تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه – فقره ۱۵؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه – فقره ۱۵ انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 40 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه – فقره ۱۵:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه – فقره ۱۵ آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه – فقره ۱۵ با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه – فقره ۱۵ از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه – فقره ۱۵، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه – فقره ۱۵ :

خودشناسی و خداشناسی یا خداشناسی و خودشناسی؟

دعا که در روایات مأثوره از رسول اللّه و عترت اطهار علیهم السّلام به عنوان «مخّ العباده» تعبیر شده، حقیقت آن، خواسته و مسألت فطرت است که در مرحله اندیشه منعکس می گردد و زبان، ترجمان آن موج و حاجت برخاسته از ضمیر است و چنانچه مطالب خواسته شده در دعا غیر از این باشد، یعنی از فطرت نجوشیده و زبان و ضمیر با یکدیگر هماهنگ نباشند چنان دعایی دعای حقیقی نیست و هیچ گونه ضمانتی در اجابت ندارد، و دهان دعا کننده این چنین، دهانه ای است که مخرج بوی گند مردارهای هوس و هوای مدفون در گودال سینه اوست. و مایه رنج و ملال ساکنان ملکوت است چنانکه در روایت آمده:

صحیح ابن ابی عمیر عن الصادق علیه السّلام قال:ان العبد لیدعو فیقول اللّه عزّ و جل للملکین: قد استجبت له و لکن احبسوه بحاجته فانی احب ان اسمع صوته و ان العبد لیدعو فیقول اللّه تبارک و تعالی: عجلوا له حاجته فانی ابغض صوته در خبر صحیح از امام صادق علیه السّلام است که فرمودند عبد «صالح» که دعا می کند خدای – عزّ و جلّ – به دو فرشته می فرماید: که اجابتش کردم، ولی حاجتش را حبس کنید زیرا من دوست دارم صوتش را بشنوم، و عبد «بدسیرت» که دعا می کند، خداوند تبارک و تعالی می فرماید: در قضای حاجت وی عجله کنید «تا دهان گندزایش را ببندد» زیرا صوتش مبغوض من است.

و مضمون این خبر را عارف چه نیکو پرورانده است:

چون خدا خواهد که مان یاری کند

میل ما را جانب زاری کند

بنده می نالد بحق از درد خویش

صد شکایت می کند از رنج خویش

حق همی گوید که آخر رنج و درد

مر تورا لابه کنان و زار کرد

خوش همی آید مرا آواز او

آن خدایا گفتن و آن راز او

و انک اندر لابه و در ماجرا

می فریباند به هر نوعی مرا

طوطیان و بلبلان را از پسند

از خوش آوازی قفس در می کنند

زاغ را و جغد را اندر قفس

کی کنند این خود نیامد در قصص

حوائج فطری

هر پدیده ای در این جهان مشهود طبعا طالب خیر و کمال و متنفّر از نقص و کاستی است و نفوس آدمی اعمّ از سعدا، اخیار و اشقیا و اشرار، مشمول این قانون آفرینشند، یعنی مفطور به گرایش به کمال و به انزجار از نقصانند و محور حوائج در دعاهای وارده از ائمه اهل البیت علیهم السّلام همین دو حاجت فطری است، و به تعبیر روشنتر توقان و شوق به خیرات و گریز از هر نقص و موجبات آن، در دعاهای قرآنی و روایی، امری است تردید ناپذیر و نمونه ای روشن از این محور حوائج فطری، فقره های مورد شرح و تفسیر در مبحث حاضر است که با تعبیری غنی و بیانی بلیغ، شوق و انجذاب دعا کننده را به مبدء الخیرات از یکسو و انزجارش را از منقصت مجهولی و خودنشناسی و خواری و تیره درونی از سوی دیگر مجسّم می سازد و عمیق ترین تعبیر در این عبارات تعبیر:«الهی انّ من تعرّف بک غیر مجهول»

است که شرح و تفسیر آن دشوار و انگار که از قبیل «حدیث آل محمد صعب مستصعب» است زیرا ظاهر مدلولش:«من عرف ربه فقد عرف نفسه»

خداشناسی راه خودشناسی است. تو گویی مقابله ای با«من عرف نفسه فقد عرف ربه)

خودشناسی راه خداشناسی است. دارد به این بیان، در صحاح اللغه می گوید:

«تعرفت ما عند فلان ای تطلّبت حتّی عرفت» – پی جوی شناسایی آنچه نزد فلانی است شدم تا آنکه شناختم و در معجم وسیط و لسان العرب نیز تعرّف را همین گونه تعریف کرده اند و در معجم وسیط علاوه ای دارد که نقل آن مناسب است: «تعرفت إلی فلان جعلته یعرفنی» – پی گیر شناساندن خود به فلانی شدم یعنی او را به گونه ای قرار دادم که مرا می شناسد. و بر همین معنا هم حمل می شود حدیث:«تعرّف إلی اللّه فی الرّخاء یعرفک فی الشده»

یعنی هنگام فراخی و فراوانی نعمت، پی جوی شناساندن خویش به اطاعات و عبادات به خدای تعالی باش، تا در تنگناها و گرفتاریها تو را بشناسد و یاریت کند.

با توجه به تفسیری که از متخصصان زبان عرب برای «تعرّف» ذکر نمودیم، می توان فقره:«الهی انّ من تعرّف بک غیر مجهول»

را این طور ترجمه کنیم: الهی هر کس که پی جوی خودشناسی به دلالت تو شد مجهول و نشناخته نمی ماند.

در زیادتی دعای عرفه سید الشهداء علیه السّلام که سید بن طاووس علیه الرحمه در اقبال ذکر فرموده و مرحوم محدّث قمی – رحمه اللّه – در مفاتیح الجنان از ایشان نقل کرده است، تعبیر «تعرف» متکررا آمده، و در یک مورد عرض می کند:

الهی علمت باختلاف الآثار و تنقلات الاطوار انّ مرادک منّی ان تتعرّف إلی فی کلّ شی ء حتّی لا اجهلک فی شی ء.

الهی به واسطه آمد و شد آثار گوناگون هستی و تبدلات بی رنگ شئون جهان که جملگی آیات تواند، دانستم که مرادت از من در این آیات نمایی پی گیری شناساندن خویش به من در هر چیزی است، تا آنکه در هیچ چیز برایم ناشناخته نباشی».

و در جای دیگر با بیان شورانگیزتری عرض می کند:

«انت الّذی لا اله غیرک تعرّفت لکلّ شی ء فما جهلک شی ء و أنت الذی تعرّفت إلی فی کل شی ء فرأیتک ظاهرا فی کل شی ء»

تویی آنکه خدایی جز تو نیست در شناساندن خویش به هر چیزی پیگیر شدی، تا آنکه هیچ موجودی جاهل به تو نیست، و این تویی که در شناساندن خود به من در هر چیزی پیگیر شدی، پس در هر چیز نگریستم تو پدیدار بوده ای».

در همه این موارد که از دعای عرفه امام حسین علیه السّلام نقل و ترجمه کردیم پی گیر شناساندن خویش، خدای تعالی بوده که به واسطه آمد و شد آثار و تحوّلات اطوار هستی، با پی جویی خویش، خویش را به همه چیز شناساند و همه اشیا آینه ای هستند که فروغ آن جلوه آن جمیل مطلق در آن منعکس است و نهایتا انسان تام المعرفه است که فروغ آن جلوه را در همه چیز پدیدار می بیند

عکس روی تو چه در آینه جام افتاد

عارف از خنده می در طمع خام افتاد

این همه عکس می و نقش مخالف که نمود

یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد

حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد

این همه نقش در آینه اوهام افتاد

غیرت عشق زبان همه خاصان پرید

از کجا سرّ غمش در دهن عام افتاد

و اگر غیرت عشق زبان خواص را محدود نمی کرد و در تکلّم با مردمان به قدر عقولشان مأمور نمی شدند در توحید، منطق دیگری با عبارت می گشودند و به اشارت اکتفا نمی کردند.

در

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *