توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رابطه عدل و صدق؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه عدل و صدق انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 51 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه عدل و صدق:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه عدل و صدق آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل رابطه عدل و صدق با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه عدل و صدق از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه عدل و صدق، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رابطه عدل و صدق :
مقالات
یاس نو، ۹ و ۱۲/۷/۸۲
چکیده: به نظر آقای سروش عدل و صدق نه تنها لازم و ملزوم یکدیگرند، که همپوشی دارند . ادب عدل و ادب صدق روی هم می افتند و اگر منابع معرفتی ما صدق را آسان در اختیار بگذارند، چندان نیازی هم به عدالت پیدا نمی کنیم .
عدالت یک «فضیلت زائد» است و غرض از زائد بودن عدالت، بیهوده بودن آن نیست; و فضیلتی «در کنار» سایر فضایل و «علاوه » بر آنها نیست; بلکه عین مجموعه فضایلی است که در علم اخلاق از آنها سخن می رود .
همه ما می دانیم که نظریه عدالت قلب، نظریه ای سیاسی است و لذا اگر ما رای روشن و تئوری مدونی در باب عدالت نداشته باشیم، بدیهی است که سیاست و نظریه های سیاسی ما از قدرت و عمق کافی برخوردار نخواهد بود .
در اینجا، مثل جاهای دیگر، از دو راه می توانیم به مفهوم عدالت نزدیک شویم: یکی شیوه «پیشین » و دیگری شیوه «پسین » . شاید بالاترین و مهم ترین نتیجه ای که با شیوه های پیشین حاصل شده است، این باشد که عدالت شامل ادای دین یا ایفای حقوق است . تعدی به حق کسی خلاف عدالت است و وفا کردن به حق کسی عین عدالت . مفهومی هم داریم که برتر از عدالت است و آن مفهوم «کرم » است . کرم به معنای گذشتن از حق خویش است . این یک نوع نظر و یک شیوه نظریه پردازی در باب عدالت است .
در شیوه دوم به نمونه های برجسته، و به قول فرنگی ها «پارادایم کیس » (۱) نظر می کنیم تا برای آنها نظریه و راه حل بدهیم . آن گاه آن راه حل را تعمیم داده و از دل آن یک نظریه عام به دست می آوریم . به این معنا که شما یک یا چند مورد بی عدالتی اجماعی و مسلم را در نظر بیاورید . آن گاه نظریه ای بدهید که در آن بی عدالتی ها، اولا به منزله بی عدالتی به رسمیت شناخته شده ای باشد، ثانیا نظریه شما آنها را از بیخ و بن برکند و طرد کند . آن گاه آن را تعمیم دهید و انسجام درونی بخشید و از دل آن یک نظریه کلی و عام بیرون آورید . یعنی شما در واقع یک معالم فی الطریق دارید . به بیان دیگر نشانه هایی را سر راهتان می گذارید و جاده ای می کشید که دقیقا از کنار این نشانه ها عبور کند . آن گاه مطمئن می شوید که جاده درستی کشیده اید . اگر شما در باب عدالت نظریه ای بدهید و از استبداد یا از بردگی – به عنوان نمونه های جدی بی عدالتی – غافل باشید، اگرچه احتمال دارد نظریه شما ظاهر تمیزی داشته باشد، اما از قضا ممکن است با استبداد یا بردگی سازگار باشد . این هم یک نوع شیوه نظریه دادن است . اگر به نظریه پردازی «جان راولز» توجه کنید از این طریق عبور خواهید کرد و مطلقا شیوه پیشین را در پیش نمی گیرید .
در راه سوم نظریه پردازی به لوازم امور نظر می کنیم . شما ممکن است خود استبداد یا بردگی و یا حتی خود عدالت را مستقیما در نظر نگیرید، بلکه لوازم آن را مورد توجه قرار دهید . باید در نظر داشت که استبداد و بردگی، لوازم و آثاری در جامعه دارد و به نتایجی می انجامد . می توانید پاره ای از لوازم کلی و عام را، که لوازم برجسته ای هستند، در نظر بگیرید و از روی آنها، برای مفهومی که مایلید، نظریه پردازی کنید .
من شیوه سوم را برای تامل تازه ای در باب عدالت انتخاب کرده ام . یعنی نظر به لوازم امور و نرفتن به سوی قلب و ماهیت خود مفهوم . برای مثال، چشم آدمی ضعیف است و گاه نمی توان به آفتاب مستقیما نگاه کرد . شما یا با عینک یا در سایه باید نگاه کنید ولی از روی همان سایه هم می توانید بر وجود آفتاب دلالت کنید .
وقتی که در باب عدالت فکر می کردم، توجهم به چند نکته جلب شد . پاره ای از رفتارها و ساختارها، آشکارا عادلانه یا غیرعادلانه هستند . یعنی شما اگر بپرسید که خیانت کردن به کسی کار عادلانه ای است یا غیرعادلانه، بدون تردید به شما پاسخ خواهند داد که غیرعادلانه است . اما بعضی رفتارها به این وضوح نیست . برای مثال، دروغ گفتن کاری عادلانه است یا غیرعادلانه؟ . اگر در دروغ گفتن حقی تضییع نشود، شما از من بپرسید که مثلا امروز چند شنبه است . من هم عالما و عامدا دروغ بگویم و پاسخ بدهم امروز جمعه است . ولی من فقط یک خبر نادرستی به شما داده ام – البته این کار اخلاقا رذیلانه و زشت است – اما در مورد عادلانه یا غیرعادلانه بودنش و به راحتی نمی توان داوری کرد . با اینکه در حقیقت، «عدالت » بزرگ ترین و فراگیرترین مفهومی است که در علم اخلاق وجود دارد، و ما انتظار داریم که این مفهوم ضابطه بسیار قاطعی در اختیار ما بگذارد تا رفتارها و ساختارها را شناسایی کنیم، اما می بینید که پاره ای از رفتارها، که به وضوح نیز از زشتیشان آگاهی داریم، از عدالت می گریزند . با توضیحی که می دهم، و با مفهومی از عدالت که ارائه می کنم، می کوشم که حتی دروغ گفتن را هم زیر چتر عدالت یا بی عدالتی ببرم .
در دادگاه هم یک «پارادایم کیس » و نمونه برجسته از یک شیوه عادلانه داریم . یعنی اینکه کسی را اولا بی جهت مجرم ندانیم یا بی جهت تبرئه نکنیم، و اصل را همیشه بر برائت بگذاریم; مگر اینکه جرمی اثبات شود . متهم اجازه وکیل گرفتن داشته باشد . اینها چیزهایی بوده که به تدریج در تاریخ قضا پدید آمده است . تکیه قاضی بر علم خویش (که هنوز هم ما در فقهمان داریم و گاهی قضاتمان به کار می برند) شیوه غیرعادلانه ای است و با تکامل شیوه های قضایی و کشف جرم مناسبتی ندارد . (۲)
حال سؤال این است که این شیوه ها به چه منظوری به کارگرفته می شوند؟ یک پاسخ روشن و ساده این است که حق کسی تضییع نشود . یعنی همه تابع مسئله حقوق اند .
زاویه دیگر این است که تمام این شیوه ها را برای اینکه صدق مسئله روشن شود به کار می گیریم . می توانیم کاری هم به حقوق افراد نداشته باشیم . می خواهیم بدانیم که حقیقتا چه اتفاقی افتاده است . تمام این شیوه ها برای کشف یک رشته گزاره های صادق، در باب همان قضیه ای که در دادگاه مطرح است، به کار گرفته می شود .
اجمالا می خواهم بگویم بین عدالت و صدق رابطه ای وجود دارد . بگذارید فرمول را این گونه بیان کنم: ادب صدق و ادب عدل بر هم منطبق می شوند . یعنی آدابی را که ما برای کشف صدق به کار می بریم، درست همان آدابی است که ادب عادلانه می نامیم . نمونه روشن آن نیز در دادگاه ها دیده می شود . شما حالا کم کم دارید درمی یابید که چرا «دروغ » غیرعادلانه است . لازمه (۳) اینکه حق کسی تضییع نشود این است که بفهمیم چه اتفاقی افتاده و حقیقتا چه رخ داده است . سپس، به اندازه طاقت بشری، به ظن قوی و یا به یقین در آن باب برسیم .
تعریفی هم که علمای اخلاق از عدالت، در درون نفس آدمی، ارائه داده اند این بود که قوه غضبیه و قوه شهویه زیر کنترل قوه عاقله باشد; و به اختصار می گفتند: «عدالت در مملکت وجود آدمی » . شما در این تعریف به این نکته توجه کنید که عدالت وقتی در مملکت وجود آدمی برقرار می شود که قوه عاقله آزاد باشد و کار قوه عاقله هم داوری و رسیدن به گزاره های صادق است .
نتیجه ای که من می خواهم بگیرم روشن است . حتی در مفهوم عدالت شخصی که ارسطو بیان کرده است، از غزالی که اخلاق غیر یونانی دارد تا جامع السعادات و معراج السعاده و اخلاق ناصری به این تعریف عدالت اتفاق دارند که عدالت زمینه ای است تا داوری عقلانی به نحو صحیحی صورت بگیرد . آدم عادل در این تعریف کسی است که زودتر و راحت تر به گزاره های صادق می رسد و حق را بهتر و راحت تر کشف می کند . ادب عدالت همان ادب صدق است . عادل ترین شخص نزدیک ترین و بهترین دسترسی را به صدق دارد; چون آزادترین عقل را دارد و لذا تشخیص حق و پذیرفتن حق برای او آسان تر است .
مطلوبیت آزادی، به عنوان یکی از فربه ترین اجزای عدالت، به این دلیل است که دسترسی شما را به صدق آسان تر می کند . یعنی ادب آزادی، ادب صدق است; همان گونه که ادب نفی استبداد هم ادب صدق است .
در تمام این آداب چه ادب عدالت در دادگاه، چه ادب عدالت در نفس و در مملکت وجود آدمی، چه ادب عدالت در سیاست
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.