشکالی دارد؟ آیا مسائل صنفی طلبگی این ارزش را ندارد؟ مثلاً تا پایهی هفتم را میگویند به حوزهی قم نیایند و در شهرستان بمانند؛ در حالیکه در غالب شهرستانها به تعداد کافی استاد و مربی اخلاق ندارید. هنگامی که یک طلبه به قم میآید، بنیهی علمی ضعیفی دارد. خب باید برای تقویت آن کاری کرد. سؤال این است که اساساً وجود یک تشکّل صنفی که با حفظ احترام به اصول کلی نظام اسلامی خود را در مسائل صنفی روحانیت – و بهخصوص طلبگی – ممحض کند، چه اشکالی دارد؟ آیا باید این نهاد را تشویق کرد یا مورد آزار قرار داد؟ شاید احساس میکنند نتایجی که از آن بیرون میآید..
چه نتایجی بیرون آمده است که با اهداف نظام منافات دارد؟مثلاً برخی اینطور فکر میکنند که این تشکل تنها حول برخی مراجع سنتی شکل گرفته است. برخی از بزرگان به خود بنده چندبار گفتهاند که میخواهند در جلسه ما شرکت کنند؛ ما هم ایشان را دعوت کردیم؛ اما آنها پس از دعوت، نام یکی دو نفر را برده و گفتند اینها به ما گفتند نروید و ما نمیآییم. ما باید چه کاری انجام دهیم؟ اکنون من میتوانم بهعنوان شخص خودم به شما وکالت دهم که بروید هر مرجع بزرگواری که قبول زحمت میفرماید در جلسه اساتید شرکت کند را دعوت کنید؛ بنده هم در نشست مطرح میکنم و بعید هم میدانم کسی مخالفت کند. یکی از آن مراجع سنتی مد نظر شما آیتالله العظمی صافی است. اگر بررسی کنید ایشان زمانی که عضو شورای نگهبان بودند، تعلیقاتی بر قوانین داشتند که اکنون جزو مآخذ مهم شورای نگهبان است. موضعگیریهای ایشان را ببینید؛ بصیرت و ایمان ایشان را؛ آنوقت شما به ایشان میگویید سنتی؛ که بار منفی دارد. اگر سنتی بهمعنای باتجربه باشد، بله باتجربه هستند؛ اما اگر بهمعنای غیرانقلابی باشد، چطور ممکن است کسانی مثل حضرات آیات صافی یا وحید را غیرانقلابی بنامیم؟
آیا تعریفی که نشست دورهای اساتید یا سنتیها از حوزه علمیه دارند، آثاری را تولید نمیکند؟ مثلاً طبق این تعریف طلاب عمدتاً به درسخواندن تشویق میشوند و کارهای فرهنگی طلاب یا کارهای مرتبط با بسیج یا نهادهای انقلابی، کمرنگ میشوند.
ابداً اینطور نیست؛ مثلاً موضوع جلسهی آخر «رسالتهای روحانیت در عصر حاضر» بود؛ یعنی یک موضوع کاملاً اجتماعی. قریب به اتفاق موضوعات، اجتماعی- طلبگی بوده است؛ غیر از یکی دو موردِ کاملاً صنفی (مثل رشد و توسعه دروس آزاد). پس موضوعات مباحث نشست اساتید عمدتاً به وظایف اجتماعی روحانیت بازمیگردد. فعالیتهای ما که شفاف است؛ ما یک سایت داریم که همهچیز در آن کاملاً مشخص است. شما این سؤال را باید از کسانی که حساس هستند بپرسید؛ من نمیتوانم بهجای آنها پاسخگو باشم. روز اولی که نشست اساتید شروع بهکار کرد ما به دفتر یکی از آقایان – که نمیخواهم نامشان را ببرم – رفتیم و نسبت به تحتبرنامهبردن دروس، اعتراض خود را بیان کردیم. ایشان پس از اتمام جلسه گفتند: این جلسه خوب است؛ نه آن جلسههایی که سالیانه و فقط بهصورت تشریفاتی برگزار میشود. یعنی یکی از مشوّقها ایشان بودند و ما با تشویق ایشان ادامه دادیم؛ حتی دوسه جلسه هم در جلسات ما حضور داشتند. اما پس از آن رها کردند و هرجا هم که توانستند علیه نشست اساتید صحبت کردند! بنابراین باید به سراغ کسانی بروید که با نشست مشکل دارند و از آنها بپرسید مشکل کجاست.
شاید برخی فکر میکنند که این نشست، جلسهای است با حضور اکثریت اساتید حوزه که هرچند ممکن است با انقلاب مشکلی نداشته باشند، اما مروج آن هم نیستند. این مسأله هم درست نیست. سؤال من این است که چطور اعضا، هنگامی که اینجا هستند مروّج انقلاب نیستند، ولی هنگامی که جای دیگر میروند مروّج انقلاب هستند؟ اینها که همان اشخاص هستند؛ استادها، هم در نشست حضور دارند و هم در جاهای دیگر حضور دارند. این جمع پانزدهسال است که شکل گرفته و اگر میخواست فعالیّت غیرانقلابی یا ضدانقلابی داشته باشد تاکنون انجام داده بود. اینکه ایشان مروّج انقلاب نیستند، یعنی اینکه در فعالیتهای جناحی دخالت نمیکنند یا اینکه نسبت به نظام و انقلاب بیتفاوتاند؟ واقعاً اینطور نیست. بنده که آنجا حضور دارم مشاهده میکنم واقعاً اینطور نیست. چطور ممکن است فردی هنگامی که در نشست اساتید است بیتفاوت باشد، اما هر هفته یکشنبه از نهادهای مهم مملکتی گروهگروه به دیدن ایشان بروند و ایشان برایشان سخنرانی کند؟ اگر مروّج انقلاب نباشد، نباید از نهادهای انقلابی به دیدارش بروند. پیشنهاد من به شما همچنان این است که علت بدبینیِ افرادِ بدبین را از خودشان بپرسید؛ من در ذهن آنها نیستم. بهنظر میرسد دو تفکر اصلی در حوزه وجود دارد؛ یکی تفکری که بار انقلابیگریاش بالاست و بیشتر اسلام سیاسی را مطرح میکند و دیگری تفکری که بیشتر اسلام فرهنگی را تبلیغ میکند. اسلام فرهنگی بهاینمعنا که اسلام را مقداری از سیاستزدگی خارج میکند تا حداقل دین مردم از دست نرود. به تعبیر دیگر اگر قرار باشد اولویتی بین انقلابیگری و اسلام وجود داشته باشد، کسانی که این طرف هستند اسلام را مطرح میکنند، اما برای کسانی که آن طرف هستند، انقلاب مهمتر است.
این دوستانی که من بینشان هستم، انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی برایشان مهم است؛ تنافی با هم ندارد. اگر آقایانی که فشار وارد میکنند معتقدند نشست اساتید باید وارد ریز مسائلی بشود که ما وارد میشویم، باید تعهد بدهند که اذیت نکنند؛ چون اعضای نشست، از اساتید حوزه هستند و صاحبنظر؛ چهبسا ممکن است نظر آنها در بسیاری موارد معارض با نظر دیگران شود. ما میخواهیم این اتفاق نیفتد؛ لذا میگوییم اجازه دهید گروهی کارهای صنفی انجام دهند؛ به آنها احترام بگذارید و مقابلشان موضع نگیرید. مسئولان حوزه با همه ارتباط داشته باشند؛ اینها ضدانقلاب، غیرانقلابی یا سکولار نیستند. اصلاً استاد حوزهای که پس از انقلاب طلبه شده – این اساتید عمدتاً پس از طلبه شدهاند – چطور ممکن است غیرانقلابی باشند و اینقدر خطرناک؟ عدهای میگویند منظورمان همهی اساتید نیست؛ چندنفری که گرداننده هستند را میگوییم! از این عده هم میپرسیم چطور ممکن است این اساتید حوزه متوجه نباشند که سهچهارنفر غیرانقلابی گرداننده آنها هستند؟ اینطور نیست؛ اینها توهم است.
با توجه به اینکه مشروعیت نظام به نوعی متأثر از حوزه است، اگر قرار باشد تعدادی از اساتیدش نگرشِ ناب دربارهی انقلاب اسلامی را نداشته باشند – حتی اگر بخواهند با قرائتی دیگر انقلاب اسلامی را تعریف کنند – بالاخره خطری جدی برای نظام است. این مسأله در کجا پیش آمده است؟ با «اگر» نمیشود کار را پیش برد؛ این «اگر»ها در این پانزدهسال نشست اساتید، عینیت خارجی هم داشته است؟ «اگر» چنین تفکری داشته باشند؛ «اگر» رشد بکنند… همهی جملات با «اگر» است. پانزده سال فرصت مناسبی برای تحقق این «اگر»ها بوده است؛ اما آیا این اتفاق افتاده است؟ میگویند اینها قدرت خیلی بالایی نداشتند و به مرور رشد کردند.
به موازات رشدی که داشتند حرکت غیرانقلابیگری هم داشتند؟
شاید مثالی که میزنم سطح پایین باشد؛ ما در مساجد دیدهایم که گاهی یک روحانی بالای منبر میرود و حتی یک صلوات هم برای شهدا یا امام نمیفرستد. خب طبیعی است که او را به مسائلی متهم میکنند. شاید منظور معترضان، بروز چنین رفتارهایی – البته در سطوح بالاتر – در نشست است. شما میتوانید در سایت نشست ملاحظه کنید که این مسائل در آن هست یا خیر؟ مسأله اینها نیست؛ من از مسئله اصلی اطلاع دارم؛ ولی نمیخواهم بازگو کنم. شما مطمئن باشید اگر تا فردا هم اینطور اشکالات را مطرح کنید من پاسخ میدهم. باید شفافتر از چیزی که برای شما بیان کردم پاسخ دهم؟ چطور باید بگوییم که خط قرمز ما در اساسنامهمان نوشته شده و ما هم از همان شروع کار بدان ملتزم بودهایم. همچنین با عنایت به این مسأله میخواهیم صنفی باشیم؛ چه کار دیگری میتوانستیم انجام دهیم که انجام ندادیم؟
آیا بهمرور مباحث غیرصنفی شکل نمیگیرد؟
بلاتشبیه، صنف طلافروشان، صنفی معلمین، صنف روزنامهنگاران یا سایر انجمنهای صنفی را درنظر بگیرید؛ اگر عدهای در صنفی دور هم جمع شوند و به صنف خود
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.