تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل شاخصه های حمایت از تولید ملی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل شاخصه های حمایت از تولید ملی شامل 46 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل شاخصه های حمایت از تولید ملی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل شاخصه های حمایت از تولید ملی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شاخصه های حمایت از تولید ملی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شاخصه های حمایت از تولید ملی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل شاخصه های حمایت از تولید ملی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شاخصه های حمایت از تولید ملی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شاخصه های حمایت از تولید ملی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شاخصه های حمایت از تولید ملی :

یک کشور نمی تواند در جمیع صنایع سرآمدی داشته باشد، یعنی نمی شود بگوییم: «همه چیز را خودم می سازم، ارزان تر و با کیفیت تر از دنیا هم می سازم». مثلا امارات توریسم و تجارت را انتخاب کرده است. همانطور که ما برای یک بنگاه در تدوین استراتژیش می گوییم: «من که نمی توانم همه کاره باشم، اگر بخواهم هزار کار بکنم، هیچ کاره می شوم». لذا یک کشور باید تصمیم بگیرد اصل درآمدش را از کدام زمینه ها می خواهد تاًمین کند و این زمینه ها نمی تواند خیلی زیاد باشد. اگر ما در نقشه ی جامع علمی کشور بگوییم فناوری اولویت ماست، یعنی هیچ اولویتی نگذاشته ایم؛ مثلاً ژاپن تا اولویت تعیین کرده است.
آقای دکتر نایبی یکی از اساتید برجسته ی دانشگاه شریف و از تولیدکنندگان موفق کشور در زمینه ی تجهیزات مخابراتی می باشند. متن زیر خلاصه ای از سخنرانی ایشان در جمع فعالان مرکز مطالعات اقتصادی دانشگاه صنعتی شریف در موضوعات مشکلات تولید فناوری های برتر در کشور است.
۱- لزوم تدوین استراتژی توسعه ی صنعتی برای پیشرفت صنعت
یک کشور نمی تواند در جمیع صنایع سرآمدی داشته باشد، یعنی نمی شود بگوییم: «همه چیز را خودم می سازم، ارزان تر و با کیفیت تر از دنیا هم می سازم». پس بایستی مشخص شود در کدام زمینه ها می خواهیم GDP یمان را تعیین کنیم. مثلا امارات توریسم و تجارت را انتخاب کرده است؛ در دانشگاه هایش هم که می رویم رشته های مختلف وجود دارد، ولی در این رشته ها بیشترین تمرکز و قدرت را دارد. همانطور که ما برای یک بنگاه در تدوین استراتژیش می گوییم: «من که نمی توانم همه کاره باشم، اگر بخواهم هزار کار بکنم، هیچ کاره می شوم» [در مورد یک کشور هم همین طور است]. لذا یک کشور باید تصمیم بگیرد اصل درآمدش را از کدام زمینه ها می خواهد تاًمین کند و این زمینه ها نمی تواند خیلی زیاد باشد. اگر ما در نقشه ی جامع علمی کشور بگوییم فناوری اولویت ماست، یعنی هیچ اولویتی نگذاشته ایم؛ مثلاً ژاپن تا اولویت تعیین کرده است.
اگر از من بپرسند مدیریت استراتژیک یعنی چه می گویم یعنی درست بتوانی انتخاب کنی و روی آنها تمرکز کنی تا بتوانی سرآمدی داشته باشی. این انتخاب کردن هم به مزیت های رقابتی که شما در حال حاضر داری بر می گردد. یعنی با توجه به قوت های درونی و فرصت های بیرونی، تعیین کنیم که کجاها هست که می شود یک بازار را هدف قرار داد و امید رسیدن به آن را داشت. باید یک برنامه ریزی انجام بگیرد به این صورت که در بعضی حوزه ها پتانسیل هایی وجود دارد و در بعضی حوزه ها هم فرصت های بیرونی وجود دارد و ما باید این توانایی درونی را با آن فرصت بیرونی مرتبط کنیم. اگر این کار انجام بشود، تازه می شود برای تحقیقات کشور نسخه پیچید.
این کاری است که من ندیده ام در کشور انجام شده باشد، و هر وقت به وزارت صنایعی ها می گوییم، می گویند: «بله، ما انجام دادیم و اسنادش هست». استراتژی کشور، یعنی چیزی که آحاد مردم ازآن خبر دارند؛ اگر منِ صنعتکار هنوز نمی دانم که کدام یا تا صنعت، مورد نظر کشورم است، یعنی استراتژی تدوین نشده است. استراتژی توسعه ی صنعتی باید مثل سند چشم انداز ملی بشود و همه آن را بدانند. مهاتیر محمد در مالزی سال پیش تکلیف کشورش را تعیین کرده که به دنبال کدام صنایع برود.
– خصوصی سازی چگونه باید انجام شود؟
شما الآن مواجهید با اینکه اغلب کسب و کارهای مهم دست دولت است و بخش خصوصی همین بقالی ها و… است، یعنی خیلی کوچک است. حالا من این دولت بزرگ را چطور می خواهم خصوصی سازی کنم؟ اصلاً خصوصی سازی کنم، به چه کسی بدهم؟ بخش خصوصی که بتواند اینها را بخرد، کجاست؟
راه اینکه از اقتصاد دولتی به خصوصی انتقال پیدا کنیم، این بود که یک پروسه ی ساله تدوین بشود که ما آرام آرام بخش خصوصی بزرگ بوجود بیاوریم، و لازمه اش هم این بود که شرکت های دولتی در مناقصات دولتی حق شرکت نداشته باشند. یعنی هنوز دولت در یک مرحله عملیات انجام می دهد [یعنی مناقصه گذاشتن، خودش کار عملیاتی است، سیاستگذاری نیست]، ولی می گوییم حداقل پیمانکارش نمی تواند دولتی باشد. [برای کوچک شدن بخش دولتی] کافی است ورودی کار نیاید، از طرف دیگر برای اینکه بخش خصوصی بزرگ شود کافی است به آن کار داده بشود، اگر یک شرکت نفره، الان به یک شرکت – نفره تبدیل شده است، به دلیل این است که به آن کار داده شده است. ولی الان مواجهیم با اینکه رقیب بعضی دولتی ها هستیم، چون کارها را ارزان تر و سریعتر انجام می دهد.
شرکت دولتی به نظر من ذاتا ترکیب بی معنایی است، زیرا شرکت یعنی کار عملیاتی و دولت یعنی حاکمیت. ما باید به تدریج بخش خصوصی را بزرگ و شرکت های دولتی را کوچک کنیم. پس از آن است که می توانیم مناقصه فروش یک شرکت بزرگ دولتی بگذاریم. ضمنا بایستی در مورد اهمیت و لزوم وجود بخش خصوصی بزرگ در کشور فرهنگ سازی شود وگرنه تحمل اینکه یک عده خصوصی پولدار شوند وجود نخواهد داشت. در صورتی که باید پولدار شدن از راه حلال را تشویق کنیم، و دولت هوشمند یعنی دولتی که منافع فردی را در جهت منافع ملی همگرا کند، یعنی افراد ببینند برای اینکه جیبشان پرپول شود باید در راستای منافع کشور بدوند. راه دزدی بسته است. اگر کسی فلان کار قشنگ را انجام داده است، باید تشویقش بکنی. همه جای دنیا تشویق می کنند، حتی اگر کسی از یک سطح درآمدی بالاتر باشد، برایش معافیت های مالیاتی می گذارند. حتی به عنوان قهرمان ملی از او نام می بردند. اصلاً باید یک ارزش بشود. هنوز در جامعه ی ما، پولدار شدن و لو از یک راه خیلی عالی، باز هم ضد ارزش است.
ولی الان چون بخش خصوصی بزرگ وجود ندارد، اتفاقی که می افتد این است که ما اقتصادمان را از دولتی آشکار به دولتی پنهان تحویل می دهیم. در ادبیات دنیا به اینها GLC Government Linked Company)) گفته میشود، واگر بخواهد واقعاً خصوصی اداره بشود، آفت اقتصاد یک کشور هستند.
این ایده که ما می خواهیم در برابر آحاد جامعه، فرصت های برابر قرار دهیم به این معنی است که اگر کسی این توانمندی را دارد که یک چیزی را درست کند و یک پروژه ای را بگیرد، نباید با کسی که به وزیر دسترسی بیشتری دارد فرق داشته باشد. مثلا فرض کنید اپراتور سوم، بدون مناقصه به تاًمین اجتماعی داده می شود، ولی به بخش خصوصی داده شدن اصلا متصور نیست، زیرا آنها وزیر رفاه را دارند که در کابینه است و می رود با بقیه لابی می کند.
مثلا فرض کنید می خواهیم به جانبازان و مستضعفین رسیدگی کنیم. این کار باید از بودجه ی عمومی صورت بگیرد، نه اینکه اجازه بدهیم سازمانی در فضای کسب و کار وارد شود، درآمد کسب کند بعد بگوییم حالا آن درآمد را خرج مستضعفین کن؛ این بزرگترین اشتباه است. ما باید بگوییم بخش خصوصی کسب و کار بکند و دولت مالیات بگیرد و از محل مالیات، کارهای عام المنفعه انجام بدهد. اما اگر گذاشتیم شرکت هایی که به نوعی حاکمیت پشت آنهاست، وارد کسب و کار بشوند، یعنی فضا را برای بخش خصوصی تنگ کرده ایم. الان تمام کسب و کارهای بزرگ ما یا دست شرکت های دولتی هستند و یا شبه دولتی (به نوعی حاکمیت پشت آنهاست).
زمانی ما داد می زدیم که شرکت های دولتی را به مناقصه ها راه ندهید. حالا طوری شده که اینها بدون م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *