تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل شهید مطهری از نگاه آیه الله مهدوی کنی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل شهید مطهری از نگاه آیه الله مهدوی کنی شامل 117 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل شهید مطهری از نگاه آیه الله مهدوی کنی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل شهید مطهری از نگاه آیه الله مهدوی کنی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل شهید مطهری از نگاه آیه الله مهدوی کنی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل شهید مطهری از نگاه آیه الله مهدوی کنی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شهید مطهری از نگاه آیه الله مهدوی کنی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل شهید مطهری از نگاه آیه الله مهدوی کنی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل شهید مطهری از نگاه آیه الله مهدوی کنی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهید مطهری از نگاه آیه الله مهدوی کنی :

<!-#include file=”check.inc”->

بحثی که پیش رو دارید، متن سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی (دام ظله العالی) است که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۶ در مراسم هجدهمین سالگرد شهادت آیت الله مطهری در تالار علامه امینی (ره) دانشگاه تهران ایراد شده است که تقدیم خوانندگان عزیز می شود. مطالعه این بیانات ارزشمند را که از سینه دردمند و پرسوز یکی از عزیزترین هم سنگران استاد شهید، تراویده و یادآور دقت ها، تعمق ها و فریادها و خروش های شهید مطهری است، به همه اهل معرفت، فرهنگ، علم و سیاست توصیه می کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

و صلی الله علی سیدنا أبی القاسم محمد صلی الله علیه و آله و علی آله الطیبین و لا سیما علی بقیه الله حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف و جعلنا من انصاره و شیعته. اما بعد فقد قال الله تعالی فی کتابه: «فی بیوت أَذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الآصال رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوه و ایتاء الزکوه یخافون یوما تتقلب فیه القلوب و الأبصار». (النور/۳۷ و ۳۶)

امروز این توفیق نصیب من شد که در محضر شما برادران و خواهران دانشجو و استادان محترم شرفیاب باشم و در روزی که به عنوان بزرگداشت هجدهمین سالگرد شهادت مرحوم شهید بزرگوار، آیت الله مطهری رضوان الله علیه در دانشگاه تهران بر پا شده است، به این مناسبت سخنانی خدمت شما ایراد کنم.

می دانید که بنده نه زیاد صحبت می کنم و نه سخنگوی خوبی هستم و لذا معمولا در مجالس بزرگداشت ها و سایر مجالس کمتر برای نُطق شرکت می کنم و از نظر جسمی نیز قدرت بنده خیلی کم است. ولی نسبت به مرحوم شهید مطهری علاقه خاصّی داشته و دارم که این علاقه را باید از آن به عشق تعبیر کنم. اما امسال نیز بنده نمی پذیرفتم که سخنگو باشم، لیکن در اثر اصرار برخی دوستان و همچنین آقازاده مرحوم شهید، جناب آقای دکتر علی مطهری، استخاره نمودم و همین آیه ای که تلاوت کردم، آمد. این آیه ای که خواندم : « فی بیوت أَذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الآصال رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و…»، لذا بنده اندیشیدم که از همین آیه کریمه الهام بگیرم و چند جمله ای درباره آن شهید بزرگوار سخن بگویم.

ترجمه آیه مذکور این است که خداوند می فرماید: «خانه هایی هست که خداوند اجازه داده که آن خانه ها بلندمرتبه باشد، بلندآوازه باشد» هم به حسب ظاهر، بنایش رفیع و مرتفع باشد و هم در معنی، نامش همیشه به بلندی برده شود. خداوند متعال نمی خواهد همه خانه ها بلند باشند، ولی در مورد این خانه ها می فرماید بیوتی است که خدا اجازه داده است در این بیوت ذکر خدا شود و در این بیوت هر صبح و شام خدا را تسبیح می گویند. مردانی که هیچ بیع و تجارتی و هیچ کاری از کارهای دنیا، آنها را از ذکر خدا و برپایی نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد و می ترسند از آن روزی که چشم ها و دلها منقلب می شوند. من آنچه را که از این آیه کریمه درباره مرحوم شهید مطهری می خواهم بهره بگیرم، چند نکته است که یکی از آن نکات بیشتر اهمیت دارد؛ نکته اولی که درباره شهید مطهری باید مورد توجه جوانان، دانشجویان و استادان باشد، این است که مرحوم مطهری مرد علم بودند؛ علم به معنای واقعی، و آن خانه ای که همواره باید بلندآوازه باشد، خانه علم است که همیشه باید بالا باشد و اسلام هم درباره آن خیلی سخن دارد و می دانید که اسلام دین علم است؛ مرحوم مطهری از همان اوانی که بنده در قم برای تحصیل مشرف شدم حدود ۵۰ سال پیش مرد علم بود. مرد تحصیل. هم درس می خواند و هم درس می داد. درس خواندن در مرحله تحقیق, نه در مرحله خواندن کتابی و بعد بازگو کردن همان نوشته ها. در این باره اگر بخواهم صحبت کنم، زیاد می شود صحبت کرد. به همین اشاره می گذرم که نوشته های آن مرحوم و شاگردان ایشان، نشانه و آثار این ویژگی استاد شهید هستند. در رابطه با مسایل علمی، فقهی، دینی، فلسفی، عرفانی و ادبی که یک روحانی باید داشته باشد، باید گفت که مرحوم شهید مطهری در همه موضوعات استاد بودند و محقق و معلم. تا آن جا که حضرت امام راحل در جمله ای درباره شهید مطهری فرمودند که البته بنده این جمله را از قول مرحوم شهید صدوقی برای شما نقل می کنم در پاریس که در محضر امام بودیم، مرحوم شهید مطهری هم از ایران خدمت امام به پاریس تشریف آوردند. سپس در یکی از آن روزها امام مضمون این جمله را درباره شهید مطهری فرمودند: «خیلی علاقه دارم که آقای مطهری باشد و در دوره جمهوری اسلامی، جامعه ایران و برادران مسلمان بتوانند حداکثر استفاده را از او بنمایند». این کلام امام است البته کلام بنده نیست. کلام کسی است که هیچ گونه تملق در بیان و موضع گیریهای او و مبالغه در کلماتش دیده نمی شود و این جمله خیلی معنی دار است که می فرماید: «دلم می خواهد که مطهری بماند»، حال نمی دانم که آیا امام احساس می کردند که بعدا مطهری نمی ماند، و چه طور شد که این جمله را فرمودند که مطهری بعد از این که انقلاب پیروز شود، در دوره جمهوری اسلامی باشد و اسلام و ایران از او بهره بگیرند.

مرحوم مطهری، آن هنگام که ما جوان بودیم و ایشان از فضلا و استادان قم محسوب می شدند، بر خلاف روش معمول، طلاب را دعوت به تحقیق می کردند و روش ایشان هم روش تحقیقی بود. و اصولا طرفدار تحولی در حوزه بودند که حوزه های علمیه با اینکه در شکل خودش، به خصوص شکل درس های طلبگی زمان ما، در کنار تحقیق بود، و کار طلبه ها تحقیق بود، با این وجود مرحوم مطهری به این حد خشنود نبودند و می فرمودند که باید یک تجدید نظری بشود و روش آموزش تغییر بکند، گرچه اصل تحقیق در حوزه ها وجود دارد، اما دست کم باید روش تحقیق تغییر یابد. بنابراین، مرحوم مطهری از این نظر حقی بر حوزه های علمیه دارند. و این طور که ما فکر بکنیم که مطهری یک معلمی بود و رفت، این طور نیست.

ایشان با روشی که داشتند، و این روش را تا آخر عمر خویش ادامه دادند، تحولی در حوزه ها ایجاد کردند، به تبع استادِ بزرگوارشان، مرحوم امام راحل و مرحوم علامه طباطبایی. و این تحول در حوزه کاملا مشهود است به سبب حرکتی که ایشان و چند نفر دیگر انجام دادند. اما نکته دیگری که بنده در مورد مرحوم شهید مطهری عرض می کنم، مربوط به «ایمان» وی می باشد. خوب ممکن است شما بگویید که درباره یک روحانی بحث ایمان نمودن که چیز تازه ای نیست. خیر، مقصود من از ایمان، در اینجا یک درجه معمولی از ایمان نیست. بلکه مقصودم از ایمان، در یک درجه بالا که در حد آن باورهایی که اولیاء خدا دارند، می باشد. و این نکته «باور» در مرحوم مطهری در همه جا بسیار چشمگیر است. در همه مراحل زندگی ایشان، چه آن وقتی که در قم بودند و چه آن زمانی که در دانشگاه تهران تدریس می کردند. خواه آن هنگام که سخن می گفتند و خواه آن وقتی که در مسایل سیاسی قدم بر می داشتند و موضع گیری می کردند، نشانه های ایمان در سراسر وجود ایشان از بیان و گفتار و نوشتار و رفتار به خوبی مشاهده می شود. و آن چیزی که برای یک معلم واقعی می تواند منشأ بقاء باشد علاوه بر علم، این جنبه ایمان و باور داشتن به حقایق عالم است. و آنهایی که می توانند در دنیا تحولی ایجاد کنند، کسانی هستند که واقعاً به آنچه که می گویند ایمان داشته باشند. اینجا من نکته ای را خدمتتان عرض می کنم و آن اینکه: یادم هست که وقتی ایشان کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم را حاشیه می زدند، در آنجا بحث قوه و فعل و حرکت مطرح بود، خوب یادم هست که مرحوم مطهری می فرمودند که من در این بحث دارم مطالعه می کنم، و آن زمان می فرمودند که مسأله کاملا برایم هضم نشده است. ما سؤال کردیم که شما سالها، فلسفه خوانده اید، کتاب اسفار، شفا، و کتابهای دیگر را مطالعه کرده اید، تدریس کرده اید و آن همه استاد دیده اید! در درس امام بوده اید، در درس علامه طباطبایی بوده اید، پس چطور مسأله برایتان حل نشده است؟

ایشان در پاسخ فرمودند که، بله من همه اینها را بوده ام، این که من می گویم تحقیق نکرده ام، آن طور نیست که برخی از طلبه های معمولی می گویند. بنده مباحثی را که می خوانم، می خواهم که برای خودم کاملا هضم شده باشد. و آن مسایل را آن قدر تحقیق و بررسی کنم تا نسبت به آن ایمان پیدا کنم و باور داشته باشم. و بعد از باور، آن را به صورت نوشته در بیاورم و عرضه کنم. که بعد هم بتوانم در برابر آنچه که گفته ام بایستم و دفاع کنم.

این نکته خیلی عمیق و دقیق است برای آنهایی که اهل تحقیق و اهل ایمان و اهل علم هستند. که در این جهت ایمان و باور داشته باشند. و با باور خود چیزی بنویسند و چیزی بگویند و چیزی را درس بدهند.

مسأله دیگری که در مرحوم مطهری کاملاً مشهود است، مسأله «عبادات و تعبد» است. مرحوم مطهری یک فیلسوف بودند، معمولا اینهایی که اهل علم اند حالا چه اهل علم دانشگاهی و چه اهل علم غیردانشگاهی، آنهایی که اهل علم و سوادند متدین هم که باشند، که بسیاری نیز چنین هستند، کار علمی را بر مسایل عبادی مقدم می دارند. خوب، می گویند که ما داریم درس می خوانیم، درس می دهیم، کتاب می نویسیم، تحقیق می کنیم و «فضل العالم علی العابد کفضل القمر علی سائر النجوم» به هر حال فضیلت یک عالم بر سایر مردم عادی، بر سایر عبادت کنندگان، مثل فضیلت نور ماه است بر سایر ستارگان. ولی مرحوم مطهری به این برداشت اعتقاد نداشتند. چنانکه بزرگان علم و بزرگان دین، در عین حال که عالم و معلم و متعلم بودند، به عبادات نیز اهمیت می دادند. شما در حالات بوعلی سینا می خوانید که می گوید من معتقدم که در مسایل علمی الهام برای انسان پیدا می شود و درس خواندن و مطالعه کردن لازم است ولی یک

الهام، یک رشحه فیضی از عالم غیب هم برای یک متعلم لازم است تا انسان خوب بفهمد و آنچه را که می فهمد، خوب بیان کند و آنچه را بیان می کند، درست بیان کند و خلاصه، عمرش بابرکت باشد. در حالات بوعلی سینا نوشته اند، هر وقت که برای او یک مسأله علمی و معضل و مشکلی پیدا می شده است، دو رکعت نماز می خوانده و متوسل می شده است و از خداوند می خواسته؛ چون خداوند در قرآن فرموده است: «واستعینوا بالصبر والصلوه» (البقره/۴۵) شما هر روز در نماز آیه شریفه: «إیاک نعبد و إیاک نستعین» (الفاتحه/۵) را می خوانید و از خدا تقاضا می کنید که خدایا ما تنها تو را می پرستیم و تنها از تو استعانت می جوییم. این استعانت را خداوند خود در قرآن بیان فرموده است که به چه چیزی به من استعانت بجویید و از آن راه به درگاه خدا بیایید. خداوند فرموده است: «واستعینوا بالصبر و الصلوه»، به نماز و صبر، که گفته اند از مصادیق صبر، «روزه» است. مرحوم ملاصدرا (صدرالمتألهین)، آن فیلسوف بزرگ اسلامی و شیعی که شاید پس از او دیگر مثل او در چند قرن اخیر نداریم، ایشان هم در قم که بودند که در همان مدرسه فیضیه، حجره ای داشتند، در بالای سر مدرسه فیضیه یا دارالشفاء و صحن قدیم حضرت معصومه سلام الله علیها هر وقت مسأله ای برای ایشان دشوار می نموده است، به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می رفته اند و در آنجا نماز می خوانده و متوسل می شده اند. زیارتی و نمازی، و بدین طریق مسایل مشکل برای ایشان حل می شده است.

بنابراین، بنده به شما دانشجویان عزیز عرض می کنم که مواظب باشید که نمازتان را اوّل وقت بخوانید، نمازهای مستحبی بخوانید، نماز شب بخوانید. مرحوم مطهری، مقید بودند از دوران جوانی که اهل تهجّد باشند. چنانکه امام قدس سره بودند، در حالات امام می گویند که از سنین ۱۷، ۱۸ سالگی همواره اهل تهجد بودند. مرحوم مطهری نیز همین طور. ما خودمان در مدرسه فیضیه بودیم و می دیدیم که بیشتر حجره ها، قبل از اذان صبح روشن بود، و طلبه ها بلند می شدند، اهل تهجد بودند، بعضی مطالعه می کردند. مرحوم مطهری یکی از آن طلاب فاضلی بود که از همان جوانی با راز و نیاز و مناجات، با خدا ارتباط برقرار می کرد و درس هم می خواند. مقدس نبودند، بعضی ها درس نمی خوانند، چون مقدسی از درس خواندن راحت تر است. در بین دانشجویان نیز چنین افرادی پیدا می شوند، در بین طلبه ها نیز یافت می شوند که مقدس می شوند. درس نخواندن راحت است و درس خواندن سخت است. ولی مرحوم مطهری هم اهل تحقیق بودند، هم اهل درس و هم اهل عبادت. بعضی ها هم اهل درس هستند، ولی می گویند درس، پدر جد نماز است، دیگر ما فیزیک می خوانیم، شیمی می خوانیم، دروس اسلامی می خوانیم، ملا شدیم، چی شدیم! و بالأخره ما خیلی بالاتر از اینها هستیم که دیگر مثلاً بایستیم نماز بخوانیم. یا نماز اوّل وقت بخوانیم و از این قبیل. خوب، حالا آخر وقت نمازمان را می خوانیم. نه، این اشتباه است!

چون امروز مجلسی است که به نام آن شهید بزرگوار برقرار شده است، بنده از حالات ایشان می گویم. می توانستم مسایل علمی و غیرعلمی، آن قدر که عقلم می رسد و می دانستم، بگویم، امّا اندیشیدم که اگر بنده در حالات آن مرحوم چند جمله بگویم، شاید روح آن شهید بزرگوار، بیشتر خشنود باشد به این که من این جریان را برای شما جوانها عرض بکنم، باشد که دلی اگر که قدری رمیده شده باشد به سوی خدا و به سوی اسلام و به سوی انقلاب و به سوی امام قدس سره و به سوی روحانیت بازگردد.

امّا نکته آخری که می خواهم خدمتتان عرض کنم، مسأله تیزبینی و روشن بینی و عاقبت اندیشی مرحوم شهید مطهری در مسایل سیاسی و اجتماعی است. مرحوم مطهری هم عالِم، هم متعلم و هم معلم بودند. همه اینها را داشتند. ما زیاد داریم کسانی را که عالمند؛ خوب، یک سری مسایل را بلدند. امّا نسبت به آینده هیچ نظری ندارند. نسبت به مسایل اجتماعی اصلاً بی تفاوتند. کاری ندارم که استاد دانشگاه است یا استاد حوزه علمیه. صبح خارج شده و به دنبال تدریس می رود. کاری به حوادث و آنچه که در اجتماع می گذرد، ندارد. و بعضی ها نه این که تقصیر هم داشته باشند، اصولاً بینش و دیدگاهشان همین است، به هر حال بیش از این نیستند. ولی بعضی ها هستند که هم عالِمند، هم معلم و هم متعلم و هم مرشد و هادی جامعه. مرحوم مطهری این صفات را جمع کرده بودند. عالم و متعلم و مرشد و هادی و سیاستمدار. مسایل و حوادثی که در مملکت می گذشت، به آن مسایل توجّه داشتند. هم توجّه کافی مبذول می داشتند و هم درک می کردند و هم در برابر این گونه حوادث، احساس مسؤولیت می کردند که باید بالأخره اگر یک انحرافی یا حادثه ناگواری اتفاق می افتد، فکری کرد. خوب، خیلی ها هستند که حوادث را نیز تا حدی درک می کنند، احساس ناراحتی می کنند، ولی اقدامی نمی کنند، می گویند خوب، حالا اینطور شده است، چه می شود کرد. گاهی هم دعا می کنند و می گویند که خداوند (إن شاء الله) اصلاح کند. این مسایل بوده، چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن، حالا هم هست. ولی از خصوصیات بارز شهید مطهری این است که در جهت روحانیت و در جهت پاسداری از نام شامخ روحانیت دینی و تشیع، حساسیت خاصی داشتند. این مسأله ای است که در ایشان خیلی نمودار است. من درباره اینها چند خاطره خدمتتان عرض می کنم. یادم هستم که مرحوم شهید مطهری، شاید در سال ۵۲ بود، در مسجد جلیلی که بنده امام جماعت آن مسجد بودم، چند شبی منبر می رفت، جوانها زیاد می آمدند. بیشتر دانشجوها بودند. در آن جلسه شرکت می کردند. بحثی که ایشان در آنجا عنوان کرده بودند، بحث «گریز از ایمان» بود، ایشان همواره عناوین خاصی را مورد بحث خود قرار می دادند که بحث های روز بود. شما کتابهای وی را نیز اگر بنگرید، می بینید که از همین ویژگی برخوردار است. اینها چیزهای تکراری است که من به شما می گویم. شما همه با نوشته های آن مرحوم آشنایی دارید و می دانید که مرحوم مطهری برخلاف خیلی از نویسندگان در عالم مجرّدات! سیر نمی کردند و در فضا! مطلب نمی نوشتند، نگاه می کردند، ببینند چه چیزی مورد احتیاج است، چه چیزی مورد نیاز مردم ما است، و به ویژه نسل جوان ما، تا برای آن پاسخی تهیه کنند. و این قدرت را هم داشتند. آن روزها بحث الحاد و مارکسیسم و مبارزات مارکسیست ها در ایران به اوج خود رسیده بود و در دانشگاه تهران و جاهای دیگر، بسیاری از مبارزان با آن رژیم، جوان هایی بودند که علایق مارکسیستی داشتند. البتّه مسلمان ها هم بودند. جوان های مسلمان و معتقد نیز در دانشگاه بودند. ولی به حسب ظاهر، غلبه با مارکسیست ها بود. وقتی ما در همان زمان سال ها به زندان رفتیم، دیدیم که غلبه با مارکسیست ها است و جوان ها که اوّل وارد می شدند، آنها جذبشان می کردند، و بحث دین و نماز و روزه و نجاست و طهارت و امثال اینها، بحث های ارتجاعی محسوب می شد. خلاصه مرحوم مطهری در آن ایام بحث های متناسب با زمان را عنوان می کردند که یکی از این بحث ها، بحث «گریز از ایمان» بود که چرا جوان ها از ایمان فرار می کنند؟

بحث های جالبی بود که مدت پنج شب، این بحث ها را در مسجد جلیلی داشتند. خوب بالأخره این بحث ها در برابر افکار الحادی بود. یادم هست که یکی از دوستان روحانی ما که از دنیا رفته است، خدایش بیامرزاد یکی از شب ها پای منبر بودند. همان موقع که مرحوم استاد شهید مطهری در روی منبر به ملحدین و ماتریالیست ها و مارکسیست ها و این مکاتب انحرافی و التقاطی حمله می کرد، آن روحانی پای منبر، مرتباً خطاب به من غر می زد و می گفت که این آقا را برای چه دعوت کرده اید، که این حرف ها را می زند؟ بنده پاسخ دادم: مگر چه اشکالی دارد؟ ایشان در جواب گفتند: الآن موقع آن نیست که ما به مارکسیست ها حمله بکنیم. ما الآن داریم با رژیم شاه می جنگیم و ما مسلمان ها و دیگران یک دشمن مشترکی داریم، باید ما فعلاً حمله را ببریم به سوی آن دشمن مشترک متوجّه کنیم، بعد از اینکه او از بین رفت، حساب هایمان را تسویه می کنیم. خوب، این جمله را ایشان گفتند. بعد مرحوم شهید مطهری از منبر تشریف آوردند پایین، سپس آن دوست ما به خود ایشان، همین مطلب را یادآور شد و با عصبانیت به مرحوم شهید مطهری حمله کرده و گفتند: این بحث ها چیست که شما مطرح می کنید؟ شما الآن دارید در جهت خواست رژیم حرکت می کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *