توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان ؛ روی کردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم (بخش دوم) – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان ؛ روی کردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم (بخش دوم) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان ؛ روی کردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم (بخش دوم):
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان ؛ روی کردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم (بخش دوم) به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان ؛ روی کردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم (بخش دوم) به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان ؛ روی کردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم (بخش دوم) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان ؛ روی کردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم (بخش دوم) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان ؛ روی کردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم (بخش دوم) با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان ؛ روی کردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم (بخش دوم) را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان ؛ روی کردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم (بخش دوم) :
یکی از مسائل مهم اجتماعی در حوزه امور زنان، امر آموزش و تحصیلات است و از فروعات مهم مسئله، پرداختن به این حقیقت است که آیا بین زنان و مردان در اصل محتوی و نحوه آموزش های علمی، دینی و غیره باید تفاوتی قائل شد یا خیر؟
بررسی ابعاد این سؤال مستلزم بررسی و تحقیق، پیرامون محورهای زیر است:
آیا درک زن و مرد نسبت به معارف مختلف، متفاوت است یا خیر و اگر تفاوتی وجود دارد، این تفاوت معلول چه عامل یا عواملی بوده و در چه ناحیه ای است؟
آیا ثمرات و فواید تحصیل علوم و معارف، برای زن و مرد یکی است؟
آیا جامعه از ثمرات و فواید تحصیل علوم و معارف زنان و مردان، به طور یکسان بهره می برد؟
بیشتر کشورهای مطرح امروز دنیا، در سطح سیاست گذاری های کلان آموزشی، بین زن و مرد تفاوتی قائل نمی شوند و برنامه ریزی های واحدی را ارائه می دهند، البته موارد استثنایی نیز در تاریخ وجود داشته است، مثلاً: «در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ دیدگاه های تأکید کننده بر تفاوت برنامه های آموزشی دختران و پسران در مباحث آموزش و پرورش بر دلائل زیست شناسی استوار بود و نتیجه بعضی از پژوهش ها نشان می داد که برنامه های آموزشی با توجه به این تفاوت ها، باید متفاوت باشند، چنانچه بعضی از غربیان در اوایل قرن ۱۹ و ۲۰ به پسران، باغبانی و نجاری می آموختند و به دختران، آشپزی، خیاطی و مهارت های خانه داری و .. .» بنابراین در آن دسته از آموزش های عمومی و پایه های نظری و علمی که منجر به ایجاد مهارت در زمینه خواندن، نوشتن، حساب کردن و آشنایی مقدماتی با مبانی علوم می شود همسانی نسبی آموزش، بین پسران و دختران مشاهده گردد. (البته در مواردی نیز استثنائاتی وجود دارد). در سطوح عالی تحصیلات نیز کمابیش امر به همین منوال است. اگر چه موارد استثناء بیشتری در مقایسه با سطوح پیشین مطرح است، ولی این همسانی چنانچه اشاره شد فقط مربوط به سیاست گذاری های کلان آموزشی است، آن هم در کشورهای پیشرفته دنیا و در دهه های اخیر، اما علیرغم همه این مطالب آن چه که مربوط به متن جامعه و واقعیت های حیات اجتماعی است این است که تضییع حق زنان در زمینه تعلیم و آموزش نیز مانند بسیاری از زمینه های دیگر در طول تاریخ در بسیاری از کشورها رواج داشته است، البته جریان های مختلف دفاع از حقوق زن نیز اعم از جریانات دینی یا الحادی، همه خود را مدافع و طرفدار سر سخت علم آموزی زنان معرفی می کنند ولیکن شیوه بعضی از این جریانات به گونه ای است که نتیجه آن به ضرر خود زنان تمام می شود.
مقام علمی و تحصیل زنان در اسلام
یکی از روشن ترین مواضع اسلام، جانب داری اصولی از علم آموزی، توسعه آموزشی و گسترش دانش افزایی در بین زنان است. با یک نگاه کلی به نظام معارف الهی اسلام، به خوبی در می یابیم که جانب داری ها و دفاعیات اسلام از تحصیلات و آموزش زنان در مقایسه با سایر مکاتب فکری، فلسفی و دینی جهان بی نظیر است. «در دین اسلام اگر چه تفاوتهایی بین حقوق و تکالیف زن و مرد دیده می شود، اما هرگز این تفاوتها، جایگاه انسانی زن را از مرد پایین تر نمی آورد و هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست. اسلام، مساوات انسانی را بین زن و مرد رعایت کرده است».
از آنجا که حق آموزش و تحصیل، از حقوق طبیعی و فطری انسانی محسوب شده و هیچ ارتباطی با زنانگی و مردانگی ندارد، اسلام نیز با نگرش متین و متقن برای حق تحصیل و آموزش زن و مرد ارزش بسیار ویژه ای قائل شده است.
البته مراد از حق یکسان در تعلیم و آموزش، این نیست که حتماً نوع تعلیم آموزش و اهداف آن نیز در همه موارد باید برای زن و مرد یکسان باشد.
اسلام در ارزش گذاری نامحدود برای تحصیل علم، شاخصه هایی را عنوان می نماید که نظیر آن در استحکام و ژرف نگری در هیچ مکتبی یافت نمی شود، زیرا قید زمان را با شعار «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» از تحصیل علم برداشته و محدودیت مکانی را با قید «ولو بالصین» مضمحل نموده است و محدودیت سرچشمه اخذ دانش را با روایت شریف«اطلبوا العم ولو عند مشرک» از بین برده و قید جنسیت را با تعبیر «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه» از میان برداشته است.
البته در بعضی از روایات، لفظ «مسلمه» نیست ولی قرائن لفظی و معنوی شهادت می دهند که مسلم، اسم جنس بوده و شامل مرد و زن می شود.
از طرف دیگر زندگی زنانی که هم چون ستاره در آسمان مکتب اسلام درخشیده و راه را نشان می دهند، گواه صادقی بر این معنی است که نه تنها نفس تحصیل علم و تعلم برای زنان، بلکه تعلیم و آموزش آنان از امور بسیار مؤکد و شریف محسوب می شده است. «به شهادت تاریخ، یکسال از مدت اقامت حضرت علی (ع) و خانواده اش در کوفه می گذشت که گروهی از بانوان خردمند و بزرگوار کوفه به محضر ایشان پیغام فرستادند که ما شنیده ایم حضرت زینب(س) نیز مانند مادر بزرگوار خود، حضرت فاطمه (س) دارای قدرت، علم و دانش فراوانی است و اگر اجازه بدهید برای بهره برداری از خرمن دانش او به حضورش برسیم. علی (ع) نیز با این درخواست موافقت فرمود و زنان کوفه در محفل درس و تفسیر قرآن حضرت زینب (س) شرکت جستند».
مرحوم علامه امینی، روایت مفصلی از حضرت فاطمه (س) نقل می کند، مبنی بر این که زنی از زنان مدینه، بر درب خانه ایشان آمده و پشت درب ایستاده و سؤالات اعتقادی و دینی خود را مطرح کرده است. و فاطمه (علیها السلام) مدت طویلی بر روی پاهای مبارک ایستاده و با صبری جمیل ور ویی گشاده به سؤالات او پاسخ می فرمودند و لکن کار به جایی رسید که دیگر زن از سؤال کردن مجدد شرمنده شد، ولی وجود مبارک حضرت فاطمه (س) برای آنکه زن احساس شرم و حیا نکند برای او حدیث مفصلی را نقل فرمود و در آن از نعمت ها، بهجت ها، خیرات و برکاتی که بر بیان معارف الهیه و تعلیم علم مترتب می شود، خبرهای شگفت آوری را بازگو فرمود.
در بعضی از روایات اسلامی نیز، برتری علمی بعضی از زنان نسبت به مردان خاطرنشان شده است: «… فرّب إمره أفقه من رجلٍ…» … چه بسا زنی که از مردی فقیه تر است….
حتی درباره دوران ظهور حضرت مهدی (ع) روایاتی است که از منتهای قدرت علمی، توانایی و غلبه عقلی زنان سخن گفته و به مبرز بودن زنان در عرصه فقاهت و دین شناسی در آن دوران شهادت می دهند، چنانچه امام باقر (ع) می فرمایند: «و تؤتون الحکمه فی زمانه، حتی ان المره لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی و سنه رسول الله …» در زمان حضرت مهدی (عج) حکمت به قلوب مردم روی می آورد، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) قضاوت می کنند. در دیدگاه اسلام از آنجا که زنان علاوه بر این که خود در عالم هستی و حیات اجتماعی جایگاهی استقلالی دارند، در مقام تربیت مردان نیز می باشند، لذا برای فراهم کردن زمینه نظری و عملی پیشرفت های علمی و تعالی عقلی ایشان، اهمیت ویژه ای قائل شده است. به تعبیر اسلام شناس بزرگ قرن، امام خمینی (ره): «اسلام می خواهد زن و مرد رشد داشته باشند … اسلام به زن خدمتی کرده است که در تاریخ چنین سابقه ای ندارد … زن یک انسان بزرگ است و مربی جامعه است. … او مظهر تحقق آمال بشر است».
بنابراین طبیعی است که باید به تعلیم و تربیت مربی اهتمام بیشتری ورزید، تا بنیاد تربیت آحاد جامعه راسخ تر گردد و اگر علم آموزی زنان در نظرگاه دین، با اهمیت تر از علم آموزی مردان نباشد، کمتر از آنها نیست. با یک نگاه کلی به مجموعه معارف اسلامی می توان دریافت که جانب داری های گسترده دین اسلام از علم آموزی زنان، حتی ماورای جانب داری های قانونی و حقوق اسلام از این امر است. زیر ا یکی از علائم و مشخصات اصلی مذهب تشیع، اکرام به زنان و نیک رفتاری با ایشان می باشد.
«من شرائط الإمامیه، الیقین و أداء الأمانه إلی البر و الفاجر و الإحسان إلی النساء…»
برای هر کس که رشحه ای از بحر تفقه در دین نصیب برده باشد، این مطلب عیان تر از آفتاب است که از مهمترین مصادیق إکرام و احسان به زن، این است که زمینه دریافت بزرگترین تحیت و کرامت یعنی علم را برایش فراهم نماید.
در چشم انداز پیامبر بزرگ اسلام (ص)، حقیقت دین با عقل متحد است: «الدّین هو العقل و من لا عقل له لا دین له» بنابراین دیانت یک زن به عنوان یک انسان، هم پایه رشد عقلی و میزان معقولات اوست و شکوفایی فطرت نیز به شهادت آیات قرآنی همان دین قیّم الهی است که مدیون عقل است. عقل نیز برای تعقل و تفکر محتاج مواد خامی است که همان معلومات و معارف الهی وانسانی هستند. با توجه به این حقایق، آیا می توان این گونه پنداشت که اسلام برای تحصیل و علم آموزی زنان، ارزش ویژه ای قائل نشده است و به تحصیل معلومات یعنی مواد خامی که می تواند در کارخانه تعقل زن وارد شده و برای او ثمره معرفت، ایمان، یقین و عمل صالح را به بار آورد. اهمیت چندانی نداده است؟
قضاوت های آماری در مورد هم افق بودن قوای ذهنی و ادراکی زن و مرد
از آنجا که توجه به آمار تا حدودی، فضای بحث را برای اشاره به نظرگاه های الهی اسلام آماده می نماید، در ذیل، بعضی از نتایج آماری مربوط به هم افق بودن قوای ادراکی و استعداد علمی زن و مرد را به اختصار نقل می نماییم:
«… آن چه تست ها و آزمایشها ی مکرر هوشی نشان داده و روان شناسان در آن متفق القول هستند این است که هیچ تفاوتی در بهره هوشی (
I Q
( زن و مرد وجود ندارد، اما این که آیا زن و مرد در تمامی زمینه ها، استعدادهای یکسانی دارند یا خیر، هنوز مورد بحث و بررسی است. در سرعت یادگیری و پی گیری در کارها، قدرت استدلال و … تفاوت های مهمی به دست نیامده است.»
در گزارش منتشر شده ای از کتاب «زن در نگاه علم» مطالب جالب توجهی در این خصوص وجود دارد که به بخشی از آنها در ذیل اشاره می شود.
«برخی از مطالعات، موفقیت تحصیلی دختران نسبت به پسران را در سالهای آغازین نشان می دهد، اگرچه این برتری در بازی با اعداد و حل مسائل به یک اندازه نیست». البته به گفته «هیلمند»: «این بزرگترین استعداد تجریدی پسران است که گاهی اوقات برتری آنها را نسبت به دختران در این زمینه ظاهر می نماید پسران در توانایی بصری فضایی از حدود ده سالگی نسبت به دختران برتری دارند».
«ژوردان» با کنترل و بررسی های فراوان متوجه شد که «برتری دختران در رشته هایی مسلم است که عامل کلامی در آن نقش بازی می کند. برتری کلامی دختران، دربرگیرنده میزان واژگان، درک مطلب و خلاقیت کلامی می باشد. زنان در حفظ ارقام و اشکال هندسی بدون استدلال، بررسی و محاسبه، برتر از مردان شمرده شده اند. برتری زنان (جنس مؤنث) در سیالی کلام، حافظه و سرعت ادراک را نمایان می کند».
تحقیقات دیگری ضمن تأیید برتری روانی کلامی زنان، پسران را در إدراک کلامی برتر دانسته اند.
«مطالعه ای که به کمک تست «موزانیک» روی صدهزار نفر دانش آموز فرانسوی به عمل آمد، گرچه ضریب هوشی دختران و پسران را نزدیک به هم نشان می داد، اما تفاوت هایی جزئی در این بین دیده می شد و نتیجه پنجاه وشش تحقیقی که در آمریکا نیز انجام گرفته است تقریباً همین معنی را نشان می دهد، که مثلاً: اگر در بیست و هشت مورد پسران بر دختران برتری داشته اند، برتری دختران بر پسران در بیست و پنج مورد بوده است». البته مراد از بهره هوشی عبارت است از نسبت سن عقلی فرد بر سن واقعی وی، ضرب در صد، ولی آیا غیر از آنچه که ما آن را بهره هوشی می خوانیم، توانمندی های دیگری نیز در ذهن و قوای درّاکه انسان موجود است یا نه؟ مسلماً جواب این سؤال مثبت است و همه ما یکی از توانمندی های ذهنی راتحت عنوان «حافظه» می شناسیم.
«حافظه نیز انواعی دارد، حافظه کوتاه مدت و دراز مدت یا حافظه شفاهی، فضایی، حافظه حادثه ای، حافظه معنایی، حافظه روشمندانه، حافظه عادت و حافظه اطلاعاتی».ظاهراً نتیجه تحقیقات نشان می دهد که «در زمینه حافظه، معلومات و هوش اجتماعی دختران از پسران جلوترند».
با ضمیمه کردن عنوان «حافظه» به بهره هوشی و با این پیش فرض که «استعدادتحصیل و تعلم» مجموعه ای ازهوش و حافظه است حتی طبق قضاوت آمار نمی توان به راحتی به برتری پسران بر دختران در زمینه آموزش و تحصیل حکم نمود.
مقایسه بهره هوشی زن و مرد در چند نظریه:
برخی هوش را ترکیبی از استعداد عددی (روابط و مسائل ریاضی) آمادگی روانی کلامی، حضور ذهن و کاربرد هر سخن در جای خود، درک معانی (نقلی، عقلی، فلسفی و علمی)، حافظه، استدلال، فهم روابط فضائی و سرعت ادراک دانسته اند و تعریف های دیگری نیز ارائه شده است.
بررسی ارتباط عامل جنسیت باهوش و استعداد از مباحث مهمی است که می تواند پاسخ سؤال ما را روشن کند، بطور کلی در رابطه با هوش و جنسیت، سه نظریه مطرح است:
الف – نظریه تساوی کامل هوش زن و مرد:
«دراین دیدگاه، ادعا می شود که بهره هوشی مردان و زنان مساوی است و اگر در برخی از موارد، برتری های مختصری در مردان نسبت به زنان مشاهده می شود، این تفاوت ها، ناشی از شرایط محیطی و اجتماعی است».
ب – نظریه اثبات کم هوشی زن نسبت به مرد:
دکتر «پل ژولیوس موبیوس» می نویسد:
«ناتوانی ذهنی یا ضعف فکری زن، نه فقط یک واقعیت، بلکه یک ضرورت است..»
«پروردن» از پدران سوسیالیزم مدرن معتقد است:
«زن، حد وسط میان مرد و دنیای حیوانی است و زمانی که هوش خود را به کار گیرد زشت، دیوانه و … می شود».
«زنان مغز ندارند، اگر سرکوچکشان را پر از مطلب کنیم از کار می افتد».
ج – نظریه تفاوت در توانمندی های هوشی زن و مرد
در این دیدگاه عامل جنسیت در توانمندی های هوشی مؤثر است و به نوعی از تفاوت ها و امتیازات هوشی که بین زن و مرد وجود دارد اقرار می کند ولی آن ها را برخلاف نظریه اول، مولود اصلی جامعه و محیط نمی داند، بلکه آن ها را نتیجه عوامل زیستی و مسائل وراثتی تفاوت طبیعت زن و مرد می داند و … محیط اجتماع را نیز در بروز استعدادها مؤثر می شمارد، ولی در این نظریه افراط نمی کند. یعنی هم به تفاوت اندکی قائل است و تفاوت برتری پسران نسبت به دختران را در بهره هوشی، در مقیاس ناچیزی مطرح می نماید و هم این تفاوت را صرفاً به فرهنگ مردسالاری و عوامل بیرون از طبیعت زن و مرد نسبت نمی دهد، بلکه عوامل اصلی مؤثر در این توانمندی نوعی از عوامل بیولوژی و هورمونی موجود در طبیعت زن و مرد قلمداد می کند.
این نظریه، از این جهت به نظر اسلام نزدیک است که از طرفی، تفاوت گسترده و بسیار قابل توجهی را بین هوش و حافظه زن و مرد نمی بیند و از طرف دیگر اگر هم تفاوتی را لحاظ کند، صرفاً آن را مولود عوامل بیرون از طبیعت و روح زن نمی داند.
قضاوت درباره عدم تطابق نظر اسلام با نظریه دوم سهل و آسان است و قطعاً نظریه بی هوشی، کم خردی زن از نظر اسلام مردود می باشد. اگر زن، بی هوش و کم خرد بود، هرگز باتعالیم دینی چنین جایگاه ارزشمندی را برای تحصیل و آموزش وی ترسیم نمی کردند و نظام ارزشی واحدی را برای اخلاقیات و معنویات زن و مرد ارائه نمی دادند.
و اما نظریه اول و سوم را هم نمی توان به راحتی به عنوان نظرگاه دین و نظریه پیامبر اسلام (ص) معرفی کرد. زیرا تساوی کامل مرد و زن در بهره هوشی یا درصدی از برتری هوشی مرد نسبت به زن، اگر صرفاً با قضاوت آمار بدست آمده باشد نمی تواند آن قدر قوی و مستحکم قلمداد شود که بتوانیم آن را نظر اسلام بخوانیم. زیرا همیشه احتمال خطا از طریق دخالت امور وعوامل خفیه در نتیجه تحقیقات آماری وجود دارد.
بنابراین برای نزدیک شدن به نظر اسلام که قطعاً هرچه باشد با «نفس الامر» و «حقیقت» مطابقت دارد، باید بررسی را با کمال احتیاط پیش برده و علاوه بر شهادت و قضاوت آمار به همه جوانب امر نظر نماییم.
آیا قوای درّاکه از نظر اسلام منحصر به بهره هوشی و حافظه و سایر توانمندیهای ذهنی است؟
نظر به تعالیم گسترده قرآن، سنت و سیره معصومین(ع) نشان می دهد که ابزار شناخت، در نظرگاه دین، اعم از توانمندی های ذهنی و بهره های هوشی و قوای عقلی است. زیرا مسلماً مدرکات و معارف بسیار متفاوت است و هریک از مدرکات، قوه مدرکه ای متناسب با خود را می طلبد. همه جهان و طبقات هستی منحصر به جهانی نیست که با ذهن و توانایی های آن قابل اکتشاف است.
«علم به عالم طبیعت، و یا علم به عالم مثال و یا علم به مجردات تامه هر یک راهها و اسباب و شرایط خاصی را طلب می نماید و هر یک دارای موانع و حجابهایی مختص به خود می باشد».
در قرآن کریم ابزارهای مختلفی برای تحصیل علم و معرفت معرفی شده است. «و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و لا هدی و لا کتاب منیر» تفصیل این آیه شریفه در مورد ابزار شناخت، چهار راه برای تحصیل معرفت به ما نشان می دهد: ۱ – راه حس ۲ – راه عقل ۳ – راه دل ۴- راه وحی.
قرآن در جای دیگر می فرماید: «و لاتفف ما لیس لک به علم، ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولاً» یعنی از آن چه که به آن علم ندارید، پیروی نکنید. زیرا شما از جهت گوش و چشم و فؤاد (که همان جان و قلب شماست) مسؤول می باشید. در این جا استعمال کلمه فؤاد، یعنی دل و حقیقت جان نشان دهنده این است که قرآن، فقط توانمندی های هوش و حافظه را به عنوان قوای درّاکه تلقی نمی کند، بلکه از دید قرآن، انسان با قوه ای به نام فؤاد نیز مجهز گردیده است.
در جای دیگر، قرآن می فرماید: «ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب أو القی السمع و هو الشهید» طبق شهادت این آیه، قلب یکی از ابزارهای شناخت است « مراحل نازله ادراک که هم مرز با طبیعت است، همان حواس گوناگون می باشد که سمع و بصر، دو نمونه آن هستند و مراحل عالیه آن نیز دارای درجاتی است که لب، قلب، عقل و فؤاد نمونه آنها می باشد».
بدین جهت برای این که بتوانیم به قضاوت نهایی در باره برتری مردان نسبت به زنان در قوا و استعدادهای دراکه برسیم، باید علاوه بر بهره هوشی و حافظه به مقایسه استعداد درونی و حس باطنی دیگری به نام ادراکات دل نیز بپردازیم.
حواس باطنی اسرار آمیزی که نمودها و جلوه های متفاوت آن را به صورت حس ششم (تله پاتی) روشن بینی، ارتباط های عاطفی تمرکزی و . . . . مشاهده می کنیم در زنان بیشتر و بهتر از مردان عمل می کند. البته مراد ما از این نوع حس باطنی، صرفاً حس عاطفی نیست، زیرا در برتری رقت عواطف و احساسات جنس زن نسبت به جنس مرد هیچ شبهه ای وجود ندارد. سخن ما درباره نوعی از حواس باطنی است که به ادراک و شناخت مربوط می شود. ره آوردهای این نوع ادراکات و شناخت ها از نوع دستاوردهای «علم حضوری» است. نظر به چشم اندازهای مختلف دین از یک سو و دقت در تفاوت های زن و مرد از دیدگاه معرفت شناسی و عرفان دینی از سوی دیگر، باعث می شود برای ما ظن قوی حاصل شود که زن در بهره وری از این نوع ادراکات باطنی، الهامات و اشراقات حضوری، نصیب بیشتری نسبت به مرد دارد.
«. . .. درک برخی از حقایق لطیف عاطفی وشهودی برای زنان آسانتر از مردان است و در این نوع ادراکات، زنان حتی قوی ترند».
«. . .. بزرگتر بودن جمجمه، سنگین تر بودن مغز مرد و بیشتر بودن عقل نظری در مرد، به معنای نزدیک تر بودن مردان به آستان حقیقت متعالی و درک بهتر از واقعیت هستی نیست، بلکه می توان گفت که زنان و مردان علیرغم درک مشترک در بسیاری از حوزه ها، در برخی از قلمروها نیز درک های متفاوتی دارند، ولی اگر مردان در راه بعضی از فعالیت های عقلی راحت ترند زنان نیز در راه شهودی، سریع تر و راحت ترند».
بلی مقام عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است کسی آن آستان بوسد که سر در آستین دارد
در یک بیان کلی می توان گفت: برآیند نیروها و قوای مختلف درّاکه در مرد و زن تقریباً مساوی است. هر چند که در بعضی از فعالیت های عقلی، قلبی و استعداد نسبت به یکدیگر، برتری ها و فروتری هایی دارا می باشند.
توضیحی بر یک شبهه معروف:
معنای نقص عقل زن در کلام علی (ع)
چنانچه بیان شد، گویا در تعالیم دینی برآیند قوای ادراکی و شناختی زن و مرد هم افق است ولی در ذیل فرازی از خطبه ۸۰ نهج البلاغه، وصف «ناقص العقل بودن» به زن نسبت داده شد و بسیاری از فمینیست ها به این روایت تمسک جسته و به این بهانه می خواهند جایگاه ارزشمند آموزش وتحصیل زن در نگاه اسلام را مخدوش نمایند.
پاسخ این شبهه چنانچه بعضی از اسلام شناسان بیان فرمودند این است که، قضیه ای که امیرالمؤمنین (ع) در این رابطه بیان فرمودند: «یک قضیه حقیقیه نیست، بلکه یک قضیه شخصیه خارجیه است. و اصل قضیه این است که عایشه، جنگ جمل را به راه انداخت» یعنی قضیه در اینجا اطلاق ندارد، بلکه شواهد خارجیه، قراین حالیه و مقامیه نشان می دهد که این قضیه، شامل کسانی می شود که مسبّب جنگ جمل و ریخته شدن خون مسلمانان بوده اند. در خطبه چهاردهم از نهج البلاغه نیز همین گروه مذمّت می شوند و سرزمین بصره مورد نکوهش قرار می گیرد؛ حتی امیرالمؤمنین (ع) با تعبیراتی می فرمایند: شما کسانی هستید که به دنبال یک شتر راه افتاده اید، مسلم است که چنین تعبیراتی ناظر به غیرعاقلانه بودن و مذمت رفتاری است که در آن ظرف زمانی، مکانی و شرایط خاص، (و بر پشت شتر) انجام گرفته است.
مذمت شتر در این خطبه، نشان دهنده این است که راکب آن رفتار بدی انجام داده و مذمت عقل زن، بدین جهت است که زن مورد مذمت، دارای «عقل ناقص» و رفتار مذمومی بوده است.
وقتی علی (ع) می فرماید: ای اهل بصره شما به منزله کسانی هستید که به دنبال یک شتر راه افتادید، قصد مذمت طبیعت شتر را ندارد. همین شتر بودکه در جریان مهاجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه، وقتی وارد مدینه شد، پیامبر (ص ) فرمود: این شتر را رها کنید، او مأمور خدا است و وقتی که اهل مدینه که هریک با اصرار از پیامبر (ص) می خواستند که میهمان آنان شود، قرار شد که شتر جایگاه فرود پیامبر (ص) را انتخاب کند.
«بنابراین دنبال شتر رفتن و یا براساس حرکت شتر، حرکت خود را تنظیم کردن، فی حد نفسه مذمتی ندارد، ولی آن چه مهم است این است که راکب این شتر کیست و از این شتر چه استفاده ای می کند؟ بدین جهت تعبیر نقص عقل زن نیز در این روایت ناظر به مورد خاص و سوء رفتار عایشه است. علامه جعفری (ره) نیز در شرح شریف نهج البلاغه در توجیه این روایت و ردّ شبهه مذکور، بیانات بسیار مفصّلی را بیان فرمودند. ایشان به این معنی تصریح می فرمایند که حتی اگر تفاوت طبیعی بین زن و مرد وجود داشته باشد، این تفاوت، یک تفاوت ارزشی نیست، با استفاده از آیات و روایات بر این امر تأکید می ورزند که ملاک فضیلت و ارزش، تقوی و اکتساب رضایت الهی و صفات عالیه انسان است. علی بن ابیطالب (ع) در جواب کسی که از ایشان درخواست کرده بود عقل را توصیف بفرمایند، بیان می دارند: «عاقل کسی است که هر چیزی را در جا ی خود قرار می دهد. عرض شد: جاهل را توصیف فرمائید؛ فرمودند: جاهل را نیز وصف کردم».مسلم است زنانی که جنگ جمل را به راه انداختند، عاقل نبوده اند.
رویکردی فلسفی به نظر اسلام در برآیند نیروهای إدراکی و شناختی زن
آیا از نظرگاه اصول و مبانی فلسفه اسلامی، حقیقت إدراک منحصر به توانمندیهای ذهنی است؟
اصطلاح ادراک در زبان فلسفه و روان شناسی در معانی مختلفی به کار رفته است. در «فلسفه» می توان به هرگونه استنباط شناختی، ادراک گفت. از این رو تمام استنباطات چهارگانه عقلی، تخیلی، وهمی و حسی، جزء ادراکات به شمار می آیند، ولی در روان شناسی، ادراک به معنای بسیار محدودی به کار برده می شود. مسلم است که مبدأ ادراکات، احساسات است، ولی یکی از نکات بسیار حساس در فلسفه اسلامی آن است که محسوسات به مدرکات تبدیل می شود. در این جا بیان نکته ای از ملاصدرا (ره) قابل توجه است: ملاصدرا (ره) در کتاب اسفار و سایر کتب خویش، عقیده نوینی را اظهار می دارد که أساس آن مبتنی بر تحقیق کامل و شهود قلبی اوست. وی می فرماید: انتقال صورت محسوس به سوی قوه حاسه از نظر تحقیق فلسفی محال و برخلاف واقع در حقیقت است، بلکه در واقع، ادراک نزد ملاصدرا نوعی انتزاع، تجرید و خلاقیت نفس است. یعنی هنگامی که محسوس در برابر یکی از حواس انسانی قرار می گیرد، نفس انسان از آن محسوس، صورتی انتزاع می کند و این صورت، نوعی تجرد خاص را دارا می شود، که قابلیت و شایستگی اتحاد با نفس را داراست.
علامه حسن زاده آملی می فرماید: «صاحب اسفار درمورد صورت های علمی، قائل به مصدریت و مظهریت نفس است».
نفس انسان، حقیقتی ورای حافظه و بهره هوشی است و اگر نفس، مصدر و مظهر همه صورتهای ادراکی باشد، جایگاه نفس در مرحله ادراک بسیار رفیع است. بنابراین ما هرگز نمی توانیم به سهولت و به صرف یک قضاوت آماری، درباره قوی تر بودن و یا ضعیف تر بودن بعضی از توانمندی های ذهنی زن و مرد قضاوتی قطعی و نهایی درباره مجموعه قوای ادراکی و نفس مدرکه ایشان داشته باشیم و حتی حق نداریم به بهانه توجیه بعضی از احکام جزئیه فقهیه دین، مثل تفاوت حکم شهادت زن با مرد، یا مسئله قضاوت زن و … میزان قوه دراکه زن نسبت به مرد را زیر سؤال ببریم و یا از سوی دیگر برای مبارزه با فمینیست ها به بیان مطلبی از قبیل تفاوت های زن و مرد در تعداد چین و شکنج های قشر مخ و وزن آن، استناد کنیم؛ زیرا حکمت های الهیه در وضع احکام فقهیه دارای شأن و جایگاهی بالاتر از عقل ماهستند و نمی توان به سهولت، حکمی از احکام شرعیه را با این نوع قضاوت های شخصی و فردی مدّلل نمود.
چه بسا بتوان این احتمال را داد که نتیجه کمبود وزن مغز زن نسبت به مرد، حتی اگر این باشد که در ناحیه بعضی از فعالیت های ذهنی، مرد توان مندتر از زن است، ولی ممکن است در ناحیه ادراک نفس و تحقق صور ادراکی، بواسطه یک سری از لطافت ها و خلاقیت های خاص، نفس زن در مصدریت و مظهریت نسبت به مدرکات، شفاف تر و بهتر عمل کند.
ملای رومی در مثنوی نقل کرده است که روزی رومیان با چینیان مسابقه نقاشی گذاشتند و هریک دیواری را در یک تالار بزرگ انتخاب کردند تا بر روی آن تصویری زیبا بیافرینند. در وسط آن تالار پرده ای کشیده بودند تا هیچ یک از دو گروه از کار دیگری باخبر نشود. پس از پایان کار، پرده را کنار زده و مشاهده کردند که چینیان که نقاشانی ماهرتر بودند منظره ای مشتمل بر نقش و نگاری بسیار زیبا ترسیم نموده اند، ولی رومیان که به اندازه چینیان این مهارت را نداشتند به جای نقش آفرینی، آن قدر دیوار را جلا داده و صیقلی کرده بودند که نه تنها نقش و نگار زیبای چینیان را منعکس می نمود، بلکه شفّافیت و جلای کار را دوچندان می کرد و برق طبیعت و زندگی را نیز به زمینه مرده تصویر می کشانید؛ نتیجه آن شد که رومیان علیرغم مهارت کمتر در نقش پردازی، مسابقه را بردند. غرض آن که حتی اگر زن، در تصویر پردازی و تصویرگری ذهنی نتواند دقیقاً تمام مهارت های مرد را داشته باشد، چه بسا ممکن است در مرحله مظهریت یا مصدریّت نفس برای صور علمی، دارای لطافت و جلای بیشتری باشد. لذا نقشها را حتی اگر ساده تر در جان منعکس کند، در عوض آن ها را با جلا و لطافت بیشتری ادراک می نماید.
البته ما هرگز نمی خواهیم ادعا کنیم که قطعاً چنین است، ولی صرف احتمال و ادعای کسانی که معتقد به کمبود عقل و هوش زن هستند، دلیل قاطعی نیست و قابل تأمل است.
ذکر نکته دیگری نیز در این جا مناسبت دارد و آن این که نفس همیشه از یک طریق عادی به ادراک دست نمی یابد، بلکه راههای میان بری هم برای ادراکات نفس وجود دارد، که ممکن است زن به واسطه لطافت های خاص خود، در آنها پیش تاز باشد.
علامه حسن زاده در این باره می فرمایند:
«نفس به کمک قوای خود با عالم خارج مرتبط می شود؛ سپس با نوعی قدرت ملکوتی، به اذن فاطر نفس، صور خارجیه را در خود خلق می کند، ولی گاهی نیز نفس به عالم قدس متصل شده و صورت های حقایق را بدون آن که احتیاجی به صور مدرکات محسوس داشته باشد، درک می کند. (اگرچه صور مدرکات محسوس در آغاز امر، مقدمه ای برای فهمیدن هستند) گاهی نیز نفس به عالم خارج مرتبط می شود و در آن تصرف می کند. بدون آنکه از طریق اعضای حسی عمل کند…»
چنانچه مشاهده می شود در بعضی از موارد (هر چند نادر)، نفس می تواند بدون احتیاج به صور محسوس، مدرکاتی داشته باشد و چون راه دل که مقدمه وصول به این مدرکات است برای زن مهیاتر است، پس شاید بتوان گفت که زن به واسطه نوع لطافت هایش، ممکن است برای این نوع ادراکات آماده تر باشد.
قابل توجه است که، همه مدرکات از یک مقوله نیستند. بعضی از مدرکات از جنس مخیلات، بعضی از جنس معقولات، بعضی از جنس موهومات و برخی از جنس محسوساتند و مسلماً هر نوع مدرک خاص، قوه مدرکه مناسب خود را می طلبد. ادراک زن در رابطه با مدرکاتی که ابزار شناخت آنها، راه دل و شهود است، بهتر از مرد است. «اگر راه اندیشه و کلام و راه برهان و عقل و نظر برای مرد گشوده تر از زن باشد، معلوم نیست در راه دل، عرفان، قلب و موعظه، مرد قوی تر از زن باشد، بلکه در این راه زن قوی تر از مرد است»
بلی، گاهی دل لطیف برای انسان، باروری اندیشه را به ارمغان می آورد. «گاهی انسان اندیشه قوی دارد، تا در پرتو اندیشه، دل حرکت کند و گاهی دل حرکت می کند و در سایه حرکت دل، اندیشه حاصل می شود…» پس نمی توان کمبود وزن مغز را به معنی کمبود قوای ادراکی زن نسبت به مرد قلمداد کرد، زیرا «تنها سخن از حجم مغز مرد نیست، بلکه سخن از گرایش قلب زن هم هست، این که زن زودتر گریه می کند به خاطر آن است که دستگاه پذیرش او نسبت به مرد عاطفی تر است».
در ادامه ریشه یابی فلسفی این موضوع، به بیان همین مطلب اکتفا می نماییم که عقل، در فرهنگ قرآن، اعم از عقل عملی و عقل نظری است و این دو با یکدیگر ارتباط دارند و در مراحل بالای تکامل عقل عملی و نظری به وحدت و عینیت می رسند، ولی در مراحل پایین تر، بین آنها تمایز نیز وجود دارد، ولی در عین تمایز، با یکدیگر مرتبطند: «عقل نظری بین موضوع و محمول قضیه، گره می زند و اگر قائل به اتحاد عقل و عاقل و معقول هم شویم، بخش نظری جان با علم یکی می شود ولی عقل عملی باید بین عصاره موضوع و محمول و جان انسان، گره بزند و این همان ایمان است».
«پس این چنین نیست که اگر دستگاه و حجم مغز مردی بیش از دستگاه و حجم مغز زنی بود و ما فرض کنیم که مرد در مسائل اندیشه و تفکر قوی تر از زن است، در مورد دیگر هم مرد قوی تر باشد، چون همه راهها، راه فکر نیست و راه ذکر و محبت و موعظه اگر قوی تر از راه فکر و اندیشه نباشد، ضعیف تر از آن هم نیست».
برابری شأن تعلیم و تعلم زنان با مردان در دین شأن تعلیم زن و مرد در نشئه قبل از هبوط در دنیا تعلیم کلیه اسماء الهی به آدم و حواء
شاید یکی از صریح ترین ادله، آیه «و علم آدم الاسماء کلها، ثم عرضهم علی الملائکه..»باشد.
قرآن کریم ضمن نقل حکایت سؤال فرشتگان از راز و فلسفه آفرینش انسان، ثابت می کند که انسان به همه اسماء الهی داناست. بنابراین طبق مفاد این آیات، راز برتری انسان بر ملائک و فلسفه خلقت او، هر چند که منجر به فساد و خونریزی در زمین می شود، این است که او عالم به جمیع اسماء الهی است. راز مسجود ملائک، واقع شدن و خلیفه اللهی آدم نیز در همین معنی است. آنچه فرشتگان بر آن سجده کرده وخلافت الهی را نیز به آن واگذار کردند، حقیقت نوعیه آدم، یعنی حقیقت انسانیت است و تعلیم این مفاهیم، مربوط به آدم و حواء می باشد. حقیقت زن نیز مانند مرد از آنجا که انسان است، هم مسجود ملائک است و هم خلیفه الله و دارای ولایت الهیه و هم واسطه تعلیم خداوند است و به همه اسماء الهی واقف و داناست. غیر از ادله عقلی طویلی که در اثبات این مدعی در تفاسیر بیان شده است، قراین و شواهد لفظی نیز مؤید این معنی است که علیرغم استعمال کلمه آدم در این آیه، این مطلب، اختصاص به شخص آدم(ع) ندارد.
یکی از مفسرین بزرگ معاصر در این باره می فرماید: «در جریان این آیات، هر چند که از لفظ «آدم» استفاده شده است ولی به شهادت سایر آیات، مراد تنها حضرت آدم (ع) نیست و تعلیم اسماء فقط مخصوص مردان نمی باشد».
حضرت امام در ذیل تفسیر این آیه می فرمایند:
«و لما کان جامعاً لجمیع الصور الکونیه و الالهیه، کان مربی بالاسم الاعظم المحیط بجیمع الاسماء و الصفات، الحاکم علی جمیع الرسوم و التعیّنات».
از آن جایی که انسان جامع همه صورت های تکوینی و الهی است، توسط اسم اعظمی که محیط به همه اسماء و صفات الهی می باشد و بر جمیع رسوم و تعینات حاکم است، پرورش می یابد.
عارف کامل، کمال الدین عبدالرزاق کاشانی نیز در این باره می فرماید: «انسان، کون جامع و نوعی از هستی است که همه مراتب وجود را در بردارد».
و چنانچه از تفاسیر برداشت می شود، این گونه نبوده است که بعضی از اسماء به آدم و بعضی دیگر به حواء آموخته شود، بلکه به هر دوی آنها به عنوان یک انسان، همه اسماء تعلیم شده، چون اسماء نیز ارکان وجودی ذرات هستی اند، بنابراین آیا می توان گفت که زن قوه یادگیری و تعلیم بعضی از معارف و علوم را در دار هستی ندارد، در حالی که مرد دارای این قدرت و نیرو هست؟
بنابراین به شهادت قرآن، معلم واحدی یعنی ذات اقدس الهی، تعلیم واحدی را با محتوای واحدی (یعنی همه اسماء)، به حقیقت نوعیه انسان که مشتمل بر حقیقت زن و مرد است تعلیم داد و سپس درموضوع عرضه اسماء بر فرشتگان از آنها امتحان گرفت و ایشان در امتحان موفق شده و توانستند نشان دهند که عالم به اسماء الهیه می باشند، پس هر دو همه اسماء را می دانند.
مدعای خود را همراه با استشهادی از علامه حسن زاده آملی بر این معنی بیان می کنیم:
به شهادت تفاسیری که در ذیل این آیه آمده است، خداوند به آدم و حواء، همه اسماء را تعلیم کرد و تعلیم جمیع اسماء به «تمام و کمال» سبب می شود که استعداد تحصیل علم و معرفت نسبت به همه ذرات کائنات و قوانین عالم هستی که جلوه های اسماء هستند «به تمام و کمال»، برای زن و مرد حاصل شود.
چه بسا بتوان نتیجه گرفت که در مرحله قوس نزول، در روح زن در مقایسه با مرد، هیچ ضعف و نقصی برای ادارک علوم مختلف وجود ندارد.
فیض مقدس در تفسیر تعلیم اسماء چنین افاضه فرموده است: «المراد بتعلیم آدم الاسماء کلها، خلقه من اجزاء مختلفه و قوی متباینه حتی استعدلادراک انواع المدرکات من المعقولات و المحسوسات و المتخیلات و الموهومات والهامه معرفه ذوات الاشیا و خواصها و اصول العلم و قوانین الصناعات و کیفیه آلاتها و…»
مراد از تعلیم همه اسماء به آدم این است که، آفرینش او از اجزاء مختلف و قوای متباین به صورتی بوده که استعداد ادراک کلیه مدرکات اعم از معقولات، محسوسات ، متخیلات، موهومات و حتی استعداد معرفت ذوات اشیاء، خواص اشیاء ، اصول علم، قوانین صنعت ها و کیفیت آلت ها و همه و همه در انسان وجود دارد.
با توجه به روی کرد فلسفی و عرفانی به آیات و تفسیر آنها معلوم می شود که اگر بعضی از استعدادها و فعالیت های عقلی مرد، مثل: استعداد ریاضی، فعالیت های تعمیمی و تجریدی عقلانی وی قوی تر است، این تفاوت یک تفاوت عرضی است.
البته فمینیست ها معتقدند که این تفاوت ها ناشی از فرهنگ مرد سالاری محیط و اجتماع است، ولی مراد ما از تفاوت عرضی، حاصل از تأثیر عوامل بیرونی نیست، بلکه تفاوتی است که مربوط به طبیعت ثانویه زن و مرد است.
حال باز هم جای این سؤال باقی است که چرا آمار، گاهی خلاف این معنی را ثابت می کند و چرا نتیجه بعضی از تحقیقات این است که بهره هوشی زن و مرد نسبت به بعضی از موضوعات و رشته ها متفاوت است و حتی گرایش های آنان نیز متفاوت می باشد؟ شاید باز هم توجه به نظام هستی شناسی عرفانی، فلسفی و اصول علمی این نظام ها بتواند راه گشای حل این معما باشد.
چه، حقیقت انسان در مظهریت ممکن است مشتمل بر جمیع اسماء و صفات باشد، ولی این مظهریت در قوس نزول است و در قوس صعود ممکن است باز تابش بعضی از اسم ها نسبت به بعضی دیگر بیشتر باشد و چنانچه امام صادق (ع) فرمودند: اگر مثال نور نبود بسیاری از معارف الهیه ناشناخته می ماند؛ همان گونه که در نور سفید رنگ، همه انوار هفت گانه جمع است، ولی وقتی نور به برگ های کلروفیل دار می خورد، بیشتر از هر رنگی، نور سبز رنگ را باز می تاباند و بقیه انوار را جذب می کند و هنگامی که به امواج انبوه دریا برخورد می کند، بیشتر از هر چیز رنگ آبی را بازمی تاباند و بقیه انوار را جذب می کند، به همین ترتیب می توان گفت حقیقت نوعیه انسان که مشتمل بر انوار علم به جمیع اسماء است، هنگام مواجهه با عالم طبیعت اگر با یک چشم مؤنث با واقعیتهای این عالم برخورد کند، یک نوع از ادراکات رادر بازتابش، بهتر و سریع تر منعکس می کند و اگر با یک چشم مذکر با این واقعیت ها برخورد کند، نوع دیگری از ادراکات را بهتر و سریع تر از خود منعکس می نماید. ولی آنچه مسلم است این است که انسانی که، به عنوان «کون جامع» معرفی شده ا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.