تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شهاب شریعت، حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شهاب شریعت، حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره) با 94 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل شهاب شریعت، حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل شهاب شریعت، حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل شهاب شریعت، حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شهاب شریعت، حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل شهاب شریعت، حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهاب شریعت، حضرت آیت الله مرعشی نجفی (ره) :

هفتم صفربرابر با ۷ شهریور سال ۱۳۶۹ شمسی رحلت فقیه عالیقدر، حضرت آیت الله سید شهاب الدین مرعشی است. به مناسبت سالگرد وی شمه ای کوتاه از زندگانی و ذکر خاطرات و کرامات ذکر می گردد. حضرت آیت الله العظمی شهاب الدین مرعشی در بیستم صفر سال ۱۳۱۵ قمری در نجف اشرف به دنیا آمد. پدرش آیه الله سیدشمس الدین محمود مرعشی از فقها و مدرّسان نجف بود.

تحصیلات و آثار علمی

حضرت آیت الله مرعشی در آغاز به تحصیل علوم جدید و بخشی از طب سنتی روی آورد و سپس به تحصیل علوم متداول حوزوی پرداخت. در سال ۱۳۴۲ قمری به ایران آمد و یک سال بعد برای زیارت حضرت معصومه(س) به قم مشرف شد و به دستور آیت الله حائری در این شهر ماندگار شد آیه الله العظمی مرعشی به دستور حضرت آیه الله حائری مشغول تدریس شد. و پس از رحلت آیه الله حائری به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت.

آیه الله مرعشی در طول سالیان دراز عمر با برکت خویش کتاب ها و مقاله های زیادی درباره علوم قرآنی، ادبیات عرب، حدیث، دعا، فقه، اصول، منطق، لغت، تاریخ، رجال و تراجم، انساب و… نوشت که بسیاری از آنها هنوز چاپ نشده است. شمار آثار ایشان به ۱۴۸ کتاب، رساله و مقاله می رسد.

مرجعیت و امور عامه

آیت الله مرعشی پس از رحلت آیت الله بروجردی در سال ۱۳۸۰ قمری در زمره معدود مجتهدانی بود که به عنوان مرجع شیعیان برگزیده شد و از آن پس به عنوان یکی از ارکان اصلی حوزه و جهان تشیع در آمد. در طول سالیان دراز که مرجعیت تقلید شیعیان را بر عهده داشت، خدمات شایانی به جهان اسلام نمود. نماز جماعت با شکوه ایشان در صحن حضرت معصومه(س) یکی از خاطرات هر زائر و ساکن قم است. ایشان بسیار شوخ طبع بودند. به مستضعفان عنایت ویژه ای داشت. به مشکلات آنان رسیدگی می کرد. و علاقه خاصی به اهل بیت و حضرت معصومه(س) داشت. از فعالیت های مهم ایشان، تأسیس مدارس علمیه از جمله مدرسه مهدیه، مومنیه، شهابیه و مرعشیه بود. مهم ترین اثری که از ایشان به یادگار مانده است، ساخت کتابخانه بزرگی است که ایشان با زحمت و رنج فراوان انجام دادند.

آیت الله مرعشی در دوران جوانی که در حوزه علمیه نجف مشغول تحصیل بود به گردآوری کتب خطی پرداخت. گاه شب ها در یک کارگاه برنج کوبی کار می کرد، روزها روزه استیجاری می گرفت و نماز استیجاری می خواند، تا هزینه خرید کتب را تهیه نماید. کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی اکنون با دارا بودن بیش از ۲۵۰۰۰۰ جلد کتاب چاپی و بیش از ۶۰۰۰۰ جلد کتاب خطی از مراکز بزرگ فرهنگی است. کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی به خاطر نسخه های خطی نفیس و ارزشمند و گاه منحصر به فرد و کتب قدیم مهم و کمیاب مورد توجه وافر نویسندگان، دانشمندان، مراکز علمی و تحقیقاتی سراسر جهان است.

سیاست حضرت آیت الله مرعشی نجفی

ایشان که دخالت در سیاست را وظیفه شرعی و تکلیف دینی خود تلقّی می کرد، در غائله انجمن های ایالتی و ولایتی از مرحوم امام خمینی حمایت نمود و در مواردی با صدور اعلامیه های مشترک یا مستقل نظر خویش را درباره مسائل کشور بیان می کرد. در جریان دستگری امام خمینی نیز به دفاع از امام پرداخت و با صدور اعلامیه های شدیداللحنی آزادی بی قید و شرط ایشان و سایر محبوسین را خواستار گردید. آن گاه که امام به ترکیه تبعید گردید از راههای گوناگون با مراجع نجف ارتباط برقرار کرد و از آنان خواست در این مورد اقدامی بنمایند. در سال ۱۳۵۶ ش که عوامل دست نشانده دستگاه ستم در روزنامه اطلاعات مقاله ای توهین آمیز علیه امام خمینی رحمه الله انتشار دادند، آیه الله مرعشی همگام با سایر بزرگان در این باره موضع گیری سختی نمود. با بازگشت امام از پاریس، ایشان همگام با بنیان گذار نظام اسلامی ایران از هیچ گونه تلاشی دریغ نکرد.

خاطرات شهاب شریعت از زبان فرزند ارشد و دیگران

روضه خوانی آیت الله مرعشی برای جوان مست

حجت الاسلام والمسلمین سید محمود مرعشی نجفی، فرزند آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) که نزدیک به پنجاه سال از عمر با برکت پدر را درک کرده است،در بیان خاطره ای زیبا از زندگی زاهدانه این عالم ربانی نقل کردند که یک شب آیت الله مرعشی نجفی به مراسم عقد یکی از آشنایان دعوت می شود و مهمانی طول می کشد، موقع برگشتن در تاریکی با یک جوان مست عربده کش مواجه می شوند.

جوان با تحکم می گوید: شیخ از کجا می آیی؟ ایشان هم جریان را توضیح می دهند؛ جوان مست می گوید: شیخ برایم روضه بخوان! آقا بهانه می آورند که اینجا منبر و چراغ و روشنایی نیست که روضه بخوانم. جوان روی زمین افتاده و می گوید: خوب این هم صندلی بنشین روی گرده من. پدرم می گفت؛ نشستم روی گرده این جوان مست، تا گفتم یا اباعبدالله، شروع کرد به گریه کردن به حدی که شانه هایش تکان می خورد و مرا هم تکان می داد، چنان که من از گریه او متاثر شدم، فکر کردم اگر این طور پیش برود او غش می کند، روضه را خلاصه کردم. گفت: شیخ چرا کم روضه خواندی؟ گفتم که خوب سردم شده… وقتی خواستم خداحافظی کنم گفت که من باید تا در خانه شما را همراهی کنم تا یکی مثل من مزاحم شما نشود. ابوی می فرمود: دو سه هفته از این قضیه گذشته بود، در مسجد بالاسر در محراب نشسته بودم، دیدم جوانی آمد و افتاد دست و پای من، به حضرت معصومه(س) قسمم داد که او را ببخشم، بعد که خودش را معرفی کرد، متوجه شدم که همان جوان مست بوده است. از آن شب به بعد به کلی دگرگون شده و توبه کرده بود و به نماز جماعت می آمد. این جوان تا آخر عمر با ظاهری خاشع و متواضع در صف اول نماز جماعت ایشان شرکت می کردند و پس از سال ها زندگی به دیار باقی شتافت و در حضور انبوه و پرشور مردم به خاک سپرده شد.

عدم تشرف به بیت الله الحرام

آیت الله نجفی تا هنگام وفات موفق به زیارت خانه خدا نشدند، تا واپسین روزهای عمر بارها از ایشان سوال می شد چطور تا حالا مشرف نشده اید؟ می فرمود: مستطیع نشدم! یک وقتی شخصی گفت: آقا این همه پول در اختیار شما هست، شما چگونه مستطیع نشدید؟ فرمود: این پول ها از آن من نیست، مال وجوهات، سهم امام و سهم سادات، مطالبه عبّاد و زکوات است و من نمی توانم اینها را برای خود صرف کنم و به مکه مشرف شوم، در حالی که از خودم هیچ چیزی در دنیا ندارم، پس من مستطیع نیستم. دیگری گفت: یک وقت ممکن است کسی شما را مهمان کند، فرمود: من باید بدانم آن پولی که می خواهم با آن مرا میهمان کند، از کجا تامین شده است؛ خدای ناکرده پول های شبهه ناک نباشد، دلم می خواهد که پول از آن خودم باشد.

مصرف بیت المال

اگر کسی در حرم مطهر به ایشان وجوهاتی می داد، همان شب باید آن را به مصرف می رساند و نمی گذاشت به صبح برسد، شبی پولی در حرم با نیت وجوهات به ایشان داده شد، وقتی به منزل آمد، فرمود: به نانوا زنگ بزنید، و این پول را به ایشان بدهید تا مسئولیت از گردن من برداشته شود، ممکن است نصف شب خداوند عمر مرا بگیرد و بعد این پول… .

غذا و لباس

معمولاً در شبانه روز یک وعده غذا میل می کردند و آن هم در تابستان غالباً نان و ماست و دوغ و در زمستان آش استفاده می کرد. درباره لباسش می گفت: از روزی که من خود را شناختم، یک ذره لباس خارجی مصرف نکردم، هر چه لباس می پوشید، ساخت داخل بود، روزی خیاط گفت؛ آقا دکمه ای که ما می گذاریم از خارج می آید، فرمود: از همین قیتان هایی که ساخت ایران هست، دکمه درست کنید تا دکمه آن هم خارجی نباشد. در طول زندگیش غذا و لباسی که مصرف می کرد، از وجوهات شرعیه نبود، بلکه از نذورات افراد علاقه مند به ایشان بود که می گفتند: آقا ما این پول را نذر شما می کنیم، هرگونه که می خواهیم هزینه کنید، لذا ایشان این نذورات را صرف مصارف شخصی خویش می کرد و از وجوهات و بیت المال استفاده نمی کردند. ضمن اینکه خودش نسبت به مصرف وجوهات بسیار حساس بود، به ما هم زیاد نصحیت می کرد و می فرمود: «حکم آتش دارد می سوزاند مراقب باشید، خدای نکرده زندگی تان آلوده به این جهات نشود» بارها طلبه هایی که می آمدند و وجوه می آوردند و رسید، دریافت می کردند، گاهی می خواستند وجوهی از ایشان بگیرند یا برگردانند، خیلی نصیحت می کرد و می فرمود: «من مقداری برای معاش شما می دهم، ولی در مصرف آن نهایت دقت کنید، شما روحانی هستید، باید بیش از هر کس دیگری مواظب بیت المال باشید، خدای نکرده اگر روحانی خلاف این کند، ما از مردم دیگر چه توقعی داریم.»

بنیان گذار تقریب مذاهب

پدرم با اکثر علمای سنی کشورهای مختلف ارتباط داشتند و با آنها مکاتبه می کردند، این در شرایطی بود که رژیم پهلوی، به اختلاف افکنی میان شیعه و سنی دامن می زد و تحت تاثیر این فضا هر کسی که با اهل تسنن ارتباط داشت به سنی گری محکوم می شد. این ارتباطات به حدی زیاد بود که ایشان ده ها اجازه روایتی از شخصیت ها مطرح اهل تسنن داشتند.

خرید ماشین

یادم هست که مادر ما می فرمود: آقا چرا شما یک ماشین پیکان که هر شخصی دارد، نمی خرید؟ در جواب گفت «از کجا؟ از خود پول ندارم، این پول ها هم که وجوهات است، من بیایم از مال وجوهات ماشین شخصی بخرم. حالا من روزی یک بار درس می روم و روزی دو بار هم به نماز جماعت جمعش یک ساعت و نیم نمی شود، من یک اتومبیل از وجوهات بخرم و در بیست و چهار ساعت، یک ساعت و نیم از آن کار بکشم، بقیه اش اینجا بخوابد. فردا جواب ولی عصر(عج) را چه بدهم!؟

آیت الله مرعشی تا آخرین روز زندگیش از ماشین شخصی استفاده نکرد و برای رفتن به درس و نماز مانند دیگران کرایه می داد و سوار تاکسی می شد. برای مساجد و حسینیه ها به مشکل اجازه صرف وجوهات می داد، می فرمود: از هدایا و تبرات استفاده کنید، هزینه کتابخانه نیز در مرحله اول از غیر وجوهات تامین می شود و تنها مواقع ضروری از وجوهات استفاده می شود، ولی برای ساختن مدارس علمیه اجازه می داد و می فرمود: اینجا جایی است برای سربازان امام زمان(عج).

آیت الله العظمی مرعشی تا لحظه وفات در حفظ بیت المال دقت می کرد، در وصیتنامه اش می خوانیم: من به زودی از این دنیا می روم، در حالی که برای ورثه خود جز نامی نیک باقی نگذاشتم و آنها را به خداوند بزرگ سپرده ام.

نیکی به والدین، رمز موفقیت آیت الله مرعشی نجفی

آیت الله مرعشی نجفی، احترام خاصی برای والدین قائل بودند؛ خودشان می فرمودند «وقتی مادرم مرا می فرستاد تا پدرم را برای خوردن غذا صدا کنم، بعضی وقت ها می دیدم پدر به خاطر خستگی، در حال مطالعه خوابش برده است. دلم نمی آمد ایشان را بیدار کنم، همان طور که پایش دراز بود، صورت خودم را به کف پای پدرم می مالیدم تا ایشان بیدار می شد. در این حال که بیدار می شد، برایم دعا می کرد و عاقبت بخیری می خواست، من خیلی از توفیقاتم را از دعای پدر و مادر دارم.

حتی یک بار هم به مادرم تندی نکرد

پدرم سعی می کرد تا جایی که می تواند کارهایش را خودش انجام دهد و با مادرم خیلی مهربان بود، به یاد ندارم حتی یکبار هم نسبت به او تندی کرده باشد. ایشان در کارهای منزل به مادرم کمک می کرد و وقتی کسالتی برای او پیش می آمد، پدرم غذا درست می کرد و در داخل غذا هم چیزهای جدیدی می ریخت و می فرمود:« حکم خدا نیست که از آسمان آمده باشد که مثلا آبگوشت باید چنین باشد».یک چیزهایی اضافه می کرد، خیلی هم خوشمزه می شد.

میهمان نوازی با هانری کربن

با میهمان خیلی با ملاطفت و احترام برخورد می کردند، یک بار قرار بود، «هانری کربن فیلسوف فرانسوی» خدمتشان برسد، آقا قبلا در اتاق برای او صندلی آماده کرده بودند، ولی خودشان روی زمین نشستند؛ هانری کربن به خاطر احترام به استاد از نشستن روی صندلی خودداری کرد، ولی استاد فرمودند« شما چون به صندلی عادت کرده اید و نشستن روی زمین برایتان مشکل است، دوست دارم پیش من راحت باشید. حتی با این که ماه رمضان بود، خواست برایش چایی بیاورید، امّا هانری کربن گفت که ماه رمضان است و لازم نیست چایی بیاورید. مرحوم پدرم جواب دادند: پذیرایی از مهمان برای ما لازم است، چون شما مسافر هستید، اشکالی ندارد و به مسیحی بودن او اشاره نکردند.

میهمانی و اطعام به نابینایان مستمند

یک بار با پدرم رفتیم منزل یک روحانی به نام حاج آقای کنی، دیدم حدود ۱۵ نفر مستمند نابینا هم مشغول خوردن چایی و میوه هستند. بعد از مدتی از بیرون برای اینها کباب آوردند و پدرم از این ها پذیرایی می کرد و برایشان آب و دوغ می ریخت. ولی آنها ایشان را نمی شناختند. متوجه شدم که این مهمانی از طرف پدرم بوده است، ولی از ما تعهد گرفت که این جریان را جایی نقل نکنیم.

پدر مهربانم!

شهید مصطفی خمینی هم ارتباط صمیمانه ای با پدرم داشت و با ایشان خیلی مانوس بود و در بعضی از نامه هایش که از عراق برایش می فرستاد، پدرم را با عباراتی مثل پدر مهربان خطاب قرار داده است. در یکی از نامه هایش که هنوز هم باقی است نوشته است «پدر مهربانم! مدتی است که نامه ای از جناب عالی نرسیده است. نگران هستم که نکند کسالتی برای شما حاصل شده باشد…آن صفا و صمیمیتی که بین شما و پدر من وجود دارد، اگر در دیگر اعلام نجف وجود داشت الان کار به اینجا نمی رسید» این جمله خیلی معنی دارد.

کبوتر حرم حضرت معصومه سلام الله علیها

آیت الله مرعشی نجفی کبوتر حرم حضرت معصومه سلام الله علیها بودند، هفتاد سال هر سه وعده نمازشان را اول وقت در حرم اقامه می کردند و خادم حضرت معصومه سلام الله علیها محسوب می شدند. بعضی صبح ها که هنوز در حرم باز نشده بود، همانجا پشت در می نشست و مشغول عبادت و تهجد می شد. حتی در زمستان که برف سنگینی می آمد، بیلچه و جاروی کوچکی با خود می برد و بیرون در حرم را جارو می کردند و همانجا مشغول عبادت می شدند تا در حرم را باز می کردند. خادمان از ایشان خواسته بودند که هر وقت به حرم مشرف می شوند، اطلاع دهند تا در را برایش باز کنند، ولی پدرم گفته بودند که لازم نیست این کار را انجام دهید و هر وقت در حرم برای مردم عادی باز می شود من هم همان موقع داخل حرم می شوم.

بیمه با تربت کربلا

وقتی که این کتابخانه بنا می شد به معمار گفتند: وقتی که پی را کندید و خواستید بتن بریزید، مرا خبر کنید. پدرم تشریف آوردند و چهار گوشه این زمین را تربت سید الشهدا علیه السلام ریختند. یکی از آقایان از حکمت این کار سوال کرد. فرمودند: من با این کار افرادی که به این کتابخانه می آیند را بیمه می کنم، تا از طریق خواندن کتاب های این کتابخانه انحرافی حاصل نکنند. در چهار مدرسه ای که برای طلاب ساختند نیز همین کار را انجام می دادند و می گفتند؛ طلبه هایی که در این مدارس درس می خوانند، بیمه می کنم تا از مسیر ائمه اطهار علیهم السلام راهشان را جدا نکنند.

طلب شفا از منبر سیدالشهدا

آقای شهیدی یکی از ارادتمندان آیت الله مرعشی نقل می کرد: «یک شب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *