تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام وغیرت ورزی و پاسداری از حریم خانواده – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام وغیرت ورزی و پاسداری از حریم خانواده شامل 54 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام وغیرت ورزی و پاسداری از حریم خانواده گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام وغیرت ورزی و پاسداری از حریم خانواده با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام وغیرت ورزی و پاسداری از حریم خانواده از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام وغیرت ورزی و پاسداری از حریم خانواده با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام وغیرت ورزی و پاسداری از حریم خانواده را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام وغیرت ورزی و پاسداری از حریم خانواده :

یکی از اموری که اسلام بسیار در مورد آن سفارش کرده، غیرتمندی و دفاع از حریم خانواده است. طبیعتاً انسان هرقدر غیرتمندتر باشد، میزان دفاع او از حریم خانواده بیشتر خواهد بود. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «کَانَ إِبرَاهِیمُ أبِی غَیُوراً وَ أَنَا أَغیَرُ مِنهُ وَ أرغَمَ؛[۱] ابراهیم (پدرم) غیرتمند بود و من از او غیرتمندترم و خدا بینی مؤمن بی غیرت را به خاک می مالد».

غیرتمندی به درجه ایمان بستگی دارد. حضرت رسول فرمودند: «غیرت مرد عین ایمان اوست»[۲].

امام حسین علیه السلام چون جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و برتر از پیامبران گذشته است، طبعاً باغیرت ترین فرد زمانه خویش است و چون از درجه ایمان بالایی برخوردار است، غیرتش افزون بر دیگران است.

آنچه پیش رو دارید نگاهی است به غیرتمندی امام حسین علیه السلام و پاسداری از حریم خانواده، با تذکر این نکته که روش ما در بررسی و بیان این بحث سیر زمانی و تاریخی است، یعنی سعی می کنیم گام به گام با دوران تاریخی زندگانی ابا عبدالله علیه السلام حرکت کنیم.

غیرت در روایت

در منابع اسلامی و روایات از غیرت تعبیرهای بسیار دقیقی شده است که هر یک نشان دهنده اهمیت بالای غیرت در زندگی خانوادگی و اجتماعی است.

غیرت عین ایمان است.

رسول اکرم, فرمود: «إِنَ الْغَیرَهَ مِنَ الإِیمَان؛[۳] غیرت از ایمان است.»

محبوب خداوند

حضرت صادق علیه السلام فرمود: «إِنَّ اللَّهَ- تَبَارَکَ وَ تَعَالی – غَیُورٌ یُحِبُ کُلَ غَیُورٍ، وَ لِغَیرَتِهِ حَرَّمَ الْفَوَاحِشَ: ظَاهِرَهَا وَ بَاطِنَهَا؛[۴] از آنجا که خدای بلندمرتبه غیور است، هر باغیرتی را دوست دارد. به خاطر غیرت خداوند است که فحشای ظاهری و باطنی حرام شده است.»

هر که می خواهد شود محبوب حق

در غیوری بر همه گیرد سبق

غیور است محبوب پروردگار

که بی غیرتی آورد ننگ و عار

هر آن کس کند حفظ ناموس خویش

ز دربار ایزد برد بهره بیش

نشانه شجاعت و عفت

علی علیه السلام فرمود: «ثَمَرَهُ الشَّجَاعَهِ الْغَیْرَه؛[۵] غیرت میوه شجاعت است.»

و نیز: «قَدرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدرِ هِمَّتِهِ…وَ شَجَاعَتُهُ عَلَی قَدرِ أَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَی قَدرِ غَیرَتِه؛ ارزش مرد به اندازه همت اوست و شجاعت او به اندازه غیرتش و عفتش به اندازه غیرتش.»

شجاعت نشانی ز غیرت بُوَد

غیوران همه پاک طینت بُوَد

تعریف غیرت

غَیرت نفرت طبع ناشی از بخل بر شرکت دیگری در امری است که سخت آن را دوست داری. شرکت ناپذیری در آنچه که مورد علاقه تو باشد. شریک رانی در امری که آن را دوست داشته باشی.»[۶]

غیرت صفتی نفسانی است در انسان که هرگاه احساس کند محبوب او (اعم از دین، ناموس، اموال…) به خطر افتاده است، در مقابل آن عکس العمل نشان می دهد، از ارزش موردنظر دفاع می کند یا لااقل ناراحتی و غصّه در او ایجاد می شود.

حسن بن ابی الحسن بصری گوید: جماعتی بودیم در عهد حکومت معاویه که برای مأموریتی به بلاد خراسان می رفتیم. فرمانده ما مردی بود از تابعین. روزی نماز ظهر را پشت سر او خواندیم. پس از نماز به منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی گفت: ای مردم! حادثه ای بزرگ در اسلام رخ داده که از زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله تا کنون اتفاق نیفتاده بود. معاویه حُجر بن عُدَی را با یارانش به قتل رسانده. حال اگر مسلمانان غیرت دارند، وظیفه شان روشن است و اگر غیرت ندارند از خدا می خواهم مرا هر چه زودتر قبض روح کند که دیگر در چنین دنیایی زنده نمانم. حسن گوید: هنوز عصر نشده بود که صدای شیونی شنیدیم. معلوم شد وی دار فانی را وداع گفته است.»[۷]

دفاع از ناموس

معاویه پس از شهادت امام علی علیه السلام و قرارداد صلحی که با امام حسن علیه السلام بست، تلاش می کرد در بنی هاشم راه های نفوذی بیابد و پیوند خویشاوندی برقرار کند، از این رو به فرماندار خود مروان در مدینه نوشت ام کلثوم، دختر عبدالله بن جعفر را برای یزید خواستگاری و مراسمی در مسجد مدینه بر پا کند. مروان سران بنی امیّه را در مسجد جمع کرد و در یک سخنرانی کوتاه از یزید آلوده دامنِ شرابخوار تعریف و نکاتی را بیان و اظهار امیدواری کرد که این گونه ازدواج ها عامل پیوند و دوستی شود.

عبدالله جعفر، همسر حضرت زینب سلام الله علیها در جواب گفت: «ازدواج این دختر به من ارتباطی ندارد. باید دایی او حضرت امام حسین علیه السلام تصمیم بگیرد.» امام حسین علیه السلام در همان اجتماع مسجد و بعد از سخنرانی فریبکارانه مروان به پا خاست و اظهار داشت: «سپاس خداوندی را که ما اهل بیت پیامبر را برای تدوام دین خود و برای رهبری انسان ها برگزید و قرآن و وحی را بر ما نازل کرد. ای مروان! تو سخنرانی کردی و ما شنیدیم. اینکه گفتی مهری اُم کلثوم براساس رأی پدرش عبدالله بن جعفر است، هر مقدار که بخواهد تعیین کند. سوگند به جانم، هرگز از سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله در ازدواج دختران و زنان خاندانش عدول نخواهیم کرد که«بیست اوقیه، معادل۴۸۰ درهم»است. و این که گفتی قرض های پدرش را خواهیم پرداخت، راستی در چه زمانی زنان بنی هاشم قرض های ما را می پرداختند؟ و اینکه گفتی این ازدواج پیوند بین دو قبیله ایجاد می کند، ما بنی هاشم با شما سران بنی امیه در راه دین خدا دشمنی کردیم و جنگیدیم و هرگز برای رسیدن به دنیا با شما صلح نخواهیم کرد. فامیل بودن ما نتوانست ما را به وحدت برساند، حال چگونه با ازدواج می توان به وحدت رسید؟ و اینکه گفتی در شگفتم از یزید که چگونه از این دختر خواستگاری می کند؟ بدان کسانی از این دختر خواستگاری می کنند که از یزید و پدر یزید و جدّ یزید برترند. و اینکه گفتی همانا یزید همتای کسی است که همتایی ندارد!. کسی که تا کنون همتای یزید بوده، امروز نیز خواهد بود و چیزی بر آن اضافه نشده است.

آنگاه فرمود:

«تمام جمعیت حاضر در مسجد گواه باشید که من دختر (خواهرم) ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر را به عقد پسر عمویش قاسم بن محمد بن جعفر در آوردم و مهریه او را چهار صد و هشتاد درهم قرار دادم و برای تأمین زندگی، زمین خود در مدینه (وادی عقیق) را به این دختر بخشیدم.»[۸]؛

در این جریان، با جوشش غیرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام، هم از اهل بیت علیه السلام و ناموس خاندان عصمت به خوبی دفاع شد و امام، او را از حریم آلوده یزید و معاویه نجات داد، هم یزید و بنی امیه رسوا شدند.

نمایش پاسداری از حریم خانواده

مدینه شبی را به یاد می آورد که کاروان حیا با تمام شکوه و جلال خود به سوی مکه روانه شد. شبی از شب های ماه رجب بود که کاروانی مجلل در حالی که جوانان بنی هاشم و در رأس همه سید جوانان اهل بهشت، بانوان حرم را احاطه کرده بودند، از مدینه بیرون رفت.

راوی چنین نقل می کند: «چهل محمل را دیدم که با پارچه های حریر (ابریشم) و دیباج زینت شده بودند. در این وقت امام حسین علیه السلام دستور داد بنی هاشم زن های محرم خود را سوار بر محمل ها نمایند. ناگهان جوانی که قامت بلندی داشت و بر گون او علامتی بود و صورتش مانند ماه می درخشید، از منزل امام حسین علیه السلام بیرون آمد و فرمود: «بنی هاشم کنار روید.» آنگاه دو زن در حالی که دامانشان بر اثر حیای از مردم به زمین کشیده می شد و صورتشان پوشیده بود و دور آن دو را کنیزانشان احاطه کرده بودند، از خانه امام حسین علیه السلام خارج شدند. آنگاه آن جوان به سوی یکی از محمل ها رفت و زانوی خود را تکیه قرار داد و بازوی آنها را گرفت و بر محمل سوار کرد. من از بعضی پرسیدم: آن دو بانو کیستند؟ جواب دادند: یکی از آنها زینب«س» و دیگری ام کلثوم دختران امیرالمؤمنین علیه السلام هستند. پس پرسیدم: این جوان کیست؟ گفته شد: او قمر بنی هاشم، عباس فرزند علی علیه السلام است.

سپس دو دختر صغیر را دیدم که گویا امثال آنها آفریده نشده است. پس یکی را همراه زینب«س» و دیگری را همراه ام کلثوم سوار کرد. نام آن دختران را پرسیدم. گفته شد که یکی سکینه و دیگری فاطمه دختران حسین علیه السلام هستند. آنگاه بقیه بانوان به همین جلالت و عظمت و حیا و متانت سوار شدند و حسین علیه السلام ندا داد: کجاست عباس قمر بنی هاشم! عباس عرض کرد: لبَّیک لبَّیک ای آقای من! فرمود: اسبم را بیاور. اسب آقا را حاضر کردند و حضرت بر آن سوار شد و بدین سان کاروان حیا، عفت و متانت مدینه را ترک گفت.»[۹]

شاید این پرسش مطرح شود که اما

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *