تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت چهارم»؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت چهارم» شامل 100 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت چهارم» را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت چهارم» با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت چهارم» با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت چهارم» تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت چهارم» را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت چهارم» :

در بخشی از بحث طلاق که در شماره پیشین مورد بررسی قرار گرفت، معروف در موضوعاتی چون خواستگاری از زن در مدت عده، پرداخت متاع به زن بعد از طلاق و … بررسی و معیارها و ملاکهای معروف در هر یک از موارد فوق، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این شماره بر آنیم که معروف را در طلاق رجعی جستجو کنیم.

معمولاً وقتی سخن از طلاق می رود، حاکمیت مرد در این امر و عبارت«مرد هرگاه بخواهد می تواند زن خود را طلاق دهد». به ذهن می رسد، لکن با کمی دقت در متون دینی، ملاحظه معیار و ملاک زندگی زناشویی و وظایف زن و مرد و نیز ملاحظات اخلاقی در قبل و بعد از جدایی که در قرآن کریم با عبارت «امساک بمعروف او تسریح باحسان» بیان می شود. مشخص می گردد که مرد نمی تواند در طلاق هر گونه بخواهد عمل کند، بلکه هر عمل او در هر مرحله دارای شرایطی است که رعایت آن لازم می باشد.

طلاق به دو نوع رجعی و بائن تقسیم شده است. طلاق رجعی معمولاً طلاقی است که مرد می تواند در طول مدت عده به زن خود بازگشته و زندگی زناشویی را بدون صیغه مجدد ادامه دهد، اما در طلاق بائن چنین اختیاری به او داده نشده است. آیه مورد بحث در این مقاله بعد از تفصیل شرایط رجوع در طلاق رجعی، معیار و ملاک رجوع به زن را با واژه هایی مثل اصلاح، معروف تبیین نموده و نورانیت احکام شریعت را در اجرای عدالت نمایان می کند.

شرایط کلی موجود در انواع طلاقها

یقیناً مرد هر زمان و در هر شرایطی که بخواهد نمی تواند زن خود را طلاق بدهد و در هر نوعی از طلاق لازم است دو شاهد عادل در زمان اجرای صیغه حضور داشته و زن هم در شرایط پاکی طهر غیر مواقعه باشد که این خود محدودیتی را در امر طلاق ایجاد می کند.

طلاق رجعی

و المطلّقات یتربّصن بانفسهّن ثلاثه قروء و لا یحّل لهنّ ان یکتمن ما خلق الله فی ارحامهنّ ان کنّ یؤمنّ بالله و الیوم الآخر و بعولتهنّ احقّ بردّهنّ فی ذلک ان ارادوا اصلاحاً و لهنّ مثل الذّی علیهنّ بالمعروف و للّرجال علیهن درجه و الله عزیز حکیم.

زنهایی که طلاق داده شده اند از شوهر نمودن خودداری کنند تا سه پاکی بر آنان بگذرد و حیض یا حملی که خدا در رحم آنها آفریده کتمان نکنند. اگر بخدا و روز قیامت ایمان دارند. و شوهران آنها در زمان عده حق دارند که به آنها رجوع کنند، اگر نیت خیر و سازش دارند و زنان را بر شوهران حقوق مشروعی است، چنانچه شوهران را بر زنان، لیکن مردان را بر زنان افزونی و برتری خواهد بود و خدا بر هر چیز توانا و به همه امور عالم و داناست.

نگه داشتن عده، حکمت غالبی است نه حکمت عمومی

در این آیه، به زنان سفارش می شود که بعد از طلاق منتظر مانده و تا سپری شدن سه قرء ازدواج نکنند. یعنی در این مدت از شخص دیگری تمکین نکرده و نه تنها با کسی ازدواج نکنند، بلکه حتی در این سه ماه شرایطی را بوجود نیاورند که به منزله تعیین شوهر آینده آنان باشد، که بیان آن در شماره پیش گذشت.

نگه داشتن عده به این علت است که اگر عده واجب نمی شد، معلوم نبود فرزندی که متولد می شود فرزند کیست و لذا اختلاط نسب پیش می آمد. البته حکمت این حکم لازم نیست که در همه موارد موجود باشد، چون قوانین و احکام الهی همیشه دائر مدار مصالح و حکمت های غالبی است، نه حکمت های عمومی لذا اگر حتی زنی عقیم هم باشد باید عده نگاه دارد.

نقش زن در حفظ نسب

خداوند متعال در آیه مذکور به طور خاص زنان را تشویق کرده که واقعیات ازدواج خویش را با شوهر، در زمان عده پنهان نکنند و چنانچه از شوهر خویش حامله هستند و یا در حال حیض هستند. وانمود نکنند که عده آنها تمام شده، زیرا زنان تنها کسانی هستند که گزارش صحیح آنها، صحت توالد و تناسل را در نسلهای متوالی بدنبال دارد، و همچنین خبر غیر صحیح آنها می تواند ضررهای زیادی را از جهت مختلط شدن نسلها، نامعلوم بودن نسبتشان به پدر حقیقی و مسائل اخلاقی، به همراه داشته باشد.

علاوه بر این، با معلوم نبودن نسبت پدر به فرزند مسئولیت فرزندان و اعاده حقوق آنها، جز بر عهده مادران نمی باشد و اگر مادر نتواند حقوق فرزندان را حفظ نماید، خود، فرزندان و جامعه را دچار معضلاتی خواهد نمود. و به دلیل اهمیت این مسئله با ترغیب زنان به ایمان به خدا و روز جزا، آنان را از پنهان کردن واقعیات زندگی زناشویی نهی می کند.

بقاء زوجیت در طلاق رجعی

با وجود این که در تمامی طلاقها، عده نگاهداشتن زن امری لازم است، اما خصوصیت این نوع از طلاق در این است که در مدت عده، به مرد اجازه و فرصتی داده شده که بتواند زندگی زناشویی را دوباره آغاز کند و مقرر کرده که زن در این مدت در خانه شوهر باشد و مرد نفقه او را هم بدهد. یعنی فرصتی را برای مرد بوجود آورد که بتواند به زندگی زناشویی باز گردد. او را موظف نموده که همانند زمانی که با زن خویش در زیر یک سقف زندگی می کرد، نفقه و مسکن او را هم مهیا نماید و تنها از تمتعات جنسی نمی تواند بهره مند شود، لذا صیغه طلاق رجعی در مرحله اول، مرد را از امور خاص زناشوئی محروم می نماید ولیکن زوجیت را بطور کامل از بین نمی برد، بلکه زن و شوهر را در حالت انتظار نگه می دارد.

در این وضعیت، شوهر در انتخاب دو راه مخیر است که یا تصمیم بگیرد که به سوی زن خویش برگردد و یا منتظر تمام شدن عده بماند و زن هم در همان خانه مراقب است که با تمام شدن عده بتواند از آن مرد جدا شود. و بهر حال با به پایان رسیدن عده، این دو از یکدیگر بطور کامل جدا خواهند شد و می توانند سرنوشت خویش را مجزای از یکدیگر تعیین نمایند.

بنابراین در طلاق رجعی، ابتدائاً جدایی بطور کامل محرز نیست، بلکه با گذشت تقریباً سه ماه، جدایی حاصل خواهد شد. به همین جهت است که در تبصره ۴ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق آمده است:

«در طلاق رجعی گواهی کتبی اسکان زوجه مطلقه در منزل مشترک تا پایان عده الزامی است».

کیفیت رجوع در طلاق رجعی

با انجام طلاق رجعی مهلتی تا تمام شدن عده زن وجود دارد تا مرد بتواند به زن خود رجوع کند. در آیه قرآن می فرماید: «و بعولتهن احق بردهن» و شوهران این زنان مطلقه صلاحیت آن را دارند که به زن خویش مراجعه نمایند. در اینجا بحثی است که رجوع مرد به زن در ایام عده چگونه است؟

۱ – آیا حکمی از احکام خداوند است و قابل برداشتن نیست، یا حقی است که صاحب این حق در صورت تمایل می تواند آن را ساقط نماید، و آیا با گذاشتن شرطی می توان حق رجوع مرد را به زن از میان برداشت؟

۲ – آیا بازگشت مرد به زن باید بر طبق شرایطی باشد یا در هر صورت و در هر موقعیت، مرد بعد ازطلاق رجعی می تواند زندگی خود را با همسر خویش آغاز کند.

رجوع، حکم است یا حق؟

این که رجوع در طلاق رجعی از احکامی است که از جانب خداوند مقرر گردیده، امری واضح و روشن است، زیرا خداوند کریم با عبارت «و بعولتهنّ احقّ بردهنّ» این حکم را تأیید می کند.

بعضی معتقدند که رجوع در طلاق از قوانین آمره است و برای برقراری نظم اجتماعی تأسیس شده، لذا از طرف شوهر نمی تواند ساقط بشود، اما بعضی قائلند که رجوع حق شوهر است؛ بنابراین هرگاه بخواهد می تواند رجو ع خود را در ضمن عقد لازمی از میان بر دارد و در چنین طلاقی احکام طلاق بائن جاری می شود.

با حق شمردن رجوع مرد به زن و قابلیت سقوط آن، این شبهه حاصل می شود که وقتی مردی حق رجوع خود را ساقط کند، آیا فلسفه تشریع طلاق رجعی و احکام مترتب بر آن بی معنا نخواهد شد؟

به نظر می رسد شایسته است «جواز رجوع را حکمی از احکام، ولی اِعمال رجوع را حقی از حقوق بدانیم» و «اراده اصلاح را شرط مباح بودن رجوع بدانیم، نه شرط محق بودن او» بدین معنا، که در هر طلاق رجعی مرد بتواند رجوع کند؛ اما وقوع چنین عملی را می توان در مواقعی ساقط کرد. هر طلاق رجعی که صورت می گیرد این قابلیت را دارد که مرد بتواند به زن رجوع کند. لکن گاهی مرد می تواند این حق را از خود ساقط می کند و یا احیاناً زمانی دادگاه بر طبق شرایطی این حق را از او سلب نماید. مثلاً حاکم شرع به دلیل مشقاتی که مرد در زندگی زناشویی بر زن وارد آورده است، صیغه طلاق را به عنوان «الحاکم ولی الممتنع» به جای مرد جاری نماید و نوع طلاق، طلاق رجعی باشد.

در بسیاری از طلاقهایی که با استناد به ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی به وقوع می پیوندد زن در حالتی از دادگاه استمداد می طلبد که حقوق او در زندگی زناشویی مورد تهدید واقع شده است و ادامه زندگی برای او غیر قابل تحمل است و اگر طلاق در این مورد به عنوان رجعی صورت بگیرد، حقوق زن در طول مدت عده قابل اعاده می باشد و دادگاه می تواند رجوع مرد را مادامی که مشکلِ بوجود آمده، هنوز باقی است، تا پایان یافتن عده طلاق ساقط کند و مانع رجوع مرد به زن بشود و مرد در صورت پشیمانی، بتواند مجدداً زندگی را شروع نماید. زیرا بدین واسطه زندگی بدون جهت به جدایی نمی انجامد و تا حد امکان در جهت حفظ خانواده کوشش می شود، لذا این ندامت مرد با لفظ «اراده اصلاح» در قرآن کریم آمده است. «و بعولتهن احق بردهن ان ارادوا اصلاحاً».

اصلاح چیست؟

اصلاح در لغت به معنای بر طرف کردن خطا و از بین بردن اختلاف است که معنای سامان بخشیدن و نقطه مقابل افساد است که به معنای نابسامانی است. اصلاح و افساد یکی از واژه های زوج متضاد قرآن است که مکرراً مطرح شده است.

اصلاح بازگشت صلاح است و صلاح، آن فطرتی است که مبنای اولیه هر چیز بر آن نهاده شده است. در روابط زوجین فطرت اقتضاء می کند که رابطه بین این دو نفر، رابطه ایجابیه باشد یعنی، علقه و علاقه ای بین زوجین حکمفرما باشد که آرامش، عمل به معروف، احسان و مشورت را در میان آنان بوجود آورد.

لذا در زمانی که بین این دو اختلافی صورت بگیرد که به آن شقاق می گویند، نیازمند اصلاح است، یعنی آن صفات نیکوی سابق و پیمانی که در عقد ازدواج بسته اند بازگشت کند.

«مورد استعمال اصلاح در قرآن گاه رابطه میان دو فرد است که به آن اصلاح ذات البین گویند و گاه محیط خانوادگی و گاهی هم محیط بزرگ اجتماع است» و در اصطلاح اسلامی اصلاح نقطه مقابل افساد است، اعم از اینکه تدریجی باشد یا ظاهری، عرضی باشد یا بنیادی و جوهری. و این اصلاح در موضوعات مختلف، شکل و مختصات خود را دارد گاه اصلاح در یک حرکت اجتماعی است، همانطور که حسین بن علی (ع) در اجتماع حج در منی و عرفات بزرگان صحابه را جمع کرده و تصمیم قیام اصلاح طلبانه خود را اعلام کرد: «و نظهر الاصلاح فی بلادک». که بهتر است در معنای استصلاح واقع شود یعنی «تقدیم مصلحتی بر مصلحت دیگر».

به همین استدلال، اصلاح در زندگی مشترک میان زوجین ویژگی هایی دارد که تبیین و عمل به آن زیبنده خانواده ای است که در این مسیر قدم نهاده است.

اصلاح در روابط خانوادگی

قرآن کریم وظیفه زن و شوهر در طول زندگی مشترک را به تفضیل بیان داشته است و در روابط سالمی که این دو با هم ایجاد می کنند و با تعیین حقوق و وظیفه متقابل، به منظور تأسیس یک خانواده متکامل و الهی، طرفین را به معروف و حاکمیت اخلاق، گذشت، ایثار در زندگی توصیه می کند و با حفظ حریم زناشویی و آداب و سنن اسلامی، سلامت خانواده ها را تضمین می نماید.

قرآن کریم، به جهت تأکید بر حفظ نهاد خانواده با شروع بروز اختلافات میان اعضاء به سادگی حکم به جدایی بین زوجین نمی دهد و اوامر و ارشادات خود را در قبل از جدایی و بعد از اجرای صیغه طلاق و حتی بعد از جدایی و مفارقت کامل بیان می دارد.

قبلاً گفته شد چنانچه زوجین از یکدیگر جدا شده باشند، حتی بعد از مفارقت کامل ایشان، وقتی هر دو رضایت به بازگشت به زندگی زناشویی اولیه را داشته باشند معروف این است که دوباره زیر یک سقف قرار گیرند و در این جا سخن از زمانی است که بذر انفاق و جدایی در حال نمو است، مرد به دلایلی از زندگی دلسرد شده و تحمل وضع موجود برایش ملال آور و ادامه آن مشکل است. لکن قرآن کریم با جمله «و عاشروهنّ بالمعروف فان کرهتموهنّ فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیراً کثیرا».

ابتدا به یک اصل مهم که باید در کلیه روابط زناشویی در طول زندگی حکمفرما باشد اشاره می کند «عاشروهن بالمعروف» تا ضامن سعادت و سلامت زندگی مشترک باشد و سپس به مردانی که شائبه از بین رفتن علاقه و محبت همسر دارند و به زندگی علاقمند نیستند، سفارش می کند به اینکه اگر از زندگی با زنان خویش راضی نیستند، سعی بر سازش با آنها و پایداری در روابط ایجاد شده بنمایند. یعنی قرآن در اولین شکاف زندگی به مرد توصیه می کند که از بعضی حقوق خویش بگذرد تا منفعت بیشتری نصیب او شود و محیطی آرام در خانواده پدید آورد و این ارتباط پسندیده تر از احقاق حقی است که برای خود بخواهد و قرآن وعده داده است که در مقابل این عمل نیکو بهترین چیزها نصیب او خواهد شد و سپس بعد از جریان صیغه طلاق رجعی که امکان بازگشت مرد وجود دارد از مرد اراده اصلاح خواسته شده و قابلیت رجوع او را به مساعد نمودن شرایط بازگشت مجاز دانسته است.

اصلاح در طلاق رجعی

مردی که قصد رجوع به زن را دارد سه تصور برای او می رود:

به قصد اصلاح رجوع می کند.

به قصد ضرر رساندن به زن رجوع می کند.

نه قصد اضرار و نه قصد اصلاح دارد، بلکه فقط چون اجازه بازگشت به زن دارد، رجوع می کند.

رجوع به قصد اصلاح

در وجه اول به تفضیل بیان شد که این رجوع نه تنها اشکال ندارد، بلکه حفظ حریم خانواده، ایجاب می کند که او بتواند به زندگی گذشته باز گردد و این امری ممدوح است و منفعت طرفین دعوی، یعنی زن و مرد را به همراه دارد و اگر چنین موقعیتی برای این زوجین لحاظ نشده بود حقوقی از آنها ضایع می شد. لکن قادر متعال دائماً فرصتهایی را برای تنبه ایشان و شرایط پذیرش یک زندگی تفاهم آمیز را فراهم می آورد. سه ماه دوران عده طلاق رجعی، در حقیقت زمانی برای یافتن موقعیت فرد در زندگی خویش است. در این مدت هر یک از زن و شوهر می توانند تصویری از جدایی و مفارقت کامل و زمان تنهایی را برای خود ترسیم کنند. و در فاصله ای که بعد از طلاق، اختلافات فروکش کرده و در دوران آرامش نسبی به سر می برند و مزاحمتهای یک زندگی مشترک را ندارند بدون دغدغه در مورد آینده تصمیم بگیرند و شناخت این واقعیت در حقیقت برای کسانی میّسر خواهد بود که در طوفان حوادث زندگی، بتوانند خویش را یافته و با تیزبینی خاص بهترین تصمیم را بگیرند. لذا مردی که با اراده اصلاح، بازگشت می کند با تصمیم به ایجاد تغییر در خود و وضعیت زندگی، بالاخص در نوع روابط در تأسیس بنایی بهتر می کوشد و قطعاً به نتیجه ای مطلوبتر دست می یابد.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *