تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل تأملاتی در تاریخنگاری انقلاب اسلامی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل تأملاتی در تاریخنگاری انقلاب اسلامی شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل تأملاتی در تاریخنگاری انقلاب اسلامی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تأملاتی در تاریخنگاری انقلاب اسلامی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تأملاتی در تاریخنگاری انقلاب اسلامی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تأملاتی در تاریخنگاری انقلاب اسلامی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تأملاتی در تاریخنگاری انقلاب اسلامی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تأملاتی در تاریخنگاری انقلاب اسلامی :

اشاره : متن زیر حاصل گفتگویی است درباره تحلیل تاریخنگاری انقلاب اسلامی در تاریخ ۲/۱۱/۸۰ در پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی .
در این جلسه اساتید محترم جناب آقای دکتر سید هاشم آغاجری ، جناب آقای دکتر محمدعلی اکبری ، جناب آقای حمید انصاری و جناب آقای حسن حضرتی درباره موضوع مورد نظر به بحث و تبادل نظر می پردازند.
قابل ذکر است که این میزگرد در دو نشست انجام شده و آنچه که در پی می آید قسمت نخست این میزگرد می باشد. ان شاءالله بخش دوم این گفتگو در شماره آتی گروه تاریخ به چاپ خواهد رسید.
متین : انقلاب اسلامی به عنوان یکی از رخدادهای مهم تاریخ معاصر کشورمان و یک پدیده تاریخی مورد توجه تاریخنگاران از جریانها و سرزمینهای مختلف قرار گرفته است و آثار انبوهی دراین باره به نگارش درآمده است . سعی بر این است تا در این میزگرد مشخصه ها و مؤلفه های تاریخنگاری انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و ابعاد و زوایای پیدا و پنهان آن تبیین و تحلیل شود.
به عنوان پرسش اول که مدخلی هم برای ورود به پرسشهای اصلی خواهد بود، ابتدا از آقای دکتر آغاجری استدعا دارم که برداشت خود را از مفهوم تاریخنگاری انقلاب اسلامی بفرمایند؟ توضیحاً عرض می کنم در این پرسش ، انقلاب اسلامی ابژه و موضوع تاریخنگاری فرض شده و قصد بر این است که تاریخنگاریهایی که موضوع آنها انقلاب اسلامی بوده است مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.
آغاجری : بسم الله الرحمن الرحیم . من فکر می کنم که برای توضیح و بیان تاریخنگاری انقلاب اسلامی ابتدا مفهوم تاریخنگاری باید به طور مختصر بیان شود. اگر بخواهم این مفهوم را در یک جمله خلاصه کنم عرض می کنم که تاریخنگاری بازآفرینی ذهنی تاریخ در زبان است و در همین تعریف مشخص می شود که تاریخنگاری سنتز مورخ و واقعیت تاریخی است و درنتیجه ما در مفهومی به نام تاریخنگاری با نوعی تعامل روبه رو هستیم . از آنجایی که انقلاب اساساً یک پدیده تاریخی است و ما معمولاً در رشته تاریخ تقسیم بندی ای بین واقعه و فرآیند انجام می دهیم من انقلاب را یک فرآیند می دانم نه یک واقعه ، واقعه حادثه ای است که در یک مقطع مشخص زمانی بروز می کند و تمام می شود. ممکن است در آینده آثاری هم داشته باشد اما خودش به صورت یک روند و جریان تداوم پیدا نمی کند. مثلاً واقعه ۱۱ سپتامبر که همین اواخر اتفاق اتفاد یک واقعه است نه یک فرآیند. واقعه ای که تأثیراتی بر اقتصاد جهانی ، رسانه ها، پدیده های همان زمان برجا می گذارد و بعد هم به تدریج به پایان می رسد. اما انقلاب این چنین نیست . انقلاب یک فرآیند است البته پدیده انقلاب ممکن است با رهیافت سیاسی مواجه شود. در آن صورت انقلاب به مثابه یک پدیده سیاسی مورد مطالعه قرار می گیرد. اما انقلاب به مثابه یک پدیده سیاسی موضوع تاریخنگاری نیست . انقلاب و در اینجا انقلاب اسلامی هنگامی موضوع تاریخنگاری می شود که به عنوان یک پدیده تاریخی نگریسته شود نه به عنوان یک پدیده سیاسی . اگر ما خصلت فرآیند بودن انقلاب را از یک طرف و از طرف دیگر خصلت تاریخی بودن انقلاب را بررسی کنیم در آن صورت درخواهیم یافت که اساساً خود پدیده تاریخنگاری انقلاب یا تاریخنگاری انقلاب اسلامی نیز نوعی فرآیند انکشاف است . به عبارت دیگر، خود فرآیند تاریخنگاری تبدیل می شود به یک فرآیند تاریخی . من می خواهم با این مقدمه نظری عرض کنم که تاریخنگاری انقلاب چیزی نیست که در یک لحظه مشخص به وجود بیاید و در یک لحظه مشخص هم به اتمام برسد. تاریخنگاری انقلاب مثل خود انقلاب یک پروسه است که می تواند قرنها ادامه پیدا کند. چنان که امروز تاریخنگاری انقلاب فرانسه را اگر بخواهیم مورد بحث قرار دهیم فقط تاریخنگاری ای نیست که در فاصله سالهای ۱۷۸۹ تا ۱۸۱۴ تمام شده بلکه تاریخنگاری انقلاب فرانسه فرآیندی است که با انقلاب فرانسه شروع شده و حتی تا امروز هم ادامه دارد. لذا از این بحث می خواهم این نتیجه را بگیرم که هرچه بر انکشاف تاریخی پدیده انقلاب افزوده می شود، ما به تاریخنگاری انقلاب نزدیکتر می شویم ؛ به عبارت دیگر، انقلاب به عنوان یک پدیده تاریخی تنها حادثه ای نیست که در یک زمان و مکان مشخصی اتفاق می افتد و تمام می شود آن فقط جنبه های سطحی و روبنایی این پدیده است . این پدیده یک جنبه های عمیق و نامکشوف در زمان وقوع خودش نیز دارد که صرفاً با سپری شدن دوره تاریخی است که ماهیت آن انقلاب و واقعیت آن در عرصه تاریخ دستخوش انکشاف تاریخی می شود. به عبارت دیگر، می خواهم این را عرض کنم کسانی که در انقلاب فرانسه بودند و باستیل را فتح کردند و لوئی شانزدهم را به زیر تیغ گیوتین بردند آنها واقعاً خودشان بر تمام ابعاد و سطوح پدیده ای که دست اندر کار خلق آن بودند، آگاه نبودند. درواقع در اینجا می خواهم از منظر دیگری به پدیده تاریخی و پدیده انقلاب نگاه کنم ، برخلاف آن منظری که دکارت داشت . لابد می دانید که دکارت یک فیلسوف ضد تاریخ بود و می گفت که یک آشپز رومی ، تاریخ روم را بهتر از یک مورخ روم مثلاً در قرن ۱۶ یا ۱۷ میلادی می داند. درکی که دکارت از تاریخ داشت درواقع یک درک سطحی و واقعه نگارانه بود لذا فکر می کرد که هرکس به آن واقعه نزدیکتر یا در متن آن واقعه بوده باشد بهتر به آن پدیده واقف است ، در حالی که عرض بنده درست خلاف این است . من معتقدم که امروز ما انقلاب فرانسه را خیلی بهتر از روبسپیر و دانتون و میرابو و دیگران می شناسیم . چرا؟ به دلیل اینکه آن پدیده ای که به عنوان انقلاب فرانسه در آن سال اتفاق افتاد یک پدیده تاریخی بود و تا بسط تاریخی پیدا نکند و انکشاف نیابد بدرستی همه ابعاد و سطوح آن شناخته نمی شود و به همین دلیل است که ما وقتی از تاریخنگاری یک انقلاب حرف می زنیم باید متوجه باشیم که خود این تاریخنگاری نسبتی با انکشاف تاریخی انقلاب باشد.
اکبری : بسم الله الرحمن الرحیم . به نظر می رسد که بیش از اینکه بحث تاریخنگاری در مجموعه بحثهایی که بعداً خواهد شد خود را نشان دهد و ما را درگیر کند قدری درواقع مدیون خود تاریخ است و این البته به غنای بحث می افزاید. در طبقه بندیهایی که اهل تاریخ دارند به هر حال کار واقعه نگارانه هم نوعی کار تاریخی محسوب می شود. در حالی که آقای دکتر با تعریفی که کردند بخصوص بخشی که فرمودند ممکن است به ذهن برسد که نمی شود کار وقایع نگارانه را روی آن متن تاریخی به حساب آورد. به نظر می رسد اگر تاریخی را که معرفی کرده ایم ، تفکیکی در آن انجام دهیم اینگونه خواهد بود که ما یک گزارش وقایع نگارانه داریم اعم از اینکه در مورد یک حادثه باشد یا درباره یک پروسه ؛ هرچند این نکته را آقای دکتر فرمودند من قبول دارم که کار وقایع نگارانه اگر به معنای عدم حضور مورخ باشد اساساً چنین چیزی ممکن نیست یعنی ما به هیچ وجه نمی توانیم مورخ را به یک آینه تبدیل کنیم یعنی صرفاً تصویری را که روی ایشان منعکس می شود، به ما باز نمایاند؛ در کار تاریخی مورخین وقایع نگاری نیز می کنند بدون اینکه به پرسشهای حضوری آن پاسخ دهند. در تحقیقات تاریخی ما تاریخنگاری توصیفی هم داریم که متفاوت است از تحقیقات و تاریخنگاریهای تبیینی و علّی که آنها را از هم متمایز می کند. به این معنا هم کار وقایع نگارانه و هم کار توصیفی اعم از کار توصیفی خاص یا توصیفی تحلیلی در حوزه کار مورخانه قرار می گیرد و مجموعه اینها چیزی است که ما از آن به عنوان تاریخنگاری یاد می کنیم ؛ یعنی وقتی کسی وقایع را از نقطه آغازش برای ما وصف تاریخی می کند ما کار او را تاریخنگاری می دانیم . وقتی که در مقام تبیین برمی آییم آن کار را هم تاریخنگاری می دانیم و کار را مورد نقد و بررسی قرار می دهیم ، اگرچه دو نوع کار انجام می دهیم .
اما نکته دومی که اینجا وجود دارد این است که در تاریخ انقلاب اسلامی کسی پیدا شود و بگوید انقلاب اسلامی یک حادثه بوده است . هرچند من برخورد نداشتم که کسی مدعی این باشد که انقلاب اسلامی یک حادثه است البته در مورد اینکه ویژگیها و خصوصیاتش چیست یا از کجا شروع می شود خود این هم محل بحث است . اما این پدیده (تعبیری که خودم به کار می برم ) یک موضوعیت تاریخی دارد و فراتر از یک حادثه ای است که مثل یک جرقه ای که زده می شود و تمام می شود، مثل یک لیوانی که بیفتد و بشکند و تمام شود. هم در به وجود آمدنش زمان طولانی تری را باید لحاظ کرد و هم در حوزه تبلیغش . بنابراین من فکر می کنم که هر کاری را که بشود کار مورخانه نام گذاشت اعم از اینکه توصیف باشد یا تبیین و تحلیل کاری است که در حوزه تاریخنگاری قرار می گیرد. انقلاب اسلامی درواقع متعلقی است که ما اینجا می خواهیم درباره اش بحث کنیم و قطعاً از یک موجودیت تاریخی برخوردار است که تا حالا در مورد کمّ و کیف موجودیت این پدیده کار داشتیم و به اصطلاح نقطه آغازش و سیری را که طی کرده است بحثها و گفتگوهایی هست که باید در جای خودش به آنها پرداخت . این یک نکته ای است که من می خواستم در بخش تاریخنگاری بحث کنم .
موضوع دیگر که به نظر من حتماً باید در بحث تاریخنگاری مورد توجه قرار بگیرد زمانی است که تاریخنگاری در آن انجام می شود این نکته ، نکته بسیار مهمی است که در فرمایشات دکتر آغاجری هم بود که قطعاً زمانه ای که مورخ در آن قرار دارد تأثیر مستقیمی در کیفیت تاریخنگاری او دارد حالا چه آن تاریخنگار بخواهد درباره زمان خودش بنگارد چه درباره زمان ماقبل خودش . چه به لحاظ فنی و چه به لحاظ مفهومی ، ایده ای و اندیشه ای . به لحاظ فنی ، تاریخنگار انقلاب اسلامی هم سوژه اش و هم خودش در دوره ای قرار دارد که ما از عصر کهکشانها عبور کردیم و به عصر رسانه های تصویری و به اصطلاح مولتی رسانه ها و بزرگراههای اطلاعاتی و امثال اینها رسیده ایم . این اتفاقات اگرچه اتفاقات فنی و تکنیکی هستند اما موضوع ما در آن دوره رخ داده است . از طرفی مورخ با متن تاریخ کاری ندارد بلکه با نشانه ها و گزارشهایی از آن تاریخ سروکار دارد و از طریق کنکاش در آنها می خواهد به گوشه ای از حقایق دست یابد. در گذشته ما گزارشات را به شکل دیگری داشتیم اما در دوره ای که بخش اعظمی از انقلاب اسلامی یا حوادث مربوط به انقلاب اسلامی رخ داده ما با منابع تاریخی جدیدی روبه رو هستیم که این منابع جدید تاریخی در دوره های قبل مثلاً در عصر مشروطیت وجود نداشته است . این یک اتفاق فنی و تکنیکی است ولی کاملاً بر مسأله تاریخنگاری و نوع تاریخنگاری ما تأثیر می گذارد. مسأله بعد، مسأله اطلاعات و داده های تاریخی است که این اطلاعات و داده های تاریخی از طریق همین تحولاتی که در عرصه فنی صورت گرفته با کیفیت متفاوت تری نسبت به گذشته در اختیار ما قرار دارد حالا از لایه سطحی گرفته تا درواقع تأثیرات کیفی و محتوایی که زمانه بر مورخ دارد. بنابراین قطع و یقین این نکته هست که اگر یک کسی در دویست سال آینده بخواهد درباره تاریخنگاری انقلاب اسلامی مطلب بنویسد به دلیل اینکه زمانه اش متفاوت است قطعاً نوع پرسشها، ابزارها، صورت مسائل ، استنتاجات و نتایجش هم متفاوت خواهد بود. لذا به عقیده من هم تاریخنگاری به معنای تاریخنگاری انقلاب به معنای ظرف فنی و تکنولوژیکی که ما در آن قرار گرفته ایم شرایط خاصی را برای تاریخنگاری انقلاب فراهم کرده که پیش از این زمان ، چنین ظرفیت و چنین امکاناتی در چنین شرایطی وجود نداشته هم از حیث زاویه نگرش حتی در مقام توصیف ؛ یعنی فقط در مقام تحلیل من این حرف را نمی زنم که اساساً مورخ در پی یافتن چراهاست آن وقتی که می خواهد چگونگی را هم توصیف کند زمانه او افق دید و منظر نگاهی به او می دهد که با زمانه مورخ دیگر متفاوت است .
انصاری : بسم الله الرحمن الرحیم . من می خواهم وارد این عرصه نشوم ضمن اینکه صلاحیتش را هم ندارم . فقط ذکر چند نکته را برای رفع ابهام ضروری می دانم . آقای دکتر آغاجری فرمودند تاریخنگاری بازآفرینی ذهنی است ولی من فکر می کنم بیشتر بازشناسی و بازگویی است و خود به خود این مفهوم در دل این تعریف ، آن بحث بازآفرینی که وجود دارد جایگاه خود را پیدا می کند اما ما اگر مفهوم مقوله بازآفرینی را مطرح کنیم به نوعی خلاقیت و ابداع و درواقع حقّ تاریخ آفرینی را به مورخ داده ایم . در حالی که آنچه به نظر می رسد در کوشش گذشته مورخین صاحب نام در جهان صورت گرفته از ابتدا تا کنون اغلب کوششها در جهت همان بازشناسی ها بوده و طبیعی است که در این بازشناسی مورخ از زمانه و مجموعه عوامل تأثیرپذیری داشته . یک سلسله واژگانی نیز مطرح شد، مثلاً وقتی تعریف می کنیم که انقلاب اسلامی یک حادثه نیست و یک پروسه است در وهله اول خیلی راحت می توانیم تفسیر و تبیین این دو را داشته باشیم اما اگر بخواهیم عمیق تر و دقیق تر و علمی تر و منطقی تر به این موضوع نگاه کنیم ، فکر می کنم که این موکول می شود به اینکه ما یک تعریفی از یک حادثه ، فرآیند و همین طور از پروسه بدهیم . اگر از این مقولات همین مشترکات به اصطلاح عامیانه ای داشته باشیم ، مانعی ندارد من موافقم . اما اگر از دید علمی بحث کنیم به طور کلی هر فرآیند علمی ای خود، حادثه ای است . در متن رخدادهای حیات اجتماعی یک ملت حدودش وجود دارد که اگر مقوله های تاریخی را به عنوان یک کل نگاه کنیم در آن جامعه را می بینیم ، تحولات اجتماعی را می بینیم طبعاً این حادث شده این حادثه مترتب بر یک سلسله پیش زمینه هایی است که پرداختن به آن پیش زمینه ها می تواند بخشی از کار تاریخنگاری باشد یا به عنوان مقدمه و مدخلی در مورد موضوع خاصی در مبحث تاریخنگاری و با این تعریف طبعاً نمی شود این دو مقوله را از هم جدا کرد و مثال زد مثلاً حادثه ۱۱ سپتامبر و یا امثال این . کما اینکه وقایع بزرگ تاریخی ، تحولاتی طولانی و مستمر داشته که آغازش یک واقعه ساده بوده که ما فکر می کردیم این واقعه گذشته و به اتمام رسیده . در حالی که خود همین منشأ یک سلسله تحولات طولانی مدت تاریخی خواهد شد. به نظر من این مقوله ها یعنی مقوله هایی که در تعاریف منطقی به کار می رود باید برای مخاطبین بازگویی دقیق تری داشته باشد. قبل از اینکه وارد اصل مبحث تاریخنگاری انقلاب اسلامی و راهکارها و آفتها و موانع و آسیب شناسی آن شویم که آقای دکتر آغاجری وارد این عرصه شدند و من هم با این مبحث موافقم بخصوص در قسمت اخیر فرمایششان که فرمودند زمانه پدیدار شدن تاریخنگاری ، ورود به همین مبحث است یعنی در حقیقت ما داریم ویژگیها و امتیازات تاریخنگاری انقلاب اسلامی را با انقلابهای مشابه یا انقلابهایی که صورت گرفته یا تحولات اجتماعی که انجام شده است ، مقایسه می کنیم . اینکه چه تفاوتهایی بین این زمانه و زمانه پیشین بوده و یا تحولاتی که در گذشته اتفاق افتاده و از ابزار تکنولوژی موجود در تبیین مسائل تاریخنگارانی که در همان عصر شروع به تاریخنگاری کردند، بهره مند نبودند. اینها تقریباً نکته های جسته و گریخته ای است که باید ذکر می کردم .
متین : آقای دکتر آغاجری برخی از مطالب آقایان محترم به موضوعات مطروح از طرف شما برمی گردد، اگر توضیحی دارید بفرمایید.
آغاجری : چند نکته را خلاصه عرض می کنم . آقای دکتر اکبری به تعریف من عنایت لازم را نکرده اند. من اصلاً واقعه نگاری را از تاریخنگاری جدا نمی کنم . عرض کردم تاریخنگاری بازآفرینی ذهنی تاریخ در زبان است و به اعتقاد من وقایع نگاری هم نوعی بازآفرینی است ، چرا؟ به این دلیل که ما در همین انقلاب اسلامی می توانیم انواع و اقسام واقعه نگاریها را داشته باشیم . یک واقعه نگار آغاز انقلاب را به عنوان مثال پانزده خرداد چهل و دو فرض می کند. واقعه نگار دیگر حادثه قم در نوزده دی پنجاه و شش یا مثلاً شبهای شعر مؤسسه گوته را آغاز انقلاب معرفی می کند. اینها همه واقعه نگاری است اما واقعه نگاری ای که با عنصر ذهنیت واقعه نگار ارتباط کاملاً وثیقی دارد. اتفاقاً آقای دکتر اکبری برخلاف ابتدای سخنشان ، در انتها با ذکر این نکته که حتی در مقام توصیف ، با توجه به شرایط عوض شده ، توصیفها نیز عوض می شود با نظر من هم عقیده شدند.
اما نکته دوم این است که وقتی ما از تاریخنگاری می گوییم دقیقاً داریم در سطح اپیستومولوژیک بحث می کنیم . درباره تاریخ انقلاب اسلامی صحبت نمی کنیم ، تاریخ انقلاب اسلامی آنتولوژی انقلاب اسلامی است ؛ اما خود این آنتولوژی موضوع تاریخنگاری تاریخنگاران است که خود تاریخنگاری اپیستومولوژی است ما الان داریم از اپیستومولوژی انقلاب اسلامی حرف می زنیم نه آنتولوژی آن .
نکته سوم توضیحی است در رابطه با صحبت آقای انصاری که اتفاقاً تعریف من عامیانه نبود من فکر می کنم انتقادی که شما به بحث وارد کردید بر اساس یک دریافت لغوی و شاید عامیانه از واقعه بود. فرمودید واقعه و حادثه چیزی است که حدوث پیدا می کند پس فرآیند هم حدوث پیدا می کند. اما در اصطلاح علمی بین واقعه و فرآیند فرق می گذارند. اینجا اینگونه بحثها کاربرد ندارد که ما بتوانیم مانند لغویون قدیم از لغت ، معنا را استخراج کنیم و بگوییم حادثه آن چیزی است که اتفاق می افتد، پس هر چیزی حادث می شود، خیر اینطور نیست . حادثه در ترمینولوژی علم تاریخ ، به عنوان یک مفهوم مشخص حاصل یک بار معنایی خاصی است که با پروسه متفاوت است . اتفاقاً آقای انصاری هم در انتهای فرمایشاتشان نقض کردند این صحبت اولیه شان را که بالاخره هر فرآیندی حادثه ای است چرا؟ به دلیل اینکه گفتند: بسیاری از حوادث در تاریخ هست که ما اول فکر می کنیم حادثه است اما بعد می بینیم که ادامه پیدا می کند و در تاریخ جریان می سازد یعنی با این تعبیر در واقع بین حادثه و فرآیند یک تفکیک قائل می شوند. اگر این تفکیک ، را قائل هستیم خوب پس معلوم است که ما در مقابل فرآیند یک حادثه داریم . حادثه یعنی چه از نظر علم تاریخ ؟ یعنی رخدادی که موجودیتش در خودش به پایان می رسد. ما در تاریخ خیلی از این رخدادها داریم که دیگر جریان پیدا نمی کند. در بستر زمان اتفاق می افتد و تمام می شود. مثلاً در تاریخ تشیع و تاریخ اسلام به طور کلی ، قیام امام حسین (ع ) را با قیام مثلاً عبدالله بن زبیر یا ابن اشعث مقایسه کنید؛ قیام ابن اشعث یک حادثه است اما ماجرای کربلا یک فرآیند، یعنی جریانی است که در بستر زمان و طول تاریخ حرکت می کند. یازده سپتامبر می تواند یک فرآیند باشد و این را آینده نشان می دهد ولی اگر بپذیریم که یازده سپتامبر یک واقعه ای بود که اتفاق افتاد و بعد تمام شد، آثار موقتی بجا می گذارد مثلاً بورس جهانی را تحت تأثیر قرار می دهد و اقتصاد آمریکا را برای مدتی دچار آسیب می کند؛ اما آیا واقعاً یازده سپتامبر یک فرآیند بحران ساز در اقتصاد و سرمایه داری است مثل جنبش کارگری در نظام سرمایه داری ؟ خیر، جنبش کارگری در نظام سرمایه داری یک فرآیند است اما یازده سپتامبر یک واقعه . با توجه به مطالب ذکر شده تفکیکی بین این دو انجام می دهم اینگونه که انقلاب اگر انقلاب باشد، البته نمی خواهم وارد بحثهای مصداقی شوم ، ممکن است کسی بگوید آنچه که در بیست و دو بهمن در ایران اتفاق افتاد، اصلاً انقلاب نبود. اینها اصطلاحات تخصّصی است . مثلاً آقای آدمیت به جنبش تنباکو می گوید شورش . بین شورش ، قیام ، نهضت و غیره به لحاظ تخصصی و نه عامیانه تمایز و تفکیک وجود دارد و نمی توان گفت همه اینها یک چیز است . لذا بین حادثه و فرآیند هم تفکیک و تمایز وجود دارد.
نکته بعدی که باز در فرمایشات دوستان بود این است که وقتی می گویم پدیده تاریخی ، پدیده ای است که در بستر تاریخ انکشاف پیدا می کند، منظورم این است که تولد یک پدیده تاریخی یک تولد زمانمند است . قصد ندارم که بگویم هر حادثه ای که در تاریخ اتفاق می افتد ریشه و زمینه های قبلی دارد. بخصوص اینکه یکی از آقایان در صحبتهای خود فرمودند: من تاکنون برخورد نداشتم با کسی که بگوید انقلاب اسلامی یک حادثه است بالاخره انقلاب اسلامی ریشه در گذشته دارد. من وقتی می گویم انقلاب یک پدیده تاریخی است نمی خواهم بگویم که ریشه تاریخی دارد، آنکه مسلّم است . البته همین مورد مسلّم را خیلی ها در جامعه فراموش کرده اند. یا خیلی ها وقتی می خواهند انقلاب اسلامی را ریشه یابی کنند برمی گردند به حضرت آدم یا به حضرت خاتم . از هبوط آدم شروع می کنند تا برسند به سقوط رژیم شاه . برخی هم در واقع واقعه را از مثلاً مقاله رشیدی مطلق علیه امام خمینی (س ) شروع می کنند. اما بحث من در باب خصلت انکشاف یابندگی پدیده تاریخی ، ناظر به این مسأله بود که در واقع ما زمانی می توانیم همه ابعاد پدیده تاریخی را شناسایی کنیم که تمام موجودیت این پدیده را در بستر تاریخ مستقبل آشکار کند. به همین دلیل هم هست که انقلاب فرانسه را مثال زدم . انکشاف تاریخی این پدیده را من با عطف به آینده تاریخی بیان می کنم والاّ گذشته تاریخی حداقل نزد اهل تاریخ یک امر مسلّم و قطعی است .
انصاری : من فقط اشاره ای کردم والاّ قصد جسارت نداشتم چون می خواستم یک وجهی پیدا کنم تا از این بحث جنجالی و بحث برانگیز بگذریم که مسلّم ریشه های این بحث به مباحث فلسفی کشیده می شود. در مطلب قبل حدوثی را هم که عرض کردم با دقت خاصی بود، شما فرمودید وجودیتش در خودش به پایان می رسد، این حرف خیلی تأمّل برانگیز است از این جهت که ما کدام مورخ را می شناسیم که ادعا بکند که من امروز در جایگاهی ایستاده ام که می توانم بگویم فلان حادثه با هر تعریفی که در ترمینولوژی علم تاریخ یا فلسفه تاریخ هست و تمام شده ؛ یعنی خلق آدم و عالم ، تحولات جامعه بشری و تأثیر و تأثری که بر یکدیگر می گذارند به پایان رسیده است . ببینید یکسری مقولاتی هست مثلاً مَزدک در تاریخ خودمان ، در دوره سیصد ساله هیچ اثری از مزدک نمی بینیم اما یک دفعه همین مسأله منشأ یک جریانی ، گروهی ، تشکیلاتی می شود که نمی توانیم ادعا کنیم که تمام شده است . من در مقوله تاریخنگاری انقلاب اسلامی عرض کردم که ما بازشناسی و بازگویی وقایع تاریخی داریم و جز این چیز دیگری نیست . منتهی به تناسب پیشرفتهای علمی و ارتباطات علوم و دانش ؛ یعنی انباشتگی دانش بشر و بهره گیری آن از سایر رشته ها و تخصصی شدن این و بخصوص وجود امکانات تکنولوژی امکان این بازشناسی ها و به تعبیر شما بازآفرینیها را زیاد کرده است و ما فکر می کنیم یک تحول بنیادی اتفاق افتاده در حالی که مورخ امروزی همان کاری را می کند که مورخ گذشته می کرده اما مورخ گذشته با دیدگاهی بسیار بسته تر و با ابزار و اسناد و میدانی بسیار بسیار محدودتر از میدان تحقیق امروز که ما نام او را اسنادی یا میدانی یا غیره می گذاریم . در حقیقت همه اینها برمی گردد به اینکه یک مورخ حرکتش به این سمت است که یک واقعه ای را بازشناسی کند و بشناسد و ارائه دهد و بازگویی کند که البته خود گزینش این واقعه و اینکه نامش را واقعه بگذارند یا شورش یا جنبش یا حادثه و یا فرآیند. خود این موضوع تحت تأثیر دوباره یک جنبش پیچیده غیر تاریخی است . حالا اگر این ساده کردن باب طبع مثلاً بحث علمای تاریخ نباشد، مانعی ندارد ولی واقعیت جز این نیست .
اکبری : من با بحثهای آقای دکتر آغاجری خیلی اختلاف نظر ندارم . در تعریف آن اصطلاحات من اشکالی نمی بینم اما نکته قابل ذکر در توضیح این اصطلاحات است . توضیحی که ایشان دارند اینطور به ذهن می آید که ایشان گویی کار وقایع نگارانه را جزء تاریخنگاری به معنایی که مورد نظرشان است ، نمی آورند. اما با توضیحی که دادند مشخص شد که خیر این مدّ نظرشان هست .
متین : پرسش دوم را از اساتید محترم اینگونه مطرح می کنم که اگر بخواهیم یک بررسی تطبیقی از تاریخنگاری انقلاب اسلامی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *