تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ایران و جهانگردان غربی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ایران و جهانگردان غربی، محتوای خود را در قالب 109 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل ایران و جهانگردان غربی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ایران و جهانگردان غربی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل ایران و جهانگردان غربی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل ایران و جهانگردان غربی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ایران و جهانگردان غربی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و جهانگردان غربی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ایران و جهانگردان غربی :

نخستین جهانگرد غربی که در دوران اسلامی به ایران سفر کرد، ”خاخام بنیامین بن جناح“ از اهالی تودلای اسپانیا بود. او که بین سال‎های ۵۶۹-۵۶۰ هجری به روزگار حکومت سلجوقیان از کشور ما دیدن کرد، در این سفر ضمن بازدید از جوامع کلیمی مشرق زمین، به تجارت نیز مشغول بود. در فاصله سالهای۵۸۲- ۵۷۶ هجری جهانگرد دیگری به نام ”خاخام موسی پتاچیا“ از شهر پراگ، از راه لهستان و روسیه به ایران سفر کرد و در مورد ”آرامگاه دانیال نبی“ در شوش گزارشی تهیه نموده است.
حمله مغول به ایران را باید یکی از نقاط عطف تاریخ این سرزمین به شمار آورد. مغولان در پی‎گیری فتوحات خود در ایران به اروپای شرقی نیز یورش بردند و طی دو اردوکشی در سال‎های ۶۱۹-۶۱۷ و ۶۳۷-۶۳۶ هجری توانستند به آسانی روسیه، لهستان و مجارستان را به آتش و خون کشند و از سویی تا نزدیکی برلین و از سوی دیگر تا دریای آدریاتیک پیشروی کنند. این حملات سبب شد تا اروپاییان در سال ۶۴۳ هجری هیأت‎هایی را از سوی کلیسای کاتولیک رم به امپراطوری مغول اعزام دارند تا ضمن ایجاد وقفه در تهاجم مغول و اتحاد با آنان به منظور برانداختن سلسله ممالیک در مصر، آنان را به پذیرش مسیحیت دعوت و همچنین روابط تجاری میان شرق و غرب را پی ریزی نمایند. نخستین هیأت اعزامی در سال ۶۴۴ هجری به سرپرستی ”ژان پلانو دو کارپینو“ از راه شمال غرب و شمال دریای مازندران به ”قراقرم“ عزیمت کرد. این دوره را باید نقطه عطفی در روابط شرق و غرب به حساب آورد. اروپاییان در سال ۶۵۱ هجری هیأت دیگری را به سرپرستی ”ویلیام روبرکی“ به قراقرم گسیل داشتند.
در سال ۶۵۶ هجری ”هلاگوخان“ که از نوادگان چنگیز بود، دولت بزرگ و مستقل ”ایلخانان مغول“ را در ایران بنیان نهاد. از آن دوره به بعد و در پی استحاله قوای مغول در فرهنگ و تمدن اسلامی ایران، سیل خروشان مغول آرام گرفت و دیگر بار ایران فرصت یافت نقش حساس و قدیمی خویش را در ارتباط میان شرق و غرب ایفا کند. با باز شدن جاده‎های تجارتی آسیا، پس از یک دوران رکود، کاروان های تجاری اروپا در کنار کاروانهای بزرگ مشرق زمین به قصد ایران، چین و ماوراء النهر به حرکت درآمدند و سوداگران، زائران، افراد لشکری و کشوری، جهانگردان و فرستادگان سیاسی به همراه این کاروان‎ها، امپراطوری مغول را زیر پا گذاشتند. رفتار خوبی که در زمان سلطنت هلاگوخان نسبت به خارجیان و به ویژه مسیحیان اعمال می شد، بیشتر به سبب نفوذ و حمایت ”دقوز خاتون“ همسر مسیحی ایلخان بزرگ بود که خود از مسیحیان نسطوری به شمار می‎آمد. پس از مرگ هلاگوخان نیز جانشینانش همچنان با مسیحیان و به طور کلی خارجیان مهربان باقی ماندند.
تجارت اروپا با شرق در این دوره به طور عمده در دست جمهوری‎های محلی ایتالیا قرار داشت و ”ونیز“ ، ”ژن“ و ”پیز“ در اعزام نماینده برای به چنگ آوردن مراکز تجاری با یکدیگر رقابت می ورزیدند. در همین ایام بود که معروف‎ترین سیاح قرن هفتم هجری یعنی ”مارکوپولو“ با پدر و عموی خود در سال ۶۶۹ هجری در راه سفر به چین از ایران نیز بازدید کرد. او از شهرهای ایران مانند تبریز، سلطانیه، ساوه، کاشان، یزد و کرمان گذشت و از راه خلیج فارس رهسپار چین شد. مارکوپولو بیست سال بعد و هنگام بازگشت به اروپا دوباره هم از کشور ما دیدن کرد.
همزمان با مهاجرت مارکوپولو به اروپا و کمی پس از آن، جهانگردان دیگری نیز به ایران آمدند که از آن میان، جهانگردانی چون ”جیووانی دمونته کورینو“ ، ”ریکولده دامونته کروچه“، ”اودریکو داپوردنون“، ”فریر جوردانوس“ و ”جیووانی داماریونولی“ از شهرت بیشتری برخوردارند. از آنجا که این جهانگردان بیشتر تاجر پیشه بودند، در سفرنامه‎هایشان اطلاعات زیادی نسبت به راه‎ها، آثار عظیم معماری، مدرسه‎ها، کاروانسراها، مساجد و حمام‎ها وجود ندارد و در عوض بیشتر به ذکر اوضاع تجاری و اقتصادی پرداخته شده است. رخلاف این گروه از جهانگردان، مورخان ایرانی گزارش‎های دقیق تری از اقدامات ایلخانان مغول در جهت تسهیل امر مسافرت به دست داده‎اند. این گزارش‎ها حکایت از آن دارد که در دوران حکومت یکصد ساله جانشینان هلاگوخان، اقداماتی اساسی برای ایجاد تسهیلات سفر و تأمین امنیت راه‎ها به عمل آمده است. به فرمان ”غازان خان“ نخستین ایلخان مسلمان، در مسیر راه‎ها در هر سه فرسنگ یک ”یامخانه“ یا چارپارخانه و در کنار دروازه هر شهر، کاروانسرا و گرمابه‎ای برای مسافران بنا شد. پس از غازان خان، ”سلطان محمد خدابنده“ با کمک وزیر کاردانش ”خواجه رشیدالدین فضل‎ا…“ توانست سیاستهای برادر را دنبال نماید و در همین زمان بود که دستور محافظت از شاهراه‎ها داده شد.در این دوره جنبش تصوف نیز به اوج قدرت خود رسید و در کنار خانقاه‎ها، علاوه بر مساجد، بناهایی چون ”زاویه“، ”دارالغربا“، ”ساباط“، ”دارالسیاده“ و ”دارالضیافه“ دایر گردید که بیشتر مسافران و رهگذران غریب و درویش که جایی نداشتند در آنها اقامت می‎کردند. اوقاف فراوانی برای دایر نگه داشتن این اماکن و پذیرایی از مسافران اختصاص یافته بود، به طوری که بقاع برخی مشایخ بزرگ در این مورد از تشکیلات وسیعی برخوردار بود
پس از آنکه ”تیمور“ که به طور جعلی نسب خود را به چنگیزخان می‎رسانید، در سال ۷۷۱ هجری بر ماوراء النهر مسلط گردید، بر آن شد تا نظارت خود را بر جاده‎های کاروانرو و بازرگانی میان اروپا و آسیا برقرار سازد. در زمان این امیر گورکانی کلیه کاروانسراها و مهمانخانه‎ها تعمیر و جاده‎ها تسطیح شد و همواره راه‎ها باز بود، به نحوی که در سخت‎ترین زمستان‎ها نیز معابر کوهستانی بسته نمی شد. با مرگ تیمور بنای امپراطوری عظیم وی که پایه اقتصادی یکدست و هماهنگی نداشت، به سرعت فرو ریخت و میان فرزندان وی نزاع در گرفت. این امر سبب تقسیم وحدت حکومت شد. از این رو دوره طولانی جهانگردان و تجار اروپایی در ایران سپری شد و تا رونق مجدد آن در دوران شاه عباس صفوی به تأخیر افتاد. البته در این دوره نیز سفیرانی چند، همچون ”کاترینو زنو“ ، ”جوزافا باربارو“ و ”آمبروزیو کنتارینی“ از سوی ونیز با مأموریت‎های سیاسی و تجاری به ایران آمدند.
در محرم سال ۹۰۷ هجری ”شاه اسماعیل صفوی“ دولت مقتدر ”صفوی“ را بنیان نهاد و با اعلام مذهب شیعه امامیه به عنوان مذهب رسمی کشور، توانست وحدت ملی را دو مرتبه برقرار نماید و ایران را به حدود تاریخی خود برساند. با وجود آشفتگی‎های اوایل دوران صفوی، گهگاه مسافرانی چون ”لویجی رانچینوتو“ و ”کنستانتین لاسکاری“ ونیزی و ”لودویکو دی وارتما“ از ایتالیا با مقاصد تجاری و سیاسی به ایران مسافرت کردند.
در دوره ”شاه طهماسب اول“ دومین پادشاه صفوی که بیش از نیم قرن سلطنت کرد، رفت و آمد جهانگردان و تجار اروپایی به ایران کم و بیش ادامه داشت. در سال ۹۶۹ هجری برای نخستین بار انگلیسی‎ها در صدد بر آمدند تا با ایران روابط تجاری برقرار سازند. از این رو ”آنتونی جنکینسون“ را با تجهیزات کامل و معرفی نامه‎ای از سوی ملکه الیزابت اول با هدایای گوناگون به ایران روانه کردند. وی در اکتبر سال ۱۵۶۲ میلادی (۹۷۰ هجری) وارد پایتخت ایران شد. شاه صفوی در بدو امر از او پذیرایی شایانی کرد، اما این موفقیت بسیار کوتاه بود و حتی خطر تسلیم او را به ترکان عثمانی پیش آورد، زیرا جنکینسون که برای نزدیکی بیشتر به شاه ایران خود را دشمن عثمانی‎ها قلمداد کرد. نمی دانست که پیش از ورود وی شاه طهماسب قرارداد صلحی با ”سلیمان خان قانونی“ پادشاه عثمانی بسته است. ”شاه به محض آن که پی برد فرستاده انگلیس، مسیحی است، فریاد کشید: ” ای کافر! ما احتیاج به دوستی بی دینان نداریم“ و فرستاده ملکه الیزابت را جواب کرد. هنگام خروج سفیر مردی در پی آنها می رفت و از طشتی روی جای پای انگلیسی‎ها خاکستر می ریخت تا رد نجس آنها را پاک کند.“ (نوربخش، ۱۳۷۰، ص ۱۵۷) اما علی رغم این برخورد بیشتر سیاسی تا مذهبی، باید دانست دربار شاه طهماسب محل رفت و آمد گروه زیادی از خارجی‎ها بود و در طول نه سال دست کم سه هیأت تجاری و سیاسی از اروپا به ایران آمدند.
دوره سلطنت ”شاه عباس اول“ تا انقراض سلسله صفوی را می توان یکی از مهم‎ترین ادوار توسعه جهانگردی در ایران به حساب آورد. این توسعه به چند عامل بستگی داشت که مهم‎ترین آنها عبارت بود از امنیت، توسعه راه‎های ارتباطی و تأسیسات اقامتی. ”اسکندر بیک ترکمان“ منشی و ندیم شاه عباس اول چگونگی برقراری امنیت را در راه‎های ایران در این دوره چنین آورده است: ”برای تأمین امنیت راه‎ها مأمورین ولایات مسؤول بودند. ابتدا تحقیق کردند که در هر ولایتی معظم قاطعان طریق چه جماعتند، همت بر فنا و اعدام این طبقه گماشتند. در اندک زمانی اکثر سرداران این گروه را به حسن سعی و تدبیر به دست آوردند، بعضی به مسلک انقیاد و فرمان‎پذیری در آمدند و بعضی دیگر را بی ملاحظه به شحنه سیاست سپرده خلایق را از شر آن طایفه آسودگی بخشیدند… سپس برای ادامه امنیت عمومی، راه‎های هر قسمتی را به مأمورین مخصوص سپردند، چنانکه حفظ شوارع به عهده هر کسی فرمایند مشروط بر آن است که واجبی ضبط و نسق کرده، مال هر کس از تجار و مترددین سکنه هر بلاد که دزد و حرامی ببرد، پیروی نموده پیدا کرده به صاحب آن رسانند، و الا خود از عهده بیرون آیند، و این قاعده در کل مملکت مستمر ساختند.“ (نوربخش، ۱۳۷۰، صص ۱۶۳-۱۶۲(
از دوره شاه عباس اول به بعد برای سهولت ارتباط و توسعه اقتصادی کشور شبکه منظمی از راه‎های اساسی به وجود آمد، به طوری که امروزه هنوز راه‎هایی که به نام ”راه شاه عباسی“ معروف است در برخی نقاط کشور شناخته می شود که در واقع جانشین ”شاهراه بزرگ هخامنشی“ است. به موازات مرمت راه‎های قدیمی و ایجاد راه‎های جدید، شاه عباس به آسایش و رفاه مسافران نیز توجه خاص داشت. به فرمان او کاروانسراهای مخروبه سراسر کشور تعمیر و کاروانسراهای جدید ساخته شد و برای تأمین آب آشامیدنی مسافران به ویژه در نواحی کویری و کم آب، آب انبارهای بزرگ با بادگیر بنا گردید، به طوری که در گرمای سوزان تابستان در کلیه منازل راه‎های کشور، آب خنک و گوارا در دسترس مسافران قرار داشت. البته تنها شاه نبود که این کاروانسراها را می ساخت، بلکه کلیه امرای مقتدر و بازرگانان و مالکان و ثروتمندان شهرها نیز موظف بودند در بین راه‎ها کاروانسرا بسازند و چون ظاهراً کارها با نقشه پیش می‎رفت، یکباره در عرض مدتی کوتاه در تمام ایران کاروانسراهای متعدد پدید آمد. این اقدامات آنچنان وسیع صورت گرفت که تا سال‎ها پس از شاه عباس نیز دوام داشت.
از سویی دیگر در قرن هفدهم میلادی مسافرت به شکل یک پدیده مهم اجتماعی درآمد و انگیزه‎های گوناگونی چون تجارت، علم و هنر، سیاست و مذهب دسته دسته جهانگردان را به مشرق زمین و به ویژه ایران روان نمود. در اوایل سال ۱۶۲۸ میلادی یک هیأت نمایندگی انگلیسی برای دستیابی به منابع جدید تجارت وارد ایران شد. در همین زمان ”آنتونی و روبرت شرلی“ نیز به ایران آمدند. این دو برادر از مشهورترین به اصطلاح سیاحانی هستند که با اغراض سیاسی و به قصد تحریک شاه عباس اول علیه عثمانی‎ها و ترغیب وی به انعقاد قرارداد دوستی با دول اروپایی در سال ۱۰۰۷ هجری وارد ایران شدند. در آن هنگام شاه عباس در قزوین بود و برادران شرلی را به حضور پذیرفت و مورد تفقد قرار داد. شرلی‎ها در قزوین در چندین مجلس جشن و سرور شاهانه شرکت داشتند. یکی از این مجالس، در سفرنامه ایشان این گونه گزارش شده است:”… وقتی پادشاه به میان آن آمد به ”سر آنتوان“ اشاره کرد که پیش آن صندلی باشکوه برود و با شخص اول و سایر وزرای خود ایستاده به سر آنتوان فرمود که بالای آن صندلی بنشیند. ولی سر آنتوان به زانو افتاد، از پادشاه معذرت خواست و گفت که چنین جای ملوکانه سزاوار نشستن من نیست، زیرا که من تابع آن اعلی حضرت هستم. پادشاه به سر مرتضی علی قسم خورد و گفت باید در این صندلی بنشیند و هر کس از ایرانیان که عزیزتر از او نباشد، اگر از این مطلب اکراه داشته باشد سر او را خواهم برید و حکم کرد که بدون ترس آنجا بنشیند. سر آنتوان اطاعت کرد و پادشاه او را بوسیده گفت برادر فی الحقیقه تو شایسته اینجا هستی. بعد امر کرد که صندلی دیگری برای «مستر روبرت شرلی» بیاورند و چون آوردند او هم پهلوی برادر خود نشست و پادشاه امر نمود که همه ماها دور صندلی سر آنتوان بر روی قالی چهار زانو بنشینیم. بعد با طبل و نقاره، خوانچه‎های ضیافت به میان آمد که ۲۴ نفر از نجبا می آوردند. وقتی طبال ها و نقاره‎چی‎ها رفتند اهل طرب به میان آمدند. ۲۰ نفر زن با لباس های فاخر می خواندند و به صدای موزیک می رقصیدند.“ (نوربخش، ۱۳۷۰، صص۱۷۶-۱۷۴(
به طور کلی، شاه عباس اول در مدت چهل و دو سال سلطنت خود، فرستادگان و مسافران بسیاری را از کشورهای اروپایی به حضور پذیرفت و نزد بیشتر سلاطین مسیحی نماینده فرستاد و برای افزایش درآمد کشور، امر تجارت و سیاحت را تسهیل نمود. با درگذشت او، در زمان جانشینانش این وضعیت تا حدودی متزلزل شد، اما روابط سیاسی و تجاری با دیگر کشورها به همان شکل باقی ماند و ایران همچنان به عنوان میعادگاهی بزرگ، مورد توجه تجار و سیاحان خارجی قرار داشت.
پس از شاه عباس اول، ”سام میرزا“ که از نوادگان او بود، در سال ۱۰۳۸ هجری با نام ”شاه صفی“ به تخت نشست و تا سال ۱۰۵۲ با قساوت و خوشگذرانی سلطنت کرد. در دوره سلطنت او تجار و جهانگردان بسیاری از کشورهای اروپایی به ایران آمدند که از این میان ”ژان باپتیست تاورنیه“ از شهرت بیشتری برخوردار است. این جهانگرد در فاصله سال‎های ۱۰۴۱ تا ۱۰۷۵ هجری شش بار به ایران مسافرت نمود. تاورنیه با دقت نظری وافر و صراحت و صداقتی بیش از حد معمول دیگر جهانگردان آن دوره به بیان مشاهدات، مطالب ارزنده‎ای در مورد ایران آن روزگار از خود باقی گذاشته که سفرنامه‎ او را از حد سفرنامه‎ای معمولی فراتر برده است.
در اینجا شایسته است گوشه‎هایی از خاطرات او را در مورد امنیت راه‎ها و همچنین دیدگاه‎های دینی مردم ایران و تأثیر جهانگردان بر این دیدگاه نقل کنیم: ”روزی در موقعی که قافله از تبریز به سمت اصفهان حرکت می کرد، در آن گیر و دار و جنجال، خورجینی از تاجری دزدیدند و شخص دزد فوراً از شهر خارج شد. تاجر که ملتفت سرقت خورجین شد، به حاکم شکایت کرد. حاکم حکم داد در شهر تفحص نمودند، اثری به دست نیاوردند، آنگاه حکمی برای راهدارها فرستاد که مرتکب را جستجو نموده و دستگیر نمایند. شخص خورجین دزد بعد از آن که مدتی در بیابان‎ها سرگردان طی مسافت نمود، بالاخره از شدت عطش مجبور شد خورجین را به گوشه‎ای انداخته نزدیک کاروان رفته رفع عطش نماید. اتفاقاً دچار راهدارها می‎شود، چون دیدند او تنها از سمت بیایان خشک می‎آید، سوء ظن حاصل کرده، بعضی سؤالاتی از او می‎کنند که از عهده جواب بر نمی آید. او را گرفته نزد حاکم می برند، آنجا به اقرارش می آوردند و حاکم حکم به قتلش می دهد.“ (نوربخش، ۱۳۷۰، ص ۲۱۴)
او در مورد مشکل حمل شراب و منافات آن با اعتقادات دینی شترداران این چنین می‎گوید: ”در کاروان شتری هم، مخصوصاً باید یا بوی پالانی برای حمل شراب داشته باشند، به جهت این که شتردارها اغلب بلکه همه محمدی (ص) هستند و به واسطه تعصب حیرت‎انگیزی نمی‎گذارند که شراب بار شتر کنند، می گویند این حیوان اختصاص به محمد (ص) دارد و نباید که شراب که از طرف محمد (ص) اکیدا ممنوع شده است، بار شتر بشود. بنابراین شراب را در مشک می‎ریزند و بار یابو می کنند.“ (نوربخش، ۱۳۷۰، ص ۲۱۵) اما همین مردم به روایت او در جایی دیگر به گونه‎ای دیگر عمل می‎کنند:” چون اشخاصی که به این مکان (اطراف شیراز) می‎ آیند، ده دوازده روز در آنجا می‎مانند، مطربان و رقاصان ایلاتی بومی از اطراف می آیند و مسافرین را مشغول می کنند و شراب شیرازی می خورند، زیرا همیشه شراب فراوانی ذخیره دارند. انگلیسی‎ها و هلندی‎ها که در هرمز اقامت دارند همیشه به این مکان آمده و تا آخر تابستان را در آنجا می گذرانند.“ (نوربخش، ۱۳۷۰، ص ۲۳۴) اما باز با کمال تعجب همین مردم که با خارجیان این گونه رفتار می‎کنند، در داستانی دیگر تعصب دینی خود را این چنین نمایش می‎دهند: ”مسافرین باید آب خوردن را از آب انباری که تا آنجا یک تیر تفنگ فاصله دارد بیاورند. چند سال بود که آب آن آب انبار را نمی توانستند بخورند. زیرا یک یهودی که خواسته آب بردارد، پایش لغزیده میان آب انبار افتاده بود و مسلمان‎ها که فوق العاده متعصب هستند، آن آب انبار را خراب کردند و بعد نزدیک آن، آب انبار دیگری بنا نمودند.“ (نوربخش، ۱۳۷۰، ص ۲۳۵) از کنار هم گذاشتن این چند خاطره شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که اعتقادات مذهبی ایرانیان که در وجود آنان از دیر باز ریشه داشته است، در این دوره با سیل ورود جهانگردان خارجی روبرو شده و این قوم را دچار دوگانگی شدیدی در رفتار مذهبی کرده است.
به هر حال، سرانجام با حم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *