تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین شامل 51 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین :

گفت وگو با مصطفی ملکیان

اطلاعات، ۱۵/۱۰/۸۱

چکیده: در این مقاله درباره نسبت میان فایل پاورپوینت کامل مدارا، گفت وگو و دین مطالبی طرح شده است

.

به گمان بنده به لحاظ تاریخی در همه تمدن ها، به استثنای تمدن مدرن غرب، نقش دین بسیار بسیار مهم بوده است . هرچه تمدن مدرن غربی، و یا به عبارتی «مدرنیته » با تمام ابعاد و مؤلفه هایش، رو به سمت جلو می رود و گستره جهانی اش بیشتر می گردد، به خوبی ملاحظه می شود که در تمامی تمدن ها و فرهنگ ها، حتی فرهنگ ها و تمدن های سنتی، به تدریج نقش دین در مقایسه با سایر مؤلفه های فرهنگی و تمدنی دیگر کمتر و کمتر می گردد . اما دین در جامعه ما دارای نقش ممتازی است . بنابراین من دو مطلب را از هم تفکیک می کنم: یکی اینکه نقش دین سیر کمرنگ تر شدن را طی می کند، و نکته دوم اینکه، هنوز هم دین در جامعه ایران نقش شاخصی دارد; به این معنا که هنوز هم دین بر ملیت و لوازم مدرنیته غلبه دارد و انسان ایرانی امروز، هنوز هم بیش از آنکه «مدرن » باشد، «متدین » است . البته روزبه روز مدرنیته به سوی غلبه کردن بر دین داری پیش می آید; ولی چون بحث پیرامون وضع کنونی ماست، باید گفت که هنوز واقعیت جامعه بر غلبه مدرنیته بر دین داری گواهی نمی دهد

.

در این نکته شکی نیست که اگر من معتقد باشم که دین من تجسم حق است و سایر ادیان تجسم باطل اند، دیگر امکان گفت وگویی وجود نخواهد داشت . گفت وگو اصولا وقتی صورت می گیرد که من، خودم و طرف مقابل گفت وگویم را آمیزه ای از حق و باطل بدانم; یعنی معتقد باشم که من و طرف مقابل هیچ کدام نه حق مطلقیم و نه باطل مطلق . اگر غیر از این باشد، اصولا باب گفت وگو بسته خواهد شد . بنابراین شکی نیست که اگر ما واقعا مایل باشیم که گفت وگویی میان ادیان رخ دهد، این امر میسر نمی شود مگر آنکه معتقد باشیم که همه ما آمیخته ای از حق و باطلیم; هر چند درصد آمیختگی حق و باطل در ما متفاوت باشد

.

حال در اینجا این سؤال پیش می آید که چگونه می توان این نکته را به عالمان دین تفهیم کرد که شما خود را تجسم حق مطلق ندانید و در عین حال، طرف مقابل خودتان را هم تجسم باطل مطلق به حساب نیاورید . من معتقد هستم که اگر عالمان دینی بر روی چند نکته تامل کنند، آن گاه متوجه می شوند که خودشان تجسم حق مطلق نیستند و در عین حال، دیگران هم تجسم باطل مطلق نمی شوند . این چند نکته از این قرارند

:

نکته اول این است که عالمان هر دینی باید به این نکته توجه کنند که در میان خود آنها نیز که عالمان دین و مذهب واحدی هستند اختلاف وجود دارد . نکته دوم این است که بسیاری از احکام و تعالیمی که درون یک دین وجود دارد، در بسیاری از ادیان دیگر هم موجود است . بنابراین یک اشتراک تعالیم و احکام در میان ادیان مختلف وجود دارد; پس اگر ادیان دیگر باطل مطلق اند، چون یک بخش از احکام و تعالیمشان با دین من مشترک است، پس این بطلان به من هم معطوف می شود، و بالعکس، اگر دین من حق مطلق است، باز چون بخشی از آن تعالیم در دین دیگر هم موجود است، پس آنها هم دارای حظی از حقیقت هستند

.

بدین ترتیب، نفس اینکه انسان دریابد احکام و تعالیم مشترکی بین ادیان مختلف وجود دارد، او را به این نکته آگاه می کند که ما حق مطلق نیستیم و آنها نیز باطل مطلق نیستند

.

اما امر سومی که علمای دین باید بدان توجه کنند، فرآورده های انسانی ادیان دیگر است . آنها باید ببینند که در مذاهب و ادیان دیگر هم انسان هایی پدید آمده اند که هیچ کس نمی تواند منکر عظمت اخلاقی و معنوی آنها شود و خود این نکته بیانگر این است که آن شخصی که در آن دین و مذهب خاص دارای این فضیلت هاست، در واقع، مشمول بهره بردن از آن حقایقی است که در درون دین و مذهبش موجود است

.

نکته چهارم اینکه به هیچ وجه نمی توانیم منکر این نکته شویم که در همه فرهنگ ها انسان های پستی هم ظهور کرده اند . من به پلورالیسم صدق معتقد نیستم، بلکه به «پلورالیسم نجات » اعتقاد دارم . در نظر من، پدیده های مختلف هستی، اولا، یک سلسله ضلع های مختلفی دارند که از آن به

aspect ]

»

ها تعبیر می کنم (یعنی جنبه های مختلفی که آن پدیده ها دارا هستند) و یکی هم

Viewpoint ]

»

های ماست . متفاوت شوند، ما وقتی دیدگاه ها و آرای مختلفی درباره اشیا پیدا می کنیم . بنابراین من معتقد نیستم که حقایق تفاوت دارند . اعتقاد دارم که یک حقیقت بیشتر وجود ندارد، ولی از این حقیقت واحد، بسته به اینکه از چه زاویه و از چه وجهی به آن نگاه کنید، تلقی های مختلفی می توان داشت

.

به گمان بنده، در همه ادیان، کم و بیش، آیه هایی موجود است که به نوعی، استدلال گرایی را تشویق می کنند و طبعا وقتی که استدلال گرایی تشویق می شود، به طریق اولی، گفت وگو هم تشویق می شود . برای مثال، در آیه «تعالو الی کلمه سواء …» – که می فرماید: بیایید سخنی را که در میان ما به طور یکسان مورد قبول است، ملاک قرار دهیم و با هم گفت وگو کنیم – درست است که گفته شده به سوی آن «کلمه سواء» بیایید و گفت وگو کنید، ولی وقتی در ادامه منظور از کلمه «سواء» مشخص می شود، متوجه می شویم که این «کلمه سواء» ، «ایمان به خدا» و «روز جزا» است . حالا اگر یکی از طرفین گفت وگو ایمان به خدا یا روز جزا نداشته باشد، متوجه می شویم که موضوع گفت وگو اساسا منتفی می شود

.

چنان که گفتم، ادیان یک مقداری (البته نه خیلی زیاد) در کتب مقدس، به استدلال گرایی و گفت وگو دعوت می کنند، ولی اولا آن گفت وگو با پذیرش یک سلسله اصول و مبانی مابعدالطبیعی – برای مثال، اعتقاد به وجود خدا یا ایمان به روز رستاخیز – همراه است; ثانیا غرض و هدف گفت وگوی مورد نظر ادیان (باز در همان چارچوب خاص)، این است که ببینید حق با کیست و چه کسی بر باطل است; در صورتی که من بارها گفته ام که این، آن چیزی نیست که ما از گفت وگو مستفاد می کنیم . این حالتی که من و شما با هم بنشینیم و براساس

n

سخنی که قبول داریم، با هم وارد گفت وگو شویم، به غرض اینکه بفهمیم در آن موردی که با هم اختلاف داریم، حق با من است یا شما، این دیگر گفت وگو محسوب نمی شود; این را به زبان انگلیسی

debate ]

»

می گویند که معنایش «جر و بحث » است

.

گفت وگویی که مورد نظر ادیان است، همان گونه که ذکر کردم، از نوع

debate ]

»

است و از نوع دیالوگ نیست; چون اساسا بحث بر سر حقانیت و بطلان است

.

من اعتقاد دارم که اگر ما در طول این ۱۴۰۰ سال، به طور کامل و صددرصد به تمام دستورات الاهی عمل می کردیم و هیچ دستوری را فروگذاری نمی کردیم، بازهم فکر نمی کنم که مدرن می شدیم . مدرنیته به قیمت فراموش کردن بعضی از عناصر و مؤلفه های دین پدید می آید . بنابراین من نمی توانم این را بپذیرم که اگر ما به اسلام عمل کرده بودیم، انسانی مدرن می شدیم . نه

!

چون به اسلام دقیقا عمل نکرده ایم تا حدودی توانسته ایم برخی از مؤلفه های مدرن بودن را واجد شویم

.

ما می توانیم هم انسانی مدرن باشیم و هم انسانی معنوی; ولی نمی توانیم هم انسان مدرن و هم متدین باشیم . جمع تدین و مدرنیته با مشکلات جدی همراه است . مهم ترین تعارضی که بین این دو وجود دارد، این است که اساس تمام ادیان بر تعبد استوار است، درحالی که مدرنیته بر محور عقلانیت استوار است و با تعبد ناسازگار می باشد . من بارها گفته ام که انسان نمی تواند هم روشن فکر باشد و هم دینی . به همین علت، اساسا مفهوم روشنفکری دینی، امری پارادوکسیکال و متنافی الاجزاست

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *