تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تکثر خشونت در آزارهای خیابانی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تکثر خشونت در آزارهای خیابانی با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تکثر خشونت در آزارهای خیابانی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تکثر خشونت در آزارهای خیابانی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تکثر خشونت در آزارهای خیابانی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تکثر خشونت در آزارهای خیابانی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل تکثر خشونت در آزارهای خیابانی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تکثر خشونت در آزارهای خیابانی :

چکیده:

آزار خیابانی به عنوان مصداقی از خشونت علیه زنان، آسیبهای متعددی را بر فرد، خانواده و جامعه به بار می آورد. دیدگاههای مختلف، تحلیل های متفاوتی را برای تبیین مسئله ارائه کرده اند. در این نوشتار با بهره گیری از مدلی تلفیقی که بر همه عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی تأکید میورزد، میتوان این معضل را تبیین نمود؛ همچنین با توجه به عمق، گستره و تکثر خشونتی که از طریق آزارهای خیابانی، زنان جامعه را تهدید می کند؛ راهکارها و پیشگیری هایی ارائه کرد.

واژگان کلیدی:

آزار خیابانی، خشونت علیه زنان، مردان، آزار جنسی، مزاحمت جنسی، زنان، اجتماعی، روابط دختر و پسر.

بی تردید یکی از تجربه های تلخ تاریخ، ظلم و ستم بر حقوق و امنیت زنان است، از جمله، تهدید امنیت آنها در بیرون از منزل و آسیب هایی که به اقتضای شرایط روحی و جسمی بر ایشان وارد می شود.

آزارهای خیابانی پدیده شومی است که در

s

طح

جهان قربانیان فراوانی دارد و امروزه یکی از دغدغه های قابل توجه کارشناسان مسائل

اجتماعی و مدیران جامعه می باشد، به طوری که با رویکردهای متفاوتی این مسئله را

تبیین نموده اند

.

تحلیل گران اجتماعی با توجه به آسیب های فردی و اجتماعی آزارهای خیابانی و تکثّر روزافزون و متنوع آن، ضرورت طرح، بررسی و برنامه ریزی در مواجهه با آن را بیان می کنند. ترس و ناامنی، فشارهای روانی، مخدوش شدن شخصیت و کاهش مشارکت اجتماعی زنان کمترین پیامد آزارهای خیابانی است که جبرانش نیازمند هزینه های مالی و انسانی سنگینی است. بدین لحاظ جهت بررسی علمی این موضوع، در آغاز مفهوم آزار خیابانی تعریف و تحدید می شود.

تعریف آزار خیابانی

دو واژه آزار خیابانی و آزار جنسی از جهت مفهوم و مصداق بسیار به هم نزدیک می باشند.

آزار

جنسی،

مفهومی روانشناختی

است و ناظر به رفتاری لذتجویانه

از سوی جنس مخالف (مردان) است که رنج و اذیتی را بر طرف مقابل (زنان) تحمیل میکند

.

سازمان بهداشت جهانی در قطعنامه خشونت علیه زنان، آزار جنسی را چنین تعریف کرده است: هر

نوع رفتار خشن و وابسته به جنسیت که موجب آسیب جسمی، روانی یا رنج زنان می شود،

چنین رفتاری میتواند

با استفاده از تهدید، اجبار یا سلب مطلق اختیار و آزادی در جمع یا خفا رخ دهد

.

بنابراین در ماهیت این مقوله، نارضایتی و عدم تحمل از سوی جنس مخالف وجود دارد. از این منظر، آزار خیابانی، هر نوع تخّیل جنسی است که در ملأ عام، خارج از خانه و در اماکن عمومی به مرحله بیان و عمل رسیده و موجبات اذیت روحی و روانی فرد بزه دیده را فراهم می کند.

مطابق نگرش های لیبرالیستی، رفتارهای جنسی که از نوع آزار و مزاحمت جنسی باشد و باعث استرس، اضطراب، خشم، ترس، درماندگی و… شود؛ مذموم شمرده می شود و روابط جنسی همجنسان یا ناهمجنسان با یکدیگر، چنانچه براساس میل و رغبت دو طرف انجام گیرد، هیچ قبحی ندارد. اما در فرهنگ اسلامی چنین نگرشی وجود ندارد. از منظر اسلامی، روابط جنسی به دو دسته مشروع و نامشروع تقسیم می شود. رفتار جنسی نامشروع گاه با خشونت، آزار و اذیت انجام می شود. دین اسلام مخالف هر نوع رفتار جنسی نامشروع است، خواه با رضایت یا عدم رضایت باشد و زمانی که بزهکاری جنسی، همراه با آزار و اذیت باشد، آزار جنسی است و اگر فردی در مقابل رفتاری که ماهیت جنسی و التذاذ جنسی دارد تمکین نشان دهد، آن رفتار جزء مقوله آزار جنسی نخواهد بود، بلکه نوعی انحراف جنسی است و عواقب خاص خود را دارد. در قوانین اسلام انحراف جنسی همراه با آزار جنسی شدیدتر مجازات می شود. در ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی، زنای به عنف و اکراه، موجب اعدام زانی می شود، در حالی که اگر به عنف و اکراه نباشد، در بعضی صور موجب اعدام نیست.

انواع آزارهای خیابانی

آزار خیابانی هر روز میتواند به شکلی نو و بدیع ظاهر شود و هوسرانی سیری ناپذیر با استخدام قوه خیال، طرحی نوین را در اشباع غریزه جنسی بکار گیرد و وسایل تکنولوژیکی، حمل و نقل و ارتباطات را در خدمت مزاحمتهای جنسی قرار دهد. در یک تقسیم بندی کلی انواع آزارهای خیابانی عبارتند از:

۱)

آزار گفتاری

این نوع آزار از جلوههای زشت و شایع مزاحمت های خیابانی است که فرد مزاحم با مخاطب قرار دادن زن، الفاظی را با نیت شهوانی و به منظور لذت جویی بکار می برد. در این نوع آزار، بانوان، در حال عبور از خیابان و خرید از بازار یا برگشت به خانه با افراد حقیر و منحرف مواجه میشوند که تمام ارزش و هویت خود را تحت الفاظی رکیک به نمایش میگذارند. تمسخر به ظاهر فرد یا تعریف از او، فحش و ناسزاگویی و تهدید و توهین، از جمله آزارهای لفظی مزاحمان خیابانی است.

۲)

آزار رفتاری

در این نوع آزار نیز شخص فاعل با حرکات و رفتار مخالف شئون و حیثیت زنان، آنها را در معابر و اماکن عمومی مورد آزار جنسی قرار می دهد. نظیر آنکه برخی افراد مزاحم از طریق بوقهای ممتد خیابانی، روشن و خاموش کردن چراغ و ایست و گریزهای افراطی و معنادار در برابر بانوان منتظر تاکسی، موجب هتک حرمت نوامیس میشوند یا با وسیله نقلیه موتوری به سمت آنها یورش می برند یا راه عبور آنها را می بندند یا آنها را تعقیب می کنند یا با استفاده از ازدحام و شلوغی جمعیت در اتوبوس یا اماکن عمومی به تعرض بدنی اقدام می کنند یا با نگاههای ممتد شهوانی و آزاردهنده، آزادی آنان را سلب می کنند و … که تمام این موارد از مصادیق آزارهای خیابانی است. گاه این آزارها با استفاده از خشونت، تهدید و با سلاح سرد انجام میشود.

پیامد آزارهای خیابانی

انحرافات اجتماعی معمولاً آسیبهای متعددی را میآفرینند. به طور کلی پیامدهای آزار خیابانی را میتوان در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی مورد بررسی قرار داد.

۱)

پیامدهای فردی

۱-۱)

تأثیر بر فرد بزهکار

تخریب هویت جنسی

مزاحمین خیابانی به تناسب نوع تربیت خانوادگی و میزان فرهنگپذیری و لذت حاصل از تخّیل جنسی در قالب گفتار و رفتار، تمایل به تکرار آن دارند. تکرار آزار جنسی باعث پیدایش طبیعت ثانویه در چنین افرادی میگردد؛ به گونهای که آزارشان را در سطح جامعه تعمیم میدهند. این هویت جنسی جدید، میل به گزینش همسر را از آنها سلب میکند، در حالی که مطابق فرهنگ و آداب اسلامی هویت جنسی، راه خاصی را جهت ارضای غریزه جنسی نشان میدهد.

بیقیدی و رهایی

مطلق

مزاحمان خیابانی به دنبال سوژه مورد نظر خود، بدون مقصد خاصی درخیابانها به پرسه زدن و ولگردی میپردازند. این موضوع می تواند سایر انحرافات اجتماعی را به دنبال داشته باشد که مهمترین و خطرناکترین آنها تشکیل باند انحراف و خردهفرهنگ بزهکاری است.

مغفول گذاردن تکالیف

بی تردید مزاحمت خیابانی فرصتها را از مزاحمین سلب میکند و مانع انجام وظائف آنها در محیط خانه، مدرسه و محل کار میشود؛ هر چند که در اغلب موارد، فرد بزهکار به چنین آسیب هایی توجهی ندارد. همچنین این رفتار مذموم، فرد را از رعایت و توجه به اصول اخلاقی و مذهبی غافل می نماید.

احساس شرم و بیارزشی

احساس گناه و شرم در برخی اوقات و ساعات میتواند اعتماد به نفس را از آنها سلب کرده و در میانسالی به احساس خود کمبینی یا بیارزشی منتهی شود.

۲-۱)

تأثیر بر فرد بزهدیده

سلب امنیت فردی

زنانی که مورد آزار خیابانی بودهاند یا این وقایع را شنیدهاند، در خیابانها احساس امنیت و آسودگی ندارند. ترس و بیاعتمادی نسبت به افراد و احتمال سودجویی، روح و روان آنها را آزرده میکند.

خدشه به حیثیت و منزلت انسانی

هیچ فردی انتظار ندارد که دیگران منزلت او را پایمال کنند، آسیبی که از این جهت متوجه فرد میشود، عواقب خطیری از قبیل افسردگی، تحقیر و خود کمبینی، افزایش خستگی، رنجش و کاهش نشاط را به دنبال دارد.

احساس بدبینی به جنس مخالف

یکی از پیامدهای طبیعی، ولی زیان بار آزارهای خیابانی، ایجاد احساس بدبینی زنان نسبت به جنس مرد است. یعنی وجود چنین آسیب هایی می تواند ترسیم کننده چهره نامطلوبی از مردان، خصوصاً افراد ناشناس برای زنان باشد. این بدبینی به نوبه خود مانع هر نوع معاشرت انسانی بین دو جنس مخالف خواهد بود. احساس بدبینی گاه به تنفّر جنسی می انجامد و زن را در موضع پرخاشگری نسبت به جنس مرد قرار داده و در زندگی زناشویی اختلالاتی ایجاد می کند.

تخریب روابط بین فردی و گروهی

فرد بزهدیده ممکن است توانایی خود را در ایجاد ارتباط متعادل با دیگران و حتی خانواده از دست بدهد. هرچند این مشکل برای اشخاص دارای هویت سالم و ثابت کمتر ایجاد می شود، زیرا آنها احساس میکنند که مورد ظلم و ستم واقع شدهاند، هرچند فردی که حقوقش به ناحق ضایع شده و به میزان قدرت خود دفاع کرده است، نباید احساس شرمندگی کند.

آسیبهای جسمی

آزارهای خیابانی گاه با خشونت و ضرب و شتم همراه است، به خصوص زنانی که در مقابل مهاجم تسلیم نمیشوند و از خود دفاع میکنند، دچار آسیبهای جسمی میشوند.

۲)

پیامدهای خانوادگی

تهدید حیثیت خانواده

بخشی از آسیبها به خانواده بزه دیده منتقل میشود، نظیر مخدوش شدن منزلت و حیثیت خانواده فرد که به جهت تعلق او به خانواده اش، این آثار و پیامدها به سایر اعضای خانواده سرایت می کند. لذا احساس توهین و تخریب منزلت فرد، آتشی است که دامن خانواده را میگیرد. خانوادههایی که یکدیگر را میشناسند، همسایگانی که با هم ارتباط دارند، اطلاع آنها از وضعیت فرد بزهدیده، ممکن است عزت و آبروی خانواده را مخدوش کند.

ایجاد تنش در درون خانواده

گاه مزاحمتهای خیابانی باعث جدال و تنش در روابط گرم و صمیمی اعضای خانواده میشود. شوهر، همسرش را و پدر، دخترش را… توبیخ میکند، این تنشها سبب پیامدهای دیگری از قبیل شک و بدبینی، ممانعت خروج از منزل یا عدم اجازه جهت کار و تحصیل …. میگردد.

سلب امنیت خانوادهها

یکی از عوارض شایع مزاحمتهای خیابانی، سلب امنیت خانواده است. به گونه ای که والدین کمتر جرأت خواهند کرد که فرزندان خود را در محیط ناامن جامعه روانه کنند. اضطراب، نگرانی، دغدغه و ترس، آرامش آنها را سلب میکند، در نتیجه شادابی و طراوت لازم را در محیط خانه نخواهند داشت.

۳)

پیامدهای اجتماعی

هر چند آسیبهای معطوف به فرد و خانواده، از اهمیت زیادی برخوردارند، اما این آسیبها در فضای جامعه مضاعف میشوند؛ زیرا جامعه و فشار اجتماعی بر فرد و خانواده تأثیرگذار است، جامعه ظرف فرهنگ است و افراد به گونهای اجتماعی میشوند که فرهنگ اقتضا میکند، بنابراین آسیبهای اجتماعی بسیاری از افراد، خانوادهها و نهادهای اجتماعی را تحت پوشش قرار میدهد.

آزارهای خیابانی و توسعه آن در سطح شهر، حجب و حیا را که عامل مهمی در کنترل اخلاقی است، فرسایش میدهد و همه کسانی را که حیای اجتماعی، مانع ارتکاب علنی فساد اخلاقی آنان میگردد، به صحنه می کشاند و کلیت شهر را محیط خلوت آزار جنسی توسط آنان قرار میدهد.

کاهش مشارکت اجتماعی زنان

با افزایش مزاحمت های خیابانی، مشارکت اجتماعی و فرهنگی زنان، خصوصاً زنان محجبه کاهش می یابد. زیرا طبیعی است که هر گاه خروج از منزل و موقعیت مطمئن، مقارن با آزارهای خیابانی باشد، ترس از عواقب و خطرات آن دامنه فعالیت آنها را کاهش می دهد یا هزینه چنین مشارکتی را افزایش می دهد.

آشفتگی در روابط اجتماعی

جامعه سالم، از روابط اجتماعی معقول و مطلوبی برخوردار است و شهروندان از طریق الگو های قابل پیشبینی رفتار، کنش متقابل دارند. چنانچه به واسطه دخالت متغیری ناهمگون، معادلات رفتاری تغییر کند و رفتار آدمیان قابل پیشبینی نباشد، با وضعیتی به نام آشفتگی اجتماعی یا آنومی مواجه خواهیم شد. در جامعه آشفته، ارزشها، مطلوبیت اجتماعی و کارکرد خود را از دست میدهند و هنجارها بدون ممانعت اجتماعی شکسته میشوند.

آزارهای خیابانی در روندی رو به گسترش، روابط بین فردی و گروهی را از جهت کمّی و کیفی تحت تأثیر قرار میدهد. از جهت کمّی؛ ارتباط فرد آسیب دیده به اشخاص خاص، منطقه و قلمرو فیزیکی معینی محدود میشود و نمی تواند با هر کسی ارتباط انسانی برقرار کند و رفت و آمدهای او کاهش می یابد. از جهت کیفی، رفتارها قابل پیشبینی نیست، هنجارها و ارزشها مراعات نمیشود. در چنین فضایی قبح اجتماعی آزار جنسی شکسته میشود و در نتیجه فشار اجتماعی بر علیه آن کاهش مییابد. حاصل این موارد، آشفتگی در روابط اجتماعی از جهت اخلاقی و فرهنگی است.

تأثیر منفی در فرآیند جامعهپذیری

فرآیند جامعهپذیری و انتقال ارزشهای جامعه به درون فرد، مقولهای است که به وسیله نهادهای مختلف اجتماعی از قبیل خانواده و مدرسه و از خلال ارتباطات افراد و گروههای اجتماعی پدید میآید. جامعهپذیری به ویژه در سنین کودکی و نوجوانی، فرآیندی نیست که با آگاهی و توجه افراد صورت بگیرد، بلکه در اغلب موارد ناآگاهانه و غیر گزینشی است.

آزارهای خیابانی که در منظر کودکان و نوجوانان و جوانان به وقوع میپیوندد، فرآیند مستمر جامعهپذیری را در مقوله ارتباطات بهنجار و امنیت شهروندان، به مخاطره میاندازد. آنها ابتدا بدون آگاهی و گزینش دقیق از خوبی یا بدی، چنین رفتارهایی را به عنوان گذران اوقات فراغت و سرگرمی میدانند و سرانجام خود به مزاحمین خیابانی و بزهکاران حرفهای تبدیل میشوند.

کاهش حساسیتها و

افزایش بیتفاوتی

اجتماعی

نظارت و دفاع از ارزشهای اجتماعی در جوامع گوناگون به یک اندازه نیست. در فرهنگها و جوامع مختلف، افراد تحت تأثیر باورها و ایدئولوژیهای خاص خود و نیز به میزان تعلّق و وابستگی به ارزشهای اجتماعی، در مقابل هنجارشکنان مقاومت می کنند، اما دو عامل سبب کاهش دفاع مردم در حفظ این ارزشها میشود:

۱) زمانی که تعلق و وابستگی آنها به این ارزشها کاهش می یابد.

۲) زمانی که احساس کنند دفاع آنها تأثیری در حفظ ارزشها ندارد یا هزینه سنگینی به دنبال دارد.

با افزایش مزاحمتهای خیابانی، از وابستگی و گرایش اعضای جامعه به حفظ ارزشها کاسته میشود و با دیدن کثرت مزاحمتهای خیابانی، افراد نقش خود را در محافظت از ارزشها کمرنگ میبینند. زیرا آنها هر روز شاهد مزاحمتهای متعدد افراد شرور نسبت به زنان هستند و مسأله مزاحمت و آزار به عنوان مسأله روزمره و عادی جامعه درمیآید که مجبور هستند آن را تحمل کنند، مجموع این شرایط وجدان عمومی را نسبت به وقوع ناهنجاریهای اخلاقی، بیتفاوت میکند و صرفاً نوعی تعجب روانی را به جای پافشاری بر سلامت ارزشهای اجتماعی، بر پیکر جامعه تزریق میکند.

اگر امروزه در شهرهای بزرگ در مقابل انبوهی از چشمهای نظارهگر، انواعی از آزارهای خیابانی به نوامیس جامعه صورت میگیرد و گاه پاسخ مناسبی را از مردم دریافت نمیکند، ناشی از نوعی بیتفاوتی اجتماعی در برابر منحرفین است.

ترویج فساد اخلاقی و تبدیل آن به ارزش اجتماعی

کثرت

دعوت به انحراف در ملأعام، قباحت اجتماعی آن را به تدریج زایل مینماید

و تهدیدی جدی برای اکتساب ارزشهای

اخلاقی نوجوانان میباشد،

از سوی دیگر، چه بسا تعدادی از افراد سالم جامعه نیز در چنین شرایطی به انحراف

کشیده شوند؛ نتیجه قهری تداوم چنین وضعیتی، هنجارمندی رفتارهای ضداخلاقی و انحراف

افراد سالم و آسیبپذیری

آنها در مقابل این انحراف و در نهایت گسترش فساد و فحشا و ایجاد خدشه و خلل در

بنیانهای خانواده

خواهد بود

.

تزلزل ارزش های اخلاقی

ثبات ارزشهای اخلاقی در جامعه، با وجود انحرافات اخلاقی (از جمله آزارهای خیابانی) ممکن نیست. اگر خیابانهای شهر شاهد بروز مصادیق مختلف آزار خیابانی باشد، معنویت و ارزشهای اخلاقی به تدریج تضعیف میشود و آرامش روحی اعضای جامعه برهم خواهد خورد.

طرح و نقد

برخی نظریات تبیین کننده

هرچند برای تبیین این معضل اجتماعی تبیین های مختلفی ارائه شده است، اما در این نوشتار سه نظریه مطرح می گردد.

۱ به اعتقاد برخی تحلیل گران مسائل جامعه، منشاء اختلالات اجتماعی نظیر آزارهای خیابانی گذار جامعه از مرحله سنتی به مدرن است. آنها معتقدند که دگرگونی،

تحول، تنش و بحران در ذات جوامعی وجود دارد که به تدریج بازنمادها، موازین و نگرشهای

سنتی کارکردهای خویش را از دست میدهند

و تطبیق با دنیای جدید دچار مشکل میشود

.

ریشه

بسیاری از مسائل اجتماعی و ناهنجاریهای

رفتاری در سطوح فردی، جریانها

و اقشار اجتماعی، حتی در سطح تعاملات حزبی و سیاسی، ناشی از عدم تعیّن و سیال بودن

و طیف گونگی نظام ارزشی در شرایط فعلی جامعه است. این دسته از محققان اجتماعی،

گذر

از جامعه سنتی به مدرن و شبه مدرن

را واقعیتی اجتناب ناپذیر قلمداد کرده و عمده مسائل اجتماعی و تعارضات فردی و گروهی

موجود در جامعه را به ماهیت سیالی و گذرایی جامعه نسبت میدهند

.

جامعهای که با

نفوذ ارزشهای

جوامع مدرن و تضعیف ارزشهای

سنتی، ثبات خود را از دست داده و دچار

وضعیت

تثبیت نشده

می باشد

.

این تفکر در رویکردی افراطی، ناهنجاریهای موجود را بیش از آنکه هنجارشکنی بداند، هنجارهای

توافق نشده

تلقی میکند، لذا

در مواجهه با آن، به جای مجازات متخلّف، راههای دستیابی به وفاق ارزشی را پیشنهاد و

تأیید می کند. به طور مثال یکی از تبیینهای

مبتنی بر پارادایم

دوران

گذار،

مسأله تأخیر سن ازدواج و پیامدهای حاصله است. در این تبیین بیان شده است که موضوع

ازدواج در فرهنگ سنتی سه ویژگی عمده داشته که اکنون تغییر کرده است

:

۱ در گذشته، سن ازدواج با سن بلوغ و فشار نیاز جنسی تطابق داشت.

۲ هرچند ارضای جنسی خارج از قلمرو خانواده به طور رسمی تجویز نمیگردید، اما در فرهنگ عمومی (به ویژه در مورد انحرافات جنسی پسران و مردان) با نوعی تساهل و اغماض همراه بود. همجنس بازی، وجود خانههای فساد و فحشا و محلههای بدنام، ارضای غریزه جنسی را با مشکل جدی مواجه نمی کرد.

۳ مراعات هنجارهای مربوط به حجاب شرعی شرایط تحریکپذیری جنسی را کاهش میداد.

اما در حال حاضر هرسه ویژگی دستخوش تغییر شده است: اولاً: سن ازدواج به تأخیر افتاد. ثانیاً: مجاری غیررسمی ارضای غریزه جنسی از طریق کنترل رسمی با انسداد بیشتری مواجه شد. ثالثاً: با پیشرفت روز افزون تکنولوژی، عوامل تحریکزای غریزه جنسی امکان کنترل همه جانبه را به شدت کاهش داده است. لذا ما با فاصلهای عمیق بین نظام ارزشی و هنجارهای رسمی و واقعیت جاری مواجه هستیم. در این مثال مسائل اجتماعی از دریچه دورانگذار

و براساس پارادایم خاصی تبیین شده است که مفروضات و لوازم بیشماری

را به دنبال دارد

.

در همین موضوع، تناقضات بسیار وجود دارد. به طور نمونه این موضوع که در فرهنگ سنتی با ارضای جنسی خارج از قلمرو خانواده با تساهل برخورد می گردید، به فرض صحت، به معنای گریز از هنجارها و روی آوردن به ناهنجارهای جنسی است، در این صورت این عقیده که ارضای خارج از مجاری رسمی، معضل غریزه جنسی را کاهش میدهد، عین تناقضگویی است، زیرا بروز ناهنجارهای جنسی (نظیر همجنسبازی و محلههای بدنام) به معنی کاهش معضل جنسی نیست، بلکه عین معضل جنسی است. به علاوه افزایش سن ازدواج و انسداد مجاری غیرمشروع ارضای جنسی، ارتباطی با دوران گذار ندارد، بلکه به عوامل خاصی مرتبط است. نکته قابل توجه آنکه عوامل تکنولوژیکی تحریکزا بیشتر شده است که البته این وضعیت نیز از خصوصیات دوران گذار نیست، بلکه از ویژگیهای ذاتی صاحبان تکنولوژی است که در خدمت تخریب فرهنگ کلیه جوامع، به ویژه جوامع اسلامی میباشد.

مطابق این پارادایم علت اساسی، مسائل اجتماعی قرار گرفتن در مرحلهگذار

است. بر این مبنا، باید روند عبور از مراحل گذار و رسیدن به مقصد، سرعت بگیرد

.

قهراً در این نظریه، بازگشت به سنت و فرهنگ گذشته جامعه هدف نمیباشد،

بلکه رسیدن به هویتی جدید مدنظر است. این هویت ممکن است در نظر برخی افراد کاملاً

متمایز از هویت فرهنگی گذشته باشد یا همراه با تغییراتی بنیادین در ارزشها

و هنجارهای گذشته، نوعی همخوانی با ارزشهای

جدید تلقی شود

.

در نقد و بررسی چنین چارهجوییهایی میتوان بیان کرد که اولاً در کیفیت مسائل اجتماعی ایران، اجماع و اتفاق نظری وجود ندارد. به عبارت دیگر، فقدان و تضعیف تعلق به ارزشهای مذهبی به عنوان مسأله اجتماعی مورد اتفاق همگان نیست. عدهای از محققین اظهار داشتهاند که براساس تحقیقات، عدم تعلق به ارزشهای مذهبی یا عدم اذعان به مطلوبیت آنها، مسأله امروز جامعه نیست، بلکه تعارض بین ارزشها و کنشهای برخی از نوجوانان و جوانان، مسأله امروز جامعه است. یعنی جوانان با وجود اینکه ارزشهای مذهبی را ارزش میدانند، اما درعمل خلاف آن را مرتکب میشوند، لذا باید به دنبال این مسأله بود که چه عواملی باعث مسکوت گذاردن ارزشهای مذهبی و عدم تأثیر ارزشها در رفتار نوجوانان و جوانان شده است.

ثانیاً علاج آسیب فرهنگی از طریق انفعال فرهنگی نه تنها درمان آن نیست، بلکه مرض را تشدید میکند. پذیرش دوران

گذار

صرفاً ناظر به پیشرفت تکنولوژی و توسعه نیست، بلکه به طور ضمنی و گاه آشکارا،

انفعال در مقابل ارزشها

و فرهنگ غیرمادی مغرب زمین را به دنبال دارد. چنین نگاهی به جای احیای فرهنگ خودی،

زمینه فسخ و امحای آن را پرورش میدهد

.

۲ برخی از کارشناسان مسائل اجتماعی بر این باور هستند که چون روابط سالم و طبیعی بین دختر و پسر را تحمل نمیکنیم و فاصلهای افراطی میان زنان و مردان ایجاد کردهایم، لذا شاهد پیامدهایی در قالب آزارهای خیابانی هستیم. برخی با نگاه تاریخی به مسأله، بیان میکنند که رویکرد تاریخی ما در روابط زن و مرد ناشی از افراط و تفریط بوده و زنان به عنوان موجودات ثانویه انگاشته میشوند که برآورنده خواستههای مردان هستند. این رویکرد افراطی، زمینهساز چنین مزاحمتهایی شده است. برخی نیز معتقدند که حیطه روابط دختر و پسر به شکل درست مورد بحث قرار نگرفته است، لذا جوانان یا به لاابالیگری روی میآورند یا به سمت اعتیاد و پرخاشگری گرایش مییابند. آنها با تأکید بر این نکته که یکی از علل تفاوتهای جنسی، شناخت یکدیگر برای ازدواج است و با توجه به اینکه شناخت دختر و پسر، نیازمند کنترل و نظارت است، خواستار تعیین حیطههای روابط دختر و پسر جهت شناخت هر چه بیشتر از یکدیگر میباشند.

در این تحلیل، ضمن تأکید بر محدودیت روابط دختر و پسر، لجام گسیختگی این روابط را عامل لاابالیگری می شمارد. شناخت دختر و پسر برای ازدواج قطعاً مبتنی بر ایجاد روابط سالم فیمابین است، اما چگونه میتوان این روابط سالم را تعریف کرد؟ اگر بتوانیم این روابط را نهادینه کنیم و از سوی دیگر، انزجار اجتماعی را از روابط نامشروع تقویت نمائیم، در آن صورت میتوان به ایده فوق نزدیک شد.

صرفِنظر از روابط انسانی که در سنت و فرهنگ تاریخی جامعه ما وجود دارد، بسیاری از خانوادهها میتوانند بهترین نوع این روابط را ترسیم کنند، اما با توجه به توسعه روابط اجتماعی (از سطح محلی به ملّی و فراملّی) و قالبهای جدیدی که در این روابط پدید آمده است، تأکیدی بر انحصار قالب رفتار، نظیر ازدواج با شیوه وساطت نمی شود و شیوه آشنایی دختر و پسر منحصر به قالب خانواده نیست، زیرا حرکت جامعه و تاریخ، قالبهای گوناگون و جدیدی را فراروی آدمیان قرار میدهد، مهم این است که چه صورتی را بر اندام این قالبها میپوشانیم. از هر مقولهای که برای تأمین معادله شناخت دختر و پسر استفاده شود، شکل و صورت آن نمیتواند بدون چارچوب معینی باشد.

در پاسخ به این ایده که فاصله زن و مرد در جامعه یا وجود پیشینه افراطی این فاصله در تاریخ جامعه ما، زمینهساز آزارهای خیابانی است، ضرورت دارد که گذشته فرهنگی جامعه را مرور نمود. آیا آزارهای خیابانی در سنت و فرهنگ این مرز و بوم وجود داشته است؟!

به اعتراف محققان مغرب زمین، امروزه در این جوامع روابط بین زن و مرد در محیطهای کاری به گونهای است که اغلب به روابط جنسی میانجامد، به همین جهت مراکز کار و ادارات از جذابیت خاصی (برای مردان مزاحم) برخوردار است. بسیار اتفاق میافتد که مزاحمت جنسی و تن دادن به آن، در دنیای غرب، وسیلهای برای ارتقای شغلی، عدم تنزل به مقام پائینتر یا عدم اخراج از محیط کار باشد. طبق یک آزمایش تصادفی در ایالات متحده آمریکا، ۴۲ درصد از ۰۰۰/۱۰ آزمودنی، در محل کار خود مورد مزاحمت جنسی قرار میگیرند.

مدل علّی تبیین آزارهای خیابانی

آزار خیابانی همانند هر انحراف دیگری، از شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی متأثر میباشد. سؤال این است که چه ویژگیهای روانی در فرد، او را وادار به آزار خیابانی میکند؟ محیط اجتماعی و جامعه چگونه انگیزه آزار خیابانی را در فرد پدید میآورد؟

مدلی که این تحقیق در تبیین آزار خیابانی برگزیده است، مبتنی بر عوامل متعدد روانشناختی و جامعهشناختی است. آزار خیابانی رفتاری است که فرد در میان انبوهی از زمینههای غریزی و تربیتی یاد میگیرد و زمینههای اجتماعی بستر آن را فراهم میکند.

با تأکید بر نقش محوری شخصیت انسان و قدرت گزینش او در عرصه رفتار و کنش، به دنبال عوامل و زمینههای روانی و اجتماعی آزارخیابانی، نخست از زمینههای فردی و روانی و در مرحله دوم از زمینههای خانوادگی و در پایان این بخش، از عوامل اجتماعی آن بحث خواهد شد.

تکثر عوامل مختلف بزهکاریهای جنسی نباید، مانع نگاه سیستمی و ساختاری شود؛ زیرا در غیر این صورت مبارزه با عوامل مؤثر غیرممکن خواهد بود. به عبارت روشنتر، در میان عوامل و زمینههای اجتماعی آزارخیابانی و سایر بزهکاریها، نوعی رابطه علّی وجود دارد، به طوری که مجموعه عوامل فوق، پیوسته و سیستمی است، به همان صورت که سایر زمینههای فردی و خانوادگی را باید در این سیستم به صورت یکپارچه ملاحظه کرد.

۱)

زمینههای فردی

روانشناسان در تبیین رفتار فردی رویکردهای متفاوتی را نشان دادهاند. در رویکرد نیاز و انگیزه، رفتار آدمی به منزله بازتابی از نیازهای زیربنایی او ارزیابی میشود. جهت رفتار و شدت آن، در نظریههای نیاز، تحت تأثیر ماهیت و الگوی نیاز قرار دارد. نیازها بر انگیزههای افراد تأثیر گذاشته و انگیزههای رفتار را ایجاد میکند. عنصر فشار خارجی هم برانگیزش مؤثر است، یعنی تحریک خارجی باعث پیدایش میل به دستیابی یا اجتناب از چیزی میشود.

همچنین ارزش

مشوق

از عواملی است که در ایجاد انگیزش و تعیّن رفتار مؤثر است. ارزش مشوق، توانایی یک

عمل، در ارضای نیاز فرد است. به عبارت دیگر

ارزش مشوق،

نوعی برآورد شخصی از این موضوع است که یک عمل چقدر به آن نیاز مرتبط است

.

مهمترین نیازی که آزار جنسی و آزار خیابانی را شکل میدهد، معمولاً نیاز جنسی است. نیاز جنسی مانند هر نیاز غریزی، صرفاً اشباع خود را طلب میکند و چگونگی ارضای این نیاز را به آدمی نمیآموزد. از سوی دیگر عوامل تحریکزای خارجی (فشار) با برآوردی که فرد از میزان ارتباط رفتار خاص با نیاز جنسی خود دارد (ارزش مشوق) سبب پیدایش انگیزش و تعیّن رفتار جنسی خاص میشود. به عبارت صریحتر، جوان، تحت تأثیر نیاز جنسی، ممکن است بدون توجه به ضرورت همگام بودن نیازها و رفتارها، در اثر تجربهای که از عوامل تحریکزای خارجی دارد، با مشاهده جنس مؤنث در خیابان، گمان کند مزاحمت جنسی میتواند نیاز او را، هرچند ناقص و با احتمال خطر برآورده نماید.

علاوه بر نیاز جنسی، نیازهای دیگری هم در انسان وجود دارد که میتواند نیاز جنسی را تقویت کرده و در تعیّن بخشی آزار خیابانی مؤثر باشد. مثلاً انسان نیاز به توجه، احترام و محبت دیگران دارد. اگر فرد در محیط خانواده، جز تحقیر و سرزنش نبیند، این نیازها اشباع نشده است، لذا هر زمان زمینهای برای بروز آنها فراهم شود، ممکن است به شکل افراطی ظاهر شود. احساس تنهائی و ضعف در دوستیابی، نقیصهای است که گاه در شکلهای نابهنجار مثل آزار خیابانی جبران می شود.

مطابق برخی از نظریههای یادگیری اجتماعی، در شرطی شدن رفتار، تجربه مستقیم فرد لازم نیست، بلکه با مشاهده میتوان این پاسخها را فرا گرفت. همچنین انتظارات مطلوب یا نامطلوب فرد، بر اعمال و احساسات او، تأثیر شدیدی دارد. در مسأله آزار خیابانی، مشاهده مستقیم یا غیرمستقیم رفتار کسانی که به شکلهای مختلف اقدام به آزار خیابانی میکنند، نوعی یادگیری را در ارضای نیاز جنسی به همراه دارد.

از نظر مازلو،

بالاترین نیاز در سلسله مراتب نیازها، نیاز به خودشکوفایی است. هر انسانی، میل به

خودشکوفایی دارد. این میل، وسیله قرار نمیگیرد،

بلکه برخلاف بسیاری از نیازهای دیگر، هدف است، تا فرد به کمال مطلوب دست یابد،

کسانی که در اثر موانعی، به احساس و نیاز خودشکوفایی نرسند، در واقع در کسب هویت

انسانی با چالش مواجه میشوند

.

پوچی، بیهویتی،

لذتگرایی مفرط و

دیگر آسیبهای

روانی و اجتماعی، از عدم اشباع نیاز به خودشکوفایی واقعی سرچشمه میگیرد

.

در ادبیات دینی توجه ویژه ای به شناخت قدر و قیمت خود

و خودشکوفایی شده است، به طوری که پی بردن به شرافت گوهر خویش، مایه حفظ آن از

 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *