تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نفوذی‌ها و نفوذپذیرها در تاریخ اسلام، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نفوذی‌ها و نفوذپذیرها در تاریخ اسلام شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نفوذی‌ها و نفوذپذیرها در تاریخ اسلام:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نفوذی‌ها و نفوذپذیرها در تاریخ اسلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نفوذی‌ها و نفوذپذیرها در تاریخ اسلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نفوذی‌ها و نفوذپذیرها در تاریخ اسلام را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نفوذی‌ها و نفوذپذیرها در تاریخ اسلام :

. پیامبر(ص) مسجدی که بنابود پایگاه نفوذ شود را آتش زد و زباله دانی کرد

شخصی بود به نام «ابوعامر» که قبل از هجرت رسول گرامی اسلام(ص) در مدین منوره برای خودش مریدانی داشت. او برای خودش راهب و زاهدی بود و در امور معنوی یکی از سرآمدهای مردم مدینه بود. با آمدن پیامبر گرامی اسلام(ص) و طلوع نور مقدس شان در مدینه، کار ایشان از رونق افتاد. ایشان به پیامبر اکرم(ص) ایمان نیاورد، بلکه به مشرکین پیوست و حتی از آنها درخواست کرد به پیامبر گرامی اسلام(ص) و به مردم مدینه و مسلمانان حمله کنند. گفته می شود که در یکی از جنگ ها(جنگ احد) بخشی از نقشه های جنگی دشمن، کار ایشان بود.(تفسیر نمونه و المیزان/ذیل آی سور توبه)

ابوعامر، بعدها گفت من می روم به رومیان می پیوندم. حالا اینکه او موفق شد با رومیان تماس برقرار کند یا نه، به هرحال از آنجا نامه ای به منافقین مدینه نوشت که «من با لشکری از رومیان خواهم آمد و کار پیامبر را یکسره خواهم کرد. تا وقتی من بیایم، شما پایگاهی در مدینه برای من درست کنید.» رفقای او می خواستند یک پایگاه نفوذی درست کنند، اما نمی شد معبد و جایگاه دیگری از این قبیل، برایش بسازند، لذا مسجدی ساختند و برای اینکه وجاهت این مسجد را حفظ کنند تا رئیس شان-ابوعامر- بیاید، از رسول خدا(ص) خواستند که شما به این مسجد تشریف بیاورید و این مسجد را به وجود خودتان متبرک کنید. حضرت که در مسیر یکی از غزوات بودند، فرمودند: وقتی برگردم به سراغ مسجد شما خواهم آمد.

وقتی پیامبر(ص) به مدینه برگشتند، آیه نازل شد که پیامبر من! این مسجد هیچ چیزی جز ضرر ندارد، که نامش مسجد «ضرار» شد- هیچگاه در آن نماز نخوان. (وَ الَّذِینَ اتخَّذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا. ..؛ توبه/) رسول خدا(ص) به عمار یاسر و برخی دیگر دستور دادند، بروید این مسجدی که می خواهد پایگاه نفوذ دشمنان دین شود را آتش بزنید و آن را خراب کنید. لذا مسجد را آتش زدند و خراب کردند و بنا شد آنجا زباله دانی مردم مدینه شود. (تفسیر نمونه و المیزان/ذیل آی سور توبه)

رسول خدا(ص) با این قدرت، شاید جلوی اولین عملیات نفوذ را گرفتند. آنها می خواستند با «جریان های به ظاهر معنوی» نفوذ کنند، اما رسول خدا(ص) جلوگیری کردند.

بالاتر از موضوع نفوذ، باید به «نفوذپذیران» توجه کنیم

قص نفوذ در تاریخ اسلام قص بسیار پُر پیچ و تابی است. نه تنها موضوع نفوذ، بلکه از آن بالاتر، موضوع دیگری که باید به آن خیلی توجه کنیم «نفوذپذیران» هستند؛ یعنی کسانی که نفوذ روی آنها تأثیر دارد. در مسیر تاریخ نورانی پیامبر گرامی اسلام(ص) نام یک «نفوذپذیر» به نام «عبدالله بن اُبَی» دیده می شود که البته بعضی ها هم گفته اند که اصلاً او خودش نفوذی بوده است. اما بالاخره او یکی از منافقین بود.

. عبدالله بن اُبی می خواست دوقطبی مهاجر و انصار ایجاد کند

نفاق عبدالله بن اُبی، چه وقت خیلی دیده شد؟ در جریان جنگ احد، وقتی که سپاه اسلام در مضیقه قرار گرفت، او حدود نفر از مسلمانان را که در دفاع از پیامبر(ص) مشارکت داشتند، به عقب کشید. این یک مورد از خیانت های او بود.

اما جایی که دربار او سوره ای-به نام سور منافقون- نازل شد، آنجایی بود که در مسیر یکی از غزوات(غزو بنی مصطلق) او می خواست «دوقطبی» در جامعه ایجاد کند؛ دوقطبی مهاجر و انصار-البته دوقطبی به اصطلاح امروزِ ما- او می گفت: وقتی به مدینه برگردیم من این دوقطبی را راه می اندازم و مهاجرین را از مدینه بیرون می کنم(لَئنِ رَّجَعْنَا إِلی الْمَدِینَهِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنهْا الْأَذَل؛ منافقون/)

سَمَّاعُونَ لَهُمْ، عبارت کلیدی قرآن برای نفوذپذیرهاست

یکی از آیات قرآن که به این قبیل افراد اشاره می کند-که خوب است این به عنوان یک کلیدواژه یادمان باشد- این است که خداوند متعال می فرماید: «وَ فیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ»(توبه/) یعنی در میان شما کسانی هستند که «سمّاعون لهم» هستند، یعنی کسانی که «حرف های آنها را خیلی شنونده هستند» و در همین آیه هست که اینها موجب فتنه می شوند(وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَه) یکی از این فتنه گرها همین آقای عبدالله بن ابی است.

اولین «قهر نبوی» در برخورد با دوقطبی سازی عبدالله بن ابی بود

وقتی آن صحبت های عبدالله بن ابی-دربار ایجاد دوقطبی مهاجر و انصار- به رسول خدا(ص) رسید، در ابتدا رسول خدا(ص) نمی خواستند بپذیرند. این مطلب را از جوانی به نام «زید بن ارقم» شنیدند. رسول خدا(ص) به او فرمودند: زید بن ارقم! شاید تو اشتباه شنیده ای. گفت: نه آقا، من خودم شنیدم که عبدالله بن ابی، در جمع مریدانش ایستاد و گفت: وقتی که ما به مدینه برگردیم مهاجرین را بیرون می کنیم. رسول خدا(ص) اول با این موضوع خیلی بزرگوارانه برخورد می کردند، تا اینکه بالاخره مسأله برای ایشان ثابت شد.(تفسیر قمی/ / )

در تاریخ آورده اند که پیامبر(ص) بعد از مطلع شدن از این مسأله، یک روز کامل-شاید تا سحر فردای آن روز- با مردم حرف نزدند.(فَسَارَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْمَهُ کُلَّهُ لَا یُکَلِّمُهُ أَحَدٌ؛ تفسیر قمی/ /) قهر نبوی خودش را آنجا نشان داد.

تاریخ اسلام معمولاً غیرسیاسی به ما منتقل شده است/ رسماً گفته می شود درمنابر سیاسی صحبت نکنید!

جوان ها یادشان باشد تاریخ اسلام معمولاً غیرسیاسی به ما منتقل شده است. قطعات سیاسی تاریخ اسلام-که جزء مصرحات تاریخی هم هست- معمولاً وقتی که بیان می شود، هیچ کس از آن خبر ندارد. لذا حضرت امام(ره) باید بفرمایند که سیاست شغل انبیاست، و همه تعجب کنند! رسماً به عالمان دینی و موعظه کنندگان گفته می شود که «سیاسی صحبت نکنید!» خُب یک دفعه بگویید که «دیگر از اسلام صحبت نکنید!»

بسیاری از نکات سیاسی در تاریخ اسلام هست که به خوبی بیان نشده است. و من نمی دانم که وقتی که می خواهند یک دور ابتدایی آموزش تاریخ اسلام بدهند، چرا قسمت های سیاسی اش را حذف می کنند و می گویند؟ انگار قسمت های سیاسی، فرعیات ماجرا است!

اولین اقدام پیامبر(ص) بعد از پیمان عقب دوم کاملاً سیاسی بود، نه اخلاقی و نه اعتقادی

اولین کاری که پیامبر گرامی اسلام(ص) بعد از پیمان عقب دوم انجام دادند، چه بود؟ در پیمان عقب دوم هفتاد و چند نفر از مسلمانان مدینه آمده بودند که با رسول خدا(ص) بیعت ببندند، نه اینکه مسلمان بشوند. آنها آمده بودند با پیامبر(ص) بیعت ببندند که «ما از تو دفاع خواهیم کرد»حالا بماند که این بیعت پنج مادّه داشت و هم این موادش هم سیاسی بود. این بیعت هم مخفیانه بود. «عقبه» هم مکانی بود که بین منا و مکه واقع شده و از خانه های مربوط به عبدالمطلب و ابوطالب بود. (وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ نَازِلًا فِی دَارِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ حَمْزَهُ وَ عَلِیٌّ وَ الْعَبَّاسُ مَعَهُ فَجَاءَهُ سَبْعُونَ رَجُلًا مِنَ الْأَوْسِ وَ الْخَزْرَجِ فَدَخَلُوا الدَّارَ…؛ اعلام الوری/) (فَقُلْنَا: یَا رَسُولَ اللَّهِ! عَلَی مَا نُبَایِعُکَ؟ فَقَالَ: بَایَعُونِی عَلَی السَّمْعِ وَ الطَّاعَهَ فِی النَّشَاطِ وَ الْکَسَلَ، وَ عَلَی النَّفَقَهِ فِی الْعُسْرِ وَ الْیُسْرِ، وَ عَلَی الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ، وَ عَلَی أَنَّ تَقُولُوا فِی اللَّهِ لَا تَأْخُذْکُمْ فِیهِ لَوْمَهُ لَائِمٍ، وَ عَلَی أَنَّ تَنْصُرُونِی إذَا قَدِمْتَ عَلَیْکُمْ یَثْرِبَ تَمْنَعُونِی مِمَّا تَمْنَعُونَ مِنْهُ أَنْفُسَکُمْ وَ أَزْوََاجُکُمْ وَ أَبْنََاءَکُمْ وَ لَکُمْ الْجَنَّهَ؛ دلائل النبوه//)

اولین کاری که پیامبر(ص) در آن جلسه انجام دادند چه بود؟ آیا سفارش به اخلاق کردند؟ آیا بحث اعتقادی کردند؟ آنجا تازه اولین جامع کوچک هم پیمان با رسول خدا درست شده که وقتی رسول خدا(ص) به طائف هم رفته بودند، نتوانستند چنین جامعه ای درست کنند.

ایشان در ایام حج، از اقوام مختلف-مثل قوم ربیعه و دیگران- درخواست می کردند و حتی بعضاً به ایشان می فرمودند که من با عقائد شما هم کاری ندارم، و با اینکه رفتار دینی داشته باشید یا نه، کاری ندارم، شما فقط بیایید پیمان ببندید و از من دفاع کنید. و این کاملاً یک حرکت سیاسی بود.

برخی این قدر کلم «سیاسی» را زشت و خراب کرده اند، که آدم باید بگوید: «عذر می خواهم! پیامبر اکرم(ص) حرکت سیاسی انجام دادند…» درحالی که سیاست اصل شغل انبیاست و دیگران که آمده اند جای آنها را اشغال کنند، بیخود کرده اند که در این صحنه آمده اند.

اولین اقدام پیامبر(ص) بعد از پیمان عقبه، تعیین رئیس برای اقوام مدینه بود!

رسول گرامی اسلام(ص) بعد از پیمان عقب دوم اولین کاری که کردند این بود که فرمودند: من الان باید برای اقوام شما در مدینه رئیس تعیین کنم! ایشان فرمودند: حالا شما تعیین می کنید یا من تعیین کنم؟ گفتند: یا رسول الله، شما تعیین کنید. حضرت فرمودند: من از جبرئیل امین اسامی را می گیرم.و بعد پیامبر(ص) فرمودند: کسی هم ناراحت نشود، اگر یک وقت به او پُستی ندادیم. (فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: أَخْرِجُوا إِلَیَّ مِنْکُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً یَکْفُلُونَ عَلَیْکُمْ بِذَلِکَکَمَا أَخَذَ مُوسَی مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً فَقَالُوا اخْتَرْ مَنْ شِئْتَ، فَأَشَارَ جَبْرَئِیلُ ع إِلَیْهِمْ فَقَالَ هَذَا نَقِیبٌ وَ هَذَا نَقِیب؛ اعلام الوری/) (و لا یجدن أحد منکم فی نفسه أن یؤخذ غیره فإنما یختار لی جبرئیل؛ طبقات الکبری//)

[شاید کسی بگوید:] یا رسول الله! حالا شما به مدینه تشریف بیاورید تا بعد دربار این مسائل تصمیم گیری کنید! آنها که مشکل ریاست نداشتند. آنها بالاخره تاکنون عمری برای خودشان رئیس داشته اند و زندگی می کردند. تازه آنها که هنوز، همه شان مسلمان نشده اند! حالا شما تشریف بیاورید، فعلاً یک مدت کار فرهنگی انجام دهید و کار اخلاقی کنید! شما دارید از همین اول کار، رئیس تعیین می کنید؛ و موضوع هم این قدر جدی است که جبرئیل امین، اسم این رؤسا را می آورد(اخْتَارَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ أُمَّتِهِ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً أَشَارَ إِلَیْهِمْ جَبْرَئِیلُ وَ أَمَرَهُ بِاخْتِیَارِهِمْ کَعِدَّهِ نُقَبَاءِ مُوسَی ع تِسْعَهٌ مِنَ الْخَزْرَجِ وَ ثَلَاثَهٌ مِنَ الْأَوْس؛ خصال//)

آن وقت بنده هرکجا این موضوع را مطرح می کنم، می بینم کسی خبر ندارد! نمی دانم برنامه ریزان آموزشی و تعلیم و تربیتی ما بر اساس چه تفکری این محتواهایی که باید منتقل کنند را تنظیم می کنند؟ که برخی از این نکات که نکات اولی تاریخ اسلام است- مثلاً همین که اولین اقدام رسول خدا(ص) برای مردم مدینه چه بوده است؟ – منتقل نشده است.

برخورد پیامبر با تفرقه سازی و دوقطبی سازی «عبدالله بن اُبی»

شما دیدید که رسول گرامی اسلام(ص) با آن مسجد ضرار چگونه برخورد کردند؟ حالا ببینید ایشان در ماجرای عبدالله بن اُبی، چگونه برخورد کردند؟ یک نفر بلند شده و تفرقه افکنانه حرف زده است و باعث شده که رسول خدا(ص) آن قدر قهرش گرفته است که کل جامع خودش(کسانی که پای رکاب شان بودند) را در واقع توبیخ کردند. ظلّ آفتاب که باید استراحت می کردند، حرکت را آغاز کردند. پیامبر(ص) فرمودند: حرکت می کنیم! یک نفر آمد گفت: یا رسول الله، الان که موقع استراحت است، در این ظلّ آفتاب چطور حرکت کنیم؟ حضرت فرمود: مگر ندیدید که آن آقا چه گفت؟! و بعد هم در طول راه، دیگر با کسی سخن نگفتند. و وقتی برای نماز صبح به جایی که استراحت کنند، رسیدند، همه خودشان را-از خستگی- روی زمین انداختند و بدون اینکه جا و بستری برای خودشان تعیین کنند، همه روی زمین خوابیدند. (فَقَالُوا- مَا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِیَرْحَلَ فِی مِثْلِ هَذَا الْوَقْتِ- فَرَحَلَ النَّاسُ وَ لَحِقَهُ سَعْدُ بْنُ عُبَادَهَ فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ! فَقَالَ وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ! فَقَالَ مَا کُنْتَ لِتَرْحَلَ فِی هَذَا الْوَقْتِ فَقَالَ أَ وَ مَا سَمِعْتَ قَوْلًا قَالَ صَاحِبُکُمْ؟…فَسَارَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْمَهُ کُلَّهُ لَا یُکَلِّمُهُ أَحَدٌ؛ تفسیر قمی//)

عبدالله بن اُبی شاید اولین کسی بود که می خواست دوقطبی ایجاد کند. و این داستان نفوذپذیران و نفوذی ها در زمان خلفا هم ادامه پیدا کرد.

. «کعب» و «ابوهریره» یهودی هایی که مشاور خلفا شدند؛ امان از این مشاورین!/ «نفوذی ها» همیشه در دستگاه خلافت بوده اند

شخصی به نام کعب، شخص دیگری هم به نام ابوهریره-که شاگردش بود- یهودی هایی بودند که می آمدند و مشاور خلفا می شدند، امان از این مشاورین! یکی از خلفا از کعب پرسید: بعد از خودم نگران هستم که چه کسی را تعیین کنم! آیا علی(ع) را به عنوان خلیفه تعیین کنم؟ کعب در دستگاه اسلام در واقع یک «نفوذی» بود. او «اسرائیلیات» را آورده بود که اضافه کند(کان یحدِّثهم عن الکتب الإسرائیلیه؛ سیر أعلام النبلاء// ) و خدا می داند چه کارهایی کرده است؟ کعب در مقام مشورت گفت: نه علی بن ابیطالب(ع) برای حکومت خوب نیست؛ او در راه دین سخت گیر است.(فَقَالَ أَمَّا مِنْ طَرِیقِ الرَّأْیِ فَإِنَّهُ لَا یَصْلُحُ أَنَّهُ رَجُلٌ مَتِینٌ الدِّینِ لاَ یُغْضِی عَلَی عَوْرَهٍ وَ لَا یَحْلُمُ عَنْ زَلَّهً وَ لَا یَعْمَلُ بِاجْتِهَادِ رَأْیُهُ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید//)

همیشه در دستگاه خلافت کسانی بودند که «نفوذی» بودند و تأثیرات خودشان را هم گذاشتند. خوب است نفوذی های دستگاه یزید را هم بشناسید. اولاً خودِ یزید، تربیت شد مدرسه ها و مکتب های غیر مسلمانان در شام است. یکی از دایی های یزید هم غیر مسلمان است.

. فاجع کربلا به مشورت یک غیرمسلمان نفوذی در دستگاه یزید، شکل گرفت

یزید مشاور غیرمسلمانی دارد که وقتی خبر قیام اباعبدالله الحسین(ع) را شنید، به آن مشاور غیرمسلمان خود گفت: چه کنم؟ او به یزید پیشنهاد داد و گفت: دست خط بابای تو معاویه پیش من است، عبیدالله بن زیاد را بفرست و او را رئیس کوفه قرار بده. یعنی این فرد-که نامش «سَرْجُون» بود- در واقع مشاور ارشد سیاسی یزید بود، و الا دست خط معاویه پیش او چه کار می کرد؟ و چرا معاویه این رازهای خود را با او درمیان می گذاشته؟ به هرحال، به مشورت یک غیرمسلمان نفوذی در دستگاه یزید، فاجع کربلا شکل گرفت. (فَلَمَّا وَصَلَتِ الْکُتُبُ إِلَی یَزِیدَ دَعَا سَرْجُونَ مَوْلَی مُعَاوِیَهَ…فَقَالَ لَهُ سَرْجُونُ أَ رَأَیْتَ مُعَاوِیَهَ لَوْ نُشِرَ لَکَ حَیّاً أَ مَا کُنْتَ آخِذاً بِرَأْیِهِ؟ قَالَ نَعَمْ قَالَ: فَأَخْرَجَ سَرْجُونُ عَهْدَ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ زِیَادٍ عَلَی الْکُوفَهِ وَ قَالَ هَذَا رَأْیُ مُعَاوِیَهَ مَاتَ وَ قَدْ أَمَرَ بِهَذَا الْکِتَابِ؛ ارشاد مفید//)

اینها چیزهایی است که در تاریخ درز پیدا کرده است. حالا اینکه چه مسائل پشت پرد دیگری بوده که لو نرفته؟، ما نمی دانیم. و شما انتظار نداشته باشید که جزئیات مسائل نفوذی ها را بشود در تاریخ ثبت کرد. مسأل «نفوذی ها» همان طور که از اسمش معلوم است، یک چیز پنهانی است.

. در زمان علی(ع) نفوذی پیدا نمی کنیم اما نفوذپذیر چرا!/ یکی از اقدامات شوم اشعث، دوقطبی سازی در جامع کوفه بود

در زمان أمیرالمؤمنین علی(ع)، طبیعتاً ما به این سادگی نمی توانیم «نفوذی» پیدا کنیم، بلکه اصلاً نمی توانیم پیدا کنیم، اما نفوذپذیر چرا! از آن افرادی که «سمّاعون لهم» بودند چرا!

بعضی ها گفته اند: کسی مثل اشعث، اساساً یک نفوذی بوده است. خیلی ها هم می گویند: قدر متیقن، اشعث یک نفوذپذیر بوده است. اتفاقاً یکی از اقدامات شوم اشعث دوقطبی سازی در جامع کوفه بود. اشعث این دوقطبی سازی را از واقعه صفین شروع کرد، و اشعث نقش داشت در اینکه خوارج شکل بگیرند. البته خودش جزء خوارج نبود، بلکه با خوارج دشمنی هم می کرد، اما خودش در اینکه فتن خوارج شکل بگیرد، نقش داشت. (فَلَمَّا مَرَّ بِهِمُ الْأَشْعَثُ، فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ، قَالَ فِتْیَانٌ مِنْهُمْ: لَا حُکْمَ إِلَّا لِلَّهِ؛ وقعه الصفین/)

روحیات اشعث را بشناسید؛ خیلی قابل تأمل است. اصلاً یک کتاب مفصل در تاریخ، فقط باید برای اشعث نوشته شود. امام صادق(ع) می فرماید: تا وقتی که دشمنان قرآن و کافران به قرآن را نشناسیم، قرآن را نمی شود فهمید و شناخت. (وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ لَنْ تَعْرِفُوا الرُّشْدَ حَتَّی تَعْرِفُوا الَّذِی تَرَکَهُ وَ لَمْ تَأْخُذُوا بِمِیثَاقِ الْکِتَابِ حَتَّی تَعْرِفُوا الَّذِی نَقَضَهُ وَ لَنْ تَمَسَّکُوا بِهِ حَتَّی تَعْرِفُوا الَّذِی نَبَذَهُ… کافی//)

پیام معاویه به اشعث: ما در میان اصحاب علی(ع) فقط تو را قبول داریم!

معاویه توسط برادرش، اشعث را در میان اصحاب امیرالمؤمنین(ع) صدا زد. اشعث تا صدای او را شنید، گفت: خُب او آدم محترمی است؛ من نمی توانم به او نه بگویم! جلوتر رفت و گفت: بگو چه می گویی؟ برادر معاویه هم پیغام ها را از طرف معاویه به اشعث رساند.

یکی از حرف هایی که او گفت و دل اشعث را برد-البته شاید هم دلش از قبل رفته بود- این بود که گفت: معاویه خبر داده که ما در میان اصحاب علی بن ابیطالب(ع) فقط تو را قبول داریم! اشعث باید همانجا سرش را به سنگ می زد و می مرد؛ ولی خوشحال شد! آخرش گفت: «حالا من ببینم چه می کنم؟ این پیشنهاد بدی نیست که جلوی خون ریزی ها گرفته شود».

مشهور شده که «قرآن های سرِ نیزه» عامل فریب مردم شد، اما مردم تا لیدرهای خراب نداشته باشند فریب نمی خورند

مشهور شده است که «قرآن سرِ نیزه کردن» عامل این شد که مردم فریب بخورند. مردم تا لیدرهای خراب نداشته باشند فریب نمی خورند. بعضی از حرف های مشهوری که گفته می شود، البته بد نیست و خوب است، اما باید در تاریخ اسلام بیشتر دقت کنیم، تاریخ مان دارد جلو می رود!

اگر اشعث آن شب برنگشته بود و سپاه أمیرالمؤمنین(ع) را از ادام جنگ، پشیمان نکرده بود و آن فتنه را ایجاد نکرده بود، معاویه فردا صبح، قرآن سرِ نیزه نمی کرد. آن شب وقتی خبر سخنرانی اشعث به معاویه رسید، معاویه گفت: «تمام شد! فردا قرآن ها را سرِ نیزه کنید!» قرآن ها را سرِ نیزه کردن، در واقع شلیک نهایی بود.

(قَامَ الْأَشْعَثُ بْنُ قَیْسٍ الْکِنْدِیُّ لَیْلَهَ الْهَرِیرِ فِی أَصْحَابِهِ مِنْ کِنْدَهَ فَقَالَ… فَانْطَلَقَتْ عُیُونُ مُعَاوِیَهَ إِلَیْهِ بِخُطْبَهِ الْأَشْعَثِ فَقَالَ: أَصَابَ وَ رَبِّ الْکَعْبَهِ لَئِنْ نَحْنُ الْتَقَیْنَا غَداً لَتَمِیلَنَّ الرُّومُ عَلَی ذَرَارِیِّنَا وَ نِسَائِنَا وَ لَتَمِیلَنَأَهْلُ فَارِسَ عَلَی نِسَاءِ أَهْلِ الْعِرَاقِ وَ ذَرَارِیِّهِمْ وَ إِنَّمَا یُبْصِرُ هَذَا ذَوُو الْأَحْلَامِ وَ النُّهَی ارْبِطُوا الْمَصَاحِفَ عَلَی أَطْرَافِ الْقَنَا؛ وقعه الصفین/) (بَدَرَ مِنَ الْأَشْعَثِ بْنِ قَیْسٍ لَیْلَهَ الْهَرِیرِ قَوْلٌ نَقَلَهُ النَّاقِلُونَ إِلَی مُعَاوِیَهَ فَاغْتَنَمَهُ وَ بَنَا عَلَیْهِ تَدْبِیرَهُ تَوَاقَفْنَا غَداً إِنَّهُ لَفَنَاءُ الْعَرَبِ وَ ضَیْعَهُ الْحُرُمَاتِ أَوْ قَالَ نَحْوَ ذَلِکَ مِمَّا یَخْذُلُهُمْ عَنِ الْقِتَالِ فَلَمَّا بَلَغَ ذَلِکَ مُعَاوِیَهَ قَالَ أَصَابَ وَ رَبِّ الْکَعْبَهِ فَدَبَّرَ تِلْکَ اللَّیْلَهَ مَا دَبَّرَ مِنْ رَفْعِ الْمَصَاحِفِ عَلَی الرِّمَاحِ فَأَقْبَلُوا بِالْمَصَاحِفِ یُنَادُونَ کِتَابُ اللَّهِ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُ؛ بحارالانوار//)

اشعث فتن خوارج را راه انداخت! ولی خودش در جنگ نهروان به علی(ع) کمک نکرد!

همین اشعث که دلش آن طرف است، آمد و خوارج را تحریک کرد. یکی از مواردش را در اینجا عرض می کنم. شش هزار نفر جدا شدند و گفتند: یا علی بن ابیطالب، شما اشتباه کردید! آقا فرمود: خُب شما خودتان تحمیل کردید! آنها گفتند: نه باید استغفار کنی، ما اشتباه کردیم. در نقلی هست که امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «أَنَا أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ» من از هر گناهی استغفار می کنم-ایشان که همیشه استغفار می کردند- لذا این شش هزار نفر به کوفه برگشتند.

اشعث این داستان را شنید و گفت: یا علی! شما از چه چیزی استغفار کردی؟ ابن ابی الحدید می گوید هر فتنه ای در حکومت أمیرالمؤمنین علی(ع) بود پای اشعث در میان بود. (کُلُّ فَسَادٍ کَانَ فِی خِلَافَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ کُلُّ اضْطِرَابٍ حَدَثَ فَأَصْلُهُ الْأَشْعَثُ؛ شرح ابن ابی الحدید//) بالاخره اشعث یک کاری کرد که أمیرالمؤمنین علی(ع) توضیح دادند: نه، من از پذیرفتن حکمیت استغفار نکردم، من کلی استغفار کردم. و بعد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *