تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مروری بر مواعظ حکیمانه رهبر انقلاب از سال (۱۳۶۹ – ۱۳۸۷)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مروری بر مواعظ حکیمانه رهبر انقلاب از سال (۱۳۶۹ – ۱۳۸۷) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مروری بر مواعظ حکیمانه رهبر انقلاب از سال (۱۳۶۹ – ۱۳۸۷) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مروری بر مواعظ حکیمانه رهبر انقلاب از سال (۱۳۶۹ – ۱۳۸۷) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مروری بر مواعظ حکیمانه رهبر انقلاب از سال (۱۳۶۹ – ۱۳۸۷) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مروری بر مواعظ حکیمانه رهبر انقلاب از سال (۱۳۶۹ – ۱۳۸۷) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مروری بر مواعظ حکیمانه رهبر انقلاب از سال (۱۳۶۹ – ۱۳۸۷) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مروری بر مواعظ حکیمانه رهبر انقلاب از سال (۱۳۶۹ – ۱۳۸۷) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مروری بر مواعظ حکیمانه رهبر انقلاب از سال (۱۳۶۹ – ۱۳۸۷) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مروری بر مواعظ حکیمانه رهبر انقلاب از سال (۱۳۶۹ – ۱۳۸۷) :

… تحویل هر سال جدید شمسی – که با نوعی تحول در عالم طبیعت مصادف می باشد – فرصتی است تا انسان به تحول درونی و اصلاح امور روحی و معنوی و فکری و مادّی خود بپردازد. این دعای شریفی که به ما تعلیم داده اند، تا در آغاز سال بخوانیم، درس همین تحول است. در این دعا، از خدای متعال درخواست می کنیم که در حال و وضعیت روحی و نفسانی ما، تحول و دگرگونی مبارکی را ایجاد کند. ایجاد تحول کار خداست؛ اما ما موظفیم که برای این تحول در درون و در زندگی خود و در جهان، اقدام و تلاش کنیم و همت بگماریم.

همه ی بدیها و زشتیها در عالم و در متن زندگی، به بدیها و زشتیها در انسانها برمی گردد. اگر انسانها خوب باشند، زندگی خوب و شیرین است. اگر هواهای نفسانی و شیطان درونی بر اعمال انسان حاکم نباشد، امور زندگی با روشی که مورد رضا و پسند رحمان است، تحقق پیدا خواهد کرد و جریان خواهد یافت. این انسانها هستند که متن زندگی و واقعیت جهان و عالم را، تلخ و شیطانی و زشت و همراه با رنج و درد و پریشانی می سازند.

هرجا انسانها خوب شدند، زندگی هم خوب خواهد شد. هرجا انسانها در خود تحولی عمیق به وجود آوردند، در زندگی آنها هم تحولی عمیق به وجود خواهد آمد. اگر می بینیم که در این دنیای بزرگ، زشتی و بی عدالتی و تبعیض و فقر و تلخی و نشانه ها و خصوصیات شیطانی وجود دارد، باید رد پای عامل همه را، در وجود انسانها و شیطان درونی آنها بیابیم.

ما مردم ایران، این فرصت را پیدا کردیم و خدای متعال این نعمت بزرگ را به ما داد که زندگی خویش را تحول بدهیم و خودمان را از اسارت طاغوت و حاکمیت شیطان، به حاکمیت اللَّه و مدیریت دین خدا متحول کنیم. خدای متعال، بنده یی از صالحان و برگزیدگان و بهترینها را در میان ما مأمور کرد و برانگیخت، تا با قدرت الهی و با عزم و اراده ی رحمانی، ما را به سمت وادی دین هدایت کند، نیروهای ما را به کار بگیرد، ملت ما را بیدار نماید، دشمن را به ما بشناساند و دلهایمان را با هم مهربان کند. ما به مدد الهی و به رهبری آن مرد صالح و بزرگ و برگزیده، این راه را طی کردیم و بحمداللَّه توانستیم اسلام را در حد میسور و معقول و در این فاصله ی زمانی، در جامعه ی خودمان حاکمیت ببخشیم. این، نعمت بزرگی است. این راه تا سرمنزل نهایی هنوز امتداد دارد و ما ملت ایران وظیفه داریم که این راه را طی کنیم و این، جز با اراده ی الهی و رحمانی و با تحول درونی و دور ریختن رذایل اخلاقی از نفوس خودمان، امکان پذیر نیست.(۱)

…عید کامل برای یک ملت، هنگامی است که آحاد ملت بتوانند درون خودشان را با امید، ایمان، نشاط و وجدان کار و آگاهی و معرفت بسازند. همچنین بتوانند با استحکام بخشیدن به رابطه ی خود با خداوند متعال و تحکیم معنویت در درون، به وسیله ی دعا و با استعانت از خدا، با توکل، خضوع و عبادت، جان و دل خود را روشن کنند و به آن امید و اطمینان و آرامشی که برای سعادت انسان لازم است، برسند. در چنین وضعیتی است که یک ملت در مقابل حوادث زمانه، دیگر به هیچ وجه آسیب پذیر نخواهد بود. ان شاءاللَّه در این سال جدید و بخصوص در این ماه مبارک رمضان و این روزها و شبهای قدر، بتوانیم به چنین توفیقاتی دست پیدا کنیم.(۲)

…یک سال دیگراز عمر ما گذشت و ما، در آستانه ی سال دیگری از ایام عمرمان قرار گرفتیم. آنچه گذشت، امتحانی الهی بود؛ که اگر توانسته باشیم در ساعات و آنات و لحظات آن به وظایف خود عمل کنیم و عمل کرده باشیم، از آنچه که از دست رفته و گذشته است، دچار حسرت نخواهیم بود. امیدواریم که این طور باشد؛ و اگر خدای ناکرده، در آنچه گذشته است، قصور و تقصیر و غفلتی کرده و به وظایف خودمان اهمیّت نداده باشیم، و آنچه که ما را به کمال می رساند مورد غفلت قرار گرفته باشد، یا خدای نکرده به جهت و راهی حرکت کرده باشیم که برای بنی آدمْ مایه ی خسران و تأسف است، در این صورت، آنچه که از دست داده ایم، مایه ی حسرت مضاعفی است! عمری است که از دست رفته، و سرمایه ای است که نابود شده، و پرونده ی سیاهی است که خدای ناکرده ممکن است به وجود آمده باشد.(۳)

… ما در دعای آغاز تحویل، از خدای متعال می خواهیم که حالمان را به بهترین حال برگرداند. در طول ماه مبارک رمضان هم، از خدای متعال خواستیم که «اللّهم غیّر سوء حالنا بحسن حالک.(۱)» بدیها و ناهنجاریهای حال ما، منش ما، زندگی ما و روح و جسم ما را به برکتِ خیر و رحمت محضی که در وجود توست، تبدیل کن. این تغییر و تحوّل، یکی از بزرگترین اسرار حرکت تکاملی انسان است که اسلام ما را به آن امر کرده و دستور داده است. مخصوص کسان خاصی هم نیست. مبادا کسی خیال کند که تغییر حال، از آنِ کسانی است که طبق معیارهای اسلامی، دچار بدحالی اند! حتّی کسانی که حال و اخلاق نیکی دارند، چون بهترین نیستند، از خدا می خواهند که به سمت بهترین حرکت کنند. ما، هر که هستیم، هر جا هستیم و در هر مرتبه ای از دانش، معرفت، کمال و اخلاق انسانی قرار داریم، باید از خدا بخواهیم که حالمان را نیکوتر کند و ما را به سمت کاملتر شدن پیش ببرد.

این جا سؤال پیش می آید که «نشانه و جهت این کامل شدن چیست و چگونه می شود که انسان حالش بهتر می گردد و به سمت کاملتر شدنْ پیش می رود؟» من، دو عنوان را به عنوان نشانه به شما عزیزان خودم که این صحبت را در آغاز سال می شنوید، عرض می کنم. این دو نشانه، عبارت است از سازش و آشتی با خدا و سازش و آشتی با مردم. ما، هر جا هستیم و هر کیفیّت حالی که داریم، باید به سمت اُنس و آشتی کردن با خدای متعال پیش برویم. یعنی گناهان را در رفتار خودمان جستجو کنیم و آنها را کنار بگذاریم. انسان، غالباً بدیهای کار خودش را نمی شناسد. به عبارت دیگر، حبّ نفسْ نمی گذارد که ما به نواقص و عیوب خودمان آشنا شویم. پس، باید اوّل این نواقص و عیوب را جستجو کنیم و بشناسیم و با برطرف کردن آنها، خودمان را به خدا نزدیک سازیم. به تعبیر من، «با خدا، آشتی کنیم.» سپس، آشتی با مردم، صفا با مردم، وفا با مردم، نیک رفتاری با مردم و نیکوکاری با مردم را – یعنی با همه ی قشرها؛ مخصوصاً با کسانی که ضعیفند؛ چه ضعیف از لحاظ جسمی، چه ضعیف از لحاظ مالی، چه ضعیف از لحاظ موقعیت اجتماعی و چه ضعیف از لحاظ ندانستن راه و چاه زندگی – سرلوحه ی رفتار خود قرار دهیم. در برابر هر کس که قرار می گیریم، مخصوصاً اگر ضعیف باشد، به تصحیح رفتارمان با او بپردازیم و سعی مان این باشد که با مردمِ خوب و بندگان خدا، حالت آشتی پیدا کنیم. اگر در این جهت پیش برویم و خودمان را لحظه به لحظه پیراسته تر کنیم، آن وقت، تحویل «حال» به «احسن حال» انجام گرفته است. نمی گویم که «بهترین» خواهیم شد. اما ان شاءاللَّه به سمت «بهترین» حرکت خواهیم کرد.(۴)

… من می خواهم به مردم عزیزمان عرض کنم که این حضور پرعظمت شما در صحنه هایی که حضورتان لازم و ضروری است، نشان دهنده و نمایشگر قدرت و تصرّف الهی است. این همان معنای «یا مقلّب القلوب و الابصار» و «یا مدبّر اللیل و النّهار» است. خدا، گرداننده ی دلها و هدایت کننده ی جانها و روحهاست. این همه تبلیغات علیه ایران و ایرانی و نظام اسلامی و همه ی جریانها و حوادث زندگی در این کشور به وسیله ی سردمداران و تبلیغاتچیهای بزرگ جهانی انجام می شود. رسانه هایی که در اختیار استکبار و صهیونیسم هستند به طور دائم این ملت را بمباران تبلیغاتی می کنند. درعین حال وقتی ملاحظه می کنید و می بینید آحاد این ملت این گونه در مقابل تبلیغات دشمن، سرافراز، مستقیم، قائم به نفس و پرنشاط در صحنه حضور پیدا می کند؛ متوجه می شوید که این دست خداست و تصرّف پروردگار در دلها و جانهاست و این خنثی کردن نقشه های دشمن به وسیله ی تدبیر و اراده ی الهی است. این نقش عظیم و حیاتی را که نقش اصلی در عالم وجود است، باید در همه ی مراحلِ زندگی مان در نظر داشته باشیم. آحاد ملت؛ مسؤولین کشور و کسانی که برای خودشان در این جامعه و کشور و روی این کره ی خاکی، شأن انسانی صحیح و شأن اسلامی حقیقی قائلند، باید به این اراده ی الهی و این تصرّف الهی در دلها و جانها ایمان داشته باشند و بدانند که کارها با قدرت و اراده ی الهی پیش می رود و در این رهگذر، ملت و شخصی موفّق است که رابطه ی خودش را با خدای متعال روزبه روز بهتر کند و عبودیّت را در مقابل پروردگار، روزبه روز بیشتر و روشن تر و شفّافتر نماید.(۵)

… اسراف در ثروت عمومی و موجودیهای این کشور و منابع طبیعی و نیز در آنچه که با زحمت زیاد به دست می آید و اسراف در نان و آب و انرژی و نیروی انسانی، همه ی اینها بد است. اسراف، نقطه ی مقابل آن توصیه ای است که ما در سال گذشته و سالهای قبل از آن عرض کردیم که عبارت از «انضباط» است. اگر بخواهیم با اسراف مبارزه کنیم، باید برای این کار برنامه ریزی انجام گیرد و آن را مسؤولان دولتی انجام دهند. بنابراین، توصیه ی اوّل من، مبارزه با اسراف و زیاده روی و نابود کردن اموال عمومی و اموال شخصی است؛ چون اموال شخصی هم، به نحوی به اموال عمومی برمی گردد.

توصیه ی دیگری که برای سال جدید دارم و همیشه می خواهم آن را مطرح کنم، توصیه ی به کار سازنده است. خیلی کسان کار می کنند که سازنده نیست. بعضی هم کارهایی می کنند که مخرّب است. همه باید تلاش نمایند کار سازنده بکنند. کار سازنده، مبارزه با دشمن است. اگر کسی برای علم و برای اداره ی کشور تلاش کند، با دشمن مبارزه کرده است. اگر کسی برای افزایش ثروت ملی تلاش کند، با دشمن این ملت و این کشور مبارزه کرده است؛ چون دشمن نمی خواهد این کشور به خوبی اداره شود و امور مردم به سهولت بچرخد. دشمن می خواهد مشکل درست کند. باید با اداره ی صحیح و کار سازنده و صحیح و منطقی، با دشمن مقابله کرد.

بنابراین، در هر کاری که شما هستید و در هر رشته ای که کار می کنید، باید کوشش کنید کار شما سازنده باشد. یعنی برای این کشور و این ملت و برای آینده، مفید فایده ی باشد. البته فایده ی شخصی هم، برای کارهای آحاد مردم، یک هدف است؛ اما به این نباید اکتفا کرد. باید علاوه بر فواید شخصی، به منافع عمومی هم توجّه شود. بنابراین، توصیه به کار سازنده هم، توصیه ی دوم است. یک توصیه ی مهم دیگر هم هست که می خواهم بخصوص به مسؤولان دولتی و هر کسی از مردم که به آنها کمک می کند، تأکید کنم و آن، استنقاذ حقوق عمومی است. بسیاری هستند که ثروتهای بادآورده ای دارند، مالیات نمی دهند، از اموال عمومی به نفع شخصی خود استفاده می کنند و بدون استحقاق بسیاری هستند که مالیات و حقی را که متعلّق به مردم است، از درآمد و کسب خود منع می کنند و نمی دهند. این، کارِ ناروایی است. در جامعه ی ما باید در همه ی ذهنها و فکرها جا بیفتد که منع مالیات و منع ادای حقوق عمومی دولت و ملت، یک خلاف و یک گناه است. مسؤولان دولتی باید تلاش کنند که مالیات را – بخصوص – از کسانی که ثروتهای زیادی دارند و مالیات آنها در وضع کشور مؤثّر است، استنقاذ کنند؛ چون این حقّ مردم است و باید آن را به هر نحوی که روا و شایسته است بگیرند. البته، طبقات متوسّط – کسانی که آن طور ثروتها را ندارند – مالیات می دهند و در دادن آن هم، آسان گیرتر هستند و سهلتر عمل می کنند. کسانی هم هستند که از امکاناتی که در اختیار آنهاست و متعلّق به آحاد مردم است، ثروتهای زیادی را به دست می آورند. اینها، حقّ دولت را – که حقّ این مردم است – ادا نمی کنند. بنابراین، گرفتن مالیات و اداکردن آن و کمک به دولت و استنقاذ مالیات، یک وظیفه است.(۶)

… امیدوارم این سال جدید برای ملت ما سال مبارک و به معنای حقیقی کلمه سال نیکی باشد. البته مبارکی یک سال برای یک ملت، فقط به جنبه های مادّی آن سال نیست؛ گاهی جنبه های معنوی اهمیت بیشتری دارند. اگر ملتی بتواند یک تحوّل اخلاقی در خود به وجود آورد؛ اگر بتواند رذایل اخلاقی را از درون خود پاکسازی کند و خود را به فضایل اخلاقی آراسته سازد، حقیقتاً برای آن ملت عید است. شاید اساساً قرار دادن اعیاد – چه اعیاد ملی و چه اعیاد دینی و مذهبی – برای ایجاد چنین تحوّلاتی در درون انسانهاست.

خوشبختانه در این سالهای اخیر، ملت ما از لحاظ معنوی، پیشرفتهای زیادی کرده اند. اقبال به معنویّات، اقبال به دین و عبادت، توجّه به ذکر و حضور و خشوع و به نماز و روزه و به طاعت حق و تقرّب به پروردگار در بین ملت ما؛ بخصوص جوانانمان رایج و شایع شده است؛ ولی تحوّل اخلاقی، فقط این نیست. شاید بشود گفت که تحوّل اخلاقی برای ملت، دشوارتر هم هست و به همین جهت، در باب تحوّل اخلاقی هم مخاطب اوّل و مسؤول اوّل جوانان هستند که برای آنها همه ی کارها آسانتر و راحت تر است. دلهای جوانان، نورانی است و فطرتهای آنان، سالم و دست نخورده است. آلودگی آنان به زخارف و آلودگیهای دنیا؛ به بندهای گرانی که پولدوستی و مالدوستی و جاه طلبی و قدرت طلبی و این چیزها بر پای انسان می زند، خیلی کمتر است؛ لذا تحوّل اخلاقی در جوانان آسانتر است. البته میانسالها، بلکه کمسالها هم نباید از امکان تحوّل اخلاقی در خودشان مأیوس باشند. تحوّل اخلاقی، یعنی این که انسان هر رذیلت اخلاقی را – هر اخلاق زشت، هر روحیه ی بد و ناپسندی که موجب آزار دیگران یا عقب ماندگی خود انسان است – کنار بگذارد و خویشتن را به فضایل و زیباییهای اخلاقی، آراسته کند. در جامعه ای که حقد و بددلی و کینه نباشد، اگر کسانی صاحب فکرند، آن فکر را در راه توطئه برای دیگران و تقلّب با دیگران و خدعه در کار دیگران به کار نبرند؛ اگر کسانی دارای سواد و معلوماتند، آن را در راه ضرر زدن به مردم و کمک کردن به دشمنان مردم به کار نبرند؛ بلکه همه ی افراد انسان در یک جامعه، نسبت به یکدیگر خیرخواه باشند، به هم کینه نورزند، به هم حقد و حسد نداشته باشند، به بهای نابودی دیگران، زندگی خود را سروسامان ندهند و دست یافتن به همه چیز را نخواهند. این تحوّلِ اخلاقی است و حدّاقل قضیه است.

در جامعه ای که بد عمل کردن نسبت به محرومان با بی اعتنا بودن نسبت به آنان همراه نباشد؛ مال مردم خوردن وجود نداشته باشد؛ اگر خُلقیّات اسلامی – همان چیزهایی که در اسلام برای یک انسان فضیلت است، همان چیزهایی که به تعبیر روایات، جنود عقل است – رواج پیدا کند؛ مردم اهل صبر و استقامت باشند؛ اهل توکّل و تواضع و حلم باشند، نسبت به یکدیگر بدبین نباشند؛ نسبت به احوال یکدیگر بی تفاوت نباشند؛ نسبت به سرنوشت جامعه قناعت وجود داشته باشد؛ زیاده روی و اسراف و ریخت و پاش و این چیزها نباشد و نشانی از حرص و افزون طلبی در امور مادّی نباشد، این جامعه به بهشت و گلستان تبدیل می شود. گرفتاری امروز مردم دنیا، حتّی کشورهای ثروتمند و پیشرفته، این چیزهاست. تهیدستی از اخلاقیّات است که انسانیّت را امروز در دنیا پریشان کرده است.

ملت ما به برکت اسلام، به برکت سنن کهن خود و به برکت فضایل اخلاقی که در او وجود دارد، بحمداللَّه مقداری از این پریشانی جهانی بر کنار مانده است و غالب ملتهای مسلمان نیز به برکت اسلام، امتیازاتی را دارند. البته این به معنای آن نیست که ما کمال اخلاقی داریم؛ نه. نقصهای زیادی در ما هست، کمبودهای زیادی در ما وجود دارد که باید این کمبودها را جبران و برطرف کنیم. تنبلی، نومیدی، بی حوصلگی، بهانه جویی نسبت به انسانهای دیگر و همان خصال ناپسندی را که قبلاً اشاره کردم، هر کدام در ما هست، باید دور بریزیم. این، یک مبارزه و مجاهدت است.

جوان، به طور طبیعی اصلِ هماورد طلبی است. بسیار خوب؛ هماورد مورد علاقه ی ما که می خواهیم جوانان با آن دست و پنجه نرم کنند، نفس امّاره است که انسان را به پستیها و زشتیها دعوت می کند و او را از عروج و تکامل باز می دارد. جوانان باید در مقابل شهوات و هوسهایشان و در مقابل همه ی انگیزه هایی که آنان را به چنین رذایلی فرا می خواند، مقاومت کنند. جوانان در درجه ی اوّل قرار دارند و غیر جوانان نیز همین طورند. بر همه واجب است، بر امثال من هم واجب است؛ بلکه بیش از دیگران واجب است کسانی که مسؤولند؛ کسانی که مأموریت بزرگی را بر عهده گرفته اند و کسانی که تصمیم و اقدام و حرکت و رفتار آنان، فقط رفتار یک شخص نیست؛ بلکه رفتار یک مجموعه است، رفتار یک جامعه است و گاهی در چشم دیگران، رفتار یک کشور است، باید خیلی مراقبت کنند. آنان بیش از دیگران مخاطب به خطاب الهی اند و موظّف به این هستند که دعای شریف «حَوِّلْ حالِنا اِلی اَحْسَنِ الْحالِ» را در خودشان تحقّق بخشند.

عزیزان من؛ ملت شریف ایران! درست است که تحوّل را در حقیقت خدا به وجود می آورد و لذا در این دعا ما از خدا می خواهیم که «حوّل حالنا الی احسن الحال»؛ یعنی حال ما را به بهترین حالها تبدیل کند؛ اما در همه ی دعاها این طور است که از سوی انسان، تلاش و حرکت و همّت لازم است. همه باید در اقدام، در عمل و در خوب کردن خود، همّت بگمارند. در زمینه ی مسائل اجتماعی نیز همین طور است.امروز دوران ما، دوران بنای نوین کشور اسلامی ماست. ما باید از نو ایران را بسازیم؛ به همان شکلی که شایسته ی ملت بزرگ ایران است؛ به همان شکلی که اسلام از ما خواسته است که ما خانه و کشور و جامعه ی خود را بسازیم؛ به طوری که ویرانیهای وارد شده بر آن – ویرانیهای جنگ، ویرانیهای دوران ستمشاهی و دوران تسلّط حاکمان و زمامداران فاسد و مفسد و وابسته – برطرف شود. ویرانیهای کشور را ما باید بسازیم. ما باید کشورمان را از نو بنا کنیم؛اما بنای ایران، فقط به معنای ترمیم ویرانیها نیست؛ بلکه باید همه چیز را که خدای متعال در این کشور به ودیعه گذاشته است، احیا کنیم و در اختیار نسل کنونی و نسل آینده قرار دهیم. منابع طبیعی، منابع انسانی، امکانات اجتماعی، طبیعت نیکویی که در اختیار ماست، میراث عظیمی که گذشتگانمان در اختیار ما گذاشته اند و خیلی از امکانات دیگری که هست را، باید احیا کنیم و در واقع نعم الهی را استخراج نماییم.(۷)

… در این دعای پُرمغزی که در آغاز سخن، تلاوت شد و بر زبان همه جاری است، از خدای متعال درخواست می کنیم که حال ما را به بهترین حالات برگرداند. هرجا که باشیم و هرچه نیکویی در حال ما باشد، نیکوتر از آن هم هست. ما از خداوند متعال در این دعا، درخواست می کنیم که حال ما را به بهترین حالات برساند. این درخواست، مخصوص حال شخصی نیست؛ بلکه درباره ی کسان خود، ملت خود و در یک دایره ی وسیعتر، درباره ی بشر و انسانیت است.

البته باید توجه داشته باشیم که دگرگونی هر پدیده ای در عالم، به دست انسان است و همه ی تحوّلها با اراده ی انسان، انجام می گیرد. انسان اگر بخواهد در وضعیت جامعه ی خود، کشور خود و زندگی خود، تحوّل ایجاد کند، باید این تحوّل را در خود آغاز کند – تحوّل اخلاقی، تحوّل درونی، رفتن به سوی صفا و انسانیت، عبودیّت پروردگار و تسلیم در مقابل اراده ی خداوند عالم و آفریننده ی هستی – که این تحوّل، سعادت انسانها را متضمّن است.

بشر هرچه ناراحتی و رنج و دشواری تحمّل می کند، بر اثر دوری از راه خدا و سرکشی در مقابل احکام الهی است. بحمداللَّه مردم کشور ما در این راه، حرکت بزرگی را آغاز کرده و در این حرکت، پیش رفته اند و من امیدوارم هرچه می گذرد، مردم ما از لحاظ اخلاق فردی و جمعی، از لحاظ ایجاد صفات و خصال ممتاز بشری در درون خودشان، پیشتر بروند و با دوستان، با صفا و محبّت و با مروّت هرچه بیشتر، با بیگانگان با هوشیاری و بیداری هرچه بیشتر و با دشمنان با سرسختی هرچه بیشتر مواجه شوند، تا ان شاءاللَّه بتوانند کشتی نجات خودشان را به ساحلهای امن و امان الهی برسانند.(۸)

… سالی که در این ساعت و در این روز آغاز می شود، سالی است با امیدها و با امکانات فراوان و ان شاءاللَّه با توکّل به خدا، سالی متناسب با خواستها و ارزشهای ملت ایران است. از مهمترین خصوصیات امسال این است که مصادف با صدمین سال ولادت امام بزرگوار ماست. به همین مناسبت جا دارد که این سال را سال امام خمینی (رحمت اللَّه علیه) بدانیم و بنامیم. فقط هم نامیدن و عنوان، کافی نیست. باید ان شاءاللَّه همه سعی کنند شخصیت بزرگوار امام خمینی را با همان ابعاد عظیم، به درستی بشناسند و خصوصیات آن را ان شاءاللَّه در زندگی خود و زندگی ملت و عرض و طول معنوی کشور، اِعمال و پیاده کنند.

طبق ارزیابی من، امام بزرگوار ما مظهر تجدید حیات تاریخی ملت ایران است. ملت ایران در طول قرنهای متمادی گذشته – که اگر خیلی هم به قدیم نرویم، در همین قرنهای اخیر – محکوم حاکمیت کسانی بود که اساس حکومت و مشروعیت آنها متّکی به زور بود؛ با زور و با راه انداختن کشتارها و حوادث خونین، بر سرِکار می آمدند. حکّام این کشور، مدّتی را با جبّاریت و استبداد و خودکامگی، زندگی می کردند. البته بعضی انسانهای باتوان و باعُرضه ای هم بودند که می توانستند در همان مدّت، لااقل اقتدار ملت ایران را به نحوی در میدانی از میدانها نشان دهند؛ ولی بعضی همین را هم نداشتند! بعد هم که از دنیا می رفتند، وُرّاث آنها – فرزند آنها، برادر یا برادرزاده ی آنها – بدون هیچ استحقاقی بر سرِ کار می آمدند؛ بدون این که مردم، هیچ نقشی در گزینش، در انتخاب و در خواستن و پذیرفتن و پسندیدن آنها داشته باشند. ملت ایران، قرنها این گونه زندگی کرده بود. آخرین آنها همین حکومت وابسته و فاسدی بود که با کودتا سرِکار آمد و در طول پنجاه و چند سال، با دیکتاتوری حکمرانی کرد و با چوب حراج زدن به هستی ملت ایران، سالهای آخر حکومت خود را گذراند.

امام بزرگوار، با فکر روشن و منش خردمندانه ی خود، با اراده و تصمیم قوی و قاطع خود، با روحیات و خصلتهای والای انسانی خود و با تعبّد و ایمان حقیقی به دین که در وجود او بود – با این چند خصوصیت ممتاز – توانست انعکاس دهنده ی آرزوهای مردم شود و فریاد مردم، ندا و خواست مردم را تجسّم و تبلور ببخشد. وقتی که مردم خواستهای خود را در وجود این مرد و در پیام او منعکس دیدند، به دنبال او حرکت کردند. این موج خروشان و این دریای عظیم و توفانی، توانست کارهای بزرگی بکند و ملت را از آن وضعیت نجات داد و ایران و ایرانی در مسیر جدیدی؛ در مسیر حضور مردم، انتخاب مردم، اهمیت دادن به خواست و عقیده و گرایش مردم، در اهمیت دادن به مصلحت و نفع و سود مردم و در مسیر ارزش بخشیدن به شخصیت و عزّت ملت ایران، قدم گذاشت و در این راه قدم برداشت. امام بزرگوار ما و جمهوری اسلامی – به فضل پروردگار – در همین راه پیش رفت.

امروز ملت ایران در دنیا ملت عزیزی است و در درون خود احساس توانایی و اقتدار و عزّت می کند. ملت ایران از تحقیر قدرتهای بزرگ و ظالم و سلطه گران خود را نجات داد. ملت ایران در مسیر ایجاد زندگی خوب و مطلوب و حیات طیّبه قرار گرفت. البته این مسیر، به سرعت و بی مانع طی نمی شود؛ اما اگر ملت ایران و برگزیدگانش – یعنی مسؤولان کشور – با همان خصوصیاتی که امام بزرگوار ما مظهر آن بود، یعنی فکر روشن و روشِ خردمندانه، سپس اراده و تصمیم و عزم راسخ و قاطع و آن گاه خُلقیّات انسانی و والا و بالاخره تدیّن و تعبّد و ایمان دینی و اعتقاد راسخ به ارزشهای اسلامی و قرآنی – که این چهار خصوصیت، چهار خصوصیت ممتاز امام و راه امام بوده و ان شاءاللَّه خواهد بود – در همین مسیر حرکت کنند، ان شاءاللَّه به اهداف بزرگ خواهند رسید.(۹)

… سال جدیدی را در پیش رو داریم و همان طور که می دانید، امسال، هم در آغاز و هم در پایان خود، مزیّن به عید مبارک غدیر است؛ یعنی سال ۱۳۷۹، دو عید غدیر دارد. بسیار مناسب است که ما این سال را به این مناسبت، «سال امام امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب علیه السّلام» بدانیم و بنامیم و خودمان را به آن بزرگوار نزدیک کنیم.

امیرالمؤمنین علیه السّلام، یک الگوی کامل برای همه است. جوانی پرشور و پرحماسه ی او، الگوی جوانان است. حکومت سراسر عدل و انصاف او، الگوی دولتمردان است. زندگی سراپا مجاهدت و سراپا مسؤولیت او، الگوی همه ی مؤمنان است. آزادگی او، الگوی همه ی آزادگان جهان است و سخنان حکمت آمیز و درسهای ماندگار او، الگوی عالمان و دانشمندان و روشنفکران است.

امیرالمؤمنین علیه السّلام در زندگی حکومتی خود، نسبت به عدالت، نسبت به حقوق ضعفا و درماندگان و پابرهن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *