تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قرآن و آن قوم دیگر…؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و آن قوم دیگر… با 110 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و آن قوم دیگر…:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و آن قوم دیگر… به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و آن قوم دیگر… با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و آن قوم دیگر… تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و آن قوم دیگر… را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قرآن و آن قوم دیگر… :

مقدّمه

یکی از ابعاد اعجاز قرآن، پیش گویی از حوادث آینده است که از موضوعات گوناگونی خبر داده. یکی از آن سخن از قوم دیگری است که در خدمت اسلام قرار خواهند گرفت. آیات متعددی در قرآن هستند که از مفاد آن ها نوعی اظهار بی اعتنایی به مردم عرب در قبول دین اسلام استنباط می شود و مفاد آن آیات این است که اسلام نیازی به شما ندارد؛ به فرض که شما اسلام را نپذیرید، اقوام دیگری در جهان هستند که آن ها از دل و جان اسلام را خواهند پذیرفت، بلکه از مجموع این آیات چنین استنباط می شود که قرآن کریم آن اقوام دیگر را از قوم عرب برای اسلام مناسب تر و آماده تر می داند

.

البته عنوان «قوم دیگر» یک عنوان کلی است و برخی احتمال داده اند که این آیات شامل همه اقوام و ملت هایی می شوند که در طول تاریخ مسلمان شده اند و همه نیروهای مادی و معنوی و ذوق و استعداد و فکر و ابتکار خود را در اختیار آن قرار داده اند، ولی این احتمال ناتمام است؛ زیرا درست است که لفظ «قوم» اسم جمع بوده و بر گروه و جمعیت دلالت می کند، ولی از نظر لفظ مفرد و نکره آمده است؛ یعنی دلالت بر گروه و قوم غیرمعیّن می کند؛ یعنی یک قوم از بین اقوامی که مسلمان شدند. و اگر مراد این آیات همه ملت ها و اقوامی باشند که در خدمت اسلام درآمده اند، لفظ «قوم» را به صورت جمع (اقوام) می آورد، مگر آن که همه اقوام غیرعرب را یک قوم به شمار آوریم، ولی با روایات ذیل این آیات ناسازگار است. اکنون پس از دفع این احتمال، باید دید که منظور قرآن از «قوم

دیگر»، که اسلام را با دل و جان خواهد پذیرفت، کدام قوم است

.

انگیزه طرح این بحث آن است که از دیر زمان، گروهی از نویسندگان متعصّب اهل سنّت و اخیرا مستشرقان به بهانه تحقیقات علمی، در نوشته هایشان تلاش می کنند که اسلام ایرانیان را ناخالص و غیرصمیمی و غیرواقعی، صرفا تصنّعی و پوششی برای ترویج آیین نیاکانشان معرفی کنند. حجم عظیم حملات به اسلام و ایمان مردم این سرزمین در چند مقطع تاریخی چشم گیرتر است: یکی پس از استقلال سیاسی ایران از خلافت نژادپرستانه خلفای اموی و عباسی؛ مقطع دیگر پذیرش تشیّع به عنوان مذهب رسمی از سوی اکثریت قاطع مردم این سرزمین؛ و مقطع سوم پس از نابودی رژیم دو هزار و پانصدساله شاهنشاهی و برقراری نظام جمهوری اسلامی در ایران

.(۲)

این نویسندگان در گذشته به تحریک خلفای اموی و عباسی و سلاطین عثمانی، و اخیرا به تحریک کشورهای استعماری و سران وابسته کشورهای اسلامی نیش قلم را متوجه عقاید و مذهب و مرام ایرانیان و اصول تشیّع کرده و بر معتقدات این ملت می تازند و عقایدی همچون اعتقاد به امامت و محبّت اهل بیت و عصمت و علم غیب امامان معصوم شیعه را در جهت احیای عقاید و سنن ایرانیان قدیم در مورد پادشاهان ساسانی می دانند و حاضر نیستند که ایمان و اعتقاد این ملت را به اسلام، واقعی و خالصانه بدانند و در کنار سایر فرق و مذاهب اسلامی به رسمیت بشناسند

.

در این جا ضمن خودداری از نقل کلمات و کتاب هایی که در ردّ عقاید شیعه نگاشته شده اند، تنها به اصل قضیه اشاره می شود. در این زمینه، نخست به بیان مصداق «قوم دیگر» و ویژگی های آن ها در آیات قرآن و سپس به ذکر شواهد و مؤیدات تاریخی پرداخته می شود تا مشخص گردد که ایمان و اسلام آن قوم از سر اخلاص و اعتقاد و از صمیم قلب بوده است، نه از روی اکراه و اجبار و نفاق و پوششی برای احیای آیین اجداد و نیاکان

.

امید آن که این بحث در تثبیت ایمان و اعتقاد کسانی که احیانا تحت تأثیر چنان القائاتی قرار می گیرند، و در حقّانیت مرام و مذهب و درستی راهشان دچار شک و تردید می شوند، و نیز در ایمنی یافتن از شبهات و ایرادات کسانی که تحت عنوان «تحقیقات علمی» متوجه باورهای دینی شان می شوند تأثیر بسزا داشته باشد. پیش از ورود به اصل بحث، ذکر چند نکته لازم است

:

۱.

روشن است که معیار و ملاک قضاوت، ایمان اکثریت افراد یک جامعه است، نه اقلیّت افراد آن؛ زیرا در هر جامعه ای ممکن است اقلّیتی یافت شود که خط مشیی جدای از اکثریت افراد جامعه داشته باشند و همه افتخاراتشان به آیین و عادات نیاکانشان باشد

.

۲.

ملاک، ایمان و اعتقاد توده های مردم است، نه ایمان و اعتقاد حاکمان و سلاطین، که معمولاً برای رسیدن به قدرت، از هر ابزاری استفاده می کرده اند، و نه رهبران قیام ها و شورش ها که در مخالفت با خلفای عباسی، مردم را به کیش های قبل از اسلام فرا می خواندند

.

۳.

سخن این مقاله بررسی عوامل اسلام یا تشیّع ایرانیان نیست، که آن خود مبحثی طولانی است و کتاب ها و مقالات فراوانی در این زمینه به نگارش درآمده اند، در این مقاله موضوع بحث فقط قرآنی و درصدد تعیین قومی است که قرآن از مسلمان شدن آن ها خبر می دهد

.

۴.

از آن رو، که در مصداق «قوم دیگر»، یا سخن از اقوام دیگر نیست و یا در حد یک احتمال از بعضی ملت های دیگر همچون یمن و سبأ نام برده شده، برای رعایت اختصار، از طرح این احتمالات به علت کمی فایده خودداری می شود

.

۵.

برای رعایت اختصار، از نقل اقوال مفسّران در محتملات آیات مربوطه به صورت جداگانه خودداری شده و تنها به نقل کلی احتمالات اکتفا می شود. علاقه مندان به کتاب های تفسیر مراجعه کنند

.

۶.

گرچه عنوان مقاله (قرآن و آن قوم دیگر) ایجاب می کند که بحثمان فقط قرآنی باشد، ولی به دلیل آن که همه دانشمندان اسلامی، سنّت و احادیث نبوی را نیز یکی از منابع تفسیر قرآن می شمارند، در بررسی های این نبشتار بیش تر بر احادیث اعتماد گردیده است؛ چنان که در فقه و کلام و شأن نزول آیات نیز به همین شیوه عمل می شود

.

۷.

طرح این مباحث به انگیزه برتر نشان دادن ایمان قومی و کم اهمیت جلوه دادن ایمان دیگران نیست؛ احترام نهادن به همه اقوام و ملت هایی که در طول تاریخ به اسلام گرویدند لازم است و ایمان، اخلاص، صفا، صمیمیت و فداکاری آنان در راه اسلام ستودنی. این مباحث تنها به انگیزه دفاع از ایمان خالصانه ملت نجیبی است که باورهای دینی شان هر از گاهی ناجوان مردانه مورد آماج حملات گروهی از نویسندگان غیرمنصف اهل سنّت و اربابانشان قرار می گیرد و اسلام و ایمان آن ها را غیرواقعی و در جهت احیای عقاید نیاکانشان قلمداد می کنند. برای روشن شدن حقیقت، برخی از احادیث نبوی در این زمینه که در کتاب های معتبر تفسیری و روایی مفسّران و محدّثان بزرگ اسلامی آمده است، نقل می شود

.

پس از ذکر این مقدّمه، آیاتی ذکر می شوند که از روی کار آمدن قومی سخن می گویند که در خدمت اسلام قرار می گیرند. البته ممکن است آیاتی که به صراحت یا کنایه این مضمون را می رسانند فراوان باشند، ولی برای رعایت اختصار، به بعضی از آن ها اشاره می شود

:

منظور قرآن از «قوم دیگر

»

۱. «

ها اَنتُم هؤُلاءِ تُدعونَ لِتُنفِقوا فی سبیل اللّهِ فَمِنکُم مَن یَبخَل وَ مَن یبخَل فَانَّما یبخَلُ عَن نفسه واللّهُ الغَنیُّ و اَنتُمُ الفقراءُ وَ اِن تَتَوَلَّوا یستَبدِل قوما غیرَ کُم ثُمَ لا یَکونوا اَمثالَکُم» (محمد: ۳۸)؛ آگاه باشید! شما اشخاصی هستید که دعوت می شوید تا در راه خدا انفاق کنید. برخی از شماها بخل می ورزید

.

هرکس بخل بورزد، به خود بخل کرده و خداوند بی نیاز است و شما همه نیازمندید، و هرگاه سرپیچی کنید، خداوند گروه دیگری را جای شما می آورد

.

پس آن ها مانند شما نخواهند بود و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق می کنند

.

این آیه، که آخرین آیه سوره «محمد» است، پیش از این در آیاتی به امتحان شدن مؤمنان به جهاد و ایستادگی در برابر دشمن و تن ندادن به صلح ذلّت بار و اطاعت از خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره شده است. همچنین در آن آیات، از شدت علاقه مسلمانان به مال دنیا سخن به میان آمده و بیان شده است که اگر خدا بخواهد مال شما را بگیرد، حقد و کینه خود را آشکار کرده، از آزمایش الهی نمی توانید سالم بیرون بیایید. پس از این مطالب، می فرماید

:

شما را دعوت می کنیم که انفاق کنید، ولی شما بخل می ورزید و اگر شما اعراض کردید، خداوند گروه دیگری را جایگزین شما خواهد نمود که مانند شما نخواهند بود

.

در این آیه، تصریح شده است که آن ها مثل شما نخواهند بود؛ یعنی به هنگام دعوت به جهاد سستی نمی کنند و در برابر دشمن تسلیم صلح ذلّت بار نمی شوند و از انفاق در راه خدا دریغ نمی ورزند و مطیع خدا و رسول او هستند

.

قرطبی از مفسّران بزرگ اهل سنّت (م ۶۷۱ق) در تفسیرش از ابوموسی اشعری نقل کرده است: «هنگامی که این آیه نازل شد، رسول خدا خوشحال گردید و فرمود: این آیه نزد من از همه دنیا محبوب تر است

(۳)

مفسّران در تعیین این گروه با فضیلت و ارزشمند احتمالاتی ذکر کرده اند. بعضی ایرانیان را تنها احتمال آیه، و بعضی آنان را به عنوان یکی از احتمالات آیه دانسته اند

.(۴)

مفسّرانی همچون طبری، طبرسی، فخر رازی، قرطبی، زمخشری، ابن کثیر، سیوطی، آلوسی، المراغی و طباطبائی در ذیل این آیه، حدیثی را با اختلاف اندکی از رسول خدا نقل کرده اند

:

ابوهریره نقل می کند: هنگامی که رسول خدا آیه شریفه «و ان تَتولّوا» را خواندند، حضّار عرض کردند: یا رسول اللّه، کسانی که اگر ما اعراض نمودیم خدا آن ها را جایگزین ما کرده و آنان نیز مثل ما نخواهند بود، کیانند؟ فَضَربَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله علی فَخِذِ سلمانِ الفارسی ثُمَّ قال: هذا و قومُهُ، لَو کانَ الدّینُ مُعَلَّقا بالثُّرَیّا لنالَهُ رجالٌ منَ الفُرْس»؛

(۵)

رسول خدا دست بر ران سلمان فارسی زد و فرمود: این و طایفه اش هستند (سپس اضافه فرمودند:) اگر دین خدا آویزه ستاره ثریّا باشد، حتما مردانی از فارس به آن خواهند رسید

.

در نقل ابونعیم چنین آمده است: بیش ترین بهره اسلام از آنِ ایرانیان است و اگر اسلام در ستاره ثریا باشد، مردانی از ایران آن را به دست می آورند

.(۶)

همچنین این حدیث با تعبیرات دیگری مثل «لَو کانَ الدّینُ مَناطا بالثُّریّا»، «لو کانَ البِرُّ مَنوطا بالثُّرَیّا»، «لَو کانَ الدّینُ بالثُّریّا» و «وَ اِنّ الایمانَ لَو کانَ مُعَلّقا بِالعَرش» نیز آمده است

.

۲. «

وَ آخرینَ مِنهُم لَمّا یَلحَقُوا بِهِمْ وَ هوالعَزیزُ الحکیم» (جمعه: ۳)؛ و همچنین (او) رسول است بر گروهی که هنوز به آن ها ملحق نشده اند و او عزیز و حکیم است

.

در آیات قبل، خداوند به فلسفه بعثت رسول گرامی در تعلیم و تربیت و پرورش و تزکیه انسان ها اشاره می کند که این برکات، هم شامل اعراب معاصر رسول خدا می شود و هم شامل انسان های دیگری که بعدا جزو پیروان آن حضرت خواهند شد

.

مفسّران یکی از احتمالات آیه را ایرانیان دانسته و در ذیل آن، این روایت را نقل کرده اند: «از ابوهریره روایت شده است که ما نزد رسول خدا بودیم که سوره “جمعه” نازل شد، آن حضرت شروع به تلاوت کردند و پس از خواندن آیه “و آخرینَ مِنهم لَمّا یَلحقوا…” مردی سؤال کرد: یا رسول اللّه، این ها چه کسانی هستند؟ حضرت پاسخ نداد تا این که سه بار سؤال کرد. ابوهریره می گوید: سلمان هم در میان ما بود. حضرت دست مبارک خویش را بر شانه سلمان گذاشت فرمود: اگر ایمان در ثریّا باشد، حتما مردانی از اینان به آن می رسند

(۷)

۳. «

یا ایُّها الَّذینَ آمَنوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِه فَسَوفَ یَأتِیَ اللّهُ بِقَومٍ یُحِبُّهُم وَ یُحِبُّونَهُ اَذِلَّهٍ عَلَی المُؤمنین اَعِزَّهٍ عَلَی الکافِرینَ یُجاهدونَ فی سبیل اللّهِ و لا یَخافُونَ لَومَهَ لائِمٍ ذلکَ فضلُ اللّهِ یؤتیهِ مَن یَشاء واللّهُ واسِعٌ علیمٌ» (مائده: ۵۴)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، هرکس از شما از آیین خود برگردد (به خدا زیانی نمی رساند) خداوند جمعیتی را می آورد که آن ها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند و در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند. آن ها در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری هراس ندارند. این فضل خداست که به هر که بخواهد (و شایسته ببیند) می دهد و فضل خدا وسیع و خداوند داناست

.

در این آیه شریفه، برای آن قوم مشخصات و صفاتی ذکر شده که عبارتند از

:

۱.

خداوند آن ها را دوست دارد و آن ها نیز خدا را دوست دارند

.

۲.

در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کفّار عزیز و ناسازگارند

.

۳.

با جان و مال در راه خدا مجاهده و تلاش می کنند

.

۴.

در راه خدا و اجرای احکام اسلام، از ملامت و سرزنش احدی ترس به خود راه نمی دهند

.

در ذیل این آیه نیز بسیاری از مفسّران و محدّثان بزرگ اسلامی همچون زمخشری، بیضاوی، فخر رازی، آلوسی، رشید رضا، طبرسی، قرطبی و علّامه طباطبائی با نقل روایتی، آیه را در مورد ایرانیان دانسته و نقل کرده اند: «وقتی آیه مبارکه “فسوف یأتی اللّه” نازل شد، از رسول خدا درباره آن قوم سؤال شد. حضرت دست بر شانه سلمان زد و فرمود: ایشان و منسوبان او هستند و سپس فرمود: اگر ایمان از ثریّا آویزان بود، مردانی از فرزند فارس به او دست می یافتند

(۸)

۴. «

الاّ تنفُروا یُعَذِّبکُم عذابا اَلیما و یَسْتَبدِل قوما غَیرَکُم ولا تضُرُّوهُ شَیئا واللّهُ علی کلِّ شی ءٍ قدیر» (توبه: ۳۸)؛ اگر به سوی میدان جهاد حرکت نکنید، خداوند شما را مجازات دردناکی می کند و گروه دیگری غیر از شما را به جای شما قرار می دهد و هیچ زیانی به او نمی رسانید، و خداوند بر هر چیزی تواناست

.

آیه پیشین در مذمّت از مسلمانان است که چرا وقتی فرمان جهاد داده می شود، سستی به خرج می دهید؛ چرا زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهید؟ طبق روایات شأن نزول، این آیات در مورد جنگ «تبوک» نازل گردیده اند. در روایات اسلامی آمده است که پیامبر معمولاً مقاصد جنگی و هدف های نظامی خود را پیش از شروع جنگ برای مسلمانان روشن نمی ساخت تا اسرار نظامی اسلام به دست دشمنان نیفتد، ولی در مورد «تبوک»، چون مسأله شکل دیگری داشت، قبلاً با صراحت اعلام نمود که ما به مبارزه با رومیان می رویم؛ زیرا مبارزه با امپراتوری روم شرقی همانند جنگ با مشرکان مکّه و یا یهود خیبر کار ساده ای نبود و می بایست مسلمانان برای این درگیری بزرگ کاملاً آماده شوند و خودسازی کنند. علاوه بر این، فاصله میان مدینه و سرزمین رومیان بسیار بود. از همه گذشته، فصل تابستان و گرما و فصل برداشت غلات و میوه ها بود. همه این موارد دست به دست هم داده بودند و رفتن به سوی میدان جنگ را فوق العاده بر مسلمانان مشکل می ساختند، تا آن جا که بعضی در اجابت دعوت پیامبر تردید و دودلی نشان دادند. آیات مزبور نازل شدند و با لحنی قاطع و کوبنده به مسلمانان هشدار دادند و آن ها را آماده این نبرد بزرگ ساختند

.(۹)

بسیاری از مفسّران یکی از احتمالات در تعیین مصداق این قوم را ایرانیان دانسته اند

.(۱۰)

۵. «

ان یَشَأ یُذهِبکُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ کانَ اللّهُ علی ذلکَ قدیرا» (نساء: ۱۳۳)؛ ای مردم، اگر او بخواهد شما را از بین می برد و افراد دیگری به جای شما می آورد و خدا بر این کار تواناست

.

آیه در سیاق برخی آیات در بی نیازی خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلک اوست. سپس می فرماید: برای خدا هیچ مانعی ندارد که شما را از بین ببرد و جمعیتی آماده تر و مصمّم تر جانشین شما کند و خداوند بر این کار توانایی دارد

.

شیخ طوسی، طبرسی، میبدی، زمخشری، قرطبی، آلوسی، فیض کاشانی، طبری و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل کرده اند: «وقتی این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنی مردم عجم و فارس هستند

(۱۱)

۶. «

فَاِن یَکفُر بِها هؤلاءِ فَقَد وَکَّلنا بِها قوما لَیسوا بِها بکافرین» (انعام: ۸۹)؛ اگر مشرکان مکّه (به کتاب و حکم و نبوّت) کفر بورزند، کسان دیگری را نگهبان آن می سازیم که نسبت به آن کافر نیستند

.

این آیه پس از نام بردن از هجده پیامبر و برنامه هدایتی آن ها از حکم و داوری و رسالت آمده است، و در این که مشارٌالیه «هولاء» کیست و مراد از

«

قوم» چه کسانی اند، مفسّران احتمالاتی داده اند: یکی از احتمالات این است که آیه در مقام تسلّای رسول خدا و تطییب نفس آن حضرت است که کفر و استکبار و عداوت قومش موجب حزن و اندوه و سستی آن حضرت در دعوت نشود؛ زیرا به قومی مأموریت داده شده است که از هدایت الهی پی روی کنند و فرامین روشن و نورانی پیامبران را بپذیرند، و آن ها نه تنها آن را می پذیرند، بلکه آن را محافظت و نگهبانی می کنند؛ مردمانی که در راه کفر گام برنمی دارند و در برابر حق تسلیمند

.

در این که منظور از قوم در آیه شریفه فرشتگان باشند چنان که در بعضی از تفاسیر اهل سنّت آمده چنین احتمالی از اطلاق «قوم» بعید است. علاوه این که آیه در مقام تسلّای پیامبر در کفر قومش می باشد و ایمان فرشتگان چگونه می تواند تسلّای آن حضرت در کفر قومش باشد؟ پس منظور از «قوم

»

انسان هایی اند که با قبول اسلام

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *