تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام :

مـقدّمه

حسن معاشرت، مصاحبت نیکو و رفتار پسندیده از دستورات مورد تأکید قرآن کریم، پیامبر اکرم صـلی الله علیه و آلهو پیشـوایان مـعصوم علیهم السلاممی باشد. بررسی آداب و احکام معاشرت در کلام هریک از ائمّه اطهار علیهم السلامراه گشای مسیر سعادت انسان های مؤمن است؛ به ویژه آنـکه جنبه های آداب معاشرت در سخنان امام مجتبی علیه السلام به عنوان دومین امام شیعیان کمتر مـورد توجه قرار گرفته و بـحث و بـررسی پیرامون آن می تواند برای هر سالکی مثمرثمر واقع شود. امام حسن علیه السلام «سرور جوانان اهل بهشت» و نیز «کریم اهل بیت» نامیده شد و همین رفتار کریمانه و ادب برخورد و بزرگ منشی و رعایت آداب معاشرت این امام زبانزد عام و خاص بـوده است. با توجه به اینکه مطالعات و تحقیقات گسترده ای پیرامون زندگی امام حسن علیه السلام انجام گرفته، اما طبق شواهد و قرائن، تاکنون تحقیقی جامع و روش مند پیرامون تحلیل مجموعه سخنان ایشان با تکیه بـر جـنبه های آداب معاشرت در طول حیات ایشان، صورت نگرفته است، به ویژه آنکه عمده تألیفات و تحقیقات پیرامون آن حضرت تنها حول محور صلح ایشان و آثار آن انجام گرفته است. از این رو، تحقیق حاضر درصدد است بـا تـکیه بر منابع تاریخی معتبر در سخنان قطعی و مسلم آن حضرت، مهم ترین آموزه ها پیرامون آداب معاشرت در کلام آن امام همام را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد.فرعی این پژوهش عبارتند از:

۱.لزوم بررسی کلام امام حسن مـجتبی عـلیه السلام با محوریت آداب معاشرت چیست؟

۲.گفتار آن حضرت بیشتر به چه جنبه هایی از آداب معاشرت تأکید دارد؟

۳.بارزترین نکته در کلام امام پیرامون آداب معاشرت چیست؟

۴.چگونه شیعه رهرو می تواند از کلام ایشان بهره برداری های مهم رفتاری را بنماید؟

خانواده، اولین مدرسه آمـوزش مـهارت های اجـتماعی

دختر گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله بـیشترین نـقش را در تـربیت فرزندان خویش بر عهده داشت. او پیوسته حوادث و رشادت های پدر و همسر خویش را برای امام حسن علیه السلام و دیگر فرزندانش جلوه می داد؛ زیرا در آینده ای نه چـندان دور آنـها بـاید قافله سالار حق و حقیقت باشند و همانند جد بزرگوار و پدر خـویش راهـبری انسان ها را عهده دار گردند. در تاریخ ذکر شده است که فاطمه علیهاالسلام با فرزندانش بسیار بازی می کرد و آنان را به نشاط می آورد و همراه با بـازی بـرای آنـها اشعاری را زمزمه می کرد و از جاذبه شعر در تربیت آنها استفاده می برد و در حـین بازی، با ذکر نکاتی به آنها ادب و حسن معاشرت را می آموخت. او پسرش حسن را شبیه پیامبر می خواند: «ان ابنی شبهُ النبی.»[۱]روزی رسـول گـرامی صـلی الله علیه و آله درباره مسابقه خطاطی به حسنین علیهماالسلام سفارش فرمود: هر کس خط او زیباتر اسـت قـدرت او نیز بیشتر است. حسنین علیهماالسلام هر کدام خط زیبایی نوشتند، اما رسول خدا صلی الله علیه و آله قضاوت نکرد و آن دو را به مـادرشان فـاطمه عـلیهاالسلام هدایت فرمود تا نگرانی قضاوت با عاطفه مادری جبران شود. حضرت زهرا عـلیهاالسلام دید که هـر دو خـط زیباست و هر دو در این مسابقه برنده هستند و از آن رو که کار قضاوت را مشکل دید، تدبیری اندیشید تا قضاوت نهایی را بـه تـلاش دیگـری از آن دو ارتباط دهد. بنابراین، فرمود: ای نور دیدگانم! من دانه های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن، بر سر شـما مـی ریزم و میان شما دانه های گردنبند را پخش می کنم، هر کدام از شما دانه های بیشتری جمع کند خـط او بـهتر و در نـتیجه، قدرت او بیشتر است. دانه های گردنبند هفت عدد بودند. هر کدام سه عدد را پیدا کردند و دانه هـفتمی از وسـط به دو نیمی شده بود که هر کدام نیمی را یافتند.[۲] فاطمه زهرا علیهاالسلام با مشارکت در بـازی کودکان، گـذشته از تقویت خودباوری و عزت نفس در آنها، ارتباط قلبی وعاطفی آنان راقوی تر و محکم تر می نمود.

آری، او دانه های مروارید و زیورآلات خـود را فـدای تربیت فرزندان کرد، چه بسا مادرانی که تربیت فرزند را فدای زیورآلات و دنیا و مادیات آن می کنند؛ مـادرانی که بـیشتر از اینـکه به نقش مهم خود در خانواده توجه داشته باشند، تمام انرژی خود را در بیرون از منزل صرف کار و تـلاش مـی کنند و در روابـط خانوادگی همواره موجودی خسته، غمگین و بدخلق هستند. این را بدانیم که دین اسلام از مادر، کار بـیرون مـنزل و تحمل دشواری و سختی ناشی از آن را نخواسته؛ بعکس، این مشقت ها را برای مرد حتی مقدس شمرده است و از آن طرف، بـه مـشقت و رنج و تحمل زن در منزل ارزش قایل شده و شایسته تقدیر و تحسین برشمرده است. بـنابراین، آنـچه دستور خداوند است این است که مادر، تربیت کننده اسـت و نـقش مـهمی در هدایت و رشد فرزندان در خانواده به عهده دارد.

مـشاهده مـی کنیم که امام دوم شیعیان دست پرورده مادری بود که تنها دوره کودکی اش را با او سپری نموده بود. تـمام بـزرگواری ها و ادب برخورد امام حسن مجتبی عـلیه السلام حـاصل مادری کردن حـضرت زهـرا عـلیهاالسلام بوده که تمام الفبای زندگی اجـتماعی را در هـمان دوران محدود، به فرزندش آموخت. کودک رفتار مادر را می بیند و آن گاه می آموزد. امام حسن عـلیه السلام بارها شـاهد عبادت مادر خود و تضرع او با پروردگـار بوده است. در روایات آمده اسـت: فـاطمه علیهاالسلام هنگامی که از کارهای خانه فراغت مـی یافت، بـه عبادت، نماز، دعا برای دیگران و تضرع و زاری به درگاه خداوند می پرداخت. او آن قدر بر پاهـایش بـه عبادت می ایستاد که پاهایش تاول مـی زد و فـرزندان خـردسالش شاهدی بر اعـمال مـادر خویش بودند که در هنگام دعـا، هـیچ کس را از دعای خود بی نصیب نمی کرد، الا خودش را. امام حسن علیه السلام در مورد عبادت مادرش می فرمود: مادرم را مـی دیدم که شـب های جمعه راست قامتانه در محراب عبادتش ایستاده و تـا طـلوع صبح بـه رکوع و سـجود بـه سر می برد و برای بـرطرف شدن گرفتاری ها و برآورده شدن خواسته هایشان بسیار دعا می کرد و لکن برای خویش سخنی نمی گفت و دعایی نمی کرد. عـرض کردم: مـادرم، چرا برای خود همانند دیگران دعـا نمی کنی؟ جـواب داد، فـرزندم: «الجـار ثـم الدار»؛ اول همسایه را مقدم بـدار و سـپس خود و اهل خانه را[۳].

بدین ترتیب، فاطمه علیهاالسلام عبادت و تهجد، نوع دوستی، احترام به همسایگان و ترجیح دیگران بـر خـود را بـه فرزندان خود می آموخت.

مربیان و معلمان و نقش آنـان در تـربیت اجـتماعی در کلام امـام مـجتبی عـلیه السلام

امام حسن علیه السلام در مورد ضرورت تربیت روحی و معنوی انسان و تغذیه روان او می فرماید: در شگفتم از کسی که درباره غذای جسمانی خود فکر و اندیشه می کند ولیکن درباره نیازمندی های روح و جان خویش نمی اندیشد؛ در نتیجه، شـکم خود را از غذاهای زیان بخش حفظ می کند، ولی برایش اهمیتی ندارد که افکار پلید و ناپسند در روان او وارد شده و وجودش را در معرض افکار پست و انحرافی قرار دهد. اندیشمندان، استادان، معلمان و رهبران جامعه پس از خانواده نقش بسیار مهمی در بارور کردن اندیشه و تـربیت فـکری انسان بر عهده دارند. امام حسن علیه السلام که خود از بزرگ ترین مربیان تاریخند در این مورد می فرمایند: «اگر می خواهید نیازهای علمی و روحی خویش را برطرف کنید، آنها را از اهلش بخواهید.»[۴] به حضرت عرض شد آنـان چـه کسانی هستند: امام علیه السلام فرمودند: «همان هایی که خداوند در قرآن آنها را یاد کرده و فرموده: تنها خردمندان و صاحبان اندیشه پند می گیرند و آنان همان اندیشمندان و عقلای جامعه هستند.»[۵]

سپس امـام عـلیه السلام از جد بزرگوار و پدر ارجمندش به عـنوان پدران مـعنوی این امت یاد می کند و می فرماید: «محمد و علی دو پدر این امت هستند. خوشا به حال کسی که حق آنان را بشناسد و پیرو آن دو در همه احوال باشد که اگر چنین بود، خدای تعالی او را از برترین سـاکنان بـهشت قرار می دهد و در پرتو کرامـات و عـنایات خویش خوشبخت می گرداند.»[۶] همچنان که پدر، دلسوز تربیت و رشد فرزند خود می باشد، این بزرگواران نیز همواره با دلسوزی پدرانه به دنبال دست یابی امت به رشد و رستگاری بوده اند.

شأن «مربی بودن» می طلبد که او عشق بـه تـربیت و رشد و دغدغه اصلاح و پیشرفت معنوی متربی خود داشته باشد. همگام بودن روحی و معنوی از مهم ترین ویژگی های یک مربی موفق است. محبت، دوستی و صمیمت در راستای تعلیم و آموزش و تربیت از ارکان بلافصل شخصیتی متربی است. امـام مـجتبی علیه السلام در این باره می فرماید: «خویشاوند، کسی است که مهر و محبت قلبی او را به انسان نزدیک کند، گرچه از نظر نسبی دور باشد و بیگانه، کسـی است که نبودن مهر و صفا و ارتباط قلبی او را دور کرده است، گرچه از حیث نسب نـزدیک ترین فـرد بـه انسان باشد. همانا چیزی از دست به تن نزدیک تر نیست، ولی در صورت خیانت دست یا فاسد شدن، آن را از بدن جدا مـی کنند و این نـزدیک ترین عضو به بدن، بیگانه می شود.»[۷]

امام علیه السلام ارتباط صمیمی و محبت قلبی را بر ارتـباط ظـاهری و نـسبی مقدم داشته و آن را ریشه دارتر از سایر ارتباطات قلمداد می نماید. و یا گاهی مربی در مقام قضاوت قرار می گیرد که بـاید به بهترین شکل بین ره جویان خود رعایت عدالت کند، حتی اگر آنها خـردسال و کودک باشند؛ چنان که در روایتی آمـده اسـت: روزی دو کودک خردسال، هر کدام خطی نوشته بودند و برای داوری در میان آنها و انتخاب بهترین خط، به حضور امام حسن علیه السلامآمدند. علی علیه السلامکه ناظر این صحنه بود، به فرزندش امام حسن علیه السلام گفت: «فرزندم! دقت کن چگونه داوری کنی؟ چراکه این خود یک نوع قضاوت است و خداوند در روز قیامت درباره آن از تو سؤال می کند.»[۸]

امام حسن علیه السلام یک مربی تمام عیار بود که تمام گفتار و سخنان او برای تمام عالمیان در هر زمان و مکان، الگویی جامع و کامـل اسـت. چه معلمان و چه متعلمان همگی با مطالعه این کلام های گهربار که پر از نکات ادبی و تربیتی است به نوعی در محضر آن بزرگوار در حال «تربیت شدن» می باشند.

نقش محیط و محافل تربیتی در تقویت معاشرت صحیح اجتماعی

یکی دیگـر از عـوامل مؤثر در تربیت انسان، محیط است. محیط نقش اساسی در ساخت یا تخریب شخصیت انسان ایفا می کند. مدارس، دانشگاه ها، مراکز آموزشی، رسانه های عمومی، مراکز نظامی ـ سیاسی، فیلم، سینما، ماهواره، اینترنت و…عوامل کارسـازی در امـر تربیت می باشند. این مراکز اگر تحت کنترل و مراقبت عقلای جامعه باشند و گردانندگان آن افراد متعهد و آشنا به نیازهای نسل جدید باشند، تأثیر شایان توجهی در امر تربیت و مصاحبت افراد خواهند داشت. یکی از اینـ مـحافل ارزشـمند که نقش مهمی در نشاط روح و تربیت روان دارد، مـسجد مـی باشد. مـساجد، از زمان های گذشته مرکز اجتماع خوبان و صالحان بوده است و طبیعی است که از هرگونه آلودگی و ورود افراد ناپاک دور است. کودکان، نوجوانان، جوانان، افراد میان سال و سال خورده هـمگی در این مـکان مـقدس گردهم آمده و از عطر روحانی آن استشمام می نمایند.

امـام مـجتبی علیه السلام در بیانی زیبا در مورد بهره مندی انسان از این فضا می فرماید: هر کس همیشه به مسجد رفت و آمد داشته باشد یکی از این هشت چیز نـصیبش مـی گردد: نـشانه ای محکم، برادری قابل استفاده (علمی و معنوی)، دانشی تازه، رحمتی مـورد انتظار، سخنی که به راه راست هدایت نماید یا از هلاکت برهاند و ترک گناهان از روی شرم و حیا و یا از ترس خدا. »[۹]

امام مجتبی علیه السلام تـربیت شده پدری هـمچون امـیرالمؤمنین علیه السلام است که در فرمایشی، در بازداشتن از حضورفرزندش امام حسن مجتبی علیه السلامدرمجلسی نامطمئن می فرماید: «فرزندم! از حضور در مجالس و مـحل هایی که تـهمت زا بوده و گمان های بد در مورد آنها می رود بپرهیز؛ زیراهمنشین بدانسان را دگرگون می سازد.»[۱۰]

والدین باید با تمام وجود با درک سـن و مـوقعیت فـرزندان خود و کنترل غیرمستقیم آمد و شدها و دوستان آنان، با تدبیری خاص مانع شـرکت فـرزندان خـود در برخی جمع ها، محافل و جشن ها شوند. نقش والدین آن قدر اهمیت دارد که قرآن کریم می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قـُوا أَنـفُسَکمْ وَأَهـْلِیکمْ نَارا»(تحریم: ۶)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و خاندانتان را از عذاب آتش حفظ کنید.

نقش دوست و دوسـت گزینی در روابـط و اخلاق اجتماعی

بی شک، یکی از مؤثرترین عوامل در پرورش و رشد شخصیت انسان، مسئله رفاقت و دوست یابی است. اسـاسا افـرادی که عـلاقه ای به انتخاب دوست و گزینش رفیق خوب ندارند انسان هایی تنها و منزوی هستند و بعکس، افرادی که دوسـتان زیادی دارنـد، انسان هایی با شخصیت متعادل و توان ارتباطی بالا می باشند که قادرند در رویارویی با مسائل مختلف جـامعه اعـم از کامـیابی ها و ناکامی ها، رفتار متعادلی را از خود نشان دهند. دوست خوب به نشاط و سلامت روح انسان کمک کرده و رفیق بـد روح انـسان را به متزلزل ترین حالت ممکن می رساند. قرآن کریم، شیطان را بدترین دوست انسان معرفی نـموده، او را «سـَاء قـِرِینا»(نساء: ۳۸)؛ یعنی بدترین دشمن همنشین معرفی می نماید. بنابراین، دوستان به دو دسته «دوستان الهی» که انسان را در رسـیدن بـه کمـال کمک می کنندو«دوستان شیطانی» که انسان رابه ورطه نابودی و ضلالت از صراط مستقیم می کشانند تقسیم می شوند.

امام مـجتبی عـلیه السلام در بیانی شیوا، ویژگی های همنشین شایسته را چنین برمی شمرند: «اگر خواستی با کسی رفاقت کنی و احتیاج به مـونس تـو را به رفاقت واداشت، با کسی دوستی کن که رفاقت او زینت و آرایش برای شخصیت تو بـوده و پاسـدار خدمات تو باشد. هر گاه از او یاری طلبیدی، یاری ات کنـد. هـرگاه سـخنی گفتی، تو را تصدیق نماید. اگر به او نـزدیک شـدی، تو را محترم شمرده و مقامت را گرامی دارد. اگر دست نیاز به سویش دراز کردی، دستت را رد نکند. اگـر مـشکلی داشتی و گرهی در کارت افتاد، آن را بـگشاید. اگـر از تو نـیکی و خـوبی بـبیند، آن را فراموش نکند، اگر خواسته ای داشتی، آن را بـرآورد. هـرگاه خاموشی گزیدی، او با تو آغاز به سخن کند. اگر گرفتاری برای تـو پیش آمـد، با تو همدردی نماید. از جانب وی بـه تو رنج و گزندی نـرسد. هـنگام سختی ها تو را بی یاور نگذارد و اگـر در حـال تقسیم با هم به اختلاف برخیزید، تو را بر خود مقدم بدارد.»[۱۱]

به راسـتی، امـام مجتبی علیه السلام چه زیبا حـق مـطلب را در این جـملات بیان فرموده اند. بـیاناتی که تـمام جامعه شناسان و روان شناسان باید آن را سـرلوحه کار خـود قرار دهند. می بینیم که با توجه به این حدیث وزین و متین، برخورد پسندیده در امر دوستی نیز مـورد اقـبال قرار گرفته است. دوستی یک رابطه دوجـانبه اسـت. امام عـلیه السلام در این بـیان بـلند، به این تعادل در رابطه، بـه زیبایی اشاره نموده اند.

امام دوم شیعیان علیه السلام در کلامی زیبا و خطاب به فرزند خود، آیین دوست یابی را مطرح مـی فرمایند: «فـرزندم! با هیچ کس دوستی مکن، مگر اینـکه از رفـت و آمـد (ویژگـی های روحـی و اخلاقی و رفتاری) او آگـاه گـردی. هنگامی که دقیقا بررسی و تحقیق نمودی و معاشرت و دوستی با او را برگزیدی، آن گاه با او بر اساس گذشت و چـشم پوشی از لغـزش ها و یاری کردن در سـختی ها، همراه باش.»[۱۲]

بدین ترتیب، انسان نباید با افـراد فـاسق فـاخر دوسـت شـود، امـا وقتی با کسی بر اساس معیارهای اسلامی دوست شد و سپس از او گناه مشاهده کرد، نباید رشته رفاقت را قطع کند، بلکه در چنین موقعیتی باید با ارشاد و نصیحت، او را به راه راست فـرا خواند و اسباب دوری او از انحراف را فراهم آورد.

امام مجتبی علیه السلام پیروان خود را در یافتن و نگهداری از دوستان خوب و مفید تشویق نموده اند و از دوستی با افراد سفیه و نادان برحذر می دارند؛ چراکه انسان های سفیه و نادان به سبب نداشتن درک صـحیح نـمی توانند تصمیمات ارزشمند بگیرند و موقعیت شناس و رازدار نیستند و به خاطر نداشتن شعور کافی، گاه تمام زندگی خود را به تباهی می کشانند و سبب خروج از راه حق می شوند. امام مجتبی علیه السلامدوستی با انسان های سفیه و نادان را بـه شـدت نکوهش کرده، می فرمایند: «سفاهت و فرومایگی عبارت است از پیروی افراد پست و حقیر و همنشینی با گمراهان.»[۱۳]

آری، مصاحبت با رفیق بد باعث می شود که انسان هواداران خود را در اجـتماع از دسـت بدهد و رفته رفته خود از هـمانان گـردد. چنین فردی در جامعه جایگاهی ندارد؛ چراکه شخصیتش تحت تأثیر افراد احمق و نادان قرار گرفته و به رنگ آنان درآمده است.

در جایی دیگر، دوست صالح و شـایسته خـویش را چنین توصیف نمود: «او در چـشم مـن از همه مردم بزرگ تر بود. بالاترین صفتی که او را چنین بزرگ کرده بود این بود که دنیا در نزدش کوچک و از استبداد و سلطه جهالت به دور بود. او هرگز دست به سوی فردی دراز نمی کرد، مگر نزد کسی که مورد اعتماد بـود و نـفعی در آن نهفته بود. او شکوه و ناله نمی کرد و خشمگین نمی شد و از پا درنمی آمد. بیشتر اوقات خاموش بود و چون سخن می گفت سرآمد گویندگان بود. در رفتار عادی اش، از غایت تواضع و فروتنی جلوه ای ناتوان داشت و چون نوبت به کار مـی رسید، هـمانند شیر پرقـدرت کار را سریع انجام می داد و در محفل علما و دانشمندان به شنیدن علاقمندتر بود تا گفتن. اگر کسی در سخن گفتن بـر او غالب می شد در سکوت بر وی چیره نمی گشت. کاری را که انجام نمی داد، نمی گفت و کارهـایی را که نـگفته بـود، انجام می داد. چون دو کار پیش می آمد که نمی دانست کدام یک نزدیک تر به رضای خداست، آن را که به هوای نفس نزدیک تر بود، رهـا مـی نمود. بر کارهایی که سزاوار نبود و از وی سر می زد، احدی را ملامت و سرزنش نمی کرد.»[۱۴]

در این حدیث شریف، امـام عـلیه السلام زبـان به ستایش همنشین خود می گشایند و از بزرگ منشی و ادب برخورد او سخن به میان می آورند. در این کلام گهربار، رفتار و مـنش به دور از افراط و تفریط به نمایش نگاه ژرف انسان گذاشته شده است؛ توصیف هـمنشینی شده است که وقتی بـاید سـاکت باشد سکوت اختیار می کند (نه اینکه همواره سکوت کند) و زمانی که باید زبان بگشاید به زیبایی سخن می گوید (نه اینکه همواره بگوید و بگوید) و این همان مصاحبت نیکو است که انسان از خداوند خواستار هـدایت در آن است. انسانی که بداند در هر زمانی چه بگوید و چه کاری انجام دهد به طور قطع، از رفتارهای ناهنجار اجتماعی که او را از این راه راست دور می نماید پرهیز می کند.در حدیثی دیگر آمده است: مردی از امام حسن علیه السلام خواست که دوسـت و هـمنشین وی باشد. امام علیه السلام سه شرط را برایش مطرح نمود:

۱.از من ستایش و تعریف نکنی؛ زیرا من نسبت به خودم از تو آگاه ترم.

۲.مرا دروغگو ندانی؛ زیرا دروغگو رأی و عقیده درستی ندارد.

۳.مبادا در برابر من از کسی غـیبت کنـی.

چون آن مرد شرایط دوستی با آن حضرت را دشوار دید گفت: می خواهم از درخواست خود منصرف شوم! امام علیه السلام فرمود: هرطور که می خواهی انجام بده.[۱۵]

بنابراین، امام مجتبی علیه السلام افزون بر ویژگی های دوسـتان شـایسته، ویژگی های ناپسند دوستان ناشایست را نیز برشمرده است تا پیروانش در انتخاب دوست آزادانه و آگاهانه عمل کنند تا ضمن مصون ماندن از خطرات و آفات دوستان بد، از منابع سرشار پیوند با نیکان بـهره مند گـردند. بـرای مثال، شرط اول امام علیه السلامستایش و تـعریف نـکردن اسـت؛ چون ستایش دیگران از انسان گاه باعث به هم ریختن تعادل روح انسان می شود و انسان متکبر و مغرور شده و خودباوری کاذب به او دست می دهد. نـه اینـکه امـام علیه السلام این گونه باشند، بلکه ایشان می خواهند به مـا بـیاموزند که مراقب نفس خود باشیم؛ چراکه ما انسان ها زود دچار عجب و حیرت از خود می گردیم. و شرط دوم، همان بحث اعتماد متقابل است که بـه حـسن مـعاشرت منجر می شود و شرط سوم، رعایت حق و حقوق «سوم شخص غـایب» است که حفظ آبروی او باعث حفظ آبروی دو دوست، و توجه به آن باعث بهتر شدن در رابطه اجتماعی دوطرفه می باشد.

آداب مـعاشرت و حـفظ حـقوق همسایگی

در محیط اجتماعی انسان، افراد یا گروه هایی به طور طبیعی در تعامل بـا اوینـد. یکی از این گروه ها، همسایه و مجاوران محیط زندگی انسان می باشند. همچنان که انسان در انتخاب دوست باید دقت کند، در انتخاب مـحل سـکونت نـیز با تحقیق و تفحص نسبت به همسایگان آن مکان، باید توجه داشته باشد. چـنان که امـام عـلی علیه السلام به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام در این باره این گونه نصیحت می فرماید: «فرزندم! قبل از سـفر از حـالات هـمسفرت جست وجو کن و قبل از انتخاب محل مسکونی خویش درباره همسایه ات پرسش نما.»[۱۶] این حدیث نشان دهنده اهـمیت و تـأثیرگذاری همسایه در رشد، پرورش و رفتار و منش انسان است؛ چراکه انسان ناگزیر با همسایه در ارتباط اسـت و خـود بـه خود، خود و فرزندانش در این محیط اجتماعی در حال رشدند. این عامل تربیتی در بیانی متین از امام مجتبی عـلیه السلام مـورد توجه قرار گرفته و هنگامی که از آن حضرت در مورد شرف و بزرگواری سؤال می کنند، می فرماید: «بزرگواری و حـفظ شـرافت در این اسـت که انسان با برادران دینی خود مدارا نموده و حقوق همسایگان را حفظ کند.»[۱۷]

بنابراین، صیانت از حقوق هـمسایه و بـاانصاف و مدارا رفتار نمودن با آنان از جمله اموری است که عزت و شرف آدمی را پایدار مـی کند و افـزون مـی سازد. اصل «مدارا» همان اصلی است که باعث استحکام و دوام آداب و روابط اجتماعی شده و انسان را به مرز واقعی صـراط مـستقیم رهـنمون می کند. معمولاً افرادی که اهل مدارا و رفتار می باشند، و از کاهی کوه نمی سازند، دارای بهترین موقعیت اجـتماعی و مـتعادل ترین رفتار تعامل گرایانه می باشند.

این رویکرد پیشوایان دین به حقوق همسایه و وظایف ایمانی نسبت به همسایه بسی سنگین و تـعهدآور اسـت و آنان خود نسبت به این امر حساس بودند و حقوق انسان ها را به طور کلی و حـقوق هـمسایگان را به طور خاص از همه چیز مهم تر مـی شمردند و بـه رعـایت و ادای آنها پایبندی داشتند.

داشتن روحیه نشاط اجـتماعی و نـقش آن در تحکیم روابط اجتماعی

همان گونه که می دانیم، روح و جسم انسان از یکدیگر تأثیر می پذیرند. داشتن جـسم سـالم باعث داشتن روح سالم است و نـیز داشـتن روح سالم و روانـی آرام بـاعث داشـتن جسم سالم می باشد. گاهی انسان آن قدر بـه بعد روحانی خود می پردازد که از جسم خود غافل می گردد و بعکس، گاه آن قدر بـه پرورش جـسم خود مشغول می گردد که روح خود را مریض و بـیمار می سازد. عدم تعادل در تـوجه بـه هر کدام از این ابعاد، پدیدآورنده مـشکلات و دردسـرهایی برای انسان است. برخی می اندیشند اسلام فقط به بعد روحی انسان توجه نـموده و هـیچ آموزه ای در رابطه با جسم، اعـم از خـوردن، آشـامیدن، ورزش و…، ندارد. در حـالی که بـا نگاهی نه چندان عـمیق بـه اسلام و آموزه های قرآنی، درمی یابیم اسلام به بعد جسمانی توجه بسیاری نموده و راهنمایی های بسیار دقـیقی در این بـاب مطرح فرموده است. اسلام به انـسان تـذکر داده که در هیچ کدام از این دو بـعد (روحـی و جـسمی) افراط و تفریط ننموده و از نـشاط و شادمانی خود را محروم نسازد. افرادی که دارای روحیه نشاط می باشند افرادی سالم و جذاب هستند و در اجتماع نیز پرطـرفدار و قـابل اعتماد در روابط دوستانه می باشند.

امام حـسن مـجتبی عـلیه السلام در کلامـی، ویژگـی انسان مؤمن را چـنین بـیان می فرمایند: «از ویژگی های انسان های باایمان این است که در مسیر هدایت پرنشاط و شاد هستند و در عین حال، از پیروی شهوات نفسانی خودداری مـی کنند.»[۱۸]

البـته عـلاوه بر رهنمودهای امام مجتبی علیه السلام، در سیره ایشـان نـیز عـلاقه بـه ورزش و تـفریحات و تـوجه به سرگرمی های نشاط آور از لابه لای احادیث مشاهده می شود. آری، آن حضرت ضمن پرورش روحیه معنوی خویش، از ورزش و شرکت در تفریحات اجتماعی غافل نبودند.

عاصم بن ضمر می گوید: روزی به همراه حسن بن علی علیه السلام بـرای گردش و تفریح به ساحل فرات رفته بودیم. عصر آن روز در حالی که روزه بودیم آب صاف و زلال فرات روی سنگ ها و شن ها موج می زد و تمام اشیای داخل آب در مقابل چشمان ما خودنمایی می کردند. حسن بن علی علیه السلامگفت: اگر لبـاس شـنا داشتم داخل آب می شدم و آب تنی می کردم. گفتم: من دارم و آن را در اختیار شما می گذارم. فرمود: پس خودت چه می پوشی؟ گفتم: من همین طور به داخل آب می روم. فرمود: این همان کاری است که من اصلاً آن را دوست نـدارم و خـوشم نمی آید. از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: در داخل آب موجودات زنده ای است که باید از آنها شرم کنید و به احترام آنان بدون پوشش مناسب به داخل آب نـروید.[۱۹]

تـحیت و تشکر و نقش آن در تحکیم روابط اجـتماعی

سـنت قدردانی به قدری اهمیت دارد که یکی از ویژگی های پروردگار متعال، «شکور» می باشد: «إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکورٌ» (شوری: ۲۳)؛ همانا خداوند آمرزنده قدرشناس است. و «إِنَّ هَذَا کانَ لَکمْ جـَزَاء وَکانَ سَعْیکم مَشْکورا» (انسان: ۲۲ ) هـمانا این پاداشـی برای شماست و از تلاش شما سپاس گزاری شده است.

خداوند در تربیت انسان، از او می خواهد که اهل شکر و تشکر باشد و «ناسپاس» و «کفور» بار نیاید؛ هم پروردگار متعال را شکر کند و هم در اجتماع و رفتارهای اجتماعی، در برخورد بـا مـردم اهل سپاس و تحیت باشد. خداوند در قرآن به این مطلب اشاره می فرماید: «وَإِذَا حُییتُم بِتَحِیهٍ فَحَیواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا »(نساء: ۸۶ )؛ و هنگامی که به شما درودی گفته شد، سپس به درودی بهتر از آن یا همان را پاسخ دهید.

بـنابراین، انـسان از جانب پروردگـار سفارش به «تحیت احسن» گردیده است. این روش پسندیده در کلام و سیره اجتماعی امام حسن مجتبی علیه السلام این امام «عدل محور» و «عدل گرا» نـیز مشاهده می گردد. روش شایسته امام علیه السلام در «تحیت احسن» به یکی از کنیزانش را چنین روایت مـی کنند: انـس بن مـالک می گوید: یکی از کنیزان امام مجتبی علیه السلام دسته گلی را به آن حضرت هدیه کرد. حضرت آن دسته گل را با کمال میل پذیرفـت و بـه او فرمود: تو را در راه خدا آزاد نمودم. سپس از این پاسخ زیبا بعضی گفتند: در برابر یک دسته گل، آزادی او یعـنی چه؟! حـضرت فـرمود: «خداوند این گونه ما را تربیت نموده است؛ زیرا فرموده: آن گاه که برای احترام به شما، هدیه دادند و یا تـهنیت فرستادند، شما با وضع بهتری پاسخگوی تهنیت آنان باشید سپس فرمود: برتر از هـدیه او، آزادی و رهایی وی بود.»[۲۰] بدین تـرتیب، امـام مجتبی علیه السلام از کنیز به سبب آن دسته گل چنین تشکر نمود تا هم از این طریق او را به انجام دادن عمل نیک ترغیب نماید و هم به او و رهروانش بیاموزد که باید به بهترین وجه ممکن در مقابل عـمل نیک به پاسخ گویی و عکس العمل شایسته تر پرداخت (لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق(.

مشورت و روحیه جمع گرایی

»شور«، »مشورت»، «مشاوره » و «شورا» به معنای رایزنی و بهره گیری از اندیشه و نظر دیگران می باشد که در اسلام و در منطق عملی پیشوایان حق از اهمیتی بسیار بـرخوردار اسـت و به عنوان عملی رشددهنده و پرفایده مطرح شده است و این با مفهوم واژه «شورا» سازگار است؛ چراکه «شورا» در اصل از «شارَ العَمَل» گرفته شده است که به معنای بیرون آوردن عسل از کندو و عسل استخراج شده است.[۲۱]

هـمچنان که اسـتخراج عسل ناب از کندو پرفایده است، نتیجه مشورت نیز، رسیدن به بهترین راهکار و ناب ترین طرح در یک امر است. امام مجتبی علیه السلام در امور مختلف مشورت می کرد و آموزه های کلامی و رفتاری آن حضرت در مشورت مـصداق آیه شـریفه «وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکلْ عَلَی اللّهِ» (آل عمران: ۱۵۹) می باشد، به گونه ای که نوشته اند: روزی معاویه بن خدیج به عنوان خواستگار به منزل آن حضرت آمد و امام علیه السلام در ضمن مذاکرات به وی چنین فـرمود: «مـا دخـتران خود را بدون نظرخواهی و مشورت بـا خـودشان، شـوهر نمی دهیم و در امر ازدواج آنان اقدام نمی کنیم.»[۲۲]

یعنی این گونه نیست که پدری بدون مشاوره با دختر خود، او را به ازدواج پسری درآورد. این مسئله بسیار مهم است که در محیط اجـتماعی کوچـکی هـمچون خانواده بسیار حایز اهمیت و توجه است. روابط اجـتماعی در اینـ محیط به گونه ای باید باشد که نظر تک تک افراد خانواده برای سایرین مهم باشد و در مسئله مهمی همچون ازدواج اهمیت مشاوره بـیشتر نـمود مـی کند. چه بسا دیده شده پدرانی بدون رضایت دختران، آنان را به ازدواج فـردی درآورده و از عاقبت کرده خود نادم و پشیمان گشته اند و بعکس، دخترانی که بدون مشاوره با پدر و مادر و استفاده از تجربه و نظر آنان، تن به ازدواجـی خـودخواهانه داده و در نـتیجه، در مواردی تبعات شوم این تصمیم را متحمل شده اند.

سلامت تصمیم گیری ها در گرو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *