تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل خطبه فدکیه؛ تفسیری بر آیات قرآن کریم؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل خطبه فدکیه؛ تفسیری بر آیات قرآن کریم، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل خطبه فدکیه؛ تفسیری بر آیات قرآن کریم با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خطبه فدکیه؛ تفسیری بر آیات قرآن کریم آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل خطبه فدکیه؛ تفسیری بر آیات قرآن کریم به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل خطبه فدکیه؛ تفسیری بر آیات قرآن کریم ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل خطبه فدکیه؛ تفسیری بر آیات قرآن کریم، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل خطبه فدکیه؛ تفسیری بر آیات قرآن کریم را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خطبه فدکیه؛ تفسیری بر آیات قرآن کریم :

چکیده

در فرهنگ شیعه، «فدک» نمادی از معنایی بزرگ است که هرگز در محدوده یک قطعه زمین نمی گنجد و همین معنا رمزی است که درگیری را از مخاصمه سطحی و محدود، به مبارزه ای سیاسی تبدیل کرد. منازعه فدک در واقع، فریاد اعتراض یادگار رسول خدا صلی الله علیه و آله به انحراف پدید آمده در جهان اسلام است. «خطبه فدک» علاوه بر قاطعیت فاطمه زهرا صلی الله علیه و آله در حق خواهی نسبت به ارث خویش، بیش از پیش بیان روشن دفاع از حضرت علی علیه السلام است و انتقاد از بی وفایی و خیانت مردمان نسبت به حق صریح اهل بیت علیهم السلام . حضرت زهرا علیهاالسلام در این محاجّه، با بهره گیری متین و استوار از آیات قرآن کریم، تفسیری مستند و محکم از آیات قرآن را به نمایش می گذارد که نشان دهنده اوج اشراف و آگاهی از بیان رموز آیات است و خطبه را از صبغه سیاسی به درس معرفتی و کلاس تفسیری و ادبی بدل می نماید که مفسّر آن در نهایت درجه فهم و ادراک مبانی آیات الهی و نهایت درجه فصاحت و بلاغت در گفتار و سخن سرایی است.

کلیدواژه ها: سقیفه، فدک، فی ء، خالصه، انفال، ارث.

مقدّمه

فاطمه زهرا علیهاالسلام در خانه ای پرورش یافته که نمونه والای حُسن خلق، سلامت طبع، دانش، بینش، هدایت و بالاتر از همه مهبط وحی الهی بوده و از این رو، ضرب المثل کمال و انسانیت، عفّت، پاکی، متانت و آگاهی است. وی از آنچه پیامبر از حق تعالی تلقّی کرده، بهره گرفته و در خانه پدر و دامان پرورش او به فضایلی آراسته شده که هیچ دختری به آن ها دست نیافته است. او همچنین از فضل همنشینی همسری برخوردار است که تمامی دغدغه او از آغاز تا انجام، قرآن کریم و تحقق آیات آن در میان مردم بوده است. وی قرآن کریم را از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام شنیده و روان خویش را در پرتو مفاهیم آن تصفیه نموده است. در کتب بسیاری آمده است که ایشان بر علوم قرآن و مسائل و مطالب ادیان و شرایع پیشین آگاهی داشت و خواندن و نوشتن می دانست و بر حسب فرمان خدا صلی الله علیه و آله مطالبی به صورت مکتوب فراهم آورده بود تا از آن ها بهره گیرد و در امور دینی و دنیوی، بصیرت و آگاهی یابد.(۲)

از مباحثاتی که وی با ابوبکر و زنان مهاجر و انصار نموده است، این واقعیت برمی آید که ایشان بر آیات کریمه احاطه کامل داشته و به اقتضای کلام، از آن ها بهره برده و بدان ها استدلال نموده است. گرچه اخیرا قریب ۲۰۰۰ کتاب مستقل و چاپی درباره حضرت زهرا علیهاالسلام به ۲۶ زبان دنیا معرفی گردیده اند،(۳) ولی کتاب مستقلی در خصوص بیانات قرآنی این بانوی بزرگ در این مجموعه ها یافت نمی شود و صرفا می توان این گونه بیانات قرآنی را ذیل زندگی نامه و نقل های تاریخی جست وجو نمود. بخشی از این گفتارهای نورانی، در نقل های کوتاه و بخش دیگر آن در گفتار مفصّل آن حضرت علیهاالسلام در مسجد مدینه (خطبه فدک) و در دیدار با زنان مهاجر و انصار (خطبه عیادت) نمودِ کامل و بارزی یافته اند. در این نوشتار، به بخش اخیر توجه نموده و با توجه به اسناد معتبر خطبه «فدک» و «عیادت»، متن های قرآنی آن ها عرضه می گردند.

خطبه فدکیه

بنابر روایت براء بن عازب، پس از خاتمه بیعت در «سقیفه»، کسانی که در آن مجمع گرد آمده بودند از محل خارج شدند و در کوچه ها به راه افتادند و به هر کس می رسیدند دست او را می گرفتند به دست ابوبکر می مالیدند، چه آن شخص به این کار تمایلی داشت یا نداشت. براء می گوید: در آن زمان بود که من به در خانه بنی هاشم رفتم و خبر را به آنان دادم.(۴)

فاطمه زهرا علیهاالسلام از زمره مخالفان بود و از این رو، خانه وی بلافاصله محل اجتماع ایشان و رویارویی با جریان سقیفه گردید. امیرالمؤمنین علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام برای بازگرداندن امر خلافت از ابوبکر و بیعت با حضرت علی علیه السلام تلاش زیادی کردند، اما تلاش آن ها ثمری نبخشید تا اینکه این مواجهه در جریان تصرف فدک به مبارزه ای بزرگ تبدیل شد و فاطمه زهرا علیهاالسلام برای حق خواهی و ادعای مالکیت فدک، در حضور مسلمانان در مسجد پیامبر حاضر گردید و در مخالفت با تصدّی مقام خلافت به وسیله ابوبکر، خطابه ای طولانی ایراد نمود.

طریحی در مجمع البحرین می گوید: «فدک» از آبادی های یهودیان بود که تا مدینه دو روز و تأخیر کمتر از یک منزل فاصله داشت.(۵)

این آبادی بنابر نقل کلیه مورّخان، به رسول خدا صلی الله علیه و آله اختصاص داشت؛ زیرا آن حضرت به همراه حضرت علی علیه السلام آن را فتح کرد و هیچ یک از دیگر مسلمانان در فتح آن شرکت نداشت و بنابراین، عنوان «فی ء» را از دست داده و ذیل کلمه «انفال» وارد شده بود.

طریحی آورده است: هنگامی که آیه «وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّه» (اسراء: ۲۶) نازل گردید، حضرت رسول صلی الله علیه و آله «فدک» را به حضرت فاطمه علیهاالسلام بخشید و آن ملک تا پس از رحلت حضرت در تصرف ایشان بود و به زور از او گرفته شد و حضرت علی علیه السلام در یک نقل تأویلی، حدود آن را بدین گونه مشخص نمود: یک طرفش کوه احد، مرز دیگرش عریش مصر، مرز دیگر سیف البحر و مرز دیگر دومه الجندل است.(۶)

بلاذری، طبری، ابن اثیر و ابن ابی الحدید نیز می گویند: «خیبر» فی ء مسلمانان و «فدک» خالصه رسول خدا صلی الله علیه و آله بود؛ زیرا آنان تاخت و تازی در آنجا نداشتند.(۷)

پس از روی کار آمدن خلیفه اول، از اولین اقدامات در جهت تثبیت قدرت سیاسی و اقتصادی خلافت، گردآوری زکات و سامان بخشیدن درآمدها بود و از این رو، تصرف منطقه اقتصادی فدک، آغاز رویارویی عملی با مخالفان سیاسی بود که با این حرکت، درگیری را از پشت درها به صحنه علمی مسجد کشانید و فاطمه زهرا علیهاالسلام را به بیانی طولانی و مفصّل وادار نمود. قدیمی ترین سند این سخنرانی کتاب بلاغات النساء، ابوالفضل احمد بن ابی طاهر مروزی (۲۰۴۲۰۸ ق) است. این خطبه به عنوان دومین گفتار آن کتاب پس از مرثیه عایشه در مرگ ابوبکر ضبط گردیده است.

فصاحت و بلاغت، آرایه های لفظی و معنوی و بخصوص صنعت «سجع» در این سخنان موج می زنند و بسیاری را به این نحوه کلام متوجه نموده و مقهور گفتارپردازی آن کرده است. برخی نیز آن را ترکیبی از مخالفت با قدرت سیاسی موجود و خطبه ای انقلابی می دانند که سعی بر براندازی نظام نوبنیاد دارد تا حق خواهی شخصی.(۸) به هر صورت، محتوای این سخنان ظهور استدلالی غنی بر ادعایی است که علاوه بر قدرت بیان گوینده در لفظ و معنا، شاهد نحوه بهره گیری منطقی ترین و استوارترین استدلال از آیات کریمه قرآن است که به فراخور بحث، محتوای سخن را سرشار از نورانیت قرآن کرده و آن را به تفسیری موجز از برخی آیات الهی تبدیل نموده است.

مرحوم مجلسی این خطبه را در جلد هشتم کتاب بحارالانوار آورده و لغات آن را نیز شرح نموده و برخی مضامین آن را نیز تبیین نموده است.(۹)

محتوای کامل این سخنان شامل موارد ذیل است: حمد و ثنای خداوند، شهادت به وحدانیت خداوند، شهادت به رسالت محمّدی صلی الله علیه و آله ، تفسیری از کتاب اللّه قرآن کریم، تفسیری از هجده مضمون معرفتی قرآن کریم. پس از این مقدّمات، خطابه شروع گردیده و با استناد مستقیم به ۲۱ آیه کریمه و اقتباس از ۶ آیه دیگر، استدلال را قوّت بخشیده و از محتوای بحث به آیات قرآن و از آیات قرآن به محتوای سخن سرایت داده شده است.

بررسی محتوایی خطبه فدکیه

«لااله الااللّه» کلمه ای است که تأویلش را اخلاص(۱۰) قرار داده و پیوندش را در دل ها نهاده(۱۱) و در فکر برای تعقّل آن، روشنایی ایجاد کرده است.

خداوندی که دیدارش برای دیدگان و توصیفش برای زبان ها و درک چگونگی اش برای وهم ها ناشدنی است، اشیا را نه از چیزی که قبل از آن باشد [و از نیستی] پدیدار ساخت و بدون استفاده از مثال و الگو، اشیا را آفرید و به قدرت خویش، خلق کرد و به خواست خود پدید آورد، بدون اینکه به آفرینش آن ها نیازی داشته باشد و یا در شکل بخشیدن به آن ها فایده ای برایش باشد، جز اینکه حکمتش را پایدار، و بر طاعت و قدرتش دیگران را آگاه، و برای آفریدگانش موجب تعبّد و بندگی، و برای دعوتش موجب سرفرازی باشد. پس از آن، بر طاعت و گوش فرادادن آنان ثواب را مترتّب ساخت و برنافرمانی شان عقاب و کیفر نهاد تا بندگانش را از خشم خود بازدارد و به سوی بهشت فراخواند.

«أشهد أنَّ ابی محمّدا عبدهُ و رسولهُ …»؛ گواهی می دهم که پدرم محمّد بنده و رسول اوست. پیش از آنکه به او مأموریت دهد، وی را برگزید و برتری و شرافت بخشید و پیش از پدید آوردنش، او را نام نهاد(۱۲) و پیش از آنکه او را مبعوث کند، برگزیده است، در آن هنگام که آفریدگان در پس پرده غیب مکتوم و در پشت پرده های ترسناک(۱۳) نگه داری شده و در کنار مرز نیستی به سر می بردند؛ چون خداوند نتیجه و پیامد کارها را می دانست و به رویدادهای روزگاران احاطه داشت و به زمان وقوع مقدّرات و کارهای شدنی آشنا بود …

سپس حضرت رو به اهل مجلس کرد و فرمود: شما ای بندگان خدا! مخاطبان و مسئولان مستقیم امر و نهی الهی و حاملان دین و وحی او و امین های خداوند بر خویشتن و رسانندگان دین خدا به دیگر امّت ها هستید. حقی از خداوند بر گردن شماست؛ خداوند را در بین شما عهد و قراری است که نزد شما گذارده، و بازمانده ای است که بر شما به خلافت و نیابت خود برگزیده است و آن کتاب ناطق الهی و قرآن راستین، نور درخشان و چراغ تابناک است. دیدگاهش مستدل و روشن، اسرارش آشکار [در نزد اهل آن] و ظواهرش درخشان است. پیروانش مورد غبطه دیگران و پیروی اش راهبر به سوی بهشت برین و تلاوت آن موجب نجات است. به وسیله آن می توان به حجت های الهی دست یافت، و دستورات واضح، حرام هایی که از آن ها بر حذر شده اید، دلایل روشن، براهین کافی، فضیلت های مستحبی، امور جایز که موهبتی اند، و نیز قوانین مکتوب خداوندی از طریق آن (قرآن) حاصل می گردند.

پس از این بیانات تفسیری و روشن از مضامین مطرح شده، به تفسیر و تبیین مضامین و محتوای معارف و احکام مندرج در قرآن پرداخته است و پیرامون ۲۰ مضمون قرآنی بیانات خویش را ادامه داده که به مناسبت هر یک، آیات مربوط را ذکر می کنیم:

۱. ایمان؛ پاکی از شرک: «فَجَعَلَ اللهُ الایمانَ تطهیرا لکم مِن الشرکِ.» (در قرآن کریم ۷۳۶ بار مشتقات «أمن» آمده که از این تعداد ۱۸ بار لفظ «آمنوا» است.)

۲. نماز؛ تغذیه و پاکی از آلودگی تکبّر: «و الصلاهَ تنزیها لکم عَن الکِبر.» (در قرآن کریم ۹۹ آیه درباره نماز آمده اند.)

۳. زکات؛ پاک ساختن روح و افزایش روزی: «والزکاهَ تزکیهً لِلنَّفسِ و نماءً فی الرزقِ.» (در قرآن کریم ۳۲ آیه درباره زکات ذکر شده اند.)

۴. روزه؛ تثبیت اخلاص: «والصیامَ تثبیتا لِلاخلاصِ.» (در قرآن کریم ۱۳ آیه درباره روزه آمده اند.)

۵. حج؛ استحکام دین: «والحجَ تشییدا للدین.» (در قرآن کریم ۱۲ آیه درباره حج می باشند.)

۶. عدل؛ نزدیکی و تألیف دل ها: «والعدلَ تنسیقا لِلقلوبِ.» (در قرآن کریم ۳۷ آیه درباره عدل گرد آمده اند.)

۷. فرمان برداری از فرمان های ما؛ انتظام امّت اسلام: «و طاعتَنا نظاما لِلملَّهِ.» (در قرآن کریم ۱۹ آیه با لفظ «اطیعوا» آمده اند که یک بار آن اطاعت اولی الامر است. «نساء: ۵۹»)

۸. امامت؛ امنیت از خطر تفرقه: «و اِمَامتنا امانا مِن الفَرقهِ.» (اشاره به آیه «وجَعلنا لِلمتّقینَ اِماما» «فرقان: ۷۴»)

۹. جهاد؛ عزّت اسلام و ذلّت کافران و منافقان: «والجهادَ عِزّا للاسلام.» (۴۱ آیه درباره جهاد و مجاهد موجودند که ۴ آیه آن با لفظ امر «جاهَدوا» می باشند.)

۱۰. صبر؛ جلب خیرات: «والصبرَ معونهً علی استیجابِ الاجرِ» (۱۰۳ آیه درباره صبر و مشتقّات آن می باشند.)

۱۱. امر به معروف و نهی از منکر؛ اصلاح حال عموم: «والاَمرَ بِالمعروفِ مصلحهً للعامّهِ» (در ۶ آیه تکرار هر دو لفظ با هم، ۳۹ آیه از ماده «معروف» و ۱۵ آیه از ماده «منکر» ذکر شده اند.)

۱۲. احسان به پدر و مادر؛ جلوگیری از خشم خدا: «و برَّ الوالدینِ وقایهً مِن السخطِ.» (۵ آیه درباره احسان به پدر و مادر آمده اند.)

۱۳. پیوند خویشاوندی؛ تأخیر اجل و طول عمر: «وصلهَ الارحامِ منماهً للعددِ.» (اشاره به آیه «واُولوا الارحامِ بعضُهم اَولی بِبعضٍ فِی کتابِ اللهِ» «احزاب: ۶» می باشد.)

۱۴. قصاص؛ احترام و حرمت خون ها: «والقصاصَ حصنا لِلدّماءِ.» (۵ آیه درباره با قصاص در قرآن کریم ذکر شده اند.)

۱۵. وفای به نذر؛ در معرض آمرزش حق قرار گرفتن: «والوفاءَ بالنذر تعریضا للمغفرهِ.» (اشاره به آیه «واوفوا بالعهدِ اِنَّ العهدَ کانَ مسئولاً» «اسراء: ۲۴ / انعام ۱۵۲»)

۱۶. کم نفروختن؛ تغییر خوی وعادت کم گذاری از حق دیگران: «و توفیهَ المکائیلِ و الموازینِ تغییرا للمبخس» (اشاره به مضمون آیات چهارگانه «واوفوا الکیلَ و المیزانَ بِالقسطِ»)

۱۷. نهی از می خوارگی؛ پاکیزه شدن از آلودگی ها: «والنَهیَ عَن شُربِ الخمرِ تنزیها عَن الرّجسِ» (اشاره به آیات تحریم خمر «مائده ۹۰ و ۹۱ / بقره ۲۱۹»)

۱۸. دوری از تهمت؛ مانع لعنت: «و اجتنابَ القذفِ حِجابا عن اللعنهِ.» (اشاره به مضمون آیه «اِجتنبوا قولَ الزورِ» «حج: ۳۰»)

۱۹. ترک دزدی؛ موجب عفّت و خویشتن داری: «و ترکَ السرقه ایجابا لِلعفّهِ.» (اشاره به آیه «والسارقُ و السارقهُ فاقطعُوا اَیدیهُما جزاءً بما کَسَبا «مائده: ۳۸»»)

۲۰. حرمت شرک؛ موجب اخلاص در قبول ربوبیت در پذیرش توحید محض: «و حَرَّمَ اللّهُ الشرکَ اخلاصا بالربوبیّه.» (۱۶۸ بار لفظ «شرک» و «مشرکین» در قرآن کریم آمده اند و حرمت شرک مورد تأکید قرار گرفته که آیه «اِنَّ اللهَ لا یَغفرُ اَن یُشرکَ به» «نساء: ۴۸» صریح در آن است.)

آن گاه پس از تبیین فلسفه احکام مزبور، به تقوای الهی توصیه کرده، می فرماید: «اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُون.» (آل عمران: ۱۰۲) بدین وسیله، اطاعت از خدا در فرمان های وارد شده و نهی های مذکور را مورد تأکید قرار می دهد: «و اطیعوا اللهَ فیما اَمرَکم به و نَهاکُم عَنه فانّه «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ»» (فاطر: ۲۸) و سپس وارد محتوای اصلی خطبه می گردد.

متن خطبه

حضرت زهرا علیهاالسلام پس از معرفی خود در این قسمت به عنوان دختر رسول خدا، درباره شیوه زندگی مردمان در زمان ظهور پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و روش برخورد آن حضرت با این اوضاع، با استشهاد به آیه «لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِکُم» (توبه: ۱۲۸) می فرماید: پیامبری از خود شما برایتان آمد که آنچه شما را به زحمت می انداخت بر او دشوار بود، نسبت به [خیر و صلاح[ شما علاقه شدید داشت، و به ایمان آورندگان مهربان و دلسوز بود. سپس در تبیین آیه مزبور ادامه می دهد: «… آن حضرت رسالت خویش را ابلاغ و بیم و انذار و اندرز خود را اظهار و از مسلک و روش مشرکان برکنار بود، کمر آنان را شکست و حلقوم ایشان را فشرد و با حکمت و پند نیکو، ایشان را به راه پروردگارش دعوت نمود، بت ها را شکست و گردن فرازان را سرکوب کرد تا آنکه جمع ایشان شکست خورده پا به فرار گذاشتند.»

آن گاه با اشاره به مسلمانان و حق خواهی ایشان در آن دوران سخت ایمان آوردن، می فرماید: «شما به همراه سپیدرویان پاک نهاد، گویای کلمه اخلاص شدید، و حال آنکه «کنتم علی شَفا حُفرهٍ مِن النارِ» (آل عمران: ۱۰۳) بر لبه پرتگاه جهنم بودید. به خاطر ضعف و ناتوانی شما، هر کس از راه می رسید می توانست شما را نابود کند، جرعه ای برای هر تشنه و طعمه ای برای هر گرسنه و آتش گیره هر شعله ای بودید، زیر پای دیگران له شده بودید، آب های گندیده می آشامیدید و برگ درختان می چیدید، ذلیل و توسری خور بودید.» سپس به آیه «تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ» (انفال: ۲۶) اشاره می نماید که «شما وحشت داشتید دیگران از اطراف به شما هجوم آورند، و خداوند به واسطه فیض وجود رسول خدا، شما را از آن گرفتاری ها نجات داد.»

و سپس اشاره می فرماید: شما را از کلیه گرفتاری های دیگر نیز در هر زمان رهانید» و به آیه «کُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ» (مائده: ۶۴) استناد می جوید.

پس از فرمایش های دیگری، به طرح فتنه ها و بروز نفاق ها پس رسول خدا و سرگشتگی مردم و حیرت ایشان می پردازد و با آیه «أَلاَ فِی الْفِتْنَهِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَُمحِیطَهٌ بِالْکَافِرِین» (توبه: ۴۹) وقایع را شرح می دهد و به پشت سر انداختن قرآن و بازگشت به جاهلیت نویدشان می دهد و آن را جایگزین بدی می خواند: «بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلا» (کهف: ۵۰) و چنین کاری را خسران تفسیر می نماید: «وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِین»(آل عمران: ۸۵) و آن گاه پس از توضیحات دیگری از این واقعه، به مسئله قطعی ارث خویش از پیامبر اشاره کرده، می فرماید: شما پنداشته اید که ما ارثی نمی بریم؟ «أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِیَّهِ یَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْمًا لِّقَوْمٍ یُوقِنُون» (مائده: ۵۰) آیا از دستورات دوران جاهلیت پی روی می کنند؟ برای مردمی که باور دارند، چه کسی از خداوند بهتر دستور می دهد و داوری می کند؟

سپس مستقیما جانب خطاب را به ابوبکر نموده، می فرماید: «… ای پسر ابی قحافه! آیا در کتاب خداوند آمده است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم؟ تو مطلب ناروا و سخن نامناسبی گفته ای: «لقد جِئتَ شیئا فریّا» آن گاه به وراثت حضرت سلیمان از داود علیهماالسلام اشاره فرموده، می گوید: «وَوَرِثَ سُلَیَْمانُ دَاوُود» (نمل: ۱۶) و سلیمان از داود ارث برد، و به ذکر داستان یحیی بن زکریّا اشاره می فرماید که گفت: «… فَهَبْ لی مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوب» (مریم: ۵۶)؛ پروردگارا! از سوی خودت، به جانشینی به من ببخش که از من و از خاندان یعقوب ارث ببرد.

در ادامه، به آیات ذیل استناد می جوید: «وَاُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ اَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللّه»(انفال: ۷۵)؛ و خویشاوندان برخی نسبت به برخی دیگر در کتاب خدا مقدّم می باشند. «یُوصِیکُمُ اللّهُ فِی اَوْلاَدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْن» (نساء: ۱۱) و خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش می کند که پسر دو برابر دختر سهم ببرد و «اِن تَرَکَ خَیْرًا الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالأقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِین» (بقره: ۱۸) اگر مالی از خود جای گذاشت، برای پدر و مادر و خویشاوندان به گونه خیر و شناخته شده و معروف وصیت کند و این برای پرهیزگاران کاری درست و شایسته است. و ادامه می دهد: شما پنداشته اید که من بهره ای نداشته، از پدرم ارث نمی برم و هیچ رابطه و پیوندی بین ما نیست؛ در همین زمینه، با اقتباس از آیه ۶۷ سوره انعام و آیه ۳۹ سوره هود می فرماید: «شما خود را نسبت به عام و خاص قرآن، از پدر و پسرعمویم داناتر می دانید. پس (این شما و این فدک که) همچون شتر مهار کشیده و بار کرده در اختیار شما باشد و روز واپسین و رستاخیز تو و آن (فدک) با هم روبه رو خواهید شد … «لِکُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُون»؛ «مَن یَأْتِیهِ عَذَابٌ یُخْزِیهِ وَیَحِلُّ عَلَیْهِ عَذَابٌ مُّقِیم»؛ هر رویدادی را جایگاهی است و به زودی خواهید دانست که بر چه کسی عذاب خوارکننده فرود آمده، شکنجه ای پایدار وارد خواهد شد. همچون قصّه گناه کاران نوح، هم غرق می شوید و هم عذابی جاودانه در انتظارتان است.

آن حضرت از بازگشت مردم پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله شکوه می کند که «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَیَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِین» (آل عمران: ۱۴۴)؛ محمّد صلی الله علیه و آله فرستاده کسی است که پیش از او نیز فرستادگانی آمده اند. آیا گر بمیرد یا کشته شود شما به گذشته خود برمی گردید؟ و هر کس به گذشته خود برگردد هرگز زیانی به خداوند وارد نیاورده است و به زودی خداوند سپاس گزاران را پاداش خواهد داد. و فریاد برمی آورد: «ای قوم اوس و خزرج! آیا میراث پدرم بلعیده شود، در حالی که شما مرا می بینید و صدای مرا می شنوید و آغاز و فرجام کار به شما برمی گردد و زمام امور در دست شماست؟» و با شِکوه از پنهان کاری مردم و چشم پوشی آنان از حق و انحراف از راه راست، با استناد به آیه «اَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُواْ أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن کُنتُم مُّؤُمِنِین» (توبه: ۱۳) می فرماید: آیا با مردمی که پیمان های خود را شکسته و برای بیرون کردن پیامبر تصمیم گرفته اند نمی جنگید، با آنکه جنگ را آغاز کرده اند؟ آیا از آنان می ترسید با اینکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر ایمان آورده و دین را باور کرده اید؟(۱۴)

در ادامه بیانات تند و گزنده خطبه، حضرت زهرا علیهاالسلام رفاه طلبی و تمایل به زندگی راحت را عامل این چرخش دانسته، می فرماید: «إِن تَکْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ» (ابراهیم: ۸) اگر شما و همه کسانی که در روی زمین زندگی می کنند کافر شوید، بدانید که خداوند بی نیاز و ستوده است. و با خشم اظهار می دارد: «این سخنان خروشی بودند که از جان برآمد و آهی بودند که از خشم من برخاستند و از بی تابی و توان فرسایی من حکایت می کردند … آنچه را شما انجام می دهید پیش روی پروردگار است و او ناظر و بینا: «وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ» (شعراء: ۲۲۷) و به زودی ستم کاران خواهند دانست به چه جایگاهی بازگشت می کنند! و ادامه می دهد: «من دختر پیامبر، هشداردهنده شمایم که شما را از عذاب سرسخت پیش رویتان بیم می داد. «فاعلَموا إِنَّا عَامِلُونَ وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُون» (اقتباس از آیات ۱۲۱ و ۱۲۲ سوره هود)؛ پس هر کاری می خواهید انجام دهید که ما هم کار خود را انجام خواهیم داد و چشم به راه باشید که ما هم منتظریم.

در این فراز از سخن، ابوبکر با دل جویی و آرامش تلاش می کند تا حضرت را از خشم فرونشاند و در عین حال، حکم خویش را در مورد «فدک» و اموال باقی مانده از رسول خدا ابراز نماید؛ می گوید: «ما آنچه را که شما در نظر دارید، در راه خرید اسلحه و ساز و برگ جنگی خرج کرده ایم تا به وسیله آن ها، مسلمانان با کافران هماورد باشند.» آن گاه در این تصمیم گیری به اجماع عموم مسلمانان تکیه کرد و از اینکه نمی تواند خلاف دستور پیامبر کاری کند و باید این اموال به ولیّ پس از وی سپرده شود، از اموال شخصی خویش پیش کش کرده، می گوید: در آنچه در اختیار شخص من است و از اموال من به شمار می رود، هر دستوری که بفرمایید اجرا می شود. آیا شما صلاح می دانید که من در این مورد، خلاف پدرت حضرت رسول صلی الله علیه و آله عمل کنم؟

در این هنگام، حضرت زهرا علیهاالسلام به خروش آمده، می فرماید: «سبحان الله! … هیچ گاه رسول خدا از کتاب خدا روی گردان و نسبت به احکام او مخالف نبود، بلکه پیرو قرآن و سوره های آن بود. آیا شما با نیرنگ و فریب، اجماع کرده، بهانه ای دروغین بر او بسته اید؟» و سپس به قرآن اشاره نموده، می فرماید: «این کتاب خدا، که داوری دادگر است و بیان آن حل و فصل می کند، می فرماید: درخواست زکریّا از خداوند آن بود که به او فرزندی بدهد و گفت: «یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوب» (مریم: ۶) و «وَوَرِثَ سُلَیَْمانُ دَاوُود»(نمل: ۱۶) آن فرزند وارث من وآل یعقوب باشد و سلیمان از داود ارث برد. بنابراین، خداوند متعال در آنچه توزیع و تقسیم کرده، سهم هر کسی را تعیین و مقدار واجب و حتمی از میراث را مشخص ساخته است. سهم پسران و دختران را به گونه ای واضح و روشن بیان داشته، بهانه جویی یاوه سرایی را باطل ساخته و از بدگمانی و شبهه افراد وامانده در آینده جلوگیری نموده است. نه، چنین نیست: «بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَی مَا تَصِفُون» (یوسف: ۱۸)؛ بلکه شما خودتان را گول زده و نفوس شما کاری (قبیح) را برایتان با جلوه ای زیبا نمایش داده اند. و من بردباری و صبری نیکو خواهم کرد و بر آنچه شما توصیف می کنید، از خداوند کمک می جویم.»

در اینجا نیز ابوبکر به این بهانه که خلافت را مردم به گردن وی انداخته اند و بر آنان مستبدّانه حاکم نشده، مسلمانان را به داوری بین خود و حضرت فرامی خواند.

حضرت در آخرین فراز، با دلی آکنده از غم، مردم را به تدبّر در قرآن فراخوانده، می فرماید: «ای مردم که شتابان به گفتار باطل روی آورده، کار زشت زیان بار را با دیده اغماض نگریسته، آن را پذیرفته اید! «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَی قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»(محمد: ۲۴) آیا در قرآن اندیشه نمی کنند (نمی کنید) یا اینکه بر دل هایشان (دل هایتان) قفل است؟ نه چنین است، «بَل رَانَ عَلی قلوبِکم» (اشاره به آیه ۱۴ مطفّفین)، بلکه کا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *