تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟ با 56 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟ به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟ با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟ تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟ را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چه کسانی امام حسین (ع) را یاری نکردند؟ :

از منظر جریان شناسی تاریخی، می توان طیف ها و افراد مختلف زمانه ی سیدالشهدا علیه السلام را در سه جریان کلی مورد بررسی قرار داد:

جریان اول

جریان سیدالشهدا علیه السلام شامل خود ایشان و یارانی می شد که در صحرای کربلا به همراه ایشان به شهادت رسیدند؛ افرادی که مبانی بنیادین و مبانی معرفتی خوبی داشتند و مسائل اسلامی را در دوره ی خود به خوبی درک کرده بودند. این جمع چون با استدلال و اندیشه ی صحیح به مسئله ی امامت پی برده بودند، دیگر در هر مسئله ای با امام حسین علیه السلام بحث وجدل نمی کردند و نگاه او را کامل ترین نگاه نسبت به همه ی مسائل و نسبت به همه ی رجال آن عصر می دانستند، زیرا نگاهشان به مسئله ی امامت این بود که امام، معصوم از هرگونه خطا و اشتباه است، بی هوا و مؤمن راستین است، سخنش سخن خداست و در عین حال دشمن شناسی قوی و مسلط به مسائل روز و خلاصه حجت است.

در عین حال که نگاه و مبانی این افراد سالم بود، آن ها عمل صالح و سالم هم داشتند. چون دید و نگاه سالم به تنهایی انسان را حفظ نمی کند. چه بسیار افرادی که در روز عاشورا به حقانیت امام حسین علیه السلام ایمان داشتند، ولی چون شکم هایشان از حرام پر بود، از قاتلان ایشان شدند. اما این افراد، هم نگاه و مبانی سالم داشتند، و هم عمل صالح.

جریان دوم

جریان دوم، جریان اموی به رهبری یزید بود که اساس آن برپایه ی ظلم و فساد استوار بود. باطل بودن جریانی مثل یزید الان برای ما کاملاً روشن است، اما در آن دوره با همه ی فسق و فجورهایش، شفاف نبود. منطق بنی امیه، منطق استکبار، منطق تفرعن و منطق قبیله ی برتر بود. نیازی به توضیح نیست که این منطق، منطق باطلی است و قدرت هایی مثل آمریکا، اسرائیل و انگلیس الان همان منطق بنی امیه را دارند و خود را برتر می دانند. می توان گفت مبانی مدرن غرب، همان نگاه بنی امیه است، اما با تئوری پردازی قوی تر و شیک تر. این تفکر باطل است و با فطرت انسانی تعارض دارد و جریان امام حسین در تعارض و تقابل با این جریان بود. تقابل جریان حسینی و اموی با یکدیگر کاملاً روشن است.

جریان سوم

اما در میان دو جریان فوق، جریان سومی وجود داشت که توجه به آن اهمیت ویژه ای دارد. این جریان، جریان گسترده و بزرگی است که زیاد به آن پرداخته نشده است، ولی واقعاً نیاز به بحث دارد. این جریان، خود به چند دسته ی کوچک تقسیم می شود. بسیاری از افراد این جریان کسانی بودند که در ظاهر یا حتی در مواردی در باطن، طرفدار و محب سیدالشهدا علیه السلام و خیلی مواقع هم همراه اهل بیت علیهم السلام بودند، اما این حب و ارادت مانند جریان رهروان سیدالشهدا علیه السلام حب و ارادت تام نبود؛ به طوری که حاضر نشدند با نهضت عاشورا همراهی کنند. البته هر قسم از این جریان به یک دلیلی که ذکر خواهد شد، حاضر نبودند هزینه ی قیام در کنار امام حسین علیه السلام را بپردازند.

قسم اول از این جریان افرادی هستند که در رکاب اهل بیت حرکت می کردند، اما به دنبال منافع مالی و دنیوی خود بودند. به هرحال ائمه ی اطهار علیه السلام به دنبال برپایی حکومت بودند، جایگاه و اعتباری در عالم و روزگار خود داشتند و عده ای می خواستند از این موقعیت برای خود دکانی باز کنند، دم و دستگاه درست کنند و به نان ونوایی برسند. بخشی از مردم کوفه و بصره را در آن زمان می توان جزء این گروه نام برد. یکی از چهره های برجسته ی این دسته، احنف بن قیس، یکی از سران قبایل بصره است که در جنگ صفین همراه امام علی علیه السلام بود، ولی وقتی امام حسین علیه السلام در مسیر حرکت به سوی کربلا طی نامه ای از او کمک خواست، گفت: «قد جرّبنا آل أبی الحسن فلم نجد عندهم إیاله ولا جمعا للمال ولا مکیده فی الحرب»: «ما فرزندان اباالحسن را آزموده ایم. در نزد این ها از توانایی حکومت کردن، جمع آوری مال و ثروت و حیله و مکر در جنگ خبری نیست.»

وی با این جمله راز همراهی گذشته اش با اهل بیت علیهم السلام را فاش کرد، زیرا گفت من بارها خاندان علی علیه السلام را درک کرده ام، کنار آن ها که باشی، نه پول و ثروتی نصیبت می شود و نه پست و مقامی و نه در جنگ ها اهل نیرنگ هستند. پس قسم اول از این جریان به دنبال منافع مالی و دنیوی بودند و هر جبهه ای که این مسائل در آن تأمین می شد، به آن می پرداختند.

قسم دوم از این جریان که از امام فاصله گرفتند، افرادی بودند که در ظاهر خود را محب و ارادتمند به اهل بیت علیهم السلام می نمایاندند، اما در واقع ارادتی به آنان نداشتند و ابراز ارادتشان فقط یک ظاهرسازی بود؛ یکی از افرادی که می توان برای این قسم نام برد، عبدالله بن عمر است. زمانی که سیدالشهدا علیه السلام از مدینه به سوی مکه در حرکت بود، نزد امام رفت و گریه شدیدی کرد و از دشمنی یزیدیان با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بیعت مردم با یزید گفت. آن گاه امام علیه السلام را به صلح و بیعت دعوت نمود و عازم مدینه شد.

بعضی شاید درباره ی وی بگویند که ایشان فردی فقیه، عابد، زاهد و مقدس، اما قدری ساده اندیش و بی بصیرت بوده و به همین دلیل سیدالشهدا علیه السلام را یاری نکرده است، اما شواهد تاریخی چیز دیگری را نشان می دهد. همین عبدالله بن عمر در دوره ی قبل از سیدالشهدا علیه السلام، با امیرالمؤمنین علی علیه السلام بیعت نمی کند و می گوید دلیل اینکه من با شما بیعت نمی کنم این است که تو با اهل قبله و کسانی که نماز می خوانند می جنگی و لذا شک دارم که با تو بیعت کنم. اما همین فرد با حجاج بن یوسف که فردی خونریز و سفاک بود، بیعت می کند.

جالب این است زمانی که برای بیعت با حجاج می رود، حجاج می گوید دست من بند است، با پای من بیعت کن و می رود با پای حجاج بیعت می کند. حجاج بن یوسف شخصی سفاک است که طی بیست سال فرمانروایی خود، غیر از کسانی که در جنگ ها کشت، دوازده هزار نفر را بعد از دستگیری زیر شکنجه به قتل رساند، هنگامی که به درک واصل شد پنجاه هزار مرد و سی هزار زن در زندانش محبوس بودند که از این تعداد شانزده هزار نفر بدون لباس و عریان به سر می بردند. وی زنان و مردان را یکجا و در زندان های بی سقف حبس می کرد؛ به طوری که از گرمای تابستان و سرمای زمستان در امان نبودند. بعد عبدالله بن عمر با چنین آدمی بیعت می کند و در زمان بیعت کردن با وی می گوید که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمودند: «من مات و لا إمام له مات میته جاهلیه»؛ هرکس بمیرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است.» حجاج هم دراز کشیده بود و گفت با پای من بیعت کن و عبدالله بن عمر با پای وی بیعت کرد.

دسته ی سوم از کسانی که در جریان قیام سیدالشهدا علیه السلام گوشه گیری کردند و با آن حضرت همراه نشدند، نه مشکل طمع مال داشتند و نه مشکل بیماردلی؛ یعنی انسان های بدی نبودند، اما به خاطر ضعف تحلیل و ضعف مبانی دینی شان اهل شک بودند و در مواقع حساس نمی توانستند تصمیم درست را بگیرند. افرادی مانند سلیمان بن صرد خزاعی از این دست به شمار می آیند. او آدم خوبی بود، اما به علت معرفت ناقص به امام حسین علیه السلام، ضعف تحلیل و فقدان بصیرت، از قافله ی عاشورا دور ماند. وی حتی به امام حسین علیه السلام نامه نوشت و ایشان را برای قیام به کوفه دعوت کرد. در نامه ی او و برخی از بزرگان شیعه ی کوفه چنین آمده است: «ما پیشوایی نداریم. نزد ما بیا تا که شاید خدا به واسطه ی شما ما را بر محور حق گرد آورد. نعمان بن بشیر در قصر حکومتی لانه کرده، ولی ما روز جمعه با او نماز نمی گزاریم و برای نماز عید همراهش از شهر خارج نمی شویم. اگر بفهمیم شما نزد ما می آیی، او را از شهر [کوفه] بیرون می کنیم و به شام برمی گردانیم.»

اما او روز عاشورا به یاری امام نیامد، درحالی که می دانست سیدالشهدا برحق است و یزید از ریشه فاسد است، اما شک کرد و نیامد. بعد همین سلیمان بن صرد بعد از عاشورا گفت که ما خودمان امام حسین علیه السلام را دعوت کردیم و ایشان مهمان ما بودند، ولی به خاطر عدم یاری ما به شهادت رسیدند. حالا باید برویم کشته شویم، شهید شویم تا پاک شویم و به همین دلیل فرمانده ی قیام توابین شد و طی سخنرانی اش گفت: «ما در انتظار آمدن خاندان پیامبرمان بودیم و به آن ها وعده ی یاری می دادیم و به آمدن ترغیب شان می کردیم، ولی وقتی آمدند، در یاری شان سستی کرده، دورویی کردیم و تماشاچی شدیم و منتظر ماندیم ببینیم چه می شود تا اینکه فرزند پیامبرمان و باقی مانده ی و شیره ی جان و گوشت و خون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد ما کشته شد.» سپس به مردم گفت: «به پا خیزید که خدا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *