تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بنیادهای کارآمدی در فرهنگ اسلام و غرب؛ گفت وگو با محمد مددپور؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادهای کارآمدی در فرهنگ اسلام و غرب؛ گفت وگو با محمد مددپور شامل 78 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادهای کارآمدی در فرهنگ اسلام و غرب؛ گفت وگو با محمد مددپور را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل بنیادهای کارآمدی در فرهنگ اسلام و غرب؛ گفت وگو با محمد مددپور با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادهای کارآمدی در فرهنگ اسلام و غرب؛ گفت وگو با محمد مددپور با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادهای کارآمدی در فرهنگ اسلام و غرب؛ گفت وگو با محمد مددپور تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادهای کارآمدی در فرهنگ اسلام و غرب؛ گفت وگو با محمد مددپور را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بنیادهای کارآمدی در فرهنگ اسلام و غرب؛ گفت وگو با محمد مددپور :

اندیشه حوزه، ش ۲۹

چکیده: فرهنگ در لغت به معنای قصد سیر به سوی عالم بالاست و فرهنگ در حقیقت حاصل گفت وگوی خدا و انسان است . کارآمدی فرهنگ در سه حوزه ظاهر می شود: معرفت، سیاست و هنر . فرهنگ کارآمد سناریوی علمی، سیاسی و هنری برای جهان می نویسد و زندگی در سایه این فرهنگ برای انسان معنا پیدا می کند . کارآمدی فرهنگ اسلامی در دو حوزه معنویت (و ایمان) و اخلاق (و عدالت) است .

نشریه اندیشه حوزه در این شماره سراسر به بحث کارآمدی در فرهنگ دینی پرداخته است که گفت وگوی حاضر یکی از آنهاست .

با توجه به معنایی که از فرهنگ شده (ذوق اعتلا یافته) و به طور کلی با عنایت به بار مثبت فرهنگ، به نظر شما فرهنگ کارآمد و ناکارآمد به چه معناست؟

واژه فرهنگ و معادل اروپایی آن یعنی کالچر و کالتور

(

culture

)

با تربیت و زراعت و بر کشیدن و بالا کشیدن (اعتلا) هم معنا هستند . «فر» به معنای بالا رفتن و تعالی و تصعید و «آهنگ » به معنای قصد سیر به سوی عالم بالاست . کار فرهنگی مانند پرورش گیاهان است که رشد پیدا می کنند و به بالا قد می کشند . آسمان هم نمادی از ملکوت و جاودانگی است، چنان که خاک و زمین نمادی از عالم ملک و میرندگان است . به معنای دیگر، در اصل فرهنگ حاصل گفت وگوی خدا و انسان است . معادل فرهنگ در زبان قرآنی و ادبیات اسلامی «ادب » است که همان حریم و حدود الهی باشد .

اما امروزه همه چیز حالت سنگواره و شیئیتی بی جان پیدا کرده است، مانند این که همه چیزهای کهنه را کنار هم می چینند و از آن تعبیر به سنت می کنند; یعنی سنن تمدنی، سنن متحجری که قالب پیدا کرده اند و بی جان شده اند . فرهنگ در نظرگاه مدرن حاصل برخورد انسان و طبیعت است; چنان که در نگاه توین بی می بینیم . او تاریخ را هم چالش میان انسان و طبیعت تلقی می کند . ویل دورانت هم فرهنگ را حاصل برخورد انسان و جهان تصور می کند . پوپر نیز فرهنگ را «عالم سوم » می داند . انسان (یعنی عالم اول) با طبیعت (یعنی عالم دوم) برخورد می کند و حاصل این برخورد، اندیشه ها، مکتوبات، اشیای مصنوعی و امثال آن است که عالم سوم می باشد . در این نگاه، خدایی در کار نیست .

در تعریف دینی از ادب و فرهنگ به شریعت می رسیم که به یک معنی راه و طریقت الهی است برای هدایت انسان . مدنیت و تمدن نیز از ریشه «دان » به معنای حکم کردن و سیاست است . به هر حال، تمدن و مدرنیته با احکام شریعت و دین و تدین نیز رابطه پیدا می کند . همه این مراتب در نهایت همان گفت وگوی میان انبیا و خداست; فرهنگ حاصل تکلم و تکلیم خداوند با بشر است . اما این جوهر و هسته مرکزی فرهنگ به تدریج فراموش می شود . به گفته حکمای انسی و اهل معرفت مانند شیخ محمود شبستری، انسان کم کم آن اصل ها و اصالت ها را فراموش می کند و همان معانی و حقایقی را که خداوند بر انسان نازل کرده است، به اشیای مصنوعی و طبیعی و این جهانی نسبت می دهد .

به اعتقاد من هر فرهنگی یک دوره تاریخی دارد، یک دوره اثر گذاری و کارآمدی; از زمانی که فرهنگ های دیگر را نسخ و در خود هضم می کند تا وقتی که نسخ نشده و نمرده، در جهان فعال و زنده است . فرهنگ کارآمد و زنده دینی نیز حاصل یک داد و ستد است میان انسان و مبادی اولی و آن عرشیان و فرشتگان و همین طور تا برسد به مبدا قدسی . وقتی که این گوهر از دست رفت و این رابطه و اتصال گسسته شد، این فرهنگ مسخ و نسخ می شود و می میرد . اتصالی میان جان انسان و رب ناس هست . این اتصال کیفیت و کمیت و شبیه ندارد .

اتصالی بی تکیف بی قیاس

هست رب الناس را با جان ناس

فرهنگ، تعین و تکیف این اتصال است و بیان آن وصلی است که انسان با حق و حقیقت دارد .

فرهنگ اسلامی که آمد، آن قدر نافذ بود که همه چیز را تحت تاثیر قرار داد . این فرهنگ در سه ساحت اثر کرد . ابتدا خود را در ساحت ظاهر نشان داد، یعنی مؤمنان بر اثر فرهنگی که صورت کاملش در وجود حضرت ختمی مرتبت تجلی کرده بود، ابتدا ظاهرشان دگرگون شد . اما برای اصلاح ظاهر باید باطن دگرگون شود، پس تقدم با باطن است و مؤمن به ساحت باطنی رجوع می کند . ساحت باطنی هم مراتبی دارد، هم از نظر تخلیه و هم از نظر تحلیه . اما تاثیر فرهنگ و کارآمدی آن در ظاهر آشکار می شود، چون در دسترس است . نکته این است که فرهنگ وقتی می میرد آثار ظاهری اش می ماند . برای مثال، شما اهرام ثلاثه و ابوالهول مصر قدیم را می بینید، اما فرهنگ اساطیری مصر دیگر وجود ندارد .

اما به طور کلی، آثار مرده فرهنگ گذشته تنزل پیدا می کند و این به معنای زندگی، منشا اثر درون نیست . این فرهنگ به پایان کار خود رسیده است که مرده ریگش را در اختیار فرهنگ های دیگر قرار می دهد . آن فرهنگ های جدید فرهنگ های قدیم را به نفع خودشان مصادره می کنند . آنچه در موزه هاست بیشتر نقش مرده ریگی دارند; اما آن جان فرهنگ و جهان زنده فرهنگ یا زیست جهان برمی گردد به آن نسبتی که من با حقیقت و اسمای الهی پیدا می کنم . فرهنگ دینی و حتی فرهنگ غیر دینی (سکولار) با یک نسبت ولایی و باطنی به خداوند باز می گردد .

به نظر می رسد که این عنوان کلی است که گفته شود: «فرهنگی کارآمد است که زنده است .» می خواهیم بیان کنید که در حقیقت چه چیزهایی در فرهنگ هست که ما به آنها زندگی می گوییم و به عبارت دیگر، عناصر ویژه کارآمدی در فرهنگ اسلامی و دینی چیست؟

به اعتقاد من، فرهنگ ها سه رکن یا سه عنصر اساسی دارند که فرهنگ دینی و غیر دینی (سکولار) کارآمدی شان را باید در آن سه حوزه نشان دهند: حوزه علم و معرفت، حوزه سیاست و حوزه هنر . فرهنگ کارآمد سناریوی علمی، سیاسی و هنری برای جهان می نویسد و زندگی در سایه این فرهنگ برای انسان معنی پیدا می کند . انسان نیازهای ظاهری و باطنی اش را در قلمرو این فرهنگ پیدا می کند . آن وقت این فرهنگ زنده است و کارآمد . در جهان امروز در حالی که فرهنگ الحادی و سکولار غرب سیطره دارد، فرهنگ اسلامی کارآمد است و این کارآمدی تا آنجاست که هانتینگتون از اسلام به عنوان آلترناتیو غرب سخن می گوید . پیشتر نیز نیکسون گفته بود: نشانه هایی از عروج اسلام دیده می شود . در این عصر دیجور آخرالزمان، زمانی که اصلا جایی برای ولایت نیست و ولایت فقیه به نام تئوکراسی و حکومت قرون وسطایی رد می شود، می بینیم در این دنیا مانند رنه گنون و تیتوس بورکهارت از رهایی بخشی سنت و عالم دین و اسلام سخن می گویند . در همین دوران آندره مالرو می گوید: قرن آینده جهان وجود نخواهد داشت، یا اگر وجود داشته باشد حتما دینی خواهد بود . دینی و معنوی بودن در این جهان به افق آینده تبدیل می شود و پاسخی است به نیاز معنوی و باطنی انسان، نه به صورت حلقه های رهبانی و عرفانی محدود که مجبور شوند دائما از حقوق مدرن لیبرال وام بگیرند . جهان آینده اسلامی از درون قرآن و کتاب و سنت جلوه می کند . منتهی هنوز دوره حاکمیت آشکار فرهنگ اسلامی در جهان نیست . فرهنگ اسلامی یک بستر انسانی مناسب می خواهد . الهام و امدادی الهی فرهنگ اسلامی را تاسیس می کند و انسان مستعد آن را می پذیرد و در بستر این الهامی که از ناحیه خداوند می شود و انسانی که ملهم می شود و دائما ابداع می کند، تمدن اسلامی دوباره متولد می شود و یا احیا می گردد . البته بخشی از تمدن گذشته اسلامی اصیل نبوده و نیست و انسان هایی سعی کردند اسلام را به نفع متافیزیک یونانی و نفس اماره شان تاویل و مسخ و تهی کنند، کارآمدی حقیقی را از آن بگیرند و کارآمدی جاهلی را بر آن مسلط کنند . ولی چون آن ریشه های خلوص اسلامی کاملا قطع نشده و آن واسطه قدسی بنابر اعتقاد شیعه (یعنی امام زمان (عج)) حی و حاضر است، حقیقت اسلام را از آن نگرفته اند .

در جهان امروز، انسان به دو چیز بیش از پیش نیازمند است: یکی معنویت و ایمان است و دیگری اخلاق و عدالت . عدالتی که متن اخلاق است و معنویت و ایمان، روح این اخلاق و عدالت خواهد بود . اگر ایمان و اخلاق به کره زمین باز نگردد، همه چیز نابود خواهد شد . این پیشرفت تکنولوژیک بدون ایمان و معنویت افسانه ای بیش نیست . فرهنگ مدرن این دو را حذف کرده بود و کارآمدی آن نیز در همین حذف بود; زیرا توانسته بود نفسانیات انسان را تحریک کند و میل به رقابت و مشارکت اجتماعی برای منافع مادی را برانگیزد . اما این رقابت فردانگارانه به وضعی رسیده است که به هرج و مرج منجر می شود . درست است که این قطار تمدنی که از رنسانس راه افتاده بسیاری از کشورها را به سوی مقصد و معبد تمدن جدید که نفسانیت ذاتی آن است و رفاه و توسعه مادی از لوازم وجودی آن، راه برده است، اما خاورمیانه تقدیر جداگانه ای پیدا کرده است و با انقلاب اسلامی به رغم کوشش های مدرنیست های مسلمان، دوگانگی تشدید شده است . البته این بدان معنا نیست که جهان آماده شده تا تسلیم دین و معنویت شود . هنوز فاصله با عالم دین و معنویت بسیار است; یعنی جهان باید تا آن جا پیش برود که دیگر اثری از معنویت و اخلاق در آن باقی نماند . آن وقت است که جنبش های اسلامی در جهان شرق و جنبش های معنوی در غرب فراگیر می شوند . به هر حال ما در عالمی هستیم که می توان آن را عصر مقاومت اسلامی خواند و برخورد تمدن ها در این زمان است که معنی پیدا می کند . من تئوری هانتینگتون را می پذیرم ولی این به معنای مخالفت با گفت وگوی تمدن ها نیست . گفت وگوی تمدن ها به معنای سازش با تمدن غرب نیست; یکی از راه های پیشنهادی هانتینگتون گفت وگو است .

ظاهرا نظر شما این است که کارآمدی فرهنگ اسلامی در معنویات و اخلاقیات است . آیا می توان گفت که اگر خواسته باشیم در سایر بخش های عملی به کارآمدی برسیم، باز هم منشا آن همان اخلاق نهفته می باشد؟

فضیلت ادیان و اسلام در معنویت و اخلاق است و کمال معیشت در همین معنویت و اخلاق است . بعثت پیامبر برای تکمیل اخلاق و تجدید عقل بود . عقل نبوی و ولوی برای مؤمن میزان است; این عقل در کنار کتاب و سنت است . یونان که آمد این عقل نبوی قدسی پوشیده شد . غرب یک بار به نام یونانیت آمد و حالا هم به نام علم، تکنولوژی مدرن، دموکراسی لیبرال و جامعه مدنی آمده است و آن بخش ضعیف النفس و خفیف العقل جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد . با همین معنویت شما اقتصاد سالم و انسانی هم پیدا می کنید . اقتصاد امروز ویرانگر طبیعت شده است، زیرا فقط به سود و لذت و بهره وری مادی ناعادلانه فکر می کند . طبیعت و آسمان و زمین را با این عقلانیت ابزاری نابود می کنند، محیط زیست به سرعت در حال ویرانی است و … اما اگر معنویت و اخلاق باشد همه قناعت پیشه می شوند، آن قدر مصرف می کنند که نه زمین نابود شود و نه انسان های دیگر فقیر شوند; چیزی که در مفهوم جهانی شدن اقتصاد اساسا وجود ندارد .

یکی از پایه های کارآمدی در فرهنگ اسلامی را مساله معرفت دانستید . لطفا درباره چگونگی کارآمدی معرفت و این که آیا منظور ما از کارآمدی با آنچه در دنیا از آن صحبت می شود، یکی است یا فرق می کند، توضیح دهید .

روزگاری می گفتند کارآمدی در اقتصاد جهان رشد دورقمی

G . N . P

و تعبیرهایی از قبیل تولید ناخالص ملی و تولید خالص ملی است . اکنون مدل های جدیدتری آمده تا عصر اینترنت و اطلاعات دقیق تر بیان شود . اما رشد و توسعه جز به قیمت نابودی جهان حاصل نشده است . بنابر یک آمار خیلی ساده، یک هواپیمای جمبوجت غول پیکر که از لندن یا نیویورک پرواز می کند ده ها برابر یک اتومبیل آلودگی هوا ایجاد می کند . کارآمدی علم و تکنولوژی در این بوده که جهان را نابود کنند و برای اقلیتی رفاه ف

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *