تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل التفاهم بین الشیعه و اهل السنه؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل التفاهم بین الشیعه و اهل السنه، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل التفاهم بین الشیعه و اهل السنه با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل التفاهم بین الشیعه و اهل السنه آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل التفاهم بین الشیعه و اهل السنه به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل التفاهم بین الشیعه و اهل السنه ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل التفاهم بین الشیعه و اهل السنه، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل التفاهم بین الشیعه و اهل السنه را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل التفاهم بین الشیعه و اهل السنه :

الاتحاد بین المسلمین یعنی تقارب الفرق الاسلامیه فیما بینها، مع الاحتفاظ بکیاناتها وماهیاتها . ای الحفاظ علی الاصول المشترکه، واطلاق الحریه لکل فرقه فی الفروع الخاصه بها . و هذا بمعنی عدم التخاصم والنزاع فیما بینها، بل یعنی اطلاع الجمیع، بعض علی معتقدات بعض، بحیث لا تکون کل فرقه شدیده الحساسیه بالنسبه لمعتقدات الفرق الاخری .

و طریق الوصول الی ذلک الهدف هو الاستناد الی العقل والمنطق وتجنب کل الانفعالات العابره والعصبیات الجامحه .

والآن نفتح کتاب (نهج البلاغه) لنقرا ما یقوله الامام علی بن ابی طالب ( علیه السلام) فی وصف الاسلام :

«لانه اسم سلامه، و جماع کرامه » (۱) .

فالاسلام من السلامه . روح الاسلام وجوهره هو السلامه التی تمثل جماع کرامه الانسان و مقامه، فالذین ینضمون تحت لواء الاسلام لابد ان یعیشوا معا بسلام و سلامه، وان یحافظوا علی شرفهم وکراماتهم مشرقه ساطعه ابدا .

ان الذین لایختلفون فی مواضیع مثل الله، والدین والرسول، والقبله، والکتاب، وهی الحجر الاساس فی بناء عقیدتهم، والذین حفظ الله لهم هذا الحجر الاساس علی مدی اربعه عشر قرنا من السنین، وصانه من کل نفوذ غریب علیه وتاثیر خارجی فیه، علیهم ان یواصلوا النظر فی تلک الاصول الاساس المذکوره باعتبارها من عوامل الاتحاد والتضامن والتعاضد التی لا تنال منها الحوادث والایام .

ان المسلمین الذین یملکون بین ایدیهم الملایین من نسخ القرآن، المطبوعه والخطیه، والتی لا تحریف فیها و یعترف بها الجمیع، والمنتشره فی کل بیت، علیهم ان یفتحوها امامهم و یمنعوا النظر فی الآیه الکریمه :

«واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا» (۲) ، و لیعلموا ان هذه الآیه الشریفه، بکل کلماتها وحروفها، هی من وحی الله، کما یعتقدون جمیعا، وان الله الرحمان قد هداهم فی هذه الآیه الی طریق العزه والسعاده والکمال والسلامه . ثم لیفتحوا صفحه جدیده، ویقراوا الآیه :

«ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم » (۳) معتقدین ان هذه الآیه ایضا بکلماتها وعباراتها، نازله من الله . ثم صفحه اخری لیقراوا «انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم » (۴) . وفی صفحه اخری «ان هذه امتکم امه واحده » (۵) . انکم فی کل صفحه تقلبونها و کل سوره تقراونها، ستجدونها تقول لکم بکل جلاء ووضوح :

«ان الائتلاف والاتحاد نصر و عزه، وان التنافر والتشتت سقوط وذله » .

وانه لمن حسن الحظ ان سنه رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم)، وما جاء فی نهج البلاغه، والاخبار الوارده عن اهل البیت ( علیهم السلام)، مما یحظی بقبول جمیع المسلمین، او غالبیتهم العظمی، تدلنا کذلک الی اکسیر الکرامه ورمز السعاده والعزه .

یقول رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) :

۱ . مثل المؤمنین فی توادهم وتراحمهم وتعاطفهم کمثل الجسد الواحد، اذا اشتکی منه عضو تداعی له سائر الجسد بالسهر والحمی (۶) .

۲ . من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم (۷) .

۳ . من فارق الجماعه شبرا فمیتته جاهلیه (۸) .

۴ . الا اخبرکم بافضل من درجه الصلاه والصیام والصدقه؟ قالوا : بلی . قال : اصلاح ذات البین، و فساد ذات البین هی الحالقه (۹) .

و فضلا عما جاء فی القرآن والسنه والاخبار، فان جمیع الاحکام الاجتماعیه الاسلامیه، بدون استثناء و فی جمیع الحالات التی فیها وجوب او استحباب، تکون غایتها النهائیه ایجاد المحبه، والالفه، والاخوه، والاتحاد بین المسلمین، کالامر باقامه صلاه الجمعه والجماعه، والقاء السلام، والمصافحه، والمعانقه، والتقبیل، والابتسام، وادخال السرور، والمشوره، والنصیحه والتعاون، واصلاح ذات البین، والنظافه، والامانه، والعداله، والصدق، والمواساه، والترحم، والعطف، والاحسان بالوالدین، وصله الرحم، وحق الجوار، وحق الصحبه، والرفق بالایتام، والضیافه، وقضاء حاجات المؤمنین، و حسن المعاشره، والمطالبه والمزاح ، ومشایعه المسافر واستقباله، وتقدیم الهدایا، وعیاده المرضی وتشییع الجنائز، وتسلیه المفجوع، والتواضع، و کظم الغیظ، والزکاه، والانفاق، والدعاء للمؤمن، وشکر المحسن، و . . و . . الخ .

وعلی وجه العموم، کل عمل او صفه نهی عنها لکراهه او حرمه، کانت للحیلوله دون التشتت والاختلاف والنزاع بین المسلمین، کالنهی عن سوء الظن، والتجسس، والکذب، والغیبه، والشتم، والتکبر والانانیه، والاستبداد، وحب الذات، والسخریه، والذم، والتنابز بالالقاب، واللوم، والتحقیر، والاستخفاف، والشماته، وقطع الرحم، وعقوق الوالدین، والنمیمه، والخداع، والتزویر، والغش، وخسران المیزان، والاحتکار، والطمع، والریاء، والزهو، والظلم، والعدوان، والنفاق، والحسدوالحقد، والفظاظه، والجدل بالباطل، والغرور، وخلف الوعد، والتعصب الاعمی، والافتراء، و . . و . . الخ .

من حسن الحظ ایضا ان هذه جمیعا مذکوره فی کتب الشیعه الاربعه و فی الصحاح السته لاهل السنه، والمؤلفون جمیعا یوردون هذه الاعمال والصفات بالالفاظ نفسها او ما یرادفها و یقرب منها، مؤیدین ذلک بآیات من القرآن الکریم او باحادیث شریفه، او بمقاطع من نهج البلاغه .

ولسوف نحاول فی هذه المقاله ان نبین جانبا من کلمات امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ( علیه السلام) فی (نهج البلاغه) فیما یدور حول اهمیه الوحده واضرار التفرق والتباعد:

۱ . الامام یری علی ( علیه السلام)، ان اهم مکسب من مکاسب نبوه خاتم الانبیاء محمد ( صلی الله علیه و آله وسلم) هو ایجاد الالفه والاتحاد بین اناس متفرقین مشتتین، کانت العصبیه الرعناء قد اشعلت نار الاقتتال بینهم وکادت ان تؤدی بهم الی الانهیار والاضمحلال . غیر ان النبی الاکرم ( صلی الله علیه و آله وسلم) استطاع بتعالیم الاسلام ان یوجه الجمیع نحو عباده الله الواحد، ووحد جماعاتهم ومجالسهم فی صف واحد، والغی الامتیازات الواهیه، وقال :

ان الاسود والابیض، والعربی والاعجمی، والفقیر والغنی، والشریف والوضیع، هم من اب وام واحده، وان لافضل لاحدهم علی الآخر الا بالتقوی والعلم والجهاد، وهذا ما لا یکون الا ببذل الجهد وبالصبر، لا بالمال والثروه والعنصر واللون والحسب والنسب مما یکون بالمصادفه ومن باب الحظ .

ینبه الامام علی ( علیه السلام) اصحابه الی هذه النعم الالهیه العظیمه ویعید علیهم ما یقوله القرآن :

«. . واذکروا نعمه الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا وکنتم علی شفا حفره من النار فانقذکم منها .» (۱۰) .

و فی معرض ذکر فضائل النبی الکریم ( صلی الله علیه و آله وسلم) یقول :

. . قد صرفت نحوه افئده الابرار، وثنیت الیه ازمه الابصار، دفن الله به الضغائن، واطفابه الثوائر، والف به اخوانا . . (۱۱) .

و قال ایضا:

فصدع بما امر به، وبلغ رسالات ربه، فلم الله به الصدع، ورتق به الفتق، والف به الشمل بین ذوی الارحام بعد العداوه الواغره فی الصدور، والضغائن القادحه فی القلوب (۱۲) .

و قال ایضا:

. . . . الی ان بعث الله سبحانه محمدا رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) لانجاز عدته، واتمام نبوته، ماخوذا علی النبیین میثاقه، مشهوره سماته، کریما میلاده، واهل الارض یومئذ ملل متفرقه، واهواء منتشره، وطرائق متشتته، بین مشبه لله بخلقه، او ملحد فی اسمه، او مشیر الی غیره، فهداهم به من الضلاله، وانقذهم بمکانه من الجهاله . . .» (۱۳) .

۲ . ان اتحاد الامه الاسلامیه وتآلفها علی قدر من الاهمیه بحیث ان الله سبحانه و تعالی، بعد ان قبض النبی ( صلی الله علیه و آله وسلم)، لا یترک الناس من دون راع یرعاها، لکیلا یعمد سفهاء الامه الی تمزیق خیوط الوحده التی عقدتها تضحیات الرسول الکریم ( صلی الله علیه و آله وسلم) وجهود خیره رجال التاریخ المؤمنین، ولئلا یعودوا بالامه الی التوحش والجاهلیه الاولی .

ان الله الرحمان قد عین للناس بعد النبی ( صلی الله علیه و آله وسلم) ولیا و خلیفه . وفی ذلک یقول الامام علی ( علیه السلام) :

لا بد للناس من امیر بر او فاجر (۱۴) .

و یشرح العله الغائیه والهدف الاساس لوجود وال الهی لاستمرار وحده الناس وتآلفهم وبقاء عزه الدین و شوکته، فیقول :

. . واعظم ما افترض، سبحانه، من تلک الحقوق حق الوالی علی الرعیه، و حق الرعیه علی الوالی، فریضه فرضها الله، سبحانه، لکل علی کل، فجعلها نظاما لالفتهم، وعزا لدینهم . .» (۱۵) .

۳ . یری علی ( علیه السلام) ان اهم عامل فی عزه الامم السابقه ورفعتها هو وحدتهم واتحادهم . واهم عامل فی سقوطهم وذلتهم هو التفرق والتباعد والاختلاف، فیقول :

. . . واحذروا ما نزل بالامم قبلکم من المثلات بسوء الافعال، وذمیم الاعمال . فتذکروا فی الخیر والشر احوالهم، واحذروا ان تکونوا امثالهم . فاذا تفکرتم فی تفاوت حالیهم ، فالزموا کل امر لزمت العزه به شانهم، وزاحت الاعداء له عنهم، ومدت العافیه به علیهم، وانقادت النعمه له معهم، ووصلت علیه حبلهم من الاجتناب للفرقه، واللزوم للالفه، والتحاض علیها، والتواصی بها، واجتنبوا کل امر کسر فقرتهم، واوهن منتهم، من تضاغن القلوب، وتشاحن الصدور، وتدابر النفوس، وتخاذل الایدی . . .» .

فانظروا کیف کانوا حیث کانت الاملاء مجتمعه، والاهواء مؤتلفه، والقلوب معتدله، والایدی متردافه، والسیوف متناصره، والبصائر نافذه، والعزائم واحده . الم یکونوا اربابا فی اقطار الارضین، وملوکا علی رقاب العالمین ! فانظروا الی ما صاروا الیه فی آخر امورهم حین وقعت الفرقه، وتشتت الالفه، واختلفت الکلمه والافئده، وتشعبوا مختلفین، وتفرقوا متحاربین، قد خلع الله عنهم لباس کرامته، وسلبهم غضاره نعمته، وبقی قصص اخبارهم فیکم عبرا للمعتبرین .

فاعتبروا بحال ولد اسماعیل و بنی اسحق و بنی اسرائیل (ابناء یعقوب) ( علیهم السلام .) فما اشد اعتدال الاحوال ، واقرب اشتباه الامثال !

تاملوا امرهم فی حال تشتتهم و تفرقهم، لیالی کانت الاکاسره و القیاصره اربابا لهم، یحتازونهم عن ریف الآفاق، وبحر العراق، وخضره الدنیا، الی منابت الشیح، ومهافی الریح، ونکد المعاش، فترکوهم عاله مساکین اخوان دبر ووبر، اذل الامم دارا ، واجدبهم قرارا، لا یاوون الی جناح دعوه یعتصمون بها، ولا الی ظل الفه یعتمدون علی عزها . فالاحوال مضطربه، والایدی مختلفه، والکثره متفرقه، فی بلاء ازل، واطباق جهل ! من بنات موؤده، واصنام معبوده، وارحام مقطوعه، وغارات مشنونه .

فانظروا الی مواقع نعم الله علیهم حین بعث الیهم رسولا، فعقد بملته طاعتهم ، وجمع علی دعوته الفتهم . کیف نشرت النعمه علیهم جناح کرامتها، واسالت لهم جداول نعیمها، والتفت المله بهم فی عوائد برکتها، فاصبحوا فی نعمتها غرقین، و فی خضره عیشها فکهین، قد تربعت الامور بهم فی ظل سلطان قاهر، وآوتهم الحال الی کنف عز غالب، و تعطفت الامور علیهم فی ذری ملک ثابت فهم حکام علی العالمین ، وملوک فی اطراف الارضین . یملکون الامور علی من کان یملکها علیهم، ویمضون الاحکام فیمن کان یمضیها فیهم ! لا تغمز لهم قناه، ولا تقرع لهم صفاه .

الا وانکم قد نفضتم ایدیکم من حبل الطاعه، وثلمتم حصن الله المضروب علیکم ، باحکام الجاهلیه، فان الله سبحانه قد امتن علی جماعه هذه الامه فیما عقد بینهم من حبل هذه الالفه التی ینتقلون فی ظلها، ویاوون الی کنفها، بنعمه لا یعرف احد من المخلوقین لها قیمه لانها ارجح من کل ثمن، واجل من کل خطر . .» (۱۶) .

کما قال الله تعالی :

والف بین قلوبهم لو انفقت ما فی الارض جمیعا ما الفت بین قلوبهم ولکن الله الف بینهم انه عزیز حکیم (۱۷) .

۴ . ان الذین یسودهم الاختلاف والتنافر لاینالون من الله شیئا من الخیر والسعاده ، فلم ینالها الماضون، ولا الحاضرون، ولا الآتون .

یقول الامام علی ( علیه السلام) بهذا الشان :

وان الله سبحانه لم یعط احدا بفرقه خیرا ممن مضی، ولا ممن بقی (۱۸) .

ان الذین یخاصمون اخوانهم فی الدین بسبب افکار وهمیه، ویبدلون صفاء الحیاه وحمیمیتها الی کدر ونفار، یحسبون بتفکیرهم الفج هذا انهم ینالون من ذلک بعض ربح ومنفعه .

یوجه علی ( علیه السلام) الی هؤلاء نصیحته صادقا مخلصا قائلا:

ان ظنکم باطل، و الطریق الذی تقطعونه لیس هو المطلوب ولذلک فانکم سوف تصلون فی النهایه الی نهایه لا تریدونها وهی علی النقیض مما تودون .

۵ . حتی لو حدث ان بعض الناس لم یرغبوا فی الاتفاق والاتحاد، ولم یؤمنوا به فی قلوبهم باعتباره غیر مستحسن، ولکن تراضیهم وتوافقهم مع اخوانهم فی الدین خیر لهم واقرب الی مصالحهم من الخلاف والتفرق .

یقول الامام علی ( علیه السلام) بهذا الشان :

فایاکم والتلون فی دین الله، فان جماعه فیما تکرهون من الحق، خیر من فرقه فیما تحبون من الباطل . . . (۱۹) .

فاذا قلتم هنا: ان آباءنا واجدادنا لم یصغوا، مع الاسف، الی کلام امیرالمؤمنین ، فاوجدوا الفرقه، وقسموا الاسلام الواحد الی اکثر من سبعین فرقه، واننا الآن نذوق وبال عاقبه اعمالهم القبیحه، قلنا فی الرد علی هذا بان التباین فی تذوق القرآن والسنه واختلاف تاثیرهما لا یعنی اصطناع المذاهب وایجاد الفرقه، ولعل ما کان بین ابی حنیفه و الشافعی و مالک و احمد، و کذلک الخلفاء الراشدین، من اختلاف لم یکن بقدر ما هو بین اتباعهم .

ثم، حتی لو اننا فرضنا ان هؤلاء الائمه الاربعه کانوا یقصدون اصطناع المذاهب، فاننا فی هذا الزمان لیس علینا ان ننبش الماضی وننفخ الروح فیما لا روح فیه من المسائل المیته التی کانت موضع خلاف . اننا سنوضح هذا اکثر فی السطور التالیه .

۶ . فیما یتعلق باضرار التفرق والاختلاف والشقاق بالنسبه لمن یرید شق عصا المسلمین وایجاد التشتت والفرقه بینهم، یعطی علی ( علیه السلام)، القول الفصل، معلنا بکل صراحه ان مثیر الفتن والتفرقه یستوجب القتل، ابتداءا من نفسه، وهذا الحکم لا یقتصر علی من یقوم بالتفرقه عملیا، بل انه حکم حتی علی من یطلق شعارات مفرقه و یخطو الخطوه الاولی نحو شق عصا المسلمین . یقول ( علیه السلام) :

. . . والزموا السواد الاعظم، فان ید الله مع الجماعه . وایاکم والفرقه! فان الشاذ من الناس للشیطان، کما ان الشاذ من الغنم للذئب . الا من دعا الی هذا الشعار فاقتلوه، ولو کان تحت عمامتی هذه . . . (۲۰) .

لا شک ان الدعوه الی التفرقه تؤدی الی الفتنه، والله سبحانه وتعالی یقول فی کتابه المجید:

والفتنه اشد من القتل (۲۱) .

اما تمییز الشعارات المثیره للفتن فیعود الی الفقیه العادل .

۷ . ان الذین یفرقون بین الناس ویصطنعون الفئات والفرق قد یزین لهم خیالهم الواهی انهم یستندون فی عملهم القبیح هذا علی آیات القرآن . غیر ان علیا ( علیه السلام) یجسد عمل هؤلاء وتسویغاتهم خیر تجسید، فیقول :

. . فاجتمع القوم علی الفرقه، وافترقوا علی الجماعه، کانهم ائمه الکتاب ولیس الکتاب امامهم . . (۲۲) .

یشیر الامام فی هذه الجمله الی امر دقیق بالغ الدقه، وهو ان الذین یعتقدون بان القرآن وحی منزل من الله ویستندون الیه، علیهم ان یغسلوا اذهانهم من المسموعات والمقروءات السابقه، وان یستقبلوا حقائق القرآن بذهن صاف، طبیعی، طاهر، ومن ثم یطبقون المنظور القرآنی الذی یحملونه مع العقائد والمذاهب الاخری، لکی یتبین کم من تلک العقائد والمذاهب یطابق القرآن، وکم منها یخالفه . اما الذین یعملون بخلاف ذلک، ای الذین یتجمعون من اجل اصطناع المذاهب وایجاد التفرقه ووضع الآراء والعقائد، ثم یجتهدون فی حمل آیات القرآن علی التطابق مع موضوعاتهم لتسویغها، فاولئک یقومون فی الواقع بفرض معتقداتهم علی القرآن، ویجعلونها هی الامام والقرآن هو التابع المؤتم .

۸ . ان الآخرین الذین جلسوا فی مختبراتهم للتشریح واجراء التجارب، والذین حضروا المؤتمرات وصفوف الدراسه للبحث والتحقیق، فکان ان فرضوا سیطرتهم علی اعماق البحار واجواء الفضاء اللامتناهی، قاموا فی الحقیقه بالقاء الضوء علی العالم، عرفوا الداء ودواءه، واوصلوا اطراف العالم بعضا ببعض بالصوت وباللون وبالامواج، بینما تصدر بعض المسلمین مجالسهم وراحوا یبحثون ویدققون فی صحابه رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) من منهم یقیم فی الجنه ومن منهم ماواه النار، اولئک الصحابه الذین ماتوا قبل اربعه عشر قرنا، وعین الله اماکنهم اما فی الجنه واما فی النار، وهم الآن اما منعمون واما معذبون . ان امثال هذه المباحث ادت احیانا الی ظهور آراء مختلفه، وصلت احیانا الی حد الخصام والنزاع، مع ان ایا من طرفی النزاع لم یکن یستدل علی آرائه بای سند تاریخی او احادیث معتبره، ولعل اسانیدهم الاصیله المعتبره کانت فی حوزه اولئک الاجانب الدارسین فی مدارسهم والباحثین فی معاهدهم، اذ لو کانت ادعاءات هؤلاء قائمه علی اسانید صحیحه ومعتبره، لما کان ثمه ما یدعو لوجود عده اقوال بشان مساله واحده . ان سبب وجود الآراء المتعدده اما ان یکون ناشئا من الاستناد الی اسانید موضوعه او غیر معتبره ، واما ان یکون ناشئا من التعصب والتقلید واتباع الانفعالات . ولقد کان مما یثیر العجب ان الشیعی والسنی اللذین کانا یتجادلان کانا یعتقدان، بسبب عدم تمکنهما مما یتجادلان فیه، بان السنی اذا ترعرع فی بیئه شیعیه، لسوف یسایر فی تفکیره اسلوب الشیعه ولاستدل مثلما هم یستدلون، وکذلک الحال مع الشیعی الذی یترعرع فی محیط سنی لجری مجراهم فی التفکیر، وعلی الرغم من ذلک کان کل منهما یصر علی موقفه حتی آخر عمره، مع ان الاسانید الصحیحه والمقبوله لدی الطرفین کانت تمنع مثل هذا البحث والجدل .

واننا ما دمنا نبحث فی منهج البلاغه فسوف نورد ادلتنا منه :

ا . یبدی الامام علی ( علیه السلام) رایه فی عثمان وقتلته، ویری ان کلیهما قد زل واخطا :

«استاثر فاساء الاثره، وجزعتم فاساتم الجزع، ولله حکم واقع فی المستاثر والجازع » (۲۳) ، ای انکم لیس لکم ان تعینوا مواضعهم فی الجنه او فی النار، فذلک ما فعله الله .

ب . فی الرساله التی کتبها الامام ( علیه السلام) الی عثمان بن حنیف ، یشیر الی مزارع فدک، فیقول :

. . بلی! کانت فی ایدینا فدک من کل ما اظلته السماء، فشحت علیها نفوس قوم، وسخت عنها نفوس قوم آخرین ، ونعم الحکم الله (بیننا نحن الذین سخونا وبین الذین بخلوا واخذوها منا .) وما اصنع بفدک وغیر فدک، والنفس مظانها فی غد جدث تنقطع فی ظلمته آثارها، وتغیب اخبارها، وحفره لوزید فی فسحتها، واوسعت یدا حافرها، لاضغطها الحجر والمدر، وسد فرجها التراب المتراکم . . (۲۴) .

ج . وفیما یتعلق بالخوارج الذین خرجوا علیه وحاربوه، یقول:

«حکم الله انتظر فیکم » . . (۲۵) .

د . بعد حرب الجمل یبدی رایا فی عائشه، ثم یقول :

«. . . و لها بعد حرمتها الاولی ، والحساب علی الله تعالی . . .» (۲۶)

ه . وفی الرساله التی بعث بها الی معاویه یقول :

. . . حتی یحکم الله بیننا وهو خیر الحاکمین . . (۲۷) .

اذن، فی الوقت الذی یترک امیرالمؤمنین الحکم بالنسبه لعائشه و معاویه وعثمان والذین اخذوا منه فدک لله، ویری ان الله خیر حکم، فلماذا ترانا نصرف اوقاتنا فی مباحث لا تخصنا بشی ء؟ ان علینا ان نبحث فی الاعمال والاقوال التی ترسل الانسان الی الجنه او الی الجحیم، وان نتعرف الموازین والمعاییر الاسلامیه فی الثواب والعقاب، ومن ثم نعمل علی هداها، فهذا هو الالزم والاهم .

۹ . ان الامام علی بن ابی طالب ( علیه السلام)، الذی قدم هذه النصائح المؤدیه الی السعاده لاهل زمانه وللمسلمین کافه – تلک النصائح التی لو سار علی هداها آباؤنا لما وقع بینهم ای نزاع و خصام ، ولتنامت عزتهم وسعادتهم یوما بعد یوم، ولورثنا نحن الیوم عنهم تلک السعاده والرفاه – کان هو نفسه اول من یلتزمها، فهو اجل من یحافظ علی وحده المسلمین تنازل عن حقه وحق زوجته – وتحمل الحرمان والتعسف، معتبرا اتحاد المسلمین والتفاهم اولی ومقدما علی نفسه وزوجته واولاده وجمیع شؤونه .

یحسن بی هنا ان اترک القول لقلم احد الاخوه من اهل السنه، و هو عبدالمتعال الصعیدی، الاستاذ بجامعه الازهر، لنقرا ما کتبه تحت عنوان : «علی بن ابی طالب والتقریب بین المذاهب » :

هذا فضل کبیر لعلی بن ابی طالب، (رضی الله عنه)، وکرم الله وجهه، ان یکون هو اول واضع لاساس التقریب بین المذاهب، حتی لایکون الاختلاف فی الرای مما یدعو الی تفریق کلمه الامه، واثاره العداوه بین طوائفها المختلفه، بل تبقی لها وحدتها مع الاختلاف فی الرای، ویعیش فیها المختلفون فی الرای اخوانا متحابین، یترک کل واحد منهم اخاه ورایه، لانه اما مصیب ماجور، واما مخطی ء معذور، او یجادله بالتی هی احسن، فلا یکون فی جدالهما تعصب للرای وانما یکون القصد منه الوصول الی الحق، لا المغالبه والانتصار .

وانه لفضل ای فضل لابن عم الرسول ( صلی الله علیه و آله وسلم)، لا یقل عن فضله فی شرف نسبه وقربه من صاحب الرساله، ولا عن فضله فی سبقه غیره الی الایمان به وهو غلام صغیر، فکان به اهدی من کل صغیر وکبیر، ولا عن فضله فی جمعه بین الجهاد بالرای، والجهاد بالمال، والجهاد بالسیف .

کان الخلاف علی خلافه النبی ( صلی الله علیه و آله وسلم) اول خلاف وقع بین المسلمین، فانه لما قبض النبی ( صلی الله علیه و آله وسلم) اجتمعت الانصار الی سعد بن عباده سید الخزرج، وارادوا ان یبایعوه بالخلافه . .» .

ثم یستطرد الکاتب بعد شرح وقائع السقیفه، فیقول :

«. . وهذا صریح فی ان علیا حین بایع ابابکر کان لایزال علی رایه فی انه احق بهذا الامر منه، ولکنه رای ان یجمع الکلمه بمبایعته له، والا یجعل رایه سببا فی الفرقه بین المسلمین، لیضرب بهذا اعلی مثل لهم فی التسامح عند الخلاف فی الرای . . وکذلک کان شانه مع عمر بن الخطاب . . و کذلک کان شانه مع عثمان بن عفان . . ولما اراد الناس ان یبایعوه بعد عثمان، لم یسرع الی قبول بیعتهم . . لانه لم یکن یری الرای لمصلحه نفسه، بل کان یراه لمصلحه المسلمین . . حتی لا یحدث انقساما بین المسلمین . و کان هذا شانه حتی سلطوا علیه عبدالرحمن بن ملجم فطعنه غیله .

وقد جمع علی ( علیه السلام) اولاده قبل ان تفیض روحه، فامرهم ان یطیبوا طعام قاتله ویلینوا فراشه فان یعش فهو ولی دمه، عفوا او قصاصا، وان یمت الحقوه به لیخاصمه عند ربه . . (۲۸) .

وفی رساله لابی موسی الاشعری ، یقول الامام ( علیه السلام) :

. . ولیس رجل – احرص علی جماعه امه محمد ( صلی الله علیه و آله وسلم) والفتها منی، ابتغی بذلک حسن الثواب، وکرم المآب، وسافی بالذی وایت علی نفسی . . (۲۹) .

وفی الخطبه «الشقشقیه » وهی اشهر جزء من نهج البلاغه – التی عنی بشرحها وتفسیرها علماء من اهل السنه مثل ابن ابی الحدید، و محمد عبده ، و الفخر الرازی ، و الملا سعد التفتازانی ، و القاضی یوسف، و محی الدین الخیاط – یؤکد ابن الاثیر و الفیروزآبادی ان الخطبه من کلام الامام علی ( علیه السلام)، وانه فی بدایه الخطبه یشکوالخلفاء قبله، ویصفهم بصفات یؤید وجودها فیهم التاریخ والروایات . وفی اثناء الخطبه یتقدم رجل من اهل السواد بکتاب الیه، فینشغل به عن اتمام الخطبه . فلما یفرغ من قراءته یقول له ابن عباس :

یا امیر لمؤمنین ، لو اطردت خطبتک من حیث افضیت .

فیقول :

هیهات یا ابن عباس! تلک شقشقه هدرت ثم قرت ! (۳۰) وکانه یرید ان یقول:

علی الرغم من ان ما قلته حقیقه تاریخیه، ولکنی لا احب المضی فیه، لان خوضه یثیر الکدر . کانت وقائع حدثت ومضت ومضی معها اولئک الثلاثه الی حیث قیامه، ومحکمه عدل، واله هو خیر الحاکمین، فلیس علیکم انتم ان تتابعوا ذلک ولا ان تبحثوا فیه .

واوضح من الخطبه «الشقشقیه » فی نهیه عن الخوض فی ما یثیر الخلاف هو جوابه عن سؤال ذلک الاسدی الذی ساله : کیف دفعکم قومکم عن هذا المقام وانتم احق به، اذ قال :

یا اخا بنی اسد، انک لقلق الوضین، ترسل فی غیر سدد، ولک بعد ذمامه الصهر و حق المساله، وقد استعلمت فاعلم : اما الاستبداد علینا بهذا المقام ونحن الاعلون نسبا، والاشدون برسول الله – ( صلی الله علیه و آله وسلم – ) نوطا، فانها کانت اثره شحت علیها نفوس قوم، وسخت عنها نفوس آخرین، والحکم الله، والمعود الیه .

ثم تمثل بیت لامری ء القیس :

ودع عنک نهبا صیح فی حجراته

ولکن حدیثا ما حدیث الرواحل

وهلم الخطب فی ابن ابی سفیان ، فلقد اضحکنی الدهر بعد ابکائه، ولا غرو والله، فیا له خطبا یستفرغ العجب، ویکثر الاود! حاول القوم اطفاء نور الله من مصباحه، وسد فواره من ینبوعه ، وجدحوا بینی وبینهم شربا وبیئا، فان ترتفع عنا وعنهم محن البلوی ، احملهم من الحق علی محضه، وان تکن الاخری . «فلا تذهب نفسک علیهم حسرات، ان الله علیم بما یصنعون » (۳۱) .

یتبین لنا من السؤال وجوابه ان الامام یلفت نظر السائل الی موضوع الیوم ، هو حرب صفین، معتبرا سؤالا عن امور مضی علیها ثلاثون سنه غیر ذی موضوع ولیس فیه ما ینفع احدا، فاجاب عن السؤال بایجاز، ثم التفت الی حادث اهم، سعی معاویه للتسلط والاستحواذ علی شؤون المسلمین . ولو کان علی ( علیه السلام) بین ظهرانینا الیوم وسالناه عن حرب صفین، لرد علینا قائلا:

ان واقعه الیوم، التی لا یدری المرء ایضحک منها ام یبکی، هی ان مسلمی العالم، وهو یبلغون الملیار عدا، وقد حباهم الله بخیر الادیان، وخیر اللغات، وخیر الثروات، وخیر المواقع العسکریه (۳۲) ، ولهم ماضیهم اللامع ذو العزه والسیاده، قد اصبحوا الیوم وهم اذله تحت سیطره حفنه من الصهاینه، مع انهم جمیعا یعلمون ان السبب الوحید هو ان الامه المسلمه الواحده قد تجزات الی دول ومذاهب شتی، وظهر بینهم الخلاف والتشتت . فاذا شاءت هذه الامه ان تستعید عزتها وسیادتها، علیها ان تتحد وتتفق . ولکنهم ما یزالون متساهلین علی هذا الامر، وعلی الرغم من الصفعات التی یتلقونها فانهم ما یزالون یغطون فی نومهم . لا ادری متی یستیقظون، الیس الصبح بقریب ؟

۱۰ . ان واحدا من طرق توطید الوحده والاتحاد والحلیوله دون التشتت والتفرق هو التزام الادب فی الکلام بحیث یتجلی فیه احترام الطرف الآخر وتوقیره، ولا تشم منه رائحه اساءه الادب والتجریح، اذ ان القول مهما یکن مدعوما بالحق والعداله، فانه ان صب فی قالب الخشونه والتجریح، لا یکون مقبولا، بل قد یسیر بالامر الی عکس ما یراد له، فیزید فی تفاقم التباعد والکدر . ان للامام علی ( علیه السلام) فی هذا کلام کثیر یشید فیه بالتقوی :

۱ . «. . بعیدا فحشه، لینا قوله ، غائبا منکره . .» (۳۳) .

۲ . «ایاک ومستهجن الکلام، فانه یوغر القلب . .» (۳۴) .

۳ . «ان من العباده لین الکلام » (۳۵) .

۴ . «الهذر یاتی علی المهجه » (

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *