تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل راه های به دست آوردن سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل راه های به دست آوردن سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام شامل 94 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل راه های به دست آوردن سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل راه های به دست آوردن سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل راه های به دست آوردن سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل راه های به دست آوردن سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل راه های به دست آوردن سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل راه های به دست آوردن سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام :

مفهوم سبک زندگی و تفاوت های موجود در سبک زندگی اهل بیت با شیعیان را از مباحث مهم سبک زندگی است. چهار راه مرسوم در به دست آوردن سبک زندگی معصومان از احادیث قابل تبیین است.

مقصود از این بحث این است که در آن دسته از احادیث که امر یا نهی به مفهوم اصولی وجود دارد، یک نوع دعوت یا زجر اصولی یا باید و نباید وجود دارد. بدین معنا که یک توصیه اخلاقی یا فقهی بیان شده است که خطاب آن به مکلفان است. مثلاً به مکلفان و پیروانشان فرمودند این کار را انجام بدهید یا انجام ندهید. ما از این روایات نیز می توانیم برای تدوین سبک زندگی معصوم (ع) استفاده کنیم. ولی به ناچار برای رسیدن به این بحث باید مقدماتی راجع به سبک زندگی بیان کنیم.

مفهوم سبک زندگی

از آنجا که سبک زندگی، مفهومی نوپدید است و برداشت های مختلفی از آن وجود دارد، باید معلوم شودکه بنده کدام معنا و تعریف مد نظرم است و بحثم را برچه مفهومی استوار کرده ام. تعریف بنده از سبک زندگی، یک تعریف سه کلمه ای تحت عنوان «الگوی کنش مرجّح» است.

اولین جمله که در مقام توضیح این تعریف وجود دارد این است که انسان ها همواره در هر کاری که انجام می دهند در برابرشان امکان و کنش های مختلفی وجود دارد و این طور نیست که انسان فقط در یک مسیر مشخص حرکت کنند. مثلاً بنده که الان نشستم این امکان برایم وجود داشت که به این صندلی یا آن صندلی تکیه بدهم. همچنین می توانستم جای دیگری بنشینم یا اگر گفتند باید اینجا بنشینم می توانم تکیه بدهم یا تکیه ندهم؛ می توانم دستم را حرکت بدهم یا حرکت ندهم؛ می توانم به همه نگاه کنم یا نگاه نکنم؛ در پوششی که هرکدام از ما داریم حتماً این امکان برایمان وجود داشت که تفاوتی در آن وجود داشته باشد؛می توانیم این قلم یا قلم دیگری دست بگیریم و…اینکه ما مجموعاً گزینه های مختلفی داریم اما در مقام عمل یکی از این کنش ها را برمی گزینم، یعنی از کنش های محتمل چندگانه یک کنش برگزیده می شود.

در یک نگاه کلی، قدرت انتخاب گری انسان در طول تاریخ بشر، بیشتر شده است. این یکی از پیش فرض هاست که باید مد نظر قرار گیرد. در دوران معاصر که مدرنیسم خوانده می شود، این امکان برای انسان خیلی بیشتر از قبل شده است که گزینه های مختلفی داشته باشد و از بین آنها انتخاب کند. مانندامکان مراودات گوناگون که با چه کسی ارتباط داشته باشم، امکان دریافت تصاویر گوناگون تلویزیون، امکان انتخاب اصوات مختلفی که از رادیو دریافت می شود. بنابراین، انتخاب یکی از کنش ها در بین کنش های محتمل، بیشتر شده است.

سخن در این است که من چرا این کنش را انتخاب کردم؟ چایی که برای ما آورده اند می توانست به شکل دیگری ارائه شود، ولی چرا این شکل انتخاب شده است، نه شکل دیگر؟ این کنش منتخب در بین کنش های محتمل، تابع یک سلسله قواعد و معیارها انتخاب می شود. من به دلیل یک سلسله قواعد و معیار ها لباس روحانیت را به تن کردم. ما به این قواعد و معیارها و مدل های ذهنی که منعکس کننده نظام باورها و ارزش های یک فرد هستند سبک زندگی می گوییم؛ یعنی الگویی که من از بین کنش های محتمل انتخاب کردم،تابع یک الگو است.

چنانچه هرکس رفتارهای منتخبش را کنار هم بگذارد، مثل یک نخ تسبیح در پنهان یک قاعده و مبنا را در رفتار او می بینم. این الگو باعث می شود تا کنش من در قالب آن شکل می گیرد. به این الگو که تابع ارزش ها و باورهای من است سبک زندگی می گوییم. بنابراین، باید دقت شود که سبک زندگی با زندگی روزمره متفاوت است.

در پاره ای از مطالعات، به ویژه مطالعات تاریخی که ما بیشتر درگیرش هستیم، گاهی سبک زندگی را همان زندگی روزمره می دانند. در حالی که از زندگی روزمره سبک بیرون نمی آیند، بلکه فقط یک گزارش از این است که مردم این گونه شب را به صبح و صبح را به شب می رسانند، اما سبک آن قاعده و معیار و ضابطه ای که این رفتار، تابع آن صورت می گیرد را در آن جستجو نمی کنیم. این مرز باریک بین سبک زندگی و زندگی روزمره است. گرچه گاهی این دو در هم تنیده هستند ولی در سبک زندگی، ویژگی سبک و خصوصیاتی که از آن برداشت می شود مد نظر است. بنابراین، تعریف بنده از سبک زندگی که آن را معیار قرار داده ام الگوی کنش مرحج است.

تفاوت سبک زندگی معصومان و سبک زندگی شیعیان

نکته دومی که باید به عنوان مقدمه ذکر شود این است که وقتی از سبک زندگی معصومان (ع) سخن می گوییم به صورت کاملاً روشنی سبک زندگی معصومان با سبک زندگی شیعیان تفاوت دارد.

اصلی ترین تفاوتی که در زندگی همه ما وجود دارد حجیت است. معنای حجیت داشتن سبک زندگی معصومان این است که اگر کسی این سبک را تقلید و مطابق آن عمل کرد، به اصطلاح اصولی ها منجزیت و معذریت دارد و به وظیفه اش عمل کرده است، اما سبک زندگی شیعیان الزاماً اینگونه نیست.

سبک زندگی معصومان (ع) قطعاً یکی از عوامل مؤثر (نه تنها عامل) بر زندگی شیعیان و سبک زندگی آنان بوده است. اینگونه نیست که شیعیان عملاً و به واقع و در عالم بیرونی تمام الگوهای زندگی خودشان را واقعاً از معصومان (ع) بگیرند. بعضی مواقع تأسی کردن امکان پذیر نیست و بعضی مواقع نیز این گونه الزامی وجود ندارد و در عمل هم نمی بینیم که این تأسی صورت گرفته باشد. بنابراین به این نکته باید کاملاً توجه کرد که مسئله اول در تفاوت اینها حجیت است و چون زندگی شیعیان از شرایط گوناگونی مثل شرایط اقلیمی، نژادی و خونی، ساختار سیاسی و وضعیت اجتماعی و… تبعیت می کند اینطور نیست که سبک زندگی شیعیان را به صورت کامل، تابع سبک زندگی معصومان (ع) بدانیم.

نکته دیگری که باید راجع به سبک زندگی معصومان (ع) متذکر شد، این است که گاهی اوقات سیره معصومان را به رفتار ترجمه می کنیم. البته شاید این مسئله به دلیل ضعف در انتقال مفاهیم توسط واژگان باشد و بتوانیم مرادمان را با ذکر قیودی بفهمانیم، ولی باید توجه داشته باشیم که بین رفتار و سیره تفاوت وجود دارد و در بحث سبک زندگی باید به دنبال سیره ائمه بود نه رفتار آنان؛ زیرا الزاماً نمی توان از رفتار امام، سیره را استخراج کرد.

سیره، منش و رفتار، کنش امام است. کنش های گوناگون امام، تابع آن منش شکل می گیرد و پیدا می شود. بنابراین، چیزی که برای ما حجیت دارد و لازم است به آن تأسی کنیم، سیره معصوم است نه رفتار او.

به عنوان مثال، یکی از رفتارهای امام رضا (ع)، قبول ولایت عهدی مأمون بود، ولی اینطور نیست که بر شیعیان نیز لازم باشد خلیفه غاصبی را پیدا کنند و ولیعهد او شوند. بنابراین، باید در بسیاری از موارد، کنش هامقید شود؛ زیرا عین رفتار قابل تأسی نیست و اصلاً شاید قابل تصور هم نباشد. اما چیزی که حجیت دارد این است که چگونه انسان از حق دفاع کند و در شرایط غیر شفاف بتواند حتی در تعامل با یک قدرت ظالم و غاصب نیز مسیر حق را ادامه دهد که تجلی آن پذیرش ولایتعهدی امام رضا (ع) می شود.

مقداری از رفتار ائمه (ع) تابع نیاز و اقتضائاتی است که در همان زمان وجود دارد، اما سیره الگویی کلی است که از رفتار آنان برداشت می شود و قابل تعمیم به دیگر دوره های زمانی و مقاطع مکانی است.

پاره ای از اصولیان به خصوص مرحوم شهید صدر اشاره زیبایی به این بحث دارند که مثلاً برای سیره معصوم تکرار لازم است یا خیر؟ یعنی اگر یک رفتاری از امام سر زد، سیره از آن فهمیده می شود یا باید تکرار وجود داشته باشد؟ ایشان در حلقه ثانی بحث کوتاه و در عین حال حساس و مهمی را که از حلقه های وصل دانش علم اصول و فقه است بیان کرده اند که جای بحث خاص خودش را دارد و دقیقاً با بحث ما ارتباط پیدا می کند.

بنابراین با قبول تفاوت بین سبک زندگی معصومان (ع) و سبک زندگی شیعیان، اگر از امام (ع) رفتار یا سیره ای را دیدیم نمی توانیم به همه شیعیان تعمیم بدهیم و بگوییم شیعیان آن دوره هم اینطور زندگی می کردند و برعکس هم اگر چیزی بین شیعیان رواج داشت، نمی توانیم بگوییم ائمه (ع) هم این رفتار را داشته اند. لذا لازم است که این تفکیک در مطالعات تاریخی مراعات شود.

راه های به دست آوردن سبک زندگی معصومان

نکته سومی که به عنوان مقدمه سوم عرض می کنم این است که سیره و سبک زندگی معصومان (ع) را از چه راه هایی به دست آوریم؟ چطور می توانیم از سبک زندگی معصومین (ع) آگاه شویم؟ در یک نگاه اولیه چهار روش وجود دارد که البته کافی نیست و باید روش پنجمی تحت عنوان گزاره های انشایی افزوده شود.

اما چهار روشی که وجود دارد عبارتند از:

۱.گاهی معصومی از معصوم پیشین خبر می دهد و به این ترتیب می فهمیم که این سبک در زندگی امام پیشین وجود داشته است؛

۲.گاهی اطرافیان امام (ع) چیزی را در زندگی امام مشاهد کرده و به ما گزارش کرده اند؛

۳.گاهی پژوهش گران اعم از مورخان، سیره نگاران، محدثان و حتی اخلاق نگاران و کسانی که در این زمینه ها کار می کنند،در مطالعاتشان به نکته ای دست یافته اند و آن را برای ما نقل می کنند؛

۴.گزارش های غیرمستقیم در اشعار و مانند آن. مثلاً یک عالم اخلاقی گفته است که دعوت فلان امام (ع) این بود و گزاره هایی از یک صنف در اختیار ما قرار داده اند.

بنده برای هرکدام از این روش ها مثالی عرض می کنم و بعد به این نتیجه خواهم رسید که به استناد این چهار روش نمی توانیم به الگوی مناسب از سبک زندگی معصومان (ع) برسیم.

۱.گزارش معصومان بعدی

در کتاب الغارات چنین نقل شده است:

بَکرِ بْنِ عِیسَی قَالَ: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ (ع) قَالَ: کانَ عَلِیٌ (ع ) یُطْعِمُ النَّاسَ بِالْکوفَهِ الْخُبْزَ وَ اللَّحْمَ وَ کانَ لَهُ طَعَامٌ عَلَی حِدَهٍ فَقَالَ قَائِلٌ مِنَ النَّاسِ: لَوْ نَظَرْنَا إِلَی طَعَامِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ مَا هُوَ فَأَشْرَفُوا عَلَیْهِ وَ إِذَا طَعَامُهُ ثَرِیدَهٌ بِزَیْتٍ مُکلَّلَهٍ بِالْعَجْوَهِ وَ کانَ ذَلِک طَعَامَهُ وَ کانَتِ الْعَجْوَهُ تُحْمَلُ إِلَیْهِ مِنَ الْمَدِینَه.

امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) روایتی راجع به رفتار امیرالمؤمنین (ع) نقل می کنند که حضرت در کوفه به مردم نان و گوشت می خورانید. لفظ «کان» دلالت بر تکرار این عمل می کند و لذا می توانیم بگوییم سبک ایشان این بود که به مردم گوشت و نان می خورانیده اند، ولی غذای خودشان متفاوت بود و از این نان و گوشت تناول نمی فرمودند. کسی گفت: ببینیم غذای خود حضرت امیر چیست؟ رفتند و امام را زیر نظر گرفتند و دیدند که غذای حضرت معجونی از روغن و خرمای فشرده (عجو) است که شاید همین خرمای خشتی الان باشد. راوی در ادامه می گوید که این عجو از مدینه برای حضرت آورده می شد که نشان می دهد در ایام عمارت و خلافت ایشان بوده است.

بنابراین،یک روش آگاهی از سبک زندگی این بود که معصومی از زندگی معصوم پیشین خبر دهد.

۲.گزارش اصحاب معصومان

در کتاب الغارات، شخصی به نام ابوسعید درباره امیرالمؤمنین (ع) می گوید:

کانَ عَلِیٌّ (ع) یَأْتِی السُّوقَ فَیَقُولُ: «یَا أَهْلَ السُّوقِ اتَّقُوااللَّهَ وَإِیَّاکمْ وَالْحَلْفَ فَإِنَّهُ یُنَفِّقُ السِّلْعَهَ وَ یَمْحَقُ الْبَرَکهَ فَإِنَّ التَّاجِرَ فَاجِرٌ إِلَّا مَنْ أَخَذَ الْحَقَّ وَ أَعْطَاهُ السَّلَامُ عَلَیْکمْ ثُمَّ یَمْکثُ الْأَیَّامَ ثُمَّ یَأْتِی فَیَقُولُ مِثْلَ مَقَالَتِهِ فَکانَ إِذَا جَاءَ قَالُوا قَدْ جَاءَ الْمَرْدْ شِکنْبِه فَکانَ یَرْجِعُ إِلَی سرته [سُرِّیَّتِهِ ] فَیَقُولُ: إِذَا جِئْتُ قَالُوا: قَدْ جَاءَ الْمَرْدْ شِکنْبِه فَمَا یَعْنُونَ بِذَلِک قَالَتْ لَهُ: یَقُولُونَ: قَدْ جَاءَ عَظِیمُ الْبَطْنِ فَیَقُولُ: «أَسْفَلُهُ طَعَامٌ وَ أَعْلَاهُ عِلْمٌ»

علی (ع) به بازار کوفه می آمدند و می فرمودند: بازاری ها تقوا پیشه کنید و مبادا برای کار تجارتتان قسم بخورید که این کار مال را از بین می برد و برکت را می گیرد؛ همانا تاجر فاجر است. اگر بازرگانی نخواهد حق را بستاند و حق بدهد و به حق عمل نکند در معامله اش فاجر است. سپس خداحافظی می کردند و بعد از چند روز دوباره می آمدند و به مردم تذکر می دادند وقتی برای بار دوم به بازار می آمدند، در بازار می پیچید که مرد شکنبه آمد! وقتی امام به محل حکومت خودشان برگشتند پرسیدند که وقتی در بازار بودیم می گفتند مرد شکنبه آمد. معنی این حرفشان چه بود؟ (برداشت اجتماعی از روایت این است که زبان فارسی در بازار کوفه اینطور رواج داشته و اطرافیان نزدیک امیرالمؤمنین هم به زبان فارسی آگاهی داشته اند) در پاسخ گفتند که مردم می گویند مرد شکم بزرگ آمد. حضرت (بدون اینکه ناراحت شوند و بگویند آنها را تنبیه کنند) فرمودند: پایین آن غذا است و بالای آن علم.

من نوع روایت را عمداً به گونه ای انتخاب کردم که ببینید ما در روایات کاوش نشده خودمان چه مواردی داریم. انبوهی از درس های ریز و درشت در این روایات وجود دارد و باید در منابر و سخنرانی ها به جای شکل گرایی و ظاهر گرایی عجیبی که گرفتارش هستیم از این مطالب استفاده کنیم.

به هر حال، این روایت نمونه ای بود که یکی از اصحاب امام و کسی که در آن دوره حاضر و ناظر بوده یک رفتار را گزارش کرده است.

۳.گزارش مورخان

ابن سیدالناس در صفحه ۳۷۸جلد دوم کتاب عیون الاثر، در قسمت «ذکر خدم رسول الله» خدمه پیامبر را این چنین نام می برد:

عبدالله بن مسعود متولی کفش های پیامبر بود، هر وقت پیامبر بلند می شدند او کفش های ایشان را به پای آن حضرت می کردیا برایشان جفت می کرد و هرگاه می نشستند کفش های ایشان را به دست می گرفت و منتظر می شد تا بلند شوند. عقبه بن عامر هم افسارکش پیامبر بود و افسار چهارپای پیامبر را در کوچه ها می گرفت و…

او به همین ترتیب تعدادی را نام می برد. در این روایت دیده می شود که سبک پیامبر این بود که یک نفر مسئول کفش ایشان بود، ولی در مورد اینکه از سر علاقه ذاتی خودش یا با هماهنگی پیامبر بوده روایت ساکت است. البته باید تأکید کنم که در این روایات با بررسی ها و تأملات حدیث شناسی و سنجش درستی و نادرستی کاری نداریم و در این مقام نیستیم. فقط می خواهیم بگوییم یک مورخ، این امور را در مورد پیامبر ذکر کرده است و ما به این ترتیب می توانیم نکته ای را از معصوم (ع) به دست آوریم.

۴.گزارش های غیرمستقیم در اشعار و مانند آن

این بحث برای طلبه های تاریخ روشن است که ما به هیچ وجه به آنچه که اصطلاحاً سند تاریخی یا رساله تاریخی گفته می شود، بسنده نمی کنیم. برای یک تاریخ پژوه هر چیزی که از گذشته باقی مانده باشد،سند به حساب می آیند. این سندها

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *