توضیحات
فایل پاورپوینت کامل ایران و پدیده جهانی شدن؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و پدیده جهانی شدن شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و پدیده جهانی شدن را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل ایران و پدیده جهانی شدن با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و پدیده جهانی شدن با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و پدیده جهانی شدن تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و پدیده جهانی شدن را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ایران و پدیده جهانی شدن :
از مباحثی که در دهه های گذشته مطرح بوده و امروزه موضوع اصلی محافل علمی و مراکز سیاستگذاری و تصمیم گیری می باشد، پدیده جهانی شدن یا جهانی سازی است که اندیشمندان و سیاستگذاران ما نیز از این دغدغه مستثنا نمی باشند .
در این شماره مقوله «جهانی شدن » در ارتباط با منافع ملی ایران را به بحث گذاشته، دیدگاه های اساتید گرامی آقایان: دکتر مرتضی قره باغیان، حجه الاسلام والمسلمین محمدرضا مالک و دکتر فرشاد مؤمنی را جویا می شویم .
پدیده جهانی شدن و به تعبیری جهانی سازی را چگونه تحلیل می کنید؟
دکتر قره باغیان: جهانی شدن یا جهانی سازی، ترجمه
Globalization
است . به نظر می رسد با توجه به معادل های فارسی کلمات،
Modernization
)
نوسازی،
(
Privalization
)
خصوصی سازی) و،(
Liberalization
آزادسازی) برای
Globalization
نیز معادل فارسی جهانی سازی مناسب تر باشد .
جهانی شدن یا جهانی سازی ابعاد مختلفی مانند جهانی شدن فرهنگ، ارتباطات، اقتصاد و سیاست دارد . مارتین آلبرو، جهانی شدن را به فرآیندهایی تعریف می کند که بر اساس آن تمام مردم جهان در جامعه واحد و فراگیر جهانی به هم پیوند می خورند . مانوئل کاستلز، جهانی شدن را نوعی جامعه شبکه ای می داند که در ادامه حرکت سرمایه داری، پهنه اقتصاد، جامعه و فرهنگ را در بر می گیرد .
جهانی شدن بیش از همه در حوزه اقتصاد به وقوع پیوسته و بدون شک، انقلاب ارتباطات به تسریع آن در این حوزه کمک بسیار کرده است . به عقیده مایگل نانوز، جهانی شدن عمدتا پی آمد یک انفجار تکنولوژیک است که همزمان در کامپیوتری کردن امور، ارتباطات از راه دور و حمل و نقل سریع مشاهده می شود .
حجه الاسلام مالک: «جهانی شدن » یا
Globalization
واژه رایج دهه نود است و عبارت است از روندی از دگرگونی که از مرزهای سیاست و اقتصاد فراتر می رود و علم و فرهنگ و شیوه زندگی را نیز در بر می گیرد . از این جهت جهانی شدن پدیده ای چند بعدی است که قابل تسری به اعمال اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و فن آوری و نیز عرصه های دیگری مانند محیط زیست است .
هیچ گونه اتفاق نظری بین دانشمندان، در مورد تعریف دقیق جهانی شدن یا تاثیرات آن بر زندگی و رفتار ما وجود ندارد; زیرا این پدیده به حد نهایی تکامل خود نرسیده و هم چنان دستخوش تحول است و هر روز وجه تازه ای از ابعاد آن نمایان می شود . برخی از دانشمندان کوشیده اند تا جهانی شدن را به صورتی عام و در چارچوب کل تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تعریف کنند و گروهی دیگر در تعریف جهانی شدن، بیش تر به بعد اقتصادی آن توجه کرده اند .
جهانی شدن بدون تردید بارزترین وجه تمایز اقتصاد دیروز و امروز جهان است . گسترش روز افزون سازمان های اقتصادی بین المللی و اتحادیه های اقتصادی منطقه ای، نظیر «آسه آن » ، «نفتا» و «اکو» ، ادغام بازارهای مالی، اتحاد پولی کشورهای اروپایی، ادغام بانک های بزرگ جهان و از همه مهم تر تاسیس سازمان تجارت جهانی و در پی آن، آزاد سازی تبادل کالا و نقل و انتقال سرمایه بین کشورها و ادغام شرکت های تولیدی بزرگ، همه از مظاهر جهانی شدن اقتصاد است . با آن که جهانی شدن، پدیده ای صرفا اقتصادی نیست، اما اقتصاد با اهمیت ترین بعد آن است و از آن جا که جهانی شدن روندی هدفدار است که در صورت ادامه یافتن به «آمریکایی شدن جهان » خواهد انجامید، و با توجه به تاثیرات مهم سیاست گذاری های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آمریکا در مورد این پدیده، از آن به «جهانی سازی » نیز می توان یاد کرد .
برخی از نظریه پردازان چنین وانمود می کنند که جهانی شدن، مرحله ای از تاریخ است که جهان ناگزیر و در پی تغییراتی که در فن آوری رایانه ها و تکنولوژی ارتباطات و حمل و نقل صورت گرفته، وارد آن شده است و همه کشورها ناچارند در جهت جریان جهان گرایی شنا کنند و تبعات آن را بپذیرند . آن چه رخ می دهد ظهور «دهکده جهانی » است که مارشال مک لوهان در ۱۹۷۰ آن را معرفی کرده بود و اینک در پی انقلاب عظیم تکنولوژیک در شرف تحقق است .
ما می پذیریم عواملی وجود دارد که زمان ها و مکان ها را بدان گونه به یکدیگر پیوند می دهد که جامعه جهانی را به صورت یک حقیقت واحد در می آورد و تمایزات بین دولت ها و ملت ها را محو می سازد، اما سخن این است که همه این عوامل ناخواسته نیستند . برای مثال، در بعد اقتصادی جهانی شدن، عواملی مانند آزادسازی تجارت و حذف مقررات دست و پاگیر، گسترش و یکی شدن بازارهای مالی و رشد فعالیت شرکت های چند ملیتی، دقیقا به عنوان ابزاری کارآمد برای متحول ساختن مجموعه کشورها و شکل دهی به اقتصاد جهانی به کار گرفته شده است . سال ها سیاست گذاری و برنامه ریزی های متمرکز از سوی نظام های سرمایه داری دولتی در آمریکا و اروپا انجام گرفته تا کار بدین جا رسیده است . بنابراین اگر بگوییم: جهانی شدن تداوم رکت سرمایه داری است که پس از پایان جنگ سرد، از لاک دفاعی بیرون آمده است و رؤیای تسلط بر عالم را در سر می پروراند، خطا نگفته ایم .
دکتر مؤمنی: جهانی شدن یا جهانی سازی معادل هایی است که برای مفهوم
Globalization
در زبان فارسی اختیار شده و به نظر می رسد بر حسب نوع نگاه به این مفهوم، هر دو معادل ساخته شده در جای خود درست است .
در امتداد تحولات قرن بیستم و ظهور گسترده و فزاینده سازمان های بین المللی، این مسئله تا حدودی با ایده جهانی شدن موافق بود; به این معنا که با تشکیل دولت ها و انعقاد پیمان انفعالی روندی آغاز شد که در قرن بیستم به اوج خود رسید . در این فرایند دولت ها به تدریج دریافتند که اگر آگاهانه و با خواست خود از بخش هایی از حق حاکمیت ملی صرف نظر کنند و آن را در اختیار یک سازمان بین المللی یا هر نهاد فراملی قرار دهند، در مجموع سود خواهند برد . بنابراین اگر جهانی شدن را فرایندی بدانیم که به سمت یک جهان بدون مرز حرکت می کند، در غایت امر، جنبه های سرزمینی، اهمیت خود را به کلی از دست خواهد داد . این فرایند دست کم در ظاهر، امری جدید نیست; گرچه به لحاظ کارکردی، تجربه عملی سازمان های بین المللی حکایت از این واقعیت دارد که در واقع امر، این سازمان ها معمولا تحت امر یک یا چند قدرت عمده ملی قرار دارند . هم چنین است اگر جهانی شدن را فرایندی بدانیم که دراثر تحولات ناشی از انقلاب مایکرو الکترونیک و تکنولوژی اطلاعات، به هم پیوستگی و نزدیکی فاصله ها را در ابعادی بی سابقه به دنبال داشته است .
از جنبه اقتصادی نیز اگر روندهایی مانند رشد تجارت جهانی، افزایش سرمایه گذاری خارجی، رشد تملک ها و ادغام ها، افزایش رقابت برای جذب سرمایه گذاری های مستقیم خارجی، جهانی شدن محصول یا تولید، تحول در روش تولید، نقش محوری
W T
O
و نیز گسترش بی سابقه دامنه عملکرد چند ملیتی ها را در نظر بگیریم، با توجه به برخورد گزینش شده در آزادسازی بازاها و کالاها به گونه ای که دقیقا در آن عرصه هایی که آزادسازی ها متضمن منافع بیش تری برای کشورهای در حال توسعه است، ما با انواع کنترل ها و محدودیت ها روبه رو هستیم و بر عکس بیش ترین فشارها برای آزادسازی در عرصه هایی متمرکز است که دستاوردهای ناشی از آن به صورت کاملا یکسویه راهی کشورهای صنعتی می شود و می توان معادل «جهانی سازی » را به عنوان معادلی رساتر برای مفهوم
Globalization
در نظر گرفت .
اما باید توجه داشت که حتی در این حالت نیز ما با پدیده چندان جدیدی روبه رو نیستیم و روندهای مربوط به حجم تجارت و جریان سرمایه اگر به عنوان درصدی از
G DP
در نظر گرفته شود، نسبت های سال ۲۰۰۰ همان سطح سال ۱۹۱۰ است . در عین حال اگر روندهای مزبور بر حسب معیار «میزان » تحرک و جابه جایی نیروی کار درنظر گرفته شود، این وابستگی متقابل جهانی کم تر شده است و اگر وابستگی متقابل و دو جانبه از نظر نظامی مورد توجه قرار گیرد، کاهش های بیش تری را در سال ۲۰۰۰ نسبت به سال ۱۹۱۰ مشاهده خواهیم کرد . حتی اگر به سال های نزدیک تر نیز مراجعه کنیم، ملاحظه می شود در حالی که حجم صادرات کشورهای عضو
O E C D
در سال های ۱۹۶۰- ۲۰۰۰ نسبت به
G DP
آن ها بین ۵/۹ تا ۵/۱۲ در صد در نوسان بوده است، این نسبت در سال ۱۹۰۰ بالغ بر ۵/۲۰% بوده است .
به لحاظ تئوریک، از جنبه اقتصادی، رقابت را گوهر جهانی شدن باید دانست، اما همه می دانیم که رقابت تنها در شرایط همطرازی و همگن بودن رقبا معنادار است در غیر این صورت، رقابت، کارکردی کاملا یکسویه خواهد داشت . بنابراین گرچه به لحاظ تئوریک جهانی شدن اقتصاد را فرایند یکسان سازی قیمت ها، تولیدات، دستمزدها، نرخ های بهره و ثروت تعریف می کنند اما این اقعیت حتی از نظر گیدنز هم دور نمانده است که جهانی شدن در شرایط به شدت نابرابر کنونی را باید یکی از اشکال «غربی سازی » جهان دانست که برای کشورهای پیرامونی و در حال توسعه، کارکردی تحقیرآمیز خواهد داشت . (۱)
بر این اساس باید با مفاد و مفهوم مطرح شده توسط
H . D. R
سال ۱۹۹۹ برخورد کرد که تصریح دارد جهانی شدن چیزی بیش از جریان سرمایه و کالاهاست و می بایست علاوه بر یکپارچگی اقتصادی، فرایندهای یکپارچگی فرهنگ، تکنولوژی و حاکمیت را نیز در آن مشاهده کرد . علاوه بر جنبه هایی که ذکر شد، به این اعتبار که جهانی شدن پدیده ای شناختنی و مربوط به این موضوع است که جهان چگونه شناخته شود، می توان رگه ها و علایق و علامت های ایدئولوژیک جدی را نیز در آن مشاهده نمود .
از منظر اسلامی به نظر می رسد مهم ترین توصیه اسلام آن است که به جهانی شدن نیز باید مانند هر پدیده بشری دیگر نگریست و با شناخت «فرصت ها» و «تهدیدهای » آن، از فرصت ها در راستای توصیه ها و آرمان های اسلامی استفاده نمود و تهدیدهای ناشی از آن را به حداقل رساند . با کمال تاسف، هنوز هم به رغم تجربه های بی شمار تاریخی عده ای درصددند با این پدیده بشری نیز مانند سایر پدیده های دنیای مدرن، با «حب » و «بغض » و عمدتا از موضع تحریم روبه رو شوند . باید بر اساس تجربه های گذشته امروز نیک بدانیم که چنین موضع گیری تنها فرصت ها را از دست ما خواهد گرفت و به دنبال آنان، تسلیم و انفعال را همراه خواهد داشت و از آن جا که جهان اسلام تاکنون از این رویکرد خسارت های عظیمی را متحمل شده است، در شرایط جدید باید نسبت به آن هوشمند و بر حذر باشیم .
هم چنین اگر گوهر اندیشه اسلامی را «عدالت » و «برابری » بدانیم می توانیم از موضع اسلامی با این مسئله بسیار فعال برخورد کنیم; همان گونه که گزارش توسعه انسانی نیز مفاهیمی مانند «جهانی شدن با چهره انسانی » را مطرح ساخته است . اما لازمه این رویکرد این است که در هر حال ابتدا تلاش کنیم مسئله را آن گونه که هست خوب بشناسیم .
گزارش توسعه انسانی سال ۱۹۹۹ در عین حال که تصریح دارد جهانی شدن به هیچ وجه پدیده جدیدی نیست و سابقه آن را به اوایل قرن شانزدهم و اواخر قرن نوزدهم باز می گرداند، تصریح دارد که «بازارهای جدید» ، «ابزارهای جدید» ، «بازیگران جدید» و «قوانین جدید» نمونه عصر حاضر را از موارد پیش گفته متمایز می سازند . این موارد همگی باید ابتدا به درستی شناخته شوند، سپس نسبت ما به عنوان مسلمانان و نیز جهان اسلام با آن ها مشخص شود و همه این ها مستلزم اندیشه و تامل است نه قهر و تحریم .
فرآیند جهانی شدن یا جهانی سازی را از جهت ابعاد و آثار چگونه می بینید؟
دکتر قره باغیان: جهانی شدن اقتصاد را می توان به مفهوم گشودن مرزها، توسعه تجارت و سرعت بخشیدن به تحولات فن آوری های نوین در جهت بهره وری هر چه بیش تر اقتصادی دانست . در جهان امروز هیچ کشوری نمی تواند در انزوای اقتصادی به سر برد . تمام جنبه های زندگی اقتصادی یک کشور با اقتصاد سایر کشورها ارتباط پیدا کرده است . این ارتباط به شکل نقل و انتقال بین المللی کالا، خدمات، کارگر، واحدهای تولیدی، منابع سرمایه ای و تکنولوژی است . بین المللی شدن بازارهای مالی و بازارهای کالا، با دسترسی سریع به اطلاعات باعث شده است که آن چه در یک کشور به ویژه یک کشور بزرگ روی می دهد، به سرعت در کشورهای دیگر احساس شود . در این مورد می توان از پی آمدهای انفجارهای یازدهم سپتامبر آمریکا نام برد که به سرعت بر اقتصاد سایر کشورها اثر گذاشت .
جهانی شدن موجب افزایش رقابت در اقتصاد جهانی می شود . با افزایش رقابت، کارآیی اقتصاد بین الملل افزایش خواهد یافت . جهانی شدن اقتصاد هم چنین موجب وابستگی بیش تر اقتصاد کشورها به یکدیگر خواهد شد . این مسئله هم چنین دولت ها را با چالش روبه رو خواهد کرد . با جهانی شدن از قدرت سازمان های دولتی کاسته و بر توان سازمان های بین المللی افزوده خواهد شد . جهانی شدن هم چنین به گسترش تقسیم کار بین المللی منجر خواهد شد و این پدیده به منطقه گرایی نیز کمک خواهد کرد .
حجه الاسلام مالک: جهانی شدن، دارای آثار و تبعات بسیاری است که بحث های زیادی را در سراسر گیتی بین دولتمردان، اقتصاددانان و دانشمندان علوم اجتماعی برانگیخته است . در پاسخ این سؤال بازتاب های منفی جهانی شدن را مطرح کرده و تحلیل آثار مثبت آن را به سؤال بعد واگذار می کنم .
۱- بحران دولت ملی: نیروهایی که ماشین جهانی سازی را به پیش می برند، به طور آشکار اقتصادهای ملی را تحت نفوذ خود گرفته اند و با تسلط دولت بر منابع درآمدی اش سر ناسازگاری دارند . قوانین و مقررات ملی اندک اندک در سایه قوانین و توافق نامه های بین المللی رنگ می بازند . قوه مقننه کشورها، وظیفه قانون گذاری را هر جا که پای تحکم های سازمان های فراملی، مانند صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در میان است، با تردید و انعطاف انجام می دهند . مسئولان اقتصادی دولت ها در مورد تخصیص بودجه، مالیات ستانی و اصلاح توزیع درآمدها، چاره ای ندارند، مگر این که تاثیرات بین المللی عملکرد اقتصادی خود را به دقت زیر نظر داشته باشند .
در وضعیت جدید، دولت ها، سازمان ها و شرکت های ملی ناگزیرند خود را از نو تعریف کنند . نیروهای فراملی از دو طریق دولت ها را تضعیف می کنند:
الف – ایجاد اقتصاد فوق ملی که اکثر معاملات آن، خارج از حساب رسی دولت ها صورت می گیرد، یا حتی کنترل آن ها بیرون از توان دولت ها است که این، توانایی دولت ها را در اداره اقتصاد ملی محدود می کند .
ب – ظهور نهادهای منطقه ای و جهانی، مانند اتحادیه اروپا و مؤسسات بانکی بین المللی نیز دولت ها را تضعیف کرده است . کشورهای کوچک تر ناچارند به عنوان بخشی در یک بلوک بزرگ تر، در رقابت بین المللی وارد شوند . اقتصاد این گونه دولت ها گاه چنان ناتوان است که آن ها را به وام های اعطایی با شرایط محدودکننده سیاسی وابسته می کند .
۲- بحران اقتصادی: در اثر جهانی شدن، بحران های اقتصادی مختلفی پدید می آید:
الف – بحران های مالی: کشورهای گوناگون جهان به علت وابستگی متقابل بازارهای مالی و معاملات جهانی بورس، دچار چنین بحران هایی می شوند; نظیر رفتار بازارهای اوراق بهادار سراسر جهان، در ۹ اکتبر ۱۹۸۷ (دوشنبه سیاه) که پس از سقوط قیمت ها در بورس نیویورک روی داد، یا بحران مالی مکزیک که در ۱۹۹۴ اتفاق افتاد . واپسین بحرانی که به سبب معاملات بدون ضابطه در بورس های جهان به وقوع پیوست، بحران مالی در کشورهای جنوب شرق آسیا بود . این بحران ها معمولا به ضرر کشورهای در حال توسعه است و سودهای کلانی را نصیب شرکت های چندملیتی می کند .
ب – بحران بیکاری: شرکت های تولیدی برای بالابردن قدرت رقابت خود و مقابله با بحران ها در اقتصاد جهانی، می کوشند هزینه های کارگری خویش را کاهش دهند . آنان برای رسیدن به این هدف، یا سیستم تولید خود را به صورت خودکار درآورده اند یا این که فرآیند تولید را به اجزای مختلف تقسیم کرده و بخش های کاربر را به بیرون از مرزها منتقل ساخته اند و یا هر دو کار را با هم انجام داده اند; در نتیجه نیاز به نیروی کار، به ویژه نیروی کار غیرمتخصص، پیوسته رو به کاستی دارد . این روند، میلیون ها نفر را در کشورهای صنعتی از داشتن شغل محروم کرده است .
۳- وخیم تر شدن وضعیت محیط زیست: کشورهای مرفه، تنها به فکر سود تجارت خود هستند . با این که سهم اصلی در آلوده کردن و نابودی محیط زیست از آن کشورهای ثروتمند است، آنان از تقبل هزینه های زیست محیطی سرباز می زنند . طبق الگوی تقسیم کار بین المللی – که یکی از توجیهات جهانی سازی اقتصاد است – وظیفه کشورهای جهان سوم، صادرات مواد خام و کالاهای کشاورزی است . با وجود اقتصاد سراسر وابسته و مقروض این کشورها، به سبب آن که بازار بزرگ مواد اولیه و سیستم قیمت گذاری در عمل تحت کنترل کشورهای توسعه یافته است، سهم ناچیزی از قیمت نهایی، نصیب صادرکنندگان می شود که حتی کفاف مخارج زندگی آن ها را نمی دهد، چه رسد به بازپرداخت وام ها . از این رو کشورهای فقیر، چاره ای جز فشار بیش تر بر محیط زیست و حراج ثروت های طبیعی خود ندارند .
۴- تسلط فرهنگ غربی: مؤثرترین ابزاری که روند جهانی سازی را شتاب بخشیده، پیشرفت هایی است که در صنعت ارتباطات و تکنولوژی کامپیوتر رخ داده است . سرمایه داری جهانی این توفیق را یافته است که فن آوری های حساس ارتباطات و رایانه را در انحصار خود بگیرد .
در موقعیت کنونی حتی متعصب ترین دشمنان آمریکا هم، اخبار و تحلیل های دست اول سیاسی و اقتصادی را در گزارش های شبکه هایی مانند سی . ان . ان . جست و جو می کنند . جهان غرب، هم از جهت تکنولو
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.