توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل مرزشناسی در ازدواج موقت (قسمت دوم)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مرزشناسی در ازدواج موقت (قسمت دوم) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مرزشناسی در ازدواج موقت (قسمت دوم) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل مرزشناسی در ازدواج موقت (قسمت دوم) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مرزشناسی در ازدواج موقت (قسمت دوم) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مرزشناسی در ازدواج موقت (قسمت دوم) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل مرزشناسی در ازدواج موقت (قسمت دوم) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مرزشناسی در ازدواج موقت (قسمت دوم) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مرزشناسی در ازدواج موقت (قسمت دوم) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مرزشناسی در ازدواج موقت (قسمت دوم) :
آنچه در طول تاریخ بشر بیش از هر عاملی پیوسته اذهان بشری را به خود مشغول داشته و پایه های تفکر انسانی بر آن سامان یافته و ریشه های اعتقاد به خالق را بر روان و جان آنان استوار ساخته است؛ توجه به اصل نظام داری و روح تعادل حاکم بر هستی است.
آری کتاب زیبای هستی که بخشی از آن در منظر آدمی، و قسمت عمده آن مستور از دیدگان ظاهری است، بر اساس اصولی دقیق و نظمی عمیق با قلم قدرت و بر پایه حکمت نگارش یافته است و قانونگذار خلقت سرشت طبیعت را بر پایه قوانینی خاص بنیان نهاده، که به رغم تحولات و تطورات دائمی و حاکمیت حرکتهای گوناگون چون حرکت جوهری، یک اصول ثابت و سنن لایتغیر را بر آن حاکم ساخته است.
از جمله آن اصول که سیطره اش بر عالم طبیعت سایه افکنده «اصل زوجیت» و پیوند و ارتباط دو جنس مخالف است که حاصل آن تداوم حیات در گستره عالم خاک است. «و خلقناکم ازواجا» بیان ضرورت زندگی انسان بر پایه پیوند و ازدواجی سامان یافته می باشد. لذا مطلوبیت آن یک خصصیه ذاتی و پدیده ای درونی برای آدمی است، گوئی گِل او را با میل وصول به این اصل سرشته اند و تقدیرش را بر این پایه نوشته اند؛ اینجاست که می بینیم بشر از ابتدای ورودش به عرصه خاک به این مسأله توجه نموده و مصلحان و اندیشمندان جوامع در پابرجایی و قانونمندی آن پیوسته سعی کرده اند تا بدانجا که هر زمان بشر خواسته بر خلاف آن قدم بردارد، به سقوط و انحراف افتاده، چه آن که طریق افراط را گزیده و با بی قیدی و عدم توجه به آن، آزادی در امیال را انتخاب کرده، چه آن کس که در جهت سرکوبی و مقابله با این نیاز گام برداشته است.
اصولاً بیشترین خسارت، آنگاه گریبانگیر جوامع انسانی شد که این دو دسته خواستند، نظرات افراطی و خارج از نظام فطرت و مخالف طبیعت را به اجرا در آورند.
از سویی بشر هر گاه خواسته است مشکلاتش را خارج از مجرای قانونگذاری اصیل الهی و فرانگری معتدل که از مختصات احکام دینی است حل نماید و فردیت و تمایلات نفسانی و فرونگری بر او حاکم گردیده، حاصلش جز تباهی و سقوط نبوده و ما امروز به وضوح شاهد این ناهنجاری ها و معضلات متعدد و متفاوت هستیم که از همین جا سرچشمه گرفته است.
دنیای معاصر و رویکردهای مخوف
به رغم کارآمدی ابزار و تکنیک و اصلاح ساختار بنای زندگی، کار بشر متمدن در ناحیه مبانی اخلاق و اندیشه به جایی رسیده که آخرین پدیده های صنعت و اختراعات بشری به خدمت تمایلات و هواهای نفسانی او در آمده است. اختصاص ۶۰ الی ۶۵ درصد از تجارت شبکه های اینترنت در سالهای ۹۹-۹۸ به سکس و سوء استفاده های مخرب او از این ابزار کار آمد و فرهنگ آفرین، خود گواهی بر این مدعی است.
گزارش های مخوفی که از شبکه های قاچاق زنان و دختران عرضه می گردد و روزبه روز امنیت انسانها را بیشتر در معرض تهدید و وحشت قرار می دهد و مواردی از این قبیل، که در اخبار روزمره کم نیست، شاهدی دیگر است.
خبرگزاری های کشورهای مختلف در آستانه اجلاس زنان در سال ۲۰۰۰ اعلام کردند که «قاچاق زنان و تأثیر مخرب بیماری ایدز بر روی زنان و دختران به مهم ترین چالش های جدید برای ۱۸۰ کشور شرکت کننده در اجلاس زنان ۲۰۰۰ مبدل شده است».
خبرگزاری جمهوری اسلامی در خرداد ۷۹ اینگونه گزارش می دهد:«آدرین گرماین» رئیس ائتلاف بین المللی بهداشت زنان که بر مذاکرات مربوط به تهیه سند نهایی نظارت دارد، گفت:«مساله ای که ما اکنون با آن روبرو هستیم این است که دولت ها درک کنند بروز این دو آفت (قاچاق زنان و ایدز) نشأت گرفته از تمایلات مردان برای برقراری روابط نامشروع است».
در گزارشی دیگر آمده است: «کشورهای ثروتمند با موج فزاینده قاچاق انسانها روبه رو هستند و تاکنون نتوانسته و یا نخواسته اند که گروههای جنایتکار، در پس این «بردگی عصر نوین» را متوقف سازند. به گفته کارشناسان عمده انسان های قاچاق شده را زنان و دخترانی تشکیل می دهند که به اجبار به ورطه فساد و فحشا کشیده می شوند». که متأسفانه بعضی از این مفاسد بین المللی اخیراً کشور ما را هم مورد تهدید قرار داده است.
در خبری دیگر این گونه آمده: شمار فزاینده مناقشات مسلحانه و خشونت های مرتبط با آن در جهان به افزایش موارد جابه جایی و موج پناه جویان اجباری که با حساب سرانگشتی ۷۵% آنان را زنان و کودکان تشکیل می دهند، منجرشده است. در برخی از جوامع پناه جویان، زنان و کودکان حتی سهمی حدود۹۰% را به خود اختصاص داده اند، به گزارش سازمان ملل زنان و دختران در این مناقشات نیز هدف سوء استفاده هایی از قبیل تجاوز، بردگی جنسی و خودفروشی اجباری قرار می گیرند.
از همه مضحک تر آن که چنین پیکره بیمار و بدنه فرتوت نظام اخلاقی جهان که فریاد «چه باید کرد» کارشناسان آن از هر سو بلند است، نسبت به احکام متقن و قرین با اخلاق انسانی و بهداشت جسمی و روانی که بر قوانین اسلام حاکم است، زبان به القاء شبهه و طعن و تمسخر نسبت به آن می گشایند، و حکم حساب شده اسلام را، نسبت به ازدواج موقت که در مواقع اضطراری مطرح می کند، مورد ایراد قرار می دهند. و آن را توهین به زن قلمداد می کنند و با عنوان زن کرایه ای، آن را محکوم می نمایند، و می گویند این مخالف اعلامیه حقوق بشر است. یا این که آن را از موارد تبعیض و یک قانون مردانه محسوب می نمایند و عده ای هم تحت تأثیر این القائات حتی دین اسلام را یک دین حامی منافع مردان می شمارند.
نگرانی از رویکردی دیگر
از سوی دیگر در مقابل این حرکت، امروزه ما با یک نوع تبلیغات جهت دار و القائاتی در مطبوعات و بعضی از کتب منتشره مواجهیم که این گمان را تقویت می کند که عده ای هم در داخل، بدون در نظر داشتن ابعاد و شرایط مختلف احکام اسلامی به چیزی دامن می زنند، که نتیجه آن، تأمین بخشی از اهداف غیرخودی ها است و با عمومی جلوه دادن یک حکم خاص، بدون در نظر گرفتن عوارض و مشکلات و سوء استفاده هایی که در پس یک ترویج بی مهابا و بدون برنامه ریزی و قانونمند وجود دارد، زمینه ای را ایجاد می کنند که جز ابزاری جلوه دادن حکم خدا و به تباهی کشاندن نسل آینده ساز کشور و به مخاطره افکندن امنیت و اطمینان خانواده ها و همسو سازی فلسفه احکام با تمایلات شهوانی و اغراض نفسانی نمی باشد، و حاصل آن تهی سازی فکر جوان از اندیشه پویای اجتماعی، تبدیل عرصه های علم و اندیشه، فرهنگ و ابتکار، به محیط های مبتذل؛ تبادل نگاه های غیر محجوب و عفیف به بهانه داشتن راهکار شرعی است. که در نهایت با اراده خود چراغی را در دست دزدان فراروی راه انسانیت و اخلاق قرار دادن است، تا از آن در جهت مقاصد شوم خویش بهتر بهره ببرند.
واقعاً اندکی با وجدان خود خلوت کنیم، در جامعه ای که هیچ منعی از انواع تبرج و خودنمایی و خودآرایی وجود ندارد، بلکه الگوهای سمبلیک جامعه، که در کسوت و نمود لباس ها، آرایش ها و فیلم های مفسده انگیز و یا محیط های مختلط غیر اخلاقی و ارائه انواع راهکارهای مبتذل و ضد ارزش قدم بر می دارند، متعه چاره ساز چنین جامعه ای است؟ آنان که می گویند متعه سنت رسولخدا (ص) است و باید به اجرا در آید، چرا نسبت به عملی ساختن سایر سنت های پیامبر در جامعه قدم برنمی دارند؟!! آیا در هیچ فرازی از تاریخ اسلام سراغ دارید که از سویی با شعار تسامح و تساهل واجبات خدا نادیده گرفته شود و محرمات به فراموشی سپرده گردد و فقط با اجرای یک سنت آن هم حکم اضطراری در صدد درمان عمومی جامعه برآیند. آیا این مصداق «یحرّفون الکلم عن مواضعه» نیست. آیا ترغیب پیامبر (ص) و ائمه معصومین برای جوان «النکاح سنتی» بود یا «المتعه سنتی»؟!! و آیا با این نوع از تبلیغات زمینه اعراض جوان را از نکاح و ازدواج دائم بر اساس مسئولیت پذیری، فراهم نساخته ایم؟ آیا آنان که این راهبردها را فراسوی جامعه می نهد، به دغدغه ها و منع صریح ائمه(ع) نسبت به بعضی از شرایط یا بعضی از افراد، دقت نموده اند؟ آیا توجه خاص بزرگان دین را نسبت به استتار و خاص بودن «متعه» دریافته اند؟ و آیا با این نوع از سیاستگذاری ها به دست خود چیزی را دامن نمی زنند که دشمنان ما پیوسته آرزوی تحقق آن را داشته اند؟!!
مضاف بر این، جامعیت بخشیدن به یک حکم خاص و اولویت دادن به آن، عملاً اصالت بخشی به چیزی است که آن را بر نظم، قانونمندی، رشد علم و اخلاق، حفظ خانواده، سلامت نسل آینده، کرامت و حیثیت انسان و . . . . مقدم ساخته ایم، که این نوع چاره اندیشی نه به صلاح فرد و نه خانواده و جامعه است و این نوع راهکار قطعاً مطلوب شارع نیست. دقت در جرح و تعدیل متون روایی، ایجاد تناسب و تعادل، فرانگری اندیشمندانه، برنامه ریزی مناسب با توجه به زوایای جامعه شناسی و روانشناسی و حتی سیاسی این موضوع در متون اسلامی، بررسی زوایای مختلف معضلات اجتماعی و درک لازم از زمان و مکان و اتخاذ تصمیمات غیر عجولانه، نوع فرهنگ جامعه و . . . . از جمله اموری است که در طرح موضوعی چون «متعه» ما را به دقت و بررسی بیشتر و شایسته تری دعوت می کند، که با ورود در بحث این نکات روشنتر می شود.
ارزیابی متعه در متون اسلامی
در مقاله پیشین مطالبی چند را در باب ازدواج دائم و موقت، مشترکات و مختصات آن دو، جایگاه ازدواج موقت در قانون مدنی و پیشینه تاریخی ازدواج های غیر رسمی در بین بعضی از اقوام و ملل و در دنیای غرب را مورد ارزیابی قرار دادیم. در این گفتار ادامه آن را در ابوابی چون: متعه و اقسام آن در قرآن کریم، حلیت آن در زمان رسولخدا (ص) و نحوه تحریمش در دوران خلیفه دوم، آشنایی، ورود بیشتر به روایات در این باب، دقت در متون فقهی در این زمینه، علت طرح استحباب آن از سوی بزرگان دین، دلیل تحریم آن بر افراد جاهل نسبت به موضوع و حکم آن و ارزیابی نظر بعضی از اندیشمندان علوم اسلامی را مورد توجه و تحلیل قرار می دهیم.
متعه در قرآن کریم
تدبیر و غور در آیات قرآن کریم ما را به این نتیجه می رساند: لفظ متعه که عمدتاً در اصطلاح عرفی بر ازدواج موقت اطلاق شده، در لغت معانی متفاوتی دارد، که از مشتقات این کلمه در قرآن کریم این تعدد به خوبی دریافت می شود. لذا گاه به معنای منفعت و زینت زندگی دنیا آمده مانند: «متاع الحیاه الدنیا»
گاه به معنای زاد و توشه وارد شده مانند «متاعاً لکم و للسیاره»
گاه بهره مندی از تمامی مواهب زندگی آمده مانند: «و امم سنمتعهم ثم یمسّهم منا عذاب الیم»
گاه به معنای نفقه آمده «و للمطلقات متاع بالمعروف حقاً علی المتقین»
و در بعضی از موارد به معنای عطا و بخشش آمده «فمتعوهن و سرّحوهنّ سراحاً جمیلا»
غیر از این معانی لغوی ما در قرآن کریم سه اصطلاح خاص در باب «متعه» داریم که به اعتبار اضافات آن و مناسبت حکم و موضوع هر کدام در جای خاصی به کار می روند.
متعه حج
اولین متعه، متعه حج می باشد، که در این باب می فرماید:« فمن تمتع بالعمره الی الحج فما استیسر من الهدی» بدین معنا که هرکس عمره را به اتمام و حج را آغاز می کند آنچه از قربانی برای او میسر است، ذبح کند. و وجه تسمیه «متعه حج» از آن جهت است که پس از عمره تمتع که قبل از حج تمتع است، حاجی از احرام خارج و محرمات احرام بر او حلال می شود و تمامی محذورات احرام از او برداشته و در این فاصله تمتعات بر او مباح می گردد و این همان چیزی است که «عمر» آن را کریه می شمارد و در اجتهادش به همراه متعه زنان آن را بر می دارد.
مرحوم علامه امینی در این باب می فرماید: «دلیل اینکه عمر از این متعه نهی کرد، این بود که او قبیح و مستهجن می دانست، مردم در حالتی به حج روی بیاورند که آب غسل به واسطه مجامعت با همسرانشان از سر و رویشان می چکد، بعد از آنکه عمره تمتع به جا آورده اند».
سپس مرحوم علامه امینی در نقد این کلام این گونه می فرماید: «اما (باید توجه داشت که) خداوند سبحان بصیرتر است از خلیفه دوم و همچنین پیامبرش (ص)، زمانی که این حکم را برای مردم تشریح نمود و متعه حج را برای ابد تا روز قیامت مباح نمود که] حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه[ و ظاهر کتاب و سنت دلالت بر این امر دارد و این فعل خلیفه دوم جز استحسان مخصوص به او دلیل دیگری ندارد».
و حال آنکه شریعت اسلام که بنای احکام را بر سهولت نهاده، چنین نهیی را قرار نداده و دلیل آن هم این است که اصلاً عمل مذکور از مجرای حلال و ازدواج مشروع نه تنها گناه و لغو تعریف نشده است، بلکه از جهت حفظ فرد و جامعه از مفاسد، خود منشاء مصلحت و طهارت اجتماعی است و می توان گفت: ثوابی هم که در روایات بر آن مترتب شده به جهت حفظ پاکدامنی و مصالح فردی و اجتماعی است.
مضاف بر اینکه ما در سایر عبادات هم مثل صوم می بینیم از جهت برداشتن تکلف از بندگانش می فرماید: «احلّ لکم لیله الصّیام الرّفث الی نساءکم هنَّ لباس لکم و انتم لباس لهنَّ علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم…» اشاره به اینکه حلال گردید بر شما در هر شبانگاه ماه صیام، که با همسرانتان خلوت نمائید و در بیان دلیل با زبانی همراه با حکمت و گویا و قرین با لطافتی شیوا فلسفه حکم را بیان می دارد، که زن و مرد نسبت به یکدیگر مسئولیت صیانت و حفاظت را به عهده دارند و با «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» این رسالت را در تمامی ابعاد بر عهده زوجین می گذارد و در دلیل دوم این آیه می فرماید: « زیرا اگر غیر از این باشد، شما راه خیانت به خویشتن را در پیش می گیرید» و این قرائت نوین عمر از حکم خدا حاصلش این می شود که بگوئیم: حجاج از اول ماه ذی الحجه یا قبل از آن که وارد مکه می شوند و قصد حج را دارند تا پایان ذی الحجه یا اواخر آن که اعمال حج به انتها می رسد. از همسران خود فاصله گیرند و در محذوری واقع شوند که حتی ممکن است اعمال حج آنان را هم تحت الشعاع قرار دهد و موجب مشقت برای بعضی از آنان شود. او می گفت: «ایها الناس ثلاث کنّ علی عهد رسول الله و انا أنّهی عنهنَّ و احرمهنَّ و اُعاقِب علیهنّ متعه الحج و متعه النساء و حی علی خیر العمل». ای مردم سه چیز در زمان رسولخدا (ص) ]حلال [ بود که من شما را از آن نهی و حرام می نمایم آن سه چیز را و اگر کسی مرتکب شود، عقوبت می گردد و آن سه: متعه حج و متعه زنان و گفتن «حی علی خیر العمل» در اذان است.
جای تأمل است کسی که دم از نوگرایی و منورالفکری می زد و احکام رسولخدا(ص) را مختص زمان حضرتش می دانست چگونه از مردم می خواست که به این سنت برای ابد عمل کنند؟! و جای تعجب بیشتر آنکه چنین شخصیتی که خود پا از گلیم خویش بسیار درازتر نموده بود و مخالف شریعت حکم می داد، به مردم می گفت: اگر شما بخواهید بر خلاف حکم من عمل کنید، مورد تنبیه و عقوبت قرار می گیرید.
و این روش تمامی کسانی است که مدعی هستند خوب می فهمند و خیری را در آینه عقل خویش می بینند که دیگران فاقد آن هستند و گهگاه کارشان به جایی می رسد که متعرض کلام خدا و معصومیت رسولخدا (ص) می شوند و از آنها هم جلوتر می افتند لذا کلام وحی را به تأویل می برند و گستره ورود خویش را به عرصه دین و بعضاً برای رسیدن به مقاصد و اهداف دنیوی خویش تا به جایی می کشانند، که اجازه قرائت نوین و یا در صدد توجیه معرفت دین برآیند؛ تا شاهدی بر «یحرفون الکلم عن مواضعه» باشند. خط بطلانی بر آیات صریح قرآن می کشند «و ما ینطق عن الهوی» را نادیده می انگارند و کار به جایی می رسد که کلام انسان کامل و رسول حق را به هجو و هذیان محکوم می نمایند. و حال آنکه قرآن کریم این نوع از توسعه و ترویج دین را دلیلی بر عدم توانایی فکری و ضیق بودن دل و در تنگنا ماندن انسان معرفی می نماید و لذا می فرماید آنان که از مشرب وحی کناره گرفتند و از راسخون در علم دوری گزیدند و آنان که «فی قلوبهم زیغ» است چیزی را دنبال می کنند که حاصلی جز افتادن در فتنه و شبهات نیست لذا در صدد تاویل دین برمی آیند و حال آنکه « و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم».
نوع دوم متعه در قرآن کریم
این متعه در قرآن عطیه ای است از سوی شوهر به زن مطلقه ای که اولاً برای او مهری تعیین نشده و ثانیاً مورد استمتاع جنسی قرار نگرفته؛ در این صورت شوهر باید بر حسب حال و شرایط مناسب خویش و زوجه، چیزی را از مال یا خادم یا پوشاک یا خوراک به زن بدهد تا حقوق انسانی زن رعایت شده باشد و اگر از جهت مال و یا جایگاه و موقعیت خویش متضرر شده، این عطیه جبران آن قرار گیرد و این خود نوعی دفاع از حقِ و حیثیت زن در اسلام است.
لذا می فرماید: «لاجناحَ علیکم اِن طلّقُتُم النساء مالَمْ تَمَسُوهنَّ اَو تَفْرِضوا لَهُنَّ فریضه و مَتِعُوهُنَّ عَلَی الموسِعِ قدره و علی المُقْتِرِ قدره مَتاعاً بالمعروف حقاً علی المحسنین» و قابل توجه است که بعد از بیان حکم، در مورد رعایت حقوق چنین خانمی می فرماید: این یک حق لازم است، که اعطاء این هدیه بایستی از سوی انسان های نیکو مرام رعایت شود و نیز در نوع متاع، قید «معروف» می آورد؛ یعنی از نظر عرف ممدوح است این عطیه برازنده زن باشد. و آیات و روایات دیگری هم در این زمینه است که جهت رعایت اختصار از آن صرف نظر می شود.
«ازدواج موقت» در قرآن کریم
در این زمینه آیات متعددی را مفسرین به قرینه روایات وارده و سیاق آیات به «متعه» اختصاص داده اند. اما آیه ای که مورد اتفاق عامه و خاصه است، ولی اهل سنت به واسطه نهی خلیفه دوم آن را منسوخ دانستند، این آیه است که می فرماید: «فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضه و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضه ان الله کان علیماً حکیما» قبل از آنکه به بررسی این بخش از آیه بپردازیم؛ لازم است پیشینه موضوعی بحث در آیه قبل و صدر این آیه مورد ارزیابی قرار گیرد.
در آیه قبل موضوع مورد بحث، زنانی است که ازدواج با آنها حرام است، که سیزده دسته را قرآن کریم ذکر می نماید ایشان بواسطه نسب یا به واسطه رضاع و یا به واسطه سبب ازدواجشان حرام می گردد سپس بدنبال آن می فرماید: «والمحصنات من النساء الا ما ملکت ایمانکم کتاب الله علیکم و احل لکم ماوراء ذلکم ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین»یعنی دسته چهاردهم «زنانی که در حصن ازدواج قرار گرفته اند و نکاح با آنان بر شما حرام است، مگر آنان که ملک یمین شمایند (اماء و زنان اسیر که با شرایطی خاص ارتباط زناشویی با آنان جایز است و به خاطر خروج موضوعی این بحث در زمان ما از توضیح آن خودداری می شود) سپس می فرماید: تمامی این احکام که در کتاب خدا از آن سخن به میان آمده، اموری است که پروردگار (بنابر مصالح) شما آنان را مقرر داشته»، شاید تأکید بر این مطلب کنایه ای باشد از اینکه در تمامی زمانها و مکانها ثوابت از احکام، غیر قابل تغییر و تردید هستند و این نوع از قانونگذاری برای شما اکمل و ادوم و پرفایده تر است از آنچه که شما بدان می اندیشید. لذا عبارت «کتاب الله علیکم» را در آیه کریمه مفسرین از باب تأکید بر تبیین احکام مذکور، به شمار آورده اند.
و در ادامه می فرماید: شما با غیر این چهارده دسته، می توانید ازدواج کنید، مشروط بر اینکه بنیان ازدواج شما برخاسته از عفت و پاکدامنی و به دور از هرگونه تمایلات نفسانی و ارتباط غیر مشروع باشد؛ زیرا این قبیل ارتباطات اولاً نسل بشر را دچار تباهی می سازد، ثانیاً بنیان خانواده را متزلزل می سازد و ثالثاً جامعه را به گرداب سقوط می نشاند.
بر این اساس می فرماید «محصنین غیر مسافحین» یعنی در چار چوب حصن ازدواج ارتباط برقرار سازید نه بر پایه «سفح» که به معنای عمل بیهوده و بدون حساب و قانونمندی است و تعبیر «محصنین غیر مسافحین» از الفاظ کنایی قرآن است در مذمت و نهی از زنا و ارتباط جنسی آزاد آمده است. و این قید، مبین این نکته است که مراد از ازدواج فقط دفع غریزه نیست، بلکه تداوم و بقای نسلی شایسته است که در سایه ازدواج دائم بایستی شکل پذیرد. لذا بعد از طرح مسأله ازدواج، سخن از امور مالی همسر دائمی به میان می آورد که یا به شکل مهریه «حق زن» پرداخت شود و یا اگر کنیز است با دادن قیمت.. . ..
و سپس به بیان حکم متعه می پردازد و می فرماید: زنانی را که «متعه» می کنید، بر شما لازم است که مهر آنان را در ازدواج موقت هم بپردازید. در حقیقت این بخش از آیه اخص از قسمت قبل یعنی «احل لکم ماوراء ذلک. . .. » است، یعنی ازدواج گاه به صورت نکاح دائم و گاه به صورت «متعه» و نکاح موقت است.
و قرآن کریم در بیان ازدواج موقت توجه می دهد بر اینکه: «زنانی را که به متعه و ازدواج موقت در می آورید، مهریه آنان به عنوان یک امر واجب بر عهده شماست و بایستی بپردازید. و بر شما اشکالی نیست که بعد از تعیین مهر، نسبت به سایر شرایط این نوع ازدواج، زیادی و کمی مهریه و مدت و سایر امور (غیر منافی با مقتضای ازدواج موقت) بر مبنای رضایت طرفین، توافق هایی صورت گیرد».
نظر عده ای از مفسرین این است که ترکیب کلام و لحن خطاب در آیه مذکور به گونه ای است که از آن برمی آید که این نوع از ازدواج قبل از نزول آیه در بین مردم معمول بوده و یک حکم تاسیسی از رسول اسلام نیست؛ چنانچه ما در بحث تاریخچه ازدواج موقت نسبت به این موضوع مستوفی سخن گفتیم. زیرا بیان قرآن در اصل جعل ازدواج نیست بلکه همچون ازدواج دائم این موضوع را معهود می داند، ولی در صدد بیان احکام و شرایط آن از جمله: وجوب مهریه، تراضی در مقدار و شرایط آن و حفظ تعادل و رعایت حدود الهی در این مسأله و نفی از هرگونه بی بندو باری و شهوت پرستی است. لذا عبارت «فماستمتعتم به منهن» تفریع است بر کلام قبل و به سبب «فاء»، تفریع جزیی بر کلی گردیده. یعنی بیان بخشی از «احل لکم ماوراء ذلکم ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین. . . .» است.
در واقع آیه کریمه در ابتدا انسان را به سوی یک اصل تکوینی، یعنی بنای موجودات بر اساس زوجیت، ترغیب می نماید، لیکن به جهت کرامت انسان و حکم عقل و شرع نسبت به تحرز و دوری جستن از فحشا و لاابالیگری، بنای این رغبت بسوی جنس مخالف را بر اساس عفت می گذارد و قید «محصنین» می آورد.
یعنی پاسخگویی به این نیاز بشر و رغبت ذاتی او، لیکن در حصن و چارچوب حفظ ارزشها و عفت انسانی، تا توالد و تناسل بشر بر پایه پاکدامنی باشد. لذا از نفس تفریع بدست می آید که اصل در ازدواج نکاح دائم است، چنانچه این نکته از آیات متعددی بر می آید از جمله آیه بعد از همین آیه:« و من لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنات المومنات فمن ما ملکت ایمانکم . . . . محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان» که در این آیه اولاً تأکید بر نکاح دائم است و سپس با «فاء تفریع» می فرماید برای پیشگیری از فساد و نفی ارتباط پنهانی و حفظ پاکدامنی برای کسانی که امکان ازدواج دائم برای آنان نیست، جهت نفی عنت و سختی و عسرت فشار غریزه جنسی، نوع دیگری از ازدواج را قرار داده است که با بیان «ذلک لمن خشی العنت منکم و ان تصبروا خیر لکم» اولاً اهمیت و تأکید بر ازدواج دائم روشن می شود.
ثانیاً: اینکه راه دومی است که مختص عسرت و اضطرار است و این یک راهکار شایع و عمومی نیست.
ثالثاً: در این گونه موارد اگر انسانها عفت پیشه کنند و صبر نمایند و به بی بند و باری و یا ذواقیت و هوسرانی از طرق مختلف، دامن نزنند بهتر است.
بر همین اساس ما در آیات و روایات به موارد متعدد و متواتر مفهومی بر می خوریم که نکاح با انسانهای ناصالح و فاسد یا شرابخوار یا انسان زانی، نکاح بدون تشکیل بیت و خانواده و سکونت مشترک، نکاح با زن حامل، نکاح بر پایه مباشرت بدون انزال یا انسان عقیم و . . . .. منع گردیده است.
از سوی دیگر وقتی مبانی حاکم بر تربیت را در خانواده و جامعه ارزیابی می نمائیم و به تثبیت اصولی از قبیل اصل مودت و رحمت، اصل سکونت و امنیت، اصل مصلحت خانواده، اصل عفت و کرامت، اصل معروف . .. . بر می خوریم، این امر آشکار می شود که مراد اسلام از ازدواج صرف ارضاء غریزه نیست، تا از تأکید و تعمیم در ازدواج دائم، به عمومیت و تأکید ازدواج موقت برسیم.
و به تعبیر فقه ملاک احکام در ازدواج دائم و ازدواج موقت یک چیز نیست و تنقیح ملاک و القاء خصوصیت در اینجا اصلاً جایی ندارد، تا بگوییم به جای ترغیب جوان به ازدواج دائم او را به سوی ازدواج موقت سوق دهیم.
لذا اسلام صراحتاً به اولیاء امور خانواده و حکومت و جامعه، امر به تسهیل و فراهم سازی زمینه ازدواج دائم را می نماید و با دستوراتی از قبیل «و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء . . . .» تأکید بر چند مسأله در مورد جوانان دارد از آن جمله:
قبل از اینکه جوان صلاحیت، عفت و پاکدامنی را از دست بدهد
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.