توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده؛ بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی (قسمت اول)، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده؛ بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی (قسمت اول) شامل 109 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده؛ بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی (قسمت اول) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده؛ بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی (قسمت اول) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده؛ بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی (قسمت اول) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده؛ بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی (قسمت اول) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده؛ بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی (قسمت اول) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده؛ بررسی بنیادهای جنبش فمینیستی (قسمت اول) :
ورود جهان به هزاره سوم توأم با تغییرات چشمگیری بوده است که از این میان نقش آفرینی بازیگران غیردولتی از اهمیت و اولویت زیادی برخوردار می باشد. جنبش زنان که با شعار «تساوی حقوق زنان و مردان» پا به عرصه گذارده و در اواخر قرن بیستم، در گستره جهانی مورد اقبال زیادی واقع شد؛ از جمله این جنبش هاست که می طلبد مورد تأمل و بررسی دقیق قرار گیرد. ضرورت این امر با توجه به نفوذ ایده های این جنبش به جامعه ایرانی، بیش از پیش برای ما روشن می شود. افزون بر این، امروزه داعیه های این جنبش به مراتب وسیعتر و بیشتر از زمان تکوین آن می باشد؛ به گونه ای که شکل و تعریف تازه ای از خانواده را عنوان می نماید که تا بیش از این برای ما چندان شناخته شده نبود. مجموع ملاحظات بالا، ترجمه کتاب «زنان و آینده خانواده» را که به بررسی ماهیت و انواع گروههای فمینیستی در غرب پرداخته است، ضروری می سازد. در ادامه، ترجمه سه فصل نخست از این کتاب ارائه می شود.
مقدمه
در انجیل متی باب شانزدهم آیات ۲ تا ۴، حضرت مسیح خطاب به فرسیانی که از باب طعنه از وی تقاضای آیتی آسمانی از وی داشتند، چنین می فرماید:
«چون شامگاه به آسمان نگریسته و آن را سرخ فام می بینید، از خوبی هوا خبر می دهید و چون صبحگاه آن را سرخ و گرفته بیابید، از بدی هوا در بقیه روز خبر می دهید. بسیار عجیب است! شما ریاکاران می توانید با نگاه کردن به آسمان، وضعیت هوا را پیش بینی نمایید، اما نمی توانید آیات عصر خود را درک و فهم کنید، لذا تقاضای آیتی دیگر می نمایید. این نسل شریر و خلافکار، آیت آسمانی دیگری را می طلبد، اما به جز آن، آیت بزرگ آسمانی یعنی حضرت یونس نبی – چه آیتی دیگری می توان برای ایشان تدارک دید؟»
انسان معاصر هم اکنون در وضعیتی مشابه فرسیان دوران حضرت مسیح قرار داد و از درک آیات زمان خویش عاجز گشته است. البته مشکل اصلی ما در تفسیر این آیات نیست و از این حیث تلاش شایسته ای صورت گرفته است. ما همچون «فرسیان» از ایجاد شک و شبهه در مفروضات عصر ما از رهگذر تفاسیر آیات زمان خویش، گریزانیم و دیگر آن که مایل نیستیم برداشتهای ما، وضعیت موجود را به چالش بکشد. (به عبارت دیگر مشکل اساسی در «توان تفسیر گری» ما نیست، بلکه در «نوع» تفاسیر و «التزام» به آنها می باشد.)
الف)- خشونت نوجوانان
در بهار ۱۹۹۸ حادثه ای شگفت انگیز برای آمریکائیان در شهر «جونس بارو» از ایالت آرکانزاس به وقوع پیوست. در این رخداد، دو پسربچه به سوی چهار دختر همکلاسی خود و معلمانشان تیراندازی نمودند. کشته شدن این چهار کودک در واقع «نشانه ای» در آن زمان بود که می توانست برای مردم آمریکا معنادار باشد، اما تعداد اندکی از مردم به تفسیر درستی از این «نشانه» دست یافتند. واقعه «جونس بارو» اولین حادثه تیراندازی در مدارس آمریکا در آستانه هزاره سوم نبود و گمان می رود که آخرین هم نباشد. به تعبیر «نادیا لبی»گزارشگر ویژه این حادثه برای مجله تایم، این حادثه از وجود نابهنجاری خطرناکی در جامعه آمریکا حکایت داشت. نابهنجاریی که شکستن حریمی (دیگر) را در جامعه خبر می داد. به گفته وی، از این منظر این حادثه آنقدر هولناک ارزیابی می گردد که حتی خواب را از چشمان رئیس جمهور ربوده و پدران و مادران امریکایی را به این فکر اندازد که آیا به اندازه کافی کودکان خود را از شیاطینی که می توانند با تسخیر روح آنها (مانع) تشخیص خوب از بد نزد ایشان شوند، مراقبت کرده اند یا خیر؟
اگر چه تعبیرات «لبی» اغراق آمیز می باشد، اما وی میزان وحشتی را که امریکایی ها (به دنبال این حادثه) دچار آن شده اند، به خوبی توصیف کرده است. (وحشتی که باعث شد) امریکایی ها به فکر پیدا کردن عوامل (این حادثه) و پیشگیری (از وقوع چنین حوادثی) در آینده بیافتند. یک تفسیر کلاسیک برای فهم چنین وقایعی استناد به نقش بارز فقر بود که در رخداد «جونس بارو» باطل گردید. چرا که مدرسه در بخش فقیر نشین قرار نداشت و دو دانش آموز دوازده و سیزده ساله تیرانداز نیز فقیر نبودند. اگر چنین حادثه خشونت آمیزی می تواند در «جونس بارو» اتفاق افتد چرا در جای دیگر اتفاق نیفتد؟ ناگهان انزوا، خشونت و هیچ انگاری نوجوانان نه به عنوان یک استثناء بلکه به عنوان یک اصل و قانون مورد توجه قرار گرفت و بزرگسالان برای پیدا کردن مقصر به تکاپو افتادند. دسترسی آسان به سلاحهای گرم از جمله اسلحه های نیمه اتوماتیک زمینه را برای نشانه گیری آسان فراهم می نماید. همچنانی که نمایش خشونت و بی بندوباری در رسانه ها به ویژه در تلویزیون و فیلمهای سینمایی و بازی های ویدئویی نیز اینکار را انجام می دهند. متأسفانه هیچگونه تلاشی برای شناسایی و مهار مقصر اصلی اینگونه تراژدی ها که تعدادشان هم رو به فزونی دارد، انجام نشده است. طبق تفسیرهای فعلی دیوان عالی (امریکا)، هنوز هم آزادی حمل سلاح گرم و آزادی تولید و عرضه کالاهای جنسی و خشونت آمیز به ترتیب مورد حمایت دومین و اولین اصلاحیه (قانون اساسی امریکا) قرار دارند. نکته مهم تر آنکه این آزادی ها از منافع لابی های قدرتمند سیاسی حمایت می کند و سود اقتصادی بسیاری را برای آنها به ارمغان می آورد. علیرغم انتقادات گسترده مردم و مجامع عمومی، تاکنون رهبران امریکا از هرگونه اقدامی که آزادی اقتصادی باندهای اصلی سیاسی را محدود نماید، خودداری کرده اند.
۱-چه کسی یا چه چیزی مقصر است؟
چنانکه بیان شد دسترسی آسان به سلاحهای گرم و تکثیر و توزیع محصولات جنسی و خشونت آمیز را می توان به عنوان عوامل اصلی که پیوسته در پیدایش این نابهنجاری ها نقش آفرینند، مورد نقد قرار داد. اهمیت ویژه این عوامل در «داخلی بودن» آنهاست. در بعد خارجی می توان به مواردی چون صدور (و قاچاق) اسلحه و پورنوگرافی به مثابه ارواح خبیثه عصر حاضر اشاره داشت که از قدرت نفوذ به حوزه خصوصی خانواده ها و تخریب آنها برخوردارند.
زنگ خطر این نفوذ بیشتر از همه در مورد اینترنت به صدا در آمده است. اینترنت با این ادعا که تأمین کننده خواسته های کودکان می باشد، به درون خانواده رخنه کرده و والدین هنگامی به این موضوع (نفوذ اینترنت) پی می برند که خیلی دیر شده است. جای شگفتی نیست اگر مخالفان از نفوذ و تأثیرگذاری اینترنت در عصر حاضر به سان تسلط جادوگران یا دیوهایی یاد می نمایند که والدین در زمانهای گذشته از جانب آن نگران بوده اند. به عبارت دیگر اینترنت، از این منظر شیطان عصر حاضر ]برای سلامت خانواده ها[ به حساب می آید. اگر چه عوامل «داخلی» بیش از آنکه آسیب برسانند، تخریب می کنند، اما در نهایت همین عوامل نیز به خوبی بررسی نمی شوند. توزیع گسترده اسلحه در میان نوجوانان بدون شک احتمال (وقوع) درگیری میان آنان را که نتایج مرگباری به دنبال دارد، افزایش می دهد. اما نمی دانیم که آیا این نوجوانان بیش از نسلهای گذشته درگیر منازعات خشونت آمیز خواهند شد یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا در جهانی که پیش رو داریم نوجوانان بر سیاق رفتارهای متعارف در فیلمهای سینمایی گذشته عمل نموده و خشونت را دامن می زنند و یا اینکه، فیلم نامه تازه ای را تجربه می کنند؟ اگر دومی است چه میزان از این جهان را سکس و خشونتی که بیشتر آن را رسانه ها و اینترنت به نمایش می گذارند، شکل می دهد؟ متأسفانه پاسخ به این پرسش چندان امیدوار کننده نیست. در سالهای اخیر اقبال به تولید محصولات جنسی به میزان بسیار زیادی افزایش یافته است، به گونه ای که حجم تولیدات در این حوزه اعم از اطلاعات و یا تصاویر به اشکال فیلم، عکس، تصاویر رایانه ای و … با گذشته اصلاً قابل مقایسه نیست؛ به همین خاطر است که کارشناسان علوم اجتماعی معتقدند کودکان امروزی در معرض انبوهی از تجارب جنسی مخرب زود هنگام قرار دارند و یا اینکه نوجوانان به واسطه ارتباط با اینترنت در دریایی از تصاویر (واقعی یا تخیلی) جنسی غوطه ورند که تماماً دلالت بر آن دارند که: کودکان امریکایی در حال بزرگ شدن در منجلابی هستند که به طور قطع به احساساتشان و بروز حوادثی چون «جونس بارو» تأثیر گذارند.
اگر چه از توضیحات بالا چنین برمی آید که پرداختن بیش از حد به مسائل جنسی و خشونت ورزی مسئولیت اصلی در بروز نابهنجاری های اجتماعی را بر عهده دارند، اما توجه بیش از حد به عوامل خارجی عملاً مانع از توجه دقیق به نقش خانواده ها شده است. با کمال تعجب مشاهده می شود که افراد بسیاری رفتار جسورانه و بیمارگونه نوجوانان را (عاملی برای) فروپاشی زندگی خانوادگی نمی دانند، چه رسد به اینکه گرایش مادران را خصوصاً برای کار در خارج از خانه، آنهم به دلیل قانع کننده ای عاملی برای این فروپاشی بدانند. برخی نیز غیرمنصفانه، والدین به ویژه مادر را به خاطر (رفتار) خشونت آمیز یا پوچ انگار و یا (روحیه) یأس آلود کودکانشان محکوم می نمایند. اگر چه عده ای نیز تمایل دارند والدین را به لحاظ حقوقی مسئول اقدامات جنایتکارانه کودکانشان بدانند. خلاصه کلام آنکه: تیراندازی در مدرسه ممکن است هراس انگیز باشد اما به آن اندازه نبوده که بتوان آنها را به لحاظ آماری یک جریان مهم قلمداد نمود. از این منظر ایشان بر واکنش عمومی جامعه چشم دوخته و بر این باورند که به جای اصلاح فرهنگ و یا ساختار اجتماعی بهتر است نابهنجاری ها را از طریق وجدان عمومی جامعه و واکنش دسته جمعی (اکثریت) رفع و دفع نمائیم. اکثر کارشناسان همچنان از برقراری رابطه مستقیم میان رفتار نابهنجار کودکان و ماهیت زندگی خانوادگی اجتناب می کنند، به ویژه آنکه پیدا کردن یک رابطه مسئولیت دار بسیار مشکل است. هرگونه تلاشی برای ارتباط دادن تیراندازی در مدرسه به ماهیت خانواده، حاکی از نادیده گرفتن خصوصیات رفتار والدین و شیوه های (رفتاری) است که کودکان متفاوت تحت تأثیر آن بوده اند. حتی زمانی که ما درک روانشناختی خوبی از پویایی خانواده داریم، ارزیابی میزان تأثیر گذاری آنها بر رفتار کودکان همچنان دشوار به نظر می رسد. آیا والدین «موجب» رفتار کودکان می شوند و اگر چنین است آیا والدین مسئول رفتار آنها هستند؟ (پاسخ به چنین پرسشهایی) نیازمند توجه به دنیای فردی خاص هر خانواده است. اگر چه این کار نیز برای درک جهت گیری اجتماعی ما کمکی نخواهد کرد. به عبارت دیگر اگر چه ساختار پویایی خانواده ها بر ابعاد مادی و معنوی رفتار اعضای خانواده تأثیر گذار است، اما این رابطه یکسویه نبوده و متقابلاً ماهیت خانواده از رفتار اعضاء تأثیر می پذیرد؛ از این رو زمانی که سرزنش کردن خانواده کودک به خاطر رفتار فرزندشان غیر ممکن می باشد، شایسته است که میان تیپهای متداول خانواده ها و الگوهای رایج رفتاری میان کودکان و نوجوانان ارتباط برقرار نماییم.
۲-پیدایش فردگرایی
بحث و گفتگو در مورد خانواده در عصر کنونی افزایش یافته و در این مباحث محافظه کاران که مدافع خانواده سنتی هستند با لیبرالها که چندگانگی اشکال و روابط در خانواده را پذیرفته اند، به رقابت می پردازند. در برخی از این مباحث شیوه هایی که از طریق آنها الگوی رفتاری در خانواده ها به تشویق یا تنبیه کودکان (منجر شده)، مورد توجه قرار گرفته است اما تنها عده ای از طرفداران این دو گروه که تعداد آنها رو به کاهش است، معتقدند که مثلاً اگر مادر کودکی در خارج از منزل مشغول به کار نباشد، زندگی بهتر و مناسبتری را تجربه می کند؛ یا اینکه اگر مثلاً دست کم یکی از والدین به هنگام بازگشت کودک از مدرسه در منزل حضور داشته باشد، این کودک از رضایت بیشتری برخوردار است. این روزها تنها اکثر سنت گرایان واپس گرا البته با کمی تأمل جرأت بیان این پیشنهاد را دارند که پدران و مادران نقش متفاوتی در زندگی کودک داشته و از این رو مسئولیتهای متفاوتی دارند. در واقع علیرغم انتقادات گسترده ای که از (هر دو طیف) چپ و راست به عمل آمده است، شاهد بی تفاوتی بهت آوری نسبت به حرکتها و جهت گیری هایی هستیم که زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما را تهدید کرده، و در یک دوره بسیار کوتاه و اغلب بدون آنکه متوجه باشیم، تغییرات فاجعه آمیز در ماهیت جامعه خود را پذیرفته ایم.
امروزه آمریکائیان آزادی و حقوق فردی را وقف برتری و قداستی کرده اند که آنها را عملاً از سایر جوامع جدا می کند. مزیت بی سابقه فردگرایی رشته های پیوند ما با جامعه را به میزان زیادی تضعیف کرده است. از منظر ساختاری و مردم شناسی، جوامع انسانی به گونه ای توسعه یافته اند که مشارکت و وابستگی متقابل امری ضروری تلقی می شود و با روند رو به رشد فرد گرایی افراطی در این جوامع سازگاری ندارد. از این منظر پدیدارهای شگفت انگیزی رخ داده که توجه به آنها جهت درک آینده خانواده ضرورت دارد. افزایش پیچیدگی های اقتصادی و اجتماعی به ویژه به شکل متداول و شناخته شده آن، (یعنی مدرنیزاسیون) باعث شده تا جوامع استقلال بیشتری به افراد عضو خود یا به شکل عمومی تر به واحدهای منفرد (خانواده ها) اعطا نمایند. در سراسر جهان گسترش سرمایه داری، سرعت فرآیند فردگرایی را افزایش داده است که نتیجه آن رواج گسترده ایده حقوق بشر فردی در بسیاری از کشورها بوده است.
پیشرفت سرمایه داری و ایدئولوژی فردگرایی نباید ما را فریب داده و به این نتیجه برساند که قداست فردگرایی یک هنجار جهانی است (در حالی که) هنجار نبودن آن کاملاً روشن است. هنوز در اکثر نقاط جهان، افراد برای ادامه حیات و بقا تا حد زیادی به خویشاوندان و فامیل خویش وابسته اند و خانواده ها نفوذ زیادی بر اعضای خود دارند. همچنین برخی از ادیان (چشمگیرتر از همه اسلام) … به عضویت گروهی اولویت می دهند، حتی زمانی که به طور معمول از قدرت خانواده حمایت نمی نمایند. تأملی کوتاه و اجمالی در آنچه گذشت، جای تردید باقی نمی گذارد که تأکید ما بر حقوق فردی از چشم انداز تاریخی و جهانی غیر متعارف است و دیگر آنکه اطمینان ما به اینکه این حقوق فردی یک هنجار تخطی ناپذیر تلقی می شوند، مغرورانه و نادرست است. غرور ما (باعث شده) تا به نحو خطرناکی چشمان خود را بر روی واقعیت و شرایطی ببندیم که در آن بسر می بریم. بدین خاطر مصرانه بر هنجاری که وجود آن قطعی هم نیست (یعنی اصالت تمام عیار فرد) تأکید می ورزیم؛ حال آنکه در این حوزه، انقلابی بزرگ رخ داده که ما در فهم معنای آن چندان پیشرفت نکرده ایم، انقلابی که به هویت های جمعی تا فردی انگشت می گذارد.
۳-فردگرایی و مذهب
در تأیید آنچه بیان شد لازم می آید، حتی به صورت اجمالی و مختصر به بررسی و بیان رویکرد اجتماعی و فرهنگی نسبت به مقوله مذهب بپردازیم. ما متأسفانه به خاطر برداشت نادرستی که از اولین اصلاحیه قانون اساسی امریکا داریم، عبادت عمومی و دین ورزی همگانی را به این دلیل که (این نوع از رفتارها) ناقض آزادی فردی و اصل جدایی دین از سیاست می باشد، طرد می نماییم. در نتیجه تلقی درستی نیز از مذهب عمومی که بنیاد سنن دینی یهودی مسیحی را شکل می دهد، نداریم و آن را رها کرده ایم. فراموش نکنیم که لازمه پذیرش اصل تکثیر عقاید مذهبی، قبول اصل ایده «هویت دینی» است که در بالا به آن اشاره شد. با توجه به رویش «درست» و «نادرست» از درون هویت دینی، توجه به این بعد و تلاش در راستای تحکیم آن کاملاً ضرورت دارد. اکثر کارشناسان به این دلیل آسوده خاطر هستند که گرایش آمریکایی ها به لحاظ مذهبی در بسیاری از حوزه ها از مسیحی ارتدوکس شرقی گرفته تا برداشتهای روانشناختی و آیین های عصر جدید مبتنی بر خودشناسی، در حال افزایش یافتن است. نظرسنجی که اخیراً انجام گرفته حاکی از آن است که گرایش زنان امریکایی به مذهب در حال افزایش است. بر این اساس در دو سال گذشته تعداد زنان امریکایی که معتقدند مذهب نقش مهمی در زندگی آنها دارد به شدت افزایش یافته است. امروزه ۴/۳ زنان امریکایی، مذهب را مهم می دانند و نیمی از آنان تمایل دارند سازمانهای مذهبی در مباحث عمومی (مربوط به) نقشهای مردان و زنان در جامعه حضور داشته باشند. حدود پنجاه درصد آنان نیز علاقمند مشارکت سازمانهای مذهبی در مباحث عمومی (مربوط به)سقط جنین و بیش از ۳/۲ موافق محدود کردن سقط جنین می باشند. این آمارها (باعث می شوند تا) در مورد تغییرات در فضای فرهنگی خود خوشبین باشیم اما برداشت و استنباطی که از این آمارها می شود، مشکلات دشواری در پی خواهد داشت. بسیاری از زنانی که اذعان دارند مذهب (نقش) مهمی در زندگی آنها دارد، حتی زنانی که در مورد حکمت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.