تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دستورات مشکل گشا از آیت الله بهجت(ره)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل دستورات مشکل گشا از آیت الله بهجت(ره) با 47 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل دستورات مشکل گشا از آیت الله بهجت(ره):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل دستورات مشکل گشا از آیت الله بهجت(ره) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل دستورات مشکل گشا از آیت الله بهجت(ره) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل دستورات مشکل گشا از آیت الله بهجت(ره) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل دستورات مشکل گشا از آیت الله بهجت(ره) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دستورات مشکل گشا از آیت الله بهجت(ره) :

بین وجوب و عدم وجوب، تفاوت از زمین تا آسمان است
خدا رحمت کند علمای ما را که احتیاط می کردند و زود از مسأله خارج نمی شدند.
آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی رحمه الله در درس خارج فقه، چند روز معطّل می شد و دنبال شواهد می گشت.
گاهی یک هفته طول می داد، تا به جایی منتهی شود. آقا ضیا عراقی و شیخ عبداللّه گلپایگانی رحمهمااللّه از شاگردان مهم مرحوم آخوند خراسانی بودند.
یکی از معاصرین از آقا ضیا نقل می کرد: به در خانه ی آقا شیخ عبداللّه رفتم و مباحثه کردیم و او مرا محکوم کرد، جواب نداشتم، از خانه بیرون آمدم و دیدم جواب دارم، برگشتم، دوباره مباحثه شروع شد، باز به کلّی محکوم شدم و حق را به جانب او دیدم، باز بیرون آمدم و دیدم جواب دارم، دوباره به خانه مراجعت نمودم. و بدین ترتیب، سه بار مکرّر نزد او رفتم و محکوم و مغلوب برگشتم.
انسان نباید زود قضاوت کند، دقت و تأمل کند، شاید یک کلمه از انسان فوت شود. بین وجوب و عدم وجوب از آسمان تا زمین فرق است.

خوب چشم هایتان را باز کنید
کلامی که از غیر معصوم علیه السّلام باشد، از هر بزرگی باشد، نباید به آن صددرصد اعتماد کرد، بلکه باید احتمال خلاف و خطا در آن داد.
کلام معصوم علیه السّلام هم هفتاد مَحْمِل دارد که بدون فحص از معارض و صوارف آن، نمی شود به آن بَدْوا (همان ابتدا) اعتماد، و به ظاهر آن عمل نمود.
بنابراین، اوّلین تنبیه برای کسی که می خواهد چیزی بفهمد آن است که هر کلامی که دید یا شنید، از هر بزرگی که بود، باید احتمال بدهد که کلام او خطا باشد. صرف این که صاحب کلام و گوینده ی سخن بزرگ و بزرگوار است نباید و نمی شود به آن اعتماد کرد. با اعتماد به غیر، کار را مگذرانید؛ زیرا آنان که معصوم نیستند. یکی از بزرگان از استادش نقل می فرمود: در هر مسأله ای که نظر کردید، خوب چشمتان را باز کنید.
آقایی می گفت: به آخوند خراسانی رحمه الله خیلی اعتماد داشتم، ولی دیدم در بعضی از جاها چنگالم به او می خورد(کنایه از این که: می توانم بر برخی نظریه های او اشکال وارد کنم)، اکنون اگر بگوید: ماست سفید است، خوب چشمم را باز می کنم که ببینم اگر مثلاً مقداری زرد است، یا خیر؟

در نزد اولیای دین روی سفید نداریم!
گویا کفّار ما را از انبیا و ائمه علیهم السّلام و علما ترسانده اند که مبادا آنها دنیای ما را از بین ببرند، غافل از این که آنها استاد کار و خبیر و دانا هستند و این کفّارند که مانع دنیا و آخرت ما شده اند.
از پیشِ خود گفتیم: این واجب نیست و این حرام نیست و ترک و فعل کردیم و حال در چنگال گرگ ها گرفتار شدیم، بلکه فقط به واجب و حرام هم اکتفا ننمودیم؛ لذا در نامه ها و صفحات اعمال خود نزد اولیای دین، روی سفید نداریم.
آیا ایذای مسلمان و هتک حرمت او از گناهان کبیره نیست؟! اذلال اهل ایمان از محرّماتی است که شاید اسمش در میان کبایر ذکر نشده ولی خدا می داند که چه عقوبتی دارد.

در روایت قلب مؤمن به کعبه تنظیر شده است، آیا می شود انسان قلب مؤمن را بشکند و متأثّر و خونی کند، و به مؤمن بی گناهی در مجلسی بی جهت اهانت کند، و آبرو و جاه و مال او و… را از بین ببرد، و این کار او گناه کبیره نباشد؟! البته گاهی جا دارد و حسابی است و آن عیب ندارد، ولی اگر این کار را بی جهت بکند چه طور؟

چه بهشتی می شد دنیا اگر…
چه کنیم تا در برابر نعمت های خدا سپاسگزار باشیم؟ چگونه انسان این همه نعمت الهی را بر خود نقمت و عذاب می کند؟
خداوند سبحان می فرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ بَدَّلُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ کُفْرًا وَ أَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ. آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران و ناسپاسی مبدّل نمودند، و قوم خویش را در سرای نیستی و نابودی جای دادند.»(سوره ی ابراهیم، آیه ی ۲۸)
چه بهشتی می شد دنیا برای ما انسان ها اگر حرف شنو بودیم و به ندای قوه ی عاقله گوش می کردیم، نیرویی که هر عاقل آن را دارد.
اگر همه ی مردم دنیا اتّفاق می کردند که عقل (نه غرایز و امیال و شهوات) حاکم باشد ولو به این منتهی شود که عاقل را حاکم کنند، دنیا برای آن ها بهشت می شد و همگی در آسایش و امنیّت و راحتی به سر می بردند.
امتیاز انسان از سایر حیوانات به عقل است.
آیا رواست که عقل را مُهْمَل کنیم و از کار بیندازیم و کنار بگذاریم و زندگی را برای خود و دیگران تلخ و ناگوار کنیم؟!

بهترین راه تحصیل مقامات و کرامات
آیا می شود کار ما درست شود و به مقام کمال و معرفت برسیم بدون این که از دنیا و از زندگی اجتماعی و از صنعت و حرفه ی خود دست برداریم و به غارها و بیابان ها برویم و همیشه در آنجا با عزلت و کناره گیری از مردم و جامعه مشغول به عبادات معهوده و اوراد و ادعیه مأثوره باشیم؟
هر چند از آیه ی شریفه ی «وَ رَهْبَانِیَّهً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَهَا عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغَآءَ رِضْوَانِ اللَّهِ. و رهبانیّتی را که آنان نوآوری نمودند، ما بر آنها ننوشته و واجب ننموده بودیم، مگر برای نیل به خشنودی خدا.»(سوره ی حدید، آیه ی ۲۷)

اجمالاً استفاده می شود خدا از رهبانیّت راضی است. انسان تا زمانی که به یک شغل اجتماعی مشغول است نمی تواند به عبادات و ادعیه و… مشغول باشد. آیا راه این است که مستغنی شود و خلوت کند و مشغول عبادت و تذکّر باشد، و یا این که: «کُنْ فِی النّاسِ وَ لاتَکُنْ مَعَهُمْ.» این مضمون در کلمات علیّ علیه السّلام هنگام وفات، و نیز در سفارش آن حضرت به کمیل رضوان اللّه تعالی علیه و دیگر فرموده های ایشان آمده است.
در میان مردم باش و با آنها مباش. آیا با وجود اشتغالات اجتماعی می توان عبادات، از قبیل قرائت قرآن و نماز و… را که حدّی ندارد، انجام داد؟! البتّه بوده اند کسانی که در شبانه روز یک ختم قرآن می کردند. آیا چیزی هست که جایگزین اشتغالات سنگینی که اهل ریاضت انجام می دهند بشود، اشتغالاتی که با بودن در اجتماع جمع نمی شود، مگر این که انسان از اجتماع کناره بگیرد و از لوازم زندگی اجتماعی مانند ازدواج و رسیدگی به افراد واجب النّفقه شانه خالی کند؟! گذشته از این که اساسا کار مشکلی است انسان بتواند اموالش را در زمان حیات بین اهل و عیالش تقسیم کند و از اجتماع کناره بگیرد، آیا اصلاً این کار جایز است یا خیر؟! زیرا شاید موجب ترک واجبات شود.
در هر حال، آیا راهی وجود دارد که انسان بتواند به سبب آن ترک دنیا نکند و با این حال از سخط و خشم خدا مأمون و به رضای خدا مطمئن باشد، و نتیجه ی کار راهبان تارک دنیا، یعنی «ابتغاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ»(سوره ی حدید، آیه ی ۲۷) را حایز گردد؟ یعنی نظیر کسانی باشد که رهبانیّت ندارند و در اجتماع هستند و فقط مندوبات و مستحبّات عادی را انجام می دهند، ولی نتیجه ی کارهای طولانی و دشوار آنها را حایزاند؟ آیا چنین چیزی امکان دارد؟ آیا این گونه راه بدون تحمّل کارهای سنگین اهل ریاضت وجود دارد؟ زیرا بعضی از علمای بسیار بزرگوار بوده اند که در اجتماع بوده اند و به درس های متعارف حوزه از قبیل بحث، مطالعه و… اشتغال داشته اند، و با این حال اگر مقامات بیشتری از دیگران نداشته باشند، حدّاقل کم نداشته اند، یعنی اعلمیّتشان از دیگران کالمُسلَّم، و مقاماتشان بسیار بسیار عالی بوده است. خیال نشود که در درس ها شرکت نمی کردند

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *