تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۲ بحران ازدواج – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۲ بحران ازدواج شامل 94 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۲ بحران ازدواج:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۲ بحران ازدواج به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۲ بحران ازدواج به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۲ بحران ازدواج با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۲ بحران ازدواج با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۲ بحران ازدواج با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۲ بحران ازدواج را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۲ بحران ازدواج :

به اعتقاد جامعه شناسان، ازدواج، پیوند دوجنس مخالف بر پایه روابط پایای جنسی است. لذا رابطه دو فرد از یک جنس، چه به طور موقت و چه دائم، ازدواج خوانده نمی شود. از سوی دیگر در تعریف ازدواج، روابط جسمانی بین دو انسان از دو جنس مخالف، به خودی خود کافی نبوده و مستلزم انعقاد قراردادی اجتماعی می باشد که روابط جسمانی را مشروعیت بخشد. به بیان دیگر تحقق ازدواج، منوط به تصویب اجتماعی است. به اعتقاد «کارلسون» ازدواج فرآیندی است از کنش متقابل دو فرد (زن و مرد) که برخی شرایط قانونی را تحقق بخشیده و مراسمی را برای برگزاری زناشویی خود بپا داشته اند و عمل آنان مورد پذیرش قانون قرار گرفته است.

لوی اشتراوسنیز معتقد است که ازدواج برخوردی دراماتیک بین فرهنگ و طبیعت یا میان قواعد اجتماعی و کشش جنسی است. گذشته از چهار خصلت مورد اشاره یعنی ارتباط جسمانی، تخالف جنسی، پایایی و قرارداد اجتماعی، ازدواج ارتباطی است که درمقایسه با سایر ارتباطات انسانی تامیّتی بی نظیر دارد و شامل ابعاد زیستی، اعتقادی، عاطفی، روانی و اجتماعی است. به بیان دیگر همزیستی زوجین در درون خانواده ، آنان را در چنان گردونه ای از ارتباطات قرار می دهد که بی هیچ شبهه قابل مقایسه با سایر ارتباطات انسانی نیست.

از سوی دیگر ازدواج و قرارداد ناشی از آن، دارای نوعی تقدس می باشد. در دین مبین اسلام، احادیث و روایات بی شماری بر این امر سفارش کرده است، لیکن علیرغم تمام تأکیدات و ضرورتهای فردی و اجتماعی در خصوص انجام این امر، متأسفانه شاهد افزایش میانگین سن ازدواج در کشور می باشیم، هر چند این پدیده در سایر جوامع نیز وجود دارد. آمارها حاکی از آن است که متوسط سن ازدواج در بسیاری از جوامع غربی از جمله آمریکا در سال ۱۹۵۶ برای زنان ۱/۲۰ سال و برای مردان ۵/۲۲ سال می باشد. در حالی که در سال ۱۹۸۸ میانگین سن ازدواج با طی روندی صعودی به ۱/۲۳ سال برای زنان و ۷/۲۵ سال برای مردان رسیده است. این روند افزایشی در بسیاری از جوامع صنعتی به ویژه سوئد دانمارک . . . نیز به چشم می خورد و پایداری خانواده را متأثر ساخته است. در ایران نیز میانگین سن ازدواج در نقاط شهری و روستایی، تحت تأثیر عوامل مختلف افزایش یافته است و نرخ ازدواج نیز در کل کشور نسبت به سه ماهه اول سال قبل، حدود ۸۲/۳درصد کاهش نشان می دهد.

جدول (۱) : میانگین سن در اولین ازدواج برحسب جنس در نقاط شهری و روستایی

تبیین عوامل مؤثر در بحران ازدواج

با توجه به جدول (۱) می توان دریافت اکنون جمعیت جوان کشور با افزایش میانگین سن ازدواج و کاهش نرخ ازدواج دست به گریبان است. در ادامه این نوشتار به اختصار برخی از عوامل مؤثر در ایجاد این وضعیت را بررسی می نمائیم. لازم به ذکر است عوامل مورد اشاره فقط جهت تقریب ذهنی در این دسته بندیها ارائه شده است.

۱ عوامل جمعیت شناختی

۱-۱) ساختار جمعیتی

سن ازدواج، شاخصی است که از شرایط اجتماعی اقتصادی جامعه تأثیر می پذیرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل شرایط خاص آن دوران، میانگین سن ازدواج تا حدودی کاهش یافت، لیکن مجدداً تحت تأثیر عوامل مختلفی در حال افزایش است. نکته قابل تأمل آنکه میانگین سن ازدواج زنان در مقایسه با مردان افزایش بیشتری داشته و طی سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۷۵ حدود ۴ سال به میانگین سن ازدواج زنان افزوده شده است، در حالی که معمولاً متوسط سن ازدواج مردان بیشتر است.

در سال ۱۳۷۵ متوسط سن ازدواج مردان ۲۶۲۴ سال و برای زنان ۲۲ سال بوده است. نکته قابل توجه، اختلاف سن ازدواج بین زنان و مردان است . در سال ۱۳۴۵ به طور متوسط، اختلاف سن ازدواج مردان و زنان حدود ۷ سال بوده است. در حالی که در سال ۱۳۷۵ متوسط سن ازدواج ۶/۲۵ سال برای مردان و ۴/۲۲ سال برای زنان است و اختلاف سن ازدواج به سه سال کاهش یافته است.

در سال ۱۳۷۵ حدود ۴۳درصد از جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر، هرگز ازدواج نکرده اند. این نسبت در مقایسه با سال ۶۵ حدود ۹/۲ درصد افزایش دارد و علت اصلی آن، سیاست افزایش موالید بوده است. در سرشماری سال ۱۳۶۵ متولدین پس از انقلاب، به دلیل پایین بودن سن، وارد این محاسبه نشده اند، اما در سال ۱۳۷۵ با افزایش سن این افراد، نسبت مذکور افزایش می یابد، به طوری که نسبت زنان هرگز ازدواج نکرده به ۵/۳۹ درصد و نسبت مردان به ۱/۴۷ درصد می رسد.

براساس آمار، نرخ سالانه رشد جمعیت در دهه های ۶۵۵۵ در سطح بسیار بالا و در حدود ۶/۳ درصد بوده است که منجر به افزایش سریع جمعیت و تغییر ساختار جمعیتی کشور شده است. اکنون پسران و دختران متولد شده در سالهای ۶۵-۵۵ بتدریج وارد سن ازدواج می شوند. با تأمل در این آمار و با توجه به اینکه تعداد پسران در سن ازدواج، کمتر از تعداد دختران دارای این شرایط است و در عرف مردم ایران، پسر باید با گروه سنی پایین تر از خود ازدواج کند، در می یابیم که فرصتهای ازدواج بسیاری از دختران در این شرایط کاهش می یابد.

جدول (۲) : تعداد دختران و پسران در سال ۱۳۸۰

جدول (۳): درصد ازدواج دختران و پسران به جمعیت جوانان

جدول(۴): تعداد و درصد دختران و پسران هرگز ازدواج نکرده در سرشماری سالهای ۷۵۱۳۶۵

۲۱) تغییرات جمعیتی

الف ) جنگ تحمیلی

با وقوع جنگ تحمیلی تعداد زیادی از جوانان سلحشور، متعهد و غیور کشور در عنفوان جوانی به شهادت رسیدند. آمارها حاکی از آن است که بیشتر شهدا متولدین سالهای ۱۳۵۱۱۳۴۸ بوده اند که فقدان حضور آنها فرصتهای ازدواج بسیاری از دختران، را علی الخصوص در گروه سنی مشابه و پایین تر کاهش داده است.

ب) مهاجرت به شهرها

اختلاف سطح زندگی و نابرابری در فرصتهای شغلی ، سکونتی و رفاهی بین شهرها و روستاها از مهمترین علل مهاجرت است. «لی» معتقد است مهاجرت نوعی انتخاب و گزینش است که احتمال دارد فرد، به عوامل مثبت در مقصد و یا به گریز از عوامل منفی در مبدأ پاسخ دهد. وی از عوامل مثبت، ارتقاء سطوح مختلف اجتماعی و از جمله عوامل منفی، از دست دادن شغل، تنفر اجتماعی از محیط، ورشکستگی اقتصادی، نشانه های روحی و روانی، هتک حیثیت فردی و خانوادگی، خدشه دار شدن امنیت اجتماعی و قرار گرفتن در موقعیتهای خاص را نام می برد.

با مهاجرت افراد به شهرها، طرز تفکر آنها نسبت به زندگی تغییر می کند، به طوری که به سرعت خود را با محیطهای شهری تطبیق می دهند و تلقیات و رفتارها و نگرشهای شهرنشینی، از جمله تأخیر در ازدواج و ازدواج در سنین بالا را اقتباس می نمایند. از سوی دیگر با تغییر فرهنگی و تجددگرایی، انگیزه پسران مهاجر برای انتخاب همسری از میان دختران شهری افزایش می یابد. امروزه بسیاری از پسران که به علت کار و تحصیل به شهرها مهاجرت کرده اند، در این شهرها ازدواج می نمایند. بدین ترتیب توازن تعداد دختران به پسران در روستاها از بین می رود و بسیاری از دختران در روستاها مجرد باقی می مانند. آمار نشان می دهد که در گذشته تعداد زنان روستایی ازدواج نکرده ۲۱درصد بوده است که اکنون به ۴۱درصد رسیده است.

ج) مهاجرت به سایر کشورها

روند رو به تزاید مهاجرت اقشار و گروههایی از جوانان علی الخصوص فارغ التحصیلان پسر دانشگاهها، جهت ادامه تحصیل یا کسب شغل و حرفه مناسب با درآمد کافی، به سایر کشورها عدم تجانس تعداد پسران به دختران را افزایش می دهد.

۲ عوامل اجتماعی

۱-۲) افزایش آسیبهای اجتماعی

بنا به گزارشات خبری بسیاری از جراید، در چند سال اخیر، نرخ آسیبهای اجتماعی شبه جرم (از جمله اعتیاد به انواع مواد مخدر، فرار از منزل، قاچاق مواد مخدر، . . .) و آمار جرائم (جرائم علیه اموال، علیه اشخاص و علیه اخلاق) و مسائل اجتماعی چون طلاق افزایش چشمگیری داشته است. این مسئله موجب گردیده که برخی از جوانان اعم از دختر و پسر جزء قربانیان چنین آسیبهایی بوده و بر اثر این آسیبها شور، اشتیاق و انگیزه ای برای ازدواج نداشته باشند و برخی دیگر با مشاهده این آسیبها و تجربیات تلخ و ناگوار اطرافیان، به دیدگاه بدبینانه ای نسبت به ازدواج دست یابند.

۲-۲) کاهش اعتماد اجتماعی

با گسترش آمار نابهنجاریهای اجتماعی و نیز افزایش نرخ مفاسد اخلاقی، از یک سو روابط جنسی (که جزء کارکردهای طبیعی خانواده می باشد) به خارج از حریم خانواده کشانده شده و از لحاظ اجتماعی به یک معامله تجاری تبدیل می شود و از سوی دیگر این وضعیت منجربه کاهش اعتماد اعضای جامعه (دختر و پسر) نسبت به یکدیگر می گردد. جامعه شناسان معتقدند برخی از مردم علیرغم آنکه نسبت به نابهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی در قلمرو تفریح، شادی و جوانی مدارا می کنند، اما از شیوع این موارد در روابط خانوادگی، احساس بیزاری و ناامنی می نمایند از آنجا که مبنای زندگی بر پایه اعتماد متقابل طرفین به یکدیگر می باشد، با فروریختن دیوارهای اعتماد، افراد به سختی می توانند شریک زندگی خود را انتخاب نمایند . مطابق تحقیقات بعمل آمده تنها ۵۳درصد از پاسخگویان، بیشتر مردم را قابل اعتماد می دانند و افراد جوانتر به نسبت کمتری به مردم اعتماد داشته و افراد باسوادتر و ساکنان شهرها، اعتماد کمتری نسبت به مردم دارند.

۳۲) تغییرات اجتماعی

تغییرات سریع اجتماعی و دگرگونی الگوهای فرهنگی و برخورد و تضاد میان هنجارها و نقشهای اجتماعی، موجب از هم پاشیدگی روابط متقابل اجتماعی و انسانی گردیده است. تغییرات اجتماعی درازمدت مانند صنعتی شدن ، تمدن گرایی یک جامعه و تحولات کوتاه مدت چون اثرات ناشی از جنگ، کسادی و بحران اقتصادی، تورم، بلایا و مصائب، همگی در تشکیل خانواده و تغییرات آن مؤثر است.

تغییرات اجتماعی، منجر به تغییر نگرشها، نیازها و روابط انسانی می شود و دستیابی به ارزشهای نوین ، در برخی جنبه های زندگی اختلالاتی ایجاد می کند. تقاضای تأمین زندگی بهتر برای جوانان و کاهش حمایتهای خانواده از جوانان، نرخ ازدواج راکاهش داده است. صاحبنظران اعتقاد دارند توسعه یافتگی جوامع، سن ازدواج را افزایش می دهد.

۳ عوامل فرهنگی

۱-۳) گسترش ارزشهای مادی

به اعتقاد جامعه شناسان رفتار افراد، تا حدود زیادی تابع نظر اکثریت است، چنانچه افراد احساس کنند که دیگران به موضوعی تمایل داشته و از آن ارزیابی مثبت دارند، ارزیابی خود را با ارزشهای آنها تطبیق می دهند و تحت همشکلی با فشار هنجاری، مجبور می شوند به خاطر دیگران رفتاری را انجام دهند که مورد رضایت جمع باشد تا از سوی جمع به عنوان افراد نابهنجار معرفی نگردند.

با روند تغییر ارزشها به سمت ارزشهای مادی، ظاهرسازی به یک عنصر فرهنگی پایدار تبدیل گردیده و افراد به جنبه های خیره کننده زندگی مادی، تجملات و تجمع سرمایه های مادی گرایش یافته اند به گونه ای که ارزش افراد بر مبنای میزان دارایی و ارزشهای مادی سنجیده می شود. در واقع وقتی ثروت ملاک قضاوت و ارزشیابی است، افراد سعی در نمایاندن ظواهر فریبنده زندگی مادی خواهند داشت و تظاهر و تفاخر به مال و ثروت حتی درخصوصی ترین رفتارهای زندگی افراد نفوذ می نماید. به طوری که ملاکهای افراد برای انتخاب همسر حول محور مادیات متمرکز می شود، این شرایط موجب می گردد که بسیاری از دختران تحت فشار هنجاری برای داشتن جهیزیه کامل، سالهای جوانی خود را صرف اشتغال درآمدزا و کارهای طاقت فرسا نمایند.

۲-۳) تغییر در شیوه ها و ملاکهای همسرگزینی

به گفته «رابرت وینچ» فرد از میان افراد مختلف ، معمولاً کسی را به همسری انتخاب می کند که از طریق او حداکثر رضایت را در رفع نیازهای خویش کسب نماید، لذا این نظریه بر ناهمسان همسری تأکید دارد.مطابق این نظریه در جامعه ای که ثروت ارزش محسوب می شود و پسران اولین انتخاب کننده می باشند، دارایی دختر، جزء اصلی ترین ملاک های ازدواج بوده و شیوه همسرگزینی از نوع ناهمسان همسری و جهت تکمیل و رفع نیازهای مادی توسط دارایی های همسر (زن) می باشد.

۳-۳) نگرش ابزاری نسبت به ازدواج

زمانی که ازدواج صرفاً قراردادی مادی و تنها جهت کامجویی های جنسی تلقی شود؛ خوشبخت کسی خواهد بود که فقط از منافع و لذائذ مادی و دنیوی ازدواج بهره مند شود. بدین ترتیب فرد تنها، به نفع بری مادی ازدواج تکیه نموده و از محاسن معنوی آن غافل خواهد ماند. در حالی که ازدواج شایسته ترین عشق ورزی و مناسب ترین نردبان تعالی است. در نگرش ابزاری فرد ازدواج را راه تحرک صعودی در اجتماع فرض کرده و تحقق پایگاه اجتماعی برتر یا تثبیت درازمدت پایگاه اجتماعی خویش را به وسیله ازدواج با فردی از طبقه اقتصادی اجتماعی بالا می جوید.

۴-۳) آنومی در ملاکهای ازدواج

در شرایط فعلی یک حالت آنومی (بی هنجاری و نابسامانی) در ملاکهای ازدواج به چشم می خورد. به اعتقاد «ریمون آرون» نابسامانی زمانی ایجاد می شود که معیارهای روشنی برای راهنمایی رفتار در حوزه معینی از زندگی اجتماعی (در اینجا زندگی خانوادگی) وجود ندارد. وی همچنین مفهوم آنومی رادر معنای از هم پاشیدگی هنجارها نیز بکار می برد. در این شرایط جوان انتخابگر با چند مشکل عمده مواجه است:

الف) تعریف روشنی از ملاکها و معیارهای انتخاب همسر در دست ندارد.

ب) ملاکها و معیارهای ازدواج به دلیل پیچیده شدن شخصیت افراد، درجات مختلفی یافته و فرد در زمان انتخاب با طیفهای متعددی از شخصیت و ملاک ازدواج مواجه می باشد. برخلاف زمانهای قبل که ملاکهای ازدواج ساده بوده و تعریف روشنی داشتند.

ج) گاه معیارها و ملاکهای وی جهت انتخاب همسر، با یکدیگر همخوانی نداشته و حتی متضاد است.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *