تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد چپ; ریشه در وضع خاص انسانی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد چپ; ریشه در وضع خاص انسانی شامل 47 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد چپ; ریشه در وضع خاص انسانی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل رویکرد چپ; ریشه در وضع خاص انسانی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد چپ; ریشه در وضع خاص انسانی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد چپ; ریشه در وضع خاص انسانی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل رویکرد چپ; ریشه در وضع خاص انسانی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رویکرد چپ; ریشه در وضع خاص انسانی :

چکیده:

آقای حسین کچویان با طرح مباحثی اصولی از زاویه ای متفاوت و با اثبات این نکته که نظریه هایی چون «پایان ایدئولوژی » و «پایان تاریخ » بخشی از تبلیغات ایدئولوژیک نظامهای سرمایه داری و لیبرال دموکراسی علیه بلوک شوروی بوده که تعمدا سایر ایدئولوژی های رقیب در غرب و جهان سوم را نادیده می گیرد، معتقد است که روند جهانی سازی پدیده ای است که از آغاز با ویت سرمایه داری همراه بوده است. ایشان ضمن تفکیک «جهانی شدن » و «جهانی سازی » معتقد است که این فرایند می تواند زمینه ساز حرکتهای فراملی برای چپ باشد. جریان چپ به هیچ وجه تمام شده تلقی نمی شود بلکه ضمن تاکید بر عدالت و استقلال، در وضعیت کنونی «مساله هویت » را در دستور کار خود قرار می دهد.

جریان چپ اساسا از درون یک چارچوب عقیدتی و یک دیدگاه نظری به جامعه، تاریخ و پیرامون خود نگاه می کند و برپایه آنها نیازها و ضرورتها را تشخیص می دهد. با اینکه آنها برنامه سیاسی خود را پاسخگویی به نیازها و خواسته های مردم می دانند، اما برای تعریف و تعیین این نیازها و اولویت بندی و تعمیم آنها، اولا و بالذات به واکنشهای روزمره مردم نگاه نمی کنند. بنابراین باید دید آیا در شرایط کنونی در جهان، عوامل یا مسائل یا مشکلاتی وجود دارد که داعیه های چپ و پیگیری آنها را موجه سازد یا نه؟ پاسخ این جانب از قرار زیر خواهد بود:

چپ و تهاجمات ایدئولوژیک سرمایه داری

۱. طرح سؤال یاد شده نه تنها تعجب آور بلکه حاکی از ساده نگری و گرفتار شدن در دام نظری دشمنی است که اتفاقا برعکس آنچه از سؤال برمی آید در سراشیبی سقوط و اضمحلال قرار دارد. نظریاتی چون نظریه «پایان تاریخ » فوکویاما و پیش از آن نظریه «پایان ایدئولوژی » که توسط طرفداران لیبرال دموکراسی های غربی نظیر بل، (Bell) از دهه شصت قرن گذشته میلادی مطرح شد، از همان زمان نیز توسط محافل آکادمیک جدی گرفته نشد و عمر بسیار کوتاهی داشت. آنچه بعد از این ما شاهد آن بودیم، چیزی جز بهره برداری ایدئولوژیک از آن در سطح رسانه های سرمایه داری استکباری نبوده است که دقیقا به قصد تضعیف روانی نیروهای مخالف و تقویت طرفداران نظم فرتوت کنونی دائما تبلیغ می شود. اما آنچه از آن به روند «جهانی شدن » تعبیر شده است، صرف نظر از اینکه روند جدیدی نیست و به آغاز توسعه سرمایه داری از قرن شانزدهم میلادی باز می گردد، در شکل کنونی آن نیز به طور قطع داعیه های بیشتری برای جریان چپ و فعالیت آنها (نسبت به قرن نوزدهم) فراهم کرده و خواهد کرد. البته این قلم از بعضی نتایج و پیامدهای به ظاهر مثبت جهانی شدن غافل نیست. از افزایش تولید و سود و کاهش هزینه های همگان از جمله کارگران و مستضعفان نیز بهره مند خواهند شد، اما آیا ماهیت روابط سلطه تغییر خواهد کرد و مناسباتی عادلانه تر و انسانی جایگزین خواهد شد؟

۲. نظریه های «پایان تاریخ » و «پایان ایدئولوژی » که توسط صاحب نظران اردوگاه لیبرال دموکراسی مطرح شده است، هر دو از نزاع میان بلوک شوروی و بلوک آمریکا و مسائل مربوط به آن سخن می گویند و در واقع ضد حمله ای ایدئولوژیک از سوی سرمایه داری علیه بلوک کمونیسم می باشد و باید در این متن خاص فهمیده شود.

این نظریه ها بیان می دارند که ایدئولوژی ها تناسب و کارایی خود را در دنیای جدید از دست داده اند. در این زمینه مشخصا منظور آنها از دنیای جدید، دنیای کشورهای پیشرفته و صنعتی بود و صرفا حول ایدئولوژی های توتالیتر (فاشیسم و کمونیسم) سخن می گفتند.

اما مساله جهانی شدن یا جهانی سازی مساله ای کاملا متفاوت با مسائلی است که در نظریه های پایان تاریخ یا پایان ایدئولوژی طرح شده است. جهانی شدن ابعاد متفاوتی دارد که از وجهی به فرایندهای واقعی و از وجهی به تمایل و علایق ایدئولوژیکی که باید از آن با تعبیر «جهانی سازی » یاد کرد، مرتبط است. از وجه واقعی، جهانی شدن عمدتا به فرایندهای موجود در قلمرو اقتصاد (نظیر شرکتهای فراملی، پیوستگی های شدید بازارهای سرمایه و کار و…) اشاره دارد. البته این فرایند وجهی فرهنگی نیز دارد که عمدتا در گسترش فوق العاده نقش رایانه ها، اینترنت و پست الکترونیکی تجلی یافته است. اما وجه دیگر این فرایند، جهانی سازی است که تلاش برای گسترش نقش سازمان ملل در تخالف با نقش واحدهای ملی، برتری دادن حقوق بین المللی نسبت به حقوق ملی و دولتهای مستقل، مداخلات رو به گسترش قدرتهای بزرگ و بویژه آمریکا و تحمیل ارزشها و منافع و مصالح غربی بر دیگر کشورها تحت عنوان حقوق بشر و نظایر اینها از نشانه های آن است.

بعضی با ربط دادن جهانی شدن یا جهانی سازی با دو نظریه پایان تاریخ و پایان ایدئولوژی ادعا می کنند که نظام سرمایه داری یا نظامهای سکولاریستی یا نظامهای لیبرال – دموکراتیک غربی (هر نامی که می خواهید به آنها بدهید) آخرین ایستگاه تاریخ و دارای جهان شمول ترین و ماندگارترین ارزشهای انسانی می باشد. یک چنین تحولی از دید برخی، تمام زمینه های موجود برای تداوم چپ را از بین می برد. چون فرض می گیرد که نظام سرمایه داری توانسته بر مشکلات و تضادهای خود غلبه کرده، رقبایش را از صحنه خارج نموده و به نظمی ماندگار و مورد قبول همگان تبدیل شود. اما نگاهی به نقشه جهان، توجه به گسترش رو به تزاید فقر و بیماری و قروض جهان سوم که به شکلی بی سابقه جهان را قطبی ساخته است، به ما می گوید که به لحاظ ساختاری، هیچ چیز حداقل برای جنوبی ها تغییر نکرده است بلکه روابط درونی جهان سرمایه داری نیز هرچه بیشتر به سمت قطبی شدن ثروتمندان و فقرا پیش می رود. به هر حال، جریان چپ پیوندی با این شرایط انسانی دارد و تا زمانی که حیات انسان در روی زمین در محدوده این شرایط قرار دارد باقی خواهد ماند.

۳. برای ارائه پاسخ بنیادین به این سؤال که چپ در کل چه آینده ای در سطح جهان خواهد داشت، باید دو مساله را از یکدیگر جدا کرد: مساله تاریخی و مساله انسانی. از لحاظ تاریخی، مساله «چپ تجددی » یا چپی که ما تاکنون می شناخته ایم، محصول شرایط تاریخی ویژه ای است که این شرایط را توسعه سرمایه داری و نظام لیبرال دموکراسی بویژه در قرن نوزدهم به بعد برای جهان به وجود آورده بود. اصولا نام چپ نیز از دل همین شرایط تاریخی و بر حسب یک اتفاق ساده ظاهر شده است وگرنه می توانست همین جریان نام راست داشته باشد یا آن گونه که متون دینی ما می گوید طریق وسطی یا مستقیم. تحت این شرایط تاریخی، چپ اساسا و اولا و بالذات ماهیتی سوسیالیستی و مارکسیستی پیدا کرد و بر مساله اقتصاد و بی عدالتی اقتصادی، تقابل «سرمایه دار – کارگر» و مقولاتی نظیر اینها متمرکز شد مساله سیاست و فرهنگ کاملا مورد غفلت قرار گرفت، بلکه به شکل غلطی در باب آنها و از جمله دین نظریه پردازی شد. متاسفانه در کشورهای جهان سوم هم که اساسا درگیر مسائل و مشکلات متفاوتی بود از همین الگو نسخه برداری شد و جز تخریب خود و نیروها و منافع مردم به نتیجه ای نیانجامید.

اما اگر از شرایط تاریخی فراتر رویم خواهیم دید که آن معنای خاص از چپ تنها مصداقی از یک مفهوم کلی است که نه تنها پس از پایان این شرایط می تواند تداوم یابد بلکه حتی پیش از آن نیز وجود داشته است.

چپ هیچ گاه ظرفیت، زمینه و موضوعیت خود را از دست نداده است. مساله چپ به تمایل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *