تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل شرح دعای کمیل قسمت نهم!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل شرح دعای کمیل قسمت نهم بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل شرح دعای کمیل قسمت نهم از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل شرح دعای کمیل قسمت نهم شامل 72 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل شرح دعای کمیل قسمت نهم استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل شرح دعای کمیل قسمت نهم با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل شرح دعای کمیل قسمت نهم قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل شرح دعای کمیل قسمت نهم حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل شرح دعای کمیل قسمت نهم به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح دعای کمیل قسمت نهم :

حجه الاسلام والمسلمین حسین انصاریان
اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل النقم
خدایا برای من بیامرز گناهانی که انتقام ها و عقوبت ها را نازل می کند.
در روایت بسیار مهم حضرت سجاد (ع)، و روایتی با ارزش و قابل توجه به نه گناه که سبب نزول عقوبتهاست اشاره شده:
۱- بغی. ۲- تعدی و تجاوز به حقوق مردم. ۳- مسخره کردن بندگان خدا. ۴- شکستن عهد و پیمان. ۵- معصیت و بدکاری آشکار. ۶- شیوع دروغ. ۷- داوری و قضاوت برخلاف احکام خدا. ۸- خودداری از پرداخت زکات. ۹- کم گذاشتن پیمانه و کیل. بغی
کلمه بغی در لغت به معنای سرپیچی از حق، تجاوز از حدود الهی، تعدی به مردم، فساد، معصیت، آلودگی و زنا آمده، و در آیات قرآن و روایات در تمام این معانی به کار گرفته شده:
«ان قارون کان من قوم موسی فبغی علیهم; (۱) به راستی قارون از قوم موسی بود، که بر آنان ظلم و ستم روا داشت.»
«ولو بسط الله الرزق لعباده لبغوا فی الارض; (۲) و اگر خدا رزق و روزی را بر بندگانش وسیع و فراوان کند، در زمین به فساد و بیدادگری برمی خیزند.»
«یا اخت هارون ما کان ابوک امرء سوء و ما کانت امک بغیا; (۳) ای خواهر هارون پدرت انسان ناصالح و بدی نبود، و مادرت دامنی پاک از زنا و بدکاری داشت.»
رسول خدا فرمود:
«ان اسرع الخیر ثوابا البر و ان اسرع الشر عقابا البغی; (۴) به راستی سریع ترین خوبی از جهت پاداش نیکی و بخشش و خوبی به مردم است، و سریع ترین بدی از نظر مکافات تعدی و ظلم و ستم به دیگران است.»
امام صادق (ع) فرمود:
«سته لا تکون فی المؤمن: الحسر، والنکد، واللجاجه، والکذب، والحسد، والبغی; (۵) در مؤمن شش خصلت وجود ندارد: عجز و درماندگی، خسیسی و کم خیری، لجاجت و سرسختی، دروغ، حسد، تعدی و تجاوز به مردم. تعدی و تجاوز به حقوق مردم
خداوند مهربان برای مردم نسبت به یکدیگر حقوقی قرار داده، که ادای آن حقوق لازم است، و تجاوز و تعدی به حقوق مردم گناه و معصیت و گاهی سبب کیفر و عقوبت است.
حق پدر و مادر بر فرزند، حق فرزند بر پدر و مادر، حق اقوام و خویشان به یکدیگر، حق همسایه به همسایه، حق مردم بر حکومت، حق حکومت بر مردم، حق شوهر بر زن، حق زن بر شوهر، حق زیردستان بر صاحبان نعمت و ثروت، حق فقیر بر غنی و دیگر حقوقی که در قرآن مجید و روایات بیان شده، زیباترین و کامل ترین رساله ای که بیانگر حقوق است رساله حقوق حضرت زین العابدین (ع) است، انسان با مراجعه به آن رساله به شناخت کامل و جامعی نسبت به حقوق موفق می شود و خود را پس از شناخت مسئول اجرای آن حقوق احساس می کند.
تعدی و تجاوز به هر یک از آن حقوق گناهی مسلم و معصیتی یقینی است، و در صورت جبران نکردن تعدی و ستم به حقوق مردم مکافات و عقوبت آن حتمی و قطعی است. مسخره کردن بندگان خدا
مسخره کردن مردم چه نسبت به قیافه و شکل آنان، به خاطر فقر و تهدیستی شان، چه به علت دین داری و ایمانشان، و چه به سبب شغل و کارشان، و چه به خاطر هر موقعیت و وضعی، گناهی بزرگ و معصیت و خطائی است که عقوبت و مکافات دنیائی و آخرتی به دنبال دارد.
مسخره کردن مردم در حقیقت توهین به شخصیت ایشان، و تحقیر و خوار شمردن آنهاست.
قرآن مجید از مسخره کنندگان به عنوان منافق، ستمکار، مفسد، یاد می کند و آنان را مستحق عذاب دردناک می داند.
«و اذا لقوا الذین آمنوا قالوا آمنا، و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزؤن; (۶) اینان هنگامی که با اهل ایمان دیدار کنند می گویند ایمان آوردیم، و چون با شیاطینشان «که سردمداران کفر و شرکند» خلوت کنند می گویند با شمائیم، و هدف ما از برخورد با مؤمنان مسخره کردن آنان است.»
رسول خدا فرمود: خدای تبارک و تعالی فرموده: «من اهان لی ولیا فقد ارصد لمحاربتی; (۷) هر که به دوستی از من اهانت کند، یقینا به جنگ با من کمین کرده! !»
امام صادق (ع) فرمود:
«هنگامی که قیامت شود، یک منادی ندا کند: روگردانان از دوستان من کجایند؟ پس گروهی که صورتشان گوشت ندارد برخیزند، در آن وقت گفته شود: اینان کسانی هستند که اهل ایمان را آزردند، و با آنان به دشمنی برخاستند، و نسبت به آنها عناد ورزیدند، و آنان را با درشتی و سرسختی در دینشان سرزنش کردند، سپس فرمان رسد که آن ها را به دوزخ برند.
رسول خدا فرمود: خدای عزوجل فرموده:
«قد نابذنی من اذل عبدی المؤمن; (۸) کسی که بنده مؤمن مرا خوار کند، آشکارا به جنگ با من برخاسته! !»
آری به ریشخند گرفتن مردم، و مسخره کردن آنان، در حقیقت توهین کردن به آنان، و آزار دادن روحی، و کوچک شمردن آنهاست.
قرآن مجید به شدت مردان و زنان را از این که به مسخره کردن یکدیگر اقدام کنند نهی می کند، و مسخره کنندگانی که از این کار زشت خود توبه نمی کنند ستم کار می داند. (۹) شکستن عهد و پیمان
عهد و پیمان، و به عهده گرفتن وفای به عهد و پیمان، دو حقیقت اخلاقی و انسانی است، که در قرآن مجید و روایات اهل بیت مورد توجه قرار گرفته، و شکستن آن، گناه و معصیت شمرده شده.
در زمینه عهد و پیمان و وفای به آن، تفاوتی نمی کند که عهد و پیمان با خدا یا با پیامبر یا با امام یا با مردم بسته شود، وفای به هر عهد و پیمان مثبتی که در طریق عبادت، یا خدمت به مردم، یا کسب و تجارت، یا امور صحیح دیگر بسته می شود واجب شرعی و اخلاقی است، و شکستنش گاهی حرام و موجب کیفر الهی است.
«اوفوا بعهدالله اذا عاهدتم; (۱۰) به عهد خدا هنگامی که عهد بستید وفا کنید.»
«الذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون; (۱۱) آنان که عهد خدا را پس از محکم کردنش می شکنند، و آن چه را خدا دستور به پیوندش داده قطع می کنند، و در زمین به فساد برمی خیزند، فقط آنان زیانکارند.
«و اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا; (۱۲) به عهدی که با خدا و با یکدیگر می بندید وفا کنید، به راستی عهد مورد بازخواست و بازپرسی است.»
«یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود; (۱۳) ای کسانی که ایمان آوردید، به قراردادها و عهد وپیمان ها وفا کنید.»
رسول خدا (ص) فرمود:
«ثلث من کن فیه کان منافقا و ان صام و صلی و زعم انه مسلم، من اذا ائتمن خان، و اذا حدث کذب و اذا وعد اخلف; (۱۴) سه خصلت است در هر که باشد منافق است، گرچه نماز بخواند و روزه بگیرد، و خود را مسلمان بداند: چون او را امین دانند خیانت ورزد، و هنگامی که به سخن برخیزد دروغ گوید، و هر گاه وعده دهد وعده اش را وفا نکند.»
امام صادق (ع) فرمود:
«من عامل الناس و لم یظلمهم و حدثهم فلم یکذبهم و وعدهم فلم یخلفهم فهو ممن کملت مروته و حرمت غیبته و ظهر عدله و وجبت اخوته; (۱۵) کسی که در رفتارش با مردم ستم نورزد، و در سخن گفتن با آنان دروغ نگوید، و در وعده به آنان تخلف نکند، از کسانی است که مروتش کامل وغیبتش حرام، و عدالتش آشکار، و باید او را برادر دینی دانست.» معصیت و بدکاری آشکار
قرآن مجید مردم را از نزدیک شدن به کارهای زشت و معصیت های آشکار و پنهان به شدت نهی کرده. (۱۶)
معصیت آشکار، و بدکاری ظاهر، نشان دهنده کمال بی شرمی و بی حیایی گنهکار، و جسارت و بی ادبی او، و بی احترامیش به قانون و فضای جامعه اسلامی است.
اسلام، آلوده شدن فضای جامعه را به هیچ صورت نمی پسندد، و برای آنان که عرصه گاه حیات امت اسلامی را آلوده می کنند مجازات و تعزیر شرعی تعیین کرده است.
بر مردم مؤمن، و دلسوزان آگاه، و به خصوص کارگزاران حکومت اسلامی واجب است از بدکاری بدکار، و عصیان گنهکار، و خطای انسان بی شرم و حیا به هر شکل ممکن جلوگیری کنند، تا میکرب خطرناک معصیت دامن مردم و به خصوص نسل جوان، و دختران و پسران را آلوده نکند.
وجوب امر به معروف و نهی از منکر، به خاطر قطع ریشه فساد، و دفع آلودگی، و رفع ناپاکی، و حفظ جامعه از خطر سقوط در منجلاب معصیت است.
اگر مراکز تربیتی چون خانه، و مدرسه صفت الهی حیا را در نسل پرورش دهند، و به صفتی پابرجا و ثابت تبدیل کنند، خلوت و جلوت انسان از آلودگی به فحشا و منکرات پاک می ماند.
حیا و توجه به خدا، و اندیشه در عاقبت گناه عالی ترین بازدارنده انسان از مفاسد و معاصی است.
از امام صادق (ع) روایت شده:
«الحیاء من الایمان و الایمان فی الجنه; (۱۷) حیا از ایمان و ایمان در بهشت است.»
رسول خدا فرمود: از خدا حیا کنید و حق حیا را رعایت نمائید، گفتند یا رسول الله چگونه؟
فرمود: از شما کسی شب را صبح نکند مگر این که اجل و موتش در برابر دو چشمش باشد، و سر و آن چه را در بردارد، چون چشم و گوش و زبان، از حرام حفظ کند، و شکم و آن چه را از طعام جمع می کند، از حرام نگاهدارد، و قبر و پوسیدن بدن را در آن یاد آورد، و کسی که آخرت را می خواهد زینت و زیور فریبنده زندگی دنیا را واگذارد. (۱۸)
مردی به رسول خدا گفت: مرا سفارش و وصیت کن، حضرت فرمود:
«استحی من الله کما تستحیی من الرجل الصالح من قومک; (۱۹) از خدا حیا کن چنان که از مرد شایسته ای از قومت حیا می کنی.» شدت ترس و حیاء زنی با ایمان
حضرت سجاد (ع) فرمود: «مردی با خانواده اش از طریق دریا مسافرت کرد، کشتی آنان در میان دریا شکست، و از همه مسافرانی که در کشتی بودند جز همسر آن مرد نجات نیافت، او بر تخته پاره ای از الواح کشتی نشست، تا به یکی از جزیره های آن دریا پناهنده شد.
در آن جزیره مردی راهزن بود که همه پرده های حرمت خدا را دریده بود، ناگاه دید آن زن بالای سرش ایستاده، سر به سوی او برداشت و گفت: تو انسانی یا جن؟
گفت: انسانم.
بی آن که با او سخنی گوید با او چنان نشست که مرد با همسرش می نشیند، چون آماده نزدیکی با او شد، زن لرزان و پریشان گشت.
راهزن به او گفت: چرا پریشان شدی؟
زن گفت: از این می ترسم و با دست اشاره به عالم بالا کرد.
مرد گفت: مگر چنین کاری کرده ای؟
زن گفت: نه به عزت خدا سوگند.
مرد گفت: تو از خدا چنین می ترسی در صورتی که چنین کاری نکرده ای و من تو را مجبور به این کار می کنم، به خدا سوگند من به پریشانی و ترس از خدا از تو سزاوارترم، سپس کاری نکرده برخاست و به سوی خانواده اش رفت و همواره در اندیشه توبه و بازگشت بود.
روزی در مسیر راه به راهبی برخورد در حالی که آفتاب داغ بر سر آن ها می تابید، راهب به جوان گفت: دعا کن تا خدا ابری بر سر ما آرد که آفتاب ما را می سوزاند.
جوان گفت: من برای خود نزد خدا کار نیکی نمی بینم تا جرات کنم چیزی از او بخواهم!
راهب گفت: پس من دعا می کنم و تو آمین بگو.
گفت: آری خوبست.
راهب دعا می کرد و جوان آمین می گفت، به زودی ابری بر سر آن ها سایه انداخت، هر دو پاره ای از روز را زیر ابر راه رفتند تا سر دو راهی رسیدند، جوان از یک راه و راهب از راه دیگر رفت و ابر همراه جوان شد!
راهب گفت: تو بهتر از منی، دعا به خاطر تو مستجاب شد، نه به خاطر من، گزارش وضع خود را به من بگو.
جوان داستان آن زن را بیان کرد، راهب گفت: چون ترس از خدا تو را گرفت، گذشته ات آمرزیده شد، اکنون مواظب باش که در آینده چگونه باشی.» (۲۰) شیوع دروغ
رسول خدا و حضرت صادق و حضرت رضا علیهم السلام دروغ را از گناهان کبیره، بلکه از بزرگترین گناهان کبیره شمرده اند. (۲۱)
از زشت ترین مراتب دروغ، دروغ بستن به خدا و انبیا و امامان و کتب آسم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *