تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی و اخلاقی علامه طباطبایی(ره)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی و اخلاقی علامه طباطبایی(ره) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی و اخلاقی علامه طباطبایی(ره) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی و اخلاقی علامه طباطبایی(ره) شامل 70 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی و اخلاقی علامه طباطبایی(ره) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی و اخلاقی علامه طباطبایی(ره) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی و اخلاقی علامه طباطبایی(ره) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی و اخلاقی علامه طباطبایی(ره) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی و اخلاقی علامه طباطبایی(ره) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زندگی عرفانی و اخلاقی علامه طباطبایی(ره) :

بیست و چهارم آبان، مصادف است با سالگرد رحلت علامه محمد حسین طباطبایی(ره) به همین مناسبت نگاهی به حیات عرفانی این عارف سترگ و حکیم الهی در بیانات آیت الله جوادی آملی حفظه الله می اندازیم.

عرش و اشک علاّمه

علاّمه طباطبایی در دوران زندگی خود با سهرها در سَحَرها انس داشت و در آن لحظات به تهجّد و راز و نیاز می پرداخت. البته اشک و آه ایشان منحصر در این ساعات خاص نبود، به طوری که هنگام قرائت و تفسیر قرآن کریم، وقتی به آیات رحمت، غضب، توبه و… می رسیدند، منقلب می شدند. استاد علاّمهِ بر این پایه بود که توانست دفاین عقول و علوم خود و دیگران را برانگیزد و خویش را به اوج سپهر برساند. ایشان بر همین اساس و با اشک اسحار و ناله های خود به طهارتی دست یافت که محضر ایشان مبارک و تأثیرگذار بود.

حکیم سهروردی، صاحب کتاب عوارف المعارف، تنها درس کسی را مفید و سودمند می دانست که محضر و نگاه سازنده داشته باشد: «من لا ینفعک لَحْظُه لا ینفعک لَفْظُه؛ عالمی که محضر و نگاهش انسان را عوض نکند، درسش سودمند نیست.» آن که دیدارش مغناطیس نباشد، لفظش هم سودمند نخواهد بود.

چه بسیار کسانی که درس می خوانند و درس می گویند؛ امّا در پایان، عوام می میرند. آنان نه درسشان مفید است نه تحصیلشان ثمربخش. قرآن کریم درباره چنین کسانی می فرماید: «وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً ؛ برخی از شما تا دوران فرتوتی بازگردانده می شوید؛ امّا پس از آن همه دانش اندوزی و فراگیری علوم، در آن هنگام چیزی نمی دانید.» [سوره نحل، آیه ۷۰]

اگر علاّمه توانست در عالم اسلام منشأ اثر باشد و تفسیر قیم المیزان را به ارمغان آورد و به مدارج عالی عرفانی راه یابد و در این راه شاگردان بسیاری تربیت کند، همگی به یمن این بود که در کنار درس و بحث، به معرفت وجود خویش پرداخت و به برکت خضوع و خشوع و خشیت الهی، عرش وجودش را بر کوثر لابه و ناله استوار و آنگاه بر فرش طبیعت غلبه کرد و با جهادی بی امان، پیروزی خود را با سلاح اشک به نتیجه رساند.

عمل به علوم

اگر دانشمندانِ دینی به علم خود عمل نکنند، سبب بی رغبتی مردم به دانش دین، بلکه سبب بدبینی به اصل دین می شود. در برخی روایات آمده است که اگر دانشمندان، علم را آن گونه که هست، حمل کنند و حق آن را ادا سازند، خداوند آنان را دوست خواهد داشت و محبوب فرشتگان نیز خواهند بود، ولی اگر برای دنیا بار علم را به دوش کشیدند و خشنودی خداوند را منظور نداشتند، مبغوض درگاه خداوند خواهند بود.

امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: اگر می بینید گروهی حاضر نیستند در زمره دانشمندان علوم دینی درآیند و دانش دین را نمی آموزند، برای آن است که عالمان دین به علم خود عمل نمی کنند: «إنّما زهّد النّاس فی طلب العلم لما یرون من قلّه انتفاع من علم بلا عمل» [ارشاد القلوب، ج۱، ص۴۸]؛ «ربّ عالمٍ قد قتله جهلُه و علمه معه لا ینفعه» [نهج البلاغه، حکمت ۱۰۷.] این گروه از دانشمندان در حقیقت جاهل اند و دانش آنان سودی نمی بخشد، چنان که در دعا نیز می خوانیم: خدایا به تو پناه می برم از دانشی که سود نبخشد: «اللّهمّ إنّی أعوذ بک… من علمٍ لا ینفع» [مصباح المتهجّد، ص۶۶؛ مفاتیح الجنان، تعقیب نماز عصر.]

استاد علاّمه طباطبایی به شایستگی، علم دینی را حمل می کرد و محبّ خدا و اولیای الهی بود، لذا هم محبوب خدا و هم محبوب فرشتگان بود. در زیارت امین الله آمده است: «… مُحبّهً لصفوه أولیائک، محبوبهً فی أرضک و سمائک.» [مصباح المتهجّد، ص۲۸۶]

آثار فیض الهی از بیان و بنان ایشان جاری بود و دانش او سبب فخرفروشی نشد، چرا که از آفتهای بزرگ علم، حبّ ریاست است و این مرد بزرگ، شدیداً از آن گریزان بود. او نمی خواست علم و دیگر حسناتی که خداوند به او افاضه کرده بود، به سیئه تبدیل شود و ریسمان متین الهی که می تواند سبب رُقّی و صعود باشد، عامل هبوط و سقوط گردد.

تقوای الهی

مهمترین عامل تقرّب به سوی خداوند، تقواست که ثمره امتثال دستورهای الهی است: «یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون» [سوره بقره، آیه ۲۱] اساسی ترین شرطِ صلاحیتِ شاگردی خداوند، پرهیزگاری است: «واتَّقوا اللهَ ویعَلِّمُکمُ اللهُ واللهُ بِکلِّ شی ءٍ عَلیم» [سوره بقره، آیه ۲۸۲] متعلّمی که فیض اسمای خدا را در قلمرو عَین تلقّی کرد، فوز آنها را در منطقه علم فرا می گیرد و جامع بین علم و معلوم می شود.

محور اصلی تعلیم الهی همانا حقایق اسمای حسناست که برای تعیینِ خلیفه و استحقاق کرامت و شأنیتِ مسجود فرشتگان شدن است: «وعَلَّمَ ءادَمَ الاَسماءَ کلَّها» [سوره بقره، آیه ۳۱]، زیرا گرچه خداوند به هر چیزی عالم است و گاهی برخی از فروع جزئی را به گروهی خاص می آموزد: «وما عَلَّمتُم مِنَ الجَوارِحِ مُکلِّبینَ تُعَلِّمونَهُنَّ مِمّا عَلَّمَکمُ الله» [سوره مائده، آیه ۴]؛ لیکن مدار اصیل تعلیم الهی نسبت به اتقیا همان اسمای حسناست که مصداق کامل تعلیم است و بر اثر بی نیازی از ذکر متعلّق آن، در آیه مزبور یاد نشده است.

اینکه علاّمه طباطبایی در حدّ خود دارای قدرت تشخیص فرق بین حق و باطل و صدق و کذب بود و توانست به خوبی از عهده سباحت در بحرِ تفسیر وحی برآید، بر اثر همان تقوای درونی و وارستگی روحی و به سبب وعده ای بود که خداوند به تقوا پیشگان داده و براساس آن مقرّر کرده است که انسان با تقوا در هیچ اندیشه ای وا نماند و در هیچ مشکل علمی فرونرود و راه را با دستان خود برای اهل تقوا بگشاید: «ومَن یتَّقِ اللهَ یجعَل لَهُ مَخرَجا» [سوره طلاق، آیه ۲]

اخلاق قرآنی

درباره حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وارد شده است که اخلاق ایشان قرآن بود: «کان خلقه القرآن» [مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۱۶۳، ۹۱]؛ یعنی اگر عصاره زندگی رسول مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به شکل کتاب تدوین یابد، قرآن کریم خواهد بود و اگر قرآن کریم به صورت یک انسان درآید، رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم خواهد شد. شاگردان مکتب پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم نیز که یکی از آنان استاد علاّمهِ بود، به همان اندازه که به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم انتساب و اقتدا داشتند، اخلاقشان قرآنی بود.

علاّمه طباطبایی فرهیخته ای بود دارای عدل، تقوا، تواضع، ادب، زهد، احسان، قناعت، صفا، صمیمیت، رأفت و دیگر فضایل قرآنی انسانی، زیرا وی عمری در خدمت قرآن کریم زندگی کرد و درباره قرآن سخن گفت، نگاشت و نشر داد و بر این پایه، هم معارف قرآن در جانش مستقر شده بود و هم آثار قرآن مجید در سیره آموزنده او به خوبی مشهود بود. هر آیه ای را که خدای سبحان در قرآن کریم نصب العین انسان کامل می داند، در سیمای این مرد بزرگ و مفسّر عظیم الشأن یافت می شد. مجلس او مجلس ادب اسلامی و خلق الهی و سرشار از برکات علمی و معنوی بود و «ترک اولی» کمتر در ایشان اتفاق می افتاد. نام هیچ کس را به بدی بر زبان نمی راند و بدِ کسی را نمی خواست، بلکه خیر و سعادت همگان را آرزو داشت.

اگر رنجی به ایشان می رسید، برای رضای خداوند، صابرانه آن را تحمّل می کرد و شکیبایی را از دست نمی داد. صبر و شکر ایشان فراوان و اهل حلم و انابه بود و چون در برابر حق خاضع بود، هرگز به فکر جاه و مقام نبود و در مجالس ایشان هرگز زخارف دنیا مطرح نمی شد و هیچ گاه سخن از این نبود که چه کسی به چه مقام و نوایی رسیده است.

ایشان نسبت به پرسش گران، بسیار رئوف و مهربان بود و در مجالس به هر پرسشی پاسخ مناسبی می داد و ویژگی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم: «بِالمُؤمِنینَ رَءوفٌ رَحیم» [سوره توبه، آیه ۱۲۸] در حدّ و سعه وجودی ایشان آشکار بود. وی سعی داشت هر سؤالی را که در زمینه معارف و حقایق الهی از ایشان می شد، پاسخ گوید؛ پاسخی درخور و شایسته فهم پرسشگر.

از حضرت عیسی علیه السلام سؤال شد که با چه کسی همنشین باشیم؟ فرمود: من یذکرکم الله رؤیته و یزید فی علمکم منطقه و یرغّبکم فی الاخره عمله [تحف العقول، ص۴۴؛ بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۱، ص: ۲۰۳]؛ در مجلس کسی حضور یابید که دارای سه ویژگی باشد:

۱. دیدار او شما را به یاد خدا اندازد.

۲. گفتار و اندیشه او بر منطق و دانش شما بیفزاید و فرهنگ فکری او بالندگی دهد.

۳. کردار او شما را به آخرت تشویق کند. این سه اصل در وجود علاّمهِ مشاهده می شد؛ هم تقوا و وارستگی داشت و از این رو بین حق و باطل به خوبی تشخیص می داد و هم نورانیتی داشت که در حدّ خود در هیچ مسئله ای از مسائل جهانبینی، معرفتی و شهودی، درمانده و بدون تحلیل نبود و در واقع، خداوند معلّم او بود و استادانی چیره دست را به تربیت او واداشت و از شاگردانی دانشمند برخوردار شد که هر یک در آسمان فضیلت و معرفت، ستارگانی بودند که گرداگرد آفتاب وجودش می گشتند و پس از وفاتش سپهر دانش را زینت بخش گشتند.

زهد

دنیا کوچک تر از آن بود که ایشان را به خود وابسته کند و رازش این است که خداوند در قرآن به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: درخت دنیا هرگز برای کسی میوه ای نمی شود که از آن خرسند گردد، بلکه ثمر آن هماره در حدّ شکوفه است و وقتی این شکوفه بخواهد میوه شود، بر اثر سرمای زودرس می ریزد. پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم نیز توجّه می دهد که دنیاگرایان در سرزمین سردسیری درخت غرس کرده اند و نمی دانند که چنین درختی هرگز میوه نمی دهد: «ولاتَمُدَّنَّ عَینَیک اِلی ما مَتَّعنا بِهِ اَزوجًا مِنهُم زَهرَهَ الحَیوهِ الدُّنیا لِنَفتِنَهُم فیهِ ورِزقُ رَبِّک خَیرٌ واَبقی» [سوره طه، آیه ۱۳۱]؛ زنهار که به آنچه اصنافی از ایشان را برخوردار کردیم بنگری، چرا که فقط شکوفه زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم و بدان که روزی پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.

بنابراین، زندگی دنیا در حدّ یک شکوفه است و هرگز به بَر نمی نشیند و دنیا چون انسان را از یاد خدا غافل می کند، پَست است و جاه، مال، فرزند و همسر هم احیاناً در مظانّ آن قرار می گیرند، از این رو علاّمه هرگز در فکر میوه چیدن از این درختی نبود که باری جز شکوفه ندارد. او در برابر رزق دنیا، معارف، حقایق و علوم الهی را شجره طوبا و رزق کریم می شمرد. این درخت طیب، ریشه، ساقه و میوه اش پاک و پاکیزه است، از این رو خود را به مسائل دنیا متوجه و آلوده نمی ساخت.

همان زهدی که در کلمات پیشوایان دین و در آیات قرآن کریم آمده است، در وجود علاّمه طباطبایی جلوه گر بود. در کلمات معصومان علیهم السلام زهد در دو جمله بیان شده است: «هرگاه چیزی از دست دادید، اندوهگین نشوید و وقتی چیزی به شما رسید، فرحناک نگردید؛ لِکیلا تَأسَوا عَلی ما فاتَکم ولاتَفرَحوا بِما ءاتکم» [سوره حدید، آیه ۲۳]، زیرا مواهب د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *