تعداد بازدید
2 بازدید
ریال104.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای سیدالساجدین علی بن الحسین در ترویج فرهنگ عاشورا، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای سیدالساجدین علی بن الحسین در ترویج فرهنگ عاشورا شامل 105 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای سیدالساجدین علی بن الحسین در ترویج فرهنگ عاشورا در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل راهبردهای سیدالساجدین علی بن الحسین در ترویج فرهنگ عاشورا با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای سیدالساجدین علی بن الحسین در ترویج فرهنگ عاشورا نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای سیدالساجدین علی بن الحسین در ترویج فرهنگ عاشورا هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل راهبردهای سیدالساجدین علی بن الحسین در ترویج فرهنگ عاشورا اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل راهبردهای سیدالساجدین علی بن الحسین در ترویج فرهنگ عاشورا :

مقدمه

پس از گذر سال ها، هنوز حماسه عظیم عاشورا کربلا فراموش نشده و نسل به نسل، همچنان ادامه و انتقال می یابد. این حماسه نه تنها نمادِ جاودان آزادی خواهی و ظلم ستیزی است؛ بلکه در سایه ذکاوت و درایت ائمه اطهار(ع)، شیعیان و دوست داران حقیقیِ راه اباعبدالله الحسین(ع) ادامه یافته و هر ساله شاهد احیای مراسم عزاداری و تعزیه در ایران و سایر کشورهای اسلامی و حتی غیراسلامی هستیم.

بی شک در طول تاریخ پرفراز و نشیب دنیای اسلام، حرکت ها و قیام های بسیاری به وقوع پیوسته است. لیکن هیچ حرکتی، پویایی و برجستگی خون و پیام قیام عاشورا را ندارد. اما آنچه بیش از همه واقعه کربلا را پرفروغ و سازنده جلوه داده، سیره ائمه اطهار(ع) و جهت گیری های آنان در قبال این رویداد عظیم بشری است.

با نگاهی مختصر به زندگی امام حسین(ع) و امام بعدی – امام سجاد(ع) – این امر فهمیده می شود که تفاوت بسیار زیادی در جهت گیری های آن دو بزرگوار در قبال حاکمان زمانه وجود داشته است؛ چراکه امام حسین(ع) به جهاد و نبرد علیه خلیفه جور اموی – یزید – پرداخت، ولی امام سجاد(ع) به دلیل شرایط خفقان و سرکوب شیعیان و اهل بیت(ع)، دست به مبارزه فرهنگی (منفی) زده و از قیام علنی و سیاسی علیه حکومت اموی و خلفای آن پرهیز کرد.

با این توضیحات، سؤال و دغدغه این پژوهش آن است که راهبردهای سیاسی و فرهنگی علی بن الحسین سیدالساجدین(ع) به عنوان تنها باقی مانده فرزندِ ذکور خاندان امامت، در زنده نگه داشتن و ترویج و گرامی داشت فرهنگ عاشورا و یاد و خاطره امام حسین(ع) و شهدای دشت کربلا چه بوده است؟ این پژوهش به شیوه توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع روایی و تاریخی موجود در کتابخانه ها و نگاهی تحلیل گر، انجام گرفته است.

در زمینه پیشینه این پژوهش اثری شاخص یافت نشد و تنها در کتاب هایی که در باب زندگی نامه امام سجاد(ع) نگاشته شده است، می توان مواردی را یافت. از این رو این مقاله به صورت مستقل و منسجم در پیِ یافتن راهبردهای امام سجاد(ع) در ترویج و گرامی داشت واقعه عاشورا با استفاده از منابع روایی و تاریخی و به شیو تحلیل گزارش های روایی و تاریخی به دست آمده است.

پس از این مقدمه، نخست به بررسی شرایط سیاسی، دینی و فرهنگیِ امام علی بن الحسین(ع) در زنده نگه داشتن رویداد عظیم کربلا و حماسه آفرینان آن (امام حسین(ع) و یاران ایشان) پرداخته می شود.

۱. شرایط سیاسی عصر امام سجاد(ع)

امویان پس از صلح امام حسن(ع) در سال ۴۱ق، به طور علنی و رسمی خلافت را به دست گرفتند. بنیان گذار این سلسله معاویه بن ابوسفیان، یزیدبن معاویه و معاویه بن یزید (معاویه دوم) بودند که در طی سال های ۴۱-۶۴ق به حکومت پرداختند. لیکن با کناره گیری معاویه دوم از قدرت، در کنگره جابیه، اعضای حزب یمنی و بزرگان سپاه، مروان بن حکم را به قدرت رساندند و بدین طریق خلافت از شاخه سفیانی به مروانی منتقل گردید. (۶۴-۱۳۲ق)که اولین آن ها مروان بن حکم و آخرین آن ها مروان بن محمد بود. (طقوش، ۱۳۸۷: ۸۵). از این رو امام(ع)، از نخستین روز امامت تا پایان مدتِ امامت خویش، با خلفایی چون یزیدبن معاویه(۶۰-۶۴ق)، معاویه بن یزید(۶۴ق)، مروان بن حکم (۶۴ -۶۵ ق)، عبدالملک بن مروان (۶۵ -۸۶ق) و ولید بن عبدالملک (۸۶ -۹۶ق) هم زمان بود. (همان: ۲۵۳)

باید افزود با توجه به حاکمیت بنی امیه بر دنیای اسلام، امام سجاد(ع) در اوضاع سیاسی سختی روزگار می گذراند. از این رو درباره شرایط آغاز امامت علی بن الحسین(ع) گفته شده است: علی بن الحسین(ع) امامت خود را به صورت مخفی و با تقیه شدید و در زمانی دشوار عهده دار گردید. (مسعودی، ۱۴۲۶: ۱۶۸)

از این گزاره تاریخی می توان فهمید که شرایط در زمان امام سجاد(ع) بسیار سخت بود و علناً نمی توانست به مبارزه سیاسی دست بزند و تنها از طریق تقیه که همان مبارزه فرهنگی بود، به مبارزه با حکومت پرداخت. به نحوی که دعاهای صحیفه سجادیه مبنی بر وجود ظلم و ستم حاکمان جامعه دال بر این امر دارد.

سرانجام امام سجاد(ع) در محرم سال ۹۴ یا ۹۵ق به زهر ولید بن عبدالملک مسموم شده و به شهادت رسید و در قبرستان بقیع در کنار قبر عموی خویش امام حسن(ع) مدفون شد. (قمی، ۱۳۶۱: ۱۹۶ و ۱۹۷؛ یعقوبی، بی تا: ۲/۳۰۳؛ ابن کثیر، ۱۴۰۷: ۹/۱۱۴)

۲. شرایط دینی – فرهنگی عصر امام سجاد(ع)

بی شک امام سجاد(ع) از نظر علمی در میان مسلمانان و بالأخص شیعیان از موقعیت و منزلتی والا برخوردار بود؛ چنان که پس از واقعه حره، مسلم بن عقبه با این که از مردم مدینه به عنوان برده یزید بیعت گرفت، لیکن با امام در نهایت توجه و احترام برخورد کرده و مقرری بدان حضرت پرداخت (ابوحنیفه دینوری، ۱۳۶۸: ۲۶۶؛ اربلی، ۱۳۸۱: ۲/۵۱۶). از سوی دیگر به دلیل تدریس فقه و حدیث مورد توجه محدثان بوده است. از این رو مورخان در کتب خویش از مقام علمی امام(ع) ستایش کرده اند.

ابن سعد – از بزرگ ترین محدثان قرن سوم هجری – امام(ع) را چنین توصیف می کند:

کان علی بن الحسین ثقه مامونا کثیرالحدیث عالیا رفیعا ورعا. (ابن سعد، ۱۴۱۰: ۵/۱۷۲)

ابن حجر عسقلانی می نویسد:

در میان قریش بهتر از علی بن الحسین(ع) نبوده، وی فقیه ترین فرد مدینه است. (ابن حجر عسقلانی، ۱۴۲۶: ۷/۳۰۵)

ابن کثیر در تاریخ خویش از قول زهری محدث بزرگ قرن دوم می نویسد:

علی بن الحسین(ع) افقه و برترین مردم زمانش بود. (ابن کثیر، ۱۴۰۷: ۹/۱۰۸)

بنابراین با توجه به وجاهت اجتماعی و جایگاه علمیِ امام(ع) در نشر عقاید اصیل اسلامی پس از واقعه کربلا، به دلیل آن که فرزندان امام حسین(ع) به نام های علی اکبر(ع) و علی اصغر(ع) به شهادت رسیدند، نسل امامت تنها از طریق امام سجاد(ع) باقی ماند. بنابراین آن حضرت، همراه کاروان به اسیری به کوفه و شام برده شد. در این سفر، امام سرپرست و تکیه گاه اسیران بودند و با سخنرانی های خویش در کوفه و شام، حکومت اموی و شخص یزید بن معاویه را رسوا نموده و با شناساندن ماهیت یزیدیان، پیام عاشورا را به گوش مردم رساند و پس از بازگشت از شام، در مدینه رحل اقامت افکنده و در این مدتِ ۳۴ سال، پس از واقعه عاشورا به تربیت شاگردان و تدریسِ فقه و حدیث گام برداشت و کنیزان و غلامان را خریده و پس از تربیت اسلامی، آزادشان می ساخت.

در این زمان خلفای اموی و کارگزاران وی، لباس های فاخر بلند و گران قیمت می پوشیدند (ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۱۵: ۱/۲۴۸ و ۹/۱۸۰). از سوی دیگر امویان با رواج دادن شعر و پرداخت مبالغ هنگفت به شاعرانی چون أخطل و جریر سعی داشتند تا مفاخر دوره جاهلی خود را زنده کرده (همو: ۴/۴۲۷ و ۴۲۸) و از این طریق در پی مبارزه با مناقب و فضایل اهل بیت(ع) بودند تا نامشان را از اذهان مردم پاک کنند. باید افزود که مورخان معتقدند پس از مرگ معاویه و قدرت یابیِ یزید بن معاویه، شهر مکه و مدینه علناً به مرکز لهو و لعب، آوازه خوانی، رقص، قماربازی، غنا و موسیقی تبدیل شد (همو: ۱/۷۲ و۷۳) و آوازه خوانان و رقاصان در مدینه مجالس مختلط ترتیب می دادند (شریف قرشی، ۱۴۰۹: ۲/۴۱۰ و ۴۱۱). کار به جایی رسید که فرهنگ بی بند و باری، گریبان گیر قاضیان و فقیهان شهر گردید (جعفریان، ۱۳۷۵: ۱/۱۸۱).

۳. اقدامات امام سجاد(ع) در ترویج و احیای فرهنگ عاشورا

امام سجاد(ع) در طولِ امامت خویش، با اتخاذ شیوه تقیه به مبارزه با حکومت اموی پرداخت و دست به اقدامات فرهنگیِ خاصی در جهت احیا و ترویج فرهنگ عاشورا و زنده نگه داشتن یاد و خاطره امام حسین(ع) و شهدای کربلا زد که بنا بر مستندات روایی و تاریخی به شرح زیر است:

۳-۱. پند و ارشاد امت از طریق موعظه و دعا

اولین راهبرد عملی امام سجاد(ع) در راه احیای فرهنگ عاشورا، پند و ارشاد امت به دو طریق موعظه و دعا بوده است. از این رو امام بنا به وضعیت و شرایط زمانیِ حکومت امویان، نمی توانستند مفاهیم مورد نظرشان را به صورت آشکار و صریح بیان کنند. بنابراین از شیوه موعظه استفاده کرده و مردم را با اندیشه های صحیح اسلامی و وقایع کربلا آشنا می ساخت. بنابراین حضرت در هر روز جمعه در مسجدالنبی(ص)، بیانات و مواعظ خویش را برای یارانِ خویش و عامه مردم ایراد می نمود. امام(ع) در یکی از این مواعظ می فرماید:

ای مردم! پرهیزکار باشید و بدانید که به سوی خدا بازخواهید گشت. آن روز هر کس آنچه را که از نیک و بد انجام داده نزد خود حاضر خواهد یافت و از نخستین چیزها که در قبر سؤال می شود، از پروردگارت است که او را عبادت می کنید و از پیامبری است که او را به سوی شما فرستاده اند و از دینی است که از آن پیروی کرده اید و از کتابی است که آن را تلاوت می کنید و از امامی است که ولایت او را پذیرفته اید. (کلینی، ۱۴۰۷: ۸/۷۳؛ ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۲۴۹)

روشن است که امام(ع) در این کلام خویش از روش تقیه بهره برده و ذهن های بیدار را به این مقصد رهنمون می سازد که در قیامت از امامی که ولایت او را پذیرفته اید، سؤال خواهد شد و پاسخ شما چیست؟ حال آن که امام حسین(ع) بارها در کربلا خطاب به مردم کوفه فرمود:

آیا می دانید من امام شما هستم و پدر و مادر و جدم چه کسانی اند؟

امام با این سخن می فهماند که شما راه حق را نپذیرفته و سر تعظیم در نزد خلفای جور اموی فرود آورده اید.

از دیگر راه کارهای متوجه شناختن مردم به مقام اهل بیت(ع)، پند و ارشاد امت از طریق دعاست که حضرت اهداف و مقاصد خویش را در قالب دعا و مناجات بیان کرده است که شامل ۵۴ دعاست و به نام صحیفه سجادیه بوده که در میان اهل حدیث به اخت القرآن و زبور آل محمد(ص) شهرت یافته است. در این دعاها علاوه بر مناجاتِ با خدا، امام(ع) ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و دینی عصر خویش به ویژه مقام ولایت پیامبر(ص) و اهل بیتش(ع) را بیان می نمود. همچنین امام(ع) در زمانی که حتی قرار دادن نام علی بر فرندان تقبیح می شد و افراد به این دلیل مورد تهدید قرار می گرفتند؛ در دعاهای خویش تعابیری چون: «اللهم صل علی عبدک محمد و آله»، «علینا بمحمد و آله» و «صلوات الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین الأخیار الأنجبین» (علی بن الحسین(ع)، ۱۳۷۶: ۳۴و ۵۲ و ۱۳۳و۱۸۴ و۲۳۲) را بارها تکرار نموده است و بدین نحو در پی القای این مطلب است که امامان معصوم(ع) نه تنها فرزندان علی(ع)، بلکه بنا به آیه قرآن مصداق بارز فرزندان رسول خدا(ص) هستند که اطاعت از آنان بر تمام مسلمانان واجب است.

۳-۲. برملا ساختن ماهیت پلید اموی از طریق خطبه خوانی امام سجاد(ع) در کوفه و شام

راهبرد دیگر امام(ع) برای زنده نگه داشتن قیام عاشورا، برملا ساختن ماهیت پلید اموی از طریق خطبه خوانی در کوفه، شام و مدینه است تا مردم از اوضاع جامعه آگاه شده و گول تبلیغاتِ دستگاه اموی را نخورند. بنابراین امام(ع) برای معرفی خاندان اهل بیت(ع) دست به ایراد سخنرانی زد؛ زیرا امویان در قلمرو خویش بر ضد اهل بیت(ع) گام برمی داشتند و امام با بهره مندی از سخنرانی هایش، در پی آن بود تا جامعه اسلامی، به خاطر تقابل میان دو گروه اهل بیت(ع) و امویان به حقانیت جریان اهل بیت(ع) پی ببرند و شاید به همین علت بود که خطبه شام را به معرفی خود اختصاص داد و نسبت خود با پیامبر (ص) را در آن منبر پر مخاطب به همگان گوشزد نمود. از جمله برخورد مرد شامی با امام سجاد(ع) است که امام(ع) با توجه به آیات قرآن (شوری: ۳۳؛ احزاب: ۳۳) اهل بیت حقیقی پیامبر(ص) – نه آنچه امویان می گفتند – را به آن پیرمرد شناساند تا جایی که آن پیرمرد توبه کرد و سرانجام به دست یزید به شهادت رسید. (ابن طاووس، ۱۳۴۸: ۱۷۶-۱۷۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ۴۵/۱۲۹)

در روایتی دیگر و از کاخ یزید روایت شده که سر امام حسین(ع) را در مقابل امام(ع) و کاروان اسرا آوردند و یزید به خطیبی سخنور گفت: دست این جوان را بگیر و کنار منبر ببر و مردم را از بدفکری پدر و جد او و جداییِ آن ها از حق و سرکشی آن ها بر ما آگاه ساز.

آن خطیب هم از ذکر هیچ زشتی درباره این خاندان فروگذار نکرد. هنگامی که از منبر فرود آمد، امام سجاد(ع) برخاست و حمد و سپاس خدا را گفت و پس از درود بر پیامبر(ص) فرمود:

ای مردم! خدای متعال پرچم هدایت و عدالت و پرهیزگاری را در ما اهل بیت قرار داد و پرچم گمراهی و نابودی را در غیر ما قرار داد. ما اهل بیت شش ویژگی داریم و هفت ویژگی به ما اختصاص دارد. خداوند علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در دل های مؤمنان را به ما ارزانی داشته و ما را به این هفت ویژگی بر دیگران برتری داده است؛ پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا (حمزه) و حسن(ع) و حسین(ع) از ما هستند…. ای مردم! هر کس مرا شناخت که شناخت و هرکس که مرا نشناخت من خود را برایش معرفی می کنم. این منم! فرزند مکه و منی و فرزند مروه و صفا! من فرزند بهترین کسی هستم که طواف و سعی نمود. من فرزند همانم که شبانه از مسجدالحرام به مسجدالأقصی برده شد. من فرزند آنم که جبرئیل(ع) او را به سدره المنتهی برد. من فرزند آنم که ملائکه آسمان با او نماز گزاردند. من فرزند پیامبری هستم که پروردگار بزرگ به او وحی نمود. من فرزند محمد مصطفی(ص) و علی(ع) مرتضایم. من فرزند آنم که پیشاپیش رسول خدا(ص) با دو شمشیر و دو نیزه می جنگید و دو بار هجرت کرد و دو بار بیعت کرد و در بدر و حنین با کافران جنگید و به اندازه چشم برهم زدنی به خدا کفر نورزید. (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۹: ۴/۱۶۸ – ۱۶۹؛ طبرسی، ۱۴۰۳: ۲/۳۱۰ -۳۱۲؛ حسینی موسوی، ۱۴۱۸: ۲/۳۹۱-۳۹۶)

بنابراین، سخنان امام(ع) در مجالس شام در سه بخش تبیین می گردد:

۱. بیان ویژگی هایِ اهل بیت(ع) که در شام ملموس تر از کوفه است.

۲. بیان رابطه خویشاوندیِ خود با پیامبر(ص) و امام علی(ع) و بیان مناقب آنان.

۳. تهییج عواطف و احساسات مسلمانان به واسطه نوحه خوانی و عزاداری بر امام حسین(ع) و یاران شهیدش.

از سوی دیگر امام سجاد(ع) در کوفه نیز در میان مردم به پاخاست و خطاب به مردم کوفه، فرمان سکوت داد. پس همگان سکوت کردند و امام(ع) پس از حمد و ثنای خداوند و یاد از پیامبر(ص) و تجلیل حضرت، آن گونه که سزاوار بود؛ فرمود:

مردم! آن کس که مرا شناخته شناخت و آن کس که مرا نشناخت خود را معرفی می کنم. من علی بن الحسین بن علی بن ابی طالبم. من فرزند مذبوح در کرانه شط فراتم و نعمتی که حق او بود از سلب شد. من فرزند آنم که هتک حریمِ حرمتِ وی شده و زنان و فرزندانش به اسارت گرفته شده است! من فرزند کسی هستم که او را بدون دفاع کشتند و افتخار این شهادت ما را بس است.

ای مردم! شما را به خدا سوگند می دهم، آیا می دانید که به پدرم نامه نوشتید و او را فریب دادید و با او پیمان بستید و بیعت کردید و سپس آن گاه رهایش کرده و کمر به قتلش بستید؟ نابود گردید بدان چه برای خود از پیش فرستادید و چه بد اندیشه ای دارید. با کدام دیده، می توانید به رسول الله(ص) بنگرید آن گاه که این سخن را پیش کشد: «عترتم را کشتید و حرمتم را هتک کردید، پس شما از امت من نیستید.»

سپس فرمود:

خدا رحمت کند کسی را که نصیحت مرا بپذیرد و وصیت مرا در موردِ خدا و پیامبر(ص) و اهل بیتش حفظ کند، چه او الگوی نیکوی ماست.

همگان گفتند:

ای فرزند رسول الله! همه ما سامع و مطیع و حافظ ذمه شماییم. (در خط تسلیم و اطاعت فرمان توایم).

امام در جواب مردم کوفه فرمود:

هیهات! هیهات! ای نیرنگ بازان بی وفا! آیا می خواهید با من آن کنید که از پیش با پدرم کردید؟ دیروز بود که پدرم را در حالی که اهل بیتش با او بودند، به شهادت رساندید و هنوز مصیبت رسول خدا(ص) و داغ پدرم و فرزندانش و جدم فراموش نشده و موی رخسارم را سفید کرده و تلخی آن در حلقوم و حنجره ام به جاست و اندوه آن در سینه ام باقی مانده است و خواهش من آن است که نه با ما باشید و نه علیه ما. (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۹: ۴/۱۱۵؛ طبرسی، ۱۴۰۳: ۲/۳۰۵ و۳۰۶؛ ابن نما حلی، ۱۴۰۶: ۸۹ و۹۰)

از مجموعه خطبه های امام سجاد(ع) در شام و کوفه می توان چنین فهمید که معرفیِ اهل بیت(ع) در شام ضرورت بیشتری داشت؛ چراکه مردم شام همانندِ مردم کوفه با اهل بیت(ع) آشنا نبودند و از سوی دیگر تحت تأثیر تبلیغات شدید آل ابی سفیان علیه خاندانِ رسالت و امامت قرار داشتند. لذا مهم ترین برنامه امام(ع) در شام، معرفی خاندان اهل بیت(ع) و نقل فضایل آن هاست. همچنین پرده برداشتن از جنایت ه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *