توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل اشو و عرفان های هندوئی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل اشو و عرفان های هندوئی شامل 110 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اشو و عرفان های هندوئی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل اشو و عرفان های هندوئی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اشو و عرفان های هندوئی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اشو و عرفان های هندوئی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل اشو و عرفان های هندوئی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اشو و عرفان های هندوئی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اشو و عرفان های هندوئی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اشو و عرفان های هندوئی :
در عصر حاضر سرزمین هند دارای مسالک متفاوت عرفانی و اخلاقی است. گروهی از این مکاتب رابطه نزدیکی با ادیان بزرگ هند دارند و چه بسا زیر مجموعه ادیان عظیم هندو قرار گیرند و گروهی دیگر کاملاً مجزا و متفاوت از ادیان قدیم هندی هستند .
اما ادیان بزرگ هندو اغلب مانند استوانه ای قدرتمند، تکیه گاه بسیاری از مذاهب نوظهور هندی است. برخی از این استوانه های عرفان هندو به اختصار عبارتند از :
هندوسیم : آیین هندوسیم یا برهمنیزم دارای فرقه های بی شماری است. که هریک از آن با تکیه بر قسمتی از آیین هندوسیم و تفسیر گوناگون از آن پدید آمده اند. بنیانگذار این آیین شناخته شده نیست و در آن از فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی سخن گفته شود که با ریاضت و تهذیب نفس پیچیده شده برهمنیزم بدین اصل معتقد است که خطای عمده انسان در طی اندیشه و تفکر اوست و شقاوت ها و بدبختی های او نتیجه مطالعه و فریبی است که در مظاهر اشیاء موجود است و ربطی به گناه ها و خطاهای او در زندگی ندارد. هندوها و بودایی ها فکر می کنند که رستگاری انسان بسته به رهایی او از مظاهر فریبنده و حدود گمراه کننده عالم جسم است که باید خود را از قید آن رها کرد. به جهان روحانیت و عقلانیت پناه برند و در آنها به حقیقت محض که ضامن سعادت جاویدی است نائل گردند ۳.
جینیزم : جین به معنای پیروز اقتباس از آیین هندو است. آیین جین علاوه بر پذیرش معارف هندویی، مسائل تازه ای را مطرح می کند و بر قواعد اخلاقی شدیدی اصرارورزد. به عقیده جینی ها رستگاری بر دو اصل استوار است .یکی ریاضت کشی و دیگری اهیمسا یا پرهیز از آزار جانداران که تا نباتات و جمادات پیش می رود کندن زمین برای کشاورزان ممنوع شمرده می شود. با آنکه خوردن میوه درختان مجاز است. استفاده از محصولات زیرزمین همچون چغندر، هویج، شلغم و … که کندن زمین را همراه دارد حرام است ۴.
از عجیب ترین آداب این مذهب فضیلت بسیار و ثواب فراوان خودکشی از طریق ترک غذا و آب است. همچنین پوشیدن لباس حرام است در حالی که فرقه عظیمی از ایشان هیچ لباسی را نمی پوشیدند .
آیین جینیزم اعمال دینی خود را سرچشمه سعادت و راه نجات می داند. و معتقد است که انسان نتیجه این اعمال را خواهد دید و راه صعود را آلایش از ماده بیان می کند .
آیین سیک : برگرفته از عرفان اسلامی و هندی است و بزرگترین تعلیم آن اعتقاد به خدای واحد قادر و خالق جهان خلاصه می شود و راه وصول به رستگاری و نجات را غوطه ور شدن در ذکر حق می داند و عبادات و طاعات ظاهری مسلمانان و هندوان را کاری عبث دانسته اصالت را به اندیشه و تعمق در یاد حق خلاصه می داند .
مریدان آیین سیک برای خود پنج شعار قرار دادند که هریک در زبان پنجابی با حرف کاف شروع می شود:
۱) کس : باقی گذاشتن موی سر و صورت
۲) کونکا : همراه داشتن شانه
۳) کاچک : پوشیدن زیر شلوار کوتاه
۴) کارا : داشتن دستبند آهنین
۵) کاندا : حمل شمشیر یا خنجر فولادی .۵
بودیسم : بودا به معنای بیدار لقب گوتاماشاکیامونی بنیانگذار مکتب اصلاحی بودیسم است. بودا احساسات ظاهری انسان را مظهر ضلالت می داند و منشاء تمام بدبختی های نوع بشر را توجه به محسوسات دانسته برای رسیدن به آسایش جاودانگی و سعادت ابدی روح می باید به عالم روحانی وارد شود .
در مسلک بودا خدایان و آلهه از مقام الوهیت منعزلند و مرتبت آسمانی ایشان فقط عبادت از مراتب تحول و انتقال علت و معلول می باشد. اعتقاد به آله به معنای نام این کلمه نزد بودا وجود ندارد. آداب و مناسک و عبادات به عقیده او باطل و لغو است و مسئله نماز و دعا مطرح نمی شود. تنها اصل اساسی آیین بودا بر روی مسئله علم و جهل قرار گرفته و علم حقیقی و صحیح فقط می تواند در حلقه محدود و تنگ راهبان و گوشه نشنیان یافت شود. عالم محسوس در نزد بودا محلی ندارد و مورد التفات قرار نمی گیرد طریقه وصول به سرمنزل فلاح و رستگاری از مهر عالم وجود نمی گذرد و بلکه آن گوهر مقصود در بیرون جهان هستی یافت می شود .
در دوران اعتکاف و انزوا هر فردی باید با جد و جهد بسیار شخصاً رستگاری را از طریق خودآموزی، تصفیه، تزکیه خویش، مطالعه اندیشیدن، مراقبه و تمرکز تامین کند۶ .
تاریخ سرزمین هند شاهد ظهور و افول ادیان و مسالک عرفانی گوناگونی بوده است هرچند ادیان بزرگ هندو همواره دارای پیروان زیادی بوده و هستند اما در سالهای اخیر مکاتبی در هند بوجود آمده اند که متشابهات فراوانی با ادیان سابق و بزرگ هند و غیره دارند .
بزرگترین تفاوت این عرفان ها با ادیان سابق متأثر بودن از جریانات سیاسی – فرهنگی غرب و شرق و پیامدهای جهان مدرنیته و بالاخص آموزه های علم متافیزیک اعم از چاکراشناسی، هاله شناسی و… است. از این رو صاحب عقائد و دستوری شدند که با بسیاری از ادیان بزرگ و الهی جهان مخالفت دارد و به طبع تئوریسین های این مکاتب سرعناد و دشمنی با ادیان الهی را گرفتند. هرچند در بعضی از موارد دوستی و توافق با ادیان الهی را موزیانه ابراز می دارند .
مخالفت های حاصله با ادیان الهی نشأت گرفته از کسب منافع شخصی صاحبان مکاتب است. لذا پشت ظاهر زیبایی این عرفان ها افکار خبیثی است که قلب حقیقت جوی هرانسان آزاده ای را هدف گرفته است .
باگوان شری راجنیش اوشو
اوشو، عارف و فیلسوف معاصر هندی است. وی در ۱۱ دسامبر ۱۹۳۱ در روستای کوچک و دورافتاده کوچ وادا در ایالت مادهیا پرادش بدنیا آمد. و از همان آغاز کودکی بیشتر تحت تاثیر پدربزرگ و مادربزرگ مادری خود بود. وی علاقه وافری نسبت به آنان داشت.
در سن هفت سالگی پدربزرگ مادری اش را از دست داد و به گفته خویش این واقعه تاثیر عمیقی بر زندگی درونی او گذاشت و پنجره ای شد برای ایجاد اراده ای در جهت کشف حقایق عرفانی او .
اوشو، تحصیلات مقدماتی را در هند گذراند. سپس به دانشگاه سائوگر وارد و موفق به اخذ مدرک فلسفه از آن دانشکده شد. و حدود نه سال در دانشگاه جلال پور هند به آموزش فلسفه پرداخت. معروف است که اوشو در سن ۲۱ سالگی تقریباً در سال ۱۹۵۳ به درجه روشن ضمیری رسید .
وی در دوران تدریس در دانشگاه به اقصی نقاط هند سفر نمود. و علاوه بر بررسی تمام آداب و رسوم مذهبی اقوام هندی و مطالعه در این زمینه به ایراد سخنرانی هایی پرداخت. و در این مدت عقائد عرفانی و مراقبه های خودش را ترویج و تعلیم می نمود.
وی بیش از ۳۵ سال به تعالیم آموزه های خود ادامه داد. اوشو طرفداران و شاگردان فراوانی را در هند به دور خود جمع نمود در سال ۱۹۷۴ کمون خود را در شهر پون هندوستان بنا کرد. شاگردان اوشو که به عنوان سانیاسین مشهورند تصمیم گرفتند وی را اوشو بنامند. اوشو برگرفته از کلمه Oceanic به معنای اقیانوس است .
لفظ اوشو از عبارت Oceanic experience به معنای حل شدن در اقیانوس ویلیام جیمز فیلسوف و ورانشناس آمریکایی (۱۸۴۲-۱۹۱۰) اقتباس شده است .
البته اوشو در دوران حیاتش به چندین نام شهره بود : راجا نام زمان کودکی، سپس راجنیش، آچاریا راجنیش در سال ۱۹۶۰، با گوان شری راجنیش از ۱۹۷۱، از ماه دسامبر ۱۹۸۸ هرچهار نام تغییر یافته و از سپتامبر ۱۹۸۹ به سادگی به عنوان اوشو نامیده شد۷ .
اوشو در دوران تدریس تعالیم اش در زمینه های مختلف روش های درمانی، فلسفه و حکمت، روانشناسی و شیوه های رسیدن به آگاهی ناب و … سخنرانی هایی ایراد نمود که پس از گردآوری آثارش قریب بر ۶۰۰ عنوان کتاب و بیش از ۱۰۰۰ سخنرانی ثبت و ضبط شده و بسیاری از آثار وی به بیش از ۳۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده است .
وی همواره اذعان می نمود که من سرآغاز خودآگاهی مذهبی کاملاً نوینی هستم. لطفاً مرا با گذشته پیوند نزنید. گذشته حتی ارزش به خاطر سپردن ندارد. چه نعمت بزرگی برای بشریت خواهد بود. اگر سراسر تاریخ گذشته را به کناری نهیم. همه گذشته را به گنجه هزاره ها بسپاریم و به انسان آغازی جدید بخشیم آغازی غیرتحمیلی و دوباره او را آدم و حوا کنیم تا بتواند از صفر شروع کند. انسانی نو، تمدنی نو، فرهنگی نو. به دیده اوشو انسان امروزی در هیجان چرخه دنیای مدرن گرفتار است و سنت های کهنه دیروز در جهت معنویت راهی را به انسان مدرن نشان نخواهد داد. وی انسان را به سوی پاک سازی عمیق افکار دینی ترویج می کند و خواهان فراگیری تعالیم معنوی خود است. تعالیم خویش را در اوج ظرافت معنوی و بهترین روش جهت انسان خواهان حقیقت بیان می کند .
اوشو در سال ۱۹۸۱ جهت درمان بیماری جسمی خود به ایالات متحده امریکا رفت و در آنجا حدود پنج سال اقامت کرد، وی تحت پافشاری شاگردانش قصد ماندن در ایالت متحده کرد. مریدان اوشو در مدت چهارماه اراضی دورافتاده کوهپایه های ایالت اورگون را خریداری و شهری را به نام اوشو با عنوان راجنیش پورام Rajneesh Paramتاسیس کردنداما در سال ۱۹۸۶ دولت امریکا به بهانه ی نقص قانون مهاجرت به شهرک راجنیش پورام وارد شد و اوشو را به دادگاه کشانید و پس از زندانی و محاکمات گوناگون وی را مجبور به بازگشت به هند کردند.
به نظر می رسد علت اخراج اوشو ترس دولت امریکا از محبوبیت روزافزون اوشو بوده ویا اختلافات گوناگون دینی_ سیاسی پشت پرده اوشو با سیاستمداران امریکایی. هرچند بحث بر سرعلت اصلی این اختلاف بسیار سخت است اما باید گفت ظاهر ماجرا ترس از رونق گیری تعلیمات اوشو بوده است.
اوشو چهارسال بعد یعنی در سال ۱۹۹۰ در ۱۹ژانویه براثر زهری که هنگام بازگشت به هند به وی خورانده بودند کشته شد. زهر چنان بود که بعد از گذشت مدت طولانی علائم خود را در بدن وی نمایان ساخت و به تدریج او را از پای درآورد .
گمان می رود که در زندان ایالت اوکلاهوما، یک منبع قدرت متوسط تشعشع رادیو اکتیو را در تشک خواب او پنهان کرده بودند .تا ناتوانی های عقلانی، قابلیت های گفتاری و سیستم دفاعی بدنش را نابود کنند. در صبح پنجم نوامبر تشک کثیفی که شب پیش به زور اوشو را برآن خوابانیده بودند تعویض شده بود. برای صبحانه نیر دو قطعه نان تست خیس خورده در یک سس بی طعم و بی بو را به وی خوراندند .
بلافاصله بعد از خوردن آنها، اوشو احساس تهوع شدید کرد. بعدها طبق دریافت دکترش ، مشخص شد که وی را جز قرار دادن در معرض تشعشع رادیواکتیو، با زهر مهلک «تالیوم» ( فلز سنگین مورد استفاده در زهر موش صحرایی ) نیز مسموم کرده اند۸ .
اوشو و جنبش های نو پدید عرفانی
تعالیم عرفانی اوشو مصداقی از عرفان های منهای شریعت است. عرفان سکولار در بستر جهان غرب با سابقه آموزه های سکولاریسم پدید آمدند. عرفانی که براساس جامعه از دین گریخته غرب زاده شده. از این رو محال است که عرفان اوشو را یک عرفان سکولار نامید. البته اگر تعریف ما از عرفان سکولار صرفاً عرفان حاصله در جامعه سکولار غرب باشد .
اما از آن جهت که عرفان اوشو هم عصر عرفان های سکولار غربی است. و شباهت هایی بین موازین عرفانی اوشو و مولفه های عرفان سکولار وجود دارد. مسلک اوشو را به جهت نیل به اهداف عرفان سکولار می توان زیر مجموعه این پدیده دانست .
مشرب اوشو به عنوان یک عرفان شرقی سرشار از ترغیب به سوی جدی نبودن، شاد بودن، عاشق شدن، خندیدن، آزاد شدن، رقصیدن و آواز خواندن است. در گوشه گوشه عرفان اوشو انسان تشویق به زندگی مادی شده و لذت بردن از لذایذ زندگی مادی و به دست آوردن آرامش و دوری از ناملا یمی ها و رجوع به هرآنچه انسان را در این دنیا با تمام تعلقاتش خوشحال می نماید. کل کائنات یک شوخی است. خنده عبادت است. اگر بتوانی بخندی چگونه عبادت کردن را آموخته ای. جدی نباش. آدم جدی هرگز نمی تواند مذهبی باشد. آدمی که بتواند بی چون و چرا بخندد، آدمی که همه مسخرگی و همه بازی زندگی را می بیند در میان آن خنده به اشراق می رسد۹ .
عبادت تفریح است. بنابراین چنانچه به معبدی رفتی و خیلی جدی شدی معبد را عوضی گرفتی. برای خندیدن به معبد برو برای شادمانی و لذت به معبد برو برای جشن و سرور به معبد برو. سرمست باش، با نشاط باش در حال جشن و پایکوبی، در حال آواز خوانی و در حال رقص. بگذار کائنات از طریق تو مجال بازیگوشی بیابند. بگذار بازیگوشی تنها عبادت تو باشد بگذار نشاط و شادمانی تنها نیایش تو باشد و … خوش باش، لذایذ را دریاب. خداوند شی نیست موضع است. موضع جشن و سرور. غصه را دور بریز !
او به تو خیلی نزدیک است. به پایکوبی برخیز. این چهره ماتم زده را کنار بگذار. این توهین به مقدسات است چه او بسیار نزدیک است …
با جسم خود به مخالفت برنخیز، آن خانه توست.
برضد آگاهی ات نباش زیرا بدون آگاهی شاید خانه ات بسیار آراسته باشد اما صاحب خانه ای نخواهد داشت، تهی خواهد بود. آنها در کنار هم زیبایی و زندگی برتر و کامل تری می آفرینند ۱۰.
خنده از فصول انسان است. انسانی که شاد و مسرور نیست بیمار است. همه آزادی و خنده را دوست دارند.
انسان از موسیقی و تفریح لذت می برد. لذت و آرامش گمشده دنیای متجدد است. نوع انسان مدرن خواهان رسیدن به شادی و آرامش برای پیشبرد اهداف و پیروزی بر مشکلات است اما در عرفان اوشو اهمیت به این مسائل کمی بیشتر و به صورت افراطی مطرح می شود و به جایی می رسد که همه چیز به باد سخره و پوچی گرفته می شود. زیرا انسانی که هدف متعالی اش در این دنیا شادی و لذت بردن است همیشه شوخی کند نمی رقصد و آواز نمی خواند و نمی خندد.
اوشو می گوید : خداوند همیشه در حال شوخی است. به زندگی خودت نگاه کن خنده آور است ! به زندگی دیگران نگاه کن همه اش شوخی خواهی یافت. شوخی، شوخی، شوخی. جدیت بیماری است. جدیت را با معنویت هیچ سروکاری نیست. معنویت خنده، نشاط و تفریح است۱۱
در حالی که معنویت مثبت بر خاسته از نظرات و تأییدات عقل است. انسان عاقل به دنبال معنویت است و بواسطه جدیت به معنویت می رسد. شخصی که همواره در حال شوخی و خنده باشد نه تنها زندگی دیگران را شوخی و پوچی می پندارد بلکه خداوند را شوخ می داند اگر جدیت را در مقابل شوخ طبعی قرار دهیم این دو از خصوصیات انسانی است و انسان کامل در مقابل هر پدیده یکی را به تناسب اتخاذ می کند. این دو از واقعیات انسانی است و عرفان صحیح هیچ واقعیتی را انکار نمی کند .
یکی از مولفه های عرفان سکولار توجه تمام و کمال انسان به سوی لذایذ دنیای مادی و گرایش شخص به دنیا از دریچه بی توجهی به واقعیات اجتماعی است.
در این عرفان ها انسان تمام توجه اش را به زندگی بدون دغدغه اجتماعی معطوف کند. زندگی عاری از جامعه و مسائل سیاسی. هدف صرفاً لذت بردن از زندگی شخصی است. فرد ملاک است، لذت فرد، احساس خوشی فرد و …
در عرفان های سکولار سیاست واقعه پلیدی است و سیاستمدار انسانی شیطانی. در این عرفان ها سیاست نفی شده است و سیاستمدار جزء نابکارترین افراد جامعه معرفی شود. سیاستمداران از اخلاق و عرفان و عشق عقب مانده و بویی از آزادی و معنویت نبرده اند. این مسائل موجبات انزجار مردم از سیاست و مسائل اجتماعی را فراهم می کند و بدین سان مردم جامعه به تدریج از مناسبات سیاسی دور می شوند و امپریالیسم به طور عام و چپاولگران و سرمایه داران شرایط را برای چپاول ملت ها مناسب می بینند .
عرفان سکولار یک پدیده کاملاً سیاسی است. پدیده سیاسی که برضد سیاست در جهت پیشبرد اهداف سیاسی – اقتصادی شخصی تبلیغ می شود در گام نخست سعی شود انسان معنوی دست از جامعه بشوید و به زندگی فردی خود توجه کند و همواره به دنبال لذت بردن از زندگی شخصی خود باشد و در گام بعد منسب سیاستمدار و نقش سیاست را داری قبح ذاتی معرفی می کنند تا این مفاهیم معنای مخوفی را در ذهن انسان معنوی پدید آورند .
اوشو می گوید : سیاستمداران آدم هایی کودن اند. از کودنی ست که به سیاست رو آورده اند. کسی که کودن نباشد از میان شعر و شور و شعور و قدرت، قدرت را انتخاب نمی کند انتخاب قدرت نشانه ضعف اوست نه قدرت او. آنها آدم هایی ضعیف و کم جنبه اند. که قدرت را به دست گرفته اند. از این رو همه شان برای زندگی سالم و انسانی خطر آفرینند۱۲
سیاست بازان نابالغ ترین اذهان دنیا هستند. فقط ذهن های دست سوم به تزویر علاقه مند می شوند.
افراد پیش پا افتاده و افرادیکه از عقده حقارت رنج می برند. سیاست باز می شوند۱۳آدم عاقل زندگی را شادمانه زندگی می کند او در وسوسه قدرت نیست شاید به موسیقی، به آواز به رقص علاقمند باشد اما به سلطه گری علاقمند نیست شاید علاقمند باشد آقای خودش شود ولی علاقه ندارد آقای دیگران شود. سیاستمداران مردمانی دیوانه اند. تاریخ برهانی کافی است۱۴ .
اطاعت ترفند سلطه گران و سیاستمداران است که تو را استثمار کنند. تا تو را به اسارت نگه دارند در اسارت ذهنی ۱۵. به مردم کمک کن طبیعی باشند. به مردم کمک کن آزاد باشند. به مردم کمک کن خودشان باشند هرگز سعی نکن کسی را به زور وادار کنی. به زور بکشی و به زور هل بدهی و تحت کنترل خود دراوری اینها همه ترفندهای نفس است و سیاست سرتا پا همین است۱۶.
سیاستمدار در تعالیم اوشو به انسانی گفته می شود که به دنبال کسب قدرت در جهت اسیر کردن انسان ها است لذا در آموزه های عرفان اوشو، مصداق انسان منفی است در مقابل تشویق به صوفی گری و سرور و خوشی می شود و ت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.