تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل بنیادگرایی و جنگ تمدن ها!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بنیادگرایی و جنگ تمدن ها بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بنیادگرایی و جنگ تمدن ها از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل بنیادگرایی و جنگ تمدن ها شامل 55 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بنیادگرایی و جنگ تمدن ها استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بنیادگرایی و جنگ تمدن ها با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل بنیادگرایی و جنگ تمدن ها قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بنیادگرایی و جنگ تمدن ها حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بنیادگرایی و جنگ تمدن ها به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بنیادگرایی و جنگ تمدن ها :

باور، ش ۳

چکیده: نویسنده با اشاره ای کوتاه به برخی فقرات اعلامیه ی شصت روشن فکر آمریکایی، آن را ابزاری برای درهم کوبیدن جنبش های آزادی بخش و سرکوب جنبش فلسطین می داند . وی با بررسی گونه های بنیادگرایی، تقابل آن را با تمدن غرب و مدرنیته بیان می کند . در عین حال، به نظر نویسنده هیچ شکلی از بنیادگرایی، توجیه کننده ی جنگ و لشکرکشی قدرت های فایقه، به ویژه آمریکا، برای حمله به ملت ها نیست .

ساموئل هانتینگتون، نظریه پرداز مشهور و استاد علوم سیاسی آمریکا، در نظریه ی «برخورد تمدن ها» عامل اصلی برخورد تمدن ها را دین می داند و دین اسلام را در رویارویی با تمدن غرب می بیند و در نتیجه جنگ بین دو تمدن غرب مسیحی و شرق مسلمان را اجتناب ناپذیر می داند . به همین دلیل او و هم فکرانش، اسلام را ستیزه جو و ناسازگار با مدرنیته ی غرب معرفی کرده، بنیادگرایی اسلامی را مانع اصلی حرکت «جهانی شدن » می انگارند و به این ترتیب به نگرانی های خطر اسلام (اسلام فوبیا)، که پس از انقلاب اسلامی ایران در میان غربیان برانگیخته شد، دامن می زنند . نظریه ی «برخورد تمدن ها» (۱) ی هانتینگتون و نظریه ی «پایان تاریخ » (۲) فوکویاما علاوه بر این که لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند، شاید پشتوانه ی نظری برای برخورد با جهان اسلام و مسلمانان را در لشکرکشی ها و تهدیدات بوش فراهم ساخته اند . از سوی دیگر بیانیه ای که دو ماه پیش با امضای شصت نفر از متفکران سرشناس آمریکایی، از جمله «ساموئل هانتینگتون » ، «فرانسیس فوکویاما» ، «آمیتایی تریونی » ، «بلانکن هورن » ، رئیس مؤسسه ی ارزش های آمریکایی، و دیگران منتشر شد که در واقع پی گیر وقایع یازده سپتامبر گذشته بود، به نحوی عمق و اهمیت دیدگاه های امثال هانتینگتون را، که در این بیانیه حالت یک دکترین به خود گرفته است، روشن می کند; یعنی مطرح کردن دوباره ی همان نظریه ی «برخورد تمدن ها» با توجیه و پشتوانه ی روشن فکری وسیع تر .

در این بیانیه که با سؤال «ارزش های آمریکایی چیست؟» شروع و با «جنگ عادلانه، برای دفاع از خود و ارزش های جهانی » ختم می شود، به صورت ظریف و دقیق و با تکیه بر مستندات حقوقی از جمله احترام به حقوق اساسی انسان ها و حقوق بشر، حفظ حقوق شهروندان آمریکایی، آزادی مذهب و … ، جنگ عادلانه ی آمریکاییان برای دفاع مشروع از خود و از ارزش هایی که «جهانی » هستند توجیه و تایید شده است! در مقابل، «کشتن به نام خدا» مغایر ایمان به خداوند و بزرگ ترین نافرمانی از جهان فکر کردن ایمان مذهبی دانسته شده است .

به نظر می رسد قصد امضاکنندگان، که غالب آنها به ظاهر مستقل، اما در واقع از طیف راست هستند، از انتشار بیانیه ی مذکور، موجه جلوه دادن «جنگ جاری علیه تروریسم » و حمایت ضمنی از دکترین حمله به کشورهای دیگر با عنوان ریشه کن کردن تروریسم است .

این بیانیه ی هجده صفحه ای زمانی انتشار یافت که جنگ در افغانستان به طور نسبی پایان یافته تلقی می شد . از این رو احتمالا حمایت بیانیه بر مقاصد و اقدامات نظامی احتمالی و آتی آمریکا بر سایر نقاط جهان نیز ناظر است و منحصر به افغانستان نمی باشد .

در بحث ما، فراز کلیدی در این عبارت مقدماتی بیانیه ی مذکور، خلاصه می شود:

«جنبش اسلام گرای افراطی با مبانی پایه ای جهان مدرن، با رواداری مذهبی و نیز با حقوق بشر بنیادین که در منشور سازمان ملل درج است، سر جنگ دارد … پس … ما حق داریم برای دفاع از ارزش های’’جهانی ‚‚ و انسانی خود با آن بجنگیم » .

پس از حمله ی آمریکا به افغانستان و تهدید مکرر عراق و ایران و آزاد گذاشتن دولت نژادپرست اسرائیل در کشتار فلسطینی ها، می توان بیش از پیش به مقاصد واقعی و نیمه پنهان، اهداف درازمدت و مکتوم وسایل ارتباط جمعی و گروهی از روشن فکران غرب پی برد و به عیان دید که چگونه با حمله ی فرهنگی به اسلام بنیادگرا و بنیادگرایی اسلامی، از آن به عنوان ابزاری برای درهم کوبیدن و مطرود ساختن جنبش های آزادی بخش بهره گرفته اند . صرف نظر از این نیمه ی پنهان، دنبال کردن دیدگاه ها و تحرکات «بنیادگرانه » در یک گروه و یا حضور یک رژیم مذهبی بنیادگرا، عبرت ها و درس های آموزنده ای به ما می دهد و راه هایی را برای دفاع واقعی از اسلام در دنیای مدرن پیش پای ما می گذارد .

بنیادگرایی و گونه های آن

در یک تعریف ساده و عام، بنیادگرایی (۳) بر مبادی و اصول نخستین و سنن بنیادینی تکیه می کند که در یک مکتب فکری و یا یک مذهب، با ارجاع به بنیان گذار به طور همه جانبه و برگشت ناپذیر، مورد قبول واقع می شود و هرگونه تفسیر تاریخی و نسبی را نسبت به این مبادی رد می کند .

تعریف دیگر بنیادگرایی، درخواست حاکمیت و اعمال همه جانبه و مطلق دین بر کلیه ی شئون زندگی بشر از جزئی تا کلی و از جمله بر سیاست، اقتصاد و زندگی خصوصی افراد است که می باید تمامی احکامی دینی بدون خدشه و به طور همه جانبه اجرا و اعمال گردد و جامعه، سراپا یک جامعه ی دینی در معنای سنتی آن باشد .

این بینش با استفاده از روش های تحکمی و اعمال فشار و خشونت و برخورد فیزیکی و حتی با ندیده گرفتن و زیرپا گذاشتن قوانین عادی، دستورها و احکام را در کل جامعه پیاده می کند . در همین جا است که میان بنیادگرایی، به عنوان طرز تفکر و بینش، و استفاده از حربه ی ترور، وحشت و خشونت، به عنوان یک روش، پیوند به وجود می آید و به طور منطقی، بنیادگراها مروج و پشتیبان خشونت، ترور، تهاجم و … معرفی می شوند .

با توجه به تبلیغاتی که انجام یافته از نظر غربیان، بنیادگرایی اسلامی یا اسلام گرایی (اسلامیسم) با ویژگی «ضد مدرنیته » ، «ضد تمدن » و «ضد غرب » شناخته می شود و به طور کلی جنبه ی «ضد تمدن جدید» آن بسیار برجسته می شود . در این برداشت، بنیادگرایی ضد تغییر و تحولات اجتماعی است و به مدرنیزاسیون، مردم سالاری، ملیت خواهی و جامعه ی مدنی روی خوشی نشان نمی دهد و تمدن و فرهنگ جدید را یک سره فاسد می داند . اگر سنت پرستی (ترادیسیونالیسم) با گذشته گرایی و مقاومت در برابر مدرنیسم و نهادهای مدرن مشخص می شود، بنیادگرایی با ضدیت، دشمنی، تخریب و هجوم به فرهنگ مدرن، از آن متمایز می شود . استدلال این است که «جامعه ی مدنی » یک «جامعه ی غیر دینی » است و جامعه ی دینی با مدنیت ناسازگار است . در مدرنیسم نیاز به حفظ سنن آباء و اجدادی به هر قیمت و برای همیشه وجود ندارد و به جای آن مسائلی همچون رقابت، تخصص گرایی، تساوی حقوق افراد اعم از زن و مرد، رعایت حقوق بشر (به طور کلی)، رعایت حق شهروندی (صرف نظر از تعلق مذهبی) و حقوق اقلیت ها، طغیان علیه سلسله مراتب پدرسالارانه، تاکید بر گسترش عرصه ی عمومی و مکانیسم نقد و گفت وگو برای پیدا کردن راه حل مورد قبول و … جایگاه با اهمیت و ویژه ای دارند، هر چند ممکن است در عمل، همه ی موارد تحقق نیافته باشد . از آن جا که در نظر بنیادگرایان، گذشته کامل و مقدس است، هر گونه تغییر، در نفس خود مذموم است و همه چیز آن چنان که هست باید حفظ شود . در برابر آن، به مدرنیزم سه ویژگی مشخص نسبت داده می شود:

۱ . تغییر مداوم در جامعه، قوانین و نهادها بر اساس شاخص های معین با حفظ اصول اساسی .

۲ . تغییر دائم در ساختارهای کهن جامعه و عقلانی ساختن همه ی امور . البته این توسعه ی عقلانیت شامل توسعه ی تمایزگرایی، تخصص گرایی و عام گرایی نیز می شود .

۳ . توسعه و ابداع مکانیسم ها و ضوابطی که منجر به فراهم شدن نهادهای مدنی متعدد بشود تا جامعه از درون بتواند به صورت خودکفا اداره شود (مثل وجود انجمن ها، احزاب سیاسی، سازمان ها و غیره) .

مورخین شکل گیری دولت عربستان سعودی و روی کار آمدن وهابیت در اوایل قرن بیستم، را نخستین دولت «اسلامی » بنیادگرا در عصر جدید می دانند . این بنیادگرایی که از لحاظ سیاسی بی خطر و از لحاظ اجتماعی «خشک » و سخت گیر و پیرو «احکام » است، در غرب هرگز مورد انتقاد، سؤال و تهاجم قرار نمی گیرد; زیرا اگر بنیادگرایی دولتی با استبداد داخلی و سخت گیری نسبت به زمان و بی اعتنایی نسبت به دموکراسی و حقوق مردم همراه و همساز باشد و منافع غرب هم چنان حفظ شود، نه فقط ضرری متوجه تمدن و فرهنگ غرب نیست، بلکه از نظر آنها پدیده ای «اسلامی » و مطلوب است . ژورنالیسم غربی بدون آن که بنیادگرایی را به طور دقیق تعریف کند یا مصادیق آن را روشن کند، به هر بهانه ای به آن حمله و آن را نوعی بیماری اجتماعی تلقی می کند .

قدر مسلم تا زمانی که وسیع ترین صحنه ی بازی غرب، در پیش رفت تکنیک، فن آوری سطح بالا، اتکا بر علم، اکتشافات علمی، گسترش وسایل ارتباطی، تجارت، مدیریت و تخصص سطح بالا است و از طرفی «بنیادگرایی » ، با هر تعریفی، به آن پشت کرده، مقتضیات، مکانیسم های واقعی مردم سالاری و رشد اساسی فکر و علم در جامعه را به چیزی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *