تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی اندیشه ی سیاسی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی اندیشه ی سیاسی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی اندیشه ی سیاسی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی اندیشه ی سیاسی شامل 62 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی اندیشه ی سیاسی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی اندیشه ی سیاسی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی اندیشه ی سیاسی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی اندیشه ی سیاسی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی اندیشه ی سیاسی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی اندیشه ی سیاسی :

گفت وگو با داود فیرحی

ایران، ۲۲ – ۲۶/۳/۸۱

چکیده: در نسبت میان سنت های سیاسی جهان اسلام با غرب، در تاریخ فکر معاصر شاهد سه جریان اساسی هستیم . از این سه جریان می توان تحت عناوین رادیکالیسم اسلامی، تجددگرایی اسلامی و سکولاریسم اسلامی یاد کرد . در جهان غرب اساسا سکولاریسم زمانی شروع شد که غرب نه به نقد پاپ و کلیسا، بلکه به نقد مهم ترین منبع تغذیه کننده ی پارادایم مسیحی، انجیل، پرداخت . حال آن که در دنیای اسلام، مسلمانان به اسلامی کردن سکولاریسم پرداختند .

موضوع اندیشه ی سیاسی اسلامی، اندیشیدن به آن دسته از مسائل سیاسی در جامعه ی اسلامی است که به ظاهر ابعاد بحرانی پیدا کرده است . اگر بحران در ابعاد سیاسی جامعه ای شکل بگیرد، هویت آن را به پرسش خواهد گرفت; در آن صورت، اندیشه های سنتی برای دفاع از هویت اجتماعی «طرح » ، و یا برای نشان دادن غیریت خود با گذشته «طرد» می شوند . البته تا زمانی که عناصر و مباحث بیرونی هنوز درونی نشده اند، بحرانی در جامعه به وجود نمی آورند . غرب، طی دویست سال اخیر، به سان یک نشانه ی بسیار بزرگ معارض با سنت های ما مطرح شد; نشانه ای که تفکر سنتی باید با آن نسبتی برقرار کند; تفکری که حرکت آفرینی اش درون ساخت های استبدادی گیر کرده است و برای برون رفت از آن، راهی جز منتظر ماندن برای ظهور فعلیتی جدید، یا عرضه ی مباحث جدید به تفکرات سنتی وجود ندارد . در واقع، مسئله این است که غرب در حال خودی شدن است و دیگر به عنوان یک غیرمحسوب نمی شود; یعنی غرب در بخشی از جامعه ی ما یا در بخشی از نظام نشانه ای ما در حال عبور است و این مسئله ای است که چالش با سنت یا فراخوانی سنت از گذشته، یعنی نبش قبر آن را می طلبد . در واقع، گذشته خوانده می شود تا نفی شود یا این که گذشته خوانده می شود تا غرب را نفی کند – البته فعلا به دلایلی، این کار امکان پذیر نیست – و یا در نهایت، گذشته خوانده می شود تا با غرب گفت وگو کند . بدین ترتیب، شاهد سه جریان اساسی در تاریخ فکر معاصر هستیم که سعی می کنند نسبتی میان غرب و سنت برقرار کنند که از آنها تحت عنوان سکولاریسم اسلامی، رادیکالیسم اسلامی و تجددگرایی اسلامی می توان نام برد .

سه نوع نص وجود دارد: یکی نص اولیه یا قرآن که، در واقع، به لحاظ ساختار منظومه ای خاص، چنان معانی متفاوت را بر می تابد که امکان شکل گیری ساخت های متفاوت در درون آن وجود دارد . متفکران اسلامی برای باز کردن ناگفته های قرآن، نص نوع دوم را به وجود آوردند که واسط میان اندیشه های بشری و قرآن است . مثلا متفکران اهل سنت عمل صحابه را معیار یا الگویی برای بازگفتن ناگفته های قرآن در حوزه ی سیاست به کار می گیرند; و یا در حوزه ی فکر سیاسی شیعه، اخبار ائمه حکم معیار را دارد . مسلمانان بر مبنای نص نوع دوم، متون سنتی خود را در حوزه ی سیاست تولید کردند . مطالب ایشان را می توان نص نوع سوم یا علوم مابعد قرآنی دانست . این نص از تولیدات بشر مسلمان تاریخی است .

سنت های اسلامی سعی می کنند بخشی از نص نوع سوم را برای زندگی اجتماعی مسلمانان استخدام کنند . ما نص نوع سوم را «سنت های سیاسی جهان اسلام » می نامیم . در واقع، نص نوع سوم، که به طور تاریخی شکل یافته، اکنون در شرایط مواجهه با غرب است و چون این مواجهه با غرب همراه با گرایش به طرد آن همراه است، رادیکالیسم اسلامی شکل گرفته است . سنت های سیاسی اسلام اگر با نشانه ای برخاسته از غرب نوعی تعامل نماید، این تعامل منجر به اصلاح یا طرد، جریان های اصلاح طلبی یا سکولاریسم اسلامی را تقویت خواهد کرد .

سکولاریسم اسلامی از کواکبی و علی عبدالرازق در مصر شروع شد و به وسیله ی متفکران جدیدی در جهان عرب ادامه یافت . آنان بنیان حکومت دینی را بدین نحو سست می کنند که قائلند دین خود، حکومتی را توصیه نکرده است . سکولاریست های مسلمان به نص نوع دوم باز می گردند و به این فکر می کنند که این نص، ظاهرا نادرست خوانده و تفسیر شده است . این کار، اسلامی کردن سکولاریسم است . در واقع، نیروهای اصلاح طلب و تجددگرای اسلامی پس از برگشت به نص نوع دوم، بخش های بسیار بزرگی از نصوص نوع سوم را تهافت می کنند . یعنی خلافت را مبتنی بر شورا می دانند و خلافت مبتنی بر غلبه یا خلافت مبتنی بر استخلاف را، به طور کلی، از حکومت دینی خارج می کنند . اما رادیکالیست ها سعی می کنند تمام سنت، به معنای نوع سوم را حفظ کنند .

در واقع، نص نوع دوم چیز شکل گرفته ای نیست – دانشی شکل یافته در عمل صحابه یا اخبار ائمه ی معصوم علیهم السلام وجود ندارد – بنابراین می تواند اشکال متفاوتی از دانش را تولید و حمایت کند . با توجه به این مسئله، شاید بتوان تفاوت اندیشه های معاصر اسلامی با تفکر غربی را برجسته کرد . حتی جریان های سکولاریستی جهان اسلام نیز هنوز به سمت تهافت نصوص نوع دوم، یعنی عمل صحابه یا اخبار ائمه نمی روند و به طریق اولی، هرگز به سمت تهافت نص نوع اول نمی روند . در حالی که در غرب، با نقد اساس انجیل، مبنای عقلانیت آن از بین رفت . در واقع، سکولاریسم در غرب وقتی شروع شد که غرب نه به نقد پاپ و کلیسا، بلکه به نقد مهم ترین منبع تغذیه کننده ی پارادایم مسیحی، انجیل، حرکت کرد; در حالی که در جهان اسلام چنین چیزی اتفاق نیفتاد .

به هر حال، مسئله این است که غرب کنار نرفته، بلکه خودی و درونی شده است; یعنی بخشی از جامعه نهادهای غربی را به عنوان نهادهای مقبول در نظر گرفته است . در آغاز خودی شدن تفکر غربی در جهان اسلام، پذیرش این مفاهیم پذیرشی موقت تلقی می شد; مثل مجلس، قانون اساسی، انتخابات، دولت ملی . این نهادها پس از تداوم در جامعه، به تدریج، وارد سنت های ما شدند و دیگر لزومی نداشت غرب بر جهان اسلام سلطه ی نظامی داشته باشد; زیرا نهادهای آن درون جهان اسلام جای گرفته و پیش می رفتند . در این اوضاع، رادیکالیسم اسلامی به عنوان عکس العملی به درونی شدن نهادهای غیر بومی در اندیشه ی سیاسی اسلامی شکل گرفت .

رادیکالیسم اسلامی چون درون سنت های اسلامی خالص تری قرار دارد، انسجام منطقی تری دارد; اما نسبتش با شرایط امروز جامعه معکوس است; زیرا جامعه ی اسلامی دیگر جامعه ی پیش از مواجهه با مدرنیته نیست: جامعه ی اسلامی بسیاری از ارزش های مدرنیته را، چه به طور استدلالی و چه به صورت ناخودآگاه، درونی کرده است . رادیکالیسم سنت گرایی صرف نیست; بلکه سنت گرایی در شرایط گسترش مدرنیته است . می توان گفت سنت گرایی امروزی، برخلاف سنت گرایی گذشته، واجد خشونت است .

اگر به سکولاریسم اسلامی نگاه کنیم، تا حد زیادی در مقایسه با بخش سوم اندیشه ی سیاسی اسلامی (تجددگرایی)، شفاف است . با این حال، بسیاری از ابعاد سکولاریسم اسلامی نیز کاملا روشن نیست; زیرا سکولاریسم در جهان اسلام همان سکولاریسم غربی نیست و سکولاریسم در جهان اسلام نمی تواند به جدایی دین از سیاست فکر کند; زیرا آموزه هایی در نصوص دینی است که حکم می کند بسیاری از تصمیمات سیاسی باید ارزش های دینی داشته باشد . در سکولاریسم اسلامی، بحث جدایی دین از دولت است; نه جدایی دین از سیاست .

جریان اصلاح طلبی یا تجددگرایی اسلامی، با توجه به نسبتی که با جامعه برقرار کرده، با استقبال زیادی روبه رو شده است; زیرا این جریان مسلمان بودن مسلمانان را تا حدودی می تواند حفظ کند و در عین حال، آنها را از دستاوردهای تمدن غرب محروم نمی کند; هم چنین توانایی تحمل بسیاری از ارزش ها را، که به طور فرهنگی شکل گرفته و به درونی ترین بخش انسان های جامعه راه یافته اند، دارد . این ره یافت نسبت بیش تری با جامعه دارد; اما به لحاظ درون – منطقی، تعارضهایش از دو جریان دیگر خیلی بیش تر است . این ره یافت به سان نظریه های دوکانونه می باشد و سرانجام دو کانون یا همدیگر را تهافت می کنند، که در این صورت به ورطه ی رادیکالیسم می افتد، و یا همدیگر را کاملا جذب می کنند، که این بار سکولاریسم در کمینش نشسته است . بسیاری سعی دارند این دو کانون را به گونه ای کنار هم قرار دهند که نسبتی متوازن بین آنها برقرار شود; مانند جمع کردن جمهوریت با احکام شرعی . این تلاشی است که عمری هفتاد و چند ساله دارد و چون از لحاظ درون – منطقی مشکل دارد همواره جامعه را با بحران مواجه کرده است . با وجود این، به نظر می رسد حرکت به سوی نظریه های نوگرای اسلامی، سرنوشت تاریخی جوامع ماست . هر چند این ره یافت مشکلات تئوریک دارد، اما با شرایط امروزین جوامع اسلامی مناسبت بیش تری دارد و احتمال دارد با بحث های نظری و ارجاعاتی که به مسائل علمی دارد، تعارضات تئوریکش کم شود . هم اکنون این جریان طرفداران زیادی دارد . این اختلاط برای مدت ها شیزوفرنی و کج تابی به وجود می آورد . حتی در صدر اسلام نیز بسیار طول کشید تا تفکر اسلامی بتواند در رقابت با نظام نشانه هایی مثل ایران، فلسفه ی یونان و الهیات مسیحی، یک هم نهاد محکمی برای خود پیدا کند .

هم اکنون این ارتباط در شرایط سرکوفتگی دوجانبه است: از طرفی یاس از سنت ها و استبداد بی جای سنت، که دیگر به کار نمی آید، و از طرف دیگر، حضور آمیخته به قدرت نشانه های غرب جدید . حال این سؤال اساسی پیش می آید که آیا جهان اسلام از پس این کار برخواهد آمد یا خیر؟ در هر حال، باید چند دهه تبعات چندفرهنگی بودن و بیماری های ناشی از آن را بپذیریم که عبارت است از تا حدی بی قیدی به فرهنگ خودی و یا رادیکالیسم; جامعه ی جهان اسلام، جامعه ای است آبستن خشونت ها و بی قیدی های اخلاقی و فرهنگی .

با توجه به سه جریانی که برشمردید، به نظر م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *