تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ذکر و ذاکرین در آئینه قرآن و روایات :

مقدمه

یکى از زیباترین جلوه هاى ارتباط عاشقانه با خدا و اساسى ‏ترین راه ‏هاى سیر و سلوک، ذکر است؛ ذکر خدا، از یاد بردن غیر خداست و تداوم و استمرار آن، زنگار گناهان را از روى دل مى ‏زداید؛ زیرا غفلت و فراموشى حق تعالى، ساحت دل را مکدر مى ‏کند. با نگاهی بر تعالیم مبین دین اسلام و احادیث وارده از معصومین علیهم السلام درمی یابیم که ارزش هیچ چیز بالاتر از یاد خدا نیست. هدف از خلقت جهان هستی، عبادت پروردگار عالمیان است و آن چیزی جز زنده نگاه داشتن یاد خدا در زندگی افراد بشر نمی باشد.

رفع همه گرفتاری ها و مشکلات در ذکر خدا نهفته است و رویگردانی از این امر مهم آدمی را در عسرت و تنگی قرار می دهد، به طوری که زندگی بر او تنگ می شود و نه تنها از هدف اصلی در این جهان باز می ماند، بلکه در آخر عمر نیز با خسران و پشیمانی، حسرت روزهایی را می خورد که دیگر راه بازگشتی به آنها نیست. ذکر خدا مرتبه ای است بس والا.

حقیقت ذکر

به گفته «راغب» در «مفردات» ذکر دو معنی دارد؛ گاه به معنی حضور چیزی در ذهن(یادآوری) و گاه به معنی حفظ و نگاهداری معارف و اعتقادات حق در درون جان است. راغب معتقد است که ذکر یعنی یاد کردن، خواه با زبان باشد یا با قلب یا هر دو، خواه بعد از نسیان باشد یا از ادامه ذکر باشد. ذکر به معنای یاد کردن، بر زبان راندن، به یاد آوردن، آوازه، ثنا، دعا، ورد و … است.[۱] و در کلمات عارفان به معنای؛ یاد کردن، مواظبت بر عمل، حفظ، طاعت، نماز، قرآن و… آمده است.[۲]ذکر در معنای حقیقی خود به معنای به یاد آوردن است و از این دیدگاه هر موجودی بسته به مرتبه وجودی خود در مقامی خاص از یاد خدا قرار دارد و هر انسانی هم به میزان خود آگاهی نسبت به مبدأ خود در درجه ای از یاد خدا قرار دارد. هدف از ذکر توجه دادن انسان به خداوند و احیای قلب با یاد او است.

بزرگان اخلاق گفته اند: «ذکر خدا» تنها این نیست که نام خدا را بر زبان بیاوریم و مکرر تسبیح و تهلیل و تکبیر گفته شود؛ بلکه منظور آن است که با تمام قلب، متوجه او و عظمتش باشیم، و او را همه جا حاضر و ناظر بدانیم. بی شک چنین ذکری سرچشمه حرکت به سوی نیکی ها و خوبی ها است، و می تواند میان انسان و گناه و رذائل اخلاقی سد محکمی ایجاد کند.

به همین دلیل، در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که به علی علیه السلام فرمود: سه چیز است که این امت طاقت آن را ندارند(و از هرکسی ساخته نیست): مواسات با برادران دینی، در مال؛ و دادن حق مردم؛ و ذکر خدا در هر حال؛ سپس افزود: «و لیس هو سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر ولکن اذا ورد علی ما یحرم علیه خاف الله عزوجل عنده و ترکه؛ ذکر تنها گفتن سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر نیست، بلکه هنگامی که زمینه های حرام فراهم گردد، از خدا بترسد و آن را ترک گوید. [۳]

شبیه همین معنی با مختصر تفاوتی از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده است. [۴]در حدیث دیگری از حضرت علی علیه السلام می خوانیم: «الذکر ذکران: ذکر عند المصیبه حسن جمیل و افضل من ذلک ذکر الله عند ماحرم الله علیک فیکون ذالک حاجزا؛ ذکر بر دوگونه است: یاد خدا کردن به هنگام مصیبت(و شکیبایی نمودن) زیبا و جالب است، و از آن برتر، آن است که خدا را در برابر گناهان یاد کنی، و میان تو و حرام سدی ایجاد نماید![۵]از آنچه در بالا آمد به خوبی می توان نتیجه گرفت که «ذکر الله» واقعی ذکری است که در اعماق وجود انسان اثر بگذارد، و در جهت گیری های فکری و عملی او تاثیر کند، و روح و جان انسان را پرورش دهد و به راه خدا دعوت کند.

مراتب ذکر

بزرگان اخلاق برای ذکر، مراتب و مراحلی ذکر کرده اند:

نخستین مرحله: ذکر لفظی یا لسانی است. که از ذکر لسانی به “ورد” هم تعبیر می شود. که انسان نام خدا واوصاف جلال و جمال او و اسماء حسنایش را بر زبان جاری کند، بی آن که توجهی به مفاهیم و محتوای آن داشته باشد؛ مانند بسیاری از نمازگزاران که بی توجه به معانی نماز، الفاظی را بر زبان جاری می سازند. درست است که این گونه ذکر، بی اثر نیست، چرا که اولا مقدمه ای است برای رسیدن به مراحل بالاتر و ثانیا همیشه با یک مفهوم و توجه اجمالی آمیخته است، زیرا شخص نمازگزار اجمالا می داند رو به خدا ایستاده و برای خدا نماز می خواند، هر چند مفاهیم آن را به تفصیل نداند؛ ولی به یقین این ذکر کم ارزش است، و تاثیر چندانی در تربیت نفوس و تهذیب اخلاق ندارد. عقیده علمای اخلاق بر این است که در ذکر لفظی، چون شخص زبانش مشغول است، حداقل از ارتکاب معصیت های زبانی پرهیز نموده است. خود این ذکر لفظی نیز اگر دایمی شود، چه بسا که اثرات قلبی هم خواهد داشت.[۶]

مرحله دوم: ذکر معنوی است، و آن این است که انسان در حالی که مشغول ذکر لفظی ست به معانی آن نیز توجه کند؛ بدیهی است که توجه به معانی و مفاهیم اذکار به ویژه اگر متوجه تفاوت این مفاهیم و خصوصیت هر یک از آنها باشد، عمق بیشتری به ذکر می بخشد و آثار فزونتری در تربیت انسان دارد؛ و انسان با تداوم چنین ذکری آثار آن را در خود احساس می کند.

مرحله سوم: ذکر قلبی است، و آنکه بر قلب جاری می گردد، ذکر قلبی است. و در تفسیر آن گفته اند: ذکر قلبی آن است که توجه به پروردگار، نخست از دل بجوشد، و سپس بر زبان جاری گردد؛ مثلا، هنگام دقت و مطالعه در آثار خداوند در جهان آفرینش و مشاهده نظم عجیب کائنات و ظرافت فوق العاده آنان به یاد عظمت خدا افتد و بگوید: «العظمه لله الواحد القهار؛ عظمت از آن خداوند یکتا و قاهر است! » این ذکری است که از درون دل جوشیده و بیانگر حالتی در درون جان انسان است. گاه انسان یک نوع حضور معنوی در جان خود مشاهده می کند، و بی آن که واسطه ای در میان باشد، به ذکر یاسبوح و یا قدوس و یا اذکاری همچون سبحانک اللهم لا اله الا انت مترنم می شود. این اذکار قلبیه، تاثیر فوق العاده ای در تهذیب نفس و پرورش فضایل اخلاقی دارد، و همانند ذکر فرشتگان است که وقتی اعجوبه عالم آفرینش یعنی «آدم» را با علم وسیع و گسترده اش درباره اسماء الهی مشاهده کردند، عرضه داشتند: «سبحانک لاعلم لنا الا ما علمتنا انک انت العلیم الحکیم؛ بار الها! منزهی تو، چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده ای نمی دانیم و تو دانا و حکیمی!»[۷]

ذکر در کلام امام خمینی(ره)

ای عزیز! قلب را به آداب عبودیت مأنوس کن و به ذائقه روح حلاوت ذکر خدا را بچشان و این لطیفه الهیه در ابتداء امر به شدت تذکر و انس با ذکر حق حاصل می شود ولی در ذکر قلب مرده نباشد و غفلت بر آن مستولی نشود و چون با تذکر قلب را مأنوس نمودی کم کم عنایات ازلیه شامل حالت گردد و فتح ابواب ملکوت بر قلبت گردد.[۸] در جای دیگر حضرت امام می فرمایند: مثلاً ذکر شریف لااله الاالله را که بزرگ ترین اذکار و شریف ترین اوراد است در این وقت فراغت قلب با اقبال تام به قلب بخواند به قصد آنکه قلب را تعلیم کند و تکرار کند این ذکر شریف را و به قلب به طور طمأنینه و تفکر بخواند و قلب را با این ذکر شریف بیدار کند تا آنجا که قلب را حالت تذکر و رقت پیدا شود پس به واسطه مدد غیبی قلب به ذکر شریف غیبی گویا شود و زبان تابع قلب شود.[۹]

شرایط ادای ذکر از نظر امام خمینی(ره) سه مورد است. اول: شدت ذکر و تکرار و ممارست بر آن. دوم: انس با حضرت حق که به معنای توجه قلبی در هنگام ذکر گفتن است. سوم: دل در هنگام ذکر گفتن زنده باشد.[۱۰] برای زنده شدن و احیای دل امام می فرمایند: بالجمله برای زنده نمودن دل، ذکر خدا و خصوص اسم مبارک یاحی و یا قیوم با حضور قلب مناسب است. و از بعض اهل معرفت منقول است که در هر شب و روزی یک مرتبه در سجده رفتن و بسیار گفتن: “لااله الّا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین” برای ترقیات روحی خوب است.[۱۱] ذکر حقیقی، بازشدن درهای ملکوت بر قلب انسان است که بر این امر فواید بسیاری مترتب می باشد. امام در مورد ذکر حقیقی می فرمایند: با ذکر حقیقی حجاب های بین عبد و حق خرق می شود و موانع حضور مرتفع می گردد و درهای ملکوت اعلی به روی سالک باز شود ولی عمده آن است که قلب در آن ذکر زنده باشد و با مردگان انس نگیرد.[۱۲] امام خمینی (ره) درباره ذکر زبانی معتقد است: “گرچه ذکر حق از صفات قلبیه است و اگر قلب متذکر شد تمام فوایدی که برای ذکر است بر آن مترتب می شود، ولی بهتر آن است که ذکر قلبی متعقب به ذکر لسانی نیز گردد. اکمل و افضل تمام مراتب ذکر آن است که ذکر در نشئات مراتب انسانیه ساری باشد و حکمش به ظاهر و باطن و سر و علن جاری شود…ذکر لسانی نیز محبوب و مطلوب است و انسان را بالاخره به حقیقت می رساند؛ از این رو است که در اخبار و آثار از ذکر لسانی مدح عظیم شده است.[۱۳]

آثار ذکر و یاد خدا

ذکر و یاد خدا آثار سازنده روحى و اخلاقى فراوانى دارد که یاد متقابل خدا از بنده، روشنى دل، آرامش قلب، ترس از )نافرمانى) خدا، بخشش گناهان، و علم و حکمت از جمله آنها است. که هر یک از آنها در سازندگى روحى و اخلاقى انسان تأثیر بسزایى دارد. در اینجا به آثار و برکات ذکر، به اختصار اشاره می شود.

۱.یاد خدا نسبت به بنده

اولین اثر یاد خدا این است که خداى متعال نیز انسان را یاد مى‏ کند: “فاذکرونى اذکرکم؛[۱۴] مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. از این که در این آیه شریفه یاد خداوند متعال، منوط به یادکردن بنده شمرده شده است.

۲.روشنى دل

خداوند؛ ذکر خویش را موجب نورانى شدن و بیدارى دل‏ها مى ‏داند. امام على (ع) توصیه اش به امام حسن مجتبى (ع) در نامه ‏اى که به فرزندش نوشته؛ این است که بیش از هر چیز به آبادانى دل خویش بپرداز: “فانى اوصیک بتقوى الله-اى بنى-و لزوم امره و عماره قلبک بذکره؛[۱۵] پسرم! تو را به تقوا و التزام به فرمان خدا، آباد کردن قلب و روح با ذکر او و چنگ زدن به ریسمان الهى توصیه مى‏ کنم… .

یکى از مؤثرترین عوامل علاج مرگ دل و احیاى دوباره آن، پناه بردن به ذکر خداست؛ ذکر حق نور است و مداومت در آن، قلب را از تاریکى و ناامیدى و قساوت نجات مى‏ دهد، و گرمى و نشاط تازه در آن مى‏ دمد. این ثمره ذکر را حضرت على(ع) این گونه بیان مى‏ کند: “ان الله تعالى جعل الذکر جلاءً للقلوب تسمع به بعد الوقره و تبصر به بعد العشوه و تنقاد به بعد المعانده[۱۶] خداوند متعال یاد خویش را جلاى قلب ها قرار داده که در اثر آن گوش، پس از سنگینى مى ‏شنود و چشم پس از کم‏ سویى مى ‏بیند و بدین وسیله پس از لجاجت و دشمنى منقاد و رام مى‏ گردد.

۳.آرامش قلب

سومین اثرى که براى یاد خدا بیان مى‏ شود آرامش دل آدمى است. به تعبیر قرآن طمأنینه و سکون قلب از جمله آثار مستقیم یاد خداست: “الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکر الله تطمئن القلوب”؛[۱۷] کسانى که ایمان آورده‏اند و دل هایشان به یاد خداست، بدانید تنها با یاد خدا دل ها آرام مى ‏گیرد.

۴.خشیت و ترس از خدا

از جمله آثار یاد خدا براى مؤمنان، خداترسى و خشیت است. قرآن در این باره مى ‏فرماید: “انما المومنون الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم[۱۸] تنها مؤمنان هستند که هر گاه یاد خدا به میان آید، دل هایشان ترسان شود.

۵.بخشش گناهان

از آثار و ثمرات اخروى یاد خداوند، مغفرت الهى است که شامل حال یادکنندگان خدا مى ‏گردد و اضافه بر آن، خداوند وعده اجر و پاداش بزرگ نیز به ایشان داده است. قرآن مجید در این باره مى‏ فرماید: “و الذاکرین الله کثیراً و الذّاکرات اعدّ الله لهم مغفره و اجراً عظیماً؛[۱۹] مردان و زنانى که بسیار یاد خدا کنند، خداى متعال براى آنان آمرزش و پاداش بزرگ آماده نموده است. خداوند کارها و راه ‏هاى متعددى را براى آمرزش بندگان قرار داده است و هر کس با وسیله اى مى ‏تواند براى خود آمرزش طلب کند، از آن جمله ذکر بسیار خداى متعال، است.

۶. حکمت و علم

یکى دیگر از ثمرات ذکر، پختگى عقل و کمال و حکمت است. ذکر باعث فروزان شدن قوه ادراک انسان و جوشش فکر و اندیشه مى ‏شود. جان فرد شایستگى این را پیدا مى‏ کند که منعکس کننده حقایق غیبى در خود گردد و خداوند به اندیشه و عقل این افراد مدد رساند. این حقیقت را امام علی (ع) چنین بیان نموده: “و ما برح لله-عزت آلاؤه-فى البرهه بعد البرهه و فى ازمان الفترات عبادٌ ناجاهم فى فکرهم و کلّمهم فى ذات عقولهم فاستصبحوا بنور یقظه فى الابصار و الاسماع و الافئده[۲۰] و همواره براى خداى تعالى-که نعمت هایش بزرگ است-در هر برهه ‏اى بعد از برهه دیگر و در دوران ‏هاى نبودن پیامبران و سستى دین، بندگانى بوده ‏اند که خداوند در اندیشه‏ هایشان با آنان راز گفته و در عقل ‏هایشان با آنان سخن مى گفته است. اینان چراغ هدایت را به روشنایى بیدارى در دیده ها و گوش ‏ها و دل ‏ها افروختند.

موانع ذکر

ذکر لفظی موانع مهمی بر سر راه ندارد، چرا که هر وقت انسان بخواهد می تواند اذکار مقدسی را مشتمل بر اسمای حسنای خداوند و صفات جمال و کمال او بر زبان جاری سازد مگر این که آن قدر غرق دنیا شود که حتی مجال برای ذکر لفظی باقی نماند. ولی ذکر قلبی و معنوی موانع زیادی بر سر راه دارد، که مهم ترین آنها از سوی خود انسان است؛ با این که خداوند همه جا حاضر و ناظر است، و از ما به ما نزدیک تر می باشد(و نحن اقرب الیه من حبل الورید)[۲۱] ذکر لفظی دریچه و راه ورودی قلب است.

نکته

حال که مباحثی پیرامون تعریف، مراتب، آثار و موانع ذکر گذشت، به برسی ذکر در آیات، روایات، داستان و شعر می پردازیم.

ذکر در قرآن کریم

در اینجا به مباحث ذکر از منظر قرآن کریم در سه تفسیر المیزان، تفسیر نمونه و تفسیر نور می پردازیم.

ذکر از اوصاف مومنین واقعی

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیتْ عَلَیهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً وَ عَلی رَبِّهِمْ یتَوَکلُونَ مؤمنان، تنها کسانی هستند که هر گاه نام خدا برده شود، دل هایشان (از عظمت او) لرزان شود و هر گاه آیات خدا بر آنان تلاوت شود، ایمانشان را می افزاید و تنها بر پروردگارشان توکل می کنند.[۲۲] خداوند می فرماید: «إِذا ذُکرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ»، یاد خداوند دل های مؤمنان را مضطرب می کند، ولی در جای دیگر می فرماید: «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[۲۳]، با یاد خداوند دل ها آرام می گیرد. این دو آیه با هم منافاتی ندارد، زیرا در یک جا ترس از عظمت خداوند است. و در جای دیگر اطمینان داشتن به خداوند. چنانکه در آیه ای دیگر می خوانیم: «…تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلی ذِکرِ اللَّهِ»[۲۴] کسانی که از خداوند خشیت دارند و با خواندن یا شنیدن قرآن پوست بدنشان می لرزد، پس از مدّتی آرام شده، دل هایشان نرم می شود. آری، یاد قهر و عقاب الهی دل مؤمن را می لرزاند و با یاد لطف و مهر الهی، دلش آرام می گیرد، همچون کودکی که از والدین خود، هم می ترسد و هم به آنان دلگرم است.«وجل»، به حالت اضطراب[۲۵] و خوف و ترس انسان گفته می شود که گاهی به خاطر درک مسئولیت ها و احتمال عدم انجام وظایف است و گاهی به خاطر درک عظمت مقام و هیبت الهی است. لذا در قرآن می خوانیم: «إِنَّما یخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»[۲۶]، تنها بندگان عالم و آگاه، از خداوند خشیت دارند.[۲۷] [۲۸]

پنج صفت ویژه مؤمنان

در این آیات خداوند به پنج قسمت از صفات برجسته مؤمنان اشاره کرده که سه قسمت آن، جنبه روحانی و معنوی و باطنی دارد و دو قسمت آن جنبه علمی و خارجی، سه قسمت اول عبارتند از ۱.”احساس مسئولیت” و ۲.” تکامل ایمان” و ۳.” توکل” و دو قسمت دیگر عبارتند از ۴.” ارتباط با خدا” و ۵.” ارتباط و پیوند با خلق خدا”. نخست می گوید: مؤمنان تنها کسانی هستند که هر وقت نام خدا برده شود، دل های آنها به خاطر احساس مسئولیت در پیشگاهش ترسان می گردد”(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ). “وجل” همان حالت خوف و ترسی است که به انسان دست می دهد که سرچشمه آن یکی از این دو چیز است، گاهی به خاطر درک مسئولیت ها و احتمال عدم قیام به وظائف لازم در برابر خدا می باشد، و گاهی به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بی انتها و پر مهابت او است. توضیح اینکه: گاه می شود انسان به دیدن شخص بزرگی که راستی از هر نظر شایسته عنوان عظمت است می رود. شخص دیدار کننده گاهی آن چنان تحت تاثیر مقام پر عظمت او قرار می گیرد، که احساس یک نوع وحشت در درون قلب خویش می نماید، تا آنجا که به هنگام سخن گفتن لکنت زبان پیدا می کند و حتی گاهی حرف خود را فراموش می نماید، هر چند آن شخص بزرگ نهایت محبت و علاقه را به او و همه دارد، و کار خلافی نیز از این شخص سرنزده است، این نوع ترس، بازتاب و عکس العمل درک عظمت است.

به این ترتیب پیوندی میان آگاهی و خوف، همواره بر قرار است، بنا بر این اشتباه است، که ما سرچشمه خوف و خشیت را تنها عدم انجام وظایف و مسئولیت ها بدانیم. سپس دومین صفت آنها را چنین بیان می کند: آنها همواره در مسیر” تکامل” پیش می روند و لحظه ای آرام ندارند، ” و هنگامی که آیات خدا بر آنها خوانده شود بر ایمانشان افزوده می شود”(وَ إِذا تُلِیتْ عَلَیهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً) نمو و تکامل، خاصیت همه موجودات زنده است، موجود فاقد نمو و تکامل یا مرده است و یا در سراشیبی مرگ قرار گرفته، مؤمنان راستین، ایمانی زنده دارند، که نهالش با آبیاری از آیات خدا روز بروز نمو بیشتر و گل ها و شکوفه ها و میوه های تازه تری پیدا می کند، آنها هم چنان مردگان زنده نما در جا نمی زنند، و در یک حال رکود و یک نواختی مرگبار نیستند، هر روز که نو می شود فکر و ایمان و صفات آنها هم نو می شود. سومین صفت بارز آنها این است که” تنها بر پروردگار خویش تکیه و توکل می کنند”(وَ عَلی رَبِّهِمْ یتَوَکلُونَ). افق فکر آنها آن چنان بلند است که از تکیه کردن بر مخلوقات ضعیف و ناتوان هر قدر هم به ظاهر عظمت داشته باشند، ابا دارد، آنها آب را از سرچشمه می گیرند و هر چه می خواهند و می طلبند، از اقیانوس بی کران عالم هستی، از ذات پاک پروردگار می خواهند، روحشان بزرگ و سطح فکرشان بلند، و تکیه- گاهشان تنها خدا است. [۲۹] سپس به دو صفت ” ارتباط با خدا” و ” ارتباط و پیوند با خلق خدا” اشاره می کند.

پنج صفت مومن در کلام علامه طباطبایی(ره)

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان معتقد است، این آیه و آیه بعدى آنها خصائص و امتیازات مردانى را که به معناى حقیقى کلمه، مؤمن هستند بیان نموده و اوصاف کریمه و ثواب جزیلشان را برمى ‏شمارد تا بدین وسیله جمله سابق را که فرموده بود:”فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِکُمْ” تاکید نماید. و از میان همه صفات ایشان، پنج صفت را انتخاب نموده و در این آیه ذکر کرده است و این پنج صفت، صفاتى هستند که داشتن آن مستلزم داشتن تمامى صفات نیک و ملازم با دارا بودن حقیقت ایمان است، صفاتى است که اگر خود انسان در آنها تامل و دقت کند خواهد دید که داشتن آن، نفس را براى تقوا و اصلاح ذات بین و اطاعت خدا و رسول آماده مى ‏سازد.

و آن صفات عبارت است از: ۱- ترسیدن و تکان خوردن دل در هنگام ذکر خدا، ۲- زیاد شدن ایمان در اثر استماع آیات خدا، ۳- توکل، و معلوم است که این سه صفت از اعمال قلب است، و در ذکر آن رعایت ترتیب واقعى و طبیعى آن شده است، چون نور ایمان به تدریج در دل تابیده مى‏شود و هم چنان رو به زیادى مى ‏گذارد تا به حد تمام رسیده و حقیقتش کامل شود. مرتبه اول آن که همان تاثر قلب است عبارت است از وجل و ترس و تکان خوردن دل در هنگام ذکر خدا، و جمله” إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ” اشاره به آن است.

و این ایمان هم چنان رو به انبساط نهاده و شروع به ریشه دواندن در دل مى‏ کند، و در اثر سیر در آیات داله بر خداى تعالى و همچنین آیاتى که انسان را بسوى معارف حقه رهبرى مى‏کند در دل شاخ و برگ مى ‏زند، به طورى که هر قدر مؤمن بیشتر در آن آیات سیر و تامل کند ایمانش قوى ‏تر و زیادتر مى‏ گردد، تا آنجا که به مرحله یقین برسد، و جمله” وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً” اشاره به آن است. وقتى ایمان انسان زیاد گشت و به حدى از کمال رسید که مقام پروردگارش را و موقعیت خود را شناخت، و به واقع مطلب پى برد، و فهمید که تمامى امور به دست خداى سبحان است، و او یگانه ربى است که تمام موجودات بسوى او بازگشت مى‏ کنند در این موقع بر خود حق و واجب مى‏ داند که بر او توکل کرده و تابع اراده او شود، و او را در تمامى مهمات زندگى خود وکیل خود گرفته به آنچه که او در مسیر زندگیش مقدر مى ‏کند رضا داده و بر طبق شرایع و احکامش عمل کند، اوامر و نواهیش را بکار بندد، و جمله” وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ” اشاره به همین معنا است.

از آنچه گذشت روشن گردید که جمله” زادَتْهُمْ إِیماناً” اشاره است به زیادى از جهت کیفیت، یعنى ایمانشان رو به شدت و کمال مى ‏گذارد، پس اینکه بعضى از مفسرین آن را به معناى زیاد شدن کمیت و عدد مؤمنین گرفته اشتباه است.[۳۰]

قلب ذاکر، خاضع و خاشع

قرآن کریم در جایی دیگر می فرماید: الَّذِینَ إِذا ذُکرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابِرِینَ عَلی ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقِیمِی الصَّلاهِ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ ینْفِقُونَ(مُخبتین) کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود دل هایشان از خوف(خداوند) می لرزد و بر آنچه(از سختی ها) به آنان می رسد مقاومند و برپاکنندگان نمازند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند.[۳۱]یاد خدا هم آرام بخش و هم برای اهل ایمان است، خوف آور، همانند کودکی که با یاد والدین، هم آرام می گیرد وهم از آنان پروا می کند وحساب می برد.

تقوا و ذکر الهی

ترس از خدا و پروای درونی، یک ارزش است. «وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ»- تقوا، بر همه کمالات مقدّم است. وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ…وَ الصَّابِرِینَ…زیر بنای انجام وظیفه بعد از تقوا، مقاومت و صبر است. «وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابِرِینَ»صبری ارزش دارد که در برابر مشکلات دوام بیاورد. «الصَّابِرِینَ عَلی ما أَصابَهُمْ»رابطه با خدا، از رابطه با محرومان جدا نیست. «وَ الْمُقِیمِی الصَّلاهِ- ینْفِقُونَ»بخشش، مخصوص مال نیست، از علم و آبرو و هنر نیز می توان انفاق کرد.«مِمَّا رَزَقْناهُمْ»انفاقی ارزش دارد که دائمی باشد.(«ینْفِقُونَ» فعل مضارع نشانه استمرار است)در انفاق نیز اعتدال و میانه روی لازم است. وَ مِمَّا…اموال و دارائی های انسان رزق الهی است. «رَزَقْناهُمْ»[۳۲]

بشارت به متواضعین

در این آیه صفات”مخبتین” (تواضع کنندگان) را در چهار قسمت که دو قسمت جنبه معنوی و روانی دارد و دو قسمت جنبه جسمانی توضیح می دهد: نخست می گوید:” آنها کسانی هستند که وقتی نام خدا برده می شود دل هایشان مملو از خوف پروردگار می گردد”(الَّذِینَ إِذا ذُکرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ). نه اینکه از غضب او بی جهت بترسند، و نه اینکه در رحمت او شک و تردید داشته باشند، بلکه این ترس به خاطر مسئولیت هایی است که بر دوش داشتند و شاید در انجام آن کوتاهی کرده اند، این ترس به خاطر درک مقام با عظمت خدا است که انسان در مقابل عظمت خائف می گردد[۳۳] دیگر اینکه” آنها در برابر حوادث دردناکی که در زندگیشان رخ می دهد صبر و شکیبایی پیش می گیرند”(وَ الصَّابِرِینَ عَلی ما أَصابَهُمْ).عظمت حادثه هر قدر زیاد و ناراحتی آن هر قدر سنگین باشد در برابر آن زانو نمی زنند، خونسردی خود را از دست نمی دهند، از میدان فرار نمی کنند، مایوس نمی شوند، لب به کفران نمی گشایند و خلاصه ایستادگی می کنند و پیش می روند و پیروز می شوند. سوم و چهارم اینکه” آنها نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنها روزی داده ایم انفاق می کنند”(وَ الْمُقِیمِی الصَّلاهِ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ ینْفِقُونَ). از یک سو ارتباطشان با خالق جهان محکم است و از سوی دیگر پیوندشان با خلق خدا مستحکم. و از این توضیح به خوبی روشن می شود که مساله اخبات و تسلیم و تواضع که از صفات ویژه مؤمنان است تنها جنبه درونی ندارد بلکه باید آثار آن در همه اعمال ظاهر و آشکار شود.[۳۴]

علامه در المیزان بر این باور است که قرآن کریم” مخبتین” را چنین توصیف نموده که انطباق این چند صفتى که در آیه شریفه در تفسیر” اخبات” آمده با کسى که حج خانه خدا را با اسلام و تسلیم به جا مى‏آورد، روشن است چون صفات مذکور عبارت است از: ترس از خدا، صبر، به پا داشتن نماز و انفاق که همه ‏اش در حج هست.[۳۵]

غفلت از یاد و ذکر خدا

باز خداوند متعال در ایه ای دیگر می فرماید: وَ مَنْ یعْشُ عَنْ ذِکرِ الرَّحْمنِ نُقَیضْ لَهُ شَیطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ * وَ إِنَّهُمْ لَیصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ و هر که از یاد خدای رحمن روی گردان شود شیطانی بر او می گماریم که همراه و دمساز وی گردد. و آنها (شیاطین) مردم را از راه (حقّ) باز می دارند ولی گمان می کنند که هدایت یافته اند.[۳۶]

آیات قبل، سخن از کفّار و غرق شدن در مادیات بود، این آیه یکی از آثار غوطه ور شدن در زر و زیور را بیان می کند.«یعْشُ» از «عشو» به معنای آفتی در چشم است که سبب ضعف دید می گردد. سیاست شیطان گام به گام است: «خُطُواتِ»[۳۷]*مرحله اول القای وسوسه است. «فَوَسْوَسَ إِلَیهِ»[۳۸]در مرحله دوم تماس می گیرد. «مَسَّهُمْ طائِفٌ»[۳۹]مرحله سوم در قلب فرو می رود. «فِی صُدُورِ النَّاسِ»[۴۰]مرحله چهارم در روح می ماند. «فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»[۴۱]مرحله پنجم انسان را عضو حزب خود قرار می دهد. «حِزْبُ الشَّیطانِ»[۴۲]*مرحله ششم سرپرست انسان می شود. «وَ مَنْ یتَّخِذِ الشَّیطانَ وَلِیا»[۴۳]مرحله هفتم انسان خود یک شیطان می شود. شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ…[۴۴]امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: شیطان در روح انسان تخم گذاری می کند. «فباض و فرخ فی صدورهم»[۴۵]

آثار اعراض از یاد خدا

غفلت و از یاد خدا غافل شدن آثاری دارد از جمله:-باز ماندن از راه خیر. «لَیصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ»-انحراف فکری که خیال می کند هدایت یافته است. «یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»-دیگر موعظه پذیر نیست. «وَ إِذا ذُکرُوا لایذْکرُونَ»[۴۶]-توبه نمی کند چون خود را کج نمی داند.-زندگی نکبت بار دارد. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکرِی فَإِنَّ لَهُمَعِیشَهً ضَنْکاً»[۴۷]-کسی که در دنیا از دیدن حقّ کور است، «یعْشُ» در آخرت نیز کور محشور می شود. «مَنْ کانَ فِی هذِهِ أَعْمی فَهُوَ فِی الْآخِرَهِ أَعْمی»[۴۸]شیطانِ همراه، ممکن است از دوستان ناباب یا همسر و فرزند یا شریک فاسد باشد. به همین دلیل کلمه شیطان نکره ذکر شده است تا شامل هر نوع شیطانی شود. نماز، ذکر رحمن است، «أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکرِی»[۴۹] قرآن، ذکر رحمن است، «نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ»[۵۰] پس هر کس از نماز و قرآن اعراض کند دچار سلطه شیطان همراه می شود.«فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»[۵۱]

همنشین شیاطین!

در آیات مورد بحث، از یکی از آثار مرگبار دلبستگی به دنیا که بیگانگی از خدا است سخن می گوید. غفلت از ذکر خدا و غرق شدن در لذات دنیا، و دلباختگی به زرق و برق آن، موجب می شود که شیطانی بر انسان مسلط گردد و همواره قرین او باشد، و رشته ای در گردنش افکنده،” می برد هر جا که خاطرخواه او است”! اعمال انسان، مخصوصا غرق شدن در لذات دنیا و آلوده شدن به انواع گناهان، نخستین تاثیرش این است که پرده بر قلب و چشم و گوش انسان می افتد، او را از خدا بیگانه می کند، و شیاطین را بر او مسلط می سازد، و تا آنجا ادامه می یابد که گاهی راه بازگشت به روی او بسته می شود، چرا که شیاطین و افکار شیطانی از هر سو او را احاطه می کنند، و این نتیجه عمل خود انسان است هر چند نسبت آن به خداوند نیز به عنوان” سبب الاسباب” بودن صحیح می باشد، این همان چیزی است که در آیات دیگر قرآن به عنوان” تزیین شیطان” (فَزَینَ لَهُمُ الشَّیطانُ أَعْمالَهُمْ ) (نحل- ۶۳) یا ولایت شیطان” (فَهُوَ وَلِیهُمُ الْیوْمَ ) (نحل- ۶۳) تعبیر شده است.

شیاطین از اینگونه افراد هرگز جدا نمی شوند! تعبیر به” رحمان” اشاره لطیفی است به اینکه آنها چگونه از خدایی که رحمت عامش همگان را فراگرفته روی گردان می شوند، و از یاد او غافل می گردند؟.

آیا چنین کسانی جز این سرنوشتی می توانند داشته باشند که همنشین شیاطین، و محکوم فرمان آنها گردند.

بعضی از مفسران احتمال داده اند که” شیاطین” در اینجا معنی وسیعی دارد که حتی شیاطین انس را شامل می شود، و آن را اشاره به” رؤسا و سردمداران ضلالت” دانسته اند که مستولی و مسلط بر غافلان از یاد خدا می شوند و با آنها قرین هستند، و این توسعه بعید نیست. سپس به دو امر مهم که شیاطین در باره این غافلان انجام می دهند اشاره کرده می فرماید:” آنها این گروه را از راه خدا بازمی دارند” (وَ إِنَّهُمْ لَیصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ )[۵۲] هر وقت اراده بازگشت کنند سنگی بر سر راه آنها می افکنند و مانعی ایجاد می کنند تا هرگز به صراط مستقیم بازنگردند. و آن چنان طریق گمراهی را در نظر آنها زینت می دهند که:” گمان می کنند هدایت یافتگان حقیقی آنها هستند”! (وَ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ ).همانگونه که در آیه ۳۸ سوره عنکبوت در باره” عاد” و” ثمود” می خوانیم:وَ زَینَ لَهُمُ الشَّیطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ کانُوا مُسْتَبْصِرِینَ: “شیطان اعمالشان را در نظرشان زینت داد و آنها را از راه بازداشت در حالی که قبلا راه را پیدا کرده بودند”.

خلاصه این وضع هم چنان ادامه پیدا می کند انسان غافل و بیخبر در گمراهی خویش، و شیاطین در اضلال او تا هنگامی که پرده ها کنار می رود، و چشم حقیقت بین او باز می شود،” زمانی که نزد ما حاضر می شود می بیند ولی و قرینش هم چنان با او است، همان کسی که عامل همه بدبختیهای او بوده! فریاد می زند و می گوید:ای کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود! چه بد قرین و همنشینی هستی تو”! (حَتَّی إِذا جاءَنا قالَ یا لَیتَ بَینِی وَ بَینَک بُعْدَ الْمَشْرِقَینِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ).همه عذابها یک طرف، و همنشینی با این قرین سوء یک طرف، همنشینی با شیطانی که هر وقت به قیافه نفرت انگیز او می نگرد تمام خاطره های گمراهی و بدبختیش در نظرش مجسم می گردد، کسی که زشتیها را در نظرش زیبا جلوه می داد، و بیراهه را شاهراه، و گمراهی را هدایت، ای وای که او برای همیشه قرین و هم بند او است!. آری صحنه قیامت تجسمی است گسترده از صحنه های این جهان و قرین و دوست و رهبر اینجا با آنجا یکی است، حتی به گفته بعضی از مفسران هر دو را با یک زنجیر می بندند

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *