توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت انسان مسلمان در جهان معاصر / (بررسی وضعیت مسلمانان در مقایسه با پیروان سایر ادیان)، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت انسان مسلمان در جهان معاصر / (بررسی وضعیت مسلمانان در مقایسه با پیروان سایر ادیان) شامل 118 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت انسان مسلمان در جهان معاصر / (بررسی وضعیت مسلمانان در مقایسه با پیروان سایر ادیان) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل وضعیت انسان مسلمان در جهان معاصر / (بررسی وضعیت مسلمانان در مقایسه با پیروان سایر ادیان) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت انسان مسلمان در جهان معاصر / (بررسی وضعیت مسلمانان در مقایسه با پیروان سایر ادیان) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت انسان مسلمان در جهان معاصر / (بررسی وضعیت مسلمانان در مقایسه با پیروان سایر ادیان) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل وضعیت انسان مسلمان در جهان معاصر / (بررسی وضعیت مسلمانان در مقایسه با پیروان سایر ادیان) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وضعیت انسان مسلمان در جهان معاصر / (بررسی وضعیت مسلمانان در مقایسه با پیروان سایر ادیان) :
چکیده:
در این مقاله، براساس گزینش یکی از سه تعریف عملیاتی از «جهان اسلام»، وضعیت مسلمانان جهان براساس برخی شاخص های جمعیتی در حال و آینده و هم چنین جایگاه توسعه یافتگی و برخی از علل آن در مقایسه با سایر ادیان بررسی شده است.
نگارنده نشان خواهد داد، در حالی که سهم مسیحیان و بوداییست های جهان طی ۵۰ سال آینده رو به کاهش است، سهم مسلمانان در حال افزایش بوده این افزایش با وضعیتی از توسعه یافتگی و عقب ماندگی همراه خواهد بود براین اساس، نگارنده به برخی از وجوه آن توجه کرده و عواملی چون میزان شاخص توسعه انسانی (HID) و زیر شاخص های آن (امید به زندگی، سهم باسوادی، درجه سواد، تولید ناخالص سرانه)، میزان شاخص دسترسی به رسانه ها (MCI) و زیر شاخص های آن (مطبوعات، رادیو، تلویزیون)، میزان شاخص دسترسی به فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطی (ICTI) و زیر شاخص های آن (اینترنت، کامپیوتر، موبایل و تلفن) و شاخص آزادی رسانه ها (PFI) در جهان اسلام را با سایر ادیان مقایسه نموده است.
سه تعریف عملیاتی از جهان اسلام
تعریف اول:
رسمی ترین تعریف از جهان اسلام عبارت است از: «اعضای سازمان کنفرانس اسلامی که مشتمل بر ۵۴ کشور است».
جمعیت کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی یک میلیارد و ۲۳۸ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر است که تقریباً معادل ۹/۲۰ درصد مجموع جمعیت کشورهای جهان است، اما تمامی این جمعیت نماینده ی مسلمانان جهان نیست، زیرا از یک سو از ۵۴ کشور، در ۱۱ کشور سهم جمعیت مسلمانان آن کم تر از ۵۰ درصد است و دیگر، کشورهایی هستند که یافتن دلیل حضور آن ها در این سازمان بسیار دشوار است. برای مثال: یکی از اعضای کنفرانس، کشور آفریقایی گابون است که دایره المعارف جغرافیای جهان، ۸۴ درصد از جمعیت یک میلیون و دویست هزار نفری آن جا را مسیحی و بقیه را «آنیمیست» ذکر کرده(۲) و برخی از منابع فقط ۲ درصد جمعیت گابون را مسلمان دانسته اند(۳). در واقع شاید بتوان گفت که سازمان کنفرانس اسلامی، بیش تر یک تجمع سیاسی دینی است تا نمادی از جهان اسلام.
تعریف دوم:
دومین تعریف از جهان اسلام کشورهایی است که اکثریت جمعیت آن ها را مسلمانان تشکیل می دهند. این شاخص از آن نظر اهمیت دارد که شکل گیری نظام های دموکراتیک با اصالت رای اکثریت، در جهان آینده در حال توسعه است. این توسعه در آن حد است که «فوکویاما» حاصل آن را «پایان تاریخ» نامیده و می نویسد: «در طول چند سال گذشته، همگام با پیروزی لیبرال دموکراسی بر رقبای ایدئولوژیک خود نظیر سلطنت موروثی، فاشیسم و جدیدتر از همه کمونیسم، در سراسر جهان، اتفاق نظر مهمی درباره ی مشروعیت لیبرال دموکراسی به عنوان تنها نظام حکومتی موفق به وجود آمده است. اما افزون بر آن، لیبرال دموکراسی ممکن است نقطه ی پایان تکامل ایدئولوژیک بشر و آخرین شکل حکومت بشری باشد و در این مقام، «پایان تاریخ» را تشکیل می دهد. در واقع، شکست کمونیسم دلیل پیروزی ارزش های لیبرالی غربی و پایان درگیری های ایدئولوژیک است».(۴)
در میان کشورهای جهان، ۴۵ کشور وجود دارد که اکثریت جمعیت آن ها را با سهمی بین حدود ۱۰۰ درصد تا ۵۰ درصد مسلمانان تشکیل می دهند. جمعیت ۴۵ کشور یاد شده در سال ۲۰۰۰ معادل یک میلیارد و ۱۶۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر است که یک میلیارد و ۷ میلیون و ۸۹۹ هزار تن از آنان مسلمان هستند (۵۶/۸۵ درصد). ۴۲ کشور از ۴۵ کشورهای یاد شده عضو سازمان کنفرانس اسلامی هستند و کشورهای قزاقستان، ازبکستان و اریتره با توجه به دارا بودن چنین ویژگی عضو سازمان کنفرانس اسلامی نیستند. طبق جدول شماره ی ۱، در سال ۲۰۰۰، ۶۴/۱۹ درصد جمعیت کشورهای جهان را جمعیت ۴۵ کشوری تشکیل می داد که اکثر آنها مسلمان بودند و این کشورها پس از کشورهایی با اکثریت مسیحی بی دین در رتبه سوم قرار می گرفتند.(۵)
جدول شماره ی ۱: رتبه و پراکندگی کشورهای با اکثریت ادیان مختلف در سال ۲۰۰۰
| رتبه | جمعیت به میلیون | درصد |
| اکثریت مسیحی | ۴/۱۹۰۹ | ۲/۳۳ |
| اکثریت بی دین | ۵/۱۲۷۱ | ۴۴/۲۱ |
| اکثریت مسلمان | ۴/۱۱۶۴ | ۶۴/۱۹ |
| اکثریت هندوئیست۴ | /۱۰۱۶ | ۴/۱۷ |
| اکثریت بودائیست | ۶/۴۰۰ | ۷۵/۶ |
| اکثریت آنیمیست | ۵/۱۶۰ | ۷۰/۲ |
| اکثریت یهودی | ۹/۵ | ۱/۰ |
تعریف سوم:
واقعی ترین تعریف عملیاتی جهان اسلام عبارت است از: «تجمع مسلمان جهان، بدون درنظر گرفتن محل اقامت آنان، ویژگی این تعریف آن است که آن دسته از مسلمانانی که اقلیت کشورهای پر جمعیت را شامل می شوند (مانند جمعیت ۱۱۰ میلیونی مسلمان ساکن هند یا ۲۳ میلیونی چین) نیز در آن به حساب می آیند.
بررسی ها نشانگر آن است که مسلمانان جهان در ۹۹ کشور جهان پراکنده اند. در واقع جهان معاصر به گونه ای است که در ۴۱ درصد کشورهای آن، احتمال حضور اقلیت مسلمان تقریباً صفر است و در ۵۱ درصد که همان ۹۹ کشور باشند، مسلمانان با جمعیتی معادل یک میلیارد و ۲۳۷ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر پراکنده اند. این جمیعت، از نظر رتبه، پس از پیروان مسیحیت و بی دین ها در رتبه سوم قرار دارند. (مقصود از بی دین ها متعاقباً توضیح داده خواهد شد.)
جدول شماره ی ۲: رتبه و پراکندگی ادیان مختلف در سال ۲۰۰۰
| رتبه | پراکنده در (کشور) | میلیون نفر | درصد |
| ۱ مسیحیان | ۱۵۱ | ۹۶/۱۷۹۱ | ۱/۳۰ |
| ۲ بی دین ها | ۱۰ | ۱۴/۱۲۵۷ | ۱/۲۱ |
| ۳ مسلمانان | ۹۹ | ۲۵/۱۲۳۷ | ۸/۲۰ |
| ۴ هندوئیست ها | ۲۲ | ۹۹/۶ | ۳۹۰/۱۵ |
| ۵ بودایی ها، کنفسیوس ها و شینتوها | ۲۱ | ۱۹/۵۰۵ | ۵/۸ |
| ۶ آنیمیست ها | ۵۵ | ۲۱/۲۱۳ | ۶/۳ |
| ۷ یهودی ها | ۲۶ | ۹۶/۲۶ | ۵/۰ |
| ۸ زرتشتی ها | ۳ | ۰۹/۶ | ۱/۰ |
همان گونه که در جدول شماره ی ۲ دیده می شود، پراکندگی مسیحیان به مراتب بیشتر از پراکندگی مسلمانان است (مسلمانان در ۹۹ کشور و مسیحیان در ۱۵۱ کشور پراکنده اند). شاید علت این امر، رویدادهای مختلف امروزی قاره های آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی باشد.
در جهان معاصر، به جز سه دین ابراهیمی که در مجموع، کم و بیش ساکنان نیمی از جمعیت کره ی زمین را در بر گرفته، ۸/۲۳ درصد جمعیت را معتقدان به ادیانی تشکیل می دهند که در دسته بندی دین شناسان، به ادیان فلسفی شهرت یافته اند. (هندوئیسم، بودائیسم، کنفسیوسیسم و شینتویسم)(۶). ۶/۳ درصد را آنیمیست ها شامل می شوند (به کارگیری اصطلاح دین برای آنیمیست ها در آیه های ۱ و ۶ سوره ی کافرون آمده است) که در ۵۵ کشور جهان پراکنده اند و در واقع پیروان ادیان ابتدایی محسوب می شوند. زرتشتیان جهان فقط ۱/۰ درصد جمعیت جهان را تشکیل می دهند که در سه کشور پراکنده اند. در کنار پیروان این ادیان، ۱/۲ درصد جمعیت کره ی زمین را آنانی تشکیل می دهند که شاید بتوان گفت از تبار یکی از دو دسته ی ادیان ابراهیمی (به ویژه مسیحیت) یا ادیان فلسفی بوده و در جهان قرن بیستم، تحت تاثیر تحولاتی اجتماعی یا سیاسی، افراد سکولار و یا فاقد دین شمرده شده اند. جمعیت این عده با یک میلیارد و ۲۵۷ میلیون و ۱۴۰ هزار نفر، پس از مسیحیت در رتبه ی دوم قرار دارد، اما از نظر میانگین با ۷۱/۱۲۵ میلیون نفر در رتبه ی اول قرار داشته و در ۱۰ کشور جهان پراکنده اند. در رأس این کشورها چین قرار دارد که ۴/۸۶ درصد جمعیت آن بدون دین معرفی شده اند. ایالات متحده ی آمریکا با ۲/۴۱ درصد، آلمان با ۳/۲۶ درصد، هلند با ۷/۳۶ درصد از کشورهایی هستند که بین ۵ میلیون تا یک میلیارد و ۹۲ میلیون نفر آنان بی دین محسوب می شوند.
در تعریف عملیاتی شماره ی سه، نکته ی دارای اهمیت آن است که، این جمعیت تا چه حد میهمان اکثریت و تا چه حد میزبان اقلیت های دینی هستند. «به دیگر سخن، وضعیت در اقلیت نبودن» آنان چگونه است؟
در سال ۲۰۰۰، ۴۸/۸۱ درصد پیروان اسلام در کشورهایی زندگی می کرده اند که اکثریت جمعیت را مسلمانان تشکیل می داده است. در واقع ۵۲/۱۸ درصد مسلمانان جهان در مناطقی سکونت دارند که به صورت اقلیت مذهبی تعریف می شده اند. از این عده ۸۹/۸ درصد در میان اکثریت هندوئیست، ۲۵/۵ درصد در میان اکثریت مسیحی، ۸۵/۱ درصد در میان اکثریت بدون دین و ۷۲/۱ درصد در میان اکثریت آنیمیست قرار داشته اند.
بررسی وضعیت سایر ادیان حاکی از آن است که از نظر شاخص در «اقلیت نبودن» هندوئیست ها نسبت به سایر ادیان وضعیت بهتری دارند. زیرا ۱۵/۹۵ درصد آن ها در کشوری زندگی می کنند که اکثریت با هندوئیست است:
جدول شماره ی ۳: وضعیت شاخص های در اقلیت نبودن برای ادیان مختلف در سال ۲۰۰۰
نسبت در تعداد کشور با بیشترین سهم
| ادیان | اقلیت نبودن | اکثریت | هم دین در اکثریت |
| ۱ هندوئیست ها | ۱۵/۹۵ | ۸۳ | مسلمان |
| ۲ مسیحیان | ۶۰/۸۹ | ۸۹ | مسلمان |
| ۳ بی دین ها | ۳۸/۸۷ | ۲ | مسیحی |
| ۴مسلمانان | ۸۴/۸۱ | ۴۵ | هندوئیست ها |
| ۵ بودائیست ها | ۵۹/۶۶ | ۱۰ | بی دین ها |
| ۶ آنیمیست ها | ۵۲/۴۶ | ۱۶ | مسیحی |
| ۷ یهودیان | ۹۲/۱۷ | ۱ | مسیحی |
این جدول نشانگر آن است که از نظر نسبت در اقلیت نبودن از یک سو حدود ۸۷ درصد مسیحیان جهان در کشورهایی زندگی می کنند که اکثریت با مسیحیان است و از سوی دیگر بیش ترین یهودیان، آنیمیست ها و بی دین ها نیز در کشورهایی زندگی می کنند که اکثریت با مسیحیان است. از آن سو بیش ترین اقلیت مسیحی در کشورهایی زندگی می کنند که بیش ترین اکثریت مسلمان را دارد.
آینده ی جمعیت ادیان مختلف
بررسی برآوردها حاکی از آن است که در آینده، سهم جمعیت مسلمانان جهان (در تعریف عملیاتی شماره ی سه) بیش از سایر ادیان تغییر خواهد کرد.
سال ۲۰۰۰ جمعیت جهان در حدود ۵ میلیارد و ۹۴۴ میلیون نفر محاسبه شده است. پیش بینی می شود که این جمعیت در سال ۲۰۲۵ به ۷ میلیارد و ۷۷۲ میلیون نفر (۳/۱ برابر سال ۲۰۰۰) و سال ۲۰۵۰ به ۹ میلیارد و ۲۶ میلیون نفر برسد (۵/۱ برابر سال ۲۰۰۰)
اگر سهم ادیان را در سال ۲۰۰۰، در کشورهای مختلف جهان مبنا قرار دهیم و اگر تغییرات جمعیتی هر کشور را در جمعیت پیروان ادیان مختلف آن کشور مشابه و ثابت در نظر بگیریم براساس جدول ۴، می توان پیش بینی کرد که سهم مسلمانان در طی ۵۰ سال آینده در مقایسه با سایر ادیان، دارای بیش ترین رشد خواهد بود.
در تبیین اولیه ی دلایل عدم مشابهت تحولات جمعیتی ادیان در دهه های گذشته و آینده، دو دسته ی عوامل جبری و عوامل اختیاری وجود دارد. احتمالاً تبدیل بودائیست ها به بی دین ها در حوزه ی تحولات جبری قرار می گیرد (به دلیل وضعیت کمونیستی حاکم بر چین دوران مائو) و تبدیل مسیحیان به بی دین ها در حوزه ی اختیار (تحولات منتهی به رشد سکولاریزم در نظام های لیبرال سرمایه داری).
با خاتمه ی حیات مائوئیسم در چین و تحولات آینده، دست کم می توان حدس زد که بازگشت به دین حتی در حد آن چه در کشورهای مسلمان آسیای میانه نسبت به اجرای برخی مناسک اسلامی اتفاق افتاده قابل پیش بینی است. از سوی دیگر در حوزه ی مسیحیت نیز تحولاتی در دین گرایی دیده شده و این همان است که «هانتینگتون» در بحث برخورد تمدن ها مطرح نموده است و اندیشمندانی چون «جورج ویگل» درباره ی غیر مادی شدن جهان گفته اند که غیر مادی (مذهبی) شدن جهان یکی از واقعیت های برجسته در زندگی اواخر قرن بیستم است.(۷)
هانتینگتون معتقد است که نوعی خلأ هویت در جهان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد شکل گرفت که خود آگاهی تمدنی و تجدد حیات مذهبی به عنوان وسیله ای برای پر کردن آن خلأ شروع به رشد نمود.(۸)
از جمع نظرات هانتینگتون و فوکویاما این نکته را می توان دریافت که تحولات جمعیتی ادیان، طی ۵۰ سال آینده، پدیده ی درخور توجهی است.
به نظر می رسد که از سه تعریف عملیاتی گذشته، تعریف شماره ی سه (کشورهای با اکثریت مسلمان) معیار منطقی تری برای مقایسه های میان ادیان است. (می توان با فرض ثبات سهم اکثریت در ۵۰ سال آینده، تحولات جمعیتی کشورهای جهان را براساس دین اکثریت در جدول شماره ی ۵ بررسی نمود.
در این جدول به روشنی آشکار است که طی ۵۰ سال آینده سهم جمعیتی کشورهای با اکثریت مسلمان به خلاف جهان مسیحیت که رو به کاهش است، به شدت افزایش می یابد. در واقع اگر جمعیت کشورهای یاد شده را در سال ۲۰۰۰، ۱۰۰ فرض کنیم، این شاخص در کشورهای با اکثریت مسیحی در سال ۲۰۵۰ به ۱۴۷ و در کشورهای با اکثریت مسلمان به ۲۰۱ تبدیل خواهد شد.
سهم دین در تمدن ها و جایگاه اسلام
«ساموئل هانتینگتون»، استاد دانشگاه هاروارد ایالات متحده ی آمریکاست. او از میان عناصر تشکیل دهنده ی تمدن، برای دین جایگاه ویژه ای قایل می شود و می نویسد: تمدن ها با تاریخ، زبان، فرهنگ، سنت و از همه مهم تر، مذهب از یک دیگر متمایز می شوند. انسان های وابسته به تمدن های مختلف دیدگاه های متفاوتی درباره ی روابط بین خدا و انسان، فرد و گروه، شهروند و دولت، والدین و فرزندان و زن و شوهر دارند. هم چنین دیدگاه آنان در مورد اهمیت نسبی حقوق و مسئولیت ها، آزادی و اختیار، تساوی و سلسله مراتب، فرق می کند. این تفاوت ها در طول قرن ها پدید آمده و به زودی از میان نخواهد رفت. این اختلاف ها به مراتب از اختلاف ایدئولوژی های سیاسی و نظام های سیاسی اساسی تر است.(۹)
«هانتینگتون» در توصیف خصلت محکم و فولادین مذهب در مقابل سایر عناصر فرهنگی مثال جالبی را مطرح کرده و خاصیت انعطاف پذیری ایدئولوژی را با این مثال بیان می کند که یک کمونیست دیروز می تواند یک دموکرات امروزین شود و از جنبه ی اقتصادی یک ثروتمند می تواند تهی دست و یک فقیر، دارا شود. اما یک آذری نمی تواند ارمنی شود. او می افزاید در مبارزات ایدئولوژیکی و طبقاتی، مسأله ی اساسی این بود که، شما در کدام طرف هستید؟ در حالی که در برخورد تمدن ها پرسش این است که شما کیستید؟ در مقابل سئوال اول می توان جهت را انتخاب کرد و حتی تغییر داد، در حالی که پاسخ به سئوال دوم قابل تغییر نیست. مذهب حتی بیش از قومیت، افراد را از هم متمایز می کند. یک نفر می تواند نیمه فرانسوی و نیمه عرب باشد و حتی تابعیت مضاعف داشته باشد ولی نیمی مسیحی و نیمی مسلمان بودن، بسیار دشوار است.(۱۰)
«هانتینگتون» جهان اسلام را جهانی پویا توصیف می کند و این پویایی را به عنوان یکی از عوامل بی ثباتی در جهان و مقدمه برخورد تمدن ها می داند. او در تبیین یکی از مسائل در حال شکل گیری برخورد تمدن ها می نویسد: «عامل دیگر بی ثباتی، از پویایی در جهان اسلام نشأت می گیرد. در آغاز دهه ی ۱۹۷۰، تجدید حیات اسلامی آغاز گردید و تمام کشورهای اسلامی را متأثر ساخت. احیای اسلامی خود را در ایجاد تغییر در سیاست ها، رفتار دولت ها، سنت ها و جهان بینی مردم نمایان ساخت».
«هانتینگتون» احیای اسلام را واکنشی به سرخوردگی ها و مشکلات ناشی از نوسازی و تحول اجتماعی افزایش جمعیت، شهری شدن و هم چنین از خود بیگانگی (ناشی از گسستگی از ریشه های سنتی خویش) می داند. او سهم بنیادگرایی در اسلام را بخش کوچکی از احیای اسلام می داند و توجه او بیش تر به ماهیت کلی تجدید حیات اسلام مربوط است. او در این باره می نویسد: به اعتقاد من مشکل، وجود تعداد اندک دولت های بنیادگرا نیست. بلکه مشکل، بنیادگراها هستند که در تمام جوامع مسلمان، عملاً نیروی مخالف دولت ها را تشکیل می دهند. دولت هایی که اغلب دیکتاتور، ظالم، فاسد و در بسیاری موارد فاقد مشروعیت نیز هستند.(۱۱)
نظرات هانتینگتون به عاملی برای توجه به دین در آستانه ی ورود به قرن بیست و یکم تبدیل شد. در تعریف او از تمدن، دین جایگاه ویژه ای دارد در حالی که در نگاه دیگران این تعبیر کم تر به این مفهوم دیده می شد. آنچنان که «الوین تافلر» در رد نظریه ی هانتینگتون در تعریف تمدن می نویسد: «تمدن به آن شیوه ی زندگی اطلاق می شود که با نظام خاصی از تولید ثروت سر و کار دارد مانند کشاورزی، صنعت و امروزه نیز نظام مبتنی بر اطلاعات».(۱۲)
سیدحسین نصر، استاد کرسی اسلام شناسی در آمریکا، توجه به مقاله ی هانتینگتون را به عنوان یک اقدام سرنوشت ساز در جوامع غیر غربی توصیف می کند و می گوید: «مقاله ی یاد شده فقط یک نظریه ی علمی درباره ی آینده ی دنیا نیست، بلکه خود سیاست ساز است.»(۱۳)
وی معتقد است در حالی که مفهوم تمدن در بحث های علوم سیاسی در دوران جدید مغرب زمین اهمیت چندانی نداشت، مقاله ی هانتینگتون آن را در قالب مفاهیم علوم سیاسی جدید احیا کرد.(۱۴)
توسعه یافتگی و عقب ماندگی در میان ادیان در تمدن ها
آیا افزایش جمعیت مسلمانان در آینده، امتیازی برای جهان اسلام است؟ واقعیت این است که علت افزایش چشمگیر جمعیت در کشورهای اکثریت مسلمان، بالا بودن سهم باروری در کشورهای مذکور است. یعنی میانگین میزان باروری هر زن در سال ۱۹۷۵ در میان کشورهای اکثریت مسلمان ۳۹/۶ بوده در حالی که نسبت یاد شده در میان زنان در دیگر ادیان جهان ۳۶/۴ بوده است. اگر سهم مرگ و میر در میان نوزادان را در نظر بگیریم، نتیجه، درصد رشد جمعیت است که در سال ۱۹۷۵، در کشورهای اکثریت مسلمان ۸/۲ و سایر ادیان ۵/۱ بوده است.
در سال ۲۰۰۰، میزان باروری زنان مسلمان به ۴۴۷/۴ کاهش یافت، اما در رتبه دوم خود باقی ماند. در آن سال، بیش ترین میزان باروری مربوط به زنان کشوره
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.