تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی هدایت و ضلالت در قرآن، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی هدایت و ضلالت در قرآن شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی هدایت و ضلالت در قرآن در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بازکاوی هدایت و ضلالت در قرآن با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی هدایت و ضلالت در قرآن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی هدایت و ضلالت در قرآن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بازکاوی هدایت و ضلالت در قرآن اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازکاوی هدایت و ضلالت در قرآن :

یکی از مباحث بسیار مهم که هدف از بعثت انبیاء را بیان می کند و آثار تربیتی و عقیدتی متعددی بر آن مترتب است، بحث هدایت و ضلالت می باشد. هدف از ارسال انبیاء و تشریع قوانین الهی هدایت انسانها است در راهی که نهایت آن رستگاری و آسایش ابدی است و باید دید قرآن کریم به عنوان منبع اصلی تعالیم اسلامی، که کتاب هدایت نامیده شده و آخرین نسخه دستورات آسمانی برای انسان است، چه راهی را برای رسیدن به آن هدف متعالی پیشنهاد می کند و نقطه مقابل آن؛ یعنی ضلالت را در چه چیز می داند؟ عوامل گمراهی را در چه چیز می بیند و راه گریز از آن چیست؟ نقش انسان در این مورد چه مقدار است و نشانه های افرادی که هدایت شده، یا افرادی که دچار گمراهی شده اند چیست؟ آیا هدایت اختیاری و اکتسابی است یا نه و آیا همگانی است و هادیان همگان را راهنمایی کرده اند، یا راهنمایی آنها برای برخی از مردم می باشد؟

در این مقاله با استفاده از آیات، به اختصار به بررسی مسائلی که عنوان شد می پردازیم؛ قبل از آن که وارد اصل بحث شویم، باید دید این دو واژه در لغت و در اصطلاح قرآن به چه معنی می باشند.

هدایت و ضلالت در لغت

راغب هدایت را راهنمایی با لطف و ضلالت را عدول از راه راست بیان کرده است.(۱)

پس هدایت یعنی نشان دادن راهی که به هدف انسان منتهی می شود و ضلالت به معنای عدول از صراط مستقیم است و متمایل شدن از منهج اصلی؛ خواه کم باشد یا زیاد و خواه عمدی باشد یا سهوی.

واژه ضلالت، متضمن نوعی تحیّر و سرگردانی است و مراد منحرف شدن از راهی است که به مقصد منتهی می گردد. «ضال» به کسی گفته می شود که مقصود و مطلوبش از او پنهان شده باشد و از راهی که به آن منتهی می شود، منحرف گردیده است.

معنای هدایت و ضلالت در قرآن

از حدود ۲۳۶ مورد آیه ای که در قرآن راجع به هدایت آمده است می توان چنین برداشت نمود که هدایت به معنای «راهنمایی و ارائه طریق حق و کمال و خیر و صواب» است که گاهی در مورد انسانها به کار می رود؛ مانند آیه شریفه: «و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا»(عنکبوت/ ۶۹)؛ ما راهمان را به افرادی که برای رضای پروردگارشان تلاش کنند نشان خواهیم داد.

و گاهی در معنایی عام استعمال شده که شامل تمام موجودات است که آنها بر اساس استعداد خدادادی خود به سوی کمال هدایت می شوند. از آیه «ربّنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثمّ هدی» (طه/ ۵۰) همین معنی برداشت می شود؛ چنان که مرحوم علامه از صدرالمتألهین نقل می کند که هدایت عبارت است از سوق دادن موجودات به سوی کمال ثانوی آنها(۲) که چیزهایی است که برای بقا بدان نیاز دارند. پس هدایت دارای اقسام و انواعی می باشد که آنها را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

هدایت تکوینی

هدایت تکوینی ایجاد قوا، استعدادها و گرایشهای خاص در یک موجود است، به گونه ای که آن را به کمال شایسته خود برساند. این معنی نشانگر این واقعیت است که هر موجودی برای رسیدن به هدف معیّن خود باید راه خاصی را بسپارد؛ مثلاً اگر زندگی زنبور عسل را ملاحظه نماییم، خواهیم دید این حیوان به صورت گروهی زندگی می کند و هر یک از اعضا مسؤولیت خاصی را بر عهده دارد و همه برای رسیدن به هدفی معیّن تلاش می کنند.

خالق این حیوان، چنان استعداد و غریزه ای را در وجود آن نهاده است که در کوهها، جنگلها و بر روی درختان لانه بسازد و هر یک از آنها بتواند وظیفه خود را تشخیص دهد و برای انجام آن به بهترین وجه تلاش نماید. خداوند متعال در این مورد می فرماید:

«و اوحی ربّک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون) (نحل/ ۶۸)

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید خداوند از طریق غریزه ای که در ذات زنبور عسل قرار داده، به او الهام نموده است.(۳)

قرآن برای هر موجودی هدایتی مخصوص و هدفی ویژه را مطرح می کند و خلقت آن به گونه ای است که به سوی آن هدف هدایت شده است. از این نظر خلقت انسان همانند موجودات دیگر است و اورگانیزم انسان به گونه ای است که می تواند نیازهای مادی خود را در جهت ادامه حیات به صورت اجتماعی همراه با تحول و تکامل و بهره گیری از آنچه در محیط است تأمین نماید. در خلقت انسان همانند تمام موجودات مادی دیگر هدفی وجود دارد و انسان همواره در جهت رسیدن به آن هدف در حال حرکت می باشد، استاد جوادی آملی در این باره می نویسد:

«… هر گونه حرکت در محدوده طبیعت همراه با هدایت بوده و از راه خاص به هدف مخصوص رهبری خواهد شد و هیچ موجود طبیعی ایستا و جامد نبوده و هیچ حرکتی نیز بدون هدف نخواهد بود.»(۴)

هدایت تکوینی عام و شامل تمام موجودات می باشد، اما نوعی از هدایت تکوینی خاص انسان است. انسان که در دنیای آفرینش جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده و اشرف مخلوقات است هدایتی خاص می طلبد. بیشترین قابلیتها واستعدادهای جهان خلقت در اختیار انسان قرار دارد و هدف آفرینش در مورد انسان بسیار متعالی است و قابل قیاس با هدف آفرینش در موجودات دیگر نیست؛ مثلاً هدف از آفرینش یک گیاه رشد و نمو آن، دادن شکوفه و سپس تبدیل آن به میوه یا بذر است؛ اما در مورد انسان که موجودی پیچیده است طبیعتا هدفی والاتر وجود دارد و وصول به آن مشکلتر می باشد و بر این اساس قوای غریزی قویتری هم در اختیار او قرار داده شده است. این قوا و استعدادها باید در مسیر صحیح خود هدایت شوند تا انسان را به هدف آفرینش برساند.

یکی از مصادیق هدایت تکوینی ویژه انسان داشتن قوه تعقل است. قوه یا حس حقیقت جویی و کنجکاوی، میل به زیبایی، میل به پرستش و… از جمله استعدادهای خاص انسانی هستند که به صورت تکوینی در وجود نوع بشر نهاده شده اند و به وی قدرت تشخیص خیر و شرّ، حسن و قبح و حق و باطل را می دهند. این در حالی است که تمام موجودات مادی دیگر از داشتن چنین قوا و استعدادهایی محروم هستند.

هدایت تشریعی

انسان با موجودات دیگر تفاوت اساسی دارد؛ زیرا آنها تنها دارای بعد مادی هستند و هدف نهایی از خلقتشان رسیدن به کمال در همان بُعد می باشد، اما ابعاد وجودی انسان فراتر از بعد مادی اوست. بعد روحی انسان بسیار پیچیده و شناخت نیازهای آن مشکل می باشد و در نتیجه هدایت انسان در این جهت بسیار دشوار می باشد و لذا اگر انسان بتواند خود را بشناسد و بعد معنوی خود و نیازهای آن را درک کند، می تواند به کمال مطلوب خود برسد.

حضرت علی علیه السلام در این مورد می فرماید هر کس خود را بشناسد، پروردگار خود را شناخته است.(۵)

از آن جا که شناخت «نفس» بسیار دشوار و حتی برای انسان بتنهایی غیر ممکن است، نیاز به راهنمایی و تعلیم رخ می نماید. انسان آزاد آفریده شده و حق انتخاب به او داده شده و از این رو دارای مسؤولیت هم می باشد و اکنون برای انتخاب اصلح نیاز به راهنمایی دارد؛ راهنمایی از سوی مبدئی که ویژگیهای انسان و رو حیات او را بخوبی بداند و توانایی پاسخ به نیازهای او را داشته باشد. از سوی دیگر انسان موجودی است که به صورت انفرادی نمی تواند زندگی کرده نیازهای خود را تأمین کند، بلکه باید در پرتو زندگی اجتماعی، افراد از تواناییهای یکدیگر برای رفع نیازهای خود بهره ببرند؛ هر چند این خود منشأ تعارضات و درگیریهایی بین آنها می گردد؛ چرا که همان غرایز حیوانی از قبیل نفع طلبی و برتری جویی و تفوق طلبی در وجود انسان نهفته شده است.

بدین سان برای برقراری توازن و جلوگیری از بروز خشونت در جوامع انسانی و نیز سوق دادن فرد و جامعه به سوی هدف آفرینش، نیاز به هدایت و راهنمایی انسان ضروری است؛ هدایت از سوی آفریننده ای که نسبت به خصوصیات و نیازهای انسان آگاهی کامل دارد و عناصر موثر در رسیدن انسان به آن هدف را کاملاً می شناسد. نقش پیامبران در این میان نشان دادن راهی است که خداوند برای رسیدن انسان به هدف آفرینش خود ترسیم نموده است. لطف الهی در این است که انسان را به سعادت و کمال برساند. وی انسان را تا حدودی از طریق خلقت و تقدیر و نیز فطرت آدمی راهنمایی کرده و سرشت انسان را به گونه ای قرار داده است که انسان را به سوی کمال نهایی و مطلق دعوت می نماید: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت اللّه التی فطر الناس علیها» (روم/ ۳۰)

فطرت انسان با گرایش به سوی خداوند که کمال مطلق است درآمیخته است، همان گونه که از امام صادق علیه السلام در مورد این آیه سؤال شد و حضرت فرمود مراد از فطرت در این جا توحید می باشد.(۶) در برخی روایات نیز آمده است که مراد از فطرت اسلام می باشد، چنان که مرحوم شیخ طبرسی و برخی دیگر از مفسران این قول را برگزیده اند.(۷)

این فطرت الهی انسان را به سوی انجام کارهای نیک و صلاح پیش می برد و توجه انسان را به سوی خالق و عبودیت او جلب می کند، لذا است که گفته می شود عبادت کردن و عبودیت ذاتی انسان است. شاهد بر این مدعی این است که در طول تاریخ مردم به عبادت و پرستش مشغول بوده اند و نمی توان ملتی را یافت که خود را از پرستش بی نیاز ببیند، مگر در مواردی نادر و استثنایی.

از طرفی امروزه می بینیم به رغم تمام تلاشی که حکومتهای لائیک و ضددینی برای محو دین در کشورهای خود کرده اند، نه تنها توجه مردم به دین کاهش نیافته، بلکه گرایشهای مردم به دین و مخصوصا اسلام در سراسر جهان همانند چشمه ای جوشان در حال افزایش می باشد.

فطرت انسان را به سوی حق و حقیقت و کمال و سعادت دعوت و راهنمایی می نماید، اما خود بتنهایی قادر نیست برای همیشه انسان را راهنمایی کند و از او در مقابل امیال غریزی دفاع نماید؛ از این رو خداوند عقل را که چراغی فروزان است در اختیار انسان قرار داد. عقل رسولی باطنی است و نقش بزرگی در راهنمایی انسان به عهده دارد و لذا در مکتب اهل بیت عقل یکی از منابع علمی و فقهی شمرده می شود و قرآن نیز جایگاه مهمی برای عقل ترسیم کرده است. از طرفی یکی از عوامل عمده گمراهی، انحطاط و سقوط آدمی، عدم تعقل و تفکر او می باشد، چنان که قرآن نیز در سوره ملک از قول دوزخیان می فرماید:«اگر ما گوش و عقل خود را به کار گرفته بودیم، اهل آتش نبودیم.»(ملک/ ۱۰)

با این وصف، به کارگیری عقل از سوی مردم متفاوت است و گاهی در مورد یک مسأله افراد نظرات مختلف دارند. تمام افرادی که با هم به نزاع می پردازند و کسانی که برای بشر مشکلات بزرگی می آفرینند از نعمت عقل برخوردارند؛ اما از به کارگیری آن عاجز هستند و نمی توانند آن را راهنمای خود قرار دهند. اگر غرایز و شهوات انسان طغیان نماید چیزی از نور عقل باقی نمی ماند تا انسان در پرتو آن به سرمنزل مقصود برسد و در این حال قدرت تفکر و اندیشه از او سلب می شود؛ از این رو عقل به تنهایی برای هدایت بشر کافی نیست، بلکه در مواجهه با غرائز طغیانگر قاصر است و به نیروی دیگری برای روشن کردن راه انسان نیاز می باشد. این نیرو همان نیروی تشریع است. تشریع یعنی وضع قانون از سوی شارع تا از بیرون انسان را هدایت کند و برای او چراغی باشد تا در پرتو آن به حیات خود ادامه دهد، از برخورد با دیگران مصون بماند، و در راه کمال و سعادت حرکت کند. این همان قوانین الهی است و افرادی که آن را از منبع اصلی دریافت می کنند و در اختیار مردم قرار می دهند، رسولان و انبیاء می باشند.

مراحل هدایت تشریعی

سؤالی که در این جا مطرح است این است که آیا هدایت تشریعی شامل همه افراد بشر است، یا ویژه افراد خاصی می باشد؟ اگر هدایت عمومیت دارد، آیا تحت شرایط خاصی انسان از آن بهره می برد، یا در هر شرایطی انسان می تواند از این مشعل فروزان سود جوید؟

از برخی تعاریف و تقسیماتی که نویسندگان و مفسران ارائه نموده اند چنین برداشت می شود که هدایت تشریعی نیز دارای مراحلی است که برخی از آنها عام است و تنها شرط آن وجود اراده در انسان است؛ اما برخی دیگر از درجات آن در مورد افراد خاصی است که مراحل پایینتر آن را طی کرده اند. در این مورد راغب اصفهانی هدایت انسانها را دارای مراتب و درجاتی برشمرده است؛ از قبیل:

۱. آنچه شامل تمام مکلفان است و نوع بشر از آن برخوردار می باشد؛ مانند عقل و استعداد و امکان تحصیل علم.(۸) برای اثبات این مطلب به آیه «ربّنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثمّ هدی»(طه/ ۵۰) استدلال نموده است.

البته چنین به نظر می رسد که در این استدلال راغب از نکته ای غفلت نموده است که هر چند هدایت مذکور در آیه عام و شامل نوع بشر است و همه می توانند از آن برخوردار باشند، ولی اختصاص به انسان ندارد و عموم کلمه «کل شی ء» تمام موجودات را شامل می شود و نمی توان آن را در خصوص انسان دانست، بلکه در اصل، در مورد هدایت تکوینی است؛ چنان که علامه این را می گوید.(۹)

۲. هدایت یعنی دعوت به لسان انبیاء و به وسیله وحی که این در خصوص نوع بشر است؛ چنان که آیه شریفه می فرماید «و جعلنا منهم ائمّه یهدون بامرنا» (انبیاء/ ۷۳)

۳. توفیقی که اختصاص به افرادی دارد که به دعوت رسولان و هادیان الهی لبیک گفته اند و مراحل اوّل و دوم هدایت را پشت سر نهاده اند: «الذین اهتدوا زادتهم هدی»(محمد/ ۱۷)

«و من یؤمن باللّه یهد قلبه» (تغابن/ ۱۱)

۴. هدایت انسان در روز قیامت به سوی جنت: «سیهدیهم و یصلح بالهم»(محمد/ ۵)

راغب این هدایتها را مترتب بر یکدیگر دانسته، می نویسد آنچه فعل انسان است همان هدایت به زبان و دعوت می باشد و مراحل دیگر آن را فقط خداوند می تواند عهده دار گردد.

علامه حلی نیز در مورد هدایت مراحلی را قائل است و آن را به سه مرحله تقسیم می نماید:

۱. دلالت و راهنمایی به حق و حقیقت؛ مثل «هدانی الی الطریق» که در این مورد راه به انسان نشان داده می شود.

۲. فعل هدایت؛ یعنی نمایاندن واقعیت به انسان، به گونه ای که انسان به آن معتقد گردد.

۳. رساندن به هدف و مقصود؛ همانند کسی که دست انسان را گرفته، او را تا مقصد همراهی نماید.(۱۰)

بلی مرحله ای از هدایت است که عموم مردم می توانند از آن بهره برند. لطف الهی ایجاب می کند که همه مردم را به راه راست هدایت کند؛ زیرا او خالق و ربّ است و برای سعادت مربوب و مخلوق خود باید راه را نشان دهد. استاد جوادی آملی در این خصوص می فرماید:

«هدایت تشریعی نیز از خداوند است نه از آن غیر او و حتما از خداوند صادر خواهد شد… چون ربوبیت تمام ممکنات مخصوص خداوند است و از حضرت اوست.»(۱۱)

مرحله ای بالاتر از هدایت نیز وجود دارد که ویژه افراد خاصّی است؛ افرادی که به ندای فطرت خود پاسخ مثبت داده اند، از چراغ عقل بهره گرفته اند و به سخن و راهنمایی رسولان و هادیان توجه کرده و در آن راه گام نهاده اند. آنها که با اطاعت از دستورات الهی تیرگیها را از قلب خود زدوده اند و پرده های حجاب را کنار زده اند، مورد عنایت خاص الهی قرار گرفته، بهتر از دیگران می توانند در راه رسیدن به هدف قدم بردارند.

در این جاست که خداوند هم عنایت خاصی به آنها می نماید و به گفته استاد جعفر سبحانی کمکهای غیبی و امدادهایی که خارج از اختیار انسان است شامل حال او می شود.(۱۲)

گاهی انسان در شرایط مناسب موفق به انجام کاری می شود که اثر مثبت آن کار برای مدتها باقی می ماند. این همان توفیق و هدایت ثانوی است که مترتب بر هدایت اولی است که در دست خود انسان بوده و از آن بهره جسته است.

قرآن کریم در این باره می فرماید هر کس پذیرای هدایت باشد، هدایت او افزایش خواهد یافت.(محمد/ ۱۷،زمر/ ۱۸،تغابن/ ۱۱وبقره/ ۲) از آیات نخستین سوره بقره که می فرماید: «ذلک الکتاب لاریب فیه هدیً للمتقین. الذین یؤمنون… اولئک علی هدیً من ربّهم»نیز می توان دو گونه هدایت را برداشت نمود. یک هدایت اولیه که همان پیروی از فطرت، عقل و تعالیم انبیاء است که این خود آثاری را به دنبال دارد که یکی از آنها تشکیل ملکه تقوا در انسان می باشد و در پی آن هدایت ثانوی متوجه انسان می شود که همان توفیق الهی است؛ چنان که در نقطه مقابل، ضلالت نیز همین گونه است و مرحله ای عمیق دارد که مترتب بر مرحله اول است. مرحله اول در دست خود انسان است؛ یعنی بی توجهی به ندای فطرت و راهنمایی عقل و دستورات انبیاء باعث تیرگی قلب، حجاب و سلب توفیق می گردد. البته این آثار بر بی توجهی انسان به دستورات الهی بار می شود؛ هر چند خود انسان به آن توجه نداشته باشد یا حتی آن را نخواسته باشد: «انّ الذین کفروا سواء علیهم اانذرتهم ام لم تنذرهم لایؤمنون. ختم اللّه علی قلوبهم و…»(بقره/ ۶-۵) و «فی قلوبهم مرض فزادهم اللّه مرضا»(بقره/ ۱۰)

مُهر زدن بر قلب این افراد، کر کردن آنها به گونه ای که کلام حق را نمی توانند بشنوند و نیز زیاد کردن مرض قلوب آنها از سوی خداوند است و آنها نمی توانند جلو آن را بگیرند؛ زیرا مقدمات آن را به سوء اختیار خودشان فراهم کرده و از مرحله هدایت اولیه استفاده نکرده اند و این ضلالت که فعل خداوند است، مترتب بر ضلالت اولی است که در اختیار خود افراد بوده است.

به عنوان مثال، اگر شخصی بزرگوار و اهل جود و کرم مجلسی را برگزار کند و افرادی را دعوت نماید و سپس در آن مجلس هدایایی را توزیع نماید مسلم است کسانی از این هدایا و از الطاف صاحب کرم برخوردار می شوند که دعوت وی را پذیرفته و در مجلس حاضر شده اند؛ اما آنها که در مجلس حاضر نشده اند از این هدایا محروم خواهند بود و نمی توانند آن شخص صاحب جود و کرم را ملامت نمایند، بلکه خود آنها باید برای این محرومیت سرزنش شوند.

رابطه هدایت با آزادی

اکنون شایسته است رابطه بین هدایت و آزادی را بررسی کنیم و ببینیم آیا انسان در انتخاب راه آزاد است و در رسیدن به هدایت یا ضلالت نقش دارد، یا این که خداوند برخی را هدایت می کند و برخی دیگر را گمراه می نماید؟

بعضی از نویسندگان اهل سنت با استناد به ظاهر شماری از آیات قرآن مانند «فمنهم من هدی اللّه و منهم من حقّت علیه الضلاله»(نحل/ ۳۶) می گویند خداوند انسان را هدایت یا گمراه می کند و انسان در این زمینه نقشی ندارد؛ چنان که در آیه هدایت به خدا نسبت داده شده است. فخررازی می گوید خداوند ابتدا همه مردم را به وسیله پیامبران دعوت می نماید و سپس ایمان یا کفر را خودش در وجود افراد می آفریند.(۱۳)

اما به نظر نگارنده این معنی را نمی توان از آیه مذکور برداشت نمود. در این آیه هدایت به خداوند نسبت داده شده است «فمنهم من هدی اللّه »، چه این که او است که فطرت و عقل را آفریده، پیامبران را فرستاده و زمینه هدایت را فراهم می کند؛ اما ضلالت به او نسبت داده نشده «و منهم من حقّت علیه الضلاله»، زیرا خود شخص است که با استفاده نکردن از فرصتهای فراهم شده به گمراهی کشیده می شود.

علاوه بر این در صدر و ذیل آیه کلماتی وجود دارند که می توانند قرینه هایی بر خلاف برداشت فخررازی باشند. آیه به طور کامل چنین است: «و لقد بعثنا فی کلّ امّهٍ رسولاً ان اعبدوا اللّه و اجتنبوا الطاغوت فمنهم من هدی اللّه و منهم من حقّت علیه الضلاله فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذّبین»(نحل/ ۳۶) در این آیه به ارسال پیامبران برای هر جامعه و ملتی اشاره شده است و هیچ انسانی به طور تکوینی ملتزم به پذیرش دعوت پیامبران نیست؛ چنان که هیچ کس هم از پذیرش آن منع نشده است و هیچ گونه الزامی در این مورد وجود ندارد و این که بگوییم گر چه پیامبران آمده اند و دعوت کرده اند، اما ایجاد ایمان و کفر در وجود انسانها توسط خداوند و بدون اراده انسان است به لغو بودن ارسال رسل خواهد انجامید؛ زیرا خداوند می توانست بدون فرستادن رسولان این کار را انجام دهد و لذا هیچ اثری بر آمدن پیامبران مترتب نمی شود و لغو خواهد بود. بلی، مرحله دوم هدایت که همان توفیق است در دست انسان نبوده، بلکه فعل خداوند است که البته آن هم به دنبال انتخاب خود انسان در مرحله اول و مترتب بر آن است.

قرینه دیگر بخش پایانی آیه است که می فرماید: «فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذّبین» اگر ضلالت انسان اجباری باشد و انسان در تغییر سرنوشت خود هیچ گونه نقشی نداشته باشد، قرآن نباید انسان را به «سیر در زمین و مطالعه احوال گذشتگان» دعوت نماید؛ چه این که این مطالعه بی اثر و لغو خواهد بود، در حالی که خداوند حکیم است و همان طور که لغو از او صادر نمی شود، به کار لغو نیز دستور نمی دهد.

پس باید گفت هدایت فعل خداوند است به معنای اعطای نعمت فطرت و عقل و فرستادن انبیاء برای راهنمایی نوع بشر؛ اما انسان در انتخاب راه خود حق تعیین دارد و مجبور نمی باشد. «انّا هدیناه السبیل امّا شاکرا و امّا کفورا» (انسان/ ۳)؛ اما ضلالت که برای انسان محقق می شود به خاطر گزینش نادرست خود مکلف می باشد.

رابطه هدایت با حق

اگر هدایت را به معنای راهنمایی و نشان دادن طریق بدانیم آن طریق بناچار باید به مقصد خاصی بینجامد و آن مقصد خاص حقیقت می باشد و طریق منتهی به آن در قرآن «صراط مستقیم» نامیده شده است: «اهدنا الصراط المستقیم» (فاتحه/ ۶)

صراط در عرف مردم به جاده و راه عمومی گفته می شود و صراط مستقیم راهی است که همواره رهروان خود را به مقصد برساند و ما در این آیه شریفه از خداوند می خواهیم ما را به راهی راهنمایی کند که ما را به مقصد نهایی برساند و مقصد نهایی، حق و حقیقت است. پس هدایت مستلزم حقّ و ضلالت مستلزم باطل است. از آن جا که حق مطلق خداوند است «ان اللّه هو الحق» (نور/ ۲۵)، پس انسانِ هدایت شده کسی است که حرکت او به سوی خداست و تمام گفتار و کردار او رنگ الهی دارد و کسی که به این مرحله برسد هدفی جز بیان حق و تحقّق و حاکمیت حق ندارد.

راهنمایان و گمراه کنندگان از دیدگاه قرآن کریم

یکی از مسائل مهم اعتقادی فاعلیت خداوند و تأثیر او در وجود می باشد که این مسأله از مراتب توحید به شمار می آید. در این زمینه عده ای تا آن جا پیش رفته اند که معتقد شده اند هر آنچه از انسان صادر می شود فاعل واقعی آن خداوند است و انسان هیچ گونه قدرت و اراده ای از خود ندارد. البته اگر این دیدگاه را بپذیریم، ارتکاب جرائم و جنایات و صدور افعال ناپسند را نباید به انسان نسبت داد و نباید او را بر انجام چنین کارهایی مؤاخذه کرد؛ زیرا او در ارتکاب چنین اعمالی هیچ نقش و اراده ای نداشته است؛ در نتیجه اعتقاد به جزا و کیفر روز قیامت و محاسبه اعمال انسان در آن روز غیرقابل قبول خواهد بود، چه این که مجازات انسانی که در انجام کاری هیچ نقشی نداشته و تحت اراده الهی و بالاجبار آن کار را انجام داده است، به دور از عدالت الهی بلکه قبیح می باشد.

این مسأله در مورد بحث ما نیز جایگاه ویژه ای دارد و می بینیم در قرآن گاهی هدایت به خداوند نسبت داده می شود و گاهی به عواملی دیگر و همچنین ضلالت. حال اگر قائل به عدم نقشی برای انسان شویم و هدایت و ضلالت را معلول اراده الهی بدانیم، در واقع اختیار را از کف انسان گرفته ایم و همان اشکالی که در بحث توحید مطرح است در این جا نیز خودنمایی می کند. ما برای روشن شدن این مسأله به آیات قرآن مراجعه می کنیم تا ببینیم قرآن چه چیزهایی را عوامل هدایت یا ضلالت می داند. از دیدگاه قرآن، خداوند، قرآن و انبیاء راهنمایان بشر می باشند و در عین حال خدا، قرآن، انسان و شیطان به عنوان گمراه کنندگان مطرح هستند که خدا و قرآن در هر دو مورد در آیات قرآن به چشم می خورند که با توجه به آیات آنها را بررسی خواهیم نمود.

نقش خداوند در هدایت و ضلالت

هدایت و ضلالت در بسیاری از آیات قرآن به خداوند نسبت داده شده است؛ اسناد هدایت عامه به خداوند در آیاتی مانند: «ربّنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثمّ هدی» (طه/ ۵۰) و یا «انّا هدیناه السبیل امّا شاکرا و اما کفورا»(انسان/ ۳) از این باب است که خداوند انسان را آفریده، استعداد و قوای طبیعی و فطری را در اختیار انسان قرار داده، وی را به نیروی عقل مجهّز نمود، و نیز پیشوایانی را برای هدایت تشریعی به سوی بشر فرستاده است. پس استناد این مرحله از هدایت به خداوند نیاز به توضیح ندارد. هدایت خاص که همان توفیق رحمانی یا رساندن به هدف است هر چند زمینه های آن را خود انسان با استفاده از هدایت عام الهی ایجاد می کند، اما در قرآن به خداوند نسبت داده می شود. همچنین کسانی که از هدایت عام الهی در مرحله اول استفاده نکنند، خداوند آنها را گمراه می کند و این که ضلالت در آیاتی از قرآن به خداوند نسبت داده می شود، در این مرحله و به این معنی است.(اعراف/ ۴۳و ۱۷۸،رعد/ ۲۷)

این ضلالت گر چه از خود انسان سرچشمه می گیرد و گمراه شدن او ناشی از توجه نکردن به دستورات پیامبران و بزرگان و بی توجهی به ندای فطرت بوده، ولی از آن جا که این انتخاب برخاسته از اراده انسان بوده و این اراده را خداوند آفریده و در اختیار انسان قرار داده، این ضلالت به خداوند نسبت داده شده است؛ چنان که بسیاری از افعالی که از انسان صادر می شود به خداوند نسبت داده شده است؛ همانند: «و ما رمیت اذ رمیت و لکنّ اللّه رمی» (انفال/ ۱۷). در این مورد گر چه پرتاب تیر توسط انسان و با نیروی بازوری او انجام می شود، اما از آن جا که نیروی تدبیر، توان بازو و اراده را خداوند در اختیار او قرار داده و نیز در هر لحظه ممکن است آنها را سلب کند، این عمل به خداوند نسبت داده شده است.

نقش کتب آسمانی در هدایت و ضلالت

کتب آسمانی با تبیین تکالیف بشر که زمینه را برای راهنمایی او فراهم می کند یکی از منابع اصلی هدایت انسان می باشند. پیامبران نیز در حقیقت برای بیان تعالیم این کتب برای بشر آمده اند. کتب آسمانی با این که متعدد و در ظاهر مختلف به نظر می رسند، اما در طول و مکمل یکدیگر بوده، قرآن کاملترین و برترین نمونه آنهاست. قرآن کتب آسمانی امتهای گذشته را به عنوان راهنمای بشر معرفی می کند: «انّا انزلنا التوراه فیها هدیً و نور» (مائده/ ۴۴)

«و آتیناه الانجیل فیه هدیً و نور»(مائده/۴۶)

این آیات بیان می کنند که کتب آسمانی برای هدایت نوع بشر آمده اند؛ مثلاً در سوره یونس می فرماید: ای مردم از سوی پروردگار شما برایتان پند و اندرزهایی آمده که درمانی است برای آنچه در سینه هاست و رهنمود و رحمتی برای گروندگان به خدا.(یونس/ ۵۷،بقره/ ۲)

گاهی نیز قرآن یا کتب پیشین به عنوان وسیله گمراهی افراد بیان شده اند(مائده/ ۶۴) و توجیه آن چنین است که قرآن برای هدایت انسان و ایمان آنها نازل شده، اما موضعگیری و عکس العمل آنها در مقابل تعالیم قرآن موجب ازدیاد کفر آنان می گردد. آنان وقتی گسترش اسلام و نفوذ آیات قرآن را می بینند، از آن جا که اسلام را نپذیرفته اند، سعی می کنند در مقابل آن بایستند و مانع پیشرفت آن شوند؛ از این رو روز بروز از هدایت الهی و راهی که قرآن ارائه نموده فاصله می گیرند و در واقع کفر آنها افزایش می یابد. این گونه ازدیاد گمراهی و طغیان در آیات مذکور به قرآن نسبت داده شده است.(۱۴)

نقش انبیاء در هدایت

انبیاء همواره به عنوان هادی مطرح هستند و صفت گمراه کردن در قرآن به آن ها نسبت داده نشده است. از نظر قرآن آفرینش انسان در پی هدفی خاص یعنی تکامل و دستیابی به کمال مطلق و تقرّب به جوار حضرت حق می باشد و بدین منظور هر چند به انسان استعداد فطری و نیروی تعقل و تفکر داده شده، اما برای شکوفایی این استعدادهای انسانی و افروختن مشعلی فروزان برای حرکت در طریق وصول به حق نیاز به وسیله ای است تا بتواند انسان را در این راه پرپیچ و خم راهنمایی کند و انسان مادی را با آن هدف غیرمادی مرتبط سازد. آن وسیله و واسطه انبیاء الهی هستند که ماهیتی بشری دارند و از ویژگیهای انسان برخوردارند، اما در بعد معنوی سرآمد تمام افراد عصر خود بوده اند. آنها اسوه و الگوی افراد هستند و انسانها با اقتدا به آنها و پیروی از اعمال و گفتارشان در راه حق و حقیقت گام می نهد: «اولئک الذین هدی اللّه فبهُداهم اقتده»(انعام/ ۹۰)

هدایت انبیاء در عرض هدایت الهی نیست، بلکه در طول آن، به دستور خداوند و برخاسته از مصلحت اندیشی و لطف حضرت حق و مکمل هدایت باری تعالی است. خداوند رحمان است و لطیف و لطف او ایجاب می کند که بشر را به سوی سعادت ابدی هدایت کند و برای عملی کردن این هدف، افرادی از بین انسانها را بر می گزیند که ویژگیهای انسانی دارند و قادرند با انسان تماس برقرار نمایند، تا انسانها بتوانند دعوت آنان را درک کنند. از سوی دیگر آنان در بعد معنوی باید به گونه ای باشند که قابلیت ارتباط با عالم معنی و گرفتن وحی را از آن منشأ لطف داشته باشند، و این افراد انبیاء الهی هستند.

نقش انسان در هدایت و ضلالت

با توجه به آنچه یاد شد، آشکار گردید که انسان در انتخاب راه خود نقش دارد، آزاد آفریده شده، دارای حق انتخاب است. همچنین انسان با برخورداری از نیروی عقل و خرد می تواند خوب و بد را تشخیص دهد و یکی را انتخاب نماید و چیزی به عنوان جبر که انسان را وادار به انتخاب راهی خاص کند وجود ندارد. آنچه در این جا مورد بررسی قرار می گیرد این است که انسان در هدایت یا ضلالت خود چه نقشی را می تواند ایفا کند و این که دیدگاه قرآن در این مورد چیست؟

انسان قابلیتهایی دارد که به فعلیت رساندن هر یک از آنها یا توجه خاص به هر کدام از آنها می تواند در سرنوشت انسان مؤثر باشد و آینده او را رقم بزند.

قابلیت درونی انسان

انسان بر اساس فطرت خود به سوی کمال گرایش دارد و نیروهایی از قبیل حسّ حقیقت جویی و حس خداپرستی او را در این راه تحریک می کنند. با وجود این، انسان مجبور به پیروی از این گرایشهای درونی نیست، بلکه غریزه هایی از قبیل شهوت، غضب، قدرت طلبی و خودخواهی نیز در طبیعت انسان هستند که هر یک منشأ برخی از رفتارها در انسان می باشند. این غرایز با این که سرمنشأ خیر بوده، هر یک به گونه ای به هستی و رشد انسان کمک می کنند، اما توجه بیش از حد به یکی از آنها و تقویت آن موجب خروج انسان از حدّ اعتدال می گردد. بدین گونه انسان می تواند در تعیین سرنوشت خود مؤثر باشد و از این روست که قرآن بسیاری از مشکلات انسان را ناشی از اعمال خود او می داند چنان که می فرماید بسیاری از گرفتاریهای شما چیزهای است که خود شما در ایجاد آن نقشی داشته اید.(شوری/ ۳۰)

تفسیر نمونه در بیان آیه شریفه می فرماید:

«هدایتها و ضلالتهایی که در این مورد به اراده خدا نسبت داده می شوند، در حقیقت پاداش و کیفرهایی است که در مقابل انجام اعمال نیک و بد به بندگان می دهد.»(۱۵)

حال که سخن به این جا رسید، مناسب است به فهرست اعمال و کردار انسانی و موضعگیری های او که در گمراهی و سقوط او نقش دارند و موجبات آن را فراهم می آورند، اشاره ای گذرا داشته باشیم.

این اعمال عبارتند از:

 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *