تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل باب الحوایج؛ امام موسی کاظم علیه السلام!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل باب الحوایج؛ امام موسی کاظم علیه السلام بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل باب الحوایج؛ امام موسی کاظم علیه السلام از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل باب الحوایج؛ امام موسی کاظم علیه السلام شامل 44 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل باب الحوایج؛ امام موسی کاظم علیه السلام استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل باب الحوایج؛ امام موسی کاظم علیه السلام با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل باب الحوایج؛ امام موسی کاظم علیه السلام قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل باب الحوایج؛ امام موسی کاظم علیه السلام حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل باب الحوایج؛ امام موسی کاظم علیه السلام به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل باب الحوایج؛ امام موسی کاظم علیه السلام :

امام کاظم علیه السلام: اسم آن بزرگوار موسی و لقب مشهور او کاظم، عبد صالح، عالم و باب الحوایج؛ و کنیه مشهور ایشان ابوالْحَسَنِ الْأوَّلِ است. عمر آن بزرگوار تقریباً پنجاه و چهار سال بود.[۱] در هفتم صفر سال ۱۲۸ هجری متولد شد[۲]، و در بیست و پنجم رجب سال ۱۸۳[۳] به دست سندی بن شاهک و به دستور هارون الرشید لَعْنَه اللّهِ عَلَیهِ مسموم و به درجه رفیع شهادت نایل گردید.[۴] مدت امامت آن بزرگوار، مثل پدر بزرگوارشان سی وچهار سال است، و در این مدت غالباً یا زندان و یا در تبعید بوده است. آن حضرت در میان مردم نفوذ کامل داشت و همیشه در حال مبارزه با دشمن بود و دشمن نیز فوق العاده از ایشان بیمناک بود. دشمن از ترس می خواست ایشان را در سکوت به خاک بسپارد که پروردگار عالم چنین نخواست و آن بزرگوار با تجلیل خاصی به خاک سپرده شد. چنانچه موقع مرگ، بسیاری از قضات و علما و بزرگان را جمع کردند تا شهادت دهند که حضرت به مرگ طبیعی از دنیا می رود؛ ولی حضرت، سخنان دروغ آنان را فاش فرمود.[۵] القابی که برای موسی بن جعفر و همچنین برای سایر اهل بیت وجود دارد، بی علت نیست و همه از عالم ملکوت تعیین شده است. بنابراین ما درباره موسی بن جعفر به تشریح القاب او اکتفا می کنیم: موسی بن جعفر را کاظم گفتند؛ زیرا آن بزرگوار، صابر و حلیم بود و مصایب روزگار نتوانست او را از پا در آورد. در زیارت آن بزرگوار می خوانیم:«اللَّهُمَّ صَلَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَاهْلِ بَیتِهِ الطّاهِرِینَ وَصَلَّ عَلی مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَصَی الْأبْرَارِ وَامَامِ الْأخْیارِ وَعَیبَهِ الْأنْوارِ وَوَارِثِ السَّکینَهِ وَالْوَقَارِ وَالْحِکبمِ وَالْاثَارِ.»[۶] «ای خداوند! درود بفرست بر پیامبر محمد بن عبدالله و اهل بیت معصوم او و درود بفرست بر موسی بن جعفر که وصی اوصیاء و پیشوای شیعه و محل بروز صفات خداوند متعال و وارث سکینت و وقار که در مصایب روزگار خود را نباخت- دین، مردانگی، شخصیت و آقایی خود را حفظ کرد- و وارث حکمت ها و علم های اهل بیت است.»

خلاصه سخن، کاظم کاظم، است؛ صابر است؛ حلیم است؛ سعه صدر دارد؛ در طوفانها و در جزر و مد روزگار مثل کوه پابرجاست و دشمن نمی تواند او را از پای درآورد. هارون الرشید خیلی مایل بود که موسی بن جعفر در مقابلش خضوع کند؛ ولی با این آرزو به گور رفت. ربیع می گوید: «هارون مرا به زندان نزد موسی بن جعفر فرستاد و پیغام داد: می دانم بیگناهی؛ ولی صلاح من و تو این است که در زندان باشی! از این جهت هر غذایی که مایل باشید بفرمایید تا برای شما تهیه کنند.» ربیع می گوید با این پیغام؛ یعنی با این حیله، به زندان آمدم. حضرت به نماز بودند و من هرچه می خواستم صحبت کنم، مشغول نماز دیگری می شد؛ تا سرانجام در آخر یکی از نمازها پیغام را دادم. حضرت با کمال بی اعتنایی جمله ای فرمودند و مشغول نماز شدند. آن جمله چنین بود:«لاحاضِرَلی مالٌ فَینْفَعُنی وَلَمْ اخْلَقْ سَئُولًا!»[۷] «ثروت، نزد من نیست تا از آن بهره گیرم و خداوند مرا سائل حاجت خواه- خلق نکرده است.» یعنی ما اهل بیت از کسی حاجت نمی خواهیم. ما شیعیان خود را امر کرده و می کنیم که سؤال بیجا، سؤال برای پرشدن شکم، و مصرفهای بیجا نکنند. ربیع می گوید: «هارون دفعه دیگر مرا پیش موسی بن جعفر فرستاد که بگویم: به گناه خود اقرار کنید تا شما را از زندان رها کنم،[۸] وبدانید هیچ کس جز من و شما نمی فهمد؛ زیرا من قسم خورده ام تا شما اقرار به تفصیر نکنید، رهایتان نکنم.» حضرت فرمودند: به هارون بگو هر روزی که بگذرد یک روز سخت از من و یک روز لذت بخش از تو می گذرد. حاکم میان من و تو خدا است و چند روزی از عمر من باقی نمانده است. ربیع می گوید: جواب موسی بن جعفر، برای هارون به قدری کوبنده بود که چند روز آثار غم و غصه و شکست را در سیمای او می دیدم.

توضیح القاب آن حضرت

۱-عَبْدِصالِح؛ ما در توضیح این لقب به جمله ای از زیارت آن بزرگوار اکتفا می کنیم:«الصَّلاهُ عَلی مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ الَّذی کانِ یحیی اللَّیلَ بِالسَّهَرِ الَی السَّهَرِ بِمُوَاصَلَهِ الْأِسْتِغْفَارِ حَلیفِ السَّجْدَهِ الطَّویلَهِ وَالدُّمُوعِ الْغَریزَهِ وَالمُنَاجَاتِ الْکثیرَهِ وَالضَّرَاعَاتِ الْمُتِّصِلَهِ.»[۹]«درود بر موسی بن جعفر که زنده می داشت شب را همیشه تا سحر به استغفار همیشگی و سجده های طولانی و گریه های سرشار و مناجات بسیار و ناله های پی در پی!»راوی می گوید: موقعی که موسی بن جعفر در بغداد در تبعید بود، هارون مرا به دنبال او فرستاد. موسی بن جعفر را در خرابه ای پیدا کردم که کوخی از لیف خرما در آن ساخته شده و موسی بن جعفر آنجا زندگی می کرد. غلامی در مقابل آن بزرگوار نشسته و با قیچی، مواضع سجده ایشان را مقراض می کرد. آن بزرگوار از بس به سجده رفته بود، مواضع سجده او پینه بسته بود. یکی از مناجات های مشهور آن حضرت در زندان این است: «خدایا! جای خلوتی را برای عبادت می خواستم، شکر تو را که به من عنایت فرمودی!»[۱۰]

۲-و اما لقب عالم برای موسی بن جعفر (ع). با توجه به اینکه عمر موسی بن جعفر (ع) در زندان ها و تبعیدها گذشت و دشمن اسلام و انسانیت نگذاشت که مردم از علم موسی بن جعفر بهره گیری کنند؛ ولی با این همه موسی بن جعفر (ع) توانست افرادی لایق، و فقیه به عالم اسلام هدیه کند. شیخ طوسی رَحْمَه اللّهِ عَلَیهِ در معرفه الرجال خود، افرادی نظیر یونس بن عبدالرحمن، صفوان، بن یحیی، محمد بن ابی عمیر، عبدالله بن مغیره، حسن بن محبوب، احمد بن ابی نصر، و نظیر اینان را که از فقهای شیعه می باشند، نام می برد که همه از اصحاب اجماع هستند. موسی بن جعفر اصحابی چون علی بن یقطین داشت که به تشیع بسیار خدمت کرده است، و موسی بن جعفر او را امر نموده بود که زیر پرچم ظلم [۱۱]بماند؛ چون او سمت وزارت هارون الرشید را داشت و موسی بن جعفر (ع) از او مواظبت کامل نمود. موسی بن جعفر در خود سازی و تهذیب نفس مواظب او بود، در حفظ و حراست او نیز کوشا بود و ما به چند قضیه در این باره اشاره می کنیم:

۱-ابراهیم جمال که از شیعیان خوب است، قصد زیارت موسی بن جعفر را کرد و به بغداد آمد تا علی بن یقطین را ملاقات کند؛ ولی نتوانست او را ببیند، پس به مدینه بازگشت. موسی بن جعفر (ع) سراغ علی بن یقطین را از او گرفت، ابراهیم قضیه خود را نقل کرد. همان سال علی بن یقطین مشرف شد تا خدمت موسی بن جعفر برسد و نصف شب به خانه موسی بن جعفر وارد شد. اما حضرت او را نپذیرفت. شب دوم و شب سوم هم پذیرفته نشد؛ تا اینکه به گریه و التماس افتاد و می گفت: نمی دانم تقصیرم چیست؟! حضرت او را پذیرفت و فرمود: تا ابراهیم جمال از دستت راضی نشود، از تو راضی نیستم. بالاخره به طور خرق عادت او را روانه کوفه کرد و او نصف شب در خانه ابراهیم را زد. چون ابراهیم را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *