تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل کارایی عملی جمهوری اسلامی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل کارایی عملی جمهوری اسلامی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل کارایی عملی جمهوری اسلامی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل کارایی عملی جمهوری اسلامی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل کارایی عملی جمهوری اسلامی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل کارایی عملی جمهوری اسلامی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل کارایی عملی جمهوری اسلامی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کارایی عملی جمهوری اسلامی :

در گفتاری از آیت الله هاشمی رفسنجانی در دهمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری
اشاره
«فایل پاورپوینت کامل کارایی عملی جمهوری اسلامی » عنوان سخنرانی آیت الله هاشمی رفسنجانی در دهمین اجلاس مجلس خبرگان رهبری (۱۷/۶/۸۲) است . این سخنرانی در چارچوب ماده ۵۱ آیین نامه داخلی مجلس خبرگان انجام شده که بر طبق آن مسائل مهم داخلی و خارجی که با وظایف این مجلس ارتباط دارد، در کمیسیون سیاسی – اجتماعی مجلس مورد بحث قرار گرفته و یکی از مسئولان یا نخبگان کشور به دعوت هیئت رئیسه برای سخنرانی دعوت می شود . در اجلاس دهم نیز موضوع کارآمدی و کارایی نظام جمهوری اسلامی محور یک سخنرانی قرار گرفته که به لحاظ اهمیت در این شماره منتشر می شود .
«حکومت اسلامی »
بسم الله الرحمان الرحیم . الحمد لله و السلام علی رسول الله و آله .
آیین نامه ما نمایندگان را موظف کرده است که در هر اجلاسیه ای، یکی از مسائل مهم کشور و انقلاب را بررسی کنیم و آغاز کار از کمیسیون سیاسی و اجتماعی است . از سوی این کمیسیون دو موضوع پیشنهاد شده است:
کارآمدی و کارآیی نظام
یکی از موارد بسیار مهمی که امروز دشمنان انقلاب و ایران در باره آن برنامه ریزی کرده و کار می کنند، این است که می کوشند نظام را ناکارآمد نشان دهند و به جامعه، به خصوص جوانان چنین القا کنند که نظام اسلامی نمی تواند در دنیای امروز، جامعه را اداره کند! به نظر می رسد این از اهداف درجه اول آنان است و این حقیقتا خطر بزرگی است .
روشن است یکی از وظایف ما به عنوان خبرگان و نیز به عنوان روحانیت، که پیشتاز این انقلاب بوده و حافظ آن خواهد بود و همچنین به عنوان یک شهروند، این است که هر کس در حد توان خودش روی این مساله کار کند و جلو این ظلم را که به انقلاب می شود، بگیرد . من از آنجا که از آغاز تاکنون در جریان امور کشور بوده ام، از افرادی هستم که این مسؤولیت را بیشتر احساس می کنم .
بدیهی است که این بحث بسیار وسیع است و حرف های من فهرست وار خواهد بود . امیدوارم هر یک از ما و کسانی که این بحث را می شنوند، پی گیری و دنبال کنند . حالا ممکن است انتقادهایی داشته باشند و قبول یا رد کنند . من نظر خودم را می گویم .
پیش از شروع بحث، باید میلاد حضرت جواد و حضرت مولی الموحدین علیهما السلام را تبریک بگویم و از انفاس قدسی آنان استمداد کنیم تا بتوانیم این بحث اساسی را درست مطرح کنیم .
به جهت توصیه کمیسیون، من روی کارآمدی عملی بیشتر تکیه می کنم . بحث را می شود در دو بخش مطرح کرد: یکی اینکه آیا اصلا نظام اسلامی در زمان حاضر جوابگوی اداره جامعه هست و جوامع بشری امروز می توانند در چهارچوب معارف اسلامی جامعه را اداره کنند یا نه؟ این بیشتر یک بحث تئوریک و نظری است .
بخش دیگر این است که ما چه کرده ایم؟ مدیریت نظام ما از آغاز تاکنون چه کرده و امروز در چه وضعی هستیم و آینده را چه گونه می بینیم؟ این دو مطلب پیشگفته در مواردی متداخل و با هم است، لیکن در واقع از هم جدا است . بحثی که من می کنم یک جریان تاریخی است و در کنار هر قطعه تاریخ، تحلیلی مختصر هم خواهم کرد و در بخش های سازماندهی و هدایت انقلاب و عملکرد و ساختار نظام، مقایسه هایی با برخی جاهای دیگر خواهم داشت .
برای اینکه کارآیی نظام اسلامی و عملکرد خود را به درستی ارزیابی و تحلیل کنیم، باید بگوییم که ما چند دوره مشخص داریم: ۱ – دوره انقلاب و مبارزه ۲ – دوره تثبیت ۳ – دوره سازماندهی و ساختار تشکیلات نظام ۴ – دوره دفاع ۵ – دوره از سازندگی تا امروز . و چشم انداز هم بخش بعدی است که در آینده می خواهیم چه کنیم .
دوران مبارزه
در مورد مبارزه، باید گفت خوشبختانه بیشتر شما کسانی هستید که در مبارزه بوده اید و قبل از انقلاب را خوب لمس کرده اید و می دانید که جریان های مختلفی در ایران بودند که داعیه مبارزه را داشتند . یکی از آن ها همین جریان اسلامی بود با رهبری امام و حوزه های علمیه و روحانیت و نیروهای مذهبی خاص . گروه دیگر جریان چپ و مارکسیست ها بودند که سوسیالیست ها هم جزو آنان به شمار می آمدند و نیز ملی گراها بودند . در میان آنان جریان دیگری هم بود که آن روزها به عنوان التقاطی شناخته شد و بعد تعبیر «منافق » برای آنان انتخاب گردید . آنان، هم اسلامی بودند و هم کمونیست . می خواستند بین دو نقطه متضاد اسلام و گروههای چپ پل بزنند .
ملی گراها سابقه ای در دولت دکتر مصدق هم داشتند که به آن می نازیدند . در حالی که آن جا هم باز به روحانیت مربوط می شد . چون نهضت ملی نفت هم با حمایت های آیت الله کاشانی و آیت الله خوانساری و بعضی از روحانیون دیگر پیروز شد . البته شکست نهضت ملی نفت با ملی گراها بود نه پیروزی اش .
پس در عمل دیدیم جریانی که توانست مردم را به صحنه بیاورد و سرانجام با حضور مردم مبارزه پیروز شد، جریان مذهبی و اسلامی بود . بقیه هیاهو خیلی داشتند، لیکن حضور مردمی شان جدا کم بود و بعد از پیروزی انقلاب هم همه آنان به اندازه یک شریک
مساوی سهم خواهی می کردند و می خواستند در اداره انقلاب سهم داشته باشند!
من فکر نمی کنم که کسی منکر شود در دوران مبارزه نقش اول را نیروهای مسلمان و مدیریت هایی که عمدتا روحانی بودند به عهده داشتند و آنان بودند که مبارزه را به سامان رساندند و به همان دلیل پرچمدار بودند . نقش امام راحل (ره) هم که حرف اول را می زد و بسیار سازنده بود و حتی تا امروز هم اینگونه است .
دوران تثبیت
دوران تثبیت دوران سختی برای ما بود . به خاطر همین سهم خواهی که جریان ها داشتند . آنها از روزهای نخست پیروزی مخالفت ها را آغاز کردند و ایذاءها و شیطنت ها را، هم در مرکز و هم در نقاط مختلف کشور; مانند کردستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان، آذربایجان و تا حدود زیادی گنبد شروع کردند . دیدیم که جریان های قومی به چه شرارت هایی دست زدند! در مرکز نیز وضع همان طور بود، با اینکه دولت موقت را که تشکیل دادیم و تقریبا همه این گروه ها در دولت موقت بودند . جبهه ملی، گروههایی مثل جاما و مسلمانان مبارز و بسیاری از گروه های کوچک هم سهم داشتند و در شورای انقلاب یا در دولت بودند و یا در مدیریت های استانی و مانند آن بودند . همین زیاده خواهی و توقع های بی جای آنان، که می خواستند در حد همه مردم سهم بگیرند، ما را دچار مشکل کرد . اینجا اولین نقطه ای بود که ما را دچار مشکل ساخت، آنهم بر سر ماهیت انقلاب، که نظام چه ماهیتی داشته باشد، اسلامی یا دمکراتیک بدون قید اسلامی و به اصطلاح، لائیک یا چیز دیگر؟ هم قاطعیت امام و هم خواست مردم، با آن رفراندم و همه پرسی که می دانید، حدود نود و نه درصد – ۲/۹۸ – درصد مردم رای به جمهوری اسلامی دادند و بعد
هم در قانون اساسی تبلور یافت . از همین جا انشعاب هایی به وجود آمد، عده ای همه پرسی را تحریم کردند و مخالفت های لفظی هم بسیار و بی حساب بود و وقتی قانون اساسی بر اساس اسلامی بودن نظام تصویب شد دچار بحران های جدی شده بودیم .
من این روزها، به دلیلی، مذاکرات شورای انقلاب را، که در آن دوران یکی از محورهای مهم اداره کشور بود، مرور می کنم می بینم که ما روزهای آغازین انقلاب چه قدر مشکل داشتیم! مهم ترین و وقت گیرترین مسائل در جلساتی که داشتیم، مساله کردستان، خوزستان، گنبد بود و در همان روزها با مساله آذربایجان روبرو شدیم; کارهایی که خلق مسلمان در آذربایجان کردند، واقعا همراه با هیجان، تنش و التهاب بود; التهابی که برای نسل امروز غیر قابل توصیف است .
به هر حال، از آن مقطع عبور کردیم; مقطعی که می توانست کشور را تجزیه کند، چون آمریکا و غربیان پشت سر آنان بودند و کشورهای عربی نیز وارد شدند . همان هنگام حزب بعث عراق، هم پول زیادی خرج می کرد، هم سلاح زیادی می فرستاد و هم ایذاءهای مرزی علیه ما داشت . سلطنت طلب ها هم که ریشه کن نشده بودند . گرچه گروهی از آنان فراری بودند، لیکن در داخل کشور هم بودند و در بسیاری از ادارات و ارگان ها حضور و نفوذ داشتند .
منافقین و جریان های مبارز پیشین هم خیلی عمیق در ارگان های کشور نفوذ کرده بودند . واقعا دوران مشکلی بود و گذشت . قانون اساسی تصویب و انتخاب ها انجام شد .
فتنه دیگری پیش آمد و آن فریب کاری ها و ریاست جمهوری بنی صدر بود که می توانست برای همیشه کشور اسلامی را به سوی دیگری ببرد . که این فتنه هم با بیداری نیروهای اسلامی، که حق بسیار بزرگی در انقلاب دارند، برطرف شد . البته با دادن قربانی های فراوان که یک نمونه اش انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی بود; حادثه ای که در آن بهترین شخصیت های تاثیرگذار و بسیج کننده انقلاب را در یک لحظه از دست دادیم .
امروزه شما می توانید وضع فعلی عراق را با کشور ما مقایسه کنید، با آن همه گرفتاری و مشکل که ما داشتیم . بعد از رژیم شاه، برای ما ساختار مهم بود تا با این همه معارض و دشمن بتواند کشور را نگه دارد . اکنون که از آن بحران ها عبور کرده ایم هر کسی ممکن است نقدهایی داشته باشد . گرچه من نمی توانم بگویم همه کارهایی که شده، دقیقا صحیح بوده است، ولی در حد تشخیص و بررسی ها صحیح بود و اثر هم داد، البته می توانست بهتر از این انجام شود که شاید به عقل ما نرسیده است . با این همه، هنوز هم کسی پیشنهاد بهتر نداده است .
ما کشوری را تحویل گرفتیم که برای همه امورش مسؤول داشت و هیچ کاری بی مسؤول نبود در این حال یا باید همان مسؤولان را می پذیرفتیم و یا همه را به هم می ریختیم و عوض می کردیم; همان کاری که آمریکایی ها در عراق می کنند و ارتش و پلیس و استخبارات و بعضی از وزارتخانه ها و … را مرخص کرده و بیرون ریخته اند . قبلا رسم انقلاب ها و بیشتر انقلاب های کمونیستی این بود که وقتی می آمدند، همه را تصفیه می کردند . حتی این سخن معروف بود که یکی از ماموران تصفیه کوتاهی کرده بود و مسؤولان سابق را از شهر به اردوگاه نبرده بود . به او گفتند: چرا آنان را به بیرون از شهر انتقال ندادی؟ گفته بود: ماشین و امکانات نداشتیم . گفتند: ماشین نداشتید، گلوله هم نداشتید؟! تفکر جاری در آن زمان این بود که انقلاب واقعی باید گذشته ها را حذف فیزیکی کند . اما انقلاب اسلامی نمی خواست چنین کند، اولا بسیاری از ماموران و بعضی از مسؤولان رژیم سابق با انقلاب همکاری کرده بودند . طبقه پایین آن ها که اصلا جز انقلاب بودند و اعتصاب های آنان باعث پیروزی انقلاب شد . ارتش و پلیس هم همین طور بودند، ما هم که به جهت معتقدات اسلامی و داشتن روحیه انسانی به خودمان اجازه نمی دادیم تصمیمات خطرناک بگیریم و ظلم کنیم .
بنابراین، تدبیری اندیشیده شد که در کنار این ادارات و سازمان ها، که نمی شد به آن ها اعتماد کرد، از نیروهای انقلاب، ارگان ها و نهادهای انقلابی ایجاد شود تا به آنان کمک کنند و بدینوسیله، به تدریج کادرسازی کردیم و به تربیت نیرو پرداختیم . سپاه در کنار ارتش، کمیته در کنار پلیس و دادگاه انقلاب در کنار دادگستری به وجود آمد . ادارات و وزارتخانه ها بودند، جهاد سازندگی هم تاسیس شد و مثل آچار فرانسه هر جا مشکلی پیدا می شد، حضور پیدا می کرد . بقیه نهادهای انقلاب همینگونه تاسیس شدند . روشن است که این ساختار برای ما هزینه داشت، ولی ناگزیر بودیم و نمی شد آنان را تصفیه کرد، چون نه انسانی بود و نه مصلحت . و بسیاری از آنها هم واقعا طرفدار انقلاب بودند و هستند و از سوی دیگر نیروهای انقلاب هم نمی شد بیکار بمانند . و نیز نمی شود که همه امور را دست افراد قبلی بدهیم و بگوییم نیروهای انقلاب بروند به خانه هایشان!
پس نیروهای انقلاب به این صورت وارد کار شدند و به تدریج فعالیت خود را در ارگان ها آغاز کردند و سرانجام پس از طی دوره ای اکنون رسیده ایم به یک نقطه ای که می بینیم کار درستی بوده و تصمیم صحیحی گرفته ایم .
البته برخی انتقادهایی که به انقلاب اسلامی می کنند، این است که می گویند تعداد کارکنان دولت خیلی افزایش یافته است . گرچه افزایش یافته اما معمولا اغراق می کنند . امروزه رسم شده است کسانی که می خواهند چیزی بگویند یا بنویسند و شعاری حرف بزنند، رقم های درشت می گویند; مثلا یک میلیون نیرویی که در رژیم شاه به صورت خرید خدمتی کار می کردند و هنوز استخدام رسمی نشده بودند، بعد از انقلاب استخدام رسمی شدند; چون به آنان ظلم می شد .
آن مقداری که می گویند درست نبوده و اغراق است . با اینکه این نهادها همه جدید است و گفتیم که همه نیروها جدید آمدند ولی آن اندازه که می گویند نیست و معمولا اغراق می کنند .
در دولتی کردن هم آن قدر اغراق می شود که گاهی می بینیم در تعبیرات حتی مسؤولان سطح بالا، افراد وارد گاهی می گویند، مثلا: هشتاد درصد اقتصاد کشور ما دولتی است! این حرف، حرف ناحقی است . من چند بار از این مساله دفاع کرده ام که چنین نیست و شما ناحق می گویید . کشاورزی ما حدود بیست تا بیست و پنج درصد اقتصاد ما است، تمامش از آن بخش خصوصی است و کمتر دولتی است . بخش مسکن خیلی کم دولتی است و عمدتا در دست مردم است . خانه ها و ساخت و سازها و … و بخش تجارت، عمدتا بخش خصوصی است و اصلا دولت در تجارت جاری کشور حضور چندانی ندارد . خدمات مختلف هم همینگونه است . در چند روز گذشته که در مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه و بحث داشتیم، از رییس بانک مرکزی خواستم که یک کار آماری کند . ایشان هم این کار را کرد
و نتیجه را گزارش داد و همه این ها را معین کرد . نتیجه این شد که تنها چهل درصد اقتصاد ما دولتی است و این بزرگ نمایی هشتاد درصد، از همان شیوه های تو دل خالی کن است و برای اینکه نظام را ناکارآمد نشان دهند از آن استفاده می کنند . به این شیوه زیاد متوسل می شوند که لازم است در جای دیگر در باره آن توضیح داده شود .
به هر حال ساختار نظام را به تدریج شکل دادیم . البته من خودم اگر بخواهم انتقاد کنم، در بعضی از دولتی کردن ها و در بعضی از مصادره ها می توانم حرف هایی بزنم که انتقاد باشد، اما به هر حال ما باید مجموعه را در نظر بگیریم . نمی شود که تنها نقاط ضعف را بگوییم و بس . وضعیت آن زمان با الآن متفاوت بود پس اوضاع آن زمان را باید در نظر بگیریم و سپس نقد کنیم . ولی جای این سخن هست که کسی بگوید و بحث کند که آیا بعضی از دولتی کردن ها درست بوده است یا نه؟ این قابل بحث است .
دوران دفاع مقدس
در باره دوره دفاع مقدس هم حرف برای گفتن زیاد است ولی در این بخش هم خیلی توقف نمی کنیم . می دانید که ما کشوری تنها بودیم و هیچ حمایت خارجی نداشتیم . در داخل گرفتار اختلافات داخلی زمان بنی صدر، منافقین و بسیاری افراد بودیم که امور را در اختیار داشتند و هنوز شکل نگرفته بودیم . ارتش ما واقعا در حال تصفیه بود و هیچ سلسله مراتب و فرماندهی در آن مراعات نمی شد و سپاه در تشکیلات بسیار جوان بود، در چنین وضعیتی چنان جنگی بر ضد ما آغاز شد که شرق و غرب و ارتجاع، با پول و سلاح و تبلیغات و اطلاعات از طریق صدام، به جان انقلاب افتادند و آن همه فشار بر گرده انقلاب آمد . ما، در تنهایی و با اتکا به امکاناتی که از رژیم قبل مانده بود یا خودمان خلق کردیم، به دست جوانان بسیجی، سپاه و ارتش، این شر از کشور دفع شد . به طوری که چیزی از خاک ما در دست عراقی ها نماند و در سازمان ملل هم بالاخره حکم پیروزی ما صادر شد و گفتند که ایران متجاوز نیست و عراق متجاوز است و باید خسارت بپردازد .
در مجموع جنگ یکی از صحنه های با شکوه تاریخ ما است گرچه بسیار گران تمام شد . ما بیش از دویست هزار شهید دادیم و همین مقدار یا بیشتر جانباز و آزاده و … داریم، ولی به قیمت این فداکاری، کار بزرگی کردیم و بدترین شری را که متوجه کشورما شده بود، توانستیم دفع کنیم و در عین حال در دنیا سربلند باشیم و درسی هم به متجاوزان بدهیم . پس باید بپذیریم که از دوران دفاع هم خوب عبور کردیم .
من در اینجا نمی توانم از همه جزئیات جنگ و دفاع، دفاع کنم . ممکن است از ما اشتباهاتی سرزده باشد . شاید در مواردی بهتر می توانستیم بجنگیم . و بالاخره ممکن است می توانستیم شروع جنگ را به تاخیر بیندازیم … اما تا این حد هم ساده نیست که همین طوری بگوییم که می توانستیم و نکردیم; چون تصمیم گرفته بودند که انقلاب را از پا در بیاورند .
ابتدا خواستند با کودتا از پا در آورند، نشد . تصمیم گرفتند با آشوب از پا در آورند، نشد . صریحا گفته بودند (و در اسناد هم هست) که این بار دیگر کار نهایی را انجام می دهیم! کم کم آن اسناد بیرون می آید و رو می شود که آن برنامه ها برای حذف انقلاب بوده است .
دوران سازندگی
دوره آخر هم دوره بازسازی و سازندگی است که بعد از جنگ شروع شده و تاکنون هم ادامه دارد و باید ادامه داشته باشد . اهمیت این مورد از سه مورد پیش اگر بیشتر نباشد کم تر نیست; چون مخالفان انقلاب تقریبا همگی در این مساله متحد بودند و می گفتند: ایرانیان با امواج انسانی و با هیجانات مذهبی پیروز شدند و مخالفان داخلی را حذف کردند، اما به خاطر نداشتن تجربه و نیروهای متخصص و حمایت نشدن از خارج و در انزوا قرار گرفتن و مشکلاتی که در سر راه شان وجود دارد و … نمی توانند کشورشان را بسازند و این جا دیگر گیر می کنند، در نتیجه مردم متفرق می شوند و میان مدیران و مردم فاصله می افتد! همه دیدند که این هم اتفاق نیفتاد و به خلاف انتظار آنان، انصافا دوران سازندگی کارهای بسیار بزرگی کرد و جا دارد که مقایسه شود و ببینیم تفاوت ها کجا است; چون همین طوری به شکل ادعا بگوییم شاید خیلی جا نیفتد . من البته سازندگی را که می گویم، امروز را هم می گویم، گرچه امروز مقداری از سرعت سازندگی کم شده است، اما اصل برنامه ها ادامه دارد .
مقایسه ای کنیم بین ایران قبل از انقلاب و کارهایی که بعد از انقلاب شد; تنها دو سه رقم را در نظر بگیرید: در سال های آخر رژیم شاه، شش میلیون بشکه نفت تولید می کردند، فقط پانصد یا ششصد هزار بشکه مصرف داخلی بود و بقیه را می فروختند هر بشکه به قیمت حدود سیزده یا چهارده دلار بود و کشور هم حدود سی و سه میلیون تا سی و چهار میلیون جمعیت داشت; یعنی پنج و نیم میلیون بشکه نفت برای سی و سه میلیون نفر و قدرت خرید دلار هم چهل درصد بیشتر از امروز بود . دلار در مقابل ارزهای دیگر، چهل درصد تضعیف شده است . آمریکایی ها به عمد یا به اجبار این کار را کرده اند .
پس درآمد رژیم شاه بسیار بیشتر از ما بود و در خارج هم موقعیت بهتری داشت و از همه جا می توانست کمک بگیرد و آنان هم می دادند . با این حال، آنانکه در شهرستان ها هستند، می دانند که چه قدر به شهرستان و روستاها ظلم شده است و به جز شهرهایی مانند تهران، اصفهان، مشهد کمی هم شمال و بعضی جاها، به بقیه کشور بی توجه بودند و کار زیر بنایی انجام نمی شد . تلفن نبود . آب و برق نبود . راه نبود . بهداشت و دکتر نبود . چهل و هفت درصد مردم بی سواد بودند . بچه های زیادی امکان رفتن به مدرسه را نداشتند . دانشگاه ما صدو پنجاه هزار دانشجو داشت، آنهم با داشتن سی و سه میلیون نفر جمعیت و اکثر مردم از اینکه به دانشگاه برسند مایوس بودند . با اینکه دلار هفت تومانی داشتند و تقریبا همه چیز هم وارداتی بود، تورم بسیار بالا بود . همین امروز صبح گفتم که تورم زمان شاه را بگیرند، معلوم شد که در سال ۱۳۵۶ تورم ۱/۲۵ درصد بوده است .
در سال ۱۳۵۷ کمی بهتر شده است اما نه به دلیل کار آنان، بلکه به دلیل اینکه اوضاع به هم ریخت و نتوانستند پول تزریق کنند و وضعیت ویژه ای پیش آمد . البته مقداری هم انقلاب مؤثر بود . جمهوری اسلامی در تمام این مدت، به طور معدل حدود سه میلیون بشکه نفت صادر کرده است . الآن که مصرف ما بیش از دو میلیون بشکه است، تولید به چهار میلیون می رسد .
پس کم تر از نصف آنان (رژیم گذشته) نفت تولید کرده ایم، قدرت خرید دلارمان کم تر شده، جمعیت کشورمان به دو برابر رسیده و سازندگی مان بسیار بیشتر از آنها است و اصلا قابل مقابسه نیست . در بخش برق، خاموشی هایی را که در زمان شاه بود فراموش نکرده ایم . کمبود سیمان را از یاد نبرده ایم . تازه آنچه بود وارداتی بود!
ما پس از انقلاب، دوران دفاع را داشتیم، آشوب های داخلی و نیز تحریم را داشتیم اما با این همه، توانستیم این گونه حرکت کنیم . یکی از راه هایی که با آن مردم و جوانان را فریب می دهند آن است که چیزهای وهمی از زمان گذشته را مطرح می کنند و برای این که دل بچه ها را خالی کنند و ارزش کارهای انقلاب را پایین بیاورند، حرف ها و آمارهای بی ربطی را می گویند . گاهی هم اینگونه حرف ها از آدم هایی شنیده می شود که عجیب است و نمی دانیم حمل بر چه کنیم؟!
تحقق اهداف انقلاب
اهدافی که جمهوری اسلامی داشت، بررسی می کنیم تا ببینیم چه اتفاقاتی افتاده است و نیز مقایسه هایی را انجام می دهیم:
۱ . استقلال
یکی از اهداف مهم و شاید نخستین هدف ما استقلال بود; زیرا یکی از چیزهایی که موجب شد ملت ما یک پارچه به میدان بیاید، وابستگی به آمریکا بود و این (سلطه خارجی) چیزی بود که مردم از آن رنج می بردند و نجات از دست خارجی ها خواست عمومی برای مردم بود که به این خواسته رسیدند و امروزه در دنیا کسی نیست که به خود جرات دهد و ادعا کند ایران وابسته به خارج است یا نفوذ خارجی در این کشور حکمفرما است! حتی نفوذی های نامرئی چنین حرفی را بر زبان نمی آورند . حقیقتا مورد اجماع ناظران است که ایران توانسته استقلال خودش را به خوبی به دست آورد . این بسیار با ارزش و مایه افتخار است لیکن متاسفانه کم تر در مقایسه ها و ارزش گذاری ها به آن توجه می شود . شما کشورهای منطقه خودمان و دیگر کشورها را ببینید که چه بلایی از نفوذ خارجی ها می بینند . حتی کشوری مانند ژاپن را ببینید! این کشور تشخیص داده است که برای آینده خود در نفت ایران جایگاهی داشته باشد، لیکن آمریکایی ها به آنان می گویند شما حق ندارید در منطقه آزادگان (ایران) سرمایه گذاری کنید! پیش از این، چنین مساله ای را در مورد پتروشیمی امام داشتیم و در سد کارون نیز سه بار تکرار شده است که آمریکایی ها به ژاپنی ها گفته اند نیایید . و آنان مشکلاتی دارند و نمی آیند . ایران دیگر چنین اربابی ندارد و این از برکت انقلاب است .
نگاهی به رژیم شاه بیندازیم و ببینیم چگونه بوده است . در آن زمان سفیر به دربار می رفت و فرمان می داد و شاه هم جرات نمی کرد از آن فرمان تخلف کند . پایین تر از شاه که حساب شا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *