تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل افول آمریکا در کلمات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۱؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل افول آمریکا در کلمات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۱، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل افول آمریکا در کلمات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۱ با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل افول آمریکا در کلمات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۱ آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل افول آمریکا در کلمات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۱ به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل افول آمریکا در کلمات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۱ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل افول آمریکا در کلمات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۱، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل افول آمریکا در کلمات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۱ را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل افول آمریکا در کلمات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۱ :

یادآوری: عناوین توسط پایگاه اطلاع رسانی حوزه انتخاب شده اند.

با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام راحل قدرت پوشالی دو ابر قدرت شرق و غرب در هم شکسته شد و افول امپراطوری سرخ مشرق زمین روی داد و اینک دوران افول استکبار جهانی آمریکا نیز در حال روی دادن است ، رهبر معظم انقلاب در جای جای سخنان خویش به مناسبت های مختلف به این سقوط و اضمحلال اشاراتی داشته اند که در ادامه می خوانید.

سال ۱۳۷۵؛ ضعف سیاست خارجی

آمریکاییها با سیاست خارجی ضعیف و علیلشان- که در این چندساله نشان دادند که سیاست خارجی دولت آمریکا بخصوص این دولت کنونی آمریکا چقدر ضعیف و علیل و ناتوان است- به این نتیجه رسیده اند که بلکه بتوانند- به خیال خودشان- مثلًا ضرب شستی نشان دهند. البته چیزی اظهار نمی کنند. قراین این طور به نظر بعضی می رساند. مثلًا می گویند: در فلان انفجار، ایرانیها دست داشتند؛ یا در فلان قضیه، ایرانیها دخالت داشتند- از این گونه حرفها و بهانه گیری های بی ارزش و بیهوده- برای اینکه شاید بتوانند لااقل یک زمینه سازی ذهنی درست کنند!«بیانات در دیدار جمعی از پاسداران؛ ۱۳۷۵/۰۹/۲۴»

سال ۱۳۷۶؛ ضعف دیپلماسی دولت آمریکا

ما یک روز در حال جنگ بودیم. قبل از آن، اوقاتی بود که حکومت ما از لحاظ امکانات، حکومتی بسیار ضعیف بود. آن روز نتوانستند با ما کاری انجام دهند. آن روز نتوانستند ضرر اساسی وارد کنند. امروز بحمد اللّه دولت ایران، دولتی عزیز و مقتدر است و در سطح جهانی به عنوان یک کشور مقتدر و عزیز شناخته شده است؛ رئیس کنفرانس اسلامی است. در بسیاری از کنفرانسهای جهانی، به عنوان یک عضو محترم شناخته شده است؛ دولتها برایش احترام قائلند، ملتها برایش احترام قائلند. امروز ما از چه بترسیم؟ چرا بترسیم؟ چرا خیال کنیم که اگر با همین وضعی که در این نوزده سال داشتیم، ادامه دهیم، چنین و چنان خواهد شد؟ امریکا احتیاج دارد. امریکا امروز آن قوّت و قدرت ده سال، پانزده سال قبل را هم ندارد. روزی بود که حرف دولت امریکا در اروپا و جاهای دیگر، با احترام تلقّی می شد و با آن با احترام رفتار می شد؛ امروز آن طور هم نیست. امروز آمریکاییها از لحاظ دیپلماسی و سیاست خارجی، در موضع ضعفند؛ در موضع قدرت نیستند. می خواهند در حال ضعفشان، همان هیبت ابرقدرتی را علیه ما و در مقابل ملت ایران به کار ببرند!«بیانات در خطبه های نمازجمعه ؛ ۱۳۷۶/۱۰/۲۶»

سال ۱۳۷۷؛ بی آبرویی دولت آمریکا

خود آمریکایی ها مکرّر گفته اند که قراردادهای صلح بین سازمان به اصطلاح آزادی بخش فلسطین و اسرائیل، نقش کاغذ است و هیچ واقعیت خارجی ندارد. به خاطر ضعف دیپلماسی و ناتوانی امریکا در دنبال گیری این کار، آبروی امریکا در دنیا رفت. مسائل داخلی و خارجی متعدّد دیگری هم هست. نشستند با یک کار فشرده در ظرف چند هفته ی کوتاه، توافقی را به امضای کسی که خود را نماینده ی مردم فلسطین می داند، رساندند؛ انسانی حقیر، انسانی خائن، انسانی به شدّت فرورفته در لجنزار خودپرستی و دنیاپرستی که اصلًا لایق نیست انسان او را عضوی از مقاومت فلسطین بداند؛ چه رسد به اینکه بخواهد رهبر آن مقاومت باشد! او در حقیقت مسئولیت تعقیب و دنبال گیری کار مبارزات فلسطینی را بر عهده گرفت؛ یعنی مسأله ی گرفتاری بزرگ دولت صهیونیست را از قِبَل انقلابیون مسلمان فلسطینی، از دوش او برداشت و به دوش خودش گرفت! این بار را که او باید حمل می کرد، این حمل کرد و کارِ دشمن آسان شد! برای انقلابیون فلسطین، مشکلات و دردسر آفرید و دخالت زشت و حضور مداخله جویانه ی تحکم آمیز امریکا را بیشتر کرد!«بیانات در خطبه های نمازجمعه؛ ۱۳۷۷/۰۸/۰۸»

سال ۱۳۷۹، آسیب پذیری بالای آمریکا در مسائل اقتصادی و نظامی

امروز حتّی قدرتی مثل قدرت امریکا که البته از لحاظ اقتصادی، از لحاظ ثروت ملی، از لحاظ پیشرفت علمی و نظامی در سطح بالاست به شدّت آسیب پذیر است و از درون تهدید می شود. در تظاهرات امریکایی این را نمی شود دید؛ ما که از بیرون نگاه می کنیم، نمی توانیم این را درست ببینیم؛ اما اندیشمندان و فیلسوفان سیاسی خودِ امریکا این هشدار را می دهند و در کتابهای متعدّد نوشته اند. امروز را در امریکا تشبیه می کنند به دهه ی ۶۰ امریکا از ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰؛ دهه ی جنگ ویتنام و معتقدند دهه ی ۱۹۶۰، دهه ی تزلزل امریکا بود؛ دورانی که جنگ ویتنام بود و دانشگاههای امریکا، خیابانهای امریکا و محیطهای مردمی آمریکا در یک چالش دائمی با دولت بود. جنگ تمام شد، آن آتش هم تا حدودی فرونشست؛ چون مظهری نداشت.

امروز و در دهه ی اوّلِ هزاره ی سوّم، می گویند شرایط برای آن ها، شرایط دهه ی ۶۰ است؛ منتها ویرانی از درون است ویرانی اخلاقی است، ویرانی ایمانی است نقطه ی تمرکز ایمان برای مردم و جوانها نیست. علم پیشرفت می کند، آزمایشگاه ها کار می کنند، ساخت وساز علمی و صنعتی و اتمی و غیره پیش می رود؛ اما روز به روز هویت ملی ضعیف تر می شود. این را آن ها می گویند؛ این آسیب پذیری مهمی است. انتظار نیست که ما این را در ژستهای رئیس جمهور امریکا مشاهده کنیم، یا در حرفهای آن ها اقرار به آن را بشنویم؛ اما واقعیتی است. اگر بخواهیم مظهر این ضعف را در دنیای بیرونی مشاهده کنیم، ضعف نفوذ امریکا در دنیا یکی از مظاهر آن است. تحریمهای امریکا در دنیا با عکس العمل شدید مواجه می شود. تصمیمهای امریکا در زمینه ی مسائل جمعی، با امتناع دولتهای دیگر در اروپا و غیر اروپا مواجه می شود. انتخابهای اقتصادی امریکا در مسائل جهانی، با چالش عظیم قدرتهای مردمی و سیاسی در دنیا مواجه می شود.

نفوذ امریکا رو به افول است. بعد از دوران جنگ سرد، بعد از افول و انحلال شوروی، آن ها ادّعا کردند که ما باید رئیس امپراتوری بزرگ دنیا باشیم؛ اما دنیا حتّی به عنوان یک ابرقدرت نافذ الکلمه هم دیگر از آن ها حرف شنوی ندارد. شرکت نفتی قرارداد بسته ی با مناطق تولید گاز ایران را ممنوع کردند از اینکه به کارش ادامه بدهد؛ بلافاصله یک شرکت فرانسوی جای آن را گرفت. قانون گذراندند، فریاد کردند و نوشتند؛ فایده ای نکرد. مسئله این گونه است. نفوذ سیاسی امریکا افول کرده است؛ این یکی از مظاهر عقب رفت قدرت امریکاست.

این ها آسیب پذیرند. نمونه ی اخیرِ همین چند روزه ی آن، مسئله «کمپ دیوید ۲» است. یاسر عرفات و رئیس رژیم صهیونیستی را پانزده روز تمام بردند در «کمپ دیوید» نگه داشتند تا شاید بتوانند چیزی از آن در بیاورند که برای امریکا یک تحرّک سیاسی، یک تجدید حیات سیاسی و یک مظهر نفوذ سیاسی باشد. نتوانستند؛ اعتراف کردند که شکست خوردند. آمریکاییها در قضیه ی «کمپ دیوید» شکست فضاحتباری خوردند؛ هیچ طرف تسلیم آن ها نشد. «بیانات در دیدار جمع کثیری از جوانان استان اردبیل ؛ ۱۳۷۹/۰۵/۰۵»

سال ۱۳۸۰؛ آمریکا حقا شیطان بزرگ است

آمریکاییها باطن خود را نشان دادند. رئیس جمهور امریکا در نطق اخیرش، مثل کسی حرف می زند که تشنه خون انسان هاست! کشورها و ملتها را تهدید و متّهم می کند. همه دنیا می دانند که شیطان بزرگ، امریکاست؛ این یک حرف متّکی به دلیل است. این عنوان «شیطان بزرگ» برای امریکا، یک نام گذاری بی دلیل نبود. شما به تاریخ سی، چهل سال گذشته نگاه کنید؛ بیشترین کارشکنی را نسبت به نهضتهای مردمی و مستقل، امریکا کرده است. بیشترین ترور شخصیتهای مؤمن پاک دامن را در دنیا، دستگاه جاسوسی سیای امریکا کرده است. بیشترین حمایت را از رژیمهای ضدّ مردمی در دنیا، امریکا کرده است. بیشترین فروش اسلحه و سلاحهای مرگ بار را در دنیا امریکا کرده است. بیشترین چپاول و غارت را نسبت به ثروتهای ملتها، امریکا کرده است. این ها شیطنت است؛ پس بزرگترین شیطانهاست. البته این کارها را شیطانهای دیگری هم در دنیا می کنند، اما هیچ کدام به شیطنت امریکا نیستند؛ پس او حقّاً شیطان بزرگ است. این شیطان بزرگ که همه ملتها- نمی گویم همه دولتها و حکومتها- شیطنتش را قبول دارند، جمهوری اسلامی را به شیطنت متهم می کند! ما افتخار می کنیم که منفورترینِ شیطانهای دنیا، با ما با این لحن حرف بزند. ما از تعریف و تجلیل سردمداران رژیم امریکا هرگز خشنود نمی شویم. او مسئولان کشور ما را متّهم می کند که منتخب مردم نیستند! در جمهوری اسلامی، همه سران کشور، منتخبان ملتند؛ آن هم نه یک انتخاب خشک و صرفاً برای اینکه کاری کرده باشند؛ یک انتخاب حد اکثری مطلق و همراه با عواطف شدید است. این بی تجربگی ها و بی معرفتی های نسبت به حقایق ملتها، همان چیزهایی است که امریکا تابه حال سیلی و چوب آن ها را خورده و بعد از این هم خواهد خورد. مسئولان بی تجربه امروز امریکا، کشور بزرگ خود را با این حرفها و با این کارها لحظه به لحظه به لبه پرتگاه سقوط نزدیک تر می کنند. این ها از معنویت و انسانیت و حقوق انسانی بویی نبرده اند. با ملتهای مظلوم، اگر بتوانند، در نهایت شدّت و خشونت عمل می کنند. با ملتهایی که در مقابل آن ها تسلیم نشوند و به زانو در نیایند؛ اگر بتوانند، همان کاری را می کنند که امروز رژیم صهیونیستی با مردم فلسطین می کند. ولی نمی توانند و در ارزیابی قدرت خود هم اشتباه می کنند. «بیانات در دیدار کارگزاران حج و مسئولان برگزارکننده مراسم دهه فجر؛ ۱۳۸۰/۱۱/۰۳»

سال ۱۳۸۳، آمریکا سردمدار تروریست ها

امروز پرچم مبارزه ی با تروریسم در دست امریکاست؛ این پرچم را گرفته است و مرتب به این طرف و آن طرف می تازد و خودش را به میمنه و میسره می زند، که ما می خواهیم با تروریسم مبارزه کنیم؛ آن وقت ترور واضحِ با اعلام قبلی شخصیتهای فلسطینی را که سلّاخها و جنایت کارهای صهیونیست انجام می دهند، تأیید می کنند؛ خجالت هم نمی کشند و شرم هم نمی کنند! خود همین دلیل بر این است که این ها رو به زوالند و نمی فهمند. برای یک نظام و یک رژیم سیاسی، ضعف حقیقی و افول قدرت وقتی شروع می شود که این رژیم و این نظام، استدلال سیاسی و قانع کننده ی برای کار خود، و حقانیت سیاسی خود را از دست بدهد. وقتی رژیمی حقانیت سیاسی اش از دست رفت و استدلال او برای موجودیت و کارهای خودش از دست او خارج شد، آن وقت قدرت معنوی خود را از دست داده است و سقوط او شروع شده است؛ و لو در ظاهر چیزی فهمیده نشود و خود او نفهمد. این ها این قدر مست قدرت و شهوتند که نمی فهمند ضعف استدلال و فقدان حقانیت سیاسی آن ها در دنیا، با آن ها چه دارد می کند. «بیانات در دیدار جمعی از کارگران و معلمان؛ ۱۳۸۳/۰۲/۱۲»

سال ۱۳۸۳؛ انفعالی بودن دولت آمریکا

طبیعت باطل این است که جولان می کند. «للباطل جوله»؛ الآن امریکا در دنیا جولان می کند. گاهی هم به رخ ما می کشند که ما هم در دروازه ی غربی شما هستیم، هم در دروازه ی شرقی شما- در عراق و افغانستان- راست هم می گویند؛ اما آیا این برای امریکا قدرت است یا ضعف؟ ما اعتقادمان این است که این نشانه ی ضعف آن هاست و باعث فشار بر آن هاست. امروز امریکا در عراق دچار مشکلاتی است که برای خارج شدن از این مشکلات فکر می کند. امریکا به اختیار خود وارد عراق شد؛ اما امروز به اختیار خود برنامه ریزی نمی کند و تصمیم نمی گیرد. امروز برنامه ریزی های امریکا در عراق عموماً جنبه ی انفعالی دارد؛ کارهایی است که ناچارند انجام بدهند. بنده همان زمانی که امریکایی ها یا حمله را شروع کرده بودند یا می خواستند شروع کنند، در نماز جمعه گفتم شما به میل خودتان وارد می شوید، اما بدانید که به میل خودتان نمی توانید خارج شوید. تا امروز، هزینه های کمرشکنی بر امریکا تحمیل شده است و بعد از این هزینه های کمرشکن تری بر آن ها تحمیل خواهد شد؛ بمانند در عراق، برایشان هزینه دارد؛ خارج هم شوند، برایشان هزینه دارد؛ این، نقطه ی ضعف برای امریکاست که در عراق حضور دارد، نه نقطه ی قوّت. امریکا علاوه بر هزینه های مادی- که حدود دویست میلیارد، آن طور که گفته می شود، تا حالا داشته- در عراق، متحمل ضرر هم شده است؛ مخارج لشکرکشی و تجهیزات و علاوه ی بر آن، تلفات انسانی. آن طور که خود آن ها آمار می دهند یا ما حدس می زنیم، نسبت تلفات امریکایی ها در مقابل عراقی ها از نسبت تلفات آن ها در مقابل ویتنامی ها، در جنگ ویتنام، بیشتر است، یا درصدی بیشتر است. در جنگ ویتنام هر بیست ویتنامی که کشته می شد، در مقابلش یک امریکایی قرار داشت؛ اما در اینجا امریکایی ها خودشان می گویند هزار نفر تا حالا کشته داشته اند و عراقیها هفده هزار؛ یعنی یک بر هفده. البته طبق محاسباتی که انسان می کند یا خبرهایی که می شنود، تلفات امریکایی ها بیش از هزار نفر است. اگر این باشد، آن وقت نسبت خیلی بالاتر از این می رود. این ها نتوانسته اند عراق را فروبدهند؛ در دهنشان گذاشتند؛ در گلویشان گیر کرده است. هر کاری بکنند، به ضرر آن هاست. امروز امریکا در عراق دچار تناقض است؛ از یک طرف احتیاج دارند که در عراق امنیت برقرار شود؛ چون اگر بخواهند در عراق مقاصد خودشان را اجرا کنند، بدون امنیت که نمی شود. اینکه هر روز یک لوله ی نفت را منفجر کنند و هر روز در جایی نیروهای امریکایی را هدف قرار بدهند، آن ها نمی توانند کار کنند. از طرف دیگر، خودِ حضور نیروهای نظامی امریکا عنصر ضد امنیتی است؛ خودش شورش آفرین است؛ اوضاع را مغشوش و خراب می کند و مردم را علیه آن ها می شوراند. اگر بخواهند برای این دولتی که سرکار آمده است، امنیت را برقرار کنند، باید یک ارتش قوی به وجود بیاورند و از این جهت، امریکا احتیاج دارد که دولت عراق ارتش قوی داشته باشد؛ اما از آن طرف، از وجود یک ارتش قوی در عراق هم امریکایی ها می ترسند؛ چون می دانند یک ارتش قوی در یک دولت اسلامی و عربی بالقوه تهدید برای اسرائیل است؛ این تناقض است. تناقض دیگر این است که ادعا می کنند ما آمدیم دمکراسی برقرار بکنیم؛ اما قادر نیستند دمکراسی را برقرار کنند؛ برای خاطر اینکه با منافعشان در تضاد است؛ چون اگر امروز انتخاباتی در عراق برگزار شود، بیشترین کسانی که رأی خواهند آورد، مخالف ترینِ انسانها با آمریکایند. دمکراسی یعنی این؟! این هم تناقض دیگری است که آن ها در آن گیر کرده اند و راهی برای خلاص ندارند. «بیانات در دیدار بسیجیان استان همدان؛ ۱۳۸۳/۰۴/۱۶»

سال ۱۳۸۶؛ شکست آمریکا در سرکوب انقلاب

سرکوب انقلاب و شکست انقلاب- که یک پروژه ی استکباری بود- در این منطقه شکست خورده است و بعکس، مهاجمین به انقلاب، حتّی در حجم دولت حجیم و قدرت مندی مثل امریکا، روز به روز به شکست و انهزام نزدیک تر می شوند. امروز ما نشانه ها و علائم واضح شکست را در سیاستهای امریکائی در منطقه مشاهده می کنیم. این ها برای ملت ما و برای جوانان ما و برای تحلیلگران ما سرفصل های مهمی است که باید روی آن واقعاً تدبر کنند. یعنی بحث عظیم مواجهه ی نیروهای مردمی متکی به معنویت با نیروهای مادی متکی به زور و تهدید، یک بحث بسیار مهم و جدیدی است که باید در مباحث علوم اجتماعی و روان شناسی ملتها و روان شناسی اجتماعی مورد توجه قرار بگیرد؛ این کاملًا مغفولٌ عنه است. ملتی مثل ملت ما که نه بمب اتم دارد، نه از لحاظ علمی به او فرصت داده شده در طول صد سال که همپای پیشروان قافله ی علمی حرکت کند و مواقع زیادی عقب مانده، هم از لحاظ ثروتها به پای آن کشورهای ثروتمند نمی رسد، اما در عین حال این کشور و این ملت توانسته است توطئه های مجموعه ی کشورهای قدرت مندِ برخوردار از سلاح و تکنولوژی و ثروت مادی و رسانه ای را در مهم ترین میدانها به عقب نشینی وادار کند و شکست بدهد. این علتش چیست؟ این در خور تأمل و تدقیق است. این را باید دانشمندان علوم سیاسی و علوم اجتماعی تحلیل کنند؛ ببینند نقش این معنویتها چگونه خود را نشان می دهد، که امروز در ایران نشان داده. لذا نگاه به این صحنه، نگاه عبرت آموز و درس آموزی است. صحنه، صحنه ی شکست قدرت استکباری امریکاست. نمی خواهیم ادعای واهی بکنیم؛ نه، این ها چیزهای واضحی است و خودشان هم می گویند. آمریکائی ها قضیه ی ۲۰ شهریور، یعنی همان ۱۱ سپتامبرِ چهار پنج سال قبل را بهانه ای قرار دادند برای اینکه مطامع خودشان را در خاورمیانه پیش ببرند. هدف اصلی آن ها هم این بود که بتوانند خاورمیانه ای درست کنند بر محور منافع اسرائیل؛ به تعبیری که آن روز ما می کردیم، خاورمیانه ای با پایتختی اسرائیل؛ این طور چیزی مورد نظرشان بود. اشغال عراق و حمله ی به عراق، جزئی از نقشه های این پروژه بود. عراق یکی از ثروتمندترین کشورهای این منطقه و کشورهای عربی است؛ کشوری که امروز متأسفانه مردمش این طور در فقر و حالت دردآوری زندگی می کنند. آمریکائی ها می خواستند این کشور را در مشت بگیرند- صدام کافی نبود، غیر قابل محاسبه بود- دولتی را در آنجا سر کار بیاورند که هم ظاهر مردمی داشته باشد، هم توی مشت آن ها باشد. این یکی از قدمهای مهم ایجاد خاورمیانه ی جدید بود که باید بر محور منافع اسرائیل به وجود بیاید. آن وقت چنین خاورمیانه ای می تواند ایران اسلامی را در محاصره قرار بدهد؛ هدفشان این بود. شما حالا جزء جزء این نقشه را مورد ملاحظه قرار بدهید. در فلسطین این نقشه شکست خورد. فلسطین که یک نقطه ی اصلی و محوری بود، این نقشه در آنجا شکست خورد. چرا؟ به خاطر اینکه در فلسطین گروه حماس که بزرگترین و اصلی ترین هسته ی مقاومت در مقابل اسرائیل است، با آراء مردم دولت تشکیل داد و سر کار آمد. تودهنی به امریکا و اسرائیل از این بالاتر؟ از آن روزی هم که این دولت به وجود آمده است، مرتب دارند کارشکنی می کنند که از میدان خارجش کنند؛ اما تا امروز نتوانسته اند. متأسفانه از خود بعضی از فلسطینی ها هم کمک گرفتند برای به زانو در آوردن دولت مردمی فلسطین؛ اما تا امروز بحمد اللَّه نتوانسته اند، امیدواریم بعد از این هم نتوانند. این مربوط به فلسطین.

خود رژیم صهیونیستی هم- که هدف، تقویت این رژیم بود- ضربه خورد و آمریکائی ها هم تودهنی خوردند. چگونه تودهنی خوردند؟ تابستان سال گذشته، این نیروی نظامی پرهیاهوی پرمدعا- ارتش اسرائیل که ادعا می شد قوی ترین ارتش این منطقه است- با سازوبرگِ مفصل وارد جنگ با لبنان شد؛ آن هم نه با یک کشور، نه با یک دولت؛ با یک نیروی منظم، با چند هزار نیروهای حزب اللَّه و مقاومت اسلامی. سی و سه روز این جنگ طول کشید، که در این منطقه سابقه ندارد. چندین جنگی که اسرائیل با اعراب داشته است، از چند روز- حد اکثر یکی دو هفته- تجاوز نکرده است. این جنگ، سی و سه روز طول کشید و با شکست کامل و مفتضحانه ی ارتش اسرائیل تمام شد. کی تصور می کرد؟ آمریکائی ها اصلًا فکرش را نمی کردند، اما اتفاق افتاد. این هم یک تودهنی. آن ها قصد داشتند در لبنان حزب اللَّه را خلع سلاح کنند؛ اما حزب اللَّه نه فقط خلع سلاح نشد، بلکه آن چنان قوی و مقتدر شد که توانست ارتش اسرائیل را که به صورت افسانه ای شکست ناپذیر می دانستند، شکست بدهد.

پس در مورد دولت فلسطین شکست خوردند، در مورد دولت جعلی صهیونیستی شکست خوردند، در مورد قطع کردن دست جوانان رشید لبنانی از کمک به فلسطین شکست خوردند، در مورد عراق هم شکست خوردند. عراق را آمدند اول با فتح نظامی اشغال کردند. این، قدم اول بود و بخش

آسان مسئله بود. امروز بیش از چهار سال از اشغال عراق به وسیله ی آمریکائی ها و همپیمانانشان می گذرد. همه در دنیا قضاوتشان این است که امریکا در عراق شکست خورده. همه ی تحلیلگران دنیا می دانند که امریکا امروز با سراسیمگی دنبال راهی می گردد که آبرومندانه از عراق خارج شود. همه می دانند که امریکا در عراق به بن بست رسیده. هدف آمریکائی ها این بود که یک دولت دست نشانده به وجود بیاورند. دولتی که مردم عراق روی کار آورده اند، دولتی است که با هدفهای امریکائی خیلی فاصله دارد؛ در مقابل آمریکائی ها می ایستد؛ دست نشانده ی آن ها و تسلیم آن ها نیست. آمریکائی ها خیلی به این در و آن در زدند، بلکه بتوانند دولت مردمی را ساقط کنند و دولت خودشان را سر کار بیاورند، اما نتوانستند؛ تا امروز هم نتوانسته اند. اگر ملت عراق إن شاء اللَّه هوشیاری شان را حفظ کنند، بعد از این هم نخواهند توانست. «بیانات در خطبه های نماز جمعه ی تهران ؛ ۱۳۸۶/۰۶/۲۳»

سال ۱۳۸۶؛ شکست قدرت آمریکا

قدرت نمائی قدرتمندان دیری نمی پاید. امریکا شکست خورد. در این حرکتی که از چند سال پیش در این منطقه راه انداختند، که هدفش خاورمیانه بود و به نظر ما هدف نهائی و غائی اش جمهوری اسلامی بود، نه خاورمیانه را توانستند به دست بیاورند، نه جمهوری اسلامی را توانستند تضعیف کنند؛ عراق هم که وضعشان این طوری است. آمریکائی ها دچار مشکلند. حالا فرافکنی و طلبکار شدن رسانه ای که اهمیتی ندارد. حالا ایران یا کشور دیگری را متهم بکنند، که مایه ای ندارد. اما در خود این گزارشهایشان، ضعف و فروماندگی و پای در گلی کاملًا آشکار است. همین نمایندگان سیاسی و نظامی امریکا در عراق که رفتند به کنگره ی امریکا گزارش جنگ عراق را بدهند، چیزی که توانستند به عنوان دستاورد ذکر بکنند، این بود که گفتند عراق به بازار تسلیحاتی امریکا ملحق شد. خاک بر سرتان! یک کشور را گرفتند، این طور مردم را لگدمال کردند، این طور منافع ملت را از بین بردند، آن طور به ملت خودشان دروغ گفتند که ما به این نیت داریم می رویم، این کارها را می خواهیم بکنیم، حالا نتیجه این است که تسلیحات امریکا در عراق قابل فروش رفتن است! این، نشان دهنده ی نهایت ضعف و عقب ماندگی است؛ نشان دهنده ی این است که حقیقتاً ناکامند. «بیانات در خطبه های نماز جمعه ی تهران ؛ ۱۳۸۶/۰۶/۲۳»

سال ۱۳۸۷؛ ناتوانی آمریکا در مقابله با حرکت رو به رشد انقلاب اسلامی ایران

سیاستهای استکبار، سیاستهای آمریکا، سیاستهای شبکه ی صهیونیستی عالم که آماج اولش برای دشمنی، به دلائل روشن، جمهوری اسلامی است، نمی توانند جمهوری اسلامی را از پا در بیاورند. نه فقط نمی توانند از پا در بیاورند، نمی توانند کند کنند. ما می توانیم با سرعت حرکت خودمان را پیش ببریم. البته منتظر توطئه ی دشمن هستیم. این توطئه ها ادامه پیدا خواهد کرد، تا یک مقطعی؛ آن مقطع عبارت است از اقتدار همه جانبه ی کشور که این، کارِ شما دانشجوها، کارِ شما نسل جوان است. آن وقتی که توانستید کشور را به اقتدار علمی و به اقتدار اقتصادی برسانید و آن وقتی که توانستید عزت علمی را برای کشور فراهم کنید، آن روز البته توطئه ها کم خواهد شد؛ مأیوس خواهند شد. تا وقتی به آن نقطه نرسیده ایم، منتظر توطئه ها باید بود و آماده ی مقابله ی با این توطئه ها باید بود. و إن شاء اللَّه هرروزی که بگذرد، شما قوی تر خواهید بود، دشمن شما ضعیف تر خواهد شد و آن روزی که پیروزی نهائی نصیب ملت بشود، إن شاء اللَّه روز دوری نخواهد بود. «دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت ؛ ۱۳۸۷/۰۹/۲۴»

سال ۱۳۸۸؛ برتری ایران اسلامی در مقابل آمریکا

ملائکه اللَّه به ما هم در دفاع هشت ساله مان کمک کردند؛ ما این کمک را به چشم خودمان دیدیم. حالا یک آدم غرق در مادیات باور نمی کند، خب نکند؛ ما این کمک را دیدیم. امروز هم ملائکه اللَّه دارند به ما کمک می کنند؛ امروز هم به کمک الهی است که ما ایستادیم. ما نیروی نظامیمان با آمریکا قابل مقایسه نیست؛ نیروی اقتصادیمان، امکانات مالی مان، امکانات تبلیغاتیمان، گستره ی فعالیت سیاسی مان با آمریکا قابل مقایسه نیست؛ اما در عین حال ما قوی تر از آمریکائیم. بااینکه او پول دارتر است، او مسلح تر است، او امکانات تبلیغاتی اش بیشتر است، او امکانات مالی و سیاسی اش بیشتر است؛ اما در عین حال او ضعیف تر است و ما قوی تریم. دلیل قوی تر بودن ما این است که در همه ی این میدانهائی که ما و امریکا باهم مواجهیم، او قدم به قدم عقب نشینی می کند؛ ما عقب نشینی نمی کنیم؛ ما جلو می رویم. این، نشانه؛ این به برکت اسلام است؛ این به برکت کمک الهی و کمک ملائکه اللَّه است. ما به این ها اعتقاد داریم، این ها را باور داریم، این ها را به چشم خودمان داریم می بینیم. و إن شاء اللَّه آن روزی را که قدس شریف، علی رغم این دغدغه هائی که در مورد قدس بیان کردند- که یک دغدغه های واقعی است- به دست مسلمانها بیفتد، شاید خیلی از شماها آن را ببینید؛ ما باشیم یا نباشیم؛ به هر حال این را یک روزی مردم فلسطین و مردم دنیا مشاهده خواهند کرد. «بیانات در دیدار شرکت کنندگان در افتتاحیه ی همایش غزه ؛ ۱۳۸۸/۱۲/۰۸»

سال ۱۳۸۹؛ دستپاچگی آمریکا

اینی که انسان می بیند طرف- حریف- دستپاچه شده، تلاش میکند، سراسیمه شده، به این در میزند، به آن در میزند، این فعالیت را میکند، آن را می بیند، این را می بیند؛ این پیداست که این طرفِ قضیه، قدرتی پیدا کرده است که او را مرعوب کرده، به هراس انداخته و سراسیمه کرده. اگر ما ضعیف بودیم، اگر ما آسیب پذیر بودیم، اگر میتوانستند با یک ضربت، ما را به زانو در بیاورند، این همه تلاش لازم نبود. این تلاش، نشانه ی اقتدار این طرف است؛ و واقع قضیه هم همین است، که حالا من اشاره خواهم کرد. این طرف نسبت به سه دهه ی قبلی قوی تر شده است، مجرب تر شده است، آگاه تر شده است، دستهای بازتری پیدا کرده است و متقابلًا دشمن ضعیف تر شده است. یک روز همه ی دنیای مستکبر، مجتمعاً علیه ایران بودند. یعنی واقعاً یک نقطه ی استراحتگاه وجود نداشت. در دهه ی اول انقلاب اینجور بود دیگر. شوروی یک قدرتی بود که فقط یک کشور که نبود، یک مجموعه ی عظیم از کشورها بود که مرکز، اینجا و در روسیه ی امروز بود؛ اروپای شرقی متعلق به اینها بود، غالب کشورهای آفریقائی و آمریکای لاتین با اینها بودند و در آسیا بسیاری از اینها حساب میبردند. اینها علیه جمهوری اسلامی بودند. ما آن وقت برای یک سلاح متعارف به هیچ جا نمیتوانستیم مراجعه کنیم؛ یعنی هیچ کشوری در دنیا نبود که یک سلاح متعارف- مثلًا فرض کنید تانک- را بیست تا، سی تا اگر میخواستیم، به ما بفروشند. من همان وقت زمان ریاست جمهوری خودم، سفری کردم به یوگسلاوی، که علی الظاهر خیلی هم ما را تحویل گرفتند و احترام کردند و به به و چه چه هم کردند؛ اما هرچه اصرار کردیم، اینها حاضر نشدند به ما همین سلاحهای متعارف را بدهند. با اینکه یوگسلاوی جزو کشورهای مستقل بود، نه جزو غرب بود، نه جزو بلوک شرق بود؛ اما در عین حال حاضر نشدند. دیگران که خب، جای خود دارند.

آن طرف هم بلوک غرب بود؛ آمریکا بود، اروپا بود، همین فرانسه ی امروز که حالا تبلیغات علیه ما میکنند و حرف علیه ما میزنند، آن روز «میراژ» علیه ما میفرستادند، «سوپر اتاندارد» علیه ما میدادند؛ یعنی حمله ی آن روزِ این کشورها علیه ما از حالا خیلی بیشتر بود. امروز آلمانها فرض کنید که یک حرفی در تبلیغاتشان- صدر اعظمشان یا دیگری- میزند؛ آن روز سلاح شیمیائی به صدام میدادند، کارخانه ی سلاح شیمیائی برایش درست میکردند؛ یعنی دشمنی ها آن روز عملی تر و فعالتر بود.

امروز، این حرفها نیست، این خبرها نیست؛ یعنی نمیتوانند، زمینه ای برای آنها وجود ندارد، نه اینکه امروز نجیب تر شده اند، بهتر شده اند؛ نه، می بینند که نمیشود کاری اش کرد؛ یعنی این حجم عظیم، روزبه روز پرمغزتر هم شده، قوی تر هم شده. و غرب، امروز- این نکته ی مهمی است- احساس میکند که سلطه ی قدیمی اش بر دنیای اسلام متزلزل شده؛ یعنی اینهائی که در کشورهای اسلامی و عربی بی هیچ مانعی و رادعی میتاختند و جلو میرفتند، امروز می بینند نمیشود؛ نمیتوانند. این موج اسلامی آنها را وادار کرده، حتّی تجدیدنظر میخواهند بکنند، آن هم براشان مشکل شده. در بعضی از کشورها که وابستگی آنها به غرب واضح و آشکار است- مردمشان هم این را میدانند و ناراضی هستند- میخواهند یک تجدیدنظرهائی بکنند، بلکه بتوانند اوضاع را روبه راه بکنند، نمیتوانند؛ برای آنها یک راه بن بست است. امروز غرب در یک چنین موقعیتی است. خب، این ضعف طبعاً نتیجه اش همین است که بیایند سراغ این چیزها و قطعنامه صادر کنند. قطعنامه، یکی دو تا، پنج تا، ده تا. قطعنامه ای که دل ملتها، حتّی دل دولتها هم با او همراه نیست. همین دولتهائی که بعضی ها خودشان عضو شورای امنیتند و این قطعنامه ها را امضا میکنند، ما اطلاع داریم که حتّی بعضی از خود این دولتها راضی به این تحریمها نیستند؛ برای آنها یک عمل قسری است و یک عمل جبری است؛ یک رودربایستی سیاسی است. وضع این است. «مربوط به: بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ؛ ۱۳۸۹/۰۶/۲۵»

سال ۱۳۸۹؛ پایان دوران حکومت استکبار جهانی

امروز خاورمیانه بیدار شده است، دنیای اسلام بیدار شده است. سالهای سلطه ی قدرتمندانِ دور از این منطقه – که به خاطر وجود منابع عظیم این منطقه هجوم آوردند و دوران استعمار و استعمار نو و استعمار بالاتر از نو را تجربه کردند – دارد به پایان میرسد؛ این یک واقعیتی است. یک روزی در منطقه ی ما این دو قدرت بزرگی که آن روز بودند – یعنی آمریکا و شوروی سابق – بر همه ی امور سیاسی این منطقه مسلط بودند. یک بخشی مربوط به چپ بود، یک بخشی مربوط به راست بود؛ با هم اختلاف و دعوا، بعد هم یک وقتی با هم میساختند – در رأس، قدرتهای پشت سر اینها، آمریکا و شوروی با هم میساختند – یکهو میدیدیم مصر را فروختند! کمااینکه در یک دوره ای فروختند. در واقع جنگ بین دو اردوگاه بود. بعد در بالا با هم نشستند پشت پرده مذاکره کردند، ملتها، زمامدارانشان، منافعشان، همه زیر پا له میشد.

امروز اینجوری نیست. امروز ملتهای منطقه افول تدریجی قدرتها را می بینند. و در این زمینه، پیشرو، ایران اسلامی است با پشتوانه و عقبه ی عظیم فرهنگی و امکاناتی که در این کشور هست؛ آن هم ایران متکی به اسلام، که اسلام آمیخته است با جان و روح و فکر این ملت و این مجموعه. این را بایستی نگه داش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *