توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه تدا اسکاچپول یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه تدا اسکاچپول شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه تدا اسکاچپول را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تبیین انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه تدا اسکاچپول با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تبیین انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه تدا اسکاچپول بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل تبیین انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه تدا اسکاچپول با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تبیین انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه تدا اسکاچپول وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تبیین انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه تدا اسکاچپول با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تبیین انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه تدا اسکاچپول مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تبیین انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه تدا اسکاچپول :
چکیده: سؤال اصلی این مقاله آن است که آیا نظریه اسکاچپول توانایی تبیین انقلاب ایران را دارد. برای پاسخ به این سؤال متغیرهای اصلی نظریه او در مورد جامعه ایران به کار رفته و در ادامه، جرح و تعدیلهایی که خود اسکاچپول در نظریه اش انجام داده شرح و در پایان آرا و عقاید اسکاچپول درباره انقلاب ایران نقد و ارزیابی شده است.
کلیدواژه ها: انقلاب، طبقه دهقان، طبقه زمین دار، نوسازی، دولت، ایدئولوژی، اسلام شیعی، شورش دهقانی، دولت نفتی، دولت تحصیلدار، دولت رانتیه، مازاد برای نوسازی، نظام اقتصادی بین المللی.
اسکاچپول نظریه خود را هنگامی طرح کرد که ایران و نیکاراگوئه درگیر چالشهای انقلابی بودند. پیروزی انقلاب در ایران، اسکاچپول را شدیداً تحت تأثیر قرار داد چرا که وقایع انقلابی در ایران با فرضیه های اسکاچپول درباره علل انقلابات جور در نمی آمد. اسکاچپول به همین دلیل، در مقاله ای با عنوان «دولت رانتیه و اسلام شیعی در انقلاب ایران» به تجدید نظر در برخی از مؤلفه های نظریه خود دست زد، اما جوهره ساختارگرایانه نظریه خود را همچنان حفظ کرد. وی در نظریه اولیه خود پس از مقایسه کشورهای روسیه، فرانسه و چین به نتایجی رسیده بود که وقوع انقلاب اسلامی در ایران بسیاری از این نتایج را زیر سؤال برده بود. طبق نظریه وی اولاً، انقلابها صرفاً ماحصل پروسه نوسازی پر شتاب که منجر به نارضایتی های اجتماعی می شوند، نیستند و توده های ناراضی بدون وجود سازمانهای مستقل نمی توانند نارضایتی خود را به کنش مؤثر تبدیل نمایند. دوم، سازمانهای سرکوبگر دولت باید تضعیف شده باشند. چرا که به گواهی تاریخ جنبشهای توده ای مردمی به تنهایی نتوانسته اند بر دستگاه حاکم چیره شوند. سوم، فشارهای نظامی خارجی باعث انشعاب میان طبقه حاکم و دولت شده باشد. و چهارم، انقلابهای اجتماعی توسط جنبش های انقلابی که در آنها رهبری ایدئولوژیک حمایت توده ها را عمداً بسیج می کند، به وجود نمی آید. به عبارت دیگر انقلابها می آیند، ساخته نمی شوند [Skocpol 1982: 266]. اسکاچپول در کتابش دولتها و انقلابهای اجتماعی از تمام نظریه پردازانی که گمان کرده اند انقلابها به طور عمدی و از سوی جنبشهای توده ای ساخته می شوند، انتقاد کرده است و در عوض بر برداشتی ساختاری تکیه کرده است. ولی انقلاب ایران تمامی نتایج فوق را به چالش کشید. اسکاچپول خود در این زمینه می گوید:
مراحل اولیه انقلاب ایران آشکارا عقاید قبلی من در مورد علل انقلابهای اجتماعی را مورد چالش قرار داد. سه مشکل بارز فوراً به ذهن می رسد: اول، به نظر می رسد انقلاب ایران صرفاً محصول روند فوق العاده پرشتاب نوسازی بوده است … .
دوم، برخلاف روال معمول تاریخ انقلابها، پلیس و ارتش شاه سازمانهای قهریه مدرن بالغ بر ۳۰۰۰۰۰ نفر مردان قوی در روند انقلابی بین سالهای ۱۹۷۷ و اوایل ۱۹۷۹ بدون هیچ گونه شکست نظامی در جنگ خارجی و بدون هیچ گونه فشاری از خارج که رژیم شاه را تضعیف نماید و یا تضاد بین رژیم و طبقات مسلط را افزایش دهد، بی اثر شده بودند … .
سوم، اگر انقلابی وجود داشته باشد که جنبشی اجتماعی توده ای با هدف از بین بردن رژیم قدیمی آن را آگاهانه ساخته باشد، آن انقلاب، انقلاب ایران است. … انقلاب آنان [مردم شهرهای ایران] صرفاً نیامد، بلکه آگاهانه و به طور منسجم ساخته شد . [۱۹۸۲: ۲۶۷]…
با تمام این تفاصیل اسکاچپول تنها راه مطالعه آسیب پذیریهای رژیم شاه را از طریق چشم اندازی ساختاری می داند. چشم اندازی که روابط درونی میان دولت، جامعه و سیاست سازمانی را در ایران بررسی کند و ایران را در حوزه ای از روابط اقتصادی و سیاسی بین المللی مطالعه نماید. وی بر نقش فرهنگ و ایدئولوژی در انقلاب ایران تأکید می کند ولی به مانند موارد دیگر، از ایدئولوژی و فرهنگ نیز تحلیلی ساختاری ارائه می دهد. از این چشم انداز، ایدئولوژیهای وارداتی نمی توانند در شکل گیری انقلابها مؤثر باشند، بلکه آن ایدئولوژی ای که قرنها در جامعه ریشه دوانیده قادر به انجام چنین کاری است، چنان که اسلام شیعی در انقلاب ایران دارای چنین مشخصه ای بود و سهم عمده ای نیز در شکل گیری انقلاب ایران ایفا نمود.
اسکاچپول با چنین دیدگاهی در مقاله خود سعی می کند انقلاب ایران را بررسی کند. ما نیز در ادامه این مقاله سعی خواهیم کرد با استفاده از مقاله اسکاچپول درباره انقلاب ایران و منابع دیگر، متغیرهای مورد مطالعه اسکاچپول را در کتاب دولتها و انقلابهای اجتماعی (یعنی وجود مازاد سود، نوع نظام کشاورزی، بعد دیوان سالاری دولت، قدرت طبقه حاکم، فشارهای بین المللی و نظامی و توان انقلابی دهقانان) در مورد جامعه ایران آزمون نماییم. بدیهی است ادامه مقاله ما، خلاصه مقاله «دولت رانتیه و اسلام شیعی در انقلاب ایران» نیست، بلکه تحلیل نگارنده است درباره امکان پذیر بودن یا نبودن کاربست نظریه اسکاچپول در مورد انقلاب ایران. اسکاچپول در مقاله اش درباره انقلاب ایران، هر چند که به کاستیهای نظریه اش درباره حوادث انقلابی در ایران اذعان می کند و هر چند که به تجدید نظر در آرای قبلی خود اعتراف می نماید، ولی صریحاً به دنبال آن است که صدق چهارچوبه تحلیل خودش را درباره انقلاب ایران به اثبات رساند. او صریحاً در صفحه ۴۶۸ مقاله اش می گوید: “من در نتایج کتابم به تأکید اذعان داشته ام که چهارچوبه اصلی تحلیل قابل کاربرد درباره انقلابهای دیگر نیز هست”. بدین ترتیب و در تحلیل نهایی، مقاله اسکاچپول در حقیقت تلاش برای نجات چهارچوبه تحلیل اوست. ولی نگارنده خود را ملزم به چنین تلاشی نمی بیند. هدف نگارنده تنها پاسخ به سؤال اصلی مقاله است اینکه آیا نظریه اسکاچپول توانایی تبیین انقلاب ایران را دارد یا خیر.
رابطه دولت و جامعه در ایران قبل از انقلاب: رابطه دولت و طبقات اجتماعی
به نظر اسکاچپول شاه ایران به همان مستبدی حاکمان فرانسه، روسیه و چین بود ولی قویتر از آنها زیرا یک ارتش کاملاً مدرن و پلیس مخفی بی رحم داشت[۱۹۸۲: ۲۶۸]. بوروکراسی شاه بوروکراسی گسترده ای بود. به طورکلی می توان چنین اظهارنظر کرد که کودتای سال ۱۳۳۲ش . به ظهور یک دولت اقتدارگرای بوروکراتیک انجامید که نتیجه آن جدایی ساختار دولت از جامعه مدنی بود. در دوره پس از کودتا، ساختار و سیاست دولت شروع به تغییر کرد. نظام شاه در این دوره با دو سیاست عمده مشخص می شود: ۱- تلاش نظام مند برای کنار گذاشتن همه طبقات از موقعیتهای مهم سیاسی و جلوگیری از مشارکت آنها در اتخاذ تصمیم گیریهای مهم اقتصادی [Moaddel 1993: 51]. نتیجه این سیاست آن بود که در دوره ماقبل انقلابی، در ایران طبقه حاکم به آن معنا وجود نداشت. طبقه زمین دار که طبقه حاکم در ایران بود با اصلاحات ارضی از بین رفت. دولت به جای این طبقه سعی کرد تا طبقه ای دیگر ایجاد کند. به همین دلیل بود که در این مقطع زمانی طبقه سرمایه دار ایرانی رشد چشمگیری کرد. این طبقه از موقعیت مهمی نیز در جامعه برخوردار گشت ولی این موقعیت چندان تثبیت شده نبود و با اتکا به سیاستهای اقتصادی دولت به وجود آمده بود [فرهی ۱۳۷۷: ۴۷۶]. ۲- اتخاذ استراتژی اقتصادی تا توسعه سرمایه دارانه وابسته را ارتقا دهد. این جهتگیری سیاسی و اقتصادی تحت حمایت جوامع سرمایه داری تأثیر زیادی بر ساختار طبقاتی ایران داشت. این سیاستها موجب گسترش بوروکراسی و دستگاه سرکوب دولتی و موجب رشد دولت بوروکراتیک اقتدارگرا را فراهم آورد. اسکاچپول می گوید:
تحت حکومت پادشاه دوم، همان طور که دولت به نحو فزاینده ای به درآمدهای حاصل از صادرات نفت و گاز طبیعی عادت می کرد، شرایط داخلی دولت ایران نیز تغییر می نمود. دولت ایران، یک “دولت رانتیه” شد که غوطه ور در دلارهای نفتی بود و از نزدیک با ریتم اقتصادی جهانی هماهنگ بود. بخصوص پس از اواسط دهه ۱۹۶۰ دیگر این دولت احتیاجی نداشت که بر مالیات گیری از مردم خود تکیه کند و پایه های اقتصادی درآمدهای آن متکی بر صنعتی بود که ابتدائاً بر صادرات نفت قرار داشت. صنعتی که درصد کمی از نیروی کار را به خدمت خود درآورده بود. روابط اصلی دولت و جامعه ایران از طریق مخارج شکل می گرفت مخارج نظامی، پروژه های اقتصادی، ساختمان سازی مدرن، سوبسیدهای مصرفی و نظایر آن. دولت ایران که بالای سر مردم به صورت معلق قرار داشت، مردم را با پول خریده، شکل و شیوه زندگی آنها را تغییر داده و در میان آنان هر مخالف و ناراضی ای را سرکوب می کرد. شاه از طریق یک طبقه اجتماعی مستقل با ائتلاف با چنین طبقه ای حکومت نمی کرد
[۱۹۸۲ :۲۶۹] .
از آنجا که دولت مرکزی تنها دریافت کننده درآمدهای نفتی بود، دخالت دولت در اقتصاد بسیار چشمگیر بود. البته این حضور در تمام جنبه های زندگی قابل مشاهده بود. همین امر از دلایل آسیب پذیری دولت محسوب می شد چرا که به این ترتیب دولت آماج مبارزات سیاسی مخالفان قرار می گرفت و تقصیر تمام کاستیها بر دوش دولت گذاشته می شد.
بوروکراسی دولت شاه
همان طور که گفتیم ویژگی دولت شاه، بوروکراسی فراگیر و گسترده آن بود. توسعه و بسط بوروکراسی اصولاً به دلیل مداخلات دولت در اقتصاد بوده است. آنچه این مداخله را تشویق می کرده، ضعف بورژوازی داخلی و عدم تمایل سرمایه خارجی به تهیه عناصر زیربنایی لازم برای توسعه سرمایه دارانه و انباشت سرمایه بوده است. بنابراین دولت ایران خود مسئولیت ساختن راهها، بنادر، فرودگاهها، صنایع سنگین و تدارکات زیربناهای مالی مانند بانکهای مورد حمایت دولت را بر عهده گرفت [Moaddel 1986: 132]. مداخله دولت در اقتصاد دو شکل داشت: مستقیم و غیرمستقیم. دولت به طور غیرمستقیم و از طریق سیاستهای مالی، قوانین و مقررات اقتصاد را تحت نفوذ خود قرار داده بود. البته این مداخلات غیرمستقیم به اندازه و اهمیت مداخلات مستقیم دولت در اقتصاد نبود. بدین ترتیب نقش فراگیر دولت در اقتصاد یکی از عوامل اصلی در توضیح گسترش بیش از اندازه بوروکراسی است. تبیین مکمل برای توضیح گسترش بوروکراسی، در خارج از عرصه اقتصاد است. این تبیین می تواند نقش بوروکراسی در عرصه سیاسی باشد. یعنی بوروکراسی سازوکاری است که از طریق آن دولت می تواند اعضا و رهبران گروههای مخالف را مهار می کند. به این ترتیب که به عنوان پاداش و به دلیل سازش و مصالحه با رژیم به رهبران مخالفان، موقعیتهای داخلی داده می شود. شاه نیز به این حربه متوسل می شد و بدین ترتیب وزارتخانه ها و لیستهای خدماتی جدیدی به وجود می آمد که عهده دار مسئولیتهای متداخل بودند. وی با این شیوه کنترل خود را بر بوروکراسی نیز تضمین می کرد[Zonis 1971: 84-86] . در نتیجه بوروکراسی تا حد زیادی رشد یافت به طوری که در سال ۱۳۳۲ هنگامی که مصدق هنوز در قدرت بود، یازده وزارتخانه و در سال ۱۳۳۹ هنگامی که امینی نخست وزیر بود، ۱۶ وزارتخانه و در سال ۱۳۵۴، در دوره چهارم نخست وزیری هویدا، ۲۷ وزارتخانه به وجود آمد. گسترش بوروکراسی باعث افول سازمانهای واسطه ای مانند اصناف، انجمنها، دوره ها، ریش سفیدی و دیگر جنبه های زندگی صنفی شد که برای قرنها در ایران وجود داشت. این سازمانها واسطه و میانجی میان دولت و جامعه مدنی بودند. برای پرکردن این خلأ بود که در دهه های پس از کودتا احزاب مدرنی از بالا به وجود آمدند. اما نه این احزاب و نه سازمانهای کورپوراتیستی (نظیر تعاونیهای روستایی و اتحادیه های کارگری) که شاه به وجود آورده بود، آن چنان استقلالی نداشتند که بتوانند به عنوان میانجی میان جامعه مدنی و دولت مطرح باشند [Moaddel 1993: 55-56]. نکته مورد نظر ما در بررسی دستگاه بوروکراسی آن است که دیوان سالاری موجود در ایران از نوع دیوان سالاریهای کشاورزی مورد نظر اسکاچپول نبود.
دیوان سالاریهای کشاورزی به جوامعی اطلاق می شوند که کشاورزی منبع و روش مهم تولید آنها به شمار می آید. در چنین جوامعی اکثر مردم در مناطق روستایی زندگی می کنند، زمین وسیله امرار معاش است، و محصولات کشاورزی بین روستاییان و ملاکین با میزان نسبتهای گوناگون تقسیم می شود. در این جوامع روابط بازار در سطحی محدود و به صورت محلی و منطقه ای وجود دارد … در این جوامع یک حکومت مرکزی همراه با دستگاههای نسبتاً مشخص اداری و ارتشی سازمان یافته به عنوان ابزار اصلی سرکوب وجود دارند …… این حکومتها نسبت به حکومتهای ملی مدرن ضعیف هستند … و نه تنها قادر به سازماندهی مجدد روابط محلی تولید و مصرف نیستند، بلکه قادر به کنترل کافی و مستقیم منابع ضروری نیز نمی باشند. وظیفه اصلی آنها برقراری نظم عمومی لازم، دفاع از جامعه و جنگ علیه بیگانگان، و اختصاص مالیاتها و … است. این دولتها معمولاً بجز در نقاط اصلی پایتخت و شهرهای بزرگ نفوذ عمیق و گسترده ای در سرتاسر قلمرو حکومت خود ندارند. از آنجا که ملاکین اختیار زندگی روستاییان را دارند، معمولاً حکومت مالیاتها را به طور غیرمستقیم از طریق این طبقه و یا به طور غیر مستقیم از خود دهقانان با اتکا و همکاری اعضای طبقه مالک جمع آوری می کند [هادیان ۱۳۷۵: ۳-۴].
اما جامعه ایران در فاصله سالهای ۱۳۴۲ ۱۳۵۷ فاقد چنین مشخصه هایی بود. ایران در هنگام وقوع انقلاب جامعه ای کشاورزی نبود به این معنا که کشاورزی برای اکثر مردم شیوه اصلی تولید و روش عمده امرار معاش به شمار نمی رفت و دهقانان نیروی عمده قیام را تشکیل نمی دادند [هادیان ۱۳۷۵ : ۱۳؛ فرهی ۱۳۷۵: ۱۷۷]. برای آنکه بدانیم شیوه تولید غالب در این دوره چه شیوه ای بوده است، ناچاریم به نقش فشارهای بین المللی در این زمینه بپردازیم.
فشارهای نظام اقتصادی بین المللی بر جامعه ایران
در دوره ۱۳۴۲ – ۱۳۵۷ شیوه تولید سرمایه داری، وجه تولید مسلط در جامعه ایران شد. نظام جهانی سرمایه داری در غالب شدن این وجه تولید، نقش اصلی را داشت. نظام اقتصادی بین المللی همزمان با دوره مشروطه فشار خود را بر جامعه ایران آغاز کرد. تا قبل از این دوره، وجوه تولید ماقبل سرمایه داری در ایران غالب بودند. اما با شروع این دوره، تعدی بازارهای سرمایه داری جهانی نسبت به سازمان اقتصادی داخلی شروع شد. در دوره پهلوی اول و با محدود شدن طبقه اشراف زمین دار، وجه تولید سرمایه داری تحت فشار نظام اقتصادی بین المللی بسط یافت. این دوره مقارن است با شروع دوران نوسازی دولتی در ایران. دولت رضاشاه تحت فشارهای بین المللی دست به نوسازی اقتصادی در ایران زد. مقداری از مخارج این نوسازی از طبقات مسلط و تا حدودی از منابع نفتی تأمین می شد. در دوره۱۳۴۲ – ۱۳۵۷ یعنی دوره دوم دولت پهلوی دوم، دولت تحت فشارهای بین المللی و با اتکا به درآمدهای نفتی دست به اقدامات زیر زد:
۱- اصلاحات ارضی از یکسو طبقه اشراف زمین دار را از بین برد و شرایط را برای رشد طبقه سرمایه دار فراهم آورد و از سوی دیگر با ایجاد کشاورزی مکانیزه به تعمیق روابط سرمایه داری و تعمیق صنعتی شدن کشور کمک کرد. این سیاست در واقع همان انجام کارویژه تضمین استقرار روابط سرمایه دارانه از سوی دولت است که زیر فشار ساختارهای اقتصادی بین المللی صورت می پذیرفت.
۲- اتخاذ استراتژی جایگزینی واردات که با اجرای این استراتژی وظیفه ایران در تقسیم کار جهانی تغییر کرد و تقاضا برای کالاهای سرمایه ای و واسطه ای افزایش یافت. دولت ایران با اتخاذ این استراتژی، ادغام اقتصاد ایران را در بازارهای جهانی تضمین می کرد.
۳- گسترش بخش نفتی که به معنای رساندن و تزریق ماده خام اولیه صنایع در بازار جهانی و اقتصاد جهانی بود، و از درآمدهای نفتی برای ساخت زیر ساختها و انجام فعالیتهای تولیدی و پرداخت هزینه های بوروکراسی دولتی (از جمله هزینه های نظامی) و هزینه های جامعه استفاده می شد.
۴ به کارگیری کارویژه های مشروعیت آور و از جمله اتخاذ سیاستهای توزیعی، تولیدی، رفاهی و بهره گیری از ایدئولوژی شاهنشاهی و سرانجام استفاده از ابزار قهر و سرکوب.
به این ترتیب دولت شاه با انجام اقدامات فوق دست به انجام اصلاحات زد. البته همان طور که گفتیم این اقدامات در اثر فشارهای نظام اقتصادی بین المللی صورت می پذیرفت. چنین اصلاحاتی بدون شک با تغییر ساختار قدرت و آرایش طبقاتی ملازمت داشت. همان طور که گفتیم مطابق با تحلیل اسکاچپول، دولت برای انجام اصلاحات احتیاج به پول پیدا می کند. لذا ناچار می شود که برای تأمین مخارج نوسازی به طبقات مسلط مراجعه نماید. به همین دلیل منازعه ای میان دولت و طبقات حاکم پیدا می شود. در اینجا دو حالت ممکن است به وقوع بپیوندد: یا دولت متشکل از طبقات مسلط است که در این صورت دولت متلاشی می شود و دولت جدیدی که قادر به سازماندهی مجدد روابط اجتماعی و اقتصادی باشد، ظاهر می شود. حالت دوم آن است که دولت متشکل از زمین داران نیست. در این صورت، نوسازی می تواند بدون فروپاشی دولتی انجام گیرد. به نظر می رسد دولت محمدرضا شاه در ایران در این زمان متشکل از طبقه زمین دار نبود. تحولات دوران رضاشاه به افول قدرت سیاسی زمین داران انجامیده بود هر چند که در این دوران، این طبقه همچنان قدرت اقتصادی را در دست داشت. دولت محمدرضا شاه نیز قادر شد به سرکوب طبقه زمین دار دست یازد و قدرت اقتصادی آنان را نیز با انجام اصلاحات ارضی و توسعه روابط سرمایه دارانه از بین ببرد. دولت محمدرضا شاه به یک دلیل دیگر نیز به طبقات احتیاج نداشت و آن هم درآمدهای حاصله از فروش نفت بود. در اینجا لازم است کمی بیشتر به اصلاحات ارضی و نقش آن در از میان بردن طبقه مسلط و درآمدهای نفتی بپردازیم. همچنین لازم است به نقش اجتماعات شهری نیز در فرآیند انقلاب ایران اشاره ای داشته باشیم.
افول روستاها و ظهور شهرها: اجتماعات شهری بنیان مقاومت سیاسی
اصلاحات ارضی در دهه ۱۳۴۰ ش. در ایران اتفاق افتاد. با این اصلاحات تحولی کیفی در کشاورزی رخ داد و کشاورزی سرمایه داری (به جای سهم بری) به وجود آمد که ترتیبات ارضی، ساختار طبقاتی روستایی و عملکرد کشاورزی را تحت تأثیر قرار داد، به طوری که ۹۳% از سهم بران به مالک تبدیل شدند، اما وضعشان بهبود نیافت. ملاکان عمده باقی ماندند و عده ای به سرمایه دار تبدیل شدند. یک طبقه متوسط روستایی (تجار روستایی) ظهور کرد که در شوراها و تعاونیها مسلط بودند. بعد از اصلاحات، دولت جایگزین اربابان شد و در نتیجه تضاد روستاییان با اربابان به تضاد روستاییان با دولت تبدیل شد. کشاورزی تجاری ای که به وجود آمده بود نیز با مشکلات متعددی مواجه بود. به طور کلی می توان گفت دهه ۱۳۴۰، دوره گذار از وجه تولید دهقانی سهم بری به کشاورزی سرمایه داری است. در این دوره میلیونها تولید کننده خرده پا به وجود آمدند که با اجرای اصلاحات ارضی، دیگر دهقان سهم بر نبودند و بلکه خود صاحب زمین محسوب می شدند. دهقانان ایرانی به طور روزافزون در نظامی ادغام می شدند که از لحاظ توزیع، رابطه با بازار را پذیرفته بود و ازکارگران کشاورزی بدون زمین در واحدهای کشت و صنعت، شرکتهای زراعی و مزرعه های متوسط تا بزرگ استفاده می کرد [Foran 1993: 318-324].
نتیجه بحثهای فوق این است که جامعه ایران قبل از وقوع انقلاب، بوروکراسی کشاورزی نبود و برخلاف بسیاری از انقلابهای اجتماعی، دهقانان نیروی قیام کننده و انقلابی نبودند. مرکز مخالفتهای انقلابی در برابر شاه، اجتماعات شهری بودند یعنی مراکزی که به طور مستقل از حکومت عمل می کردند و شکل گیری مخالفتهای منسجم و یکپارچه در آنها امری امکان پذیر بود. به لحاظ تاریخی، جهان اقتصادی اجتماعی بازار مرکز زندگی شهری بود و در آن پیوندهای قوی بین تجار و صنعتگران و دهقانان دهات برقرار بود. البته سیاستهای دولت نیز در شکل گیری این مخالفتها تأثیر بسیار داشت. همان طور که گفتیم دولت پهلوی تحت فشار نظام اقتصادی بین المللی، دست به نوسازی اقتصادی زده و صنعتی شدن سرمایه دارانه و سبک جدیدی از زندگی شهری را تشویق می کرد و در مقابل بازار تهران و شهرهای دیگر را به لحاظ اقتصادی تحت فشار قرار داده و محدود کرده بود[Skocpol 1982 :271]. به این ترتیب بازار و اجتماعات سنتی شهری به مرکز مخالفتهای شهری در برابر شاه تبدیل شده بودند. اینگونه اجتماعات سنتی دارای سازماندهی بودند و نقش غیرقابل انکاری را در بسیج مردمی و دامن زدن به آن ایفا نمودند. اسکاچپول با تأکید بر نقش اجتماعات شهری در انقلاب، در حقیقت می خواهد از نظر خویش مبنی بر اینکه انقلابات صرفاً ماحصل روند نوسازی پرشتاب نیستند، دفاع نماید. او هنوز به نظر آن دسته از نظریه پردازانی که مدعی اند روند نوسازی پرشتاب به تنهایی موجد انقلاب است، خرده می گیرد و می گوید:
آن دسته از نظریه پردازانی که نوسازی سریع را به تنهایی مولد انقلاب می دانند در اشتباهند گرچه برنامه های پرشتاب باعث اختلالات و نارضایتیهای گسترده شده بود. در حقیقت، اختلالات و نارضایتی ها به تنهایی به مردم تواناییهای سازمانی و منابع مستقلی را که برای حفظ مقاومت در برابر صاحبان قدرت سیاسی و اقتصادی نیاز دارند، اعطا نمی کند [Skocpol 1982 : 272].
به نظر اسکاچپول حتی با وجود نوسازی، هنوز هم سازمانها و شبکه های سنتی شهری مانند
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.