توضیحات
فایل پاورپوینت کامل سیاست و فرزانگی؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیاست و فرزانگی، محتوای خود را در قالب 46 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل سیاست و فرزانگی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیاست و فرزانگی آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل سیاست و فرزانگی بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل سیاست و فرزانگی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیاست و فرزانگی، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیاست و فرزانگی :
آئین، ش ۲، ۲/۹/۸۳
چکیده: سیاست، تأثیرگزاری بر قدرت یا قبضه کردن آن است و فرزانگی نوعی خاص از روشن فکری. روشن فکر فرزانه به طبقه ای خاص متعهد و وابسته نیست و با استقلال رأی خود و بهره گیری از عنصر نقد اجتماعی تلاش می کند تا بر عنصر اصلی میدان سیاست، یعنی قدرت، تأثیر بگزارد. این رابطه فایل پاورپوینت کامل سیاست و فرزانگی در نظر نویسنده است. وی پس از بیان این رابطه، دو آفت آن را نیز بازگو می کند.
سیاست، قبضه یا تأثیرگزاری بر قدرت برای نیل به اهداف و برنامه های از پیش تعیین شده و یا آن برنامه هایی که تعیین خواهند شد، است. میدان سیاست ورزی میدان رقابت نیروهای سیاسی است؛ آنچه که آن را «polity» می گویند. در این عرصه است که از کنش ها و واکنش های نیروهای سیاسی نسبت به یکدیگر و راندن بازی بر اساس قواعد پذیرفته شده سیاسی توسط نیروها، قبض و بسط می یابد.
نیروهای سیاسی در میدان رقابت سیاسی، سیاست های خود را عرضه می کنند و در رقابت با یکدیگر، قدرت را برای اعمال آن سیاست ها توزیع می نمایند. اما اگر میدان سیاست توسط یک نیرو پر شده باشد و جایی برای ظهور و رقابت نیروهای متکثر سیاسی نباشد، آیا سیاست ورزی منتفی می شود. در این حال، سیاست ورزی و تأثیر بر قدرت در عرصه های دیگر صورت می پذیرد. در یک حالت نیروهای سیاسی در خارج از مرزها تشکل می یابند و اپوزیسیون غیرقانونی شکل می دهند و یا دولتِ در تبعید می سازند. در حالت، دیگر نیروها از عرصه سیاسی به عرصه اجتماعی می روند و گروه های لابی و ذی نفوذ و یا «NGO» ها را شکل داده و از این طریق نه با هدف قبضه قدرت، بلکه با هدف تأثیرگزاری بر قدرت فعالیت می کنند. یا این نیروها به عرصه فرهنگی می روند و گفتمان های بدیل می سازند و به تغییر و بازتولید سمبل ها و گفتمان ها روی می آورند. سیاست ورزی فقط در عرصه سیاست معنا نمی یابد؛ بلکه در رویارویی سمبل ها و گفتمان ها نیز پدیدار می شود.
اما در جوامع سازمان یافته و پیشرفته صنعتی (نه جوامعی چون جامعه ما) چنانچه نیروی پرکننده عرصه سیاسی توتالیتر بود، یعنی تنها به پر کردن عرصه سیاسی بسنده نکرد و تمام عرصه ها را اشغال نمود، در این وضعیت به طور طبیعی چنین نیرویی عرصه اجتماع و فرهنگ و حتی عرصه خصوصی و عرصه ذهن شهروندان را نیز پر خواهد کرد. تنها در این حالت است که می توان از انسداد کامل سخن گفت و در این حالت است که می توان مدعی شد که امتناع سیاست ورزی وجود دارد.
برای روشن شدن مفهوم فرزانگی، باید به ارائه مفهومی از روشن فکری پرداخت تا از آن به مقارنه ای میان فرزانگی و روشن فکری دست یافت. از اوایل قرن بیستم سه رویکرد نسبت به روشن فکری و جایگاه روشن فکران وجود داشته است: رویکرد اول تبیینی از جایگاه روشن فکران به عنوان «طبقه در خود» ارائه می دهد. این رویکرد یا به اصطلاح «Class in Themseives Approach» برگرفته از یک اصطلاح مارکسیستی است. کسانی که در مورد روشن فکران این نگرش را دارند معتقدند از آنجا که روشن فکران فاقد ابزار تولیدند و قدرت کار یدی و سرمایه اندوخته ندارد و تنها کار فکری می کنند، دارای پیوندهای ناخواسته با یکدیگرند. البته این پیوندها به گونه ای نیست که از آنان طبقه ای مجزا به عنوان «طبقه برای خود» بسازد. آنان آگاهی مشترک طبقاتی ندارند؛ سازمان مشترک پیدا نمی کنند؛ پیشتاز ندارند؛ حزب مشترک ندارند و زیر یک چتر حزبی نمی آیند و سازمان یابی آنان حداکثر در خصوص امور صنفی (نظیر کانون نویسندگان و کانون اهل قلم و…) صورت می پذیرد.
رویکرد دوم معتقد است روشن فکران «Bonded class» هستند؛ یعنی طبقه ای پیچیده و محفوف. معنای این حرف آن است که هر طبقه اجتماعی، روشن فکران خاص خود را دارد؛ کارگران روشن فکران خود را دارند و طبقه بورژوا نیز روشن فکران طبقه خود را. در این رویکرد، کار روشن فکران ایجاد آگاهی مشترک بین طبقه است. روشن فکران وجدان طبقه خود هستند. از سوی دیگر، آنان تلاش دارند که ایدئولوژی طبقه خود را به عنوان ایدئولوژی کل جامعه جا بزنند.
رویکرد سوم رویکرد «Class less Approach» است که خصوصا مانهایم در کتاب ایدئولوژی و یوتوپیا آن را مطرح می کند. حرف اساسی معتقدان به این رویکرد این است که روشن فکران اتمیزه هستند و قاب و قالب به خود نمی گیرند و از این جهت فاقد طبقه هستند. لذا تحرک و مانور آنان بسیار است و می توانند از این گروه، از آن طبقه یا از این قشر دفاع کنند. در میان این سه رویکرد به روشن فکری، منظور من از «فرزانگی» به رویکرد سوم نزدیک تر است. تفاوت و فصل ممیزه روشن فکران و توده، موضوع خردورزی نقاد است. در گذار از سنت به تجدد، اینتلکتوئل به دنبال بهره بردن از نقد اجتماعی برای عقلانی کردن جامعه به منظور تسهیل سیر این گذار است. کارکرد روشن فکر در مقام سیاست ورزی از همین جا روشن می شود و نسبت فرزانگی، روشن فکری و سیاست ورزی نیز در اینجا معنا می یابد. «روشن فکر فرزانه که به هیچ طبقه ای متعهد و وابسته نیست و با استقلال رأی خود و با بهره گیری از عنصر نقد اجتماعی تلاش می کند تا بر عنصر اصلی میدان سیاست ورزی یعنی قدرت تأثیر بگزارد».
در اینجا با استفاده از بحثی که آلوین گلدنر دارد، تلاش می شود تا یکی از آفات این مسیر و یکی از دام هایی که در این راه وجود دارد تبیین شود. گلدنر میان «Intellegencia» و «Intellectual» تفاوت قائل می شود. دام روشن فکران نقد ناتمام و گرفتار آمدن در دام ایدئولوژی است. خردورزی تناسب هدف و وسیله است. هنگامی که اهداف آرمانی می شود و وسیله مناسب آن یافت نمی شود، روشن فکر نقد سنت را ناتمام می گزارد و دقیقا و تماما آن را نقد نمی کند و دچار پس مانده های سنت می شود.
ریمون آرون تعبیر خوبی دارد. او در کتاب افیون روشن فکران می گوید که برخی روشن فکران آمال و آرزوهای این دنیایی خود را که نمی توانند به آن برسند، در فضایی غبارآلود و موهوم فرافکنی می کنند. همان طور که توده ها، برای خود بهشت برین متصور می شوند، روشن فکران نیز می گفتند با انقلاب جهانی، دنیا را بهشت می کنیم و پدر سرمایه داری را درمی آوریم.
ایدئولوژی روشن فکری را به Intellegencia یا روشن فکر ناتمام تبدیل می کند. گلدنر می گوید Intellegenciaیا روشن فکر تکنیکی را باید از Intellectual یا روشن فکر نقاد جدا نمود. روس ها روشن فکران تکنیکی را «آپاراتچیک» می نامند که به درد کار تشکیلاتی می خورند و شاید آکتور خوبی هم باشند. طبعا این دسته از روشن فکران هم نمی توانند در تعریف ما از فرزانگی بگنجند.
آفت دیگر روشن فکری در جوامع مابعد صنعتی «Homoacademicos» روشن فکران است. گفتیم که ویژگی روشن فکران فرزانه، برخورداری از جهان بینی باز، ذوابعاد بودن است. اما روشن فکران درجوامع صنعتی را در آکادمی ها تقطیع می کنند و برای هر یک میدان کاری خاصی مشخص می کنند و از آنها می خواهند که فقط به طور تخصصی در این «Fild» کار کنند.
آن اتفاقی که چاپلین در فیلم «عصر جدید» برای جامعه کارگری تصویر می کند و از آن به بهینه سازی خط تولید کارگران یا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.