تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام شامل 103 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام :

این نوشتار تأملی بر چگونگی ارائه معارف مهدوی از سوی امام رضا است؛ بیاناتی که با توجه به اهداف کلی دعوت دینی، مخاطرات و نیازهای عصر ثبات و اقتدار عباسیان، نزدیک شدن عصر غیبت و ظهور گروه منحرف واقفیه شکل گرفته است. بررسی محورهای مورد تأکید در این بیانات و تأمل در نسبت آن ها با اهداف کلی و نیازهای هر عصر می تواند از یک سو طرحی کلان نشان دهد که در این شکل از تعلیم و تربیت تعقیب شده است و از سوی دیگر، تأثیر تربیتی و اخلاقی هر یک از آموزه های مهدوی را نمایان تر کند

.

این پژوهش بر تحلیل محتوایی روایات صادره از امام رضا تکیه دارد و تلاش می کند با توجه به شرایط عصر صدور، آثار آموزه های مهدوی بر شیعیان را معلوم کند؛ از این رو با تعیین محورهای مورد توجه در سخنان امام رضا، همراه با ارائه نمونه ای از آن و تأمل در نسبت این سخنان با شرایط مخاطبان به حکمت و جهت طرح هر یک از آموزه ها دست یابد.

این نوشتار، روشن گر این سخن است که تعلیم آموزه های مهدوی در این برهه از تاریخ افزون بر ارائه معارف مهدوی و آخرالزمانی، به نکاتی مهم در تربیت مخاطبان توجه دارد و نوعی زمینه سازی برای رهایی از آفات بحث مهدویت و مصون سازی از انحرافات در عصر امام رضا را دنبال می کند.

زمینه های صدور

آغاز امامت حضرت رضا با ظهور فرقه واقفه همراه شد؛ فرقه ای که با ادعای زنده بودن امام کاظم از سوی برخی وکلای ایشان شکل گرفت. این وکلا ادعا کردند امام در قید حیات است، به پس پرد غیبت رفته و بازخواهد گشت. پذیرش این سخن به معنای توقف سلسله امامت و پایان آن با امامت حضرت کاظم بود.

اعتبار و جایگاه گذشته این افراد موجب شد جمع زیادی دچار تردید و انحراف شوند و تشتتی گسترده در جامعه شیعه پدید آید. امام رضا پس از رسیدن به مقام امامت در نخستین گام، با چنین ادعایی مواجه بود و باید پاسخ گوی کسانی می شد که از انگیزه های متفاوتی برخوردار بودند؛ برخی صرفاً این ادعا را برای باز پس ندادن اموال امام کاظم مطرح کردند و برخی به خاطر برداشت نادرست از بعضی روایات، چنین ادعایی را پذیرفته بودند. البته امور دیگری مانند غیبت طولانی امام در زندان هارون الرشید و گستردگی حرکت شیعی در جهان اسلام، احتمالاً در ایجاد و پرورش آغاز دوره ای جدید ـ یعنی غیبت امام عصر و پس از آن قیام و ظهور ـ مؤثر بوده است.

بررسی شیوه برخورد امام رضا با انحراف وقف، مجالی دیگر می طلبد، اما آن چه در این بحث باید مورد توجه قرار گیرد، شیوه ایشان در ارائه آموزه های مهدوی با توجه به این موضوع است. امام با کم فهمی از روایات و نقل هایی نادرست مواجه بود که مدعیان وقف برای اثبات اعتبار ادعایشان به آن ها تمسک می کردند. رجال کشی به سه مورد از این روایات اشاره کرده است:

۱ روایت ابوبصیر

حَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَیْبَهَ، قَالَ: حَدَّثَنِی الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْوَاسِطِیُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یُونُسَ، قَالا: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ قِیَامَا الصَّیْرَفِیُّ، قَالَ: حَجَجْتُ فِی سَنَهِ ثَلَاثٍ وَ تِسْعِینَ وَ مِائَهٍ، وَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! مَا فَعَلَ أَبُوکَ؟ قَالَ: مَضَی کَمَا مَضَی آبَاؤُهُ. قُلْتُ: فَکَیْفَ أَصْنَعُ بِحَدِیثٍ حَدَّثَنِی بِهِ یَعْقُوبُ بْنُ شُعَیْبٍ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ: أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنْ جَاءَکُمْ مَنْ یُخْبِرُکُمْ أَنَّ ابْنِی هَذَا مَاتَ وَ کُفِّنَ وَ قُبِرَ وَ نَفَضُوا أَیْدِیَهُمْ مِنْ تُرَابِ قَبْرِهِ فَلَا تُصَدِّقُوا بِهِ. فَقَالَ: کَذَبَ أَبُو بَصِیرٍ لَیْسَ هَکَذَا حَدَّثَهُ، إِنَّمَا قَالَ: إِنْ جَاءَکُمْ عَنْ صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ. (کشی، ۱۴۰۹: ۴۷۵ – ۴۷۶)

راوی از امام رضا درباره سرانجام پدر می پرسد و امام از رحلت پدر، همانند رحلت اجداد بزرگوارش خبر می دهد. راوی از معنای حدیثی سؤال می کند که در آن امام صادق به ابوبصیر گفته است: اگر کسی به شما خبر داد که این فرزند من مرده، کفن شده و در قبر نهاده شده و دستشان را از خاک قبرش می ستردند، سخنشان را نپذیرید. امام رضا فرمود: «ابوبصیر خلاف واقع گفته است. برای او این گونه نگفته اند، فقط فرمود: اگر درباره صاحب این امر گفتند»

این روایت نشان از ابهاماتی دارد که سبب آن، وجود اشتباه در نقل است. پس از وفات امام کاظم این نقل مورد سوءاستفاده واقفه قرار گرفت که البته پرچم دار علمی آن، علی بن حمزه بطائنی بود که شاگرد راوی همین حدیث _ یعنی ابوبصیر یحیی بن قاسم اسدی _ بوده است. امام رضا در حدیث یادشده با نقلی اشتباه که از سوی ابوبصیر رخ داده، مضمون درست را در اختیار پرسش گر قرار داده است؛ مضمونی که با روایات تولد حضرت حجت تأیید شده و حدیث ابوبصیر را از غرابت خارج می کند.

۲.روایت ذریح

حَدَّثَنِی خَلَفُ بْنُ حَمَّادٍ، قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو سَعِیدٍ، قَالَ: حَدَّثَنِی الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی طَلْحَهَ، عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا: جُعِلْتُ فِدَاکَ! إِنَّهُ وَ اللَّهِ مَا یَلِجُ فِی صَدْرِی مِنْ أَمْرِکَ شَیْ ءٌ إِلَّا حَدِیثاً سَمِعْتُهُ مِنْ ذَرِیحٍ یَرْوِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ، قَالَ لِی: وَ مَا هُوَ؟ قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: سَابِعُنَا قَائِمُنَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ. قَالَ: صَدَقْتَ وَ صَدَقَ ذَرِیحٌ وَ صَدَقَ أَبُوجَعْفَرٍ، فَازْدَدْتُ وَ اللَّهِ شَکّاً، ثُمَّ قَالَ: یَا دَاوُدَ بْنَ أَبِی خَالِدٍ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ لَا أَنَّ مُوسَی، قَالَ لِلْعَالِمِ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً مَا سَأَلَهُ عَنْ شَیْ ءٍ، وَ کَذَلِکَ أَبُو جَعْفَرٍ لَوْ لَا أَنْ قَالَ: إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَکَانَ کَمَا قَالَ، قَالَ: فَقَطَعْتُ عَلَیْهِ. (همو: ۳۷۳ – ۳۷۴)

در این روایت، داود رقّی از اطمینانش به امامت حضرت رضا می گوید و تنها مشکلش را حدیثی می داند که ذریح از امام باقر نقل کرده است؛ روایتی که در آن امام باقر می فرماید: هفتمین ما قائم ماست، اگر خدا بخواهد.

امام رضا در پاسخ، او را به تعبیر «ان شاء الله» در کلام امام باقر توجه می دهد و آن را با عبارت موسای پیامبر خطاب به آن عالم مقایسه می کند که فرمود: سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِرا. امام در هر دو مورد، تحقق نیافتن سخن را به سبب این تعبیر دانسته است؛ یعنی اگر موسی و امام باقر بدون قید «ان شاء الله» وعده می کردند، سخنشان محقق می شد و گفتن این قید به معنای واگذاری کار به خواست پروردگار بود. این سخن آخرین تردیدها را نسبت به امامت حضرت رضا از دل داود رقّی بیرون می برد.

البته جای این سؤال باقی است که امام باقر چرا این گونه سخن گفته است؟ با توجه یکسان نبودن طبقه ذریح محاربی با امام باقر و معهود نبودن نقل او از امام باقر روایت مرسله به شمار می رود و با عنایت به ناشناس ماندن روای مستقیم از امام باقر تشخیص هدف ایشان از چنین سخنی دشوار است.

در نقلی مشابه از امام باقر، غلام امام باقر و ابوبصیر هر دو از ایشان نقل کرده اند که «منّا أثنی عشر محدثاً القائم السابع بعدی». با توجه به این نقل می توان احتمال داد مراد از «سَابِعُنَا قَائِمُنَا»، هفتمین فرزند امام باقر باشد ـ که همان حضرت حجت خواهد بود ـ ولی به هر صورت دلیل انتخاب این شیوه بیان چندان روشن نیست.

۳.روایت سَماعه بن مَهران

حَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَیْبَهَ، قَالَ: حَدَّثَنِی الْفَضْلُ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْوَاسِطِیُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یُونُسَ، قَالا: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ قِیَامَا الصَّیْرَفِیُّ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ! مَا فَعَلَ أَبُوکَ؟ قَالَ: مَضَی کَمَا مَضَی آبَاؤُهُ، قُلْتُ: فَکَیْفَ أَصْنَعُ بِحَدِیثٍ حَدَّثَنِی بِهِ زُرْعَهُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِیُّ، عَنْ سَمَاعَهَ بْنِ مِهْرَانَ، أَنَّ أَبَاعَبْدِاللَّهِ قَالَ: إِنَّ ابْنِی هَذَا فِیهِ شَبَهٌ مِنْ خَمْسَهِ أَنْبِیَاءَ یُحْسَدُ کَمَا حُسِدَ یُوسُفُ وَ یَغِیبُ کَمَا غَابَ یُونُسُ وَ ذَکَرَ ثَلَاثَهً أُخَرَ قَالَ: کَذَبَ زُرْعَهُ لَیْسَ هَکَذَا حَدِیثُ سَمَاعَهَ، إِنَّمَا قَالَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ یَعْنِی الْقَائِمَ فِیهِ شَبَهٌ مِنْ خَمْسَهِ أَنْبِیَاءَ، وَ لَمْ یَقُلْ ابْنِی. (کشی، ۱۴۰۹: ۴۷۵ – ۴۷۶)

این روایت احتمالاً با روایت اول یکی باشد؛ زیرا روای از امام و امامی که از او روایت شده و بخش اول هر دو روایت کاملاً همسان است؛ گویی حسن بن قیاما پس از پرسش از سرانجام پدر امام رضا، دو سؤال مطرح کرده است که یک سؤال و جواب در روایت سوم و یک سؤال و جواب دیگر در روایت اول ذکر شده است. توضیح امام رضا درباره روایت زرعه از سماعه با توضیح ایشان در روایت اول کاملاً یکسان بوده، از اشتباه راوی نخستین خبر داده است و این که در این روایت نیز تعبیر «ابنی» اشتباه راوی بوده و باید به جای آن، تعبیر «صاحب هذا الامر» قرار داده شود.

محورهای مباحث مهدوی در سخنان امام رضا

افزون بر روایات یادشده، از امام رضا روایات متعددی مشتمل بر آموزه های مهدوی صادر شده است؛ روایاتی در بیان نام، تولد، خصوصیات و علامات و غیبت آن حضرت و همچنین اشاراتی کوتاه به چگونگی ظهور و وقایعی که پیش از آن رخ خواهد داد.

۱.تولد، نام، نسب و خصوصیات

در توضیحات حضرت رضا نکات متعددی درباره تولد حضرت حجت می توان یافت. امام رضا در پاسخ به ابن نوح که آرزو می کرد اکنون که برای امام بیعت گرفته شده و به نام او سکه زده اند، حکومت نیز بدون خشونت به وی منتقل شود، فرمود:

هرکس از اهل بیت مورد توجه عموم قرار گرفته و مرجعیت یابد، کشته شده یا در بستر خواهد مرد تا زمانی که خداوند جوانی از اهل بیت را برای این کار مبعوث کند که ولادت و رشدش پنهان، ولی دودمانش معلوم است.

امام به دو ویژگی از حضرت حجت اشاره می کند که به ظاهر قابل جمع نیست؛ پنهان بودن ولادت و رشد و معلوم بودن پدر و اجداد. اما مروری بر روایات ائمه اطهار این تنافی را از بین می برد؛ زیرا در این روایات به شکل های مختلف پدران حضرت حجت معرفی شده اند و در نسب و خاندان ایشان ابهامی نیست، ولی اصل ولادت و همچنین رشد امام بر مردم پوشیده مانده است. این ویژگی را می توان علامتی دیگر برای امام زمان دانست؛ زیرا هیچ یک از امامان واجد آن نبوده اند.

در حقیقت امام عصر از ابتدای تولد در غیبت از عموم به سر برده و مردم، شاهد رشد و بزرگ شدن او نبوده اند. این ویژگی مای ابتلای جامعه شیعه نیز بوده است؛ زیرا اصل بارداری همسر امام عسکری و همچنین شیرخوارگی و رشد آن امام، مورد تردید و انکار قرار گرفت و جامعه شیعی دچار امتحان و ابتلای الهی شد. برخی از مرگ او گفتند و برخی اصل وجودش را انکار کردند، درحالی که چنین غیبت هایی حتی درباره رسول خدا نیز سابقه داشت. این ابتلا برای کسانی بود که در عصر غیبت زندگی می کردند، نه برای آنان که حضور امامان و مرگ آنان را شاهد بوده اند.

این علامت در روایات دیگر حضرت رضا به شکلی دیگر بیان شده است. در کافی و هدایه الکبری از ایشان نقل شده: لَا یُرَی جِسْمُهُ وَ لَا یُسَمَّی اسْمُهُ؛ جسمش دیده نمی شود و نامش را نمی برند. در نقل هدایه الکبری، دلیل نام نبردن از امام عصر این گونه توضیح داده شده که «تا نامش بر دشمنان مخفی بماند و او را نشناسند.»

شیو دیگری که امام در معرفی نسب امام عصر از آن استفاده کرده، تعیین رتبه او در میان نوادگان خویش است. در روایتی از «پدر او به عنوان سومین از فرزندانم» یاد کرده و در روایت دیگری او را با نام «چهارمین از فرزندانش» معرفی نموده است.

پیش تر گفتیم این شیوه معرفی، مزایایی بسیار دارد: اول، قرین محکمی است بر وجود فرزندی برای امام عسکری که مورد انکار عموم مردم بوده است. دوم، راه را بر ادعای مهدویت از سوی دیگران می بندد و سوم، علامتی است قوی بر صحت ادعای امامت از سوی ائمه بعد؛ زیرا هیچ سلسله دیگری با این مشخصات در میان مدعیان امامت نبوده و نیست.

در برخی روایات، امام رضا به روشنی از امام زمان نام برده و پدران، جایگاه و صفات او معرفی را کرده است: حَدَّثَنَا صَدَقَهُ بْنُ مُوسَی حَدَّثَنَا أَبِی عَنِ الرِّضَا قَالَ: الخَلَفُ الصَّالِحُ مِنْ وُلْدِ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ هُوَ صَاحِبُ الزَّمَانِ وَ هُوَ الْمَهْدِیُّ.

این صراحت در بیان را در سخنان ائمه پیشین نیز شاهد بودیم که البته به علت شدت تقیه کم شمار است.

درباره خصوصیات حضرت قائم در روایات امام رضا، می توان به این موارد اشاره کرد:

۱.داشتن سیمای جوان با وجود سن زیاد و پیر نشدن باگذشت روزگار؛ این ویژگی شاید لازم طبیعی تداوم کار و تلاش های امام در طول عصر غیبت باشد و شرطی ضروری برای نبردهای بزرگ به هنگام قیام به شمار رود.

عَنْ أَبِی الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا: مَا عَلَامَاتُ الْقَائِمِ مِنْکُمْ إِذَا خَرَجَ؟ قَالَ: عَلَامَتُهُ أَنْ یَکُونَ شَیْخَ السِّنِ شَابَ الْمَنْظَرِ حَتَّی إِنَّ النَّاظِرَ إِلَیْهِ لَیَحْسَبُهُ ابْنَ أَرْبَعِینَ سَنَهً أَوْ دُونَهَا وَ إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِهِ أَنْ لَا یَهْرَمَ بِمُرُورِ الْأَیَّامِ وَ اللَّیَالِی حَتَّی یَأْتِیَهُ أَجَلُهُ.

اشاره به این ویژگی ها در برابر شبهاتی است که در ذهن برخی شیعیان پس از ولایتعهدی امام رضا شکل گرفته و تصور کرده اند پذیرش این منصب از سوی امام می تواند زمینه انتقال قدرت به امامان معصوم را فراهم کند؛ گویی که نیمی از مسیر طی شده و چند گام بیشتر تا رسیدن حکومت به اهل حق باقی نمانده است.

توضیحات امام روشن می کند که روی آوردن مأمون عباسی به علویان و به حضرت رضا از نشانه های نزدیکی ظهور نبوده و آن حضرت اگرچه برای خدا و برای حکومت خدا قیام کرده است، ولی قیام کننده ای که زمینه را از بدی پاک می کند، او نیست. این بیان امور مختلفی را به مخاطب می فهماند؛ اموری مانند نفی نیرنگ مأمون در داستان ولایتعهدی، نفی مهدویت حضرت رضا، نفی نزدیک شدن حرکت به پایان راه و همچنین برخی ویژگی های ظاهری امام زمان.

۲.قدرت جسمی امام و به همراه داشتن عصای موسی و خاتم سلیمان؛ در برخی روایات حضرت رضا توصیفات خاصی از وضعیت ظاهری امام عصر ارائه شده است.

إِنَّ الْقَائِمَ هُوَ الَّذِی إِذَا خَرَجَ کَانَ فِی سِنِّ الشُّیُوخِ وَ مَنْظَرِ الشُّبَّانِ قَوِیّاً فِی بَدَنِهِ حَتَّی لَوْ مَدَّ یَدَهُ إِلَی أَعْظَمِ شَجَرَهٍ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ لَقَلَعَهَا وَ لَوْ صَاحَ بَینَ الْجِبَالِ لَتَدَکْدَکَتْ صُخُورُهَا یَکُونُ مَعَهُ عَصَا مُوسَی وَ خَاتَمُ سُلَیْمَانَ.

امام از توانمند های حضرت حجت می گوید؛ قدرتی در بدن که بزرگ ترین درختان زمین در برابر پنجه هایش تاب نمی آورند، قدرتی در حنجره و صدا که صخره ها در برابر فریادش فرو می ریزند. در دستانش عصای موسی است و هم شعبده ها و بازی ها را می بلعد. خاتم سلیمان در انگشت اوست؛ خاتمی که نشان قدرت سلیمان بود و ابزار تسلط او بر شیاطین و اجنه. آن ها که قدرت هارون و مأمون چشمشان را پرکرده بود و اوج اقتدار را در رسیدن به این جایگاه ها می دیدند باید چنین جلوه های کوچکی از آن مظهر عظمت ها بشنوند تا زرق وبرق دنیا را از دلشان بیرون ببرد.

۳.الطرید الشرید موتور بابیه، صاحب الغیبه: این تعابیر امام رضا است؛ آن جا که از توهین به امام جواد یاد می شود. ابراز تردید در انتساب امام جواد به حضرت رضا توهینی به هر دو امام و به مادر حضرت جواد است. امام با یادآوری صحنه از توهین مشابهی یاد می کند که در حق امام زمان روا داشته خواهد شد؛ طرد شدن و بی خانمانی و محروم شدن از گرفتن تاوان خویش. امام همیشه پنهان که کسی از حال و روزش خبر ندارد.

۴.او نیز «صاحب الامر» است؛ تفاوت او پدرانش در این است که او همان کسی است که زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ستم شده بود. مشابه این بیان در مورد صفت «القائم بأمر الله» در روایات امام کاظم واردشده است. این تفکیک ها از یک سو توصیف امام زمان است و از سوی دیگر توجه دادن به این نکته است که قیام به امر خدا و صاحب امر حق بودن در مورد همه ائمه جاری است و هم ایشان در حال تلاش و عهده داری برای تحقق دستور حق و حکومت او هستند. این توضیحی بسیار مهم برای مخاطبانی است که از این نگاه کلی و ژرف بینی فاصله دارند و از حرکت مستمر و هدفمند ائمه غافل اند.

۵.یکی از زیباترین متن ها درباره امام زمان، نقلی است که یونس بن عبدالرحمن از امام رضا دارد. این متن نسبتاً طولانی دربر گیرنده مطالب متعددی درباره امام عصر است که می توان آن را در ذیل عناوین زیر جای داد:

۱.شئون امام عصر، خطراتی که او را تهدید می کند، ارزش هایی که در وجود او و با او تداوم یافته و حفاظت هایی که به آن ها نیاز دارد و کمک های که محتاج آن است که با تعبیر «اللَّهُمَ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّکَ» آغاز می شود.

۲.مشکلاتی که با وجود او و به کمک او باید برطرف شود با تعبیر «اللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ»

۳.نیازهایی که به واسط او تأمین می گردد؛ «اللَّهُمَّ طَهِّرْ مِنْهُمْ بِلَادَکَ»

۴.شهادت ما به پاکی او و بی تقصیر بودنش در بدی هایی که شاهد آن هستیم؛ «اللَّهُمَّ فَإِنَّا نَشْهَدُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ»

۵.دعای ما در حق او و خاندانش؛ «اللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِی نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ»

۶.آن چه می خواهیم از طریق او برای ما انجام دهد؛ «اللَّهُمَّ اسْلُکْ بِنَا عَلَی یَدَیْهِ مِنْهَاجَ الْهُدَی»

۷.دعا برای خلوص خود ما و عمل هایمان؛ «اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْ ذَلِکَ لَنَا خَالِصاً»

۸.آخرین فقره که البته ممکن است دعایی مستقل باشد، صلوات و دعایی است برای همه امامان معصوم؛ «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وُلَاهِ عَهْدِهِ وَ الْأَئِمَّهِ مِنْ بَعْدِهِ» (طوسی، ۱۴۱۱ب: ج ۱،

۴۰۹ – ۴۱۱).

دعای یونس، تصویری کامل از جایگاه امام و آثار وجودی او و علقه و ارتباط ما با او ارائه می دهد و همچنین ترسیمی است از آن چه می خواهیم و آن چه باید در انجامش بکوشیم.

۲.غیبت

سخنان ائمه اطهار علت های مختلفی برای غیبت ذکر شده است. در کلمات، به جای مانده از امام رضا علت غیبت این گونه تعلیل شده است: لِئَلَّا یَکُونَ فِی عُنُقِهِ لِأَحَدٍ بَیْعَهٌ إِذَا قَامَ بِالسَّیْفِ. (صدوق، ۱۳۷۸: ج۱، ۲۷۳) در این سخنان، اشاره به محدودیت هایی است که تعهد بیعت برای امام پدید می آورد.

بر عهده نداشتن بیعت ظالمان می تواند به محدود نبودن در چارچوب های حکومتی اشاره داشته باشد. اگر او ظاهر باشد، باید تکلیف خود را با حکومت هایی که بر جامع او حاکم شده اند روشن کند و در چارچوب های موجود جای گیرد. غیبت و ناشناختگی او را در ردیف سایرین قرار داده و حرکت او را با آزادی بیشتری توأم کرده است.

در کلمات امام رضا توضیحات ظریفی درباره انتظار فرج در عصر غیبت دیده می شود. امام انتظار فرج و گشایش را بخشی از گشایش و فرج دانسته است؛ زیرا فرج و گشایش چهره ای در درون و چهره ای در بیرون دارد. نارضایتی از وضع موجود و درک ضرورت حکومت معصوم و باور به تحقق آن، حاصل اتفاق بزرگی است که در درون فرد رخ داده است؛ اتفاقی که حالت و رفتار منتظران را شکل می دهد و به زمینه سازی برای گشایش در جامعه می انجامد. این بخشی از گشایش، بلکه از بزرگ ترین گشایش هاست.

در بیانات امام به این نکته نیز اشاره شده که وقتی به سبب غیبت امام زمان از پشتوانه و محور علمی محروم شدیم، باید فرج و گشایش را به خود نزدیک بدانیم، گویی که این گشایش در زیر پای ماست؛ نزدیک و در دسترس. آن چه فرج را مشهود می کند، گام برداشتن ماست. با گام برداشتن است که می فهمیم که حرکت، فرج و گشایشی در درون است که با آن گشایش های بیرونی نیز در دسترس و نزدیک خواهند بود.

عصر غیبت، عصر تعطیلی امامت نیست که دست از راه آنان برداریم به دنبال دیگران بیفتیم و برای توسعه طلبی ها و دفاع از اقتدار آن ها بکوشیم. در عصر غیبت باید به انتظار روی آورد و برای بازگشت حق به اهل آن کوشید. سرهای پرشوری که برترین کارها را در جهاد و مبارزه با دشمنان خدا جست وجو می کنند باید به هدف بیندیشند و بازیچه دست دیگران قرار نگیرند. آن چه مهم است در راه هدف کوشیدن و کسب رضایت اوست؛ حتی اگر این هدفمندی و رضایت در کاری باشد که در چشم ما کوچک است.

امام به دو ویژگی دیگر عصر غیبت نیز اشاره کرده است: ۱. بی بهره ماندن از رزق حضور؛ ۲. فراغت از دشواری های ظهور و قیام.

آن ها که توفیق حضور در محضر ائمه هدایت را داشته اند، از سرچشمه نوشیده و به جا شنیده اند. شیعه در عصر غیبت دچار واسطه ها و گرفتار کج فهمی هاست. عصر غیبت، دوره تحیّر و تنهایی است. اگر در عصر حضور به اشار او راه روشن می شد و به راهنمایی او جایی برای اجمال و ابهام باقی نمی ماند، ولی در عصر غیبت ناچار از تکیه بر واسطه ها و نوشته هاییم و با همه تلاش ها و تواصی به حق و به صبرها جای خالی او را پر نخواهد شد.

اما نباید از نظر دور داشت که حضور امام نعمتی است که با مسئولیتی بزرگ همراه است. او می آید که جهان سرشار از ظلم و ستم را بشوید و به جای هر باطل، حقی بکارد. چنین مسئولیت عظیمی بر عهده او و یاران اوست. آمدن او برای یارانش آغاز مسئولیت های تازه ای است که جز با تلاش های سخت و دادن جان و مال انجام نخواهد یافت.

نکت پایانی: از کلمات امام در تعبیر پرتکرار «لا تخلو الارض من حجه» است که البته در کلام راوی آمده و از صحت آن پرسش شده است. این تعبیر در عصر غیبت ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *