توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تاثیر فردگرایی و جمع گرایی بر روابط اعضای خانواده؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر فردگرایی و جمع گرایی بر روابط اعضای خانواده با 90 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر فردگرایی و جمع گرایی بر روابط اعضای خانواده:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر فردگرایی و جمع گرایی بر روابط اعضای خانواده به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر فردگرایی و جمع گرایی بر روابط اعضای خانواده با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر فردگرایی و جمع گرایی بر روابط اعضای خانواده تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاثیر فردگرایی و جمع گرایی بر روابط اعضای خانواده :
زندگی خانوادگی از احساس نیاز مشترک زن و مرد نسبت به یکدیگر سرچشمه می گیرد و باتولد فرزندان و برقراری روابط سببی و نسبی و عشق و محبت به یکدیگر دوام می یابد. این احساس نیاز مشترک تنها منبعث از غریزه جنسی به عنوان غریزه حیوانی نیست، بلکه سکون، آرامش، عشق و محبت را نیز شامل می شود که قرآن کریم بدان اشاره نموده است.
تفاوت انسانها از جهت استعدادهای جسمی، روحی و احساسی که براساس قوانین جهان آفرینش پایه ریزی شده، امری طبیعی است و افراد انسانی را به یکدیگر نیازمند ساخته است و آنان را به زندگی اجتماعی دعوت می نماید.
نکته ای که نباید از آن غافل بود بعد معنوی انسان است که موجب وحدت بین فرد جامعه می شود، اگرچه این وحدت ابعاد خانوادگی را در می نوردد و جامعه را شامل می شود، اما به عنوان یکی از عوامل، بلکه مهمترین عامل اساسی پیوند افراد خانواده، انس و الفت هرچه بیشتر را باعث می شود. این وحدت فقط در سایه جهان بینی توحیدی محقق می گردد که از لایه رویین حیات اجتماعی و خانوادگی گذر کرده و بستر رشد، تعالی و حرکت به سوی کمال نهایی را برای فراد و خانواده فراهم می کند. در این صورت است که خانواده متعادل، بلکه متکامل شکل خواهد گرفت که افراد در روابط متقابلشان علاوه بر حفظ پایگاه اجتماعی اعضا، به دور از افراط و تفریط به ایفای نقش خویش می پردازند و حداکثر قابلیتهای اعضای خانواده کشف شده و پرورش می یابد. در اینجا بینش افراد در روابط اعضای خانواده نقش اساسی دارد.
اگر بینش را به منزله طرز تلقی به خصوص، نحوه خاص برخورد با مسائل و نوع ویژه ای از نگریستن به موضوعات در نظر بگیریم، بینش تعیین کننده شیوه ها و خط مشی های زندگی ما خواهد بود. بینشها، روشها را می آفرینند و تنظیم کننده روابط ما با جهان درون و بیرون هستند.
لذا بینش فردگرایانه که فرد را اصیل می داند با بینش جمع گرایانه که اصالت را از آن جمع می داند، از نظر روشها با هم متفاوتند و هر یک در تنظیم روابط افراد، مسئولیت را متوجه فرد تنها یا جامعه تنها می دانند. هریک از بینشهای مذکور در شیوه ها و خط مشی های زندگی از ابتدای همسرگزینی تا مراحل بعدی نقش موثری دارند و برخی از افراط و تفریطها در روابط اعضای خانواده ناشی از چنین بینشهایی می باشد.
مسئله اصالت فرد و جامعه مباحث بسیاری را به خود اختصاص داده است و دوره طولانی از نزاع را بین طرفداران روانشناسی و جامعه شناسی گذرانده است. در این مقاله تلاش می شود به طور اختصار معانی اصالت فرد و جامعه و تاثیر آن بر روابط اعضا خانواده تبیین گردد و با ریشه یابی درست مسائل خانواده، در مراحل مختلف جامعه پذیری، بینش ها و نگرشهای افراد و جامعه به سوی فرهنگ آرمانی هدایت شود.
اصالت فرد و جامعه
در بینش فردگرایانه (اصالت فرد) همه قوانین و احکام جمعی برحسب احکام فردی (انگیزه، قدرت، اعتقاد، قابلیت های فردی و …) توصیف می شوند و فرد انسانی در مقابل تمام جبرها، موجودی آزاد، صاحب اختیار و اراده و مسئول اعمال خویش است و این اعمال را آزادانه، آگاهانه و بنا به تصمیم شخصی انجام می دهد.
در بینش جمع گرایانه (اصالت جامعه) پدیده های اجتماعی محصول جامعه اند نه محصول فکر و اراده فرد. برخی معتقدند که اندیشه و شیوه های عمل جمعی، هستی مخصوص به خود را دارند، فرد با آنها به صورت ساخته و پرداخته روبرو می شود و نمی تواند کاری بکند که نباشد و یا جز آنچه هست باشد، بنابراین ناگزیر است به آنها توجه کند. تغییر شیوه های مذکور مخصوصاً از این جهت دشوار است که این شیوه ها به درجات مختلف از سلطه مادی و اخلاقی جامعه بر این افراد بهره مندند.
مفاهیمی که در هر فرهنگ مطرح می شوند متاثر از مفروضات قبلی فرد و جامعه است. افراد با توجه به مفروضات زمینه ای (هستی شناسی) و حوزه ای خاص (انسان شناسی و …)به ایفای نقش می پردازند. مفاهیم فردگرایی و جمع گرایی یا تلفیقی از آن دو با توجه به مفروضات قبلی فرد و جامعه نیز متفاوت خواهد بود، لذا نمی توان نقش آن را در روابط اعضای خانواده بدون توجه به این مفروضات بررسی نمود. زیرا نوع جهان شناسی، انسان شناسی و فلسفه و هدف زندگی در شیوه رفتار و ایفای نقش افراد خانواده اثر عمیق دارد و مفاهیم موردبحث نیز با توجه به آنها متفاوت خواهد بود.
در هستی شناسی دینی، طبیعت، همه حقیقت نیست، بلکه بخش نازل و دانی آن است یعنی برای هستی، بخش دیگری تصور می شود که فائق بر طبیعت بوده و نسبت به آن، نقش تعیین کننده دارد. اگر نگاه به هستی، انسان و هدف زندگی، نگاهی دینی باشد و همه ابعاد زندگی طبیعی و مادی خود را در احاطه غیب بداند، هیچگاه در محاسبات و رفتار طبیعی خویش از باطن امور که نقشی تعیین کننده نسبت به ظاهر دارد، غافل نمی ماند و بر همین اساس نیز کردار فردی واجتماعی خود را توجیه و تبیین می نماید. البته در همین نگاه دینی نیز افراد باهم متفاوتند، برخی انسان را مجبور و برخی وی را مختار و بعضی دیگر او را بین این دو امر بیان می کنند و همچنین میزان شناخت افراد در هر گروه نیز باهم متفاوت است. فردی که در هستی شناسی، دین خدا را در حد مفهوم و لفظ می شناسد با فردی که خدا را حاضر و ناظر بر اعمال خویش می بیند، در شیوه و رفتار باهم متفاوتند … فردی که در هدف زندگی خویش به نیازهای اولیه جسمی خویش اکتفا نموده و سعادت را معادل لذت معنا می کند، آگاهانه یا ناخودآگاه با فردی که لذت را مرکب خویش برای رفتن می بیند و به تعبیر مولوی مجنون وار بر این مرکب سوار شده و به سوی معشوق خویش می شتابد، رفتار یکسانی نخواهند داشت. لذا وقتی مفاهیم مورد بحث در این مفروضات قرار می گیرد، معانی خاص خویش را می یابد.
در هستی شناسی انسان مدارانه و غیردینی (اومانیسم)، با نفی خدا و هرگونه نیروی خارق العاده، محکومیت انسان نسبت به نیروهای فوق طبیعی انکار می شود. اومانیسم، همسنگی انسان با موجودات طبیعی را نمی پذیرد و به جای خدامحوری یا طبیعت محوری، انسان را محور قرار می دهد و معتقد است که تفسیر و توجیه جهان نیز باید بر مدار انسان باشد.
این نگاه، باورهای دینی را به عنوان بخشی از هستی ذهنی یا وجدان فردی یا اجتماعی و یا غرایز نفسانی افراد محسوب می نماید و انسان را دارای آزادی مطلق می پندارد.
جان استوارت میل در مورد این که حق رای در جامعه دموکرات و لیبرال مختص کسی است که از باور و اعتقاد دینی خود تهی شده و حق را صرف نظر از بعد آسمانی و الهی، مختص ذات بشر می داند و می گوید: هر فرد انسانی نسبت به خودش، نسبت به فکر و پیکرش، حق حاکمیت مطلق دارد.
در این نوع نگاه به جهان، انسان و زندگی، هدف حداکثر سود شخصی است و از آزادی بدون قید و شرط فرد در تحصیل ثروت، منافع اقتصادی و … دفاع می کند. لذا مفاهیم فردگرایی و جمع گرایی از این منظر نیز متفاوت خواهد بود.
با توجه به گسترش وسایل ارتباط جمعی و رشد صنعت و تکنولوژی، بسیاری از این دیدگاه ها در فرهنگ جوامع تزریق شده و به نوعی شیوه رفتار افراد را تحت تاثیر قرار داده و بحث در مورد آن، از پیچیدگی خاصی برخوردار است. بدین جهت اگر از معنی فلسفی اصالت فرد و جامعه صرفنظر کنیم، با توجه به مجموعه مطالب ارائه شده، اصالت فرد و جامعه را در دو معنی زیر مورد بررسی قرار می دهیم.
اول: اصالت به معنی غلبه تاثیر و نفوذ، بدین معنی که آیا فرد بر خانواده و یا بالعکس خانواده بر فرد و یا هردو بر یکدیگر تاثیر و نفوذ دارند و بر فرض تاثیر، غلبه با کدامیک است.
دوم: اصالت به معنی تقدم حقوق و مصالح فرد و جامعه، بدین معنی که حقوق و مصالح فردی بر حقوق و مصالح خانواده مقدم است یا بالعکس و یا اینکه می توان آن دو را باهم جمع کرد.
خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی ضمن تأثیرپذیری از سایر نهادها، آنها را نیز متاثر می نماید و از بستر عمومی فرهنگ جامعه تاثیر می پذیرد. اما چون نهاد خانواده به تنهایی بر مبنای شبکه ای از هنجارها، ارزشها و الگوهای رفتاری مورد انتظار، به حد اعلا سازمان یافته است، می توان آن را به طور جداگانه بررسی نمود، به شرط آنکه اثرات سایر نهادها کنترل شود. در مناسبات بین افراد در شبکه مقامها (پایگاه ها) در نهاد خانواده، بسیاری از حالات فرد و نقشهایی که غالباً هیئت متقابل دارند (زن و شوهر والدین و فرزندان فرزندان و والدین و …) ظاهر می شود و این مناسبات در درون خانواده و در گستره فرهنگ جامعه صورت می گیرد.
در اصالت به معنی اول (غلبه تاثیر و نفوذ) از واقعیت، توصیف وتکوین بحث می شود. در بینش فردگرایانه، ارتقاء یا تنزل مقام و موقعیت افراد خانواده و ایفای صحیح و یا نادرست نقشها به استعداد و توانایی فرد نسبت داده شده و در قالب لفظ «من» و «تو» ابراز می گردد. وقتی فردی موفقیت خویش را با کلمه «من» نسبت به سایر اعضای خانواده بیان می کند و سعی دارد که ثابت کند تنها وی عامل اصلی موفقیت فردی یا خانوادگی بوده است و یا بالعکس وقتی عدم موفقیت، شکست و یا تخلف و انحطاط با لفظ «تو» بیان می شود، در واقع عامل اصلی، فرد خاص قلمداد می شود و به مشارکت مستقیم و یا غیرمستقیم سایر افراد و یا محیطهای دیگر توجهی نمی گردد و این موضوع ناشی از چنین بینشی می باشد. البته ممکن است در یک مصداق خاص با توجه به تمامی جوانب، درصد بالایی از تاثیر مربوط به فرد باشد، اما در این بینش (فردگرایانه) به تاثیر سایرین توجهی نمی شود و اگر توجهی باشد، سهم فرد و دخالت وی را عامل اصلی می داند. عمدتاً نمونه هایی در جهت روشن تر شدن مطلب ذکر می کنیم:
هنگامی که برای گزینش همسر به پسند ظاهری، گفتگو و توافق بسنده می شود و به بسیاری از حالات انفعالی فرد (مانند حسادت، رقابت، خوش بینی، بدبینی و …) که گاه در شخص به صورت صفات ثابت در آمده و منش وی را تشکیل می دهد و در مناسبات بین افراد ظاهر می شود، توجه نمی گردد، تأثیر بینش فردگرایی مشهود است.
در برخی از موارد هنگامی که والدین افت تحصیلی و یاتخلف از هنجارهای خاص را با لفظ «تو» متوجه فرزند خویش می کنند و تمامی مسئولیت ها را بر دوش وی می گذارند و توجهی به مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم خانواده و یا سایر محیطهای اجتماعی ندارند، ناشی از چنین روحیه فردگرایانه است.
در بینش جمع گرایانه (به معنی غلبه تاثیر و نفوذ) ارتقاء یا تنزل پایگاه اجتماعی و موفقیت یا شکست در ایفای نقش، به خانواده منتسب گشته و توانایی و استعدادهای فردی کمتر مورد مطالعه قرار می گیرد.
در این بینش، شخصیت فرد ثابت فرض شده و روابط زندگی پدیده ای بسته، جبری و گریز ناپذیر پنداشته می شود و برای دگرگونی و تعالی، به فرهنگ عمومی و خانوادگی تأکید می گردد، به همین دلیل جرات و جسارت عمل در فرد وجود ندارد.
عباراتی چون: «اینطور تربیت شده ام و نمی توانم خودم را عوض کنم» و یا «من اینطور تربیت شده ام، من مرد خانه ام و تو باید همیشه و همه جا از من اطاعت کنی، حق گفتن اینکه چه اشتباهی کرده ام را نداری. همانطور که مادرم جرات نداشت در برابر پدرم حرفی بزند و فقط سربه زیر بود و کتک می خورد، تو هم باید مثل مادرم باشی و بس» بیانگر چنین بینشی است.
در این بینش، گاهی اوقات اعضای خانواده در شرایط فرهنگی موجود جامعه و خانواده، توقع ایفای نقش یکسان از یکدیگر دارند و بدون توجه به توانایی ها و استعدادهای فردی، افراد خانواده را با یکدیگر و یا با افراد بیرون از خانواده مقایسه می کنند و عباراتی چون:
«همسر فلانی هست تو هم هستی» و یا «بچه فلانی هست تو هم هستی» و یا «برادر و یا خواهرت هست تو هم هستی» بیانگر چنین بینشی است.
اگر اصالت فرد و جامعه به معنی غلبه تأثیر در نظر گرفته شود و این تأثیر به حدی باشد که طرف دیگر قادر به هیچگونه مقاومت و انتخابی نباشد، به نظر می رسد هیچیک از فرد و جامعه اصالت ندارد و اصیل دانستن هریک و نفی دیگری، افراط و تفریط خواهد بود. ولی اگر منظور، کثرت نسبی تأثیر با حفظ امکان عکس آن باشد، بدیهی است که غلبه تاثیر، از آن جامعه و خانواده است و معمولاً افراد در روند جامعه پذیری در خانواده به ارزشها و هنجارها متمایل هستند، اگر چه خلاقیت و استعدادهای فردی در جای خود محفوظ است. بنابراین مطالعه فرد به عنوان فرد، بدون توجه به مناسبات واقعی با اشخاص دیگر و ساخت و کارکرد گروههای کوچک (خانواده) و بزرگی که در آن عضویت دارد، مطالعه ای انتزاعی و در نتیجه غیرعملی خواهد بود و افرادی که در کنش متقابل خویش با سایر اعضای خانواده چنین بینشی داشته باشند، بینشی انتزاعی و غیرواقع بینانه است. چنانکه مطالعه جامعه اعم از کوچک (خانواده) و بزرگ نیز بدون توجه به شخصیت و رفتار افراد و واکنشهای آگاهانه، هوشمندانه و ارادی آنان در برابر نهاد و مقرارت اجتماعی، دور از واقعیت و مغایر روحیه علمی است و افرادی که در روابط خانوادگی و با سایر افراد، سوابق تربیتی و موقعیت های خویش را به عنوان ابزاری برای فرار از مسئولیت های فردی خویش استفاده می کنند، از روحیه علمی فاصله دارند.
هر چند آموزش اجتماعی و فرهنگ پذیری در تکوین نفسانیات و شخصیت فرد اثر بارزی دارد، اما این فرآیند نه تحمیلی و اجباری است و نه نتیجه تلقین و تقلید کورکورانه و بی هدف می باشد، بلکه انطباقی کاملا هدفدار و غالبا آگاهانه است. حتی کودکان نه تنها هنجارهای اجتماعی را در تمام موارد با نفرت تلقی نمی کنند، بلکه با ولع انتظار دارند که این هنجارها به آنها یاد داده شود و هرچه زودتر به صف بزرگسالان بپیوندند و به عضویت اجتماعی درآیند تا به نوبه خود، پس از جذب الگوهای فرهنگی، در تکمیل وغنی تر ساختن آنها مؤثر باشند. بنابراین شخصیت هر فرد متشکل از امور زیر است:
فطرت: سرشت فرا حیوانی که در تمامی انسانها وجود دارد.
وراثت: ویژگی های جسمانی موروثی در انسان بر رشد شخصیت وی مؤثر است.
محیط (اجتماعی و طبیعی): فرد تا حد وسیعی سطح کارایی خود را که برای حفظ حیاتش ضروری است، از محیط طبیعی اخذ می کند.
هر جامعه ای گونه های شخصیتی خاصی را که با فرهنگ آن هماهنگی داشته باشد، پرورش می دهد. ارزشها، هنجارها، وجهه نظرها و باورهای گروه به منزله حاصل تجربه فرد، در شکل گیری شخصیت وی کمک می کند.
اراده فعال و خلاق: آیات و روایات، در عین پذیرش تأثیر محیط و وراثت، بر موضوع اراده آزاد و قدرت تصمیم گیری و انتخاب فرد تاکید فراوان نموده و آن را امری مسلم و
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.