تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فوائد تدوین تاریخ علم، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فوائد تدوین تاریخ علم شامل 46 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل فوائد تدوین تاریخ علم:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل فوائد تدوین تاریخ علم را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فوائد تدوین تاریخ علم توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فوائد تدوین تاریخ علم را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فوائد تدوین تاریخ علم :

نخست از شما تشکر می کنیم که در این گفتگو شرکت فرموده اید و هم چنین امید می بریم که در این فرصت کوتاه بتوانیم به نتایج ارزنده ای برسیم. اطلاع دارید که در بخش مدیریت حوزه، نهادی تاسیس شده است که موضوع جنبش نرم افزاری و تولید علم را در دستور کار خود قرار داده است. بدین رو سؤالات ما نیز پیرامون همین مسئله خواهد بود؛ یعنی موضوعاتی از قبیل تعریف علم، ماهیت تولید علم و فرایند نظریه سازی و نظریه پردازی. بدیهی است که پاسخ های شما نیز از منظر تخصص و علایق علمی جناب عالی خواهد بود؛ هم چنان که در مصاحبه با دیگر صاحب نظران، پاسخ ها و نظریه هایی که مطرح شد، هر یک از منظرهای گوناگون و در فضاهای ویژه ای بود که آن بزرگواران در آنها تخصص و اطلاعات ارزشمندی داشتند.
[۹۰]
تولید علم، از ابداع احتمال یک نظریه علمی آغاز می شود و تا تولید پیش انگاره ها و فلسفه جدید تا پارادایم های ویژه ادامه می یابد. این فرایند، با مشکلات و مسائل بسیاری روبه رو است که من در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنم.
یکی از مشکلات رایج و جدی در این عرصه، تبدیل مباحث اصلی و مهم به مسائل جزئی است. ما هر گاه که می خواهیم یک دیدگاه دینی را با دیگر دیدگاه های موجود، مقایسه کنیم، خود را درگیر مسائل جزئی می کنیم؛ یعنی یک مرتبه مواجه می شویم با این واقعیت که درگیری ما با دیدگاه های رقیب، بسیار جزئی شده است؛ مثل این که آیا آزادی اجتماعی در اسلام، حدود و ضوابطی دارد یا نه؟ دیدگاه اسلام در مقایسه با آرای لیبرالیستی، چه تعریف و ماهیتی از آزادی، ارائه می دهد؟ در حالی که این موضوع، مبتنی بر یک سری پیش انگاره هایی است که از نظرها دور مانده است. تا آن مسائل اساسی و اولیه را برنرسیم، نمی توانیم وارد چنین مباحث جزئی و محدودی شویم. مثلا نخست باید روی این مسئله، بحث کرد که آزادی در مفهوم جدید و امروزین خود، چگونه شکل گرفت؛ آزادی به مفهوم لیبرالیستی آن، در چه بستری تکون یافت و بالید و به این شکل و وضع امروزین در آمد. .. مفاهیم بسیاری است که باید پیش از بحث درباره مفهوم آزادی، مورد توجه قرار گیرد؛ مفاهیمی مانند اومانیسم (انسان محوری) ، تجربه گرایی، حقوق فردی، نسبی گرایی و. .. مادامی که این مفاهیم، تبیین نشود نمی توانیم به مراحل دیگر بپردازیم. چون – مثلا – آزادی در مفهوم لیبرالیسمی آن، سخت متکی بر مسئله «نسبی گرایی» است. تا آنجا وضع روشن و شفافی پیدا نکند، هر گونه موضع یا بحثی درباره «آزادی های اجتماعی» ، موضع مبنایی و بحث عمیق و نتیجه بخشی نخواهد بود.
بدین رو ما باید از مرحله ابداع احتمالات جزئی عبور کنیم و پا را فراتر بگذاریم. هر چه عقبه بحث را عمیق تر و دقیق تر بررسی کرده باشیم، به نتایج استوارتری می رسیم. در واقع راه اسلام از غیر خود، در چارچوب های کلی و انگاره های اساسی جدا می شود و اگر محل تقاطع اصلی را در نظر نگیریم، این امکان وجود دارد که به برخی از نظریه های جدید، تن بدهیم، در حالی که هیچ گونه هم خوانی و سازگاری با اصول اولیه و کلی ما در اسلام ندارد. این که الان برخی اندیشه های غیر دینی، بر ذهن و روان مسلمانان،سیطره یافته است، حداقل یک دلیلش همین است که مباحث و مجادلات علمی ما ریشه ای نبوده است و بیشتر خودمان را مشعول شاخه و برگ ها کرده ایم. همین نقص و کاستی در مباحث علمی ما است که شما می بینید گاهی برخی از فقهای ما در مباحث حقوقی، وقتی سخن از برابری زن و مرد در حقوق می گویند و آن را دیدگاه اسلام هم می دانند، در پیش فرض ها و فلسفه حقوق خود را تسلیم چارچوب هایی کرده اند که خاستگاه آنها اسلام نیست؛ یعنی بر ذهنیت ایشان، نظریاتی مقبول افتاده است که قبلا در آنها تامل چندانی نکرده اند و بدون امعان نظر در ریشه ها و زیر ساخت های چنین دیدگاه هایی، نظر می دهند. عارضه خطرناکی که در چنین وضعی رخ می دهد، برابر کردن دین با مشتی آموزه های جزئی است. گویا اصلا دین قصد تغییر چهارچوب های ما را ندارد و فقط خواسته است یکسری آموزه های خرد به ما بدهد! تعیین چهارچوب ها و فضای کلی حاکم بر ذهنیت ها، خارج از برنامه های دین است؟ یا دین آمده است که به همین چارچوب ها تلنگر بزند و همین را تغییر دهد؟ چون بر همین استوانه ها و ریشه ها، آموزه های جزئی چیده می شود. من این نوع مواجهه با دین را بسیار خطرناک تلقی می کنم؛ البته این را نیز می افزایم که این خطر، از ابتدا بوده است و اختصاصی به عصر ما ندارد. شاید نخستین ریشه های آن را بتوان به عصر ترجمه برگرداند؛ یعنی از همان وقتی که نخستین رویارویی میان اندیشه وران ما با افکار و آثار غیر خودی رخ داد. فقط هم مسئله یونان و غرب آن روز نیست؛ این التقاط و همنوایی های بی اساس، با شرق آن روز، در حوزه عرفان و پاره ای فلسفه های هندی هم پیدا شد. ابتدا یک اصطکاک جزئی و محدود بود؛ ولی کم کم به نفوذ فراگیر انجامید. البته از همان زمان ها هم عده ای احساس خطر کردند و به دیده نقد به نظریات جدید نگریستند؛ ولی ناخواسته بسیاری از انگاره ها و پیش فرض های آنها جذب اندیشه دینی شد؛ به گونه ای که امروزه، تفکیک آنچه دینی است از آنچه غیر دینی است، بسیار سخت شده است. به یکی دو حوزه هم محدود نمی شود. در فلسفه هست؛ در عرفان هم نفوذ کرده و حتی در کلام و غیره. از همین جا معلوم می شود که توجه به تاریخچه علوم چه اندازه ضروری است و حوزه چاره ای جز این ندارد که تاریخ علم را در برنامه های درسی خود بگنجاند. چون واقعا تا بستری را که آن علم در آن بستر تاسیس، تولید و بالنده شده است نشناسیم نمی توانیم نگاه جامع و دقیقی به آن داشته باشیم.
آنچه امروز در دست ماست، حاصل قرن ها نظریه پردازی های پی در پی است و ما نمی توانیم محصول این نظریه پردازی ها و اندیشه وری ها را به دیده قبول بنگریم مگر آنکه دقیقا از بستر شکل گیری و سیر تاریخی آنها اطلاع پیدا کنیم. چون جریان شناسی تاریخی علم است که چشم ما را باز می کند و به ما این توانایی را می دهد که از روی بصیرت، قضاوت کنیم. مثلا وقتی شما دانستید که «وحدت وجود» ریشه در فلسفه فلوطین دارد و او این نظریه را برای توجیه تثلیث و آشتی دادن آن با توحید ابداع کرده است بهتر می توانید آن را ارزیابی کنید. اگر ما تاریخچه علوم را تبیین کرده بودیم و می دانستیم این نظریه های گوناگون از چه خاستگاه هایی به دست ما رسیده است، در پذیرش بسیاری از آنها این همه عجله نمی کردیم و برخی را در هاله هایی از تقدس نمی نشاندیم. وقتی نظریه ای را شما مقدس کردید، دیگر نمی توانید آن را نقد کنید و حال آن که، این امکان وجود دارد که آن نظریه از اساس در چارچوب های فکری و دینی ما نگنجد. جریان شناسی علم حداقل این ثمره را دارد که می توانیم تشخیص دهیم که این نظریه، از تراوشات ذهن بشری است یا مبدا الهی دارد. چون اگر دانستیم که از برساخته ها و دریافت های ذهن بشری است؛ بهتر می توانیم نقدش کنیم و به آن تلنگر بزنیم. چرا الان طوری شده است که هر کس به خود جرئت نمی دهد مثلا با اصاله الوجود در افتد؟ چون آن قدر این نظریه را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *